تیوال نمایش مضحکه‌ی «جنگنامه‌ی غلامان» تقلید در یک مجلس
S2 : 02:50:42
امکان خرید پایان یافته
  ۱۸ مهر تا ۲۴ آبان
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: بهرام بیضائی
: محسن حسینی
: (به ترتیب ورود به صحنه) مرجان صادقی، فاطمه صارمی، الهه مونسی، شقایق سرسختی، مریم آشوری، لیلی جنیدی

: وحید مهدی‌زاده
: ساناز اسلامی
: عبد آتشانی
: سینا ییلاق بیگی
: محمد حسین درباغی فرد
: محمد حسین درباغی فرد، رضا سیدآبادی، ناصر ارباب
: احمد بابائیان، مصطفی جمالی، محمد حسن درباغی فرد، حمید برنا، فرزاد چوپانی، محمد کیالها
: رضا خضرایی
: مسلم رضایی
: محمد صادقی
: علیرضا هدایتی
: وحید مهدی زاده و محسن حسینی
: محسن حسینی
: ساناز اسلامی، شکوفه درویش اولادی و آزاده محتشم
: آژانس زیگما ٨
: خشایار حسامی
: دکتر میردامون میر

هزار حیله برانگیخت حافظ از سر فکر         در آن هوس که شود آن نگار رام و نشد

مضحکه ی «جنگنامه ی غلامان» اثر بهرام بیضائی تقلیدی در یک مجلس درباره سه سیاهان: الماس، مبارک و یاقوت که به خدمت ارباب خود یا به روایت نویسنده « پهلوانان پوشالی» یعنی ببرازخان، شیرباش خان و اژدرخان در آمده که از سطل‌های آب آنها در نبودشان، نگهداری کنند. زیرا پهلوانان مدام دن‌کیشوت وار با دشمنان خیالی خود در جنگ، نبرد و هراسند.

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش مضحکه‌ی جنگنامه‌ی غلامان تقلید در یک مجلس / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» ادای احترام تمام قد به هنر سترگ نمایش در ایران

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مثل تیاتر استاد نوروز پینه دوز، در انتهای نمایش همه چی مشخص شد و عالی بود. کلیه ی نقشها توسط خانمها اجرا می شد و نهایت تلاششون رو کردند.
قشنگ ترین پوستری که به دست تماشاچی داده شده، مربوط به این تیاتر بود. بی نظیر بود و کلی خوشحال شدم. اوریگامی بود که قابلیت باز شدن داشت و دلم نمی اومد بازش کنم از بس زیبا بود و فکر پشت طراحی پوستر معرفی نمایش بود. تشکر بسیار از کارگردان و طراح این پوستر که به تماشاگر احترام گذاشته بودن. نوازنده ی همراه نمایش، بسیار نقش موثری بر حس تماشاچی داشتند و ازشون تشکر می کنم.
امیرمسعود فدائی و فرشته این را خواندند
لیلا مظاهری و Negin Fooladi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند ساعتی از تماشای این اجرای خیلی خوب می‌گذرد و همه‌ی فکرم درگیر این نکته است که چرا اجرایی تا به این حد متناسب و دقیق و درست، آن چیزی که باید باشد نیست؛ نمایشی چنین پرحرکت با دیالوگ‌های فراوان و سخت و کشنده‌ی بیضایی، که گاهی خواندن آن‌ها هم آدم را به زحمت می‌اندازد، چه رسد به از بر خواندن و اجرا کردن‌شان این‌قدر از سر وسواس و دقت. بازی‌ها عالی بود، بی‌کم‌ترین نقصی. بازیگران کاملا مسلط به متن بودند و اجرای آن‌ها روان و سیال بود؛ چیزی که باید باشد. و می‌دانیم که در اجرای اکثر نمایش‌های بیضایی (که در آن‌ها آدم‌ها حرف اول را می‌زنند) بازی یعنی همه چیز. و بیش و پیش از همه، بازی خوب یعنی کارگردانی خوب. صحنه‌ی خالیِ تخته‌های روحوضی با بازی آدم‌ها و اجرای آیین‌ها و سنت‌های نمایشی ایرانی جان می‌گیرد و همه‌ی این‌ها در چیره‌دستی‌ای که فقط ... دیدن ادامه » از بیضایی سراغ داریم به گفت‌وگو می‌نشینند تا روایتی یک‌سره نو و ساختارشکنانه از همان سنت‌ها و نهایتا زیست مردمان ما به دست دهند. و همه‌ی این‌ها در این نمایش اتفاق افتاده بود. پس چرا این نمایش آن‌چه که باید می‌بود نبود؟
به گمانم باید پاسخ را باید در زبان بیضایی جست. آن‌چه که بیضایی را از بقیه‌ی نویسندگان ما جدا می‌کند زبان اوست؛ زبانی سخته و پخته و قوام‌یافته و متشخص که فقط از قلم او برمی‌آید و نزدیک شدن به جهانی که این زبان می‌آفریند آسان نیست؛ سخت هم نیست؛ طاقت‌فرساست. چیزی که در اکثر اجراهای گذشه از آثار بیضایی مرا آزار داده است، به فهم نیامدن و اجرا نشدن ضرباهنگی‌ست که اگر از اکثر کارهای او گرفته شود، همچون نخ گسسته‌ی یک زنجیره‌ی معنایی آن را در هم می‌شکند و افسارگسیخته می‌کند. اما این ضرباهنگ تنها ویژگی متن بیضایی نیست و به نظرم همین موضوع در این اجرا از نظر مغفول مانده بود. برعکس اکثر آن اجراها، این اجرا کاملا هوشیار و خودآگاه به ضرباهنگ اثر بود و آن را به خوبی به صحنه آورده بود. اما همین تاکید بر ضرباهنگ، زنجیره را در خود حل و تاکیدها و سکوت‌ها و مکث‌ها و فرازها و فرودها را رها کرده بود. شاید هم انصاف نباشد که تا این اندازه حداکثری از تیم اجرا متوقع باشم. همه می‌دانیم که حتی زمانی که خود بیضایی آثارش را اجرا می‌کند، با چه وسواس و سخت‌گیری و سخت‌کوشی و تیزبینیِ استخوان‌خردکنی مراقب جزء به جزء مجموعه‌ی اثرش هست و نمی‌توان توقع داشت کسی و گروهی بیش از خود بیضایی از پسِ به صحنه آوردن آثارش برآید. پس بهتر می‌دانم بابت اجرایی که امشب دیدم از این مجموعه دوست‌داشتنی تشکر کنم و به آن‌ها خسته نباشید بگویم. و می‌دانم که با چنین اجراهایی می‌توان امیدوار بود که با گذر زمان بیضایی را بهتر ببینیم، بهتر بخوانیم، بهتر بفهمیم.
یک نکته: اگر از آوردن القابی همچون «بزرگ» یا «استاد» یا امثال این‌ها در کنار نام بیضایی خودداری کردم به این دلیل است که باور دارم بیضایی بیش از هر چیزی خواننده‌ی پویا و پرسش‌گر می‌خواهد، نه ستایش‌گر اسطوره‌ساز و منفعل، وگرنه چه کسی هست که نداند همه‌ی این لقب‌ها و عنوان‌ها برای نام بلندی چون بیضایی بسیار کوچک و بی‌مقدار است.
واقعا متن بسیار سختی داشت با ادبیات خاص. مونده بودم چطور بازیگرها تونسته بودن این متن سخت رو بدون تپق و فراموشی اجرا کنن. من همچین حافظه ای ندارم. به نکته ی خوبی اشاره کردین.
۴ روز پیش، چهارشنبه
ممنون از شما. بله. این اجرا نشون میداد که گروه مدت خیلی زیادی رو صرف تمرین اجرا کرده بودن. واقعا زحمت کشیده بودن.
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

تعلیق و در واقع منتظر نگه داشتن مخاطب برای آنکه بداند در نهایت چه می شود، از نقاط قوت نمایش است
موسیقی زنده نیز یکی از نقاط قوت کار بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوشمزه ای بود!!!
نمک سه سیاه قصه
شیرینی عشق و وصال عاشق و معشوق
تلخی واقعیت های جامعه ایرانی
شوری تکراری بودن و نامفهوم بودن بعضی از قسمت های نمایش

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

ماجرای سه سیاه بانام های الماس یاقوت و مبارک که سطل های آب را برای سه پهلوان بنام های ببراز ، شیرباش ، اژدر نگهبانی میدهند . در میان سور و سات جنگ ، ماجرای عشق ترگل و معروف مطرح میشود و در پایان یاقوت و مبارک چهره خود را از سیاهی پاک میکنند و مشخص میشود ترگل و معروف تحت تعقیب هستند .
نمایشنامه در قالب مضحکه و دارای ماجرای روایی ساده است با دیالوگها و موقعیت طنز .
تراژدی اجرا حضور ۶ دختر برای بازی نمایش است . همه نقشها را دختران بازی میکنند و این هیچ ایرادی ندارد . بازی هر سه سیاه در نوع خود قابل قبول و حتی عالی است . سه نقش مرد پوش برای ایجاد شخصیتهایی متفاوت تمام تلاش خود را کرده اند ولی نمایش با عدم باورپذیری روبروست . چشم اسفندیار اجرا عدم ارتباط با تماشاچی است . از نقطه شروع ، ارتباط با تماشاچی شکل نگرفته و هر چقدر حرکات و رفت و آمد بازیگران ... دیدن ادامه » بیشتر میشود ارتباط کمتر برقرار میگردد .
نمایش با ایجاد ارتباط شکل میگیرد . در تعزیه و پرده خانی بین مخاطب و گروه اجرا ارتباط برقرار است و مخاطب با اینکه میداند آخر ماجرا چیست با چگونگی اجرا به دیدن نمایش می نشیند . استفاده از سکوی دایره ای نمایشهای تخت حوضی را یادآوری میکند ، با طنز و مضحکه و شور و نشاط با این حال نوع چینش صندلی ها برای تماشاچی یک سویه است ( سالن قشقایی) ولی میزانسن ها دایره وار . پس یکی از عوامل عدم ارتباط انتخاب سالن اجراست . موسیقی در ایجاد فضاسازی خوب و بی ادعا بود . ریتم نمایش خوب ولی استفاده از ۶ صدای دختر صدای نازیبایی از این سمفونی بوجود می آورد .
بزرگترین نقدی که از نمایش میتوان گرفت کمبود سکوت و مکث است . آدمها تند تند حرف میزنند ، بدون اینکه صدای زنانه یشان که صداسازی شده به گوش مخاطب برسد .
نمایشی که قابل پیشبینی است ایرادی اساسی دارد . سه نفر نوبت به نوبت می آیند تا یک دیالوگ را سه جور متفاوت بگویند حال چکار باید کرد تا نفر سوم و یا دیالوگ سوم قابل پیشبینی نباشد ؟ خلاقیت در میزانسن ها به ندرت دیده میشود با اینکه پیداست تمرین زیاد ، چیزی از ارزشهای بازیگران جوان کم نکرده . طراحی پوستر و بروشور عالی و خلاقانه است استفاده از پرده و ویدئو هم جالب بود .
برای گروه نمایشی آرزوی موفقیت دارم .
#محمد_خداوردی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه که مال بیضایی ست و حرفی درش ندارم. چون بی‌ نهایت بهش علاقمندم.
بازیها عالی بود. دست مریزاد میگم بهشون خصوصا بازیگران نقش سه غلام که با داشتن این همه دیالوگ با سبک بیضایی و اون همه حرکت بدون حتی یک تپق و با تسلط زیاد اجرا کردند.
طراحی لباس خیلی خوب بود. دکور در خدمت نمایش. موسیقی زنده خوب بود.
با عرض تشکر فراوان از محسن حسینی کارگردان و دراماتورژ اثر و همه ی عوامل.
این روزها که تمام تالارها و سالن های نمایش پر از اجراهای مختلف شده، ولی باز‌ هم خبری از نمایش های سیا بازی و روحوضی و مضحکه نیست. این گروه با اجرای توانمند و حرفه ای نمایشنامه ی سنگین استاد بیضایی رو به زیبایی اجرا کردن و قطعا تمرینات سختی داشتن. واقعا دمتون گرم که این ژانر از تیاتر و زنده نگه داشتید. دستمریزاد. حتما این نمایش و ببینید
میترا شریفی و مجید این را خواندند
احسان طهرانی، NetHunter، لیلا والی و Negin Fooladi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
متاسفانه بعضی دیالوگها در صدای موسیقی محو میشدند که بهتر بود اندکی سطح صدای موسیقی پایین میامد. دربعضی مقاطع هم کشدار و یکنواخت میشد که شاید احتیاج به تعدیل داشت. بازیهایشان قوی و منسجم بود. اما در کل ژانریست که به علت هجوم هنر مدرن وارداتی و مسلط و خوب کار شده ارتباط با آن در مردم ضعیف شده و افراد کمی ازآن لذت میبرند.
سلام. یازیهای بازیگران بسیار خوب بود و صداگذاری در صحنه نیز بسیار جالب بود. با تشکر از آقای حسینی. فقط صدای یکی از خانمها که نقش پهلوان سوم را بازی می کردند کمی جیغ بود ولی بازیشان خیلی خوب بود.