تیوال نمایش پابرهنه، لخت، قلبی در مشت (باکاروان سوخته)
S3 : 02:39:34
  از بهمن ۱۳۹۷
 بها: ۳۰,۰۰۰ و ۲۱,۰۰۰ تومان

: علیرضا کوشک جلالی
: میثاق زارع
: وحید محمدحسینی

: طاهره دهکردی، بهنام نجم الدین
: پگاه محمودوند
: مریم رضوی
: پریسا قهرمانی
: سپیده هاشمی محتشم
: محمدحسن نکوپندار
: علیرضا نادری (استودیو ورا)
: احمد محمدحسینی، سعید بهشتی

- برنده جایزه نمایشنامه نویسی مردمی آلمان در سال ۱۹۹۹
- برنده جایزه افتخاری تئاتر شهر کلن/آلمان در سال 2016
- بیش از ۷۵۰ اجرا در کشورهای مختلف

مونولوگی سراپا شاعرانه و انسانی که به هنگام دیدنش مثل فیلم‏های چارلی چاپلین باید با یک چشم گریست و با چشم دیگر خندید .نمایشنامه بر اساس جنایت هولناکی نوشته شده است: چند جوان نئوفاشیست در آلمان ساختمانی را که یک خانواده ترک در آن زندگی می کرد به آتش کشیدند. قهرمان نمایش با خشم، جنون، فریاد، خنده و گریه لایه به لایه‏ی خود را به ما نشان می‏دهد. ما روح انسانی را می‏بینیم که در دالان‏های عزاداری، غرور ، شک و تردید، شادی و دوستی سرگردان است. انسانی سرشار از نیروی زندگی و عشق به انسان‏ها که ضربات روحی شدیدی خورده


» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

مکان

میدان فلسطین، خیابان طالقانی، بین خیابان سرپرست و فریمان، پلاک ۵۴۴
تلفن:  ۶۶۹۶۸۴۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به چه امیدی ته مونده های خودمو با تکه هایی از حافظم، قاطی واژه ها و آداب و رسوم و آرزوهام، جارو بزنم و ببرم به سرزمین های غریب؟!
چه آتیشی به خرمن من افتاده که واسِ فرار ازش باید پناه ببرم به یه آتیش دیگه؟! وطن من کجاست؟! شرق یا غرب؟! نمیفهمم... مگه زمین گرد نیست؟!
میثاق زارع این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازیگری، اما اساسی
نمایشنامه و کارگردانی، به شکل اساسی
در یک کلام کار قوی، اونم از نوع اساسی!
شااااااید فکر کنید که جذب شدن به یه مونولوگ میتونه سخت باشه ولی اساسی در اشتباهید.
ممنون از شما
۲۷ بهمن ۱۳۹۷
چه خوب. منتظر اجراتون خواهم بود.
۰۶ مرداد
لطف دارین خانوم رضایی عزیز
۰۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خیلی خوبی بود. خیلی ممنونم از عوامل به خصوص بازیگرش جناب زارع که بسیار مسلط و گیرا بازی کردند.
زیبا بود ارزش دیدن داشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاری قابل تامل و درگیرکننده که جناب زارع به خوبی با اکت قوی و بدون افت، حس رو منتقل کردند و تماشاگر رو کاملا در فضای قصه قرار دادند. راضی از سالن خارج شدم
حمیدرضا مرادی این را خواند
میثاق زارع و امیر مسعود این را دوست دارند
ممنون و خدارو شکر
۲۵ بهمن ۱۳۹۷
درود بر شما و هنرتون آقای زارع
۲۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی نظیر و تاثیر گذار بود خسته نباشید میگم به همه عوال گروه بخصوص آقای زارع، من اولین بار بود اجرایی از ایشون رو میدیدم و واقعا لذت بردم
سپاس از لطفتون
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلامون علیکم
میثاق زارع بازیگر خوبی هست ولی توانایی یک مونولوگ حدود 55 دقیقه را نداره..
نفس کم میاره... وکم آورد...// تئاتری نمی تونه داد بزنه....
پیام دهکردی یا محمد حسن معجونی پیشنهاد میشه
بر خلاف ذهنیت تان که یک موجود ساکت می بینید از معجونی...
توانایی حداقل 40 دقیقه ای برای اجرای یک مونولوگ را داره...//
رضا بهبودی هم خوبه ولی واسه یک مو نولوگ به این طولانی نه...
..............................................................................................................
ایده اش چیز جدیدی نیست..// من چند تا کار تو همین موضوع دیدم...
متنش بد نیست ولی عالی نیست...// متوسط روبه خوب...
ولی 20 دقیقه زیاد هست.../// اولش خیلی طولانی و خسته کننده است...
با لوازم صحنه بد بازی نمیشه..// می تونم بگم شاید نقطه قوت کار همین موضوع هست..
ولی ترجیح می دادم یک فضای تیمارستانی درست می کرد..
وقتی مونولوگی یک طراحی صحنه می خواهی به هر حال...
جالبه کوشک جلالی واسه کارهای پر بازیگرش یک دکور خیلی پر طمطراق درست می کنه...
میثاق ... دیدن ادامه » زارع تلاشش می کنه ولی خب همانطور که گفتم کم میاره در بیان..
بازی بدی هم نمی کنه بالاخره کوشک جلالی یک آدم حرفه ای هست..
رس میثاق کشیده.. اگر بهتر در نیامد بدلایلی بود که گفتم...
منتظر کارهای خوب و عالی از میثاق زارع و علیرضا کوشک جلالی هستیم.
والسلام علیکم والرحمت الله والبرکاته!!!

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
والا گفتنی‌ها رو که دوستان گفتن...
جناب زارع هم واقعن مرزهای بازیگری و انرژی و حس روی صحنه رو جابجا کردن. متن خیلی خوب بود اما اجرای ایشون حس و حال دیگه‌ای داده بود بش.
من سالن رو دوست نداشتم، صندلی بسیار ناراحت بود و واقعن اگه کار تا این حد خوب نبود نمایش زهرمارم میشد.
میثاق زارع عزیز بیش از اندازه خوب بودید، دمتون گرم!
ممنون ازتون
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
ممنون از شما که اینقد انرژی میذارین برای هر اجرا :)
۱۸ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار مونولوگ هست
ولی نه از اون مونولوگ های بی حس و حالی که انگار داری نمایش نامه خوانی نگاه میکنی
یه مونولگ پر از حس

و احسنت به بازی پر انرژی و عالی جناب زارع
و تشکر از تماشاخانه دیوار چهارم بابت شروع به موقع اجرا
ممنونم از لطفتون
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
سلام نفیسه جان
مدت اجرا بین 60 تا 70 دقیقه س
و روزی که من اجرا رو دیدم اصلا تاخیر نداشت
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
خیلی ممنونم عزیزجان:)
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام امروز این نمایش رو دیدم ،عالی بود (اساسی)بازی آقای زارع تمیز بود ،خیلی (اساسی)تمام طول نمایش در فضای داستان غرق بودم ،با صحنه خالی ولی پر از تصویر در دنیای علی زندگی کردم ،با شمشیر کارل کبیر خندیدم وبا خونه ای که دیگه سر جاش نبود گریه کردم (خیلی) باید این تئاتررودید(یک باید آلمانی) سپاس از آقای زارع و بقیه عوامل خسته نباشید.
اصلا توصیه نمیکنم دیدن این نمایش رو. دیدنش وقت تلف کردنه واقعا.
برای منی که هر هفته تئاتر میبینم، این بدترین نمایشی بود که توی چند ماه اخیر دیدم.
متن ضعیف. شوخیای بیمزه و وقیح.بازی نه چندان جذاب.کارگردانی ضعیف و بدون خلاقیت.
با احترام تمام، فکر میکنم شما به مونولوگ علاقه مند نیستید وگرنه بنده هم‌عقیده با دوستان هستم و این اجرا رو عالی دیدم
۱۲ بهمن ۱۳۹۷
من قبلا مونولوگی دیدم که از دیدنش لذت برده باشم. در ضمن من تنها کسی نبودم که از این نمایش خوشش نیومده بود. اطرافیان من هم خوششون نیومده بود ازش.
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
والا آقای دلشاد خیلی خوش شانس هستید که این بدترین نمایشی این چند ماه اخیرتان بود
جون من نمایش خیلی بد امسال دیدم از 19 فروردین شروع شاد با کار پسیانی
به این بدی ها همخ نبود..
نقدم را بخوانید.
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنونم از دوستان تیوالی بابت پیشنهادِ دیدن این نمایش
خسته نباشیدِ ویژه به آقای میثاق زارع
چقدر حرفه‌ای این همه موضوع در قالب یه داستان به نمایش در اومد و داستان خط خودشو گم‌ نکرد
لذت بردیم به قول آقای زارع "اساسی" :))
خیلی ممنون
۱۱ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جزئیات ساده ی روزمرگی لطیف و ظریف کنار هم میشینه و با مونولوگ خیره کننده میثاق زارع کامل میشه تا خشونت ما رو نسبت به خودمون و دیگران، از خیلی کم تا خیلی زیاد نمایش بده.
"حتما ببینید."
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"خلاصه:
مونولوگی سراپا شاعرانه و انسانی که به هنگام دیدنش مثل فیلم‏های چارلی چاپلین باید با یک چشم گریست و با چشم دیگر خندید"

صرفنظر از قابل قیاس نبودن سطح کیفی کار با فیلم های "چارلی چاپلین" ، تشبیه طنز حداقلی این نمایش به کمدی ِ جاری در فیلم های "چاپلین" ، طنز اصلی ِ ماجرا بود.

بازی علیرغم تپق ها، راضی کننده بود و قابل تقدیر.
نوری که سکوی تماشاگرها رو هم پوشش میداد، از حس و حال کلی اثر کم میکرد متاسفانه.
موسیقی اگه اشتباه نکنم، "ترکمان - حسین علیزاده" بود و ارتباطی با فضای ترکی - آلمانی ِ کار نداشت. (اگه درست خاطرم مونده باشه، توی کار قبلی آقای "کوشک جلالی" - "مسیو ابراهیم و گل های داودی" هم موسیقی چندان مرتبطی استفاده نشده بود.)

امتیاز : چهار از ده
(97/11/09)
با سلام و احترام
اگر برای بازیگری استانداردی وجود داشته باشه که قطعا و یقیناً هست
به جرات میتونم بگم که جناب زارع از این متر بسیار جلوتر بودند
درک و تسلط بر نقش مبتنی بر تکنیک بازی زلالی رو به چشم و خاطر ما می‌سپرد و چنان جوشش و رویشی رو در من و مای تماشاگر ایجاد میکرد که حض بصر در معنی لذت از ثانیه ها و درک لحظه به لحظه این اجرا و زندگی همراه و همپا با وقایع رو تجربه میکردم و میکردیم ....
خدا رو شاکرم که این دست بازیگر ها رو داریم تا عشق به تماشای تئاتر در من و ما هر لحظه بیش از پیش باشه
متن متن جذابی در باب نوع روایت بود و شاید عطر و این طعم از متن و کارگردانی ناشی میشد
نورپردازی ضعیف بود به شدت در بسیار از صحنه ها نور تخت و در برخی پرده ها
سایه شدید رو می بینم علیرقم نیاز به رنگ نورها خالی از رنگ هستند
در مورد ساوند افکت ها و انتخاب موسیقی هم کار ضعف جدی داشت
چه بسا که بار این خلا بر گرده بازیگر می‌افتاد
و اگر بازیگر تا این سطح جذاب و حرفه ای نبود لذت تماشا به کل از بین می‌رفت
انتخاب موسیقی هم همین احوال را داشت سه تار سوخته و صدای .....
انتخاب موسیقی هم بسیار ضعیف بود و چنانکه موسیقی بهتری به گوش می‌رسید بار بسیاری از صحنه ها پر رنگ تر و لذت بخش تر بود
صدای پایکوبی فوت حالی ها هم که بماند
امتیاز من به این بازی ۱۰/۱۰
لذت ... دیدن ادامه » حین اجرا ۹/۱۰
امتیاز به اجرا ۸/۱۰
ارزش بلیط بها ۳۰۰۰۰۰﷼
ممنون از نظرتون و لطفتون جناب لهاک
۰۸ بهمن ۱۳۹۷
دیدمش آقای لهاک و خیلی دوستش داشتم ❤️⁩
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
وای نوش جان خانم
خدا رو شکر رو سفیدم⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خب واقعا کیف کردم از متن، نمی تونم بگم چقدر اما به نظرم یه نمایشنامه درجه یک بود که قابلیت ترجمه و اجرا به زبان های مختلف و کشورهای مختلف رو داره و اون هم ناشی از نگاه جهان شمولش به پدیده ها و دغدغه های انسانیه و هم ذات پنداری و بیان دردهای مشترک که این بار شاید بیشتر خودش در قالب مبارزه با نژاد پرستی نشون داده، گمونم باید گفت وقتی از نمایشنامه خوب حرف می زنیم دقیقا این نمایشنامه می تونه یه مصداق خوب باشه و دم علیرضا کوشک جلالی گرم
میثاق زارع رو در "برای کلاه آهنی" و "حریق" دیدم و این بار اما در یه قواره دیگه به عنوان تنها بازیگر کار، که به نظرم خیلی خوب بود و امیدوارم اجراها که پیش میره بهتر از این هم بشه.
این روزا دل شیر میخواد پیشنهاد بدی دیدن یا خوندن چیزی رو، اما به نظرم دوستان از دست ندین این مونولوگ دیوانه و دوس داشتنی رو.
از بوها ... دیدن ادامه » به راحتی نگذریم از موسیقی از لهجه از درد غربت از .. از ....
مرسی که حال مون رو خوب می کنید
ممنون از لطفتون
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
ارادت یاسر جان و ممنون از لطفتون
جناب نخعی عزیز متاسفانه دست گروه اجرایی نبوده. سالنی که درش اجرا داریم قراردادش با تیک۸ هست و گویا خیلی سالن‌های دیگه هم همینطور
و دلیلش رو نمی‌دونم
اما تیک۸ هم خوبه واقعن
۰۷ بهمن ۱۳۹۷
ممنون اقای زارع و اقای متاجی
۰۷ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای من که سالهاست در انتظار بازی کردن نقشی هستم که علاوه بر زیر و رو کردن تمام ابعاد انسانی عاطفی و منطقی خودم بعنوان بازیگر بتواند با مخاطب کاری کند که نمایش برایش بعد از خروج از سالن اجرا تمام نشود دیدن این نمایش نه تنها لذت بخش بود بلکه در تمام لحظات با خودم میگفتم کاش روزی چنین متنی به من هم پیشنهاد شود و من بتوانم از پسش بر بیایم ....خسته نباشید به تمام عوامل گروه علیرضا کوشک جلالی که کارش را استادانه چه در متن و چه در کارگردانی انجام داده است و میثاق زارع که با اجرای فوقالعاده اش فرصت تکان خوردن و نفس کشیدن به مخاطب نمی دهد ...جنونی که در بازی او برای این متن وجود دارد مثال زدنی است ....با این نمایش خندیدم گریه کردم احساس تنهایی کردم و عشق کردم ...خسته نباشید و امیدوارم اونطور که لایق هستین دیده شین و تقدیر ...لذت بردم از همه چیز
ممنون الهه جان
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من آقای میثاق زارع رو در مافیا،برای کلاه آهنی ها و این اواخر حریق دیده بودم از همون نمایش اول حس می کردم که جدا از اینکه با کی و در چه نمایشی بازی می کنه صداقتش تو بازی می تونه به هر نمایشی یه امتیاز مثبت بده اما همیشه با خودم می گفتم اگه یه نقش سخت برداره می تونه به همه بگه که چقدر با بقیه فرق داره ولی به قول خودش به خودم می گفتم اشکال نداره "همینشم خوبه!!" تا دیروز دیدمش !تو یه تاتری که متن خوب داشت و چالش زیاد همونی که باید می شد اتفاق افتاده! انصافا" از پس این کار سخت خیلی خوب براومدی!امیدوارم با همین سرعت روند رشدت ادامه پیدا کنه دمت گرم!!!
سعی میکنم به دور از هیجان، فقط وقف عمل گشتن باشم. گشتن و پیدا کردن کلمات مناسب. بنابراین باید تک تک لحظات نمایش را به خاطر بیاورم. زمان(تمام روزهای آن 15 سال)، مکان(آلمان - خیابان های بتهوون، موزارت، خانه علی، خانه پیرزن و ...)، چه عملی، ارتباطات و رویداد. اما نمیتوانم حرف ها و اعمال خانم پیر آلمانی را از یاد ببرم. نمیتوانم از لباس کرم رنگ زن علی و شلوار سبز مخملی حسن، عشق مرد جوان آلمانی به مریم، سگ بزرگ خیابان و اشک های حلقه زده در چشمان علی و خاکستر پسر حرفی نزنم.
بیاد دارم که خنده های بلندی سر می دادیم. خنده بر عمل سنت و قیچی و باقی. فکر میکردم تا پایان همین داستان زندگی یک مرد ترک شوخ در آلمان خواهد بود و شاید سختی هایش. اما جنونش....
آموخته ام که باید ضرورت نمایش را با توجه به شرایط کنونی اجتماعی در نظر بگیرم. چه ضرورتی بالاتر از این که یک درد انسانی ... دیدن ادامه » در تمام دوران ها قابل قبول باشد و شاعرانه اجرا شود. به خصوص در دورانی که انواع و اقسام جنگ ها، نژادپرستی ها در همه جای اجتماع و جهان فراگیر باشد.
دچار هیجان شدم. برای همین کلمات را گم کردم. مشکل بزرگ من در زمان هیجان. باید از بازی درخشان تمام بازیگران که وقف عمل خود بودند و اصلا گویی نمایش را زندگی کرده بودند و تلاش موفقی در خلق شخصیت های خود داشته اند، قدردانی کنم. اما یادم می افتد که این نمایش فقط یک بازیگر داشت.

پایان
ممنون از متن زیباتون
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مردی بر روی صحنه ظاهر می شود و شروع به سخن گفتن می کند. مرد با حکایت از چیزهایی در ذهن ما تصویر می سازد و چیزهایی را برای ما ظاهر می کند مثل: خانواده اش، محل زندگیش، همسایگانش، محل کارش، همکارانش، و از خلال اینها از آن چیزی حکایت می کند که واپسین «اتفاق» و شوکِ زندگی اوست. لایه به لایۀ نمایش، آکنده از حس و معناست، و توصیفش برای من در اینجا ساده نیست. خنده ای که در این تراژدی هولناک می کنیم، خنده بر بیان و گفتاری است که می دانیم از قضا در کار پوشاندن و پنهان داشتنِ دردها و طردهایی بزرگ است. زبان نمایش چه در متن (که منتشر شده و کاش دوباره چاپ شود) و چه در اجرا (که بازی درخشانی دارد) زبانی است موجز ولی پرمعنی و از ماجرایی در ظاهر کوچک، جهانی بزرگ می سازد از پیوندهای انسانی، از غریبگی و دوستی، از پیوندهایی که اختلاف زبان ها باعث نمی شود که شکل نگیرند، و از ... دیدن ادامه » زبان فراترند. از طرفی دیگر این جهان، جهانی تراژیک است و نفرت و حماقت با این جهانِ سرشار تصادف می کند... نمایش را امشب دیدم و هنوز درباره اش فکر می کنم، و جهان غریبش آنقدر برایم گیرایی داشت که در حافظۀ من از نمایش‌های خوبی که تماشا کرده‌ام خواهد ماند.. باز هم به دیدن نمایش زیبایتان خواهم آمد.
ممنون از لطفتون و نگاهتون
۰۴ بهمن ۱۳۹۷
میثاق زارع عزیز، از شما ممنونم که با اجرای درخشانتان به نمایش جان بخشیدید. تماشای نمایش شما برای من اتفاقی خجسته بود و امیدوارم که راهش را در نگاه و ذهن تماشاگران پیدا کند. برای من که این طور بود و این اجرا در یادم خواهد ماند. برای شما روزهای خوبی را آرزو ... دیدن ادامه » دارم.
۰۴ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید