تیوال نمایش مرغ دریایی من
S2 : 14:37:36
امکان خرید پایان یافته
  ۰۱ مرداد تا ۰۵ شهریور
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۵۰,۰۰۰ و ۴۰,۰۰۰ تومان

: کیومرث مرادی (بر اساس نمایشنامه مرغ دریایی آنتوان چخوف)
: کیومرث مرادی
: شبنم مقدمی، امیرحسین فتحی، زهرا بهروزمنش، رضا داودوندی، پانته آ قدیریان، وحید رزاقی، آرمیتا فروزنده، محمد مسگری، محیا صدرزاده، محمد حبیبی، بهزاد خلج

: محمد قدس
: سیامک احصایی
: آیدین الفت
: گلناز گلشن
: لعیا خرامان
: فرشاد فزونی
: فراز اسکندری
: رضا خضرایی
: سوده اسدی
: سینا راستگو، غزال کشوری، آزیتا ابریشمی موحد، محمدحسین هادی
: مریم پوراحمدی
: زهرا بهرامی، فریبا داویجانی
: رامتین ناهید
: افسانه پلویی
: محمدرضا پناهی
: علیرضا پناهی
: وحید وطن دوست، شهریار پیر محمدی، رمضان بخته ای، رسول نبیی

: سینا افشار
: امیر افشار
: علی ژیان
: ساینا قادری، پریچهر ژیان
: گروه جارچی

- بر اساس نمایشنامه «مرغ دریایی» اثر آنتوان چخوف
تولید تازه کمپانی تئاتر امید ایران


باکس‌ A و B و E و F: با بهای ۵۰.۰۰۰ تومان
باکس G: با بهای ۴۰،۰۰۰ تومان
بخش بیرون از ظرفیت: ۳۵،۰۰۰ تومان
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش مرغ دریایی من / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش مرغ دریایی من / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» پوستر رسمی نمایش «مرغ دریایی من» رونمایی شد

» "امیرحسین فتحی" به نمایش جدید "کیومرث مرادی" پیوست

» "شبنم مقدمی" آرکادینایِ «مرغ دریایی من» شد

» نمایش «مرغ دریایی من» طراحان خود را شناخت

» کیومرث مرادی پس از سه سال به تماشاخانه ایرانشهر باز می‌گردد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمره من به این نمایش: ۶ از ۱۰.
بازی‌ها اول کار یعنی تا ۱۰-۱۵ دقیقه اصلا خوب از کار در نیامدند و به مرور بهتر شدند. کارهای چفوف عموما از طنزی سیاه بهره می‌برند اما در این نمایش بیشتر بحش سیاه آن دیده شد و طنز سیاهی که به دنبال آن بودیم مشاهده نشد. بازی‌ها یکی در میان خوب بودند. طراحی صحنه خوب نبود. طراحی لباس‌ها پیش پا افتاده بود و می‌توان گفت بهترین چیز این نمایش موسیقی آن بود. از امیر حسین فتحی و شبنم مقدمی رضایت داشتم اما بهتر می‌توانستند ظاهر شوند و بدون تپق. من سختگیرم! :)
علی ژیان، حمیدرضا مرادی و گروه جارچی این را خواندند
پریسا تبریزی این را دوست دارد
سختگیریتون تا جایی بجاست. بخصوص درباره تپق ها واقعا باهاتون موافقم اما طراحی لباس و صحنه در اون حد بنظر من بد نبود. :)
۰۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارگردان با اخلاق و خوش برخورد و مودبی داشت اما داستان واعا کسل کننده و کشدار بود. حوصله سر بر و ریتم کند. بازیها عالی بود از خانم مقدمی تا خانمهای بازیگر تازه واردتر.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر ذهن خوانی می کردیم دیالوگی که بین مخاطب این تئاتر با بازیگران و کارگردان صورت می گیرد احتمالا به صورت ذیل می باشد:
.
-عشق های یک طرفه

ِ
-چه مفهوم خوبی داره این تئاتر
چرا ما آدما کسانی را دوست داریم که آن ها یکی دیگر را دوست دارند ؟
-اینم تقریبا همون حرفه ولی درست می گی زمونه ی بدی شده ای داد بیداد
-چرا کسانی ما را دوست دارند که ما آن ها رو دوست نداریم ؟
-خوب خیلی بده حرف دیگه ای هم برای گفتن دارید؟
-من تو را دوست دارم تو او را دوست داری
-( پس از کشیدن خمیازه) دیالوگ خوبی بود تموم شد؟
-تو او را دوست داری من تورا دوست دارم او آن را دوست دارد
- به خدا فهمیدیم الان رورانس می رید؟
-آن ها هرگز کسی را دوست ندارند که عاشقشان هستند من عاشق زن او هستم او عاشق شوهر دوستش
.

-هورااااا ... دیدن ادامه » دست بزنیم چه پایان خوبی
.

-چرا وقتی ما آن ها را دوست داریم آن ها با ایشان به ما خیانت می کنند؟
.

-جون مادرتون رورانس برید
.

-دایی جون دایی جون یادته به من گفتی هر وقت زمین افتادی گریه نکن من عاشق شدم عشقم عشقش را دوست دارد و عشقش شوهر ننه ام را دوست دارد اما من گریه نمی کنم
.
.
-بذارید این دفعه ساختار شکنی کنیم ما تماشاگرا براتون رورانس بریم -عشق من عاشق یکی دیگه شده آن دیگری عاشق عشق کارگری زحمت کش
_ خمیازه
_عشقم دوستت دارم تو دوستش داری؟
-خمیازه
این داستان تا ساعت یازده ادامه دارد
خیلی نمایش کسالت بار و ضعیفی بود
۱۴ مرداد
بله متاسفانه برخلاف باقی کارهای آقای مرادی ریتم خیلی کندی داشت که انسجام کلی هم نداشت
۱۴ مرداد
ریتم کند، آشفتگی، طراحی صحنه بد، بازیهای بدتر...
۱۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقای مرادی پیش از شروع سه تا خواهش کردن که فکر کنم هیچ کدوم توسط تماشاچی ها انجام نشد.
منم یه خواهش دارم از آقای مرادی: عکاس آدمی‌زادی بیارید برای کارتون. اونی که روبه‌رو نشسته بود مرتب نور لیزرش تو چشم بود اونی هم که بغل دست بود که انقدر عکس گرفت که تا 1400 می تونه هر روز گالری برگزار کنه؛ هر چقدر هم مستقیم و غیرمستقیم بهش گفتم بسه دیگه چقدر عکس می‌گیری بدتر کرد و هی چلق چلق چلق ...
اما خود نمایش:
- یه نمایش با فاصله زیاد از اکنون جاری.
- کاملاً الکن در بیان منطقش.
- بازی‌های کار نشده و شلخته.
- طراحی صحنه بسیار بد: یه اَلَمَک گذاشته جلوی تماشاچی که مثلاً چراغ خیابون و باغ و همه‌جاست و تنها کارکردش ماسکه کردن اَکت بازیگر برای تماشاچیه/ حضور اولیه چمدان‌ها که هیچ منطقی نداشت: چطور سطل رو کارگر باغ همراهش میاره نمی‌شد چمدون ها رو هم بیارن/ به اضمحلال ... دیدن ادامه » کشیدن کارکرد نیمکت/ ....
درکل: ناامیدکننده بدون حتا ذره‌ای امیدواری به بهبود
در مورد عکاسی و عکاس‌ها، مدتیه دارم فکر میکنم ای کاش، یه بار به این عکاسان دوربین آنالوگ بدن با یه حلقه فیلم 36 تایی، تا متوجه بشن که اگه عکاس کارش رو بلد باشه، همون 36 تایی برای عکاسی از 2-3 تا اجرا کافیه!!!
دوربین دیجیتال همه رو بدعادت کرده... :|
۱۲ مرداد
المک صحنه را ماسکه کرده بود و در دید ما تاثیر داشت ... عکاس اینطرف نزدیک ما نبود ولی عکاس روبرویی کاملا حواس تماشاگر رو پرت می کرد... تصاویری افراد هم که در وسط صحنه نمایش داده می شد واضح نبود و با زحمت دیده می شد (حداقل برای ما که ردیف سوم بودیم) .
۱۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به قول مسعود فراستی: درنیومده
امشب این نمایش را دیدم، نمایشی ۲ ساعته با سالنی نسبتا گرم
نمایش چنانکه از اسمش پیداست، مرغ دریایی کیومرث مرادیه، و مسلما نگاه و پردازش ایشون با جناب چخوف متفاوته. مشکل از همین جا شروع میشه، ما انتظار نگاه و اجرایی نو و به روز داریم، ولی متاسفانه با نمایشی طولانی و کمی کسل کننده طرفیم که به هیچ عنوان به روز نیست، با هیچ کدام از شخصیتها همراه نمیشویم، فقط نظاره گر و شنونده انها هستیم و بس،، نه عشقشان را میفهمیم، نه رنجشان را، نه وصالشان برایمان مهم هست و نه فراقشان،،ایا بود و نبود دایی برای کسی اهمیتی داشت؟ با حذف دایی چه خللی به نمایش وارد میشد؟؟ایا عشق بین دکتر و زن مباشر مزرعه باور پذیر و با اهمیت درامده؟؟ایا با دانستن این موضوع که دکتر پدر واقعی میشا هست شگفت زده و متاثر شدیم؟؟ ایا برایمان اهمیتی داشت که چه بلایی ... دیدن ادامه » سر کنستانتین بیاید؟؟ ایا سرنوشت نینا برایمان مهم بود؟؟؟ برای من که نبود،، واین به دلیل کارگردانی ضعیف و دراماتیزه نکردن نمایش هست، اینکه شما با شخصیتها همراه نباشید، مردنشان ، زنده بو‌دنشان، هیچ چیزشان اهمیتی نداشته باشد برایتان، قلبتان نتپد، نفستان بند نیاید،،،،،، یعنی شکست کامل
یکی دیگر از دلایل همراه نشدن مخاطب، بازیهای سرد و بدون حس درست بازیگران بود،، مرادی از بازیگران جوان استفاده کرده بود،، بازی معلم و رویای کنستانتین و دکتر ضعیف،،،، میشا و نینا و زن مباشر و مباشر و بوریس کمی بهتر،،، شبنم مقدمی در ضعیفترین حالت باز خوبن،،، این نمایش را بدون شبنم مقدمی در نظر بگیرید، همان میزان روح و حسی هم که در این نمایش هست کاملا نابود میشد،، امیر حسین فتحی متوسط
داستانهای شخصیتها باید همچون دانه های تسبیح میبودن، باهم و دانه دانه،اماوصل و مربوط بهم، ولی انها درهم تنیده نمیشن، در واقع باید سرنوشت انها به هم مربوط باشن ولی عملا این اتفاق نمیفته، دانه های تسبیح به هم وصل نمیشن، تنیده نمیشن،انگار هر کدام در صحنه مربوط به خود میایند که دیالوگها و داستان خودشان را بگویند و بروند.
در اخر تکرار میکنم: در نیومده
کاملا موافقم پونه جان
در نیومده!!!
نمیگم بد بود ولی با ندیدنش چیزی رو از دست نمیدی
قطعا نکته قوت کار شبنم مقدمی بود و دیالوگ های پرمغزی که بین کار گنجونده شده بود
۰۹ مرداد
بعله خانم درامامی، متاسفانه با ندیدنش چیزی از دست نمیره
۰۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
///مرغ دریایی من پر می کشه تو کوچه ها///
اول اینکه سالن سمندیان خیلی خوب شده...// جای تشکر داره به خدا
دوم اینکه بی خوابی زد یکهو به سرم که براتون نقد بنویسم قبل جمعه
نمایشنامه
ادبیات روس واقعاً غنی هست و البته چخوف وام دار داستان نویسان بزرگ روس..
البته به نظر من چخوف خسته کننده است... // در مورد بقیه نمایشنامه هاش هم همین طوره..
نیاز به دراماتیک شدن داره...// ولی همین که تا 70% حرف واسه گفتن داره خوبه...
درونمایه:
در مورد عشق های نافرجام و پوچی..// یاداور کتاب عشق های خنده دار کوندرا بود.
چرا زندگی مسیر خودشو می رود..//چرا اونجوری که فکر می کنیم نمیشه؟
و مهمتر از همه چرا عاشق هرکسی می شویم اون بالاخره یکی دیگه را می خواد؟
و ادمها تنهاتر از همیشه.. // یا بالقوه نا امید و پوچ اند یا بالفعل .. یا خودشان خبر ندارند
به نظرم جالب بود ولی تیپ هست با تعداد زیاد بازیگر..// و در این زمان نمی تواند به لایه های
درونی شخصیت ها نزدیک شود..
مرادی ... دیدن ادامه » هم زحمتی نکشیده که شخصیت پردازی کند../// به همون بی معنایی و بدون خلاقیت
تیپ ها را اجرا برده..// البته نمایشنامه را نخواندم ولی از روی فلسفه بافی ها میشه فهمید.
عملاً با یکسری تیپ روبرو هستیدکه بیشتر شعار می دهندو احتمالاً هرکدامشان در دوره خودشان نماد یا شخصیت های واقعی روسیه بودند.
بازی ها:
من طبق معمول همیشه کیومرث مرادی بازی ها متوسط است... //کلاً اگر دیدی تمام بازیگرها
خوب بودند بدونید کیومرث مرادی سر کیف نبوده مثل عاشقانه هایی از خاورمیانه، جزو گناهان
کبیره کیومرث مرادی هست که بازیگراش بازی خوب ارائه کنند...
مادر: خوب، شوهر مادر: متوسط مباشر مزرعه: نسبتاً خوب، آقا معلم ، دایی و دکتر و زن مباشر مزرعه: خوب
نینا: بد، دختر مزرعه دار: نسبتاً بد ، کنستانتین: متوسط خوب، رویای کنستانتین: فاجعه
آقای کیومرث مرادی عزیز، برادر باسواد، برادر ارجمند، ریشه قلمبز، تو رو به خدا پیش شرط انتخاب بازیگری ات
بیان و بدن خوب باشد، به خدا بازیگری اصول و الفبا دارد، توانمندی، خلاقیت و... مراحل بعدی است..
حرف دیگه ای ندارم جز فریاد تئاتری تمرین کنند... // بالاخره باید من و بازیگر فرق باشد..// هنرجویت هست..
بهش بیان و بدن درس بده...
دکور:
من طبق معمول کارهای مرادی دکوری ساده و استفاده از اکسسوار در خدمت داستان..
میزانسن:
داد و هوار بد، شلوغکاری اوایل نمایش بد.. ریتم تعویض پرده اوایل سریع، انتها خواب اور..
بقیه میزانسن ها بد نبود ولی خلاقیت و چیز آس و کلاس درس نبود..،اوکی بود.
بدترین قسمت نمایش:
20 دقیقه آخر بود..// جایی که نینا می رود مسکو، پرده دکتر و مزرعه دار بعد پرده برگشت دختر مزرعه دار
و در انتها پرده کنستانتین و رویای کنستانتین.. به قول مردم خونگرم آبودان .. خلاص!!
بله می دانم عیناً از روی نمایشنامه نوشته ولی خب بی خود بود...
الان ترتیب، اول کنستانین و رویا، دکتر و مزرعه دار، برگشت دختر مزرعه دار و بقیه مزخرفات هست..
شعار و خسته کنندگی و فلسفه بافی و نتایج احمقانه...// البته گفتم تا اینجاش چخوف شاهکاره..
ولی خب 100 سال گذشته .. انتظار نداریم چخوف میخکوب کنه ما را..
ضعف کارگردانی کیومرث مرادی هست../// باید کار درست اجرا بره.. // یک چیزایی برای الان غیرجذاب
حوصله بر و خواب اور است، مثل اجتهاد می مونه.. زمونه با زمان پیامبر خدا عوض شده.. و احکام الهی
هم تغییر یافته من کیومرث مرادی را ایت الله العظمی می دانم و مرجع تقلید برای نوکاران تئاتر..
البته یک چیز شخصی داشت فهمیدم مشکل جوانهای الان ما به روسیه 100 سال پیش هم نزدیکه
و حداقل این مرغ دریایی من پر می کشه تو کوچه.. ولی خب در نهایت برمیگرده خونه خدارو شکر!!!
نمره متوسط 14 را می گیره ..به خاطر نام کارگردانش که در حد و اندازه نبود..
کارگردانی بدلایلی که گفتم ضعیف بود..
بازی های متوسط و معمولی..
میزانسن و طراحی صحنه و آکسسوار خوب..
موضوع، درونمایه و ایده جذاب چخوف..
اگر تئاتر زیاد نمی روید ببینید ولی اگر حرفه ای هستید پیشنهاد نمی کنم..
والسلام
لهاک جان..
جسارته البته. ولی میشه تعجب خودم رو ابراز کنم؟؟

"گر تو بهتر میزنی بستان بزن" در اینجا یعنی چی؟
یعنی هرکی اعتراض کرد یا کاری که شما دوس داشتی،اون دوست نداشت، بیاییم از این به بعد این جمله رو بهش بگیم؟؟


من که توی نوشته،خشمی ندیدم، به نظرم در کمال احترام هم نظرشون رو نوشتن اما اگه معترض هم باشن چرا ما باید به این فکر دامن بزنیم که حتما از صاحب اثر خشمی دارن؟؟؟
خب کار رو دوست نداشتن..همین.. هان؟

۰۳ مرداد
سلام خانم سمیرا اکبری
خب نظرتان را خواندم و چند مورد نیاز به توضیح دارد
اول: من همینم کم سواد از نظر دیگران، بی سواد از نظر شما و با سواد از نظر خودم..
نقدهایم را کسانی که ادبیات نمایشی، تئاتر یا سینما خواندند می توانند در مورد دانش من نظر بدهند...// من در رنقد نویسی با سوادم.. //چون وقتی یاز تئاتر حرف می زنیم در کدام قسمت تئاتر با سوادم؟ یا بی سوادم؟ این سئوال خیلی مهمیه
..
دوم: نمی دونم حرف شما بود یا آقای سوبژه که گفتید من با کارگردان مشکل شخصی دارم..
کوهستانی، مرادی، معجونی ، رحمانیان همیشه کارشان را دنبال می کنم.. و دوست شان دارم
اگر اشکالات کار کسی رو می گیرم دلیل نیست با کسی مشکل شخصی داشته باشم..

سوم: ... دیدن ادامه » نقد سیزیف هم که تمجید بود، همین طور اثر پرتوهای گاما بروی گلهای همیشه بهار..
بهتره بگم نکات مثبت بیشتری داشت.. مطمئن هستید نقدهایم را خواندید؟
من برخلاف دیگران همانطور که می اندیشم بیان می کنم، مشکلاتشان را می گویم..
عادت به تمجید الکی ندارم... از نصیرپور کلی تعریف کردم دقیقتر بخوانید..
چهارم: مشکل ویرایشی داشت مرد بالشی
ستاره پسیانی و نوید محمد زاده هردوشان خسته کننده شدند و نمی روم کارشان راببینم
نوید زده و ستاره زده شدم...
و برعکس رضا بهبودی را می روم...
امروز عصری داشتیم با دوستی نظراتتان را می خواندیم..// من می خندیدم و حال می کردم..
دوست دیگری بود می گفت این خانم اکبری فرو ریخت تو را.. شب نظرتان را به دوست دیگری
نشان دادم گفت از ان جوابهای اچمز کننده که همیشه می نویسی بنویس ...///
گفتم خیلی خوب است این خانم اکبری که تعارفات معمول را کنار می زند و شفاف نظرش را می نویسد.. //مهم نیست درست می نویسد یا غلط.. مهم نیست مرا با سواد می داند یا بی سواد.
مهم نیست گه مرا خودشیفته می پندارد یا فروتن و...
مهم این است که نظراتش را شفاف و درست و کوبنده می گوید و از نظر من قابل تقدیر..
به هرحال از اینکه نقدم را خواندید و نقدهای قبلی ام را سپاسگزارم..
باز هم دوست دارم اگر مطلبی دارید بفرمایید برای من دلپذیر بود این گفتگوی نوشتاری
با تقدیم احترام
محمد حسن موسوی


۰۴ مرداد
خانم نیلوفر و خانم سارا امینی و آقای علی ژیان با سلام
مرادی خوب کار نکرده بود و انتظارات را برآورده نکرد همین..
سپاس از اینکه سهیم بود در نظرات دوستان..
با تقدیم احترام
محمد حسن موسوی
۰۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش را دوست داشتم روایت خوبی داشت ترکیب هملت و مرغ دریایی بود خصوصا بازی زهرا بهروز منش در نقش نینا و شبنم مقدمی در نقش اناکاردیناش عالی بود..بدن نینا امادگی خوبی داشت انتخاب کاراکترها هوشمندانه بود مثل مدونکو استفاده از شخصیت خیالی ذهنی ترپلف هم جالب بود و ویدئو پروژکشن هایی که روی صحنه به فضا سازی بیشتر کمک میکرد
اخرین شوک عاطفی ترپلف و نمایش ناامیدی توامان در حالی که کنار گلها بود تناقض جالبی رو نمایش میداد با اینکه شب اول اجرا بود تپقهاحداقل بود تنها نگرانی من دلهره ریختن دکور و سکوی نمایش بود
جالبه که من هم همش به این فکر میکردم که اگه این دکور بریزه یا....
۰۲ مرداد
منتظر نظرتونم اقای موسوی
۰۳ مرداد
خانم محمدی نقد نوشتم خوشحال می شوم بخوانید کمی آشفته هست..
۰۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید