برای پیش‌گیری از شیوع ویروس کرونای جدید، همه تئاترها، کنسرت‌ها و سینماها تا پایان هفته یعنی آدینه ۹ اسفندماه تعطیل است. اطلاعات بیشتر
تیوال نمایش نمی‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم
S3 : 17:57:45
امکان خرید پایان یافته
  ۰۸ شهریور تا ۰۶ مهر ۱۳۹۶
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۵ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: پیام سعیدی
: محمد چرم‌شیر
: جابر رمضانی
: (به ترتیب حروف الفبا) شیوا ابراهیمی، علی باقری، آتیلا پسیانی، اصغر پیران، نگار جواهریان، ایمان صیاد برهانی، نیکامهر غفاریان، مریم نورمحمدی
: گروه تئاتر سوراخ تو دیوار

: مرتضا فربد
: نگار نعمتی
: صبا کسمایی
: ماریا حاجیان
: علی باقری
: احسان نقابت
: مهرداد بهاالدینی
: مجتبا شفیعی
: میلاد محمدی عمادی
: احسان نقابت
: عسل عباسیان
: امیر قالیچی
: گروه تبلیغات وی‌یو
: مسعود علی محمدی
خانواده‌‌ای سر میز شام تلاش می‌کنند تا راجع به خودکشی مهرناز حرف نزنند. آن‌ها گرسنه‌ی دانستن درباره‌ی دردهایی که به او رفته است هستند. نمایشی درباره‌ی درد؛ درباره ی درد مشترکی که نمی توان راجع به آن حرف زد.

گزارش تصویری تیوال از نمایش نمی تونیم راجع بهش حرف بزنیم / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش «نمی‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم» به اجرای فوق‌العاده رسید

» برنده جایزه بازیگری فستیوال ونیز، میهمان تماشاخانه ایرانشهر

» «نمی‌تونیم راجع‌ بهش حرف‌ بزنیم» بازیگران خود را شناخت

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
جابر رمضانی: دایره‌ زیبایی‌شناسی مخاطب تئاتر ما کم شعاع است / حلقه تئاتر دانشگاهی در مسیر اهدافش درجا می‌زند

سرویس تئاتر هنرآنلاین: جابر رمضانی طی تجربیاتی که در سال‌های اخیر در عرصه تئاتر داشته، نشان داده ضد سیستم رایج کار می‌کند. او به نوعی تئاتر فرمال اعتقاد دارد که موافقان و مخالفان خود را دارد. به بهانه‌ اجرای تازه‌اش "نمی‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم" در تماشاخانه ایرانشهر که نمایش چالش برانگیز و جنجالی نیمه‌ اول امسال تئاتر کشور بود با وی به گفت‌وگو نشستیم تا هم درباره این تجربه و هم رویکردهایی که او و برخی از هم‌نسلانش تحت عنوان "حلقه تئاتر دانشگاهی" در عرصه تئاتر دارند، بیشتر بدانیم.

http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-3/106571-%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%85-%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%AC%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF
وحید هوبخت این را خواند
محمد رحمانی و شاهین این را دوست دارند
نمایشی که مدعی ضد سیستم بودن و جریان آفرینی داره در خندوانه!!!! تبلیغ نمیکنه و ایرانشهر رو برای اجرا انتخاب نمیکنه....
۱۵ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لینک ویدئوهفت
گفتگو با امید روحانی . نقد تئاتر “نمی تونیم راجع بهش حرف بزنیم”
ببینید در :

http://7sobh.com/content/%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88%D9%87%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%E2%80%8C%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%AA%D8%A6-3/
محمد رحمانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحالم. خوشحالم که از دست ندادم این نمایشو؛ خوشحالم که بازی درخشان نگار جواهریان، شیوا ابراهیمی ، ایمان صیادبرهانی رو از دست ندادم.
اگه بخوام توصیف کنم لذت حاصل از تماشای این نمایشو، واقعا نمیتونم راجع بهش حرف بزنم. همه چیز سراسر لذت و لذت و لذت. از دیشب، ذهنم فقط درگیره این نمایشه و نمیدونم اگه بخوام صفت عالی رو برای این نمایش به کار ببرم، سایر نمایش هایی که بهشون عالی میگفتم، اشتباه محض بودن.
احسنت به جابر رمضانی برای کارگردانی اثر، احسنت به پیام سعیدی و احسنت به استاد چرمشیر.
استفادهء درست از راوی که باعث شد تماشاگر هر لحظه همراه شه با اون درد و این همراه شدنه البته بهش یادآوری کنه که مشغول تماشای تئاتره.
همه چیز عالی و فوق العاده. فقط کاش خانم جواهریان به هر دو سمتی که تماشاگر نشسته بود، با دهان پر حرف میزدند که کسانی هم که پشت خانم جواهریان ... دیدن ادامه » نشسته بودند، حالت صورتشون رو میدیدند.
به نظرم بدترین تاتری بود که تا حالا دیدم... و حیف اون وقت و پولی که صرف دیدن نمایش نمیتونیم راجع بهش حرف بزنیم کردم...
۱۰ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه دوستان حوب من ۲ عدد بلیط نیاز دارم برای روز اخر لطفا اگه باکس B و ردیف اول باشه اگه مایل بودید به این شماره پیام بدین ممنون مرسی P9127747203
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش با اجرای سمبلیک ازمتن و صحنه آمیختن امروز و گذشته ولی استفاده از دیالوگهای سریع و جابه جایی اتک بازیگران در طول صحنه با توجه به نوع چیدمان نامناسب صندلی های تماشگران که باعث میشود همه چیزفراتر از تیتروارگونه از جلوی چشمان بگذرد انگار که درحال مرور حوادث و جراید روزنامه و یا خبر هستی درست هست که هدف بخشی از متن پرداختن به رسانه بود و یه گزارش از یک واقعه سلسله وار را تشریح مینماید وکمی تمرکز احتیاج دارد ولی زاویه دید نامناسب وارتفاع زیاد این بعد از صحنه را کم رنگ کرده بود و تمرکز خسته کننده به تماشا گررا القا میکند روند سریع متن و حرکت های سمبلیک پیچیده باعث ازدست دادن برخی از صحنه را میشود که کلافه گی وخسته کنندگی برای تماشاگرایجاد میکند البته نشانه های سمبلیک شاخص ومدت دار کمی از روند سریع را کاهش می داد تا زیاد نگران ازدست دادن ... دیدن ادامه » اجرا واتک بازیگروصحنه نشوید ترک صحنه به شکل تحکم آمیز تاثیر زیادی به اندیشیدن به تمامی آنچه دیده و شنیده شده را می افزاید و درون را برمی انگیزاند ووامی دارد که علاوه بر فکر کردن عملی در راستای تغییرانجام بدهی چنان میشود که تاب نگاه به چشمان بازیگران صحنه رادر لحظه ترک سالن نداری و نگاه به زمین می اندازی و از کنارشان عبور میکنی و انگیزه ای برای حرف زدن که در ظاهر مدام به آن اشاره میشود نداری وقتی در این وضعیت قرار گرفته ای نمیتوان حرف زد همانند فرید به اطراف نگاه میکنی ودنبال راه حل هستی برای حرف زدن برای اینکه درباره آنچه میخواهی بگویی شاید مثل فرید باید چکمه بپوشی حتی اگر میخ درپایت فرورود درد درون چنان هست که درد درقدم هایت را احساس نمیکنی تا برسی به جایی و حرفت را بزنی و اشاره تاریخی که حرف گفتنی حقیقت میباشد وباید حقیقت راگفت وقطع رسانه انتقاد به رسانه ای که حقیقت را عنوان نمیکند بسیار به جا وانتقاد ازانسان ویادآوری هرشخص پس از درک حقیقت توانایی آگاهی دیگران را داردوخود رسانه میباشد واین رسالت هست و هیچ ترسی از حاکم غیر حقیقی ندارد وآنچه که نباید درموردش حرف زده شود غیرحقیقت هست و کسانی که کامل به حقیقت نرسیده اند ترس از عنوان آن دارندوبرای نشان دادن این ترس وخشونت از رنگهای تند قرمزوغیره بسیاربه جا استفاده شده است وراس امور با تجزیه جامعه به طبقات وسمت های مختلف و شرح وظایف وتبعیت از دستور راس جهت انجام وظایف ازتفکر وبه زبان آوردن جلوگیری می کند جوان مادر برادر خواهر سرباز رسانه غرب وشرق وشمال وجنوب شهر و... پدر خانواده نظاره گر امور میباشد تا همه چیزمطابق میل او پیش رود و تغییر مسیر و قرار دادن مسیرهای متفاوت برای جلوگیری از رسیدن احتمالی به حقیقت را نشان میدهد که یک راه واحد دارد چون اگر همه یک صدا شوند آن زمان همه چیزتمام شده و دگرگون خواهد شد و شام آخراینگونه برایشان فرا میرسد عمومی نشدن وراجع به چیزی حرف نزدن برای منزوی کردن سایرین و آرامش بالا دستی را فراهم می آورد و کسانی هم که به ظاهر حرف میزنند وضعیت آرام کثریت را گزارش میکنند خوردن شام درزیر نورگرم زرد نماد آرامش را کاملا به تماشاچی نشان میدهد وحاکمیت را به نحوی نشان داده که مثل پدر دلسوز همه کاری برای فرزند ناخلف کرده وهمه ی تقصیر از طرف اوست وآزادی داشته است واین نابه سامانی و وضعیت بهرنج وخشونت برخی از خودشان میباشدو علتش عصیان و خارج شدن از ساختاروسرپیچی از قوانین درمحدوده تعیین شده میباشد و نه از طرف قدرت طلبی درصورتی که بدون صحبت کردن به راحتی در آرامش و وفور نعمت میتوانند زندگی کنند البته این اجرا زوایای گفتنی وتماشایی زیادی دارد و همچنین میشود گفت که بی ایراد هم نیست ولی در کل اجرای خوبی هست
درود وبه امید کارهای بعدی از این گروه
الیسا میم، پرند محمدی و مارینا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همچون تیغ در چشم تئاتر

جابر رمضانی و پوریا کاکاوند از اعضای گروه تئاتر «سوراخ تو دیوار» هم‌زمان با هم دو نمایش «نمی‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم» و «رولور» را در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه برده‌اند؛ نمایش‌هایی که تأکید بر تجربه‌گری نامتعارف- که همچون تیغ در چشم جریان امروز تئاتر فرو می‌رود- شاخصه اصلی هر دوی آنهاست. جابر رمضانی در نمایشش با تصویرکردن میز شام یک خانواده که به دلیل نامعلومی با فقدان یکی از اعضا مواجهند، فضایی می‌سازد که پدرسالاری و به تعاقب آن فروپاشی، نه‌تنها در مقابل دیدگان تماشاگر اتفاق می‌افتد، که حس‌های چشایی، شامه و لامسه او را درگیر می‌کند و اصوات آن نیز تا ساعت‌ها و بلکه روزها پس از اجرا از گوش‌هایش بیرون نمی‌رود.
او متهورانه در پی ایجاد تجربه جمعی «اشمئزاز» است و با سرزدن به بازخوردهای ... دیدن ادامه » مخاطبان در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم که در این زمینه بسیار موفق عمل کرده است.
اما پوریا کاکاوند در تجربه‌ای متفاوت از تجربه رمضانی، توانسته در مینی‌مالیستی‌ترین حالت ممکن، چرخش و انقلاب در روابط و اتفاقات و حتی جهش از مرگ به زندگی و بالعکس را به نمایش بگذارد. با این دو کارگردان جوان درباره گروه «سوراخ تو دیوار» و تجاربشان در این گروه، خاصه همین دو تئاتر آخر گفت‌وگو کردیم. در «نمی‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم» نوشته پیام سعیدی، آتیلا پسیانی، نگار جواهریان، شیوا ابراهیمی، اصغر پیران، علی باقری، مریم نورمحمدی، ایمان صیادبرهانی و نیکامهر غفاریان ایفای نقش می‌کنند علی باقری و فربد فرهنگ نیز بازیگران «رولور» هستند.

روزنامه شرق امروز - سه شنبه 4 مهر 96
گفت و گوی عسل عباسیان با جابر رمضانی و پوریا کاکاوند را بخوانید

لینک گفت و گو:
http://www.sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=1403&PageNO=9
امین سلیمانی زاده این را دوست دارد
این دیگه چه سایتیه ینی نمیدونم چرا این تلفنو نوشتید هیچکسی جواب مردمو نمیده پس مشکلات خرید بلیتو کی درست میکنه؟؟
اگه بخوایم ساعته بلیتو عوض کنیم باید چیکار کنیم؟؟گفتن فقط سایت تیوال میتونه اینکارو کنه که اصلا هم تلفناتونو جواب نمیدین
۰۶ مهر ۱۳۹۶
اولا هدف تیغ کشیدن به جیب تماشاچی ها بوده و نه جریان متداول تاتر که درغیراینصورت اجرا در جایی بجز ایرانشهر میرفت و از بازیگران چهره و قدرت تبلیغی خندوانه استفاده نمیشد.... یا دست کم تیرزی از نمایش ساخته می‌شد و یا دست کم تر! یه کلمه نوشته می‌شد که کار تجربی ... دیدن ادامه » هست...
۰۷ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من برای روز پنج شنبه ۶ مهر دو بلیت ردیف اول تهیه کردم اما حضور در این تاریخ برایم مقدور نیست و مایلم بلیتم را با چهارشنبه ۵ مهر تعویض کنم
اگر این امکان را دارید با من تماس بگیرید 09120053298
ردیف اول نگیرید لااقل ردیف دوم بگیرید .ردیف اول منکنه بهتون نوشابه پاشبده بشه.
۰۳ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب این نمایش را هم دیدم . نظر ات را هم خواندم . نمیدانم چه باید بنویسم . شاید سطح این نمایش از درک من بیشتر بود و شاید مخاطب خاص داشت و من یک مخاطب معمولی هستم . شاید یاد سبک نمایش های سبک باروک اوایل قرن بیست افتادم واقعا بجز از اقای پسیانی از کسی دیگر بازی قابل توجهی ندیدم بجز شکل غذا خوردن خانم جواهریان یا حرکات چهره بقیه هنر پیشه ها . بهرحال خیلی تلاش کردم به برداشت های خانم ناصر نزدیک شوم ولی راستش بی نتیجه بود .
گفت‌وگوی امید روحانی (پزشک، بازیگر و منتقد) با جابر رمضانی (کارگردان این اثر)، مرتضی فربد (طراح‌صحنه) و نیکامهر غفاریان {بازیگر نوجوان این نمایش) که در خبرگزاری خبرآنلاین مهمان کافه خبر شدند.


بخش هایی از گفت و گو :
روحانی: درباره ی نگار جواهریان باید بگویم که به نظر من این که به عنوان یک بازیگر شناخته‌شده چنین نقشی را بازی کنی شجاعت زیادی می‌خواهد. نگار شاهکار کرده، به خصوص این که الان فیلمی هم روی پرده دارد. او تجربه آن فیلم را از سر گذراند تا تصویر ذهنی مخاطبان را که از طریق نقش‌های قبلی‌اش شکل گرفته، بشکند ولی به نظر من آن قدر که نقش فرید توانست تصویرهای قبلی را از بین ببرد، فیلم «نگار» نتوانست و این خیلی بهتر جواب داد.

رمضانی: به نظرم نگار باشجاعت و باکله به سمت این نقش رفت و در تمرین لحظاتی بود که مرا می‌ترساند. او بازیگر بسیار جالبی است و زمانی که در طول تمرین در حال سقوط است و کاملا در متن گیج و گم می‌شود، دوره‌ای به شدت دیدنی است و ما از این دست بازیگران کم داریم.
به نظرم نگار از جایی به بعد متوجه شد آن چیزی که به عنوان بازیگر بلد شده در این نمایش به دردش نمی‌خورد. به عنوان مثال یکی از ویژگی‌های نگار صدای دلنشینش است یا چشم‌های تاثیرگذارش و از جایی به بعد فهمید این‌ها در این نمایش و در نقش فرید برایش کاربردی ندارند. فکر می‌کنم بخشی از چیزی که غلغلکش داد تا این نقش را بپذیرد همین بود.
------------------------------------------------

رمضانی: پیام سعیدی در دیالوگ‌ آخر ماجان از دیالوگ‌های لیدی مکبث کمک گرفته است، جایی که می‌گوید؛ بوی غلیظی داشت و چقدر عطر لازم است که این بو را از بین ببرد! به نوعی ماجان انگار لیدی مکبث ایرانی ماست.
روحانی: بله. آن گوجه‌های سرخ در آبمیوه‌گیری مدام دست‌هایش را هم سرخ می‌کند. مثل سس قرمزی که روی ریش فربد با بازی علی باقری می‌ریزد.
----------------------------------
روحانی: برویم سراغ جذاب‌ترین و جالب‌ترین شخصیت این نمایش که راوی است با بازی اصغر پیران، کسی که انتهای میز نشسته. راوی شما چه می‌کند و چرا اضافه شد؟متوجه بودی که مشغول انجام دادن کار جالبی هستی؟ تجربه‌های اخیر امیررضا کوهستانی را دیده‌ای؟ این فکر از آن جا می‌آید؟ چون در واقع بر رابطه بین ادبیات و راوی سوم شخص با تئاتر انگشت گذاشته‌ای.یک راوی که از ادبیات به تئاتر می‌آید و ابعادش به کلی عوض می‌شود. همان‌طور که در ادبیات حاکمیت با راوی سوم شخص است و هیچ چیز خارج از اراده او اتفاق نخواهد افتاد. تا جایی که شما علیه‌اش قیام می‌کنید.
رمضانی: بله. و البته این کاراکتر دست‌پخت محمد چرم‌شیر به عنوان دراماتورژ است.
-------------------------------------

آدرس ... دیدن ادامه » لینک گفت و گو:
http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(eetxvvv22t4mbkpofkl32xja))/detail/709755/culture/theater
نیلوفر ثانی، مهدی حسین مردی و امیر این را خواندند
الیسا میم و سعیده 23 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، چهارشنبه و پنج شنبه در دوسانس ۱۹:۳۰ و ۲۱:۳۰ از یک شنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
سید عبدالوهاب کزازی این را خواند
Shadi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
‏"تا کی نمی‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم ؟" – یکی از تماشاگرها گفت . ‏
مکث . ‏
شما تئاتری‌تر از من [مکث] اما من می‌خوام در شروع راجع‌به این بنویسم که چه‌گونه می‌شود از تئاتر ‏لذت برد. ... اصلن تئاتر چه‌گونه باید باشد تا هنر بودنش را بشود لذت برد. ... هنر را با سختی اندیشه‌ش ‏چه‌گونه می‌شود لذت برد. ... ‏
مکثی داشته باشید ، می‌خواهم برگردم به یک و نیم سال پیش ، درست اولین شبی که نمایش سوراخ در ‏تئاتر مستقل تهران اجرا شد و من تماشاگرهایی را دیدم که می‌گفتند این چه نمایش فلانی بود ، ‏کارگردان صدای آهسته‌ی برف دیگه نمی‌تونه نمایشی اون چنانی بسازه ، رمضانی بعد از رضا دیگه فلان ‏کرده ، جابر فقط تو تیم شنا تونست موفق باشه ، اسکیس تنها کار موفقی بوده که از این کارگردان دیدم ؛ ‏و جابر عزیز هیچ موقع این‌ها را نخواست بشنود ، چون رمضانی بزرگ هنر خودش ... دیدن ادامه » را انجام می‌دهد در تئاتر ‏‏- در فیلم کوتاه و به تجربه‌ی زندگانی خودش می‌افزاید ... و شاید خودخواهانه اثرهای‌ش را به تماشا ‏می‌گذارد چون اگر اثرهای‌ش را آن طور که خود می‌خواهد نشان ندهد دیگر به کار زندگی‌ش نمی‌آید ... ‏این کارگردانِ بزرگ‌تر از سن‌ش ، با آثارش زندگی می‌کند ، تجربه می‌کند هر روز یک نمایش جدید برای ‏خودش دست و پا می‌کند و با این که هیچ موقع جز شب آخر روی سن قرار نمی‌گیرد از اتاق فرمان در ‏حال دیدن فانتزی‌های درون آرامش هست و یادداشت‌هایی برمی‌دارد تا برای شب بعد از آتیلای پسیانی ، ‏شیوای ابراهیمی ، مریمِ نورمحمدی ، نیکامهرِ غفاریان ، نگارِ جواهریان ، علیِ باقری ، ایمانِ صیادبرهانی ، ‏اصغرِ پیران بازی‌ دیگری بخواهد و برای به اجرا در آمدن فانتزی‌های‌ش حاضر است هر هزینه‌یی کند اما ‏آن فانتزی را به اجرا در آورد (حتا مالی - حتا جانی) و این شب‌ها نمایش "نمی‌توانیم راجع بهش حرف ‏بزنیم" سنگین‌ترین نمایش جابر رمضانی (هم مالی – هم فلسفی) می‌دانم برای‌ش چه لذتی دارد که هیچ ‏کدام از ساخته‌های‌ش تا به حال نداشته است ، چون تجربه‌های جدیدتری را می‌آزماید . اگر باور ندارید ‏می‌توانید او را قبل یا بعد از اجرای نمایش در سالن انتظار تماشاخانه‌ی ایرانشهر ببینید که در حال دویدن ‏و محیا کردن صحنه‌ی فانتزی‌ش هست و بپرسید که این همه ماکارانی ، سبزیجات و میز غذا هر شب چه ‏قدر برای‌ش خرج برمی‌دارد و او با لذت جواب بدهد اندازه‌ی یک شاه‌کار . ‏
هنر در مرحله‌ی اول لذت خالق‌ش را در بردارد و لذت بعدی را آن کسی می‌برد که شگفت زده می‌شود از ‏تماشای یک صحنه‌ی عریض و طویل شگفت انگیز از غذاهایی که روی یک میز دراز ریخته شده و دورش ‏هشت نفر نشسته‌ند با ظاهرهایی که هر کدام‌شان فقط یک داستان را در بردارد و می‌خواهند نمایش آن را ‏اجرا کنند ، بعضی‌های‌شان را می‌شناسید و بعضی‌های‌شان را نه . گروه سومی که از تماشای نمایشی با یک ‏عالمه دیالوگ تک و دیالوگ تکراری و دیالوگ توضیح صحنه لذت می‌برند ، افرادی هستند که درون‌شان ‏دردی نهفته دارند ، دردی که افکارشان را پر کرده و دیدن این نمایش برای‌شان تسلای خاطری ست ، ‏چون همزاد پنداری می‌کنند ؛ من جزء آن گروه هستم که وقتی توضیحاتی از صحنه‌های زندگی‌م را ‏می‌شونم ، وقتی فردی را می‌بینم که به یک بی‌پدر-مادر بله قربان می‌گوید ، وقتی دوست دارم یک قطعه ‏از آن چوب‌ها را من روی بقیه‌ی چوب‌ها بگذارم ، وقتی خودم را می‌بینم که در حال خوردن هستم چون ‏هیچ سرگرمی‌یی لذیذتر از خوردن در زنده‌گی نیست ، وقتی فردی را می‌بینم که در لحظات خوش و ‏لحظات ناخوش زندگی خودش را مشغول یک دستگاه موبایل می‌کند ، وقتی مادری را می‌بینم که صدای ‏زارهای‌ش را زیر صدای مخلوط کن پنهان می‌کند ، وقتی خودم را می‌بینم که همیشه جای آن‌که سیگار ‏بکشم خودم را مشغول کبریت‌ها می‌کنم تا آن سیگار را نکشم ، و وقتی متنفرترین فرمان‌ ده روزگارمان را ‏در صحنه تئاتر می‌بینم لذت می‌برم ؛ وقتی با سکوت از آن میز کثیف غذاهای لذیذ فاصله می‌گیرم و از ‏سالن نمایش خارج می‌شوم بدون آن که برای بازی‌گرها و سازنده‌ش دست زده باشم لذت می‌برم چون ‏جای آن که صدای دست‌‌زدن‌ها افکار ما تماشاگرها را از آن اتفاق که راجع‌به‌ش دیدیم بیرون برده باشد ، ‏همه‌ی‌مان خارج شده‌یم از در گذشتیم و در حیاط پارک هنرمندان گیج می‌زنیم و لذت بردیم اما ‏نمی‌خواهیم راجع‌ بهش حرف بزنیم ، چون می‌ترسیم از آن اتفاق ، نیاز به یک آب خنک داریم که به ‏سرمان بریزیم تا شاید کمی ما را از این فضا دور کند ، نمی‌کند و بعد از این روزهایی که از تماشای آن ‏گذشته هنوز از لذت‌های دیگری می‌شود حرف زد اما از لذت خود این نمایش نمی‌شود حرف زد و ‏درون‌مان مانده و نمی‌دانم کی می‌شود ... می‌توانیم راجع‌بهش حرف بزنیم . ‏

با دیدی دیگر اگر می‌خواهید از تئاتر لذت ببرد. ... یا اصلن می‌خواهید تئاتر را به عنوان هنر بودنش لذت ‏ببرد. ... یا اصلن می‌خواهید هنر را با سختی اندیشه‌ش لذت ببرد با هیچ کس راجع آن چه تجربه کردید ‏حرف نزنید چون نمی‌توانیم راجع بهش حرف بزنیم .‏
مکث
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش با تصور کودکانه این که چیزی رو کشف کردیم که دیگران شعور و سواد کشفش رو نداشتن.(شبیه احساس صاحبان کم جنبه مازراتی که دیگران رو کوروکچل خطاب میکنن،البته دست کم مازراتی دارها از دیگران بیش‌تر پول دارند اما جماعتی که صرفا افه و ژست هنری-ادبی-فلسفی بودن رو دارند، فقط نقش بازی میکنن)..،دچار توهم فرهیختگی نشیم...فرهیختگی نیازمند سال‌ها تلمذ و مطالعه و تفکر و تدبر هست و قطعا توهم و رویابافی میانبری بسمت فرهیختگی نیمی گشاید...خیلی ها بسادگی میتونن از خط خطیهایی که کودکی در دفتر مشقش کشیده، پیچیده ترین رمزگشاییها رو کنن و بسیار شیوا و خواندنی به نمادهای ادبیات و هنر ربطش بدن و یا از سیاه-کوره-خطها به تحلیل فضای سیاسی و فرهنگی جامعه برسن و،،،،و..... اما هیچکدام از این متون زیبا یا اگر صدرساله در تقدیس خط خطی‌ها نوشته شود،نافی این واقعیت ساده نیست که ... دیدن ادامه » اون ها فقط نتیجه یه بازی کودکانه هستن و هیچ ارزش هنری خاصی ندارند....بعضی نمایش ها هم داستان خط خطی‌هایی هست که ازشون تعابیر فلسفی،هنری و....شده
چه خوب گفتید افرین
۳۰ شهریور ۱۳۹۶
موافقم
۳۰ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت هفته پایانى این نمایش فردا پنجشنبه ٣٠ شهریور ساعت ١٢ ظهر آغا مى شود.
محبوبه شاه محمدی زمانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش میتوانستیم راجع بهش حرف بزنیم، خواهش میکنم عاجزانه وقتی درکمان به چیزی نمی رسد راجع بهش حرف نزنیم! خسته نباشید میگم به جابر رمضانی و گروه بی نظیرش بی شک یکی از بهترین اجراهای زندگیمو دیدم
مهدی حسین مردی این را خواند
پوریا خرمایی این را دوست دارد
جناب فتحیان درود بر شما؛حقیقت ماجرا رو به شیوایی و متانت مثال‌زدنی بیان کردید؛از شما سپاس‌گزارم.
۲۹ شهریور ۱۳۹۶
جناب فدایی عزیز ، از لطف شما سپاسگزارم
۲۹ شهریور ۱۳۹۶
کاش با تصور کودکانه این که چیزی رو کشف کردیم که دیگران شعور و سواد کشفش رو نداشتن.(شبیه احساس صاحبان کم جنبه مازراتی که دیگران رو کوروکچل خطاب میکنن،البته دست کم مازراتی دارها از دیگران بیش‌تر پول دارند اما جماعتی که صرفا افه و ژست هنری-ادبی-فلسفی بودن ... دیدن ادامه » رو دارند، فقط نقش بازی میکنن)..،دچار توهم فرهیختگی نشیم...فرهیختگی نیازمند سال‌ها تلمذ و مطالعه و تفکر و تدبر هست و قطعا توهم و رویابافی میانبری بسمت فرهیختگی نیمی گشاید...خیلی ها بسادگی میتونن از خط خطیهایی که کودکی در دفتر مشقش کشیده، پیچیده ترین رمزگشاییها رو کنن و بسیار شیوا و خواندنی به نمادهای ادبیات و هنر ربطش بدن و یا از سیاه-کوره-خطها به تحلیل فضای سیاسی و فرهنگی جامعه برسن و،،،،و..... اما هیچکدام از این متون زیبا یا اگر صدرساله در تقدیس خط خطی‌ها نوشته شود،نافی این واقعیت ساده نیست که اون ها فقط نتیجه یه بازی کودکانه هستن و هیچ ارزش هنری خاصی ندارند....بعضی نمایش ها هم داستان خط خطی‌هایی هست که ازشون تعابیر فلسفی،هنری و....شده
۲۹ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ذهن کارگردان از نقد آسیب نمی پذیرد. او به کاری که می کند ایمان دارد و تجربه گراست.برای دفاع از اثرش تلاشی نمی کند چون معتقد است هر آنچه روی صحنه اتفاق می افتد تمام حرفش است.

من نمایش او را نه، اما جسارت او را دوست داشتم.
امید رستگار این را خواند
میلاد علایی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت میثم فرهمندیان
شلاقی به طولِ روده‌ی انسان:


سلام پیام سعیدی عزیزم، پیامت به دستمان رسید. نمیدانم چطور باید راجع بهش حرف بزنم. آیا لزومی بر باز کردن اسب تروایی که فرستادی هست؟ کارِ گرانِ اجرا، با تمام خطراتش را بر شانه‌ی جابر رمضانی زیرک انداختی. هرچند دشمنان به ظاهر خوش خویی دارید. از آن جنس که، می‌گذارند بر صحنه حاضر شوید و بعد طوفان نقدهای کینه توزانه را بر جانتان روان می‌سازند. لذت بردم، چون انسانِ ویران زمانم را بر صحنه زیستم. من، نمی‌توانم تنها شاهد باشم. بگذارید راجع بهش حرف بزنم:

این اجرا به خانوادۀ منسوخ مدرن چنگ انداخته و دل و روده‎اش را بیرون کشیده. خانواده‌ای با تمام ته‌مانده‎های تهوع‌آوری که از دل سنت‌های مصرفی مدرن به ما- از درون- خیره شده. ما به شوک‌های اخلاقی – تربیتی دیگر اعتماد نداریم. گندابی که پر از محصولاتِ مصرفی سرمایه‌داری ست. فرهنگی که جز اوهام و سراب چیزی به ما وعده نمی‌دهد. و زمانی که پرهای پرنده‌ی عدالت، سایه‌اش را بر ما می‌گسترد، در تاریکیِ آرام بخشش، ذبح‌مان می‌کنند. با سربازانِ شکم‌پری که در خانه‌‌هاشان لم داده‌اند. می‌جوند. هر چه که به دست بیاورند می‌جوند. می‌جوند. می‌جوند...

ما از درهای عظیم و سنگینِ تمدن وارد اجرا - خانه می‌شویم. با ژستی سرشار از تمدن. درهای تمدن گشوده می‌شوند. و سفره‎ای لبالب از مائده‎های سرمایه‌داری، و پدر در برابرِ دانایِ کل (خدا) و مادرِ همیشه نگران و گریان و گیج از زایش این همه موجوداتِ جونده‌ی مصرف کننده.

اسب چوبی تروا، داستان است. داستانی تهی است. همانطور که در دستِ‌آخر بکت از داستان، پوک است. داستانِ معمایی - جنایی، شوخی بزرگی‌ست برای لرزاندن شاخک مخاطبانی که عادت کرده‌اند از قتل و جنایت بشنود و شوق کنند. جهان پر از فاجعه را دنبال کنند و هیچ‌گاه ندانند که خودشان روزی قربانی اصلی می‌شوند.

زبان، حرکت و فرم به کلی شکسته شده. تماشاگر کلافه می‌شود، از این همه خودِ ناقصی که بر صحنه می‌بیند، منزجر می‌شود؟ بگذار بشود. بگذار بازیگران این نمایش این تمدن خواب‌آلود و مست و شکم‌چر را (مانند پدر) به گند بکشند. این طاعونی که شهرهای غول‌آسا را بزرگ و بزرگتر می‌کند را لمس کنند. تا فرار کنند. نه در ذهن بلکه در جایی فرای ترس‌های دستور و حکم و قانون. تا به خانه‌ای در انتهای شهر برسند. و آرام گیرند. و فکر کنند. مانند دختری که ساعت‌ها سعی کرد کبریت‌اش را روشن کند. نمی‌دانم روشنایی می‌خواست یا آتش. من هیچ جمله‌ای را بیاد نمی‌آرم جز دیالوگِ بی همتایِ هملت به هوراشیو: «اگر نه بگویم چه می‌شود؟»

این نه بزرگ را به [...] بخاطر خواهم سپرد.

همراهی ... دیدن ادامه » بازیگرانِ آگاهی چون آتیلا پسیانی، نگارجواهریان، علی باقری، شیوا ابراهیمی، اصغر پیران، ایمان صیاد برهانی و مریم نورمحمدی عزیز، مجال خوبی است برای لذت بردن از پرده‌‎هایی که روز به روز کنار می‌روند تا تئاتری آزاد بر صحنه بدرخشد.

ارادتمند همه‌ی شما

مهدی حسین مردی این را خواند
سپهر امیدوار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگار جواهریان در آوای تیوال :
- نمی‌تونیم راجع‌بهش حرف بزنیم یه نمایش غیر آشنای آشناست، نمایشی که آنقدر به شما و زندگی نزدیک است که دیدنش سخت است.
- درباره‌ی فرید باید بگم، آدم در خانواده یا یک جامعه با دانستن زیادی، تنها می‌شه.
- برای بازی در نقش فرید هر چیزی که بلد بودم به دردم نمی‌خورد.
- برای بازی این نقش مجبور شدم به پیشینه‌ی تاتر تجربی بازگردم.
- هرگونه تجربه‌گرایی نوعی گفت‌و‌گو با روح زمانه‌اش است.

⁣گفتگوی تیوال با نگار جواهریان درباره نمایش نمی‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم را بشنویم
https://goo.gl/NFes7e

گفت و گوی جابر رمضانی با آوای تیوال به زودی....
مهدی حسین مردی این را خواند
زهره مقدم، محمد رحمانی و فرزام قدیری نیا این را دوست دارند
توجیه مدل جدید هست برای گویا نبودن مضمون یک نمایش؟!
۲۷ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش بسیار ضعیف!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جابر رمضانی را از اسکیس میشناسم..سلامت باشی و هنرت برای ما مانا
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش با بازی شیوا ابراهیمی، علی باقری، آتیلا پسیانی، اصغر پیران، نگارجواهریان، ایمان صیادبرهان و... همینک آغاز شد.
نوید کاشف این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید