۱. همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق ایمیل و روش‌های اینترنتی در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
۲. برای پیش‌گیری از شیوع بیشتر ویروس کرونای جدید، همه تئاترها، کنسرت‌ها و سینماها تا پایان هفته یعنی آدینه ۹ اسفندماه تعطیل است. اطلاعات بیشتر
تیوال نمایش حلاج گفت: امروز بینی و فردا بینی و پس آن فردا
S2 : 16:17:50
امکان خرید پایان یافته
  ۱۷ آبان تا ۰۳ دی ۱۳۹۵
  ۱۸:۰۰
  ۴۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: نیما دهقانی
: زهره بهروزی نیا

: هادی بادپا
: مهرنوش شریعتی
: رامین سیار دشتی
: رضا بهجت
: زهره بهروزی نیا

این نمایش تا ۱۹ آذر ماه بوده و یک اجرای دیگر تنها در تاریخ ۳ دی ماه خواهد داشت.

برنده جوایز:

- نمایشنامه منتخب از جشنواره عروسکی بین المللی مبارک- یونیما تهران (۱۳۸۹)
- بهترین بازیگری زن از کارناوال عروسکی بین المللی آلماتی-قزاقستان(۲۰۱۱)
- بهترین بازیگری و بهترین نمایش اصیل و خلاق از جشنواره عروسکی بین المللی پراگ-چک(۲۰۱۱)
- جایزه بزرگ جشنواره لومژای لهستان (۲۰۱۲) و جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره Animart لهستان (۲۰۱۶)

گزارش تصویری تیوال از نمایش حلاج گفت: امروز بینی و فردا بینی و پس آن فردا / عکاس: گلشن قربانیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» تصمیم به روایت تاریخ ندارم

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

 
گفتگوی تیوال با زهره بهروزی نیا
ما نمی خواستیم تئاترِ تاریخی بسازیم، ما به دنبالِ نگاهِ جدید و تازه ایی بودیم

مکان

میدان ولی عصر، بلوار کشاورز، بعد از خیابان فلسطین خ کبکانیان، نبش کوچه مرتضی زاده، پلاک ۱۰ و ۱۲
تلفن:  ۸۸۹۵۲۴۴۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
عشق یعنی به زندگی پس از دارآویختن رسیدن سوختن و خاکستر شدن و افراشتن
درود به تمامی گروه
استفاده بهینه از زمان در اشاره به نکات اصلی داستان و ترکیب مناسب عشق زمینی و عشق فرا زمینی برای فهم راحتر موضوع و پیگیری قصه از طرف تماشاچی و استفاده از دیالوگ های روان تلفیق خوب و کاربرد به موقع از هنر سایه و راوی قصه وحضور بازیگر و عروسک ها استفاده از طراحی لباس مناسب با موضوع و صعود و فرود خوب موسیقی و طراحی صحنه خوب با اصول عروسک گردانی در این میزانسن قابل توجه بود استفاده از طنزظریف در انتقاد و صداپیشگی مناسب از طرف بازیگر هنر شاخص بازیگر و کارگردان را با حضور یک بازیگر کامل ارائه میدهد و از آنجایی که نمایش عروسکی را به عنوان هنرهای نمایشی آئینی و سنتی هر کشور نیز میشناسیم و اسامی , شهر و اقوام ایرانی در این نمایش نام برده شده بهتر بود بر روی پارچه ... دیدن ادامه » نوشته, ازهنر خوشنویسی زیبایی در کنار سایر نوشته استفاده می شد و درست است که ماجرا برای روزگار حال تعریف میشود و این سخنان از مردم این دوره و زمانه نیز سر میزند و تصاویر و نیمرخ های به تصویر کشیده شده بر روی پارچه باید انسان های امروزی را نیزنشان دهد ولی بهتر بود تصاویری از نحوه پوشش ایرانی از دوران گذشته نیز به صورت شاخص به تصویر کشیده میشد استفاده بیشتری از ریتم و نواک های بالاو پایین موسیقی در لحظات اعدام می توانست دل آشوب بودن همسرش را بیشتر به تصویربکشدوبه تماشاچی القا کند .
خدا قوت عالی بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
من سه شنبه شب نمایش را دیدم اما متأسفانه مشغله اجازه نداد زودتر در موردش بنویسم. شمس عزیز به خوبی به وجوه مختلف این نمایش پرداختند و یادداشت خواندنی و مغتنمی بر آن نگاشته اند که البته پیشنهاد میکنم بعد از تماشای نمایش مطالعه بفرمایید.

از صمیم قلب به این گروه کوچک اما قوی که از کار تک تکشان لذت بردم تبریک میگویم؛ از متن و کارگردانی و طراحی صحنه گرفته تا بازیگری. یک اثر خلاقانه و بسیار ارزشمند، دارای تفکر و هنرمندانه.

به خصوص مضمون و محتوای نمایش مرا به تحسین وا میدارد در حالی که فقدان محتوا به شدت در تئاتر ما و به ویژه نمایش های ایرانی وجود دارد. آگاهی و درک بالا نسبت به چنین مضمونی و ارائه ی هنرمندانه ی آن فراتر از انتظار من بود. اگر تئاتر همچنان در قلب ما جایی دارد به خاطر حضور چنین گروه های خوش فکر، خوش قریحه و مستقل است. امیدوارم شاهد ... دیدن ادامه » موفقیت های روزافزون این عزیزان باشم و مشتاق تماشای تئاترهای آتیشان هستم.

پ. ن. از آن دست نمایش هاییست که از تماشایش سیر نمیشوید. من که دوباره به دیدنش خواهم رفت. درین روزهای پایانی این تئاتر اصیل را از دست ندهید.

اصیل به معنای original
سلام ذوق زده عزیز. واقعا حیف که کارهای خوب و بی ادعا این طور مظلومانه به صحنه میرن و ما هیچ! ماه نگاه!
البته از حق نباید گذشت که خود دوستان دست اند کار هر نمایش هم اگر در زمینه تبلیغات مجازی فعال تر عمل کنند شاید شاهد این حجم از مظلومیت نباشیم.
تمام تلاشم ... دیدن ادامه » رو میکنم که تو این مدت کوتاه باقیمانده به تماشای این کار بشینم. فقط اگر زحمتی نیست ساعت شروع (از نظر تاخیرهای احتمالی) و ساعت پایان نمایش رو هم بفرمائید برای برنامه ریزی ممنون میشم.
مانا باشید
۰۶ آذر ۱۳۹۵
سرکار خانم پرندریس عزیز من نگفتم گناه تیوال بوده!! من میگم حالا که متوجه این موضوع شده یک توضیح یک خطی در این باره دادن جای دوری نمی ره همین!البته حالا که گذشت دیگه این حرفا دردی دوا نمی کنه ایشالا تئاتر های بعدی
۰۶ آذر ۱۳۹۵
ما که سر درنیاوردیم از این قضیه ولی در کل ظاهرا دوره اجرا تموم نشده و برای روزهای آینده هم بلیت فروش انجام میشه. قابل توجه سرکار خانم پردیس که مثل من حسرت دیدن این کار رو میخوردن. هنوز وقت هست برای دیدن این کار
۰۸ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید






یادداشت کوتاهی بر نمایش« حلاج گفت : امروزبینی و فردا بینی و پس آن فردا » به کارگردانی« زهره بهروزی نیا »
لینک یادداشت : http://namayesh1.com/News.aspx?id=25228


عکسی متناسب با محتوای نمایش« حلاج گفت : امروزبینی و فردا بینی و پس آن فردا »
لینک عکس : http://uupload.ir/files/048g_gharar.jpg






درود به قلمت محمد جان؛ بسیار لذت بردم و ترغیب شدم به تماشای این نمایش.
۲۹ آبان ۱۳۹۵
بزرگوارید جناب رحمانی عزیز ،وامدار لطف و سخاوتتان هستم،سایه لطفتان گسترده هست،گسترده تر باد
۰۸ آذر ۱۳۹۵
مرسی گرامی
۱۰ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شمس
«سه روز از تاریخ عشق در جهان عروسک‌ها»

«چون خلق در کار او متحیر شدند،منکر بی قیاس و مُقّر بی شمار پدید آمدند و کارهای عجایب از او بدیدند.زبان دراز کردند و سخن او به خلیفه رسانیدند و جمله بر قتل او اتفاق کردند،از آن که می گفت:«اناالحق».گفتند بگو:«هو الحق».گفت:«بلی ! همه اوست.شما می‌گویید که:«گم شده است؟بلی که حسین گم شده است.بحر محیط گم نشود و کم نگردد»
تذکرةالاولیا،ذکر حسین منصور حلاج

اجرای عشق با مواد ناشناخته

نمایش «حلاج گفت:امروز بینی و فردا و پس آن فردا»اثری در خور توجهات شایسته‌تر و دقیق‌تری است.اهمیت نمایش علی رغم کوتاهی زمان اجرای آن،پیشاپیش در چند نکته ی محوری است.نخست آن که زندگی و بر دار شدن منصور حلاج را از منظری زنانه(با روایت زن او)بررسی می‌کند.سپس تلاش برای نمایشی‌سازی(dramatize) بخشی مهم از ادبیات کلاسیک فارسی در فضایی معاصر،و آن‌گاه استفاده از مواد عروسکی برای میدان دادن به امکانات نوینی که برای به صحنه آوردن واقعه‌ای عرفانی مورد نیاز است،و شاید نتوان در چارچوب های کلاسیک و مدرن تئاتر از عهده ی آن برآمد.هنوز ظرفیت‌های نهفته ی تئاتر عروسکی در خور تعمق ژرف‌تر و بایسته‌تری است که نشان از رویکرد‌های خلاقانه ای دارد که می توان در پرتو «جدایی ناپذیری شکل و محتوا»آن را با یک «سیاست مواد اجرایی»که رو به سمت کمینه شدن دارند،به سوی افق‌هایی کشف ناشده متحول کرد.نمایش در بهرگیری از پارچه‌های سفید با محتوای نام «حلاج»که به معنای «کسی[است] که با دستگاه مخصوص پنبه را از دانه جدا می‌کند،کسی که پنبه را با کمان می زند»(فرهنگ عمید)،قرین می شود.عروسک‌هایی که بر صحنه در تخیل زن حلاج(که ما تا پایان نمی‌دانیم به یقین زن اوست یا دختری است که حلاج را در خیال خود پروده؟) جان می گیرند،همه به منزله‌ی صورت هایی از «خیالی انضمامی شده» تجسم می یابند که از حقیقت حلاج بر می‌خیزند.«حسین منصور از بیضا فارس بود و در واسط پرورده شد»(عطار نیشابوری،1386‌‌: 510).شبستری در «گلشن راز» او را کسی می داند،که پنبه‌ی «خود» را زده است،و این تعبیر شاعرانه-فلسفی را در معنای واژه‌ی حلاج بسط می دهد.
زندگی منصور حلاج که آوازه ی عشق او قرن هاست که ادبیات عارفانه و عاشقانه را مشحون ساخته،در دوران معاصر آن چنان که باید در هنر حضور و وجود خویش را عیان نکرده است،در حالی که پروژه‌های مختلف از تحقیق در مورد هملت شکسپیر تا انواع و اقسام نویسندگان گاه درجه‌ی دوم در حال اجرا شدن است،آثار بی نظیر ادبیات کلاسیک فارسی که قدرت‌های شگفت نمایشی دارند،در پرده‌ی فراموشی و خاموشی اند.چرا باید این گونه باشد،که ما از این پشتوانه‌ی غنی و حاضر محروم بمانیم.در این فضاست که کار زهره بهروزی نیا کارگردان نمایش در «معاصر سازی ادبیات کلاسیک فارسی» با «مواد ناشناخته‌ی اجرایی» اهمیت می یابد.صحنه‌ی آغازین با رقص زن از پشت پرده آغاز می شود،از پشت پرده‌ای سفید که گویی هم پرده‌ی اسرار است و هم همان سراپرده و اندرونی سنتی که زنان را از بخش های بیرونی تر جدا می کند.تقسیم بندی صحنه با چند طناب و آویزان کردن پارچه های سفید از آنان به نحوی است که با پیشروی نمایش کارکردهای خود را یکی پس از دیگری پیدا می کنند.بازیگر زن نمایش که یک تنه بیش از ده نقش را تجسم می بخشد،در هر مرحله‌ای از روایتِ سال های پایانی مرگ حلاج ،و ورود چهره های جدید، به صورت‌های نوینی تجسم می بخشد،به نوزادان و فرزندانی از حلاج که در بطن اوی‌اند،و به بیرون فرافکنده می شوند،به شخصیت های مرتبط با حلاج مانند ابن فاتک،ابن عطا آدمی،و شبلی..و سپس دادگاهی فرمایشی که در آن حلاج به مرگ محکوم می شود.حضور منصور در خیال زن در اتصال و انفصال دائم است:«خواب دیدم منصور سرش را گذاشته بر شانه‌ام و می گریست،اشکی نبود.نوازش می‌کردم سرش را.اولین بار ذکری نبود.تنی هم نبود.گفتم منصور تن ات؟»و این گونه زن منصور را با کنش ها ،گفتار و عروسک های دائماً بر صحنه آینده تجسم می بخشد.ابن عطا آدمی در قالب عروسکی تجسمی می یابد:«می گویند حکمش نزدیک است هر که نفرین کند سکّه می دهند.هر لعن سه سکّه».زن از خالی شدن اطراف حلاج از آنان که جماعت عیّاران می نامد شکوه می‌کند:«آن‌ها کیستند که سنگ می اندازند،پیروان عمرو مکّی،ابراهیم،برادر ابن فاتک و شبلی» و بدین ترتیب «حضور غایب حلاج» از میان پارچه‌ها و عروسک‌ها دیدنی و عینی می شود.با همه‌ی مقام و پاسداشت حلاج در جهان زن،حلاج تصویر‌گر کسی می‌شود که نبودنش آتشی است بر هستی زن:«وقتی در آینه ها تکثیر می شدم،وحدت کدام وجود را اثبات می‌کردی؟».
صحنه ی دادگاه که بازیگر زن به جای نقاب های عروسکی سخن می گوید و چندین نقش و صدای مختلف را عینیت می بخشد،آخرین مرحله و طنابی است که صورتک های آویزان با ورود به صحنه،نمایش مرگ حلاج و به دار آویختن او را اعلام می کنند.و پارچه‌ای که به طناب گره می خورد به نشانه گره خوردن طناب به گردن حلاج است.«نقل است درویشی از آن میان از او پرسید عشق چیست؟".گفت:«امروز بینی و فردا و پس فردا.»آن روزش بکشتند و دیگر روز بسوختند و سیّوم روز به باد بردادند»(همان:516).

مقام عین الجمع و نام های زن در تاریخ

زن در طول نمایش از دو نکته‌ی مهم سخن می‌گوبد.او خواهان آن است که با نام خود خوانده شود،نه به نام «ام الحسین»،به نامش که «عقیق،ساره،شمس،شهرزاد،و سودابه» است،با این وصف،او جایی نوین در نظم نمادین مستقر می یابد،و هستی متفاوتی پیدا می‌کند،زن در مقام عروسک گردانِ«صور خیال»،قدرت گذر از همه‌ی «هم‌هویت‌سازی»ها(identifications) با شخصیت‌های مختلف را می یابد تا به «نام‌های زن در تاریخ »بپیوندد.تا میان این نام ها سفر کند.به این ترتیب، نمایش موفق به معاصر سازی هستی زنانه با «گذر از هیستری زنانه‌ای » می شود که همواره زن را به یک هم هویت شدن با دیگری باز می گرداند.(هیستری از دید لکان در هم هویت سازی دائمی و واگذری میل خود به میل دیگری شکل می گیرد)این گذر از هویت‌سازی با شخصیت‌ها به نام‌های تاریخ در پرتو ورود عروسکی رخ می‌دهد که خود را «تاریخ» می نامد.آن گونه که نیچه می گوید:«من همه ی نام های تاریخم».زن با شخصیت های مهم زن تاریخ یکی می‌شود.شخصیت هایی که جایی در «نظام عروسک گردانی مسلط ندارند»،بلکه اکنون باید از دل مواد جدید اجرایی در خیال تماشاگر شکل بگیرند.
زن از مقام عین الجمع حلاج سخن می گوید.و این مرتبه‌ای است که در سفر چهارم در اسفار اربعه رخ می‌دهد که در آن رهرو دیگر بار به «امر اجتماعی» باز می گردد،به ساده ترین و عادی‌ترین چیزها ،که اکنون بدل به شگرف ترین شده اند.این مرتبه ای است که البته حلاج به آن دست نیافته است ،آن گونه که عارفان دیگر از آن سخن گفته اند،اما شور و شیدایی شگفت او چنان است که آوازه ی دار چندان به دور حلاج پیچیده است که حقیقت او جز با رسیدن به آن به اجرا در نمی‌آید:«چو منصور از مراد آنان که بر دارند بردارند/بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند می‌رانند».

عبارات ... دیدن ادامه » نقل شده از تذکرة الاولیا از منبع زیر است:
عطار نیشابوری،تذکرة الاولیا،بررسی،تصحیح متن،توضیحات و فهارس:دکتر محمد استعلامی،تهران:انتشارات زوّار،1386.

مثل همیشه جامع و بی نقص،طوریکه جای هیچگونه ابهامی باقی نمی گذارد.بی شک این نمایش که در لیست توجه من نیز بود ،تماشاییست که بعد از مدتها از شما می خوانیم.ای کاش دیشب به جای اتاق فاستوس اینرا انتخاب می کردم!
درود شمس ارجمند و سپاس از حضور یگانه ی شما
۲۵ آبان ۱۳۹۵
شمس
دوست عزیز،جناب ذوق زده گرامی...
ممنون از این که لطف دارید....حقیقتاً این نمایش ارزش دیگر باره دیدن را دارد.ولی چه حیف که آن چنان که شایسته ی آن بود دیده نشد....ممنون از شما دوستان عزیز که از این آثار ارزشمند حمایت می کنید....
درود بر شما....
۰۷ آذر ۱۳۹۵
بله متأسفانه، امیدوارم فرصتی دوباره برای تماشای اون پیش بیاد.
۰۷ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید