تیوال نمایش قهوه برزیلی
S3 : 13:31:17
نمایشنامه تقدیرشده بخش جایزه رادی جشنواره تئاتر دانشگاهیان ایران
  ۱۹ خرداد تا ۰۶ تیر
  ۲۱:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: کامران شهلایی
: سمیه مهری
: شراره رخام، علی شیری، سهیل محزون و سمیه مهری

: شکوفه بابایی
: فریدا صفاییان
: پروین شفیعی
: آرش روحی، میلاد ساریخانی
: آتوسا قاضی
: جلال تبریزی
: فرشید ابوالحسن زاده
: سحر طباطبایی
: الهه حاجی زاده
: امید راهوار، حسین وهاج
: امید راهوار
: مهتاب قرآنی
: غزال عنایتی، آرزو پاشا
: گیتی شاکری
: فرشته سهی
یه‌کم ترسناکه بعد چند سال دیدن آدمی که یه دوره‌ای نزدیک‌ترین آدم زندگیت بوده.

گزارش تصویری تیوال از نمایش قهوه برزیلی / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش قهوه برزیلی | عکس نمایش قهوه برزیلی | عکس نمایش قهوه برزیلی | عکس

اخبار وابسته

» مشکلات زنان دغدغه همیشگی من است

» پیش فروش نمایش «قهوه برزیلی» در سایت تیوال آغاز شد

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر، بام خانه هنرمندان
تلفن:  ۸۸۳۱۰۴۵۷، ۸۸۳۱۰۴۵۸


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بنده این نمایش را از منظر یک مخاطب عام تئاتر ایران مورد بررسی قرار می دهم.
این نمایش بیانگر نگاهی کم سطح به روابط رو به انحطاط این روزهای جامعه ما که متاثر از شبکه های اجتماعی شده می پردازد و بار دیگر با بازطرح مساله(جذاب) خیانت تلاشی در راستای آن دارد که نشان دهد چگونه ساده اندیشی یک زن در مقام همسر(خ مهری) و عدم پایبندی یک مرد در مقام همسر و صد البته نفر مونث سوم(خ رخام)می تواند زمینه ساز مسائل دیگر گشته و حیات یک زندگی نابود گردد.
نویسنده تمایل دارد با طرح کلمه هایی چون "اگر من این کار را نمی کردم" تلاش در آن دارد تا با طرح مساله سهل انگاری ضمن ارائه راه حل به مخاطب، عنوان نماید که می شد با اندکی دور اندیشی جلو چنین مصائبی را گرفت غافل از اینکه درخت اخلاق جامعه از ریشه پوسیده است و مسائلی چون شبکه های اجتماعی، اختلاط روابط زن و مرد، عدم توجه ... دیدن ادامه » به روابط پنهان خانواده، همگی بستری است در جهت انحطاط اخلاق و تماما وسیله رسیدن به هدف می باشند. به نظر بنده بهتر بود با واکاوی عمیق تر و ریشه ای تر(مثلا استفاده از تجارب روانشناسان و متخصصان مسائل اجتماعی و ...) لایه های پایین تری از این مسائله به نمایش در آمده به نمایش محصول نهایی خیانت(زن و مرد کلید دار داستان) در کنار شبکه های اجتماعی به عنوان وسیله و سهل انگاری به عنوان جرقه این اشتعال بسنده نمی شد. شاید می شد بدینوسیله مخاطب را دست پر تر و با دغدغه بیشتر و ذهن مشغول تر روانه جهان بیرون نمایش نمود. مثلا مسائلی چون" پس اخلاق چه می شود" یا" راه حل چیست" یا "من به عنوان فردی از این جامعه چه باید بکنم" یا " شبکه های اجتماعی ضرورت امروز دنیاست حال رویکرد ما در این رابطه چگونه باید باشد" یا " رویکرد ما در رابطه با افراد ضعیف تر در حفظ رابطه زناشویی چگونه باید باشد" یا " من به عنوان یک همسر چگونه باید باشم" می توانست به غنای متن کمک نماید.(آقای شهلایی ضمن استفاده از کارشناسان مسائل اجتماعی، از منتقدان تندی که می توانند به غنای متن شما کمک شایانی نمایند بهره بجویید. ضمن حفظ اعتماد به نفس بالا، از افرادی که از متن شما را تشویق می نمایند فاصله گرفته و دست متنقدان تند خود را به گرمی بفشارید.
بازی ضعیف خانم رخام با آن لحن بچگانه در رویاها(که البته ربطی به خود ایشان و مهارتشان ندارد) و یا نحوه نشان دادن چگونگی جذب شدن یک زن در یک رابطه با یک مرد متاهل مساله دار، یا بازی یکنواخت خانم مهری یا اغراق آمیز ایشان در سکانسهای پایانی و عدم وجود توازن در بروز احساسات مسائلی است فنی که نیازی به اضافه گویی ندارد. البته به نقش برجسته آقای شیری نیز باید اشاره نموده و از ایشان تقدیر نمایم. کمتر نمودن نقش "کودکی که هرگز متولد نشد" و عمق بخشی به متن می توانست به غنای مطلب کمک نماید. مواردی چون توجه به چیدمان منزل زن خاطی در شیب تند جریان احساسی سکانسهای پایانی، نتیجه ای جز از ریتم افتادن انتقال مطلب به مخاطب نداشت.
سایر موارد : (زمان و احترام به حریم خصوصی)
زمان ارزشمند ترین دارایی هر فرد است. با آغاز دیرهنگام نمایش و اتلاف وقت مخاطب در جهت تشویق هنرمندان مدعو و همچنین در اختیار دادن صندلی افرادی که با هزینه کرد شخصی در این نمایش حضور یافته اند موجبات ناراحتی ایشان را فراهم ننمایید. گرفتن عکس از مخاطبان و تماشاگران نیازمند اجازه است و باید از ایشان خواسته شود چنانچه دوست دارند در عکس یادگاری شما حضور داشته باشند. فراموش نکنیم مخاطب اصلی نمایش همین تماشاگران ساده و بی اسم و نشان می باشند که با حمایتهای مادی و معنوی ما زمینه ساز تعالی فرهنگ ایران عزیزمان هستند.
دو نکته:
1- ویرایش متن از لحاظ نگارشی و ... به دلیل زمان اندک مقدور نبود.
2- خانم مهری من منتقدان تند خود را از دوستان بسیار نزدیکم بسیار بسیار بسیار بیشتر دوست می دارد. ایشان موجبات تعالی بیشتر من هستند تا مشوقان من. لذا از دست من ناراحت نباشید
3- از بیان نکات مثبت این نمایش خودداری گردید.
حمیدرضا مرادی، علی جباری و رضا بهکام این را خواندند
فرزاد جعفریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کامران شهلایی در مقام نویسنده، و سمیه مهری در مقام کارگردان، در نمایش «قهوه برزیلی» به سراغ آدم‌هایی از طبقه متوسط جامعه رفته‌اند که گویا گرفتار ملال‌اند و از پس عشق‌های ممنوعه، دچار بحران اخلاقی خواهند شد. شراره رخام ایفاگر نقش یک زن است در آستانه بحران میانسالی , مشغول ترجمه داستان‌های کوتاهی از ادبیات فرانسه. زنی که با شخصیت‌های داستان‌های ترجمه شده، همذات‌پنداری پیدا و پنهانی دارد و در ادامه، وارد رابطه‌ای مسئله‌ساز با شوهر بهترین دوست خود می‌شود و کارش به تباهی و مرگ می‌کشد.
کامران شهلایی همزمان دو روایت را به پیش می‌برد، روایت قبل از فاجعه و روایت بعد فاجعه: مردگان و زندگان. بنابراین با دو فضای تنیده اما متضاد روبرو هستیم که قرار است به موازات هم، روایت عشق‌ها، جنایت‌ها و مرگ‌ها باشد. یک استراتژی اجرائی که گاه به پیچیده شدن ... دیدن ادامه » روایت یک‌ساعته نمایش منجر شده و گاه امکاناتی فرمال و روایی ایجاد می‌کند.
طراحی صحنه قرار است مینیمالیستی باشد، اما وسوسه کنار هم قرار دادن چند صندلی که شخصیت‌ها به تناوب بر آن نشسته و مشغول بیان ذهنی و عینی زندگی خود باشند، فضا را اندکی شلوغ کرده. فضای نزدیک تماشاگران، مربوط است به زیست انسانی که تعمدا سقط شده و مشغول بازی‌های کودکانه است.
به هر حال، «قهوه برزیلی» بازنمایی زوال اخلاقی جامعه این روزهای ماست. اما نکته اینجاست که چه به لحاظ اجرائی و چه از منظر روایی، پیشنهاد تازه‌ای ندارد و گرفتار ملال‌زدگی و از نفس افتادگی است. این مسئله البته از نمایشنامه کامران شهلایی می‌آید و با لحن احساسات‌گرایانه سمیه مهری، تشدید می‌شود. همان احساساتی که در نهایت، قرار است به سرنوشت تلخ مادری که فرزند خود را سقط می‌کند و دست به جنایت می‌زند، نگاه ویژه داشته باشد. همان نقشی که خود کارگردان بازی می‌کند و از این منظر، توان ایجاد فاصله احساسی با نقش را ناممکن می‌کند. این را می‌شود از اشک‌های بازیگر/کارگردان نمایش در انتها مشاهده کرد.
بازی شراره رخام بعد از اجرای «سیاست سوختن شربت‌خانه»، نشان از سبک ویژه اوست که چندان فراز و فرود ندارد و گاه یکنواختی را موجب می‌شود. به نظر می‌رسد او احتیاج به تجربه بیشتری در زمینه بازی روی صحنه تئاتر دارد تا بتواند تمایزها و تفاوت‌ها را بهتر از این روزها، اجرائی کند. علی شیری اما توانسته نقش یک مرد در آستانه خیانت و تجربه عشقی تازه را ایفا کند. بازی او در نمایش «مسئله غامض» به نسبت قابل اعتنا بود و نویدبخش یک بازیگر آینده‌دار.

در نهایت، گروه اجرائی بهتر آن است که در باب مسئله اخلاق مردمان طبقه متوسط شهری، بار دیگر به تامل تازه نشیند و رسالت تاریخی این‌گونه اجراها در نسبت با واقعیت جامعه بحران‌زده معاصر را روشن کند. قهوه برزیلی، اسم رمز خیانت‌ورزی و دست به جنایت زدن دوران معاصر جامعه ماست. اما نکته اینجاست که طعم و لحن تازه‌ای به مشام و مشاهده نمی‌رسد و می‌شود گفت، بازتولید همان زیباشناسی مالوف این سال‌هاست.
جناب خدایی سلام؛
گزینه احتمال افشاء جهت لو رفتن داستان نیازمند روشن شدن است.
۲۵ خرداد
ممنون. اعمال شد.
۲۵ خرداد
ارادتمندم جناب خدایی
۲۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش از متن و کارگردانی خوبی برخوردار بود جز کلاگیس و لباس خانم رخام که خیلی روی اعصاب بود نقاط ضعف چشم گیری نداشت و افسوس برای انتخاب شراره رخام درچنین نقش سختی اخه چرا این ادم این همه بازیگر خوبه تیاتری مگه مجبورید چه لزومی داره حتما این خانم در تمام کارهاش کلاه گیس بذاره نه به شخصیت کمک می کنه نه به کار البته بازیگر نقش فرید هم جای کار بیشتری در مجموع امیدوارم اجراهای بهتری از این گروه ببینم
یک نمایش به شدت ضعیف از منظر کارگردانی و بازی ها اما از نظر متن نمایشی حرف هایی برای گفتن داشت.
بازی بازیگران بخصوص بازیگران مرد و البته بازی بد خام رخام واقعا اذیت کننده بود.
کاش خانم مهری بیشتر از اینکه بازی می کردند در مجموع به کارگردانی خود توجه بیشتری داشتند.
این نمایش یکی از کارهای ضعیفی بود که در این مدت دیدم و بیشتر از همه انتخاب بازیگران و شیمی کاراکترها باهم هم خوانی نداشت. بازیگران بسیار بهتری در حوزه تئاتر فعالیت می کنند که می توانستند انتخاب های مناسب تری باشند.
کار در زمان مناسبی در تاریخ معاصر ایجاد شد، روزهایی که بوی قتل و خیانت و دروغ می دهد. متن این کار اگرچه کمی کم عمق، اما از کارگردانی، پرداخت و اجرای کار قوی تر بود. اولا که معتقدم کارگردان در انتخاب بازیگران هم چندان موفق نبوده و حداقل دو نقش از چهار نقش، درست انتخاب نشده بود. بسیاری از اجزای کار همین کیفیت 50 درصدی را داشت و مجموعه ی کار دلچسب و دلپذیر نبود.
نکته قوت کار رفت و برگشت به "نوزاد مرده ی نزیسته" و "زیسته ی مرده" بود که از صحنه ی اول کار امیدوار بودم گفتگوی عمیق تری بینشان ببینم که آن هم حاصل نشد.
خانم مهری، بازیگر/کارگردان نمایش شاید نیاز باشد بیشتر روی حس عمومی بازیگران کار کنند. دیالوگ عاجزانه ی خودشان هم بهتر است به زینت اشک آراسته شود. لحن کلام خانم رخام با نوزاد مرده به سلیقه ی من حتما نیاز به بازبینی دارد و کاش این کار پیشتر ... دیدن ادامه » انجام می شد و اجراهای اولیه تحت تاثیر عدم هماهنگی ها در دیالوگ گویی ها قرار نمی گرفت. نور در هنگام خروج بازیگران در صحنه های متوالی بسیار زیاد بود و بهتر است تاریکی در اجراهای بعد که بازیگران صحنه را بهتر یاد می گیرند اتفاق بیفتد. بازیگران گاهی در جای مناسب نسبت به نور پروژکتورها قرار نمی گرفتند که بهتر است لحاظ شود.
بی شک این کار در طول اجرا بهتر می شود اما عادت بدی ست و تفاوت کار کارگردانان بزرگ و کم تجربه همین نکات است. حس می کنم خانم مهری این کار را با عجله به روی صحنه برده اند. با همه ی احوال از دیدن و حمایت از یک کار کاملا ایرانی پشیمان نیستم و آرزوی پیشرفت برایشان دارم.
امیر مسعود، محسن جوانی، فرزاد جعفریان و نیلوفر ثانی این را خواندند
حامد بیرامی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه قهوه سرد و بی مزه...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید