تیوال نمایش هتلی ها
S3 : 15:00:14
امکان خرید پایان یافته
  ۰۷ آبان تا ۱۷ آذر ۱۳۹۴
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: ساناز بیان
: حمید رضا آذرنگ
: (به ترتیب حروف الفبا) حمیدرضا آذرنگ، نسیم ادبی، مونا فرجاد، سام کبود وند، آیه کیان پور، ستایش محمودی، آناهیتا همتی

: محمد قدس
: ابراهیم اثباتی
: مجید علی اسلام
: کامران خلج
: همراز بیان
: مهدی بوسلیک
: بهزاد اسحاقی، راحیل مرشدی
: رضا قاضیانی
: بهروز هداوند
: مریم نراقی
: علیرضا حسینی، فرید حسینی

گزارش تصویری تیوال از نمایش هتلی ها (سری دوم) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از آیین افتتاح نمایش هتلی ها / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش هتلی ها / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش هتلی‌ها روز شنبه ۷ آذرماه ساعت ۱۹:۳۰ اجرای ویژه ای خواهد داشت

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
از دل چسب ترین اجراهایی بود که دیدم
بازی های عالی
مخصوصا جناب آذرنگ و خانم ادبی
امیررضا شریعتی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام

بعد از عامدانه، عاشقانه، قاتلانه که در تالار شمس تماشا کردم، این دومین کاری بود که از خانم بیان میدیدم. هر دو نمایش به اعتقاد من بینظیر و متعهد ترین تئاترهایی بودند که تا به حال دیده ام و به شدت تحت تأثیرم قرار دادند. یادم نمیآید پای هیچ نمایشی اینقدر اشک ریخته باشم که امشب پای هتلی ها ریخته ام و حتی الآن باز با یادآوریش اشک در چشمانم حلقه میزند و بغض گلویم را میگیرد. نمایشی که هم عاقلانه میخنداند و هم عاقلانه میگریاند و این همان چیزیست که تئاتر باید باشد. خنده دارترین صحنه اش برای من شاید جایی بود که امید به اشتباه شیشه ی مشروب را سر کشید و گریه دارترین صحنه شاید نواری که پدر برای نگین ضبط میکند.

من عاشقانه آقای آذرنگ را دوست دارم و خوشحالم که خودشان این نقش را بازی کردند. خطاب به این گروه دوست داشتنی میخواهم بگویم که خیلی بدجوری خوب بودید! ... دیدن ادامه » صمیمانه از شما سپاسگزارم و به شما خدا قوت میگویم.

پ. ن. اولین باری بود که تمرین یک نمایش و آخرین اجرایش را دیدم.
برعکس نظر شما به نظرم نمایشی شلخته، پر سرو صدا، با دکور بی جهت شلوغ، شیوه بیان کسل کننده و عامه پسند بود. آقای آذرنگ آنقدر خوبند که در نمایش مرگ فروشنده دیدیم و این نمایش برایشان در حد متوسط بود! البته بازی آقای کبود وند و کودکی که به نظرم بسیار خوب و با ... دیدن ادامه » استعداد بود ، عالی و به همین جهت متن نیز در اکثر تکه هایی که بازی داشتند از حق نگذریم، خوب در آمده بود. مصائب هتلی ها نیز چون فقط از زبان بازیگران بیان میشد ملموس نبود. از همه اینها بگذریم تماشاگرانی که همکاری نمی کردند، تنقلات می خوردند و ادای بازیگران را با صدای قهقهه های چندش آور در می آوردند نیز جای خود داشت ( این مسئله تماشاگران عامه ای که به دلیل کسادی فیلمهای سینما، سر از تئاتر در آورده و متاسفانه هنوز تربیت و فرهنگ تئاتری ندارند هم، واقعا جای کار دارد! لطفا مسولین ذیربط رسیدگی کنند تا حداقل تئاتر تماشاگران حرفه ای خود را از دست ندهد..!). با آرزوی سلامتی و توفیق برای همه هنرمندان تئاتر
۱۸ آذر ۱۳۹۴
ممنون از نظرتان خانم تهرانی.
۱۸ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظر من سختی ها ، تنهایی ناشی از هرچیزی یا بهتره گفت زندگی.ادمو سفت و قوی و سنگ نمی کنه.برعکس ادمو شیشه می کنه .وقتی خیلی شیشه شده باشی خوب جر میدی اما راحت میشکنی، شکستنتم هیشکی متوجه نمیشه انقدر میشکنن لایه هات تا تموم شی. زندگی نامه چند میلیون نفر رو نوشته بود ساناز بیان ؟؟ که :"...هرموقع چیزی رو از دست میدم یاور همیشه مومن داریوش رو گوش میدم" همون اهنگی که شعرش همزمان دوبار خونده میشه .یه بار داریوش یه بارم ...
شاهکار پاییز ، بدون شک "هتلی ها" ست .انقد سیاه سفیده که تقریبا نصفش پخش زمین از خنده، نصفش در حد بغض و گریه .خیلی مشتاق کارهای اینده حمید اذرنگ شدم بخصوص" آبی مایل بصورتی" که ساناز بیان نوشتش
محمد شفائی و ستار میم این را خواندند
ذوق زده و محمد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرایی نسبتا خوب با متنی بسیار ضعیف! انتظار من بسیار بیشتر بود.

ضعیف به این دلیل که حضور آناهیتا همتی و سام کبودوند صرفا برای خنداندن تماشاگر است از مسخره کردن المان‌های دهه‌ی شصت (شلوار شش پیلی و اپل سر آستین و...)، و هیچ تأثیری بر روند داستان ندارد و البته نمی‌دانم اگر این دو کاراکتر در این نمایش نبودند آیا این اجرا بازهم چنین بازخورد مثبتی در میان مخاطبان داشت؟ به گمانم نه.

---خطر لو رفتن ---

ضعیف به این دلیل که شخصیت اصلی داستان از اینکه ۲۴ سال از پدر خود خبر نداشته عذاب وجدان ندارد، اما عذاب وجدان شکستن دل دختری در ۹ سالگی‌اش او را رها نمی‌کند! حال آنکه گناه این دل شکستن نیز بیشتر بر دوش کس دیگری است!

ضعیف به این دلیل که در اوج داستان و گریه‌ی نقش اصلی، مخاطب او مثل ربات می‌گوید «برو، همه رفتن تو هم برو». یعنی تمام روضه‌هایی که خوانده ... دیدن ادامه » شد و نقش اول به گریه افتاد و تماشاچیان متأثر شدند، حتی آنقدر بر روی مخاطب نقش اصلی تأثیر نداشت!؟

ضعیف به این دلیل که موی کاراکتر مادر -که به شدت و به صورتی اغراق‌شده و شعارزده مومن شده‌است- از روسری بیرون است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مختصر و مفید:
یه نمایش خوب.
مینا، علیرضا حسینی و ستار میم این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دوستان در خواست دارم در نظر سنجی نمایش های ازدواج اقای می سی پی ۲۰ بر نا دو مرده است و من انجا نیستم هر کدام جداگانه است شرکت کنند. با تشکر .
علیرضا حسینی، فرزان امیری و بابک این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا عالی بود . یک کار بسیارپخته که روند تغییرات اجتماعی و فرهنگی جامعه ما رو طی 25 سال به زیبایی به تصویر میکشه.
ستار میم این را خواند
ذوق زده، پ.ر و علیرضا حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب برای دومین بار به تماشای این نمایش نشستم ، اولین اجرای نمایش رو دیده بودم و بعد از تماشای اولین اجرا همش منتظر بودم تا فرصت کنم یکبار دیگه به تماشای این نمایش برم، این بار به قصد این رفتم که اون دیالوگ اساسی نمایش رو بشنوم و شاید خودم رو ببخشم
می خواستم یادم بمونه که آدمی خیلی تنهاست اونقدر که اگر نتونه خودش رو ببخشه زمین زیر پاش لق میشه ، می خواستم جسارت این رو داشته باشم تا این بار از خودم معذرت خواهی کنم
امشب فقط رفتم تا دیالوگ بشنوم
صندلی 102 نشستم یکی از بد ترین زاویه های ممکن برای دیدن نمایش ولی جای خوبی برای شنیدن دیالوگ ها،
ممنونم برای این متن زیبا و بازی خوب آقای آذرنگ عزیز ، مطمئن هستم به خاطر شرایطی که الان دارم تا سالها امشب ، اجرای امشب و این نمایش رو از یاد نخواهم برد
امیر همتی، محسن سرابی و محمد شفائی این را خواندند
ذوق زده، ستار میم و امیر جدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ترکیب جالب و هنرمندانه کمدی و تراژدی تو این کار باعث می شد وسط اشک ریختن و همدلی با دل پر درد شخصیتا یهو خنده م بگیره! سر یه صحنه که هنوز اشکم جاری بود و صورتم خیس که خنده م گرفت!
نمایش فوق العاده ای بود، دغدغه هایی که تو این تئاتر نشون داده شد، دغدغه های همیشگی بشره به نظر من، ممکنه تو کشورهای مختلف و زمانهای بعد ما شکل دیگه ای به خودش بگیره ولی موندنیه.
بازیها همه عالی بود، دیالوگها بسیار واقعی و قابل باور و طراحی صحنه بسیار جالب بود. یه شب به یاد موندنی رو برای من ساختین آقای آذرنگ،ازتون ممنونم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاتر خوبی بود یه نمه کمدی هم داشت که جالب بود
از دیدنش پشیمون نشدم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش از لحاظ فرم و محتوا نمایش جذابیست
تلفیق زمان کنونی و گذشته و فرم نمایشنامه نکته جالب و جذاب این تئاتر به شمار می رود
موسیقی نمایش به روند کار خیلی خوب کمک می کند
دکور ساده که در دو طبقه طراحی شده یکی زمان حال و دیگری روایت گذشته است
شاید بهتر بود در انتخاب اکسسوار دقت بیشتری میشد برخی آلات صحنه همگونی با دهه شصت ندارد
بازی ها خوب و تحسین شده است
جناب آقای آذرنگ بازی خوبی از بازیگرانش در صحنه می گیرد
دختر خردسال نمایش بازی خوب و چشمگیری را به نمایش می گذارد که جای تحسین دارد
حمیده صمدی و مهرداد تشکری این را خواندند
مجتبی مهدی زاده و فربد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا خسته نباشن همه ی عوامل این تئاتر دوس داشتنی.
کسی میدونه موسیقیش مال کی بوده؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میخواهم بدانم این چه وضع فروش بلیط است . از روز اول هفته تمام روزهای هفته بهترین جاهای سالن غیر قابل خرید است. در سالن سمندریان . این شرایط فروش بلیط واقعا افتضاح است. خدار رحمت کند جناب آقای سمندریان و همسر محترمشان را. خیلی متاسفم برای این تبعیض آشکار که اداره کنندگان این سالن برای ببیندگان و علاقمندان به تاتر ایجاد نموده اند. همین امروز فقط میتوانید برای هر روز هفته فقط سمت راست و یا چپ سالن آن هم نه ردیف جلو و همینطور ردیفهای آخر قسمت وسط را بخریم. ما دیروز این نمایش را دیدیم . با کیفیت بد صدا .یعنی صدا به همه سالن به راحتی قابل شنیدن نیست. آنهم با قیمت 30000 تومان بلیط. من که دیگر حاضر نیستم هیچ تاتری را در این سالن ببینم. این ردیفهای خوب سالن برای چه کسانی است؟ اینها از ما بهتران هستند؟بسیار متاسفم. این روش تان را تغییر دهید.
مجتبی مهدی زاده، ذوق زده و رومینا خلج هدایتی این را خواندند
مینا و احسان این را دوست دارند
کاملاً حق داری. من شخصاً اگر نتونم جای مناسبی تهیه کنم، قید اون نمایش رو می زنم. امیدوارم این عصبانیت شما هرچه زودتر فروکش کننده. آفرین که اومدی و مطرح کردید.
۳۰ آبان ۱۳۹۴
البته محمدرضا جان امکان خرید یک سری از صندلی ها در هیچ کدام نیست. من همین الان چک می کردم.
۳۰ آبان ۱۳۹۴
خب اپن تعداد هم حتما برای مهمانان خاص و فروش حضوری در نظر گرفته شده.
۳۰ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در میان هیاهوی پیچیده و وامانده در آثار چخوف و شکسپیر و مولیر و سوفوکل و گوته و برشت و ایبسن و بکت و استریندبرگ و یونسکو و میلر و کامو و سیمون و ویلیامز و سارتر و رولان و برناردشاو و اونیل و غیره و غیره که متاسفانه بسیاری از هنرمندان ما را بی خود و بی جهت تا این حد درگیر خود ساخته ، هنوز هم هستند بزرگانی از تئاتر این سرزمین چون اکبر رادی ، بهرام بیضایی ، قطب الدین صادقی ، علی رفیعی و حمید رضا آذرنگ عزیز که از دردها و دغدغه های مردمان این سرزمین می گویند تا تئاتر ایران تنها بازگو کننده چندین و چندباره هملت ها ، مکبث ها ، در انتظار گودوها ، اودیپ شهریارها ، باغ آلبالوها ، اتللوها ، آنتیگونه ها ، دشمن مردم ها ، خسیس ها ، کرگدن ها و غیره و غیره نباشد و خود نیز حرفی برای گفتن داشته باشد.

هتلی ها با نمایشنامه ای قوی ، طراحی زیبا و بازیهای بسیارخوب همه بازیگرانش ... دیدن ادامه » از دغدغه های مردمان این سرزمین میگوید که به آینده خود و عزیزانشان فکر نمیکنند و تنها خود را می بینند و عمل میکنند ، عملی که نمود آن سالها بعد هم همچنان باقی میماند ، هتلی ها نمایشی است که شما را هنرمندانه هم می خنداند و هم می گریاند و پس از پایان نیز شما را به فکر وامیدارد و رهایتان نمیکند.

زمان زیادی از این نمایش باقی نمانده و من نیز دیشب موفق به دیدن آن شدم، اما دیدن آن را به همه هنردوستان و عزیزانی که قلبشان برای این سرزمین و اعتلای هنر آن می تپد شدیدا توصیه میکنم .
رومینا خلج هدایتی و محمد شفائی این را خواندند
علیرضا حسینی، شیلان و محسن سرابی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"هتلی ها،فراموش شدگان در گذر زمان"
نمایش خانه ایرانشهر،سالن استاد سمندریان، ساعت ١٩:٣٠،قلم خانم بیان که در کلام و حرکات بازیگران جان گرفت.ملاقات با جناب قدس مدیر تولید هتلی ها در سالن انتظار نمایش خانه بسیار هیجان انگیز بود و نویدبخش یک شروع خوب.
اصولا دیدن یک تئاتر باید با نگرشی باز و دیدی مثبت شکل بگیرد،پیش از تئاتر حقیقتاً باید چشم ها را شست و با عزمی جزم شده برای عیب جویی وارد مقدس سالن تئاتر نشد بنابراین من نیز خوب میگویم.
١.شیوه روایی یا نریتینگ هتلی ها را میتوان از دو جنبه بررسی کرد.یکم.دکور دو طبقه که دو دوره ی متفاوت را نشان میدهد و نقطه ی قوتش درست آنجایی است که در روایات شخصیت اصلی این دو دوره با هم پیوند میخورند. دیالوگ های جذابی که بین نگین جوان و نگین کودک رد و بدل میشوند.
دوم.نمایش در آن واحد چند مسئله را مطرح و برجسته میکند به نوعی که نمیتوان گفت کدام ماجرا اصلی و کدام یک فرعی است. این نمایش یک محور اصلی با چندین شاخه نیست بلکه چندین شاخه ی جداست که نگینشان مشترک است.
٢.طراحی صحنه و آوانسن ها خوب بود. میتوانست در بخش هایی به ویژه طبقه بالا خلوت تر باشد.المان های نوستالژیک درست،به جا و دلربا بودند.
٣.نکته ای که شاید کمتر کسی به آن توجه کند اما ذهن مرا از آغاز نمایش به خود مشغول کرد:
"چرا فرش ها تو خالی بودند؟"
پاسخ این سؤال را میتوان در شخصیت کاراکتر ها جست و جو کرد و نه در بودجه ی گروه تهیه و یا آرشیو آکسسوار.تمام این شخصیت ها حتی نگین کوچک دائماً در حال پنهان کردن بودن دائماً در فکر این بودند که فلان کس فلان چیز را نفهمد.همه در عین معترض بودن از یکدیگر سعی میکردند لبخند تحویل هم دیگر بدهند.همه بر این تلاش بودند که زندگی تو خالی خود را با کادری زیبا نشان دهند تا بلکه این حفره ی عمیق در رفتار و گفتار و زندگی آنها دیده نشود درست به مثابه فرش های تو خالی که هر چه قدر هم حاشیه ی یک فرش زیبا باشد نمیتواند جای مرکز فرش را بگیرد و به اندازه ی آن جلب نظر کند. این فرش ها دقیقاً مانند تلاش مضبوحانه ی کاراکترها بود که بیشتر به جای پنهان کردن حفره ها نمود آنها را بیشتر میکرد.
٣.تمام بازیگران عالی و حرفه ای بودند به گونه ای که نمیتوان میان بازی آنها به طور قیاسی تفاوتی قایل شد البته به دلیل اینکه خانم فرجاد به تازگی به گروه أضافه شده اند میتوان انتظار داشت که در اجراهای آتی رفته رفته قوی تر شده و بیشتر به شخصیت جان بدهند.و بازیگر خردسال نیز به نوبه خود بسیار عالی بود و اینکه نباید توقع دیدن اجرای یک بازیگر با تجربه را از یک بازیگر خردسال داشت.
٤.جابه جایی نور میان صحنه ها و به طور کلی تر نورپردازی از نقاط قوت این اثر بود. چراکه نورپردازی دقیقاً بازی با هویتهاست و میتواند پاکترین ها را کثیفترین و کثیفترینها را پاکترین جلوه دهد لذا توجه به آن سبب پختگی اثر میگردد.
٥.اینستالیشن های موسیقیایی میتوانست قوی تر و ملموس تر باشد.به عنوان مثال با بسته شدن در هنگام تولد نگین، بهتر بود به جای قطع ناگهانی موسیقی،موسیقی کمرنگتر میشد.
٦.و از هرچه بگذریم ریشه یابی مشکلات خوشتر است.در مشکلات عمده ی میان مجید و سهیلا میتوان دو دلیل اساسی را مطرح نمود.یکم.تفاوت جنسیت که بی تعارف تفاوت نگرش،تفکر و رفتار را نیز با خود به دنبال میآورد. دوم.تفاوت فرهنگی
راه کار:به عقیده ی من درست ترین پایان بندی برای این نمایشنامه در نظر گرفته شده بود،پایانی واقع گرایانه و با در نظر گرفتن این نکته که أفراد تا آخر عمر به یک مسلک به زندگی ادامه نمیدهند و حتی پس از رخدادهایی ممکن است اساسی ترین عقائد فرد دستخوش تغییر شوند و این الزام برای هیچ دو نفری در این جهان وجود ندارد که زمانی که شخصی از خود پیشینش فاصله گرفت، فرد مقابل او خواه دوست باشد یا همسر یا فرزند، این توقع را داشته باشد که با همان فرد سابق روزگار بگذراند و زمانی که افراد به چنین آستانه ای میرسند راهی بهتر از رهایی و گذشتن باقی نخواهد ماند.
٧.و کارگردانی جناب آذرنگ که دیگر نیازی به تمجید ندارد اینهمه یکدستی و روانی.
هتلی ... دیدن ادامه » ها ماجرای آوارگی،عشقی که میان فرسنگها تفاوت گم شده،پشیمانی ها، قضاوتها و دوریها نخستین تئاتری بود که اشک هایم را سرازیر کرد و بار دیگر ثابت کرد که پیدا کردن حال خوب در گوشه و کنار های این شهر دشوار نیست کافی است کمی نگاه کنیم.
آبان ماه ٩٤
تبسم طلایی
با سلام
یه نمایش کلا دلپذیر گروه و بازی دوست داشتنی بود ار تئاتر که بیرون میای حالت خوبه
قصه گیرا و جذاب بو خط مشخصی داشت . (به جز اخر قصه )
طراحی صحنه و نور و صدا و لباس کاملن حساب شده و خوب بود بخصوص نور
بازی روان سام کبودون و آناهیتا همتی
بازی خوب دخنر خردسال (ستایش محمودی)بینظیر بدون نقص و پر انرژی و فراتر از عالی بود.
سکانس بازگشت به کودکی حال ادمو خوب میکنها
از نوستالژی های دهه 60 به شدت هرچه تمام ترلذت بردم
1-با کمال احترام ادب به جناب آذرزنگ احساس من این بود که ایشون کم انرزی بازی کردن و ای کاش بعد از سریال دندون طلا این نقشو بازی نمیکردند.چون انگار همون نقش بود ولی در دندون طلا پر انرزی تر
2- اخر نمایش یه کم از ریتم میافته و یه کم کلیشه ای میشه
3-کاش سکانس اخر یه شکل دیگه تموم میشد
4- شخصیت پردازی کامل نبود..تا اخر نمایش منتظری که بعد جدیدی ... دیدن ادامه » از شخصیت ها اشکار بشه
5-بازی ها دو دختر تنها کمی ضعیف و بی حس و تکراری بود و اصولن فکر میکنم اگر این قسمت خاطره گویی حذف میشد چیزی از دست نمیرفت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همین الآن مصاحبه با ساناز بیان را گوش کردم. به خوبی در این مصاحبه توضیح داده بود که این سالها در تئاترهایش تلاش کرده مخاطب را به سمت تأمل و تعمق در دردهای اجتماعی پیش ببرد و بعضی مواقع آشکارا احساسات و روح و روان تماشاگر را دردمند و اندوهگین کند و به قول خودش تئاترهایش این سالها به زخم نگاری نزدیک شده است. به راستی تئاترهای زیادی نیستند که چنین هدفی را دنبال میکنند و در این حد در رسیدن به این هدف موفق باشند.
شخصا این تئاتر را "در جستجوی خانه" دیدم. همه کاراکترها به نوعی به دنبال "خانه" نه به عنوان فضای فیزیکی بلکه به عنوان مأمن و پناهگاهی و فضایی گرم و عاطفی و صمیمی هستند تا به آرامش روحی برسند. "خانه" به این معنا یکی از محوریترین مفاهیم بشری است که در فیلمها، تئاترها و داستانهای گوناگون به آن پرداخته شده است.
همه عناصر اجرا از دکور، ... دیدن ادامه » طراحی صحنه و لباس و گریم رئالیستی تا بازیهای زیبا و روان به قاعده و کاملا حساب شده بود و کاملا مشخص بود که برای هر یک از اینها و هماهنگی آنها وقت، فکر و انرژی بسیاری صرف شده است که کاملا هم به نتیجه رسیده و بر تماشاگر تاثیری جدی میگذارد.
ساناز بیان در بخش آخر مصاحبه خود میگوید (نقل به مضمون): تماشاگران تئاتر ما قصه گریز شده اند و در تئاترها به دنبال ساختارشکنی در روایت و روند قصه گویی هستند و نبود چنین ساختارشکنیهایی و تبعیت از "الگوی درام ارسطویی" کمی تو ذوق تماشاگر امروز تئاتر ایران میزند واقعا ما تماشاگران تئاتر چنین شده ایم؟! اگر اینطور باشد که باید در فهم زیبایی شناسی خود از تئاتر کمی تجدید نظر کنیم چون که هنوز درصد زیادی از شاخصترین تولیدات سینما و تئاتر جهان را هر سال آثار "قصه محور" با روایت "درام ارسطویی" تشکیل میدهند.
جناب. نیستانکی می شود در صورت امکان نقد تان به نما یش هتلی ها. چیست . منظورم مثال متن یا طراحی صحنه ان ؟ و موش تو پیت حلبی . بفر ماییدد. تشکر.
۰۹ آذر ۱۳۹۴
مدتی گذشته اما یادم هست که انتظار داشتم از آن شیشه ای که اتاق خواب را به پذیرایی مشرف میکرد خیلی بهتر بهره گرفته میشد در طول اجرا و ریتم کار به نظرم در ده دقیقه پایانی افت میکرد بویژه بعد از مونولوگ درخشان و پراحساس حمیدرضا آذرنگ به نظرم تئاتر همه برگهای ... دیدن ادامه » بنده اش را رو کرده بود و اتفاق دراماتیکی در آن ده دقیقه پایانی روی نداد.
اتفاقا بازی تیپیکال آناهیتا همتی و سام کبودوند را دوست داشتم و هر دو هم زیبا و دلنشین بازی کردند و متناسب با کلیت اجرا
از موش تو پیت حلبی هم که مدتی گذشته و احتمالا نقدی در صفحه آن نوشته ام و بیش از آن چیزی برای گفتن ندارم
۱۰ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. نوشته اید که من برای این تاتر از تخفیف وفاداری برخوردار میشم. اما موقع خرید به همون قیمت اصلی فروخته شد. علتش چیه؟
ممنون
برای کسب اطلاعات بیشتر لطفا با شماره ۶۶۸۷۱۸۹۷ در ساعات اداری ۱۳ تا۱۰ و ۱۷ تا ۱۴ تماس بگیرید.
۲۷ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم همه چیز این نمایش از متن، کارگردانی، انتخاب بازیگران متناسب با شخصیت ها و بازی قویشون عالی بود. واقعا متشکرم آقای آذرنگ
شادی بهرامی، نیلی و علیرضا حسینی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و عرض خسته نباشید

در هفته‌ای که گذشت نمایش هتلی‌ها و برنارد مرده است دو نمایشی بود که اصلا از دیدنش پشیمون نشدم به دوستان تیوالی توصیه می‌کنم حتما به دیدن این نمایش بروید

علیرضا حسینی و محمد قدس این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید