همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال نمایش کالبد شکافی
S2 : 04:43:52
امکان خرید پایان یافته
  ۱۹ دی تا ۱۸ بهمن ۱۳۹۷
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: سامان ارسطو
: (به ترتیب حروف الفبا) نادیا باوند، هدیه خانیان، حمیدرضا سنگیان، مانا شریفیان، سیما شکری، ماهی عظیمی، مرتضی علیدادی، میثم غنی زاده، حمیدرضا قبادی، امیرموید باوند، سامان ارسطو
: گروه نمایش آوای دیوانگان

: امیرموید باوند
: سامان ارسطو
: بابک حقی، علی مرزبان
: علیرضا قیدیان
: آوا اعرابی
: میثم قهرمانی نژاد
: علی اصغر فرخی

یادداشت کارگردان:
سال ۹۶ شمسی برای گروه نمایش "آوای دیوانگان" با  دو اجرای موفق در کنار بزرگانی چون رومئو کستلوچی و توماس اوسترمایر در جشنواره‌ی فایند برلین و ۲ تجربه‌ی یی‌نظیر دیگر در لا-نف پاریس با نمایش «همان باش؛ که نیستی» آغاز شد و با استقبال کم نظیر شما؛ جویندگانِ آگاهی، با نمایش «خودکارِ بیکار» پایان یافت. سال ۹۷ اما با ۹ ماه تمرین کارگاهی ادامه یافت تا به امروز برسد. روزی که قرار است در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر "کالبد شکافی" شویم. برای دقیق‌تر انجام شدن آن به حضور تک تک شما و یکتایی‌تان نیازمندیم.

اینستاگرام نمایش


این تئاتر نمی خواهد جنبشی در شما صورت بگیرد، بلکه فقط می خواهد آگاه کند؛ ما را در برابر تناقضات خودمان. این نمایش بر پایه تناقض هاست. اوضاع ناتوان از هر گونه تغییر است. چرا که کالبد شکافی نمی کند خود را؛ و به دنبال چرا ها نیست.
دسته‌بندی:
پداگوژی
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش کالبد شکافی / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر (عج)، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من با اون آقایی ازدواج کردم که الان رفته رژ لبشو بزنه، میگه این رژ لب احساسِ منه و تو به احساس من احترام نمیذاری...
من ده سال پیش با یک ترنس ازدواج کردم، من بین زندگی عاشقانه و مادر شدن، زندگی عاشقانه رو انتخاب کردم؛ چون برای من زن و مرد فرقی نداشتن، اما الان میخوام یک زندگی داشته باشم مثل بقیه زندگی ها.
میخوام یک مرد داشته باشم، مثل بقیه مردها... دکترها میگن جدا شین؛ چون اینجا دوتا زن نمیتونن با هم ازدواج کنن.
azi rezaei این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش فضای میان اجرا و بینندگان را با خشونتی به‌جا از بین می‌برَد، در فضایی عینی و فیزیکی فرو می‌رود، و دست‌رسی بیننده را به تاریکی ضروری برای خیال، تاریکی‌ غیاب، قطع می‌کند. نمایش وادارمان می‌کند که به شکل ابژکتیو، در نور پروژکتورها با آن مواجه شویم. خود اجرا نیز در کار واکاوی عینی موضوعش، تلاش می‌کند که نوعی بازنمایی از واقعیت حس خشونت‌بار سرکوب جنسیت و میل را از جوانب مختلف به دست دهد. درواقع شخصیتی که حضور تماشاگران و انتظار لذت حسی در آنان را به شکلی خشن به سخره می‌گیرد، و به شکلی آیرونیک در اجرا سرکوب و طرد می‌شود، بخش ضروری این اجراست. اجرا، که به شکلی مستقیم کمبود دانش در زمینهٔ جنسیت و روابط جنسی را به پرسش می‌کشد، شاید عواطف ما را درگیر نکند، اما قطعاً تکان‌دهنده است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سوپرایز شدم!
بازی بازیگران خوب بود مخخخصوصا اون خانومی ک ی تیکه از ی شعرو خوند فوق العاده بازی کرد من اشکم درومد..
بنظرم زمانش یکم کم بود و اینکه اگه ب ی داستان ب جای چنتا داستان میپرداختن بهتر بود
امیر این را خواند
آذرمهر و فروزین تقوی نژاد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام من امروز این نمایش رو دیدم وبا تمام وجود فشردگی قلبم رو احساس کردم از ابتدا تا آخرین صحنه تحت تاثیر شدید بازی ها و انرژی بالای بازیگران این تاتر بودم موضوع بسیار تامل برانگیزی داره، فوق العاده عالی به قدری که دلم میخواد بارها ببینمش توصیه میکنم حتما ببینید و لذت ببرید و به فکر فرو برید .مرسی آقای ارسطو ،مرسی تمام گروه ،موفق باشید منتظر آثار بعدی هستم.
امیر این را خواند
آذرمهر، گل آرا پورمظفر و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بی نظیر
کارگردانی درجه یک
بازی ها فوق العاده
معنی خودِ خودِ زندگی
امتیاز ۱۰ از ۱۰
سلام
متاسفانه نپسندیدم و در مقایسه کار خانم بیان بسیار تاثیر گزارتر بود. ضمنا آقای ارسطو اعلام کردند جز سالن رایگان حمایتی ندارند. باز جای شکرش باقیست چون باز از امثال خانم ... که پول سالن هم داده اند ولی اجرایشان لغو شد جلوترند. ضمن اینکه پرسیدند چرا به خشونت به خانم هدیه یا دیگران واکنش نشان ندادید فکر میکنم جوابش را نباید از تماشگر یک لا قبا مطالبه کنند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر بار چیزهای تازه تری از کارهای #سامان_ارسطو یاد می گیرم. این بار فقط با دردهای ترنسکشوال ها مواجه نشدم، با تغییری مواجه شدم که ممکنه هر کدوم از ما چه در هویت و امیال جنسیتی و جنسی و چه در هر فکر یا میل دیگه تجربه کنیم. اگر پیشتر از دیدن نمایش سامان می فهمیدم که وظیفه ی اجتماعی دارم که مفهوم اقلیت جنسی رو درک کنم، این بار حس کردم که بهتره با تضادها، تغییرات و واقعیت ملموس دنیای درونم هم مواجه بشم.
به این فکر می کنم که میرم و کار نفیس علی رفیعی، خانه برناردا آلبا رو می بینم، داستان هرروزه ی جامعه ی ما رو به خاطرم میاره، خرده نان و تن شوری و خنکای ختم خاطره رو می بینم و بسیار دوستشون می دارم اما کالبدشکافی یه تکونی بهم میده که بعد یک روز هنوز وجود داره. من "از همان باش که نیستی" سامان ارسطو تا کالبد شکافی بی شک درک بهتری از مفهوم جنسیت و هویت جنسی ... دیدن ادامه » پیدا کردم و همین هم کافیه که سامان عزیز رو برای همیشه دنبال کنم و برای همیشه دوستش بدارم.
این حرفی که می زنم شوخی نداره، سامان مثل آب خوردن می‌تونست برای همیشه از #ایران بره، اما مونده که کار کنه و ما رو به جایی ببره که نبودیم و ندیدیم. دیشب که آخرین بازیگرش قبل از امیرموید باوند گفت ما این آدما رو فقط تو همین سالن ها می بینیم، انگار یه پتک محکم خورد به مغزم. دلم می خواست پاشم و بغلش کنم. یه نفس عمیق کشیدم تا نمایش سامان رو خراب نکنم؛ وقتی نادیا به سینه سامان کوبید هم. آخر نمایش اعتماد به نفسشو نداشتم که وقتی همه شون به دستای ما تعظیم کردند، منم بهشون تعظیم کنم. اینجا به سمت نادیا، به امیرمؤید، به سامان و تک تک بازیگران و همکارانش تعظیم می کنم چون فکر می کنم بیش از هر کسی در تئاتر در آگاهی من به موضوعی که ازش کم می دونستم موثر بودند. سامان به من نشون داد که میشه تئاتر فقط یک تفنن نباشه.
ستاره ی این روزهای تئاتر شهر یعنی سامان ارسطو رو ببینیم. خبرم کنین، شاید باز با هم ببینیم. کار رو برای بار دوم دیدم. هم بازی ها بسیار روان تر شده بود، هم بداهه گویی ها پخته تر. لایه هایی از مسائل طرح شده رو در دیدار دوم درک کردم. اکیدا دیدنش رو توصیه می کنم..


"دیدنش رو به شدت توصیه میکنم "

یک نمایش عالی با بازیهای عالی و موضوع عالی

این نمایش شما رو با خودتون روبرو میکنه، حتما ببینید و از دستش ندید
لیلا مظاهری، رضا غیوری و مریم این را خواندند
آذرمهر و گل آرا پورمظفر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الان دیدم و دارم برمیگردم از کرج اومدم و ارزش داشت الان باز هم فرقب میکنه کی زن باشه کی مرد؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم نیومد نظر ندم
الحق که آوای دیوانگان اسم کاملا مناسبی واسه این گروهه که بعد دیدن نمایش متوجه این حرفم میشین. حسی که توی همه ی نمایش جاری بود خیلی روم تاثیر گذاشت؛ جوری که بعد نمایش هنوز تو حس و حالش بودم. روال نمایش خوب بود. موضوعش خسته ت نمی کرد و بجای اینکه حرفای کلیشه رو بهت دیکته کنه، تو رو روبروی مشکلات پرسوناژ های نمایش قرار میداد و باهاشون درگیرت می کرد.
غنیتمتی است دیدن نمایش یک گروه نمایش که مسئولیتی اجتماعی را حس کرده و در نمایش هدفی مشخص را دنبال کند ، سامان ارسطو و گروهش اینگونه اند ، در صحنه اول نمایش که از سالن انتظار شروع میشودما را به دیدن خودمان وا میدارد تا زشتی نابرابری جنسیتی را در باورهای خودمان را ببینیم و البته بی تفاوتی امان را هم نسبت به این نابرابری ، در صحنه دوم اما به زیبایی تمام چرخه خشونت و باز تولید آنرا به نمایش گذاشته است ، سامان ارسطو همانطور که یکی دیگر از مخاطبان نوشته است خشونت را خوب میشناسد ، و من میخواهم بگویم که چرخه خشونت و باز تولید آنرا نیز خوب میشناسد و انرا خوب تصویر کشیده است . چرخه ای که قربانی را به شکنجه گر تبدیل میکند . در بقیه نمایش سامان ارسطو جنسیت را هدف قرار داده و اساسا تعریف ما را جنسیت زیر سئوال میبرد و تماشاگر را وا میدارد که بیاندیشد ... دیدن ادامه » که تلقی اش از جنسیت و روابط میان آنها چالش بر انگیز است
از سامان ارسطو که به این خوبی خشونت را میشناسد میخواهم که به این موضوع و به خصوص به چرخه تولید و باز تولید آن بیشتر بپردازد که به نظر من جامعه ما بس محتاج آنست
من نمایش را به همه کسانی که دوست دارند کاری متفاوت ببینند توصیه میکنم حتما این کار را ببینید
دیدن این نمایش رو پیشنهاد میکنم.
سامان ارسطو خشونت رو، خشونت رو در شکل عام و نه خشونت نسبت به یک قشر خاص، خیلییی خوب میشناسه و در هر دو کاری که من ازش دیدم، خودکار بیکار و کالبدشکافی، این خشونت رو "مسئولانه" و "عریان" روی صحنه اجرا میکنه و مخاطب رو به چالش میکشه و به آگاهی دعوت میکنه. مرسی از سامان ارسطو و گروهش.