کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش ماجرای عجیب سگی در شب
S3 : 13:21:09 | com/org
امکان خرید پایان یافته
  ۱۹ خرداد تا ۲۱ تیر ۱۳۹۸
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

- بر اساس رمان «ماجرای عجیب سگی در شب» نوشته مارک هادون
«ماجرای عجیب سگی در شب» (The curious incident of the dog in the night time) رمانی نوشته مارک هادون است که سایمون استیونز نمایشنامه آن را نوشته است.


وقایع این نمایش در انگلستان می‌گذرد و در واقع هسته اصلی داستان شرح سفر پرماجرای قهرمان داستان از سوئیندون به لندن است. داستان از زبان کریستین بون که دختری مبتلا به اوتیسم است، بیان می‌شود و از همین رو لحن ویژه و منحصربه‌فردی دارد. او به علت این بیماری خاص از درک مسائل عادی زندگی عاجز است، اما هوش فوق‌العاده‌ای دارد و دنیا را متفاوت می‌بیند.

گزارش تصویری تیوال از نمایش ماجرای عجیب سگی در شب / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس‌ها ››

ویدیوها

آواها

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
کریستین
بهشت کجای جهان ماست
کشیش با درایت نگاهی عاقل اندر سفیه میکند و میگوید
تو جهان ما نیست شاید در مجموع جای دیگری باشه
کریستین
پدر روحانی بیرون از جهان ما هیچی نیست
یعنی کلا هیچ جای دیگری وجود نداره
مگر اینکه از سیاه چاله عبور کنید و اونجا باشه
تازه هیچ موقع نمیتونی بفهمی که اونطرف سیاه چاله چی وجود داره بخاطر همینه که بهش میگن سینگولاریتی ما با ... دیدن ادامه ›› استفاده از امواج الکترومغناطیسی میتونیم از جاهای خیلی دور اطلاعات بدست بیاریم ، اما جاذبه اون سیاه چاله آنقدر زیاده که امواج الکترومغناطیسی مثلِ نور هم نمیتونندازش عبور کنن و اگر بهشت اونطرف سیاه چاله باشه پس مرده ها رو باید با موشک به اونجا پرتاب بشن ، که نمی شن
و مردم همشون اینرو نمیدونن
کشیش که مغموم شده اندکی فکر میکند و میگوید
کریستین عزیزم من وقتی بهت میگم که بهشت خارج از جهان ماست این یک جور اصطلاحِ شاید معنی اش اینه که اونا پیش خدا ن
کریستین
خدا کجاست؟!
کشیش از کوره در می‌رود و با خشم میگوید
کریستین عزیزم ما باید در مورد این موضوع یک روز دیگه صحبت کنیم که من وقت بیشتری برای تو داشته باشم
پس فعلا فرزندم