تیوال نمایش مختلف الاضلاع
S3 : 22:36:04
امکان خرید پایان یافته
  ۱۹ خرداد تا ۲۸ تیر
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۵۰,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰، ۳۰,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان


: کمال تبریزی

: مؤسسه نقطه عطف سینما تئاتر

: سهند خیرآبادی
: نادر فلاح
: میترا حجار و نادر فلاح

: رها جهانشاهی

: رضا حیدری
: نسرین آجرلو
: فا عزه آیین
: پریناز شیخ
: مهدی رایگانی
: پوریا نوری
: آریا سبزواری
: هومن ثنایی

: افسانه کاشفی
: ماهان شهیدی زاده
: شایان قدیریان

: امیر قالیچی
روایتی چند وجهی از دوتایی‌های تاریخ

شبکه‌های اجتماعی تماشاخانه سپند: اینستاگرام
با خرید بلیت اجراهای این تماشاخانه و ارائه‌ بلیت همان شب، از ۱۰٪ تخفیف کافه رستوران «خانه فیروزه» در محوطه مجموعه بهره‌مند می‌شوید.


ردیف‌های ۱ و ۲: ۵۰،۰۰۰ تومان
ردیف‌های ۳ تا ۷: ۴۰،۰۰۰ تومان
ردیف‌های ۸ تا ۱۰: ۳۰،۰۰۰ تومان
بیرون از ظرفیت: ۲۵،۰۰۰ تومان
سبک:
کمدی
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش مختلف الاضلاع / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایشی دربارۀ جاودانگی یا مانیفست شهید ثالث

» کمال تبریزی تهیه کننده نمایش «مختلف الاضلاع» شد

آواهای وابسته

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹، تماشاخانه سپند
تلفن:  ۸۶۰۳۷۸۰۷


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اینبار دلم میخواد سر و ته مطلب بنویسم و از آخر شروع کنم , چون هم از آخر به اول این کار رو بیشتر دوست داشتم و هم تبلیغ برای دیده شدن بیشتر این نمایش برام مهمتر از خونده شدن همه متنی است که دارم مینویسم:
پیش نوشت 1: بعد از مدتها در رورانس یک نمایش از ته ته دلم برای کل تئاتری که دیدم دست زدم و نزدیک بود بپرم اقای فلاح رو بغل کنم که البته روم نشد.

پیش نوشت 2: دوستان تیوالی, توی این اوضاع بد نمایشی و اجراهای ضعیف از تون خواهش میکنم یکم پرمایه تر و گلدرشت تر از کاری که ارزششو داره و دوستش داشتید حمایت کنید و تماشاگر معمولی مثل من رو هم به سمت دیدن نمایش خوب راهنمایی کنید, چون نظرات شماها برای من نوعی, مهمتر از کست و پوستر و سالن و غیره است.

ضلع پنجم:
زوجی سالخورده در منطقه‌ای دورافتاده زندگی می‌کنند. پیرمرد که سوزنبان است حکم بازنشستگی اش را دریافت می‌کند و باید جایش را به یک جوان بدهد.
داستانی خطی و ساده و ملموس با تکرار جمله "از کار بیکارشدم" , بستری اماده برای اشاره به آخر ریل زندگی هایی که تاریخ حقیقی را میسازند و سوزنبانی که بارها و بارها با عوض کردن سوزن یک ریل و تغییر مسیر قطارهای نمادین سرنوشت, انچه ما می بینیم و می شناسیم را ساخته و نه انچه برایمان در کتب تاریخی نوشته اند, اما افسوس که سرنوشت مهتوم سوزنبانان ریل تاریخ از کار بیکار شدن و فراموشیست.
ضلع چهارم:
ممد چرمشیر سودایی و سوفوکل آبجویی:
روزگاری نویسندگان آتنی بیخ گوش المپ نشینان , با تراژدی, خود خود خدایان را نقد میکردند و چنان پنبه ای از این مقدسان زده اند که سالهاست خداوند آبروداری دیگر رخ ننموده است و افسوس که از صدو بیست و سه نمایشنامه سوفوکل انچه ماندست هفت است و انچه رفته است بیشمار, راستی ممد چرا انگشتانت شکسته است؟
ضلع سوم:
اه از مادر تقدیر و بازیهایش, اه که اگر هیملری نبود که با پنبه اغراق سر پادشاهی چون رایش را از بدن جداکند آیا امروز دنیا جای بهتری بود یا بدتر؟ حداقل آلمان و فرنگ امروز مدیون بلند پروازیهای دانشجوی مردود کنکور هنر هستند یا سوزنبان آنروز , خط اشتباهی به قطار ایشان داده است؟ در نتیجه اجالتا مردم به پایکوبی ادامه دهند "تا پرده درافتد" که در اونصورت هم نه تو مانی و نه من ! دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ پس در کل ولش کن همون پایکوبی رو عشق است.
ضلع دوم:
من دن کیشتم و با سانچوی درونم درگیر یا چون تلفظ اولی برام سخته احمق دلاوریم که قصد دارم با شجاعتم حماقتم رو فراموش کنم ؟ اسب لنگ جذابتره یا خر چلاق ؟ شاید بهتره این مطلب رو جدی تر برسی کنم:
(دن‌کیشوت ... دیدن ادامه » در حسرت رسیدن به دنیایی مانند سرزمین آرمانی آرکیدیا است که در آن زندگی ساده و بی‌پیرایهٔ روستایی در فضایی عاری از تبعیض و ستم و خشونت جریان دارد. او در پی احیای ارزش‌های سنتی عصر طلایی و نوعی ساده‌زیستی رمانتیک است. اما آرمان‌شهر سانچو به منزلهٔ نمایندهٔ طبقهٔ فرودست، عشرت‌کده‌ای است که در آن هیچ‌کس مجبور نیست برای گذراندن زندگی تلاش کند و نیازها و آرزوهای افراد بدون هیچ زحمتی برآورده می‌شود. رویارویی روایت رسمی و مردمی از جهان و هم‌جواری آرمان‌شهرهای برخاسته از آن‌ها، دو نکته را برای مخاطب روشن می‌کند. اول این‌که فانتزی‌های طبقات فرودست جامعه چه تفاوت‌هایی با فانتزی‌های فرهنگ حاکم دارد و دنیای آرمانی نمایندگان هر فرهنگ چه ویژگی‌هایی دارد. نکتهٔ دوم توضیحی است دربارهٔ ارتباط جایگاه اجتماعی افراد با ماهیت ماجراهایی که از سر می‌گذرانند). سخت شد نه؟ منم مثل شمام شایدم خیر , سالهاست درگیر این گفتگوهای ذهنیم و دنبال من من میگردم ,گاهی سانچو میشم و دنبال بیخیالی و تنبلی و عشق و حال و گاهی هم دن کیشوتم و در به در دنبال شرافت و اصول و آرمان شهر و ... اما لعنت به ارزشهای شوالیه ها و هرچی آسیاب بادی تو دنیاست. راستی چند روزه چهل ساله شدم! شایدم هذیون و تب چهل ساگی داره جای من چیز مینویسه! این خودش یک داستان دیگه است ...
ضلع اول:
مگه داریم شیرین تر از مرد ایمان و دین در جایگاه نقد هنر و هنرمند؟
تفسیر هنر با مخاطبه نه هنرمند ، هنرمند بعد از خلق اثرش میمیرد, اما حالا اینکه همکار خداوند اون گوشه پشت خاندان سلطنتی چه گلی آب میده یا چرا مرد شورشی دستهاشو مسیح وار برای گلوله ها باز کرده و همه نور ها رو برای خودش برداشته و سربازهای مظلوم و سروپامسلح رو تو تاریکی رها کرده ! به منو شما ربطی نداره چون یارو خودش همه عمر نون دربار میخورده و فرش و تابلو براشون طراحی میکرده بعد یهو یادش افتاده چقدر اینا خنگ و بی لیاقتن و چقدر مردم نورانین! حالا چرا دیگه اسمی از اون مردم نیست و نقاش این صحنه وسط تاریخ میدرخشه! این اگر جذاب نیست پس چیه؟
راستی شما هم عاشق تفاسیر جانشینان خدا از اتم تا سیاه چاله هستید یا من فقط بهشون ارادت دارم؟

می ترسم بیشتر بنویسم و اسپویل کنم و جذابیت کار رو کم کنم پس فعلا نقطه و پایان اما فقط یک چیز دیگه بگم و مرخص شم و اونم اینکه جذابیت این نمایش نه بازیهاش و نه دکور و کارگردانی بلکه نانوشته ها ست اون حلقه های ارتباطی که این مختلف الاضلاع رو به یک شکل منسجم هندسی تبدیل میکند.

با ارزوی موفقیت و دیده شدن بیشتر این شاهکار دوست داشتنی
محمد کارآمد

انقدری که از متن لذت بردم، از نمایش لذت نبردم.. ❤❤❤❤❤
۰۹ تیر
سلام مجدد
ممنونم. بله موافقم،قبل نمایش نقدی نمیخونم :)
حتما میرم اون مطالب رو میخونم که فرمودید و متشکرم بابت پیشنهادتون.

اینم البته متن خود جناب شمس (خب خواستم الکی جملات مرحوم رو تحریف نکنم):
"ایام را مبارک باد از شما
مبارک شمایید
ایام می آید، تا به شما مبارک شود
شب قدر، در ما قدر تعبیه کرده است"

که ... دیدن ادامه » البته جمله آخرشو مطمئن نیستم فهمیده باشم
ولی درنتیجه، تولد ما، به تبرک وجود ماست که مبارک میشه :)

بقول جناب شهریاری، آفتابی باشید و معزز D:
۱۰ تیر
پاینده باشید و متبرک
۱۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این تیاتر است و دوست داشتنی فضایی برای نفس کشیدن اندیشه انسانی با اپیزودهایی اندیشیده شده و کار شده .. با آنکه پنداشته می شود تیاترهایی که سلبریتی ها در آن ایفای نقش می کنند معمولا خوب از آب در نمیاید اما براستی در این تیاتر چنین نیست کاملا اشکار است که خانم حجار مدیوم تیاتر را درک کرده و بازیگری آن جدی و جدا از سینما و رسانه دانسته است در این میان از بازی جناب فلاح که براستی در صحنه می درخشند نیاید غافل بود. من دوست داشتم و
از دیدنش لذت بردم.
امشب این نمایش رو دیدم اول غری که واس اکثر نمایش ها می زنم واس این نمایش بیشتر وارده چون سانس ش واقعا دیر وقته ومن به سختی اومدم و برگشتم نمی دونم شاید این تنها مشکل من باشه و جمله ی معروفه مشکل خودته اینجا واس بنده صدق کنه اما گذشته از این پر گویی ها واقعا نمایش خوبی بود لذت بردم بازی حرفه ای بازیگرای عزیز و موضوع هایی که تو نمایش مطرح شده مثلا شوخی با نمایشنامه نویس معروف سوفوکل که من خوب نمی شناختم و این نمایش باعث شد تو اینترنت در موردش بیشتر تحقیق کنم البته سه شنبه نمایش انتیگونه سوفوکل رو تالار حافظ دیده بودم ولی باز خوب نمی شناختم و شوخی با هیتلر خیلی بامزه بود و فیلم طبیعت بی جان که اشاره ی کوتاهی بهش شد. و بعضی جاهای نمایش من به یاد این جمله انداخت که اتفاق بزرگترین رهبر جهان است
مسعود جعفریان این را پاسخ داده‌است
واقعا ساعت اجرا دیره در این شکی نیست
۲۲ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به امید اینکه تیوال دوباره کامنت من رو پاک نکنه.
این نمایش را دیشب دیدم. قبلا خانم حجار را در اجرای سالومه و مطب دکتر کالیگاری دیده بودم که بنظرم بسیار خوب بازی کردند.
نمایش مختلف الاضلاع اجرایی اپیزودیک هست که انسجام مناسبی در بین بخش های مختلف خود ندارد و اسم اجرا را به خوبی معنا می کند.
تماشاگر باید با مسائل مختلفی نظیر گویا نقاش اسپانیایی، دن کیشوت، عملیات بارباروسا آلمان نازی و نویسنده و بزرگ و ارزنده تئاتر آقای محمد چرمشیر و نمایشنامه هایی نظیر آنتیگونه و ادیپ آشنا باشد تا بتواند با فرآیندی داستانی همراه شود که بنظر من سبب میشود که تماشاچی نتواند تا انتها برروی داستان متمرکز باشد.
تقابل آقای چرمشیر و آقای سوفو (تراژدی نویس مشهور یونانی) را میتوانم نتطقه قوت نمایش عنوان کنم که بنظرم بسیار زیبا به اجرا درآمده بود.
متاسفانه دکور بنظرم ... دیدن ادامه » بی سلیقه و آزاردهنده میومد اما بازیگران تقریبا توانسته اند از پس نقش خود بربیان (البته یک اشتباه از سوی هر بازیگر دیده شد.)
در نهایت یادآوری سه نکته بنظرم ضروری است:
متاسفانه کارگردان و نویسندگان ایرانی تمایل زیادی برای ارائه پند و اندرزهای اخلاقی و حرفهای روشنفکرانه زیادی هستند که واقعا دیگه خسته کننده شده و در این نمایش هم چندین بار اتفاق افتاد و ریتم خوب اجرا رو بهم زد.
با توجه به اینکه این اجرا دو بازیگر داشت و زمان آن 60 دقیقه بود و دکور هم بسیار معمولی بود، قیمت 50000 تومان بلیط هیچ توجهی نداشت(البته من بلیط را با تخفیف خریدم) اگر واقعا این مدل اجرا قیمتش 50000 تومانه دیگه بابت بلیط 160000 تومانی جنایت و مکافات آقای ثروتی در تالار وحدت نباید ایرادی بگیریم، جدا خواهش میکنم هنرمندان یک فکری به حال این قیمتهای بلیط بکنند، هنر مهمترین عامل انتقال فرهنگ به طبقه متوسط جامعه است اما با این قیمت ها دیگه تئاتر دیدن هم داره کار سختی میشود.
و در نهایت مورد سوم که دیگه هم دوستان به آن اشاره کرده اند خنده های بسیار ناخوشاند و بی دلیل و با صدای بلند عده ای که اغلب در ریدف اول میشینند واقعا اعصاب خرد کن شده، دیگه نمیدونم باید چیکار کرد.