آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش لانچر ۵
S3 : 17:55:32 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۰۵ دی تا ۲۶ اسفند ۱۳۹۸
۱۷:۰۰
۲ ساعت و ۱۵ دقیقه
بها: ۵۰,۰۰۰ و ۳۵,۰۰۰ تومان  |  جزییات
بهای بخش اصلی: ۵۰،۰۰۰ تومان
بهای بخش بیرون از ظرفیت: ۳۵،۰۰۰ تومان
در پادگانی نظامی سه تیراندازی به فاصله ی زمانی یک ماه منجر به مرگ سه سرباز شده است. به دلیل اهمیت موضوع سروان شایگان افسر دایره بازرسی از طرف ستاد کل مامور حل و فصل پرونده می شود.

- تندیس بهترین نمایشنامه از نوزدهمین جشنواره دانشگاهی (جایزه اکبر رادی) در سال ۹۵
- تقدیر بهترین نمایشنامه از جشنواره تئاتر شهر در سال ۹۶
- تندیس بهترین نمایشنامه در بخش صحنه در بیست و یکمین جشنواره دانشگاهی در سال ۹۷
- نامزد نمایشنامه در جشنواره تاتر فجر در سال ۹۷
- تقدیر بهترین بازیگر مرد در ۲۱مین جشنواره دانشگاهی در سال ۹۷ (امیر نوروزی)
- تقدیر بهترین بازیگر مرد در جشنواره تاتر فجر در سال  ۹۷ (امیر نوروزی)
- تقدیر بهترین طراحی نور در جشنواره تاتر فجر در سال ۹۷ (علیرضا میرانجم)
- ‏‪نامزد چهار جایزه بهترین بازیگر مرد از بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی
- نامزد بهترین طراحی نور از بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی



- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۵ سال خودداری نمایید.

گزارش تصویری تیوال از نمایش لانچر ۵ / عکاس:‌ سارا ثقفی

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› «لانچر۵» به تماشاخانه ایرانشهر رسید

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
در نمایشنامه‌ی "دویدن در میدان تاریک مین" نوشته‌ی مصطفی مستور ، شخصیتی هست دقیقا مقابل تفکرات شایگان لانچر۵ ، به اسم کوهی.
این نمایشنامه‌ی خیلی کوتاه رو دوست دارم و به بهانه‌ی پیشنهاد خواندنش ، ترجیح دادم به جای گفتار‌های زیباش ، قسمتی از متن که این تقابل رو نشون میده بنویسم. امیدوارم نمایشنامه رو بخونید و دوست داشته باشید.

کوهی : توی اون پوشه‌ی لعنتی درباره‌ی تماس این شازده و طرف مقابل اشاره، اقراری، چیزی، هست؟
مخمل [پوشه را ورق می‌زند.] : البته، قربان. ایشون در سه نوبت مرتکب تماس شده.
کوهی : سه نوبت!؟
مخمل : بله، قربان. هر سه بار ... دیدن ادامه ›› رو اقرار کرده.
کوهی : تماس، البته در چند سطح می‌تونه اتفاق بیفته. سطح اول و ساده‌ش نگاه کردنه. مثلا وقتی من به این میز نگاه می‌کنم [به میز اشاره می‌کند.] یا به این چراغ، [به چراغ اشاره می‌کند اما نگاه نمی‌کند.] من با این‌ها تماس برقرار کرده‌ام. مرحله‌ی بالاتر تماس، اتصال جسمانی است. وقتی من دست‌م رو روی میز می‌ذارم [کف دست‌اش را روی میز می‌گذارد.] یا لیوان رو برمی‌دارم، [لیوان را از روی میز برمی‌دارد.] من در تماس با میز و لیوان هستم. مراحل بالاتری هم هست که گمون نمی‌کنم در فهم گوساله‌هایی مثل شما بگنجه. اون نوع تماس، تماس روحانی است. اتصال دو روح یا دو هستی غیر جسمانی است با هم. [به مخمل نگاه می‌کند.] خوب، در این سه نوبت چه نوع تماسی اتفاق افتاده؟ منظورم اینه تماس در چه سطحی بوده؟
...
مخمل [برگ‌های توی پوشه را ورق می‌زند و روی صفحه‌ی خاصی مکث می‌کند.] : سوم و دوازده فوریه تماس از طریق نگاه، پنجم مارس تماس از طریق دست.
کوهی : دست!؟
...
مخمل : قربان، ایشون پنجم مارس و قبل از تماس، جمله‌ای رو هم خطاب به فرد مورد نظر اظهار داشته. میل دارید اون جمله رو هم بشنوید؟
کوهی : چی گفته؟
مخمل [از روی نوشته می‌خواند.] : من شما را به شکلی درک ناشدنی، به شکلی غیرقابل توضیح، آن چنان که حتی خودم از بزرگی آن در هراس افتاده‌ام، دوست می‌دارم.
کوهی [به میز نزدیک می‌شود و بالای سر یاقوت می‌ایستد.] : این مزخرفات رو تایید می‌کنی؟
...
نفهمیدیم در لحظه ی آخر چه کسی . چه کسی را کشت ...؟
امیرمسعود فدائی، امیر نجفی، مینا و محمد جواد این را خواندند
سروناز یکتا این را دوست دارد
من احتمال میدم منصور نصیری(که اسم نقشش رو فراموش کردم ولی یادمه که سخت بود)افسر رو کشت.
۰۲ بهمن ۱۳۹۸
@زهره: با لحن شایگان خوندم، وقتی بذرافشان رفت.
۰۵ بهمن ۱۳۹۸
آها،که اینطور.حالا باز ۷بهمن میخوام برم ببینم.بیشتر دقت میکنم
۰۵ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در نیروی زمینی ارتش به یگان ها و واحدهایی که دارای ادوات موشکی می باشند به جای گروهان، واژه آتشبار را استفاده می کنند و هر آتشبار دارای چند لانچر (کامیونی که سکوی پرتاب موشک کوتاه برد است) می باشد. فضای نمایش، لهجه متفاوت سربازان، ظاهر آنها، افسر وظیفه کاشانی، دقیقا من را به فضای سال 1381 برد که در یکی از همین آتشبارهای دارای لانچر، به عنوان افسر وظیفه خدمت می کردم. به گمانم شاید کارگردان، نویسنده، مجری طرح در یکی از این آتشبارها خدمت کرده باشد که تا این حد دقیق به ظاهر و لهجه و وقایع داخل پادگان ها توجه داشت. موضوع نمایش کاملا واقعی است و تجاوز و آزار جنسی سربازان ضعیف تر و با ظاهری متفاوت از مابقی، همیشه وجود داشته، دارد و خواهد داشت. پرونده های زیادی در بازرسی ارتش برای این موضوع تشکیل می شود که به حبس و شلاق و اضافه خدمت می کشد و مسئولان هم از آن باخبر هستند. البته فکر نکنید فقط مختص ارتش است. خیر، در همه رده های نظامی این موضوع وجود دارد و کارگردان نمایش به موضوع مهمی پرداخته است. شاید تماشاگر به جنبه طنز آن توجه بیشتری کرده باشد، اما برای من که بعنوان افسر وظیفه و گاهی افسر گشت فعالیت می کردم، فردا صبح گزارش می رسید فلان سرباز در فلان مکان مورد تعرض و آزار و اذیت قرار گرفته است. با خودم فکر می کردم پس از اتمام دوره سربازی این فرد می خواهد در جامعه کار کند، ازدواج کند، پدر بشود، چطور با این موضوع کنار خواهد آمد؟ این واقعه چه تأثیری در زندگی آینده او دارد؟ و چرا های دیگر. در هر حال از تمام گروه تشکر می کنم که چهره سربازان تحت امرم بار دیگر در ذهنم آمد و گویی خودشان بودند. بدون هیچ تغییری. مشهدی، مازنی، آذری، تهرانی، کاشی و.... خسته نباشید
celine، امیرمسعود فدائی، محمدرضا دانش و Fariba Akbari این را خواندند
زهره مقدم و پویا فلاح این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
زهرا صفاریان
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
داشتم به صحنه کتک خوردن سرباز میخندیدم... به خودم امدم... برام سوال بود که هدف این نمایش چیه؟ خندیدن؟
این نمایش تنها یک صحنه تلخ داشت. بعد از اون دوباره خندیدیم و خندیدیم و خندیدیم. به نوعی حس کردم موضوع آزار و اذیت خنده دار هست. به نوعی حس کردم کشته شدن انسان ها بانمک هست.
هدف نمایش شما چی بود؟ جلب هرچه بیشتر مخاطب ؟
من به هر صحنه‌ای که می‌خندیدم (با این توضیح که من اساسا زیاد نمی‌خندم!) بعدش عذاب وجدان می‌گرفتم.
۰۹ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آقای صادقی!
چجور جَوونی هستی تو؟
جَوون مگه انقد بی انگیزه میشه؟
مرتضی سوری
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
یه بار گفتم بذار از آقا حداد بپرسم
ببینم این مرد چشه؟!

گفتیم آقا مشکلتون با این بویراحمدی چیه؟

گفت: تیغ‌تیز
نپرس!

مام دیگه نپرسیدیم آقا

---
اجرای مجدد لانچر ۵
از پنجم دی
سالن سمندریان | تماشاخانه ایرانشهر
یکی این "نپرس" ، یکی هم اون" تموم شدن سکه‌"ی سلطون... :)) از بهترین تیکه‌هاش بود.
۳۰ آذر ۱۳۹۸
جناب موسوی کیانی
آقای فلاح
ممنون از یادآوری این دیالوگ‌های شیرین و موندگار

آقای علیزاده :))))
۰۱ دی ۱۳۹۸
آقای سوری..
لطف دارید..
۰۱ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مرتضی سوری
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
شایگان به کمالی:
بویراحمدی شو !

---
من حداد شم،
بویراحمدی شدن بلدی‌؟
غم بی دهآن :(
۲۶ آذر ۱۳۹۸
چی شد، هم دیالوگ ماندگار هم اختمال افشا و نفهمیدم باز چی شد:)
۲۶ آذر ۱۳۹۸
رویا خانم
توو اتاق بازرسی شایگان برای بازسازی صحنه ی اتفاق به کمالی میگه "بویراحمدی شو"

منو یاد این عبارت نسبتا رایج انداخت که بعضیا میگن " اگه من فلان چیز بشم یه چیز دیگه شدن بلدی ؟ "
۲۶ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
الهه رضازاده
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
من امشب این کار رو دیدم .
اول از همه چیزی که خیلی اذیت میکرد بوی سیگار و نداشتن تهویه مناسب بود به حدی که من کل تمرکزم رو این بود که الان قرار یه سیگار دیگه روشن بشه
وچیز دیگه اینکه
اصلا کسی که دنبال تأتر خندداره نباید بیاد این تأتر رو ببینه چون اصلا داستان خندداری نداره - درسته که که بخشایی خندداره ولی اصلا ماجرای خندداری نیست.

تأتر خوبی ولی خنددار نه...
محمد صبحی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
بسیار عالی هم آقای نوروزی هم تک تک سربازان پادگان
بی شک یکی از بهترین ها بود
امیرمسعود فدائی این را خواند
امیر مسعود، پیمان علیزاده و عاطفه اجاقی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مهراد دادخواه
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
ما از الان پیش بینی می کنم که پرونده ( کمالی / حداد ) برای صادقی مثل پرونده جن و نگهبان خواهد شد و برای دستیارش هروز همین ساعت ۱۰ ربع کم تعریف خواهد کرد ، و تو دائم میگی خب شاید یک شاهد دیگه هم برای پرونده جن و نگهبان پیدا شده بود ولی چون سریع یک جنایت دیگه رخ داده ( اشاره به آخر نمایش که تا صادقی پرونده کمالی رو می گذاره روی میز صدای شلیک میاد ) و به گمان نگهبان به حق تبرئه شده .


پی نوشت ؛ مرسی خانم بغل دستی که تمام وقایع رو یک دقیقه زودتر از صحنه برای همراهشون تعریف می کردن
مهسا مهدی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
دوستانی که میگن نمایش پایان دیگری داشته میشه بگن چی بود چون تو چندباری که من دیدم پایان ها یکی بود و شایگان دوباره درخواست بررسی پرونده کمالی رو داشته...و اون صدای تلخ تیر آخر؟شما هم با من موافقید که مربوط به شایگان میشه؟
من کارو شهریور دیدم تو تئاتر شهر صدای تیر نبود یعنی اونجوری تموم شد که شایگان داستان جنو برای سرباز یزدی تعریف کرد بعد گفت معلوم نشد واقعیت چی بود و اینم همینه معلوم نیست که واقعا اون شب چه اتفاقی افتاده بعدم رفتن سر شوخیای استخدام سرباز یزدی راجع به اینکه گفت برو پرونده رو دوباره بیار کامل مطمئن نیستم ولی فکر میکنم نبود.
۱۳ آذر ۱۳۹۸
مممنونم
۱۳ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
محمد شمسائی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
دقیقا ۳ روز می‌گذره که نمایش لانچر ۵ رو دیدم و ۳ روز هست که ذهنم درگیر شده برای تمام همجنسهای خودم که فقط به خاطر جبر اجتماعی که توش بزرگ شدیم یاد گرفتیم که به ظاهر هم که شده خودمون رو قوی نشون بدیم در برابر تمام ظلم‌هایی که بهمون میشه، حتی اگه تجاوز به دست هم‌جنسهای خودمون باشه و تهش می‌رسیم به پوچی و در نهایت سیاهی...به نظرم لانچر ۵ نماد جامعه‌ی مریض ما رو نشون میداد در ابعاد یک سربازخونه که هر کسی به دنبال جبران کردن کمبودهای خودش هست و در کمال خودخواهی فقط به نیازهای خودش فکر می‌کنه و براش مهم نیست که ممکن چه آسیب جبران ناپذیری به بقیه بزنه و سروان شایگان دوست داشتنی هر چقدر تلاش میکنه که به این ظلم پایان بده در آخر خودش درگیر تراژیکترین پایان میشه... مثل تمام انسانهای خوبی که به خاطر جهل بقیه از بین میرن؛ به همین راحتی!!
کامران متقی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
تنها می‌توانم بگویم که عجب نمایشی بود، پرداختن به یک تابو که کمتر کسی به آن نزدیک شده. بازی‌های فوق‌العاده و گیرا که در طی دو ساعت تماشاگر را روی صندلی میخکوب کرد.
شخصیتهای متنوع که مشت نمونه‌ی خروار جامعه بودند و پردازش و بازیهای فوق‌العاده یک شاهکار خلق کرده بود.
گاهی طنزی دلچسب داشت و تماشاگر را به وجد می‌آورد و گاهی چنان خشمگین که سکوت سالن را فرا می‌گرفت.

چشم به راه کارهای آینده‌ی این گروه توانمند کارگردانی و بازیگران هستم.
امیرمسعود فدائی و رضا مظفری این را خواندند
امیر مسعود، رسا، زهره وزیری و سپیده این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رسا
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
با سلام
چقدر خوشحالم بابت نمایشی که دیدم و چقدر ناراحتم که دیگه شاید نتونم تئاتری به این زیبایی ببینم. بازی ها، کارگردانی، موضوع، متن یکی از یکی عالی تر. من که معمولا یک ساعت اول خسته می شم حتی ناراحتی صندلی های تئاتر مستقل رو حس هم نکردم. شوخی ها چقدر سنجیده بودند و غیر هجو. سرگرد ما چقدر ما رو با خودش همراه کرد. چقدر این کار زنده بود.
جملات درج شده در بروشور حال و هوای همه سربازانه به نظرم ( از نظر همسر یک سرباز)
شوخی های سکانس پایانی سرگرد و سرباز خیلی حساب شده بود و تلخی اعترافات کمالی رو کم کرد.
فقط یک سوال داشتم. پایان بندی کار آیا عوض شده یا از اول همین بوده؟ یعنی تا حدودی پایان بازه؟
بله، از همون اول باز بود :)
۰۹ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
sara mahmoudi
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
برای بار دوم تماشا کردم و باز هم ارزش دیدن داره
با اینکه من اصلا از ژانر اجتماعی خوشم نمیاد
واقعا خسته نباشید و موفق باشید .
حتما کارهای بعدیتون رو هم دنبال خواهم کرد .
فرشید غفاری
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
سعی میکنم خیلی وارد جزئیات نشم ، شاید این پیام اصلا بی ادبی و بی حیائی به نظر بیاد ، ولی به هر حال با اون تیکه از دیالوگ سرگرد که گفت یه مرد نیاز داره تا بعد از مدتی تنش به تن یک زن برخورد بکنه تا به هم نریزه به شدت موافقم ، البته بهتره اینطوری کاملش کنم که این فقط به مرد ختم نمیشه و دو طرفست ، و به عقیده ی من تا زمانی که مسائل جنسی توی یه مملکت حل نشده و سردرگم مونده باشه فساد بالاخره از یه جاییش میزنه بیرون, هر جا رو نگاه کنی فساد جنسی بوجود میاد و وقتی ریشه یابی بکنی میبینی اگه خیلی راحت از اول تکلیفش مشخص میشد هرگز اینطوری نمیشد.
واقعا چرا نتونستن مثل بچه آدم دو سال سربازی رو بگذرونن و برن خونه شون؟
البته این مشکل جهانیه و هنوزم که هنوزه حل نشده ، به قول متیو مک کاناهی توی فیلم دالاس بایرز کلاب آخه وقتی اینهمه خانم زیبا توی دنیا وجود داره مگه احمقم برم سراغ یه سیبیل کلفت؟ البته من با کلی سانسور گفتم :)، ولی حقیقت اینه که وقتی بحث فساد جنسی پیش میاد متاسفانه دیگه همجنس و غیر همجنس و بچه و بزرگ نمی‌فهمه، طرف دست به هر کاری میزنه تا کارش راه بیوفته.. می‌دونی چرا؟ چون وقتی طرف درگیر این موضوع میشه مغزش هدایت میشه به زیر شکم و همونجا میمونه ، طرف دیگه توانایی انجام همه کار ها رو از دست میده تا زمانی که کارش راه بیوفته و مغزش دوباره برگرده تو سرش...
بحث سلامت جنسی رو‌ امروزه توی دنیا حتی برای بچه‌ها از کودکی شروع به برنامه ریزی و آموزش میکنن که در آینده دیگه این موضوعات رو مشاهده نکنیم.
شیوا
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
نمایش را بسیار دوست داشتم. اصلا فکر نمی کردم شاهد چنین بازی هایی باشم. خنده و گریه چنان ماهرانه در هم آمیخته بود که با یک چشم می گریستم و با چشم دیگر می خندیدم. صحنه فاش شدن ماجرا و اقرار کمالی بسیار خوب و کامل از کار درآمده بود. کارگردان در صحنه های بازپرسی با ایجاد تنوع و گوناگونی شخصیت سربازها توانسته بود از خسته شدن تماشاگر به علت تکرار سوالات و گفتگو ها جلوگیری کند. ایده جابجایی سرگرد شایگان و صادقی به علت بهتر بودن میز خیلی خوب بود چون باعث شد نصف زمان بازپرسی بازیگران روبروی تماشاگران آن سوی سالن بایستند و صحنه های بازپرسی از حالت یکنواختی خارج شود. از کارگردان و بازیگران لانچر 5 به خاطر این نمایش خوب سپاسگذارم.
پ ن: برایم عجیب بود که در صحنه غم انگیز گلایه سرباز صفری که برای جمع کردن تکه های جنازه سرباز دیگر مامور شده بود و می گریست، در سالن صدای خنده می آمد.
بهزاد خلیلی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
دیدن این نمایش تا روزی که اجرا میشود به دوستان عزیز توصیه می شود،واقعا فکر نمیکردم بازیها انقدر قوی باشد ،پایان بندی این نمایش به نظرم خوب بود و نقطه عطف اجرا بود.
امیرمسعود فدائی و مجید این را خواندند
لیلا مظاهری، celine و محمد علی حکیمی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عارف متحدی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
نمایش فوق العاده ای بود
آرش رضایی و امیرمسعود فدائی این را خواندند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سارا عمادی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
به فاصله ی کمتر از ده روز برای بار دوم نمایش را دیدم و باز هم لذت بردم !
با صحنه های بازجویی و کتک خوردن ها بغض کردم و با بلاحت و سادگی "صادقی" حسابی خندیدم .
نکته ی جالب که باعث شد دوباره دست به نوشتن نظر بردم این بود که در این حجم زمانی کم نمایشنامه تغییر فاحشی داشت که توجه من را حسابی جلب کرد . در ابتدا اذعان داشتم پایان بندی اجرای قبلی ( که شایگان بعد از شنیدن اعترافات سرباز آخر ، میخواد که دوباره پرونده کمالی رو بررسی کنه ) رو بیشتر دوست داشتم . اما وقتی کارگردان در رورانس توضیح داد که هنوز در حال پیرایش نمایشنامه هستند و منتظر شنیدن بازخوردها مخصوصا به صورت حضوری هستن دلم خواست باهاشون راجع به تغییرات صحبت کنم و خب بعد از شنیدن حرف هاشون علت تغییر رو بهتر درک کردم .
و باز هم نکته ی قابل تقدیر این است که این گروه ریسک تغییر رو در این اندازه پذیرفتن و دارن حسابی آزمون و خطا می کنن. این تلاش چه در اثر بهتر شدن باشد یا هر چیز دیگر ، در هر صورت بازخوردهای مثبتی را برای گروه نویسندگی و کارگردانی خواهد داشت تا از تغییر نترسن و ریسک کنن .
به طور متوسط هر ده روز یکبار این نمایش را دیدم
خیلی حیرت انگیز بود
۰۲ آذر ۱۳۹۸
دفعه ی دومی که من نمایش رو دیدم . پایان این بود که شایگان حرفی راجع به درخواست مجدد پرونده کمالی نداد . و صدای تیر اومد بعد از بیون رفتن . در حین نمایش هم اسم فیروزگر اضافه شده بود . که دفعه ی قبلی اصلا نبود
۱۴ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید