تیوال نمایش فرشته تاریخ
S3 : 07:42:45
  از تیر ۱۳۹۸
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: محمد رضائی راد
: میلاد رحیمی، رضا بهبودی، باران کوثری، میلاد شجره، سینا کرمی، سینا بالاهنگ، رزیتا علیزاده، فرنوش نیک‌اندیش، داوود پژمان فر، جاوید قائم مقامی، ستاره بذرافشان، سعیده فاضلی، ابوالفضل ابهر

: ساسان پیروز
: مجتبی جمشیدی
: مریم مظفری، نوشین جعفری، فرامرز اسدی
: آرین حقانی، امید رضائی
: نوشین جعفری
: سمانه حسینی
: فریبا کوچکی، سمیه خواسته، با تشکر از سارا مصطفی‌پور
: شایلان عشایری
: سید مصطفی طباطبایی‌نسب، امیرحسین بابائیان
: رضا خضرائی
: کسرا پاشایی
: علی شیرخدایی
: آبتین یغماییان، علی رادمند، پارسا خودآفرین
: علیرضا کی‌منش
: کوروش محمدی
: لادن مهران‌زاده
: علیرضا اسدی
: بهزاد نعلبندی
: آزاده ملک‌زاده
: نرگس فرشی، محسن قرایی

با ظهور فاشیسم و به قدرت رسیدن نازیسم در اروپا، بنیامین نیز همچون بسیاری از روشنفکران آلمانی راه تبعیدی خود خواسته را در پیش می‌گیرد و ابتدا مدتی را در فرانسه ساکن می‌شود. با پیشروی فاشیسم در اروپا و تسخیر فرانسه، بنیامین از راه کوهستان خود را به اسپانیا می‌رساند تا شاید بتواند با کشتی از اروپا خارج شود اما به دست مرزبانان اسپانیا گرفتار می‌شود و سرانجام، به آخرین صفحه از زندگی خود می‌رسد. نمایش فرشته تاریخ، از این نقطه آغاز می‌شود.

«فرشته تاریخ» با برخوردی آزاد، به روایتی از آخرین شب زندگی والتر بنیامین (فیلسوف و نظریه‌پرداز مشهور آلمانی) می‌پردازد.


» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بنیامین: اما من خودم یکی از اون لحظه‌های گم‌شده هستم. لحظه‌ای که هیچ‌کس نخواهد دید و هیچکس هیچ تصوری از این سرما و این وحشت کشنده نخواهد داشت، از این امیدی که لحظه‌ای در آسمان این شب تیره‌ درخشان می‌شه و باز در سیاه‌چاله ناامیدی پنهان می‌شه و من نمی‌تونم اونها رو به چنگ بیارم. رخداد شاید همین باشد دوستان همسرا؛ همین چنگ زدن نومیدانه و من از عصری ظلمانی خبر می‌دهم و بر ظلمت چشم گشوده‌ام.
[سیگار نیمه خاموش حشیش را روشن می‌کند و پُکی می‌زند.]
پرسه می‌زنم در حوالی خاطراتم. راهی به رهایی می‌جویم و نشانه‌ای به رهایی نیست. از میان دود لذت بخش و این نشئه سکرآور چنگ می‌زنم به این ستاره‌های تاریک و با پُکی دیگر از کنار این دریا، که در نور مهتاب سیمگون می‌درخشد، سر از بحرالمیت در می‌آورم، در زیتون‌ زاران گرم خاک فلسطین.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاریخ هم قهرمان و هم قربانیانش را تمسخر خواهد کرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
والتاریخُ یسخر من ضحایاهُ ومن أَبطالِهِ
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

فرشته : می خواهی به عنوان قاصدی از جهان پیشین چیزی بهشان بگی؟
بنیامین به تماشاگران نگاه می کند، انگار چیزی نمی بیند.

بنیامین : (کمی دست وپا گم کرده) دوستان من .... من شاید همون خاطره ای هستم که الان در لحظهء خطر روشن می شه. واینکه شما چطوردر اکنون خودتون تصویر من رو که جرقه زنان ظاهر می شه به چنگ می آرید.. و یا اینکه چطور در می یابید که لحظهء شناخت همون لحظهء بیداریه ... و یا اینکه هر تصویری از گذشته که به منزلهء یکی از مسائل امروز بازشناخته نشه می ره برای همیشه محو می‌شه.
و یا اینکه دراین کرهء خاکی برخی منتظران ورود ما بودن، اما ما در کابوس غرقه شدیم، آیا شما تحقق رویای ما خواهید بود؟؟
قطعا کاریه که دوبار باید دید..
۲۷ تیر
باز هم سپاس از نیلوفر عزیزم برای نقدهای خوبش که منو ترغیب به تماشای این نمایشِ (به حق) فاخر کرد.
مانا باشی، جانا!
۱۲ مرداد
صفورای عزیزم ممنون ازمحبت و لطف شما امیدوارم از دیدن نمایش لذت ببرید
۱۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اوتو: بذارید یه سوالی از شما بپرسم آقای بنیامین. اگر روزی من رو به عنوان یک نازی سابق دستگیر کنن و از تو بخوان که با شهادتت حکم اعدام من رو تایید کنی، این کار رو نمی‌کنی؟
بنیامین: این یه سفسطه آشکاره. چون تو این کار رو کرده‌ی و من هنوز چنین کاری نکرده‌م.
اوتو: آیا ممکن نیست بکنی؟ نه فقط به خاطر ایدئولوژی قهرآمیزت، بلکه به خاطر حفظ جیره غذاییت، خونه‌ای که درش با آسیه زندگی می‌کنی و یا پست دانشگاهیت این کار رو نمی‌کنی؟... فکر کن الآن بعد از جنگ هست و تو در دفتر دانشگاه برلین نشستی، ماموری می‌آد تو و می‌گه یک نازی سابق به نام فرانتس فن اوتو رو دستگیر کردن و برای حکم اعدامش به شهادت تو احتیاج دارن. تو چه می‌کنی دکتر بنیامین؟
[درنگ...]
از جواب طفره نروید آقای بنیامین ...
۲۱ تیر
۲۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نگاه پیشین تا پسین، من همه چیو تلی از ویرانه ها میبینم
فرشته نووس ( فرشته تاریخ ) :
در عین خیره شدن به چیزی گویی در کوشش دور شدن از آن است ، صورتش رو به گذشته دارد. ما زنجیری از حوادث میبینیم و او فاجعه ای را میبیند که ویرانی پس از ویرانی ببار آورده است
یادآوری گذشته برای رهایی از اکنون ماست
رویاهامون آنطور که میخواستیم نشد
تاریخ هم قهرمانانش را و هم قربانیانش را تمسخر خواهد کرد.
ما سوار قطار تاریخیم بدون هیچ ایستگاهی، حالا دیگه من تنهام و تاریخ برای من و فقط و فقط برای من متوقف میشه.
تصویر خاطره گذشته در لحظه خطر اکنون
اگه ژست حاصل وقفه ست ، پس مرگ باید ژست نهایی زندگی باشه.
نظم اساس پیشرفته
از چیزهای خوب گذشته آغاز نکن، از چیزهای بد جدید شروع کن
انقلاب شوک در روند تاریخه، مثل ترمز خطر قطار
بازی برعکس شده. الان عروسک الاهیاته و کوتوله ماتریالیسم ... دیدن ادامه » که باید مخفی بشه و به الاهیات خدمت کنه و این شوخی مسخره تاریخه.
اسطوره ها خطرناکن ، ملت ها برای ساختن خودشون دنبال اسطوره ها میرن

" تاریخ هم قهرمانانش را و هم قربانیانش را تمسخر خواهد کرد "

البته با این جمله مخالفم و اشکال بنیادین دارم باهاش !
تاریخ همیشه قهرمانانش رو ستایش کرده و اتفاقا این خاصیت تاریخه !
۱۸ تیر
بله اینم ممکنه ( نوعی دیگر از نگاه به مفهموم تمسخر )

فکرشو بکنید یه اجرا بذارن 5:30 تا 7 صبح بعدش بریم کله پزی :))))
۱۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاریخ هم قهرمانانش را و هم قربانیانش را تمسخر خواهد کرد.
"محمود درویش"
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادآوری گذشته برای رهایی از اکنون ماست.
این انتخاب آسونیه
انتخاب بین مرگ و مرگ، برزخ و برزخ..
حتی دوزخ و دوزخ :)
۱۵ تیر
درود و سپاس
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این یک مکالمه ی سقراطی نیست، یک محاکمه ی سقراطیه!
"امیدهای زیادی هست... اما نه برای ما..."
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حالا دیگه من تنهام و تاریخ برای من ،، فقط و فقط برای من متوقف میشه.
اگه ژست حاصل وقفه ست ، پس مرگ باید ژست نهایی زندگی باشه.
تاریخ برای من به پایان رسیده، در حالی که همچنان تند باد میوزه و در این زمانه اکنون رگباری از ترکش های مسیحا بر من میباره.
حالا من خاموش می شم و شما سرود پایانی تون رو بخونین دوستان من.
این یک پایان ناتمام هست
پایان دردناک ...
۰۵ تیر
تعبیرش از ترکش های مسیحا توو اون لحظه عالیه
۰۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از چیزهای خوب گذشته آغاز نکن
از چیزهای بد جدید شروع کن...
تاریخ هم قهرمانانش را و هم قربانیانش را تمسخر خواهد کرد
محمود درویش
رفیق جانمممم :) عالی
۰۴ تیر
شما بهترینی و لاغیر عزیز دل :)
۰۶ تیر
حامی جان
به نظر طولانی اما ارزشمنده
۰۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برشت با خنده از جوف عروسک بیرون می آید.

برشت: هنوز خیلی مونده تا بازی یاد بگیری والتر.
بنیامین: برشت تو اون تو چه می‌کنی؟
برشت: من همون کوتوله‌م.
بنیامین: اما کوتوله الاهیات بود و عروسک ماتریالیسم.
برشت: بازی برعکس شده. الان عروسک الاهیاته و کوتوله ماتریالیسم که باید مخفی بشه و به الاهیات خدمت کنه.
آسیه: شوخی مسخره تاریخ!
برشت: نه این یک بازی دیگه‌ست؛ واژگون شدن الاهیات واژگون.

چه اجرای نفسگیری و به چه نقطه اوج درخشانی در کار اشاره فرمودید...
۰۴ تیر
معلم گرانقدر و مهربانم سپاس از لطف و مهر بی دریغ تان که همیشه نصیبم می شود..حضور بزرگوارانه تان باعث دلگرمی و سرافرازی من است. ارادتمندم . همیشه برقرار باشید
۰۵ تیر
خواهش می کنم ابرشیر عزیز
سپاسگزارم
قلمتان سبز
مهرتان ماندگار

۰۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید