تیوال نمایش می سی سی پی نشسته می میرد
S3 : 20:17:33
  ۲۵ مهر تا ۳۰ آذر ۱۳۹۵
  ۱۸:۰۰
  ۲ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تا ۷۰,۰۰۰ تومان

: همایون غنی زاده
: (به ترتیب حروف الفبا) ویشکا آسایش (آناستازیا)، سجاد افشاریان (وزیر)، بابک حمیدیان (اوبلوهه)، سیامک صفری (می سی سی پی)، همایون غنی زاده (لیون/کارگردان)، داریوش موفق (سن کلود)، امیر احمدزاده (مرد بارانی پوش)، ایمان فتاحی (اسقف)، هومان محمدحسینی (خدمتکار)

: محمد قدس

: نازنین گودرزی
: امیر حسین قدسی، همایون غنی زاده
: بامداد افشار
: الهام معین، همایون غنی زاده
: ماریا حاجیها
: مرتضی نجفی
: سهیل دانش
: کوروش جوان
: مریم نراقی
: سارا حدادی
: ندا عقیقی، آبان جهاندارپور
: فرناز توللی، سامان قاسمی
: زهره ساداتی، بهار نرگسی
: صفا کامدیده
: نرمین اسماعیل زاده
: مرتضی فربدفشمی، فرشید جعفری، امیر مردی، میثم محمدی محفوظ، فرزین حق شناس، حسن مردی، امیر یزدی، محمد میرسلطانی، حجت صفرزاده، محسن ابراهیمی، صادق پوردانش، مصطفی جعفری، وحید جعفری، سعید بالا خانی، عمران صالحی، بهنام قدیری، حامد جلالی منش، غزال گلپیران، پانته آ شایسته
: محمد نصیری، مسعود عباسی، علی افشاری، حسن رحیمی
شهر:
تهران

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تمامِ مدتِ نمایش همه‌ی بازیگرا دارن با تمام وجود داد می‌زنن و موسیقی‌ها با صدای وحشتناک بلندی پخش می‌شن. متاسفانه جایی نبودم که بتونم سالن رو ترک کنم و مجبور شدم حدود ۳ ساعت این شکجه رو تحمل کنم. البته این شکنجه‌ی جسمی تنها چیزی نیست که از دیدن این نمایش بدست می‌آرید، بلکه می‌تونید از دیدن شوخی های سبک و بی‌مزه‌ای که انگار یه نوجوون ۱۵ ۱۶ ساله ساخته لذت ببرید (برای اینکه تصوری از سطح طنز این نمایش داشته باشید، می‌تونید یه قسمت از مجموعه‌ی خنده‌بازار رو ببینید). نکته‌ی جالب اینه که کارگردان برای اینکه مطمئن شه تماشاگران به اندازه کافی خندیدن، هر شوخی بی مزه رو عینا ۳۰ بار تکرار می‌کنه. به جز همه‌ی اینها، می‌تونید پنهان شدن کارگردان پشت "ابهام" رو ببینید، یه تکنیک قدیمی و ساده برای نشان دادن یک اثر بی کیفیت و خالی از خلاقیت به عنوان ... دیدن ادامه » یک کار هنری عمیق و والا!
اولین پست در تیوال مبارک باشد، امید که آخرینش مباد.
اینکه از چنین گنجینه ای با دست خالی بیرون آمد بسیار جای تأسف دارد و مراتب تسلای مرا پذیرا باشید.
ولی شما که طبق پروفایلتان اجرای سال ۹۵ را هم دیده و ۱ امتیاز داده بودید چرا مجددا اقدام به تماشای اجرای ... دیدن ادامه » جدید نمودید؟
۱۸ آبان ۱۳۹۷
اجرای سال ۹۵ رو ندیدم، اما ابتدا به اشتباه در صفحه‌ی مربوط به اون سال نظر و امتیازم رو ثبت کردم.
از چنان "گنجینه" ای، با دست خالی ولی سر و گوش‌هایی پر از درد بیرون آمدم. به‌هرحال ممنونم جناب کیان.

۱۸ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دو باز این نمایش را دیدم ، چیزی که در این تئاتر بیش از هرچیز توجه مرا جلب کرد ، دکور صحنه بود. به نظر من روی طراحی صحنه خوب فکر شده بود و به جزئیات دقت شده بود. بازیگران بخوبی ایفای نقش کردند و مسلط به کار خود بودند ، بازی آقای سیامک صفری ، داریوش موفق و بابک حمیدیان بسیار قابل ستایش بود. بهم ریخته شدن صحنه در زمان شورش را بسیار خوب در سن به نمایش گذاشتند.

اما نکات منفی که من در نمایش دیدم ، اول نامفهوم بودن بخشی از دیالوگ ها خصوصا هنگام سوار بودن می سی سی پی و وزیر بر هواپیما بود. انگار که نیازی نیست آن قسمت توسط مخاطب شنیده شود. به علاوه ، بایستی این نکته را بگویم که در دفعه دومی که نمایش را دیدم با دفعه اول تفاوت هایی داشت که برجسته ترین آن افزایش قسمت های طنز و در بعضی مواقع تبدیل شدن آن به لودگی بود. طولانی بودن بیش از اندازه مدت زمان تئاتر که ... دیدن ادامه » البته میتوانست به یک ساعت و نیم و یا نهایت دو ساعت کاهش پیدا کند.
از آقای غنی زاده و همکارانشان تشکر میکنم و امیدوارم باز هم شاهد موفقیت هایشان باشیم.
آیدا طاهرزاده و محمد لهاک این را خواندند
یاسمن پورمهران این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از کالیگولا تا می سی سی پی راه طولانی ایه.
فکر کنم اولین بار که کالیگولا رو دیدم واقعا عاشق تئاتر شدم. شایعه ها و گمانه زنی ها پشتش کم نبود، ولی به هر حال ثابت شدن درستی و غلطی قضاوتا زمان می طلبه. بگذریم.
بلیط من بالکن بود و نزدیک سن نبودم ولی از دقیقه 30 کم کم شروع کردم ساعت رو چک کردن و می دیدم که بقیه هم همین کار رو می کنن. بعد از یک ساعت سردرد هم به کلافگی اضافه شده بود. از اون بالا مردمو می دیدم که اونا هم با گوشیاشون ور میرن. این همه تبلیغات برای این بود؟!
تا اونجایی که کارای آقای غنی زاده رو دنبال کرده ام، ایشون همیشه به فرم تئاتریشون و استفاده از اشکال بدیع و میزانسنای چشمگیر اهمیت داده اند، ولی در این مورد به نظر میاد که این همه شلوغ کاری و جنب و جوش بیشتر برای پوشوندن فقر محتواست تا همنوایی و کمک به درک بهتر محتوا. مخصوصا استفاده از موسیقی خیلی ... دیدن ادامه » جاها یهو تو ذوق می زد و به متظاهرانه بودن اون لحظه دامن می زد. البته یحتمل کسایی که پایین و نزدیک نشسته بودن بیشتر مرعوب شدن تا من که اون بالا و دور بودم.
چند دفعه میشه با یه شوخی از مردم خنده گرفت؟ برای اونایی که میگن این نمایش همه جور مخاطب رو راضی می کنه، چند دفعه باید یه نکته رو گفت که مخاطب دستگیرش بشه که خوب، مثلا، اینجا آناستازیا سالاریه. بعد از چندمین بار که یه شوخی تکرار شد احساس حماقت و عقب موندگی بهم تحمیل شد. اگه همه این تکرار مکررات رو بذاریم رو هم، شاید تایم این نمایش تا حد قابل تحمل شدن تقلیل پیدا می کرد.
شوخی ها نخ نما و تکراری. جنس بعضی از شوخی ها در حد کمدی های نازل. Cheap laugh.
یه جایی هم وسط هیر و ویر درباره جنگ سوریه و کودتای ترکیه هم به طرز بی ربطی نظریه پردازی میشه! یا کارگردان می خواسته مسائل روز رو هر جوری هست بزنه تنگ این ملغمه 2 ساعت و نیمی (2 ساعت و نیم!! بدون استراحت) یا اجباری در کار بوده.. خدا می دونه.
من رشته ام تئاتر نیست. مدعی نیستم و می دونم که کم می دونم. می خوام بگم هیچ غرضی پشت حرفام نیست (نه، نون هم به نرخ روز نمی خورم) ولی اینقدر می فهمم که جریانی که هنر رو متظاهرانه و برای شوآف می پسنده وارد یه لول جدیدی شده، خطرناک تر. دقیقا همون آفتابه لگن هفت دست. یه عده مخاطب روشنفکرنما که استاد لفاظی و سفسطه ان. یه چیزی برعکس هنر برای هنر. یه بچه این وسط باید پیدا شه داد بزنه بابا پادشاه لباس تنش نیست! مردم!
نظر من درباره این نمایش: یه آش درهم جوش، به طرز بی امانی پرسر و صدا و تقریبا تو خالی، بی دلیل طولانی که پهلو به خودشیفتگی می زنه، عامیانه ولی توهم عظمت و عمق داره. یه هجویه که در نهایت خودش می تونه دستمایه یه هجویه دیگه باشه، هرهری، زمخت و به شدت بی سلیقه و بی ظرافت. بی روح. فقیر.
نا گفته نمونه که یه هنرمند فراز و فرودای زیادی رو تو دوران کاریش تجربه می کنه. صفاتی که شمرده شد صرفا نظر من و برای نسبت دادن به این نمایش به خصوص بود نه شخص آقای کارگردان و اگه سابقه کاری ایشون نبود شاید کمتر کسی به خودش زحمت می داد که وقت بذاره و نظرشو بنویسه. با امید موفقیت روز افزون برای ایشون.
موافقم
۰۵ دی ۱۳۹۵
کالیگولا یه چیز دیگه بود
۱۱ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان کسی میدونه اسم موسیقی های استفاده شده توی تئاتر چی هستش؟
فهیمه تردست و محمد لهاک این را خواندند
چند تا از موزیک ها


It's A Man's Man's Man's World
Artist: Seal
******************
Basin Street Blues
Artist: julie london
******************
... دیدن ادامه » Le Tunnel d Or
Artist: AaRON
******************
Crazy Live From the Basement
Artist: Gnarls Barkley
******************
Shape Of My Heart
Artist: Sting
*****************
The Ketchup Song (Asereje)
Artist: Las Ketchup
۰۱ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا نمایش عالی بودنقاط قوت کار به ترتیب صدا و انتخاب موسیقی بود، بازی بازیگران هم خیلی خوب بودکه از میان اونها بازی ویشکا آسایش و بابک حمیدیان بینظیر بود آقای سیامک صفری رو نمیگم بی نظیر چون من کارهای دیگری که از ایشون دیدم رو بیشتر دوست داشتم نسبت به نقششون در این نمایش، و در آخر نقطه قوت نمایش کارگردان جوان آقای همایون غنی زاده که منتظر کارهای بعدی ایشون هستیم. در مورد نقش ایشون هم در نمایش لئون رو دوست نداشتم اما کاراکتر کارگردان عالی بود.
یاسمن پورمهران و محمد لهاک این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند هفته پیش به تماشای نمایش نشستم. طراحی صحنه و دکور آن من را برد به همان فضای کلاسیک سینمای هالیوود. دورانی که از نظر زیبایی شناسی هنوز هم با شکوه است.
ابتدای نمایش، نقدی دیدم طنزگونه به سینمای کنونی و برخی فیلم های رنگ و لعاب دار و بی محتوا... آناستازیا نمایانگر زنی بود از همین جامعه . زنی با طنزی تلخ، که خواهان زیادی داشت و این خواستن ها برایش دستمایه ای بود برای رسیدن به اهدافش. که آناستازیا راحت ترین روش را انتخاب میکرد و خود را به عنوان طعمه ای جذاب و دلفریب قرار میداد تا شکارهایش برایش شکار کنند. اوبلهه برای آناستازیا ، همان شکار ساده و خوش قلب بود، نماد انسانی که در دنیای امروزی هر چه صداقت بیشتری داشته باشد احمقترست و در نهایت برای اینکه او را جدی بگیرند همه را به مرگ محکوم کرد. پیشتر که رفت در نمایش ته مایه هایی از دیکتاتوری و روحیه خودسرانه ... دیدن ادامه » می سی سی پی هم دیده میشد و گریزی به اندیشه های مکتب کمونیستی سن کلود که گذشته می سی سی پی را در مقابل چشمانش قرار میداد تا در دوران حکمرانی موسی گونه اش، که اکنون به پایان نزدیک میشد. آن را فراموش نکند...
برخلاف نظر دوستانم که اعتقاد داشتند راوی و صدایش اضافه بود و اینکه یک نمایش نباید انقدر توضیح داده شود و همه چیز را به عهده مخاطبش بگذارد. به نظر من راوی یکی از نقاط قوت بود که خیلی موارد را گوشزد میکرد. به نوعی غنی زاده از دیدگاه خودش روایت میکرد توضیح میداد میخنداند و من به صدایش گوش میدادم و لذت میبردم به پایان کار که نزدیک شدیم دیگر صدای راوی نبود که مرا همراه خود میبرد و انگار در ذهنم، راوی به موقع سکوت کرد و حذف شد. در کل برایم نمایشی لذت بخش بود و بهترین بازی و بازیگران را دیدم که میخکوبم کرد. فقط صحنه های مربوط به لئون بود که مثل وصله ای کهنه به یک لباس زیبا دیده میشد. با همه احترامی که برای همایون غنی زاده قائل هستم، زمانی که لئون روی صحنه بود زمان خیلی دیر و سخت میگذشت و من به یاد کارگردان و تهیه کنندگان سینمای کنونی افتادم که بعضی نقش ها، در قالب کلی اثرشان اضافی است! گویی به آنها تحمیل شده اند! و جالبتر برایم اینست، که همایون غنی زاده، خود به طنز بارها این معضل سینمای کنونی را در این نمایش به ما نشان داد!!! در پایان به سیامک صفری ، ویشگا آسایش، بابک حمیدیان، داریوش موفق، سجاد افشاریان و همایون غنی زاده عزیز و دیگر بازیگران و عوامل نمایش، خسته نباشید میگویم و برایشان آرزو میکنم همیشه بدرخشند.
عارف، Z. Azimi، پوریا، salar milani، Mahan Agha Zahedi و Kh Gh این را پاسخ داده‌اند
واقعا از نظر شما خوب بود؟؟
۳۰ آذر ۱۳۹۵
در متنی که نوشتم به کل داستان از دیدگاه خودم و نقاط قوت و ضعف این نمایش به صورت گذرا اشاره کردم. در برآیند کار، من که لذت بردم! مخصوصا از اجرای عالی بازیگران! همونطور که گفتم بعضی صحنه ها دیر و سخت میگذشت، ولی از نظر من به طور کلی عالی بود. چون انقدر این نمایش ... دیدن ادامه » قوی بود که اون نقاط منفی خیلی کم به چشمم میومد.
۰۱ دی ۱۳۹۵
خوبه که همچین نمایش هایی رو می گین عالی..! و بزرگترین حسن ش اینه که همیشه راضی از سالن ها برمی گردین خونه
۱۴ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش می سی سی پی نشسته میمیرد را دیشب به دیدنش نشستم. نمایشی کمدی و تراژیک که ذات انسانها و باطن انسانها را در لباس و شخصیتهای مختلف به نمایش میگذارد و نقاب از چهره انسانها در شخصیت ها و جایگاههای مختلف میکشاند. دیدن این نمایش خالی از لطف نیست و صحنه و چیدمان خوبی دارد.
می سی سی پی نماد انسانهایی که میخواهند جهان را از گناه پاک کنند ولی خودشان نیز درون گناه غوطه ورند و قدرت تغییر جهان را نیز ندارند. هر کدام از عناصر نمایش بیانگر یک شخصیت از ذات انسان است . نمایش سه ساعت به طول می انجامد که میتوانست کوتاه تر شود.

در مجموع نمره ای که من به این نمایش از 100 خواهم داد نمره 68 است
آقا این ۶۸ خدایی خیلی باحاله. مثلا یه ۲ امتیاز مونده برسه به ۷۰ :دی
قصد جسارت ندارما، برای مزاح عرض کردم.
۳۰ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بی هدف ترین و پوچ ترین نئانرهای که در عمرم دیدم، نویسنده و کارگردان اینقدر از شوخی های که نوشته بوده دوق زده شده که ده ها بار، تاکید میکنم بعضا بیش از 20 بار از یک شوخی که شاید فقط یک دفعه خنده ار بود، استفاده کرد. به نظرم شاید در نظر داشته تا عمدی تماشگر رو به اشمئزاز برسونه. نمایش بی هدفی و بی محتوا بودن خودش رو پشت یه اجرای شلوغ و پر سرو صدا که هدفی به جز منکوب کردن تماشاگر نداشته، پنهان کرده بود. صدابرداری افتضاح که باعث شده بود که تعدادی از گفتگوها به گوش تماشگر نرسه که البته فکر نکنم با توجه به بقیه دیالوگ ها چیزی زیادی رو از دست داده باشیم. انتخاب موسیقی بسیار سردستی و کافی شاپی بود. ترانه و آهنگهای که بارها در نمایشهای دیگه استفاده شده و آدم فکر میکنه که احتمالا یه آرشیو وجود داره که همه میرن و به صورت تصادفی یه چیزی از اونجا کپی و پیست ... دیدن ادامه » میکنند. جای هتل کالیفرنیا و لئونارد کوهن خالی بود فقط. نمایش چیزی بیش از 45 دقیقه کشش لازم رو نداشت و همه چی در دام تکرار، تکرار و تکرار افتاده بود. هیچ وقت فکر نمی کردم که از دیدن یه نمایش اینقدر حالم بد بشه که به لطف "همایون غنی زاده" اینم تو این مملکت ممکن شد.
سارا سلامی این را خواند
برادر جان؛

اولاً من که این تئاتر رو ندیدم و قصد دفاع یا همراهی با شما رو هم ندارم.
ثانیاً اینکه شما هم از این کار به هر دلیلی خوشتون بیاد یا بدتون بیاد هم شخصی و در جهت حقوق تماشاگری شماس.

اما شما چنان پیاز داغش را زیاد کردین که انگاری چه خبر بوده. نهایتن ... دیدن ادامه » زمان گذاشتین و رفتین به انتخاب خودتون و با اختیار خودتون یه اثر هنری دیدن و راضیتون نکرده؛ فدای سرتون. تجربه می‌شه، مضافن اینکه حالا هرچقدم کم یه دستاوردایی با خودش حتمن داشته.

ببخشیندا البته.
۲۴ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متأسف شدم از دیدن این نمایش.
ایرادات نمایشی زیادی به این اجرا دارم. داستان گسسته (که البته شاید هدف ایشون بوده٬ نمیدونم ولی من رو اذیت کرد و به‌نظرم نیازی نبود) و اجراهای به‌شدت بهم ریخته. صدای ضعیف که خیلی از دیالوگ‌ها یا بدلیل بد ادا شدن یا بدلیل بلندی موزیک شنیده نمی‌شد. شوخی‌های به‌شدت چیپ و زشتی (بیانی و بدنی) که تو تئاترای ۱۰۰۰ شبه دیده میشه (و اصلن انتظار نداشتم تو این کار ببینم). تیپ‌های کلیشه‌ای (بخصوص آقای افشاریان). ریفرنس زدن‌های کلیشه‌ای به دیالوگ‌ها و سکانس‌های معروف سینما که شاید در حد یه لبخند باقی بمونن برای تماشاگر. حتی هدفی که برای این نمایش گذاشته شده بود اصلن محقق نشد و اون لاگ‌لاین روی پوستر (ادای احترام به سینمای کلاسیک) شاید فقط توجیهی بود برای کاراکترها٬ داستان (فیلم‌سازی با سیستم استودیویی)٬ ریفرنس‌ها و شوخی‌های ... دیدن ادامه » سینمایی کار. نقش کارگردان فیلم با یه لیزر اذیت کننده (کاش تکنیک دیگه‌ای برای این هدف استفاده یا حتی ابداع می‌شد) و شوخی‌های اذیت کنندش در حد اجراهای چیپ کمدی همایشی (با یه فرد بامزه‌ی میکروفون به دست و شوخی‌های بی‌مزه‌ش) بود.

همینطور باید بگم وقتی کسی میاد و کاری طولانی و خسته‌کننده با تکرار و تکرار و تکرار دیالوگ٬ بازی و پیرنگ می‌سازه وقتی قابل قبوله که این کار هدفمند انجام بشه و حرفی پشتش باشه (مثل همین در انتظار گودوی بکت که توسط آقای غنی‌زاده اجرا شده بود و خیلی موفق‌تر از این کار بود.)

از آقای غنی زاده دوتا کار هم‌زمان ملکه زیبایی لی‌نین و در انتظار گودو رو چند سال پیش دیده بودم. با اینکه حرف و دنیای تئاتر ایشون اصلن مورد علاقه‌ی من نیست ولی از هزینه و وقتی که گذاشته بودم کاملن لذت برده بودم (حتی خانواده‌ی دور از تئاتر رو ترغیب به دیدن نمایش لی‌نین کردم و این کار رو دوبار دیدم) و بسیاری از ایرادات بالارو توشون ندیده بودم. تنها دلیلی که این نمایش رو به دعوت دوستان رفتم این بود که با اینکه انتظار داشتم تئاتر مورد علاقه‌ی من نباشه اما دوست داشتم با یه کار قوی با صحنه٬ لباس٬ صدا٬ موسیقی٬ روایت (یا حداقل کنش‌ها و دیالوگ‌های مناسب) و از همه مهم‌تر بازی‌های حساب شده مواجه بشم. اما دیشب که این نمایش رو دیدم حس کردم پولم رو دور ریختم.
-

اما ایراد بسیار بسیار مهم‌تری که برای من و همراهم اتفاق افتاد تأخیر حدود ۴۰-۴۵ دقیقه‌ای در شروع این تئاتر طولانی بود و این اصلن قابل چشم‌پوشی نیست. مردم وقتی ساعت شروع و زمان کار رو توی سایت می‌بینن برنامه‌ریزی می‌کنن. چطور یه گروه اجرایی به خودش اجازه میده برای این برنامه‌ریزی و در قبال هزینه‌ای که دریافت کرده مسئول نباشه؟ این کار یه کار رسمی و های‌پروداکته نه یه تئاتر تجربی یا دانشگاهی یا... که باز هم تأخیر توشون جایز نیست اما قابل گذشته. این تأخیر باعث شد که ما با اعصاب خورد شده و به‌شدت ناراضی قبل از پایان نمایش سالن رو ترک کنیم که جالب برای من این بود که وقتی ما بلند شدیم چند نفر دیگه هم از جاهای مختلف سالن بلند شدن و سالن رو ترک کردن و این یعنی این مسئله تعدادی زیادی از تماشاگرای کار رو آزار داده ولی به احترام تئاتر سکوت کردن. وقت٬ اعصاب و هزینه‌ی ما هدر رفت و تجربه‌ی خیلی بدی داشتیم.
sahar amini و الهه الف این را خواندند
امین فخار و علیرضا پارسی این را دوست دارند
کارگردان از اختراع-کشف ایده شوخی "خداآآآآی من...!!! و بازی زیر پوستی!!!" انچنان ذوق زده و از خود بیخود شده که تصمیم گرفت یک کار بنویسه تا بتونه این شوخیها رو یکرات درش بکار ببره....ضمنا تنها مشکل تاخیر چهل دقیقه ای که روزی که ما رفتیم هم رخ داد نبود...از ... دیدن ادامه » اون خیلی بدتر اینه که زمان نمایش رو به عمد و دروغ سی و پنج دقیقه از زمان واقعیش کمتر اعلان کردند....
۲۴ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای امان از جو گرفتگی اونم از هنرمندان تاتری

اقای بابک حمیدیان عزیز ، این درست که مردم شریف ایران با سرانه مطالعه 2 دقیقه در روز و اطلاعات عمومی و اجتماعی نزدیک به صفر به تماشای تاتر می سی سی پی نشسته اند و کف می زنند و هورا می کشند و هر روز رکورد فروش در گیشه را می شکنند (که چه بسا روزی هم اخراجی ها گیشه ها را فتح می کرد)، اما شما چرا؟؟؟ شما که دانش اموخته رشته نمایش با گرایش طراحی صحنه از دانشگاه آزاد اسلامی هستید چرا؟؟؟ شما که اگاه به ضعف های اشکار نمایش نامه ، کسالت، شوخی های تکراریو .... نمایش می سی سی پی هستید، چرا؟؟
اگر ده ها نفر می امدند و تعریف می کردن از ان نمایش انزجار امیز شما روی سن تلار وحدت، باور نمی کردم تا به چشم خود دیدیم. متاسفم برای خودم و بقیه عاشقان تاتر که بعد از تماشای دو اجرایی ضعیف (کالیگولا و در انتظار گودو) به کارکردانی اقای ... دیدن ادامه » غنی زاده باز به اصرار دوستان امدیم و 3 ساعت از وقت خود را صرف بازی ها و زوزه کشیدن های تکراری (که البته به قول خود اقای غنی زاده این سبک بازی و زوزه امضا ایشان پای کارشان است) نشستیم تا در اخر هم شما دوست عزیز با ان حرکات مضحک عیش ما رو کامل کنید. واقعا ممنون..... (و یک نکته کاش اقای غنی زاده به جای نقد سینمای که اثاری چون همشهری کین یا اوای موسیقی را در کارنامه خود داری کمی خود را نقد می کرد که چه بلای سر نمایش نامه در انتظار گودو و کالیگولا اورده بود...)
نمایش خوبی بود و شاید یکم بیشتر از خوب.و البته مشکلات خودشو داشت.
طنز ابتدای کار عالی بود ‌و این نکته که در انتهای کار ما به همون چیزی که در ابتدا خندیدیم نمیتونستیم بخندیم فوق العاده بود.
همه ی بازیگرها به جز سجاد افشاریان عالی بودن.
نقش افشاریان به نظرم زیاد در نیومده بود.
دیالوگ های خوب هم کم نداشت.
دکور،موسیقی،لباس عالی بودن.
و چه پایان بی نظیری داشت.
خیلی جاها میخکوب ب صندلی بودم. ولی گاهی شل میشدم به خاطر افتادن ریتم که البته زیاد نبود.ولی به هر حال از آقای غنی زاده انتظار میره این مشکلات رو نداشته باشه.
گاهی صدا ب خوبی شنیده نمی شد متاسفانه.
اواسط کار یکم خسته کننده میشد.مثلا گاهی من منتظر بودم که کارگردان بیاد و کات بده تا ریتم کار یکم بهتر شه..
این رو هم بگم که متاسف شدم از بعضی نقد ها.
کسی نوشته بود شارژ گوشیم تموم شد و مجبور شدم بخشی ... دیدن ادامه » از کار رو ببینم.
باید بگم اگر شما حتی کار رو کامل ندیدین نباید به خودتون این اجازه رو بدین که کار رو نقد کنین.
دوست دیگه ای نوشته بودن من الان از توی سالن مینویسم.
اینکه بدون اینکه کار رو تا آخر تماشا کنین نقد میکنین حقیرانه و وقیحانه است دوست من.
شیوا الف و سارا سلامی این را خواندند
نغمه و سمانه این را دوست دارند
بنظرم شما باید یه تعریفی از خوب ارائه بدید
۲۳ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من سه‌شنبه ۱۶ آذر به تماشای این نمایش نشستم.
نمایشی خسته‌کننده که تقریبا ۳ ساعت طول کشید و اکثر مخاطب‌ها آخر نمایش انرژی کافی برای استقبال از یک پایان رو نداشتند.
نمایشی که می‌شه گفت حداقل یک ساعتش رو میشه کم کرد و حتی بعضی کاراکترهای اضافی مثل سجاد افشاریان رو به طور کامل حذف کرد بدون اینکه آسیبی به بدنه‌ی نمایش وارد بشه.
چیزی که توی این اثر بیشتر از همه نظر مخاطبین رو جلب خواهد کرد به طور قطع صحنه‌آرایی و دکور فوق‌العاده اونه. دکوری پویا که در هر لحظه تماشاگر منتظر یک تغییر فوق‌العاده توی اون است.
نکته‌ای که در مورد این نمایش هست فقدان داستان زمینه‌ی مناسبه. یعنی مخاطب اصلا نباید انتظار داشته باشه که با یک نمایش‌نامه‌ی گیرا و پر محتوی روبرو خواهد شد، بلکه داستانی که این نمایش رو بنیان نهاده بسیار ضعیفه و دلیلی که مخاطبان از این نمایش ... دیدن ادامه » استقبال زیاد می‌کنند بازی خوب ویشکا آسایش و بابک جان حمیدیانه.
اگر به دیدن نمایش‌های پرمحتوی و داستان‌های قوی عادت دارید، به احتمال قوی پس از دیدن این نمایش با نارضایتی ترک خواهید کرد.
در آخر می‌تونم بگم اگر مثل من اکثر نمایش‌هایی دیگری که این روزها توی سالن‌های تئاتر اجرا می‌شوند رو دیدید بد نیست به تماشای این تئاتر پرهزینه هم بنشینید وگرنه با کمی جستجو نمایش‌های پر محتوی‌تری هم روی تیوال پیدا خواهید کرد.
کارگردان از ایده بامزه "خدای من...!!" خودش شدیدا خوشش اومده و لذا هی نمایش رو کش داده تا بتونه بیشتر و بیشتر از ش استفاده کنه...بیخود نیست که میگن کشش ندید
۱۸ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب این اجرا را دیدم و جالب بود. باعث خوشحالی است که تئاتر واقعاً دارد پیش میرود...
به نظر مخاطب عام که نظر تخصصی ندارد یک نقد کاریکاتوری از سینمای هالیوود در دهه هفتاد؟؟؟ بود. برای زمان حاضر، خصوصاً زمان ما که عموماً تئاترها قرار است در لفافه حرفی در این مورد بزنند صحبتی نداشت و ادعایی هم نداشت. تئاتر طولانی بود ولی جالب این که برای مخاطب عام خیلی هم خسته کننده نبود و چه خوب که ساعت 6 شروع شد. از تاثیرگذارترین صحنه ها می توان به صحنه یکی مانده به آخر اشاره کرد: رقص تانگوی سن کلود با مردی که لباس دیوانگان را پوشیده و در آستانه مرگ است، پس از آن که صفحه مورد علاقه او را شکسته است. نماد بیرحمی تلخ و تهوع آور... و صحنه ای که آناستازیا در حالت مرگ هم به بیگناهی اش اصرار دارد، اصراری که بیننده را به چالش می کشد که نکند در مورد این زن اشتباه کرده است؟ خدای ... دیدن ادامه » من.....!!!!
و در مجموع شب خوبی بود برای بینندگان.
هادی امینی، سارا سلامی و علی ابوطالبی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
می سی سی پی نشسته میمیرد؛ (طنزی که باید بر آن گریست)
جلال الدین در مثنوی میگه:

بود بقالی و وی را طوطیی ..... خوش‌نوایی سبز و گویا طوطیی
بر دکان بودی نگهبان دکان..... نکته گفتی با همه سوداگران
در خطاب آدمی ناطق بدی..... در نوای طوطیان حاذق بدی
خواجه روزی سوی خانه رفته بود..... بر دکان طوطی نگهبانی نمود
گربه‌ای برجست ناگه بر دکان..... بهر موشی طوطیک از بیم جان
جست از سوی دکان سویی گریخت..... شیشه‌های روغن گل را بریخت
از سوی خانه بیامد خواجه‌اش..... بر دکان بنشست فارغ خواجه‌وش
دید پر روغن دکان و جامه چرب..... بر سرش زد گشت طوطی کل ز ضرب
روزکی چندی سخن کوتاه کرد..... مرد بقال از ندامت آه کرد
ریش بر می‌کند و می‌گفت ای دریغ..... کافتاب نعمتم شد زیر میغ
دست من بشکسته بودی آن زمان..... که زدم من بر سر آن خوش زبان
هدیه‌ها می‌داد هر درویش را..... تا بیابد نطق مرغ خویش را
بعد ... دیدن ادامه » سه روز و سه شب حیران و زار..... بر دکان بنشسته بد نومیدوار
می‌نمود آن مرغ را هر گون نهفت..... تا که باشد اندر آید او بگفت
جولقیی سر برهنه می‌گذشت..... با سر بی مو چو پشت طاس و طشت
آمد اندر گفت طوطی آن زمان..... بانگ بر درویش زد چون عاقلان
کز چه ای کل با کلان آمیختی..... تو مگر از شیشه روغن ریختی


کار طنز همیشه برای من ملغمه ای از ابتکار و دغدغه بود، تا زمانی که این تئاتر رو دیدم، این تئاتر و درونمایه طنزش به من نشون داد که شالوده طنز روی گذشت بنا شده، مخصوصاً وقتی قرار هست ظلمی که به مسئله ای شده پیام طنز باشه، طنزی که مخاطب بهش میخنده ولی چه عمرها که بابت اون ظلم تلف نشده، ظلمی به جریان سینما و تئاتر، ظلمی به بازیگران و کارگردانان، ظلمی که جریان مدرن و فرهنگ مدرن و انحطاط اخلاقی باعث و بانیش بوده، حالا ما باید طنزی بسازیم که مردم بهش بخندند تا شاید تغییری ایجاد کنه، اعتراف میکنم اینکار کار هر کسی نیست. بخندید از این که ما کچلیم!
نقطه اوج فلسفی نمایش زمانیه که یکی از بازیگرا میپرسه پس نقش من چی میشه، نویسنده چیزی درباره من ننوشته؟ و کارگردان میگه نویسنده مرده است، هم گریزی داره به نظریه مرگ نویسنده و هم بشریتی که بدنبال جایگاهش در جهان میگرده، و خدا مرده است
در میانه داستان هم یک سقلمه به تماشاگران زده میشه، زمانی که کفش ها رو میریزن جلو تماشاگرا
در نهایت انسان ها باید عمیق و بزرگ باشن تا جهان جای زیستن باشه
سارا سلامی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نکات مثبت زیادی و چند نکه منفی داشت . اما روی هم رفته کار رو دوست داشتم . به خصوص بازی بابک حمیدیان رو ................. متن ، طراحی و کارگردانی خلاقانه بود ........ چرا بعضی از بازیگرها هاشف نداشتن ؟؟؟ .... دیالوگ های صدای کارگردان خیلی جاها به درستی شنیده نمی شد و نامفهوم بود . همین طور صدای سجاد افشاریان بسیاری جاها نامفهوم بود .... کلن مهندسی صدا ایراد داشت ....و نقطه ضعف چشمگیری بود ...تکیه کلام ها( خدای من ) و بعضی شوخی های کارگردان دیگه زیاد از حد تکرار شد .... بازی سیامک صفری و ویشکا آسایش هم خیلی خوب بود . اما نقش سجاد افشاریان به نظرم در نیومده بود و بازی درخوری نداشتن .... طراحی صحنه و به خصوص لباس خوب بود ...
دوستان یکی از علت های گرون بودن نسبی بلیت ها هم می تونست اکسسوری باشه که تو هر اجرا از بین میره .... گیلاسها ، صفحه ها ، شیشه های کیوسک ، ظروف و غیره
*****
من ... دیدن ادامه » یک سوال داشتم از دوستانی که نمایش رو دیدن : من و همراهم هر دو بعد از بیرون اومدن از سالن سرگیجه و کمی تهوع داشتیم . و به محض وروود به سالن هم بوی بنزین یا گازوئیلی که میومد آزار دهنده بود . و خب به خاطر استفاده از اتومبیل روشن روی صحنه بود ..به نظرم باید برای تهویه فکری می شد ....توی سالن کم کم عادات میکردی بدون اینکه متوجه باشی . اما ظرف چند ساعت بعدش کاملن سرگیجه همراهمون بود ... آیا کس دیگری هم با این مشکل مواجه شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر اینطوره فکر کنم باید برای این مشکل یه تدبیری پیدا بشه
******
حسین پوریعقوب و الهه الف این را خواندند
با سلام
شب گذشته به تماشای این نمایش نشستم و مشکلی که در یادداشتتون بهش اشاره داشتید برای من و همراهم پیش امد. علاوه بر سرگیجه و تهوع، دچاره گلو درد و سردرد شدیدی شدیم که تا همین امروز هم ادامه داشت.
بدون شک این مسئله به تهویه ی نامناسب سالن برمیگرده،امیدوارم ... دیدن ادامه » برای این چند اجرای باقیمانده تدبیری اندیشه شود.
۱۶ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستى بهتر بود به جاى گفتن اداى احترام به سینماى کلاسیک، اداى احترام به "فیلم نوار" رو به عنوان شعار این نمایش مى نوشتن.
سینماى کلاسیک خیلى عنوان عمومى ایه و در برگیرنده خیلى ژانرها مى شه.
ضمناً به نظر من این کار نه تنها اداى احترام به سینماى کلاسیک نبود، بلکه تمام جذابیتش و بامزگیش تو تمسخر سینماى کلاسیک بود.
حالا که فکر مى کنم کاملاً به نظرم دغل بازانه میاد که از اداى احترام حرفى زده شده.
گلشن قربانیان و رومینا خلج هدایتی این را خواندند
صفورا بویوت این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول از همه باید بدونید که با یه کار کمدى طرف هستید که توش عناصر تراژیک هم پیدا مى شه. به طور کلى نمایش سرگرم کننده اى هست ولى خیلى خیلى طولانیه!
نزدیک به سه ساعت باید بدون تنفس به تماشاى این نمایش بشینید.
نیمه اول نمایش رو بیشتر دوست داشتم ولى نیمه دوم یه جاى کار گم مى شه و خستگى به سمت تماشاچى هجوم میاره.
بازى ها همگى عالى بودن، به ویژه خانم آسایش.
یه ایراد که مى شه گرفت صدا بود. بعضى بازیگرها که نقش بیشترى داشتن میکروفون داشتن و بقیه نه! این خیلى تو دریافت نمایشنامه تاثیر بدى داشت چون مدام گوش آدم از یه کانال به کانال دیگه مى پره.
انتخاب موسیقى این نمایش رو اصلاً دوست نداشتم. یا خیلى عامیانه بود یا خیلى متظاهرانه.
دست آخر مى تونم بگم این نمایش چیز خاصى براى گفتن نداره و اگر هم داشت، من مخاطب با نهایت دقت نفهمیدم چى بود. مى دونم که مى شه نقد راجع ... دیدن ادامه » بهش خوند ولى به نظرم کارى ارزش هنرى بالایى داره که بتونه یه مخاطب ثابت تئاتر رو کمى به فکر فرو ببره، بدون این که نیاز باشه اون مخاطب بعد از اتمام نمایش بره خونه و با بى میلى دنبال نقد چیزى بگرده که اصلاً جذبش نکرده.
مى دونم که قیمت گذارى بلیت هاى رودکى دست کارگردان نیست ولى در نهایت باید بگم خوشحالم که ٧٠ هزار تومن پول واسه دیدن این نمایش ندادم و به بالکن ناراحت تالار بسنده کردم.
درود از این جهت با شما کاملا موافقم که تئاتر یا فیلم باید خودش بتونه حرفش رو بزنه برداشتها میتونه متفاوت باشه اما باید برداشتی انجام بشه که بعد نشست در موردش حرف زد نه اینکه برداشت به زور بهش بخورونیم.
البته این حرف رو کلی زدم ربطی به این نمایش نداره که ... دیدن ادامه » ندیدم و نظری هم ندارم
ممنون از شما
۱۵ آذر ۱۳۹۵
با نظر شما موافقم. میشه گفت ترکیبیی از طنز و هجو(بیشتر) بود و در کل زیاد از حد طولانی.
بازی بازیگران و استفاده از موسیقی در کل خوب بود ولی ساختار کلی و روند داستان کند و نچسب بود.
۲۲ آذر ۱۳۹۵
با سلام خدمت دوستان.
اگر کسی بلیط اضافه ای داشت یا نتونست نمایش رو ببینه خوشحال میشم که با من تماس بگیره.شماره تماس من 09128022814 هست.
با سپاس
۲۳ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تشکر از تک تک عوامل اجرا در مرحله اول ...... بعنوان یک مخاطب عادی ، من اینقدر محو این اجرا در بار اول شدم که به فاصله یک هفته مجددا این اجرا رو دیدم . کار بسیار قوی از نظر متن ، موزیک و نور فوق العاده و دکور صحنه بی نظیر . مهمترین نکته خوب بودن حال تا چند روز بعد از اجرا هستش .... بازم تشکر از همه عوامل
عیسی سلمانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا لینک خرید بلیط نداره؟!
عیسی سلمانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام، کار جدید و جالبی بود که جناب غنی زاده تهیه کردند، اینکه تلفیقی از سینما تئاتر بود، بازی بابک حمیدیان رو از همه نقش ها بیشتر دوست داشتم، چند ایراد میتوان به کار گرفت، از همه مهم تر به صداهای اضافی که به دلیل میکروفن های روی لباس ها زیادی شنیده میشد مخصوصا" روی کت سیامک صفری، و خیلی از صحبت های افشاریان شنیده نمیشد، جابه جایی کارگردان و ورودش به صحنه چندین بار زیاد جالب نبود و تکرار زیادی به اصطلاح گیر دادن کارگردان به حمیدیان یکم لوس شد، زمان نمایش میتونست 20 دقیقه حداقل کمتر بشه، ولی طرز کار و سلیقه غنی زاده و طراحی دکور و لباس عالی بود و به نظرم کاری که غنی زاده انجام داده خیلی ریسک داشته ولی انجامش داده و کلی انرژی و عشق تو کارش بود، البته در هر کاری ایراد دیده میشه و طبیعیه، در اجرای هر کار همه چیز در جذاب بودن آن موثر هستند من در مجموع ... دیدن ادامه » کار را دوست داشتم.
سپهر امیدوار این را خواند
رضا پارسا و علی ابوطالبی این را دوست دارند
ممنون که گفتین اصلاحش میکنم، اشتباه تایپ کردم.
۰۷ آذر ۱۳۹۵
زنده باد
۰۷ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید