تیوال نمایش خنکای ختم خاطره
S2 : 16:47:04
امکان خرید پایان یافته
  ۱۷ اردیبهشت تا ۲۴ خرداد ۱۳۹۷
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ و ۲۰,۰۰۰ تومان

: حمیدرضا آذرنگ
: حامد ادوای
: مریم بوبانی، عماد محمدی، مرجان خاکساری، نیما انصافیان، محمد اصغری، سهیل عبدی، مرضیه موسوی، مونا سهراب حقیقت، محمد شهباز تهرانی، شهاب عباسیان، امین موحدی پور، بهاره ریاحی، محمدرضا ایمانیان، منصور نصیری

: آیدا مرادیان، نیما انصافیان

: محمد موسوی
: پگاه ترکی
: کسرا پاشایی
: مونا جعفری
: محمد رضا پناهی
: علیرضا پناهی، سید امیرحسین دریاباری، رسول نبی ای
: غزل زارعی
: محمد کیقانی
: احسان گوهری
: فرزانه زینتی
: زهرا حبیبی، محمد معینی
: الهام جوادی
: احمد جعفری
: امیرنعمت عرفانی، علی عظیمی پور، عطیه علوی
: آیدا اورنگ
: محمدرضا ایمانیان
: نسیم جعفری
: روزبه اکبرپور
: گروه کاج
: عطیه ادوای
: محیا قلی زاده

برنده جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره تیاترشهر
برنده جایزه بهترین بازیگری زن از جشنواره تیاترشهر
برنده جایزه بهترین بازیگری مرد از جشنواره تیاترشهر
برنده تندیس بهترین طراحی لباس از جشنواره تیاترشهر
نمایش برگزیده ششمین جشنواره تیاترشهر
بهترین نمایشنامه مسابقه بین الملل بیست و هشتمین جشنواره تیاتر فجر
اثری برگزیده در جشنواره تیاترشهر از حمیدرضا آذرنگ


باکس‌های A,B,C,D با بهای ۳۰،۰۰۰ تومان
باکس ‌های E,H با بهای ۲۰،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش خنکای ختم خاطره (سری دوم) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش خنکای ختم خاطره (سری نخست) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش «خنکای ختم خاطره» به کارگردانی حامد ادوای به مدت یک هفته تمدید شد

» شهرام کرمی: گروه جوان نمایش «خنکای ختم خاطره» در صحنه می‌درخشند

» به احترام حمیدرضا آذرنگ و دغدغه‌های انسانی او در «خنکای ختم خاطره» / برای همه مادران از جنوب جنگ زده تا جهان غم‌انگیز صلح‌های شکننده!

» بلیت هفته اول رو به اتمام است

» مریم بوبانی به «خنکای ختم خاطره» پیوست

» توضیحات حمیدرضا آذرنگ درباره متن نمایش "خنکای ختم خاطره"

» «خنکای ختم خاطره» به تالار حافظ می‌آید

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
.
"قبل از انقلاب کافه منکراتی داشتم ولی خودم بستمش قبل از اینکه ببندنش.
نه برای پست مقام وگرنه توی آلبوم عکسام، عکس خیلی ها هست که اون موقع میز اول کافه من میشستن حالا هر جا که میرن صف اول هستن" .
◀به واقع باید اعتراف کنم که بعد از سالها که نسبت به هر موضوع مربوط به جنگ 8 ساله ی ایران در دهه شصت ، گارد بسته ای داشتم ، قلم #حمیدرضاآذرنگ و کارگردانی #حامد_ادوای این گارد رو شکست تا منه مخاطب مصائب و تاثیرات نهان جنگ رو بر زندگی امثال #مریم_بوبانی ها در نقش یک مادر آبادانی که هنوز چشم به راه برگشت پسرش از جنگ هستش رو ببینم و خارج از شعار زوایایی برام از جنگ باز بشه که هیچ وقت مسئولان مملکت بهش نپرداختند تا شاید بهایی هم نپردازند ...
◀ این طبیعیه که هر کسی بعد از دیدن این نمایش تعریف خاص خودش رو از جریانی که دنبال کرده داشته باشه ، منم از حقم در این خصوص ... دیدن ادامه » استفاده میکنم و تعریفم این میتونه باشه که:
" گارد نداشته باشیم نسبت به این خانواده ها ، چقدر هستند شریف انسانهایی که خالصانه هنوز اعتقاد دارند اگه فرزندشون به جنگ رفت برا عقیده اش رفته و خانوادشون که اونها باشن دنبال امتیاز نیستند و میخوان که فقط فرق نذارن بین شهید ها ، یکی رو اینقد بزرگ کنن که بشه " کلیشه " ، یکی که همون زحمت ها رو کشیده و بلکه بیشتر اصلا دیده نشه و روز به روز محوتر هم بشه " .
آدمیم!! آهن نیستیم که بگی بذارمش کنار، فردا میام می‌تراشمش...
.
.
.
معتقدم تیاترهای خوب، فصلی هستن! دو سه ماه انقدر تیاتر خوب هست که نمی‌دونی کدوم رو ببینی، و برای چند ماه بعدی، اجرای آنچنانی روی صحنه نمی‌ره...

هفتهٔ پیش، چهار تا تیاتر از تیوال انتخاب کردم و از دوستام نظر خواستم، که حداقل دوتاشون رو ببینیم...یادمه دربارهٔ هر کدوم حرفی زدم، خاطرات هنرپیشهٔ نقش دوم رو به خاطر هنر ناب جناب بیضایی نمی‌خواستم از دست بدم و شد انتخاب اولم و پنج روز پیش دیدمش و راضیَم از انتخابم. دوست داشتم شیطونی یا نارنجیغ رو هم ببینم. اما به طرز عجیبی، دلم می‌خواست انتخاب دومم خنکای ختم خاطره باشه...تصویری که با شنیدن و دیدن اسم آقای آذرنگ تو ذهنم میاد، تصویر داییمه که دائماً داره از قلم روان و فوق‌العاده‌شون تعریف می‌کنه! و خُب جز نویسندهٔ نمایش و خانم بوبانی، کسی رو نمی‌شناختم و می‌دونستم به اعتبار آقای آذرنگ، این کار رو باید دید. وقتی متوجه شدم داییم اجراهای قبلی این نمایش رو دیده بود و جز تعریف چیزی نشنیدم، بلیط رو خریدم و چه کار خوبی کردم!

چقدر اون حس غم و غربت این نمایش رو دوست داشتم...حسّی که به همه‌مون تزریق می‌شد...فرقی نداشت از چه جنسی هستیم...از چه دوران و تاریخی هستیم...از چه فرهنگی...چه قومیتی...همه درگیر اون حس شدیم. غرق شدیم. و آخر هر پرده، صدای صاف کردن گلو و بینی‌های گرفته از اشک رو می‌شنیدیم! پیر و جوون، نتونستیم فضای موجود رو از زاویه‌ای، جز زاویهٔ دید شخصیت‌های نمایش، ببینیم...چهرهٔ سیاه جنگ...و باقی‌مونده‌های اون.که البته، امشب دیدیم که از جنگ هیچی باقی نمی‌مونه...هیچی جز مرده‌های متحرکی که در درد فراق و انتظار، ذره ذره آب شدن...
مرده‌هایی فراموش‌شده و تنها، که ثابت می‌کنن جنگ هر تن و شهید شدنش، فقط کشته شدن خودش نبوده...

طبق انتظارم، متن فوق‌العاده بود. دست‌مریزاد آقای آذرنگ...
و خدا قوت به این تیم جوان؛ کارگردان خوبی که از امشب به بعد اسمشون یادم می‌مونه، و بازیگرانی که هر کدوم، یه خاطرهٔ خوش از اجراشون تو ذهنم ثبت کردن...هر سه مأمور بنیاد خوب بودن، به خصوص آقای انصافیان. آقای شهاب عباسیان خیلی انتخاب خوبی برای اون نقش بودن و پدر و دختر کرد، آقای شهباز طهرانی و خانم سهراب حقیقت هم واقعاً عالی بودن. بازی آقای ایمانیان به شدت احساساتیم کرد و بالاخره برای اون صحنه و حسّش اشک ریختم. آقای نصیری فوق‌العاده بودن...و آقای محمدی در نقش یوسف خیلی خوب بودن. خانم بوبانی هم که نیاز به تعریف ندارن.

امشب، آخرین شب به صحنه رفتن این تیاتر بدون سلبریتیه!
از ... دیدن ادامه » دستش ندید...
عاطفه گندم آبادی و حامد ادوای این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاتر بسیار زیبایی بود. البته تلخ هم بود
سپاس از نگاه و نظر شما
۲۳ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
اول اینکه خداقوت به تلاشی که کردید و ارزشی که برای کارتون قائل هستید
دوم اینکه اگر نقدی بشه تحملش را دارید؟
من به محتوا کار نقد دارم
البته میتونم زاویه نگاهم با شما را درک کنم
نمیدونم چقدر مشتاق شنیدن هستید
ابا دوست دارید کسی به شما بگه نگاه اینقدر سطحی و زمینی شما به جایگاه شهید درست نیست
من احساس کردم آقای ادوای از نقد سر صحنه من ناراحت شدن
اصولا این نورد را زیاد دیدم
انگار دوستان دوست دارن فقط تشویق بشن و براشون دست بزنن
البته اجرا کیفیت تقریبا خوبی داشت
ولی خب همه چیز که فرم و اجرا نیست
خیلی دوست دارم نکات را بگم
بشرطی که عوامل تمایل داشته باشن و براشون نقد منفی هم اهمیت داشته باشم
امیرمسعود فدائی، جهان، عاطفه گندم آبادی و حامد ادوای این را خواندند
محمد اصغری این را دوست دارد
با آغوش باز پذیرای نقد و نظر شما هستیم. برای گروه اجرایی هیچ چیز مهم تر از نظر صادقانه و منصفانه مخاطب نیست. مطمئن باشید نه تنها ناراحت نخواهیم شد بلکه قدردان محبت شما هم خواهیم بود. ما به دنبال فقط تشویق نیستیم ما به دنبال نقد و نظر چه مثبت و چه منفی با ... دیدن ادامه » دلیل و مستندات هستیم تا کمکی باشد برای پیشرفت آینده گروه
۲۳ خرداد ۱۳۹۷
دوست عزیز سلام. بسیار ممنونم از نگاه و نظر شما. همونطور که من هرشب در رورانس اعلام میکنم که ما به نقدهای شما بسیار نیازمندیم رفتار گروهی مون هم بر این عقیده استوار و اهل شعار نیستیم. شما هم از این قاعده مستثنی نیستید و ما بسیار مشتاق شنیدن نظراتتون هستیم. ... دیدن ادامه » من به خاطر ندارم رفتار ناراحت کننده ای کرده باشم با صاحبان اصلی اثرم که تماشاگرانش هستن. اگر چیزی بوده بابت مشغله های بعد از اجرای هرشب بوده ولی به هرحال پوزش من رو بپذیرید و بسیار ممنونم از نگاه و نظرات ارزشمندتان.
۲۳ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی راجع به نمایش خنکای ختم خاطره می خوای مطلبی بنویسی به نظرم باید مثل خود نمایشی باشه که دیدی
نمایش با نوشته ای قوی ، بازی های روان و خالی از اغراق زاویه ای فراموش شده از جنگ و آدم های بعد از جنگ رو نشونت می ده
آدم هایی فراموش شده که هر کدوم واقعیت رو قبول کردن و با سالها فکر زندگی کردن
واقعا مرسی از همه
کارگردان ، بازیگران و نمایشنامه قوی که این زاویه رو با صراحت و سر راست با من مخاطب در میون گذاشتن
و شاید از همه مهمتر که متن دچار تکرار و گزافه گویی نشد ..
تشکر از تاتر بدون سلبریتی و نفرات توانا که اجازه دادن به همه با قدرت دیدن این تاتر رو پیشنهاد بدم .
عاطفه گندم آبادی، جهان و حامد ادوای این را خواندند
محمد اصغری این را دوست دارد
سپاس از لطف و نگاه شما
۲۲ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

یک رویکرد و نگاه جدید و متفاوت از جنگ و خانواده های شهید
یک متن بسیار دلنشین ازجناب آقای آذرنگ
شما رو وارد اتمسفری میکنه
که حتی اگر هیچ تصور و تجربه ای از اون دوران جنگ و اتفاقات بعدش نداری
مجبور بشی اون درد رو لحظه ای
درک کنی و ببینی اون چیزی که تصور میکنی و با اون تصویری که همیشه دیدیم و برامون گفتن یک دنیا فرق داره ،این خانواده ها خیلی درد کشیدن خیلی سکوت کردن و گذشت کردن تا قبل از این نمایش همیشه خانواده شهدا رو به یه چشم دیگه ای تصور میکردم سهمیه دانشگاه ، استخدام فوری، بورسیه تحصیلی و خیلی مزایای دیگه
واقعاً با گذشت ٢ روز دیدن این اجرا هنوزم فکرم درگیرش هست و این یعنی نقطه عطف کار اقای آذرنگ با این قلم زیباشون و کارگردانی اقای ادوای کل اجرا رو من فقط اشک ریختم نه اون دوران رو تجربه کردم و نه تو خانواده مون شهید داریم،اون قلبی که ازم سوخت ... دیدن ادامه » رو دوست داشتم رویکردم رو تغییر داد اون اثار سوختگی رو دیشب رفتم یه کار دیگه ببینم تا از این فکر بیام بیرون اما نشد
برای اینکه تا حالا نه اینجوری بهشون نگاه کرده بودم و نه کس دیگه ای چه در تئاتر ،چه در تلوزیون و سینما با این رویکرد این تراژدی رو به تصویر نکشیده بود
دردی که هنوز تو سینم حس میکنم
و ارزش دوباره دیدن رو داره من واقعا لذت بردم و توصیه میکنم
- [x] پ.ن: اگر بخوام جدای نگاه اجتماعی و حس عاطفیم این اجرا رو نقد بکنم متن موفقی بود و دیالوگ ها بیشتر پسابیانی بودن و از کدر به درستی استفاده شده بود، طراحی صحنه مناسب ، نور پردازی و طراحی لباس متوسط بود و در زمینه موسیقی بهتر بود که از موسیقیinterscene برای تاثیر پذیری بیشتر بین هر اپیزد استفاده بشه و اما در مورد کارگردانی من زیاد موافق تیپ نیستم و احساس میکنم استفاده از تیپ های رفتاری زیادی بود و این یعنی ابتدال
- [ ] در کل کارگردانی به شیوه درستی انجام شده بود به جز اون قسمت دختر تنها در منزل و همسر اون اقای ترک زبان که به کل تمپو پایینی داشتن این دو بازیگر خانم و هیچ حسی رو منتقل نمیکردند بابت بحث گریم هم زیاد جالب نبود در خصوص همسر اقای ترک زبان
تشکر از نظر و همراهی شما
۲۰ خرداد ۱۳۹۷
ممنون از اجرای فوق العاده شما
۲۲ خرداد ۱۳۹۷
ممنون از اجرای فوق العاده شما
۲۲ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از آقای آذرنگ قبلاً دو لیتر در دو لیتر صلح رو دیده بودم و خوشحالم که این نمایش تمدید شد تا از لذت دیدن خنکای ختم خاطره هم بی نصیب نمونم. کار خیلی خوب و قابل احترامی بود. با بازی های عالی و تاثیر گذار. من قسمت مربوط به پدر و دختر کرد و مرد ارمنی رو خیلی دوست داشتم.
و یک انتقاد از سالن حافظ. امیدوارم شرایطی فراهم بشه که صندلی های سالن تعویض شه. بعد از نیم ساعت واقعاً به سختی تونستم تحمل کنم اون شرایط رو.
سپاس از نگاه و نظرتان
۱۹ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالییییی بود
یکی از بهترین کارایی که توو حوزه دفاع مقدس و اون حوالی دیدم.
همیشه پرانرژی ادامه بدین
سپاس از لطف و نگاهتان به ما
۱۴ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به تمدید شدن نمایش توصیه میکنم که دیدنشو از دست ندین
من که همیشه به حظ بردن از کارهایی که به قلم شیوا و دلنشین آقای حمیدرضا آدرنگ هست عادت دارم ❤
این نمایش رو نمیشه توصیف کرد یا زبان من از توصیفش قاصر ه
حتما ببینید
عاطفه گندم آبادی، فرزاد، حامد ادوای و مریم زارعی این را خواندند
farhad riazi و محمد اصغری این را دوست دارند
سپاس از این همه لطف و نگاه زیبای شما
۱۳ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به خاطر اینکه روز آخر نمایش رو دیدم فکر کردم فرصت نظر دادن برای ترغیب دیگران از دست رفته باشه ولی خوشبختانه با تمدید کوتاه مدتش می تونم دوستان رو بسیار توصیه کنم به دیدن این نمایش بسیار تاثیرگذار و پراحساس در مورد کسانی که رفتند و بازنگشتند تا قلبهایی تا ابد در سوگشان بمانند و چشمانی تا ابد به راهشان ...
عاطفه گندم آبادی، مریم زارعی، حامد ادوای و محمد لهاک این را خواندند
محمد اصغری این را دوست دارد
سپاس از همراهی گرم و صمیمانه تان.
۱۳ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و خسته نباشید به تمامی کسانی که برای این نمایش ارزشمند و فوق العاده زحمت کشیدند...
من امشب این نمایش رو دیدم و بسیار لذت بردم از بازی ها، متن عالی، کارگردانی عالی تر و در نهایت تمام عواملی که در ساخت چنین اثر تامل برانگیز و دلچسبی دست داشتند.
تنها موردی که جذابیت ابتدای نمایش رو برای من کم کرد و میشد به عنوان ضعف کار مطرحش کرد، از نظر من بازی یکنواخت و بدون حس دختر تنها در خانه و خانواده ترک زبان بود که میشد کمی قوی تر باشه
متشکرم...
ممنونم از لطف و نگاه و نظرتان.
۱۰ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از مدت ها از تئاتر لذت بردم ، واقعا جا داره تمدید بشه
سپاس از حضور ، نگاه و نظرتان
۰۹ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نرم نرمک دور می‌شویم و این دور شدن از آن روزگار فرصت می‌دهد.
فرصت وسیع دیدن آنچه بر ما مردمان این بوم گذشت...
خنک باد جان‌تان که روزگار عزیزی را با تدبر نمایش می‌دهید و مردمان رنج‌کشیده این دیار را یاد می‌کنید و متن جناب آذرنگ را با جوانانی توانمند به بهترین شکل نمایش می‌دهید.
دست مریزاد و خدا قوت
سپاس از لطف ، نگاه و نظرتان
۰۵ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینقدر تلخ است که آدم‌ها، خاطره ها، نزدیکترین نزدیکان را میبلعد و در خود حل می‌کند. اینقدر تلخشان می‌کند که قدرت روبرو شدن با خلافش را هم گاهی ازشان سلب می‌کند. همراه شدن تبعیض‌های اجتماعی نخ نما و تهوع آور با اییییین همه درد! ممنون برای مرور واقعیتهای موجود که گاهی باید باهاشون روبرو شد که بلکه یادآوریش مرهمی باشه، وگرنه دریغ از کمک.
ممنون از لطف ، نظر و نگاهتان
۰۴ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شب پیش نمایش خنکای ختم خاطره رادیدم.همچون آثار ونوشته های آذرنگ عزیز ساده ودلنشین بود.به تمامی عوامل اجرایی این کار خسته نباشید عرض میکنم.لازم به ذکر است بعد از اتمام نمایش آقای حامد ادوای به دونکته اشاره فرمودند که یکی سالروز دوم خرداد ودیگری تولد آقای آذرنگ عزیز.جا داشت به شب سوم خرداد سالروز آزادی خرمشهر هم اشاره ای میفرمودند که رابطه تنگانگی با موضوع دفاع مقدس داشت.ودست آخر اینکه ای کاش این نمایش تمدید میشد
عاطفه گندم آبادی، حامد ادوای و امیر این را خواندند
محمد اصغری این را دوست دارد
سپاس از توجه شما. برنامه ریزی گروه اجرایی برای اشاره با سالروز آزاد سازی خرمشهر برای شب سوم خرداد بود که حتما بیان می شود
۰۳ خرداد ۱۳۹۷
سپاس از لطف و نگاه و نظرتان
۰۳ خرداد ۱۳۹۷
پیشنهاد میکنم تا فرصت هست حتما این نمایش رو ببینید
۰۸ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر دغدغه‌ی گمشده‌های جنگ رو دارید و یا حداقل در مواجهه با شهدای گمنام و یا مفقودالاثر به فکر فرو می‌رید و به داغ دل نزدیکانشون فکر می‌کنید، اگر صرف نظر هر نوع عقیده‌ای، دفاع از حق و کشته شدن در این راه رو مقدس می‌دونید، اگر گاهی دلتنگ کسانی می‌شید که رفتند تا حرف زور زورگوها به کرسی ننشینه، این نمایش رو ببینید. در رثای عزیزانی که گاهی حتی هیچ نام و نشونی هم از اونها باقی نمونده و این داغ رو هیچ‌کس بهتر از بازماندگانشون نمی‌فهمه.
بازی‌ها به نظرم همه خوب و یکدست بود؛ درسته که گاهی صدای خنده تماشاچی‌ها بلند می‌شد اما کل داستان درام بود و حتی به دلیل موضوعی که داشت، به راحتی مخاطب رو متاثر کرده بود. دیالوگ‌های خوبی هم در اپیزودهای نمایش مطرح شد، از اپیزود خانواده ترک‌زبان که دلخوش بودند به داشتن شهیدی تا دردشون رو درمون کنن، مرد مسیحی که ... دیدن ادامه » گله داشت از تفاوت قائل شدن برای شهید مسلمان و مسیحی و حتی زبون بی‌زبونی مردی که گویی فراموشی گرفته‌ بود و تنها چیزی که به خاطر داشت، انتظار برای برگشت پسرش از جنگ بود.. درکل سپاس از این گروه بیست و چند نفره
+ دوم خرداد نمایش رو تماشا کردم که علاوه بر سالروز دوی خرداد ۷۶ که نمایش توسط کارگردان به این روز تقدیم شد، تولد آقای آذرنگ نویسنده‌ی متن هم بود.
امیرمسعود فدائی و حامد ادوای این را خواندند
محمد اصغری این را دوست دارد
سپاس از نظر و نگاهتان
۰۳ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها انتقادم به متن بود که می‌توانست پیوندی بین طنز نمایش و هموطنان آذری برقرار نکند. متاسفانه مردم ما به خندیدن به لهجه‌ی ترکی شرطی شده‌اند ولی متن می‌توانست این فاصله را ایجاد کند زیرا به شخصه فکر می‌کنم ما در دوران گذار از این مساله هستیم و با دلسوزی هنرمندانمون می‌تونیم این قسمت از فرهنگ غلطمون رو اصلاح کنیم.
به غیر از این یک انتقاد آقای آذرنگ واقعا متن شاهکاری نوشتند. به خصوص اون قسمتی که پدر کرد میگه «این جلو نمیره، فقط عقب میره» این یک جمله توی جای درست خیلی استادانه طراحی شده بود.
امیرمسعود فدائی، حامد ادوای و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
محمد اصغری این را دوست دارد
سپاس عزیز
۰۳ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی همه چیز تمام. بازی، متن، کارگردانی، آرایش صحنه، طراحی لباس، موسیقی. تحقیقی که پشت این نمایش شده بود به وضوح حرف از واقعی بودن دقدقه‌ی سازندگانش می‌زد. این نمایش رو به شدت توصیه می‌کنم چون واقعا حسی است که همه باید آنرا تجربه کنیم.
امیرمسعود فدائی، حامد ادوای و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
محمد اصغری این را دوست دارد
ممنون از نگاه و لطفت به ما
۰۳ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"خنکای ختم خاطره " رو دیدم .. باز حمید رضا اذرنگ از جنگ نوشت ، باز سیاهی و غم از دست دادن ، باز چشم انتظار جوون هایی که برنگشتند .. باز صدای هق هق گریه های بی امان در سالن ... یاد و خاطره ی دوبار دیدن نمایش زیبای " ترن "رو برام تداعی کرد .
******
تا زمانی که دیالوگ های پدر ارمنی شروع نشده بود ، حس خاصی نداشتم در واقع اون قسمت مربوط به خانواده ی آذری زبان رو دوست نداشتم بازیشون اون قوت لازم برای اجرای متن نوشته شده توسط استاد آذرنگ رو نداشت و لحن نمایش رو کمدی کرده بود.اینم برای آقای ادواری عزیز که از مخاطبین خواستن همه ی قوت و ضعف رو بیان کنیم .
ممنون برای همه ی زحماتتون .
واقعا نمایش ترن بی نظیر بود
۰۳ خرداد ۱۳۹۷
واقعا نمایش ترن بی نظیر بود
۰۳ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقت بخیر.
نمایش رو دوشنبه دیدم.
کار جذاب، با ریتم خوب، بازی های چشم گیر، متن پر محتوا.
و نهایتاً، وای از جنگ و عواقب پایان ناپذیرش.
امیدوارم بودجه ی مجموعه حافظ روزی به اندازه ای برسه که یه تهویه مناسب برای سالن تدارک ببینند. اصلاح صندلی ها پیشکش :))
سپاس از انرژی خوب و لطفتان
۰۱ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید