تیوال نمایش نان
S3 : 06:57:33
امکان خرید پایان یافته
  ۲۶ خرداد تا ۲۵ تیر
  ۱۹:۰۰
  ۴۵ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: نصیر ملکی‌جو
: (به ترتیب حروف الفبا) آزاده احمد آبادی، سارا پهلوانی، هلیا خورشیدی، زهرا سلیمیان، مهسا شیخی، حسین مهدوی

: آزاده احمدآبادی
: ایمان یزدی
: محمد قدس

: زهرا سلیمیان
: سماء اکبری

: نصیر ملکی جو
: نوید سیمبر
: حسین طاهربخش، بنیامین کشاورز، سید علی اصغر اسلامی
: الناز عزتی، مینا رمضانی، نسیم یاقوتی
: هادی عرب نرمی
: سمانه احمدی مطلق
: فاطمه صفیری
: رکسانا دهری، سمیه خواسته
: فواد الهی قمشه‌ای
: کمال کچوئیان

: مصطفی قاهری
: مریم شریعتی
: گروه هنری پژواک
: ساره سرلک، مهسا عظیمی

گزارش تصویری تیوال از نمایش نان / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» اجرای نمایش «نان» در تالار حافظ

» اجرای نمایش «نان» در تالار حافظ

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام خدمت دوستان و دشمنان و دوستداران و مخالفان این نمایش
// نان و نابرابری //
خب حال داد...
این یکماه کارهای متفاوت دیدیم وحال کردیم..
قیمت اثر: 40 تومان زیاد است ودلیل استقبال نه چندان شایسته همین قیمت بالاش هست..
ولی خب من 50% تخفیف داشتم و20 تومان خیلی خوب بود... من یکشنبه دیدم کار را.
یک 12 سالی بود تالار حافظ نیامده بودم که تجربه خوبی بود...
از موقعی که خرید اینترنتی شده و سالن های خصوصی اومده خب همه جور قشری تئاتر می آید
بعد از سالها بود که دیدم یا آشنایان عوامل بودند یا بازیگر بودند یا دانشجو... خیلی تخصصی بود یکشنبه
بطور شانسی هم فهمیدم یکی از بازیگران تصادف کرده و بای نمی کنه با این پیش فرض نقد نمایش داریم
خب من اولین بار که کاری از نصیر ملکی جو می بینم ولی خب کارشو دوست داشتم.. و دفعات بعد هم کاراش خواهم دید.
غیر از چند دقیقه اول که شاید هم نبود بازیگرش بود به ورطه تکرار می افته کلاً کار یکدست و خوبه
می تونست وارد مقوله های دیگر بشه.. از قسمت رویاهاش مهمتر هم بود... دیوارش هم یکم زیادی طول کشید
اینکه این قدر خوب طراحی صحنه و آکسسوار داره... اینکه اینقدر بامزه بازیگراش می خوابند روی تخت خیلی خوب بود
قیچی و سینی و بشقاب هم خوب بود... استفاده بامزه از آهن ربا که در اینجا نان ربا هست عالی بود
اما ... دیدن ادامه » سوسک و قورباغه اش خیلی خوب نبود... با همان نان بازی می کرد بهتر بود
ولی اوایلش خیلی مفهوم نبود...// صدای خارج قابش مزخرف بود // موسیقی های خوبی هم انتخاب نشده بود.
ولی از همه بدترناهماهنگی بازیهای چندنفره شون بود..
ایده طبقه اجتماعی و اون شکم و بریدن زبونش هم با مزه و دوست داشتنی بود
ولی روی تخت خوابیدنشون خیلی باحال بود.../// دوستان من متاسفانه دیدن این نمایش را از دست دادند
جایی که بهشان بگویم سالی 30 تا 40 تئاتر می روم ولی سالی 5 تا فیلم هم سینما نمی روم...
می شد از المانهای بصری هم استفاده کرد البته سلیقه است و نمی توان ایراد گرفت...
داستانش می توانست خیلی قوی تر باشه ...
خب یک خرده در مورد سیرداستان حرف بزنیم:
شاید همان مفهوم فارسی خودمان و تلقی از نان شکل دهنده این نمایش باشد.../// یک لقمه نان، نان آور خانواده ..
و ارزش گذاری برای نان در فرهنگ سنتی ما، اما به تدریج این روند تغییراتی می کند، همین نان می شود بهانه ای
برای ساخت یک ارتش ((ارتش نان))، ارتشی که قظعاً نان رسان نخواهد بود بلکه می خواهد نان را بقیه را با تفنگ بگیرد..
نان مفهومی از طبقه اجتماعی می شود که چگونه براساس طبقه اجتماعی و قدرت میزان و کیفیت نان را مشخص می کند،
نان ودزدی و زندان بخش دیگری از زندگی است و در انتها باز هم گریزی به قداست نان می زند و شرافت مردمی را یادآوری می کند که کارهای طاقت فرسا انجام می دهند و روز به روز نان شان کوچکتر و حتی به آرد هم می رسد و یادآوری می کند که نان
و زحمت شان نابرابر است... // از اینجا به بعد انها را نمی بینیم ولی آنها مشغول دیوارچینی هستند و ما دیواری می بینیم و از سرنوشت زندگی شان بی اطلاعیم... /// شاید می توانست پایان بندی تلخ تری بگذارد ولی خب کل کارش جنبه کمدی داشت شاید بهتر باشدبگوییم گروتسک بود
. به عبارت بهتر به جای اینکه تماشاچی را با اشک و آه بدرقه کند با استفاده از گروتسک درجایگاهی خنداند و تماشاچی را با دنیا و برداشت خودش و بعضاً لذت از دیدن یک کار بامزه بدرقه کرد.
در اواسط نمایش یاد مرحوم مغفور چارلی چاپلین افتادم و اینکه چرا نابغه سینما نام گذاری شده...
ایراد داستانی: داشتن اپیزودهای متفاوت خب خوب بود ولی حس می کردم اگر یک سیر منسجم تری از نمایش را در پیش می گرفت
به نظر من موفق تر بود...
توی این تئاتر خلاقیت در ساخت وسایل و بازی گرفتن از آنها حرف اول و آخرو می زند حتی اسلحه ها با نان ساخته شده بود و اینکه زن و مرد و پیر وجوانی وجود ندارد و همه متحد الشکل هستند که یادآوری جهانشمولی باشد یا ان ضرب المثل فارسی را که می گوید هرجا روی آسمان همین رنگ است را یادآوری کند.
حرفی نمونده جز اینکه 10 تا 15 دقیقه اولش خوب نبود ولی بعداً خیلی خوب شد و دیوارچینی خسته کننده
قیمتشو دفعه بعد 30 تومان بگذارید به ما دانشجویان 40% تخفیف بدهید و ما و بی تخفیف ها راضی باشند.

ملکی جو خلاصه حال دادای .. خدا بهت نان بده...
امیدوارم افت نکنی و به خاطر ((غم نان)) کار بد اجرا نبری..
اگر حال کردی نان را دوباره اجرا ببری من خودم برات تبلیغ می کنم..
والسلام
حدیث سیدی این را خواند
محسن جوانی و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
تیاتر -پرفورمنس نان به نسبت خیل عظیمی از کارهایی که الان اکران میشه قابل قبول تره،ایده کلی جالب و ایده اجرایی که قابل تامل بود.
طراحی ها خوب و آکساسواری که به صورت تکنیکی ارزشمند بود،آشنایی زدایی ها،ایماژ،کنش جسمانی و ....
در کنار این همه نکات مثبت ،اجرای صحنه ضعیف بود،هماهنگی لازم در اکت ها نبود،هرز روی فضا زیاد بود،بازیگر ها هنوز با ابعاد میزانسن ارتباط برقرار نکرده بودن،ایده تمساح جالب بود ولی بی ظرافت،کسی که پاهای بازیگرارو میکشید کاملا از دهان تمساح قابل دیدن بود!!!!!
تک بازیگر مرد هم خیلی فوکس کشی میکرد و حرکات اضافه هم زیاد بود
سلام و چند نکته
1. ایماژ ؟ چرا از واژه هایی که می دانیم مثل انگاره یا تصویر ذهنی استفاده نکردی؟
من این واژه را سرچ کردم تا معنی اش آمد
2. منظورت از کنش جسمانی چیست؟
3. اجرای صحنه ضعیف بود یعنی چه؟ به کدام قسمت از تئاتر اجرای صحنه می گویند؟
4. اکت را به ... دیدن ادامه » این شکل بنویس که درست خوانده شود Act
5. میزانسن را می دونم یعنی چی ولی ابعاد میزانسن را نمی دونم، این واژه را ازکجا اختراع کردی...
ابعاد یعنی سایز میزانسن؟
6. فوکس کشی؟ به نظرم منظورتان فوکوس کشی هست در عکاسی یادم هست افزایش عمق میدان دید
معنی می داد ولی بازیگر مرد عمق میدان دید می کرد؟
۲۸ تیر
با سلام خدمت دوست بزرگوار و پیگیر و با دقت
۱.ایماژ!نکته اول اینکه من ادامه رو حداد عامل و فرهنگستان زبان فارسی نیستم و این نظریه برای من محتمل تر است که هر واژه برگردان یا ترجمه شده حق مطلب را ادا نمیکند!
همینکه به فرهنگ لغت مراجعه کردید کوچک ترین دست آورد آوردن این کلمه در متن بالاس!
۲. کنش جسمانی: اضافه کردن جذابییت به انجام عمل بازیگر گفته می شود( ای مطلب را هم در کتاب های ترجمه شده گرتوفسکی می توانید با همین عنوان با ذکر مثال هاش مطالعه بفرمایید تا متوجه عرض بنده بشوید)
۳. چون در همین مطلب به مورد تمساح و فردی که بازیگر ها رو می کشید اشاره کرده بودم فقط من باب جدا کردن این دو مقوله از این واژه استفاده کردم!
۴. تا جایی که من در تیوال نظرات را میبینم اکت،اکت است و با توجه به کاربردی بودن آن من هم act ننوشتم.
*پی نوشت: فوکوس هم همان focus است؟!
۶. کنار هم گذاشتن دو کلمه برای بیان مطلب قاعدتا اختراع واژه نیست و شاید به عنوان بیان بهتر مطلب باشد!
اظاهرا صحنه تئاتر به میزانسن و آوانسن و.. تقسیم می شود؟!
خب ... دیدن ادامه » حضرتعالی برای تفکیک صحنه اجرایی تئاتر از صحنه سالن چه لغتی استفاده می فرمایید؟!
۷.ظاهرا فونوتیک به صورت فوکِس خوانده می شود!
و من هم بر پایه آن نوشتم
خیر بین تماشاچی های عامه از جمله بنده حقیر به معنای تلاش یک بازیگر برای جلب توجه(عمق میدان) است!
۲۸ تیر
سلام مجدد
1. ایماژ را توضیح بده چرا که گویا معادل فارسی انگاره بیانگر معنی ایماژ نبوده..
2. نمی دانم کدام واژه را کنش جسمانی ترجمه کرده... باید بخوانم... بعد هم
گرتوفسکی به نظرم لهستانی بود نمی دانم واژه لهستانی اش را این ترجمه کردند
یا معادل انگلیسی هم دارد...
3. تقسیم بندی می شود ولی قراردادی است... // ممکن است اصلاً آوانسن نداشته باشیم...
خودت را درگیر واژه ها می کنی و از نقد دور می شود....
یک مثال واقعی: مدرس دروس حقوق می گفت: زمان قرارداد مثل ناموس قرارداد می مونه
گفت قراردادی که زمان درونش قید نشده باشه .. من گفتم: بی ناموسه ، بچه ها خندیدن...
یاد ... دیدن ادامه » جداسازی تان افتادم.../// طبیعتاً قرارداد بی ناموس نداریم...
درنهایت می گویی از روی ضعف بازیگری نتوانستند روی خطوط فرضی ترسیمی شان ( خط نور)
حرکت کنند...// بعد هم میزانسن تعریف خیلی بزرگ تری از ضعف بازیگری است...
برای ادای مطلب هم بهتر نبود بدلایلی که گفتم...
4. در مورد فوکس یک کسره گذاشتید دقیق تر خوانده شد...
در مورد اکت هم گفتم حال میل شماست...
کتاب گرتوفسکی را یادم می آید یک چیزی بود به نظرم به اسم تئاتر به سمت هیچ یک همچین چیزایی بود
ولی خب این تئاتر سبک گرتوفسکی به نظرم نبود تا اونجایی که یادمه، دانش مان هم مثل خودمان پیر شده .. اینقدر هم درگیر کارهایی جز نمایش شدیم... اسم کتابش را بنویس همان که کنش جسمانی بود
بگو چه واژه ای را کنش جسمانی ترجمه کرده... از روی جلد کتاب هم عکس بگیر... تهیه اش کنم و بخوانم
سرانه مطالعه کشور بالا می رود و به چین و چروک های دانش مان هم بوتاکس تزریق می شود.
سپاس از مکالمه نوشتاری تان
محمد حسن موسوی


۲۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نانِ تنور پرفورمنس نصیر ملکی جو ، اسپشال ویژن کارتونیستیست به سیر و سلوک – شما بخوانید سقوووووط- ناااااااان
از قوت لایموت بزم و طرب و شور
تا کُرنش به شهوت و نخوت و زور
و بدل به گیوتین و تورم نان کور

پ ن :
ناااااااان آجرررررر شده ، زندان ساز است
جان میدهید به کلمات و اثر میگذارید بر مخاطبین آثار
نفستون گرم قلمتون روان
۲۷ خرداد
:)))))))))
۰۳ تیر
سیگار فروشِ دایره زنگی به دستِ ، شهرک الفباییم
فرمانیه نشین قلم، حضرت لهاک، عیاااااارید
ما منتهای دَخلمان، دو بیتیِ آبدوغ است
پول خُرد ذوقتان ، غزل قیمه نثاست
خوش عطر مطبختان ، زبانزد تیوال است

آقاااااااا، دو ماه حقوق شما می شود چند قرص شعر ... دیدن ادامه » و بربری؟ :)
۰۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید