تیوال نمایش پستچی، پابلو نرودا
S2 : 05:22:26
امکان خرید پایان یافته
  ۰۴ مرداد تا ۰۶ شهریور
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۶۰,۰۰۰، ۵۰,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰ و ۳۵,۰۰۰ تومان

: انتونیا اسکارمتا
: علیرضا کوشک جلالی
: رویا تیموریان، امیرکاوه آهنین‌جان، اشکان خطیبی، دنیا مدنی

: امیر عظیمی
: حمید خرم‌طوسی
: امیرحسین دوانی
: سپهر گودرزی
: دنیا مدنی
: آیدین قشلاقی
: الهه برادران
: شهروز زعفر
: غزال غلامی
: مارال دوستی
: ایلیا شمس
: حسین حاجی‌بابایی
: کیارش رادمهر
: پوریا تکاور
: مهدی ایمانلو
: امیرحسین بابائیان
: مصطفی طباطبایی، مصطفی جمالی، فرزادچوپانی، داریوش دانش، هوراد بایاییان
نمایش پستچی پابلونرودا بیانگر زندگی مردم شیلی و نحوه ارتباط تنگاتنگ انها با پابلونرودا و اشعار اوست. ما شاهد تاثیر عمیق اوبر زندگی مردم هستیم. او اموزگار عشق است، ماریوی پستچی در ارتباط با شاعربزرگ به رمز و راز عشق پی میبرد. عشقی که نه تنها ماریو بلکه مردمان سراسر جهان رابه مرز جنون میکشد. متنی درباره دوستی و عشق، درباره ی شعر و لذت! ازادی و سیاست.

از ردیف ۱ تا ۶: ۶۰،۰۰۰ تومان
از ردیف ۷ تا ۱۰: ۵۰،۰۰۰ تومان
ردیف ۱۱: ۴۰،۰۰۰ تومان
بخش بیرون از ظرفیت: ۳۵،۰۰۰ تومان
دسته‌بندی:
سیاسی
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش پستچی، پابلو نرودا / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش پستچی، پابلو نرودا / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بازهم کاری درخشان از اقای کوشک جلالی که از دیدنش لذت بردم.

بشخصه تا اونجاییکه داستان وارد موضوع سیاسی نشده بود (کمی پس از میانه داستان) ارتباط بیشتری تونستم با کار برقرار کنم و بنظرم فضای طنز و شاعرانه ای حس و حال خوبی برای نمایش ایجاد کرده بود ولی پس از آن مخاطب کمی از داستان به بیرون پرت میشد ممکن است بخاطر این باشد که خیلی با تاریخ و اتفااقات آن دوران آشنا نباشد.
بازی آقای آهنین جان و خطیبی رو خیلی دوست داشتم و البته بازی فوق العاده خانم تیموریان
استفاده بجا از خوانش شعر و موسیقی، طراحی لباس و دکور نیز بر ارزش های این کار افزوده بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به مخاطبان نمایش پستچی پابلو نرودا
اول تشکر می کنم از استقبال تون در طول ۳۴ اجرا
دوم امشب نمایش ما به پایان می رسه.
سوم هیچوقت نفهمیدم اون اعضایی که گزینه ی می خواهم ببینم رو فشار دادند دقیقا کی می خواهند ببینند :) همین الان در این صفحه ۱۵۹ نفر می خواهند ببینند:)))
و اما...
این بخش از یادداشتم خطاب به اعضای همیشه شاکی تیوال از رفتار تماشاگران غیر حرفه ای یا بی ادب است:
دیشب در صحنه ی پایانی نمایش و لحظه ی مرگ پابلو نرودا ، تماشاگری مزه پراند که :”من یقرا فاتحه مع الصلوات”
و همراهان ش هم به این خوشمزگی خندیدند. مخاطبان دیگر تایید کردند که در طول اجرا از رفتار این گروه به ستوه امده بودند.هر چند در پایان اجرا علیرغم میل باطنی م تذکری سخت و خشن دادم اما خواستم به اطلاع برسانم که پروژه ی تماشاگر بی ادب ، بی فرهنگ ، تماشاگرنما یا هر اسمی که براش بذاریم ... دیدن ادامه » وارد فاز جدیدی شده. فازی که دیگه تنها به چک کردن گوشی و حرف زدن و شلیک خنده های بی معنی و تخمه شکستن و ساندویچ ژامبون و چیپس خوردن بسنده نمی کنه و به سیاق جنگ های شادی آور به اجرا کنندگان هم تکه می اندازه. اجرا کنندگانی که تیاتر رو بر زندگی ارجح دونستند و تقدسش رو به نان به نرخ روز ترجیح دادند.
تماشاگری که نمی دونه دقیقا در کجا و برای چه حضور پیدا کرده.
با عرض ادب و احترام خدمت تک تک تماشاگران مون باید بگم :
«هرکس بلیت خرید تماشاگر تیاتر به حساب نمی آد!»
سرتون سلامت
ماریو خیمنز/ ا.خ
الان ما و شما دیگه دقیقا تو یک جبهه ایم جناب خطیبی و چقدر دردناکه که دیگه هیچ چیز جایگاه خودشو داره و ارزشهای فرهنگی همگی بی ارزش شدن:(
واقعا به کجا داریم میریم؟
۰۶ شهریور
در ادامه متن زیبای آقا محمد جواد . :شاید تصمیم دیگری گرفت ...
خدا از همون اول تصمیم درستی گرفت .به همه ما اجازه حیات داد که به هم محبت کنیم از همدیگه درس بگیرم زندگی کنیم و زندگی کنیم. و مهم تر از همه حال همو خوب کنیم .
خدا تصممیش این بود اما این وسط ما طور دیگه ای عمل کردیم .
کسایی هستن که نه برای خودشون که برای مایی که تو این آشوب جامعه یه ساعت نیاز به حال خوب داریم بدون هیچ دریغی و هیچ چشم داشتی از جانشون بر صحنه مایه میذارن تا قدری ما رو از دنیای پر از خشم و بی رحمی بیرون بیارن ولی به قول آقای خطیبی همون تماشاگر نماها فقط برای یه لحظه خندیدن حاضرن دلشونو بشکونن و خستگی رو به تنشون بذارن با اینکه میتونن فقط یا یه کار که اونم هیچ کاری نکردن و سکوته بهشون احترام بذارن :(((
.میدونم تیوال جای حرفای خوبه و با هم لذت بردن از این هنر بینظیر اما آقای خطیبی من خبر بدتری دارم این پروژه بی فرهنگی از تئاتر گذشته حالا به سطح شهرمون و جامعمون رسیده .حالا دیکه خیلیا هستن که دلیل اصلی بودنشون تو این دنیا رو یادشون رفته به راحتی آرامش رو از همدیگه میگیرن و تنها بهانشون برای این همه بی فرهنگی ، بی رحمی و....اینه که حالا مگه کی با این کار دردش میگیره .بیخیال بابا دنیا دوروزه تا میتونی باید حالشو ببری یا اینکه حالا اگه من این کارو نکنم مگه کس دیگه ای نیست بدترشو بکنه!!!!!!!؟
بله حتی حاضر نیستن بهشون تذکر بدی و بشنون . تا میبینن داری حرف درست رو میزنی سریع شروع میکنن به داد و هوار کردن که یعنی هرکی داد میزنه حق باهاشه...
فقط یه مثال ساده میزنم و بعد این همه پرحرفی رو تمومش میکنم ..
توی این شهر هزارها آدم هستن که ساعت چهار صبح شایدم زودتر دارن جای دست از این دسته آدما رو پاک میکنن تا ما فرداش که رفتیم توی خیابون آسایش داشته باشیم و از تمیزی شهرمون لذت ببریم اما در طول روز ده ها برابر اون هزاران نفر زحمتکش ، دوباره زباله هاشونو توی خیابون ول میکنن و دوباره شب .. و ... این داستان هر روز ادامه داره . حالا من و دوستان با یکی از این انسان نماها روبرو شدیم و نمیدونم کار درستی کردیم یا نه ولی تذکر دادیم و فقط با احترام خواهش کردیم که لطفا پوست تخمه هاتونو نریزین تو خیابون(یه همچین جمله ای ) و اونا فقط شروع کردند به خندیدن و بعد شیشه پشت رو هم پایین دادن و این بار کسایی هم که پشت نشسته بودنم ادامه دادن . بعلهههههه .اونقدر ناامید شدم و حالم بد بود از اون اتفاق که از اون به بعد میترسم که به کسی چیزی بگم و کار از خنده بگذره و بد تر هم بشه .
دلیلم از این همه پرحرفی شاید حتی بی ربط به موضوع مطرح شده این بود که ..
آقای ... دیدن ادامه » خطیبی خودتونو اذیت نکنین با تذکر دادن و عصبی کردن خودتون اونها نه تنها قبول نمیکنن که بدتر میکنن..
این آدما کم نیستن در سالن های سینما پایشان را به صندلی میکوبند در تئاتر مزه میپرانند در شهر ......... همدیگر را می آزارند و ذره ای نمیترسند از خدایی که مخلوق هایش را دوست دارد و ..این قصه سر دراز دارد .
عذر منو بخاطر این دل پر بپذرین و ببخشید منو بابت طولانی شدن متن

۱۰ شهریور
جمله ی آخرتون عالی بود جناب خطیبی !
۱۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

از تماشای بازیا لذت بردم ولی معتقدم متن می‌تونست بهتر پرداخت بشه و این‌همه شتابزده جلو نره. توقع کاری عاشقانه‌تر، شاعرانه‌تر و پخته‌تر داشتم. کاری که منو همراه نگه داره و مشتاق و کنجکاو تا انتها. یه کار تاثیرگذار همون استانداردی که با اومدن اسم پابلو نرودا میاد به ذهن.
درست متوجه نشدم امشب چی شد که اون‌همه ناراحتتون کرد.
اما خواستم بگم دمتون گرم، عالی بودین، تک‌تکتون عزیز و دوست‌داشتنی هستین.
خانم تیموریان درخشان بودن.
امیرکاوه آهنین‌جان جان که یکی از دلایل تماشای این کار بودن برای من.
اشکان خطیبی هم به نظرم با اون‌ بازی جذاب و اون‌همه جنب‌و‌جوش باید خداروشکر کنند که فقط با یه دررفتگی مواجه شدند.
و دنیا مدنی که در اندازه‌ی بئاتریس خوب بودن و دوست داشتنی.

همینطور دکور خوب، نورپردازی خوب و طراحی لباس جذاب.
خسته نباشید و خوب و موفق ... دیدن ادامه » باشید.
چی شده ؟؟؟
در رفتگی چی ؟؟؟
اشکان جان چی کار کردی با خودت ( سیل اشک و آه )
۰۶ شهریور
نسیبه جان ارادت دارم
به تفضیل در همین صفحه اتفاق دیشب رو تعریف کردم:)
۰۶ شهریور
بئتاریکس کیدو؟ )
۱۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نود دقیقه برای آنچه نمایشنامه قصد بیانش رو داشت بشدت کم و ناکافی بود و نتیجه یه نمایش الکن و ازهم گسیخته که انسجام مفهومی نداشت و حتی در تعریف ویژگیهای کاراکترهای اصلیش هم ناتوان بود...دکلمه شعرهای زیبا با صدای جذاب بازیگران قطعا شنیدنی هست اما بهیچ وجه به وقت و هزینه(بویژه وقت مصرف شده) نمیارزه....
نمایش پستچی‌ پابلو نردوا فردا ۶ شهریور‌ تمام می‌شود
تمام بلیت ها تمام شده است فقط تعداد محدودی بلیت خارج از ظرفیت برای سه‌شنبه و چهارشنبه (۵ و ۶ شهریور) باقی مانده که میتوانید خریداری کنید با سپاس فراوان.
پریسا جالینوس این را خواند
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) و Mahan27 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آموزنده، تاریخی، سرحال، تمیز و مدرن. نمایشنامه انتخاب شده گرچه کمتر به نرودا و بیشتر به رومنس قصه می‌پردازه اما در همین حد هم چند خطی به دانسته های بیننده اضافه میکنه که این رسالت هنر هست.
این نمایش خیلی خوب ساخته شده و کار زیادی برده و این از همه وجناتش پیداست. دکور با اسکرین به زیبایی اجین شده و جهان کوچک صحنه رو در یک قاب به تصویر می‌کشه.
شوخی های متن با کمک آمادگی فیزیکی بازیگران به خوبی شکل می‌گیره و همه بازی‌ها یکدست و تمرین شده، تا جاییکه روی کلمات ترجمه شده از متن خارجی شوخی های کلامی نوشته شده و این .. واقعا جالب بود.
و اشکان خطیبی... رقابتی که باخودش داره متحیر کننده ست. هر بار بهتر از دفعه قبل. حتی وقتی کار مال خودش نیست. همیشه در «بهترین» حالت ممکن و پر از انرژی.
سرت سلامت اشکان عزیز
دیدن روی ماه خانم تیموریان هم عجب لطفی داشت.
خسته ... دیدن ادامه » نباشید جانانه میگم به همگی.
زهره جان دلگرم به مهر شما و مخاطبین م هرشب جانم را بر صحنه تمام می کنم.
❤️
۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان سلام، نمایش پستچی بابلونرودا...
اگه بخوام تعریف و تمجید کنم باید بگم خوب تک تک دوستان اعضای تیم عالی بودن. راستش اسم هرکدوم از بازیگرا به تنهایی کافیه که آدمو بکشونه پای اجرا.
پس چه ترکیب جذاب و دوست داشتنی ای این نمایشو اجرا کردن نیاز به گفتن نداره
بحثای دیگه ای که میمونه ... یکیش داستانه که واسه یک ساعت و نیم یه کم کشدار بود. برای کسی مثل من که با لحظه ها عشقبازی می کنه و لذت میبره لحظه لحظه اش تاثیرگذار بود اما برای کسی که بیشتر دنبال مفهومه خوب آخرش که چی بود... البته دوستایی که با من همراه بودن نظرشون این بود که یه نمایش خیلی معمولی بود و داستان نداشت.
من دوست داشتم و به راحتی لذت بردم. ممنونم و خدا قوت.
داشتم بقیه نظرا رو میخوندم دیدم مخاطبی نوشته با نمایش در روزهای آخر اسفند با تئاتر آشنا شدن. یادم اومد که من با اون نمایش زندگی کردم. قبلش ... دیدن ادامه » تئاتر می رفتم اما بعد از اون همه نمایش های آقای خطیبی رو رفتم و حتی کنسرت تئاترهای راک رو که زیادم دوستشون نداشتم دیدم. تو این چند ساله یکی دو تا نمایشی که خیلی خیلی دوستشون داشتم و تاثیر گرفتم ازشون یکیش موسیو ابراهیم بوده که اصلن نمیتونم باهیچ نمایش دیگه ای مقایسه اش کنم.
به امید روزی که از این دست نمایش های فاخر زیاد رو صحنه باشن و اکثر مردم برای دیدن نمایش ها بیان. الان خیلیا نمی تونن...
به بهانه روزهای پایانی
شاعران حقیقی به یک منبع الهام متصل هستند. شعر قابل آموزش دادن نیست. میشود یک سری چهارچوب کلی را به دیگران آموخت. میشود استعاره را ، تشبیه را ، تمثیل و سایر آرایه های ادبی را به دیگران آموخت اما نمیتوان شاعرشان کرد. شاعران حقیقی به دنیای دیگری متصلند که تا وقتی شاعر نباشیم نمیتوانیم بفهمیمش. بارها شده است که از خودمان میپرسیم حافظ فلان غزلش را چگونه سروده است؟ مگر میشود بدینگونه خیال انگیز و اعجاز گونه زیباترین کلمات را در قالب یک وزن کنار هم چید؟ کودکانه است اگر فکر کنیم شاعران برای این چیدمان حیرت انگیز مینشینند و به یک نقطه خیره میشوند و فکر میکنند. نه. آنها جهانی دیگر را کشف کرده اند. در جهان آنها گاهی دیدن یک منظره زیبا ، نگاه کردن به آسمان ، عشق به یک انسان دیگر و ... چنان تلاطمی در روحشان ایجاد میکند که در عالمی خلسه ... دیدن ادامه » وار لب به سرودن شعر باز میکنند. دنیای امروز ما شاعر کم دارد. شاعر حقیقی کم دارد. یک شعر خوب اگر به درستی منتشر شود و جریانی یا افرادی جلوی انتشارش را نگیرد میتواند روحِ جمعی یک جامعه را بی نهایت تلطیف کند. میتواند عشق را در هوای شهر جاری سازد. میتواند درمان کند خشونت و خشمِ درونیِ این روزهای بشر را. این نمایش برای من شعرِ خوب خواند حالِ دلم خوب شد.

" چه قانونِ تلخی است
جاذبه
برای پرنده ای که بالش تیر میخورد
و چه قانونِ شیرینی است
جاذبه
برایِ کشاورزان
وقتی که باران می آید
و چه قانونِ بی خاصیتی است
جاذبه
برایِ خیال . . . " علی محتشمی

تقدیم به همه عزیزان تیوالی و هنرمندان عزیز این نمایش
و چه قانونِ بی خاصیتی است
جاذبه
برایِ خیال . . .

احسنت
۰۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید کوچیک تر که بودم صرفا به خاطر اینکه طرفدار اشکان بودم میرفتم و تئاتر هاش رو میدیدم یادمه اولین اجرایی که ازش دیدم در روزهای آخر اسفند بود ! اونموقع سوم راهنمایی بودم ، معنی خیلی از دیالوگ ها رو نمیفهمیدم شاید فقط میخواستم اجرا تموم بشه بیام بیرون و خودش رو ببینم !حالا از اولین تجربه ی تیاتر دیدنم سال ها میگذره شاید شش ، هفت سال... شاید اون روز ، اسفند نودودو رو میگم ، یه تجربه ی نصفه و نیمه و خام از هنر نمایش با وجودم عجین شد ولی همون تجربه ی خام و کم عمق کم کم در من پر رنگ شد ... از اون روز به بعد، هر چی بیشتر میگذشت ، من هم از مرور اتفاقات و دیالوگ های مبهمی که توی ذهنم بالا پایین میشدن بیشتر لذت میبردم ، با خودم فکر که میکردم میدیدم راستی راستی اون شب چه دنیای قشنگی رو تجربه کردم از اون روز به بعد شعله های عشق به هنر رو بیشتر توی خودم حس کردم از اون ... دیدن ادامه » روز بعد تا همین دو سال پیش نشد که اجرایی از اشکان و گروهش رو از دست بدم ، همیشه بعد از اجراها بعد از دیدن نمایششون بعد از دیدن اون همه توانایی به خودم افتخار میکردم که توی دوره ای زندگی میکنم که تاریخ و هنرش به دست چنین ادم های کاربلدی داره رقم میخوره ... همیشه جوری از زندگی و حس مثبتی که روی صحنه جریان پیدا میکرد لذت میبردم که حس میکردم اگه نمایش دیگه ای از گروه دیگه ای رو ببینم به خودم خیانت کردم همش میترسیدم نکنه این همه حال خوب رو توی اجراهای دیگه تجربه نکنم ! نکنه ، نکنه ....
اما حالا بعد دو سال فاصله از این هنر گرانقدر به خاطر درس و کنکور و اتفاقات دیگه شب گذشته با دیدن نمایش پستچی پابلو نرودا حس میکنم دوباره زنده شدم حس میکنم دوباره هنر داره زیر پوستم ، توی رگام مثل خون حرکت میکنه ، این نمایش هم مثل همون قبلیا پر قدرت و پر انرژی اجرا شد مثل همون قبلیا دوست دارم دیالوگ هاش رو حفظ کنم ،مثل همون قبلیا دوست دارم بارها و بارها تو ذهنم تکرارش کنم مبادا کم رنگ بشه ، این نمایش هم مثل همون قبلی ها بود همونقدر دلنشین و پر مغز .... اشکان ! مرسی که بعد از دیدن اجراهات حالم عجیب عرفانی میشه .... حالا حالاها بمونی روی این صحنه ! پزشک روح ! خوشحالم که اولین بار برای دیدن خودت اومدم تئاتر ببینم و امروز و با دانش و حال خوب و ارزشی که برای تو و هنرت قائلم تیاترهات رو میبینم
همینقدر پر انرژی باش هنرمند ... اشکان عزیر از جونت روی صحنه مایه میزاری و این غیر قابل انکار هست .بدرخشی و ممنون برای بازی زیر پوستی ، دلنشین و انرژی فوق العادت ! تو دقیقا مصداق مردی برای تمام فصول هستی . ممنونم برای همه چی، برای رفتار حرفه ای ، قلب مهربان و هنر جذابتون . مرسی که با وجود اسیب دیدگی کتفتون باز هم مثل همیشه خوش درخشیدید
من هنوزم از فکر این یکی بیرون نیومدم همونطور که از فکر موسیو ابراهیم ، لامبورگینی ، ترانه های قدیمی ، ترانه های محلی ، ادامس خوانی ، در روزهای اخر اسفند، مجلس ضربت زدن ، هامون بازها و سینماهای من ، شب سال نو و .... هنوز بیرون نیومدم
! همشون شدن بچه هام =)
خواهش میکنم دیدن این نمایش رو از دست ندید ! اشک و لبخند همزمان و نفوذی قابل لمس بر روح و ذهنتون
شاید اگه بتونم خودم دوباره بیام و این نمایش رو ببینم
از دیدن این نمایش راضی هستم ، فقط به خاطر فضایِ شاعرانه‌اش!
با توجه به موضوع، توقع داشتم طنز کمتری ببینم و اگر هم قراره طنزی باشه، متناسب با موضوع اثر باشه. شوخی‌ها به نظرم خیلی بی‌ارتباط بود با فضای این داستان.
خیلی وقت بود از جناب آهنین‌جان تئاتر ندیده بودم و خوشحال شدم از دیدنِ دوباره اجرای ایشون. بازی جناب خطیبی من رو یاد نمایش "موسیو ابراهیم" انداخت. به نظرم با وجودِ انرژی زیادی که برای اجرا گذاشتن، اما اغراق در بازی ایشون زیاد بود. قسمت‌های مادر و دختر با بازی خانم تیموریان و مدنی هم میتونست قوی‌تر و طبیعی‌تر باشه.
در نهایت، اگه فقط در مورد اجرا بخوام چیزی بگم، متوسط بود (از دیدِ من). ولی فضای کلیِ کار و اشعاری که در طول اجرا خوانده شد برام بسیار دوست داشتنی بود.
اینم دیدم :)))
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از روز اولی که از حضور این نمایش بر صحنه تئاتر خبردار شدم تصمیم گرفتم که حتما ببینمش .از ذوق حضور بازیگران بینظیر صبر نداشتم تا به تماشای این نمایش بشینم.
هر موقعی که قراره از انسان بزرگی تعریف کنم و بنویسم هول میشم و انگار زبونم به خودش اجازه نمیده حرفی بزنه چون خودشو لایق نمیدونه . پس ترجیح میدم که درمورد بانو رویا تیموریان حرفی نزنم و بهتره بگم دربرابر بزرگیشون دربرابر شخصیتشون و هنر خارق العادشون سکوت کنم و فقط بگم خداروشکر که شما هستین .
جناب اشکان خطیبی واقعا حضور شما دلگرمی ایه برای ما .اینکه هنوز هم هستن انسانهای شریفی که هر کاری رو که انجام میدن تمام خودشون رو میذارن و وجدانشون اجازه نمیده که جز این کاری بکنن.شما در کارتون بینظیرید . شما قطعا یکی از حرفه ای ترین و بتسوادترین هایین و این ثابت شده اما مهم تر از این که همیشه وقتی حرفی از ... دیدن ادامه » شما جایی هست من همیشه ستایشش میکنم و ازش حرف میزنم انسانیتتونه و چقدر با محبتین و این نه تنها در سینما که در جامعمون خیلی کم شده و کسایی که با شما از نزدیک برخورد داشتن و با شما حتی دقیقه ای گفتگو کردن قطعا بهتر از من این رو میدونند .قدر خودتون رو بدونید
و در پایان هزار بار حیف که با همه ی این تعریف ها به این نمایش نیومدم
هنوز روزای پایانی این نمایش داره بلیت فروشی میشه ولی من اعتقاد دارم تئاتر باکیفیت رو باید با کیفیت دید و حیف که اطلاع رسانی بلیت فروشی رو دیر دیدم و نمیتونم از ردیف جلو شاهد این تئاتر درخشان باشم
❤️ارادت
۰۲ شهریور
با امید حضور همیشگی و درخشانتون بر صحنه❤️
۰۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عاشقانه ای که اشعار پابلو نرودا در شریان هایش جاریست و حیات گرفته از آن است ، سروده های مردی که روح لطیفی برای شعر گفتن در کالبد خود داشته ( حتما باید همینطور بوده باشد ) و در عین حال سیاست مداری سرسخت بوده است .
این پارادوکس در شخصیت نروداست که شاید نوشتن متن این نمایش را سخت میکند .
شعر ، عاشقانه ، سیاست ...
نمایش به دنبال چیست ؟
در واقع این آمیختگی بر اساس زندگی شخصیت اصلی داستان است که باعث شکل گیری نمایشنامه به این نحو است و اتفاقا جذابیت ماجرا همینجاست .
اما به نظرم در نگارش متن پل های ارتباط بین بخش های مختلف شخصیتی و زندگی نرودا به خوبی ایجاد نشده و اجزای داستان قبل از اتصال کامل با هم دست مخاطب را رها میکنند !
چند مورد شوخی با مضامینی که شاید امروز در نمایش ها مُد شده است در لا به لای کار گنجانده شده بود که به نظرم خیلی هماهنگ با جریان داستان ... دیدن ادامه » نبود و فکر نمیکنم نبودشان ضربه ای به کار میزد .
البته بازیهای خوب بازیگران کار رو همه دیدند و به حق ستایش کردند اما چیزی که در این بین من رو بیش از همه مجذوب خودش کرد ، بازی برون گرا و بسیار پر انرژی اشکان جان خطیبی بود که همچون فوران آتشفشان از سینه ی زمین و طعنه ی خروشان دریا به صخره های ساحل بود ( خواستم کمی استعاره توش باشه )
:))
و یه نکته ی دیگه اینکه پوستر کار رو بسیار دوست میدارم
در مجموع عرض خسته نباشید ودرود دارم خدمت همه عوامل این نمایش
اشکان جان خطیبی قول داده بودم خدمت رسیدم فقط فرصت عرض ادب دست نداد ، مخلصیم :)
چقدر نمایش رفتی اخیرا.حسودیم شد:(
۰۲ شهریور
اختیار دارین . پس امیدوارم که یه روزی در جمع به اصطلاح آماتورهایی مثل شما قرار بگیرم :)
۰۵ شهریور
ارادت :)
۰۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب تماشاگر این نمایش بودم و بعد از ساعتها هنوز حرارتش (به قول پستچی) توی جونمه. اما دیشب هنگام نمایش به واقع (به قول جناب نرودا ) گُر گرفته بودم..
آقای آهنین جان بی نظیر. بینظیر و فوق العاده... صدا و جنس بازی عجیب غریب درست و گیرا و جذابی دارند. رابطه ی بین پستچی و نرودا به شدت قابل لمس و واقع گرا بود. خلق لحظات ناب و صدای جادویی و شعرخوانی مجذوب کننده ای دارند. هم من و باقی تماشاگران با خروج ایشون از صحنه منتظر برگشتنشون بودیم. آقای اشکان خطیبی (نقش پستچی) به نظرم یکی از بهترین و متفاوت ترین حضورهاشون رو دارند. انرژی یک طوفان هوریکان رو داشتند. دائم به آب و آتش میزدند و عاشق بانمک و دوس داشتنی بودن. با هر دقیقه و لحظه همراه بودم و زندگی کردم. همچنین از موسیقی خیلی خیلی لذت بردم. جوری که مسخ شده بودم و گذشت زمان رو متوجه نشدم. واقعا خسته نباشید به همه عوامل ... دیدن ادامه » و امیدوارم توی شبهای باقی مانده باز هم سعادت داشته باشم که دوباره خاطره شب گذشته رو تکرار کنم. خیلی دوستون دارم که اینقدر خوبید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی و سانس‌های ویژه این نمایش، از یکشنبه ۳ تا چهارشنبه ۶ شهریور (سانس‌های ۱۷ و ۲۱)، به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی و با بازی رویا تیموریان، امیرکاوه آهنین‌جان، اشکان خطیبی، دنیا مدنی، امروز (چهارشنبه) ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
م.ر.ض.ی.ه این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان عزیز تیوالی
پیش فروش هفته‌ی پایانی از امروز (۳۰ مرداد) ساعت ۱۴ شروع میشه
ما از جمعه ۱ شهریور تا چهارشنبه ۶ شهریور که اجرای پایانیمونه ۲ اجرا داریم
ساعت ۱۷ و ۲۱
—————————
قطعا اجرای ما ۶ شهریور هم تموم میشه

با سپاس
م.ر.ض.ی.ه این را خواند
Sahar Nahavandi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه ی دنیا یه اتفاقه.
همه چیز عالی و بدون نقص.یک ساعت و نیم لذت بردم . متوجه گذر زمان نشدم و دوست داشتم باز هم نمایش ادامه داشته باشه.بانو تیموریان عزیز ، سرکار خانم مدنی زیبا ،آقای آهنین جان با اون صدای دلنشینشون و آقای خطیبی مسلط، پر انرژی و خاص، بازی های عالی و بی نقصی رو اجرا کردند و حس و حال خوبی رو به تماشاچی انتقال دادند. دست مریزاد و خسته نباشید به همگی با تاخیر عیدتون مبارک.
بیشتر و بالاتر ببینیمتون . با تقدیم احترام
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت دوستان.ارجمند
این نمایش اولین تجربه من برای دیدن یک تئاتر از نزدیک بود که با دعوت دوست بسیار عریزم میسر شد. تلاش ایشان این بود که اولین تجربه من را از تئاتر دلزده نکند که انصافا انتخاب بجایی بود. صادقانه بگم در نقد تئاتر تخصصی ندارم، اما بعنوان یک تماشاگر عادی میتونم بگم نمایش بسیار زیبا بود و دلنشین. دیالوگها سنگین و خسته کننده نبود. اشکان خطیبی عزیز عمیقا مایه گذاشت. کاوه آهنین جان فوق العاده بود. دنیا مدنی (که شنیدم اولین کار تئاترشون بوده) دلپذیر بازی کرد و رویا تیموریان عزیز هم نیازی به توصیف ندارند.
از همه این عزیزان برای رقم زدن یک تجربه شیرین صمیمانه سپاسگزارم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزى روزگارى شاعرى بود به نام دانته آلیگیرى، دانته عاشق بئاتریس بود...
.
آقاى خطیبى شما براى من چه در مقام بازیگر، چه کارگردان، چه خواننده و همین طور در مقام [انسانیت] بسیار عزیز و ارزشمند هستید.
و من لذت میبرم میبینم شما انقدر توانا و با انرژى هستید.
خانم تیموریان که بازیشون نیازى به تعریف من نداره. خانم مدنى، آقاى آهنین جان خسته نباشید.
ممنون از تخفیفى که اعمال شده بود، معمولاً کسانى که مجبور هستند سانس هاى ویژه رو به خاطر ساعت زودترشون انتخاب کنند به ناچار تخفیف ٣روز نخست کارها رو از دست میدن.
(در مجموع خیلى این اجرا رو دوست داشتم و دیدنش رو پیشنهاد میکنم، مخصوصاً که موسیقى از امیر عظیمى باشه)
با سلام نمایش پستچی پابلو نرودا
امروز سه شنبه (۲۹ مرداد) و جمعه (۱ شهریور) در دو اجرا روی صحنه می‌رود.
ساعت ۱۷ و ۲۱

خرید بلیت اجراهای ویژه آغاز شده است.
م.ر.ض.ی.ه این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با صدای بلند میگویم که شب گذشته بازیهای بینظیری رو در این نمایش دیدم و لذتی عمیق و طولانی بردم. اللخصوص جناب آهنین جان با اون صدای جادوی و گیراشون که الحق و النصاف هیچ بازی ضعیفی تا حالا ازشون ندیدم و همیشه حضورشون رنگ و لعاب فوق العاده ای به نمایش ها بخشیده. جناب خطیبی واقعا متفاوت و جذاب تر از قبل ایفای نقش کرده بودند. خانم تیموریان و مدنی دخترشون هم فضای عاشقانه و البته شاعرانه نمایش رو تکمیل کرده بودند. از جناب آقای کارگردان ( جناب آقای علیرضا کوشک جلالی) بی نهایت سپاسگزارم که چنین نمایشنامه های وزین و قابل تاملی رو در زمانه ی بی توجهی ها به این مضامین به روی صحنه می آورند و شب تماشاگرانشان را زیبا می کنند. خسته نباشید و دست مریزاد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید