تیوال نمایش پرده برداری
S3 : 06:20:03
امکان خرید پایان یافته
  ۰۱ تیر تا ۰۶ مرداد ۱۳۹۳
  ۱۸:۳۰
  ۳۵ دقیقه
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: روسودی سان سکندو
: پرویز تاییدی
: حسین رحیمی
: شنو قادری، مهران قندهاری، هنرمندان کم توان ذهنی

: نسیم رحیم پور
: مرتضی حسینی نژاد
: مژده عزیزی ،پریا امیری
: امیر خیابانی
: علیرضا الهی
: فهیمه حکمت اندیش
این نمایش کاری از گروه پاپیون است  و پیش از این در جشنواره  هایفست ارمنستان به روی صحنه رفته جز آثار برگزیده جشنواره بوده است ،بازیگران این نمایش  از هنرمندان کم توان ذهنی هستند ،این نمایش از روز یکشنبه یکم تیر ماه 93 در خانه نمایش به روی صحنه می رود. شایان ذکر است این نمایش در اولین روز اجرای و میهمان تعدادی از هنرمندان صاحب نام کشور می شود

گزارش تصویری تیوال از نمایش پرده برداری / عکاس: سمانه جویا

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری از نمایش پرده برداری/ عکاس : فهیمه حکمت اندیش

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش پرده برداری

آواهای وابسته

مکان

میدان فردوسی، خیابان موسوی، کوچه محمدآقا، اداره تئاتر
تلفن:  ۸۸۵۹۴۲۸۲، ۸۸۳۰۰۲۷۸


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
.
و پایان ...
که شروع ِ انتظار ما برای اجرای بعدی گروه "پاپیون" است.
دعای خیر تمام دوستدارانتان ، بدرقه راه شما ، به راستی تلاش های سرشار از امیدتان،روشنایی بخش آینده ایی منحصر به فرد در روزگار ما و همراهانتان است.
آنها که تیشه در دست دارند ، ریشه نمیشناسند،...
ریشه بگسترانید و شاخه های باور و ایمانتان را بیشتر کنید ، بیش از پیش .

خدا قوت ...

لینک عکس :
http://s5.picofile.com/file/8132461218/Payan.jpg.
.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واپسین ساعات بودن ....
تا ساعاتی دیگر زنگ اختتامییه اجرای نمایش پرده برداری در اداره تئاتر به صدا در می آید و شنو و مهران با بودن در صخنه و جان دادن به نهالی که هزاران مرارت دید تا به بار بنشیند وداعی (انشالاه) مقطعی خواهند داشت. شاید به عنوان کارگردان اثر کمترین حقی از این اجرا داشته باشم چرا که تیشه ها همین نزدیکی بودند . چراغ های رابطه خاموشند. به همین دلیل دوست نداشتم در روز اختتامییه کار حضور یابم . بر خود لازم میدانم از زحمات عزیزان ذیل تشکر و قدردانی فراوان نمایم و اگر نام عزیزی از قلم افتاد به کند شدن و درگیری ذهن درگیرم با چراها و بایدها و نبایدها و تعجب های بسیار از بسترهای غلط و توقعات نا به جای آدمیانی بگذارید که ادامه دهندگان واقعی نسلهای پیشین بودند که به ناگه و از روی دل خوشی فراوان طغیان نموده و ساختاری را بر هم زدند. تفاوتها را نادیده گرفتند و ...
ابتدا تشکر فراوان از بازیگرانم :
شنوی عزیز که با تحمل سخت ترین تمرینات بدنی ، بیانی و نقش پذیری باعث شد نقش زن در این نمایش برای همیشه مانا و ماندگار شود. و به نقل از پرویز تائید و بهروز بقائی درست ترین بازی و لحظات اجرائی این اثر خلق گردد. شنوی عزیزی که تنقلات روزانه او مصرف 14 قرص در روز است.
مهران نازنین و عزیزتر از جان که همت او در بازی در سکوت و خلق لحظاتی که نقطه مقابل اکت های نمایشی شنو بود به عهده او گذاشته شده بود و او به درستی و با تحمل سختی فراوان از عهده این نقش برآمد.
عوامل و گروه اجرائی : سرکار خانم ابراهیمی به عنوان روانشناس کار – بهناز سیفی خقیقت مدیر روابط بین الملل گروه – م‍ده عزیزی روابط عمومی – امیر خیابانی گریمور- فهیمه حکمت اندیش عکس و تصویر – علیرضا الهی طراح پوستر و بروشور و پریا بخشی پور و مهسا محمدیان .
همراهان واقعی این گروه :
دکتر رحمت امینی به عنوان مشاوری که همیشه از این جریان تئاتری حمایت کرده و حضور او در کنار گروه همیشه به خوبی قابل لمس و موثر واقع شده است.
سرکار خانم مریم معترف به عنوان پدید آورنده روزهای باشکوه اجرا و میزبان شایسته این گروه و این جریان تئاتری .
سرکار خانم مریم رحیمی که بعد از دیدن اثر به صورت جدی از این گروه حمایت کردند و به مدد ما شتافتند.
مهندس جلیل حسینی تبار به عنوان مشاور برنامه ریزی گروه که در ادامه شاهد برنامه های بلند مدت ایشون برای گروه خواهیم بود.
سایت تیوال به اخص جناب آقای عمروآبادی – سایت ایران تئاتر به اخص سرکار خام قهرمانی
همکاران اداره تئاتر به اخص دوست نازنینم امین اکبری که همه جوره در خدمت گروه بود .
تمامی دوستان خوب در اصخاب رسانه و خبرگزاریها که واقعا در پوشش این اجرا و کمک به این گروه از هیچ حمایتی دریغ نکردند.
دوستان عزیزی که به صورت خود جوش گروه ما رو بسیار همراهی کردند . کسانیکه بنده اکثر اونارو از نزدیک زیارت نکردم اما شمیم مهربانی اونا تا مدتها بر روانم جاریست و همیشه دستان پر مهر اونا رو به گرمی خواهم فشرد. محمد شکیبای نازنین ، سرکار خانم فریبا جدیدی ، کوروش برزی بزرگوار ، علی ا‍ژدری ، فرناز نوروزی ، سیمین زرگران ، مهتاب صفدری ، جناب زمانی گرانقدر ، آروین موذن زاده ، سر کار خانم مریم عظیمی فرتاز توروزی و تمامی دوستان گرانقدر دیگر که امیدوارم از قلم نیافتاده باشند.
همچنین ... دیدن ادامه » اساتید گرانقدری که با حضور خودشون به بچه ها باور بودن و حضور بر صحنه متجلی تئاتر القا نمودند :
اساتید گرانقدر : بهروز بقائی ، دکتر رحمت امینی ، دکتر مجید امرائی ، دکتر حسین مسافر آستانه ، دکتر سهراب سلیمی ، مجید جعفری ، خسرو احمدی ، شیرین یزدان بخش ، فرهاد تجویدی ، پیام عزیزی ، فرزانه نشاط خواه ، خسین محب اهری ، آتش تقی پور ، شهرام کرمی ، سامان خلیلیان ، امیر کاوه آهنین جان ، حسن باستانی ، دکتر افسانه فخری و....
و خدائی که همین نزدیکیست...
یا حق
وقتی کسی از خدا و نزدیکیش برای تو میگوید ، در کارش در نگاهش و در گفتن ِ خدا قوتهایش دقیق میشوی...
آیا دست او دستی از جنس خدا را لمس کرده است که از خدا میگوید...
دیدن مجموعه شما ، و توانمندی مهتاب گونه شنو و مهران که روشن کرد آسمان تاریک ِ بسیط شده بر افکار مدعیان را بارها در گوشم گفته است که :
بلی! خدا هست ، همین نزدیکی...
معنایش از جنس تلاش است و ایمان به آینده اما سخت ...
خودتان میدانید که با تمام وجود میگویم نه فقط از صمیم قلب، از هرآنچه برایند ذهن و منطق و دلم است میگویم آقای رحیمی.
به من در زندگیم نشان دادید ، سخت است باور و توانستن ِ نشدنی ها .
اما میشود ، بنا نهاد خشت اول تا ثریای ، سازه های ایمان و دوست داشتن و توانمندی را در زمینی که کسانی با بی مهری هایشان آن را برهوت کردند.
آقای رحیمی ، سبز کردی ، کویر دل خیلی ها رو ...
سبز ... دیدن ادامه » باشه دلت ، سرزنده باشه ایمانت ،هموارتر باشد راهی که مطمئنم باور داری که حتی اگر همه مخالف باشند، تو یک نفره فتح میکنی قله های توانستنش را ....
من به عنوان یکی از کوچکترین عضوها، از تماشاگران شما ، خوشحالم که روی ماه شنو و مهران را در درخشنده ترین اجرایی که به یاد دارم دیدم و بارها و بارها صدای شنو در گوشم هست ، که شاید بهشت ، همین است که او عوض کرد مسیر رودخانه زندگیش را ....
و محقق نمیشد ، غیر تبدیل شدن اراده شما به اراده ای فولادین برای بچه ها .
ما تاثیرات بودنهای شما را در تک تک این روزهای اجرا با چشم دیدیم و با گوش شنیدیم اما جایش در قسمت بهترین خاطره ها و یادش در دل ما ماندگار است.
موفق باشید
منتظر صندلی ها ، با تمام شوق ، هستم.
۰۶ مرداد ۱۳۹۳
ا فرزانه جان شما هم امروز بودی؟ کاش میدونستم و میدیدمتون. :)
۰۷ مرداد ۱۳۹۳
سلام مریم جان. ممنون از محبتت. من هم خیلی مشتاق دیدار هستم و ای کاش امروز می دیدمتون. خیلی حیف شد... امیدوارم به زودی و برای تماشای یک نمایش خیلی خوب دیگه ببینمتون و حضورا" با هم آشنا بشیم :) به امید اون روز... ؛)
۰۷ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
ژن مرام کجاست؟

در ریاضیات :

۴۷-۴۶ =۱

اما در علم پزشکی، فاصله بین ۴۷ و ۴۶ نمی شود ۱ …فاصله اش می شود یک زندگی…
(دکتر آزاده عباس زاده)

اینجا حسین رحیمی یک را نشان میدهد به اندازهء تمام زندگیست ، زندگی که میتواند نقش بگیرد و اندازه تمام چهل و شش تای دیگر توانمند باشد.
اینجا شنو ثابت میکند ، زندگی ضعف نیست ، قدرت اوست که پرورش داده است.
مهران به اندازه همان یک دانه که همراه او به دنیا آمده است میتواند جهت این سرنوشت را تغییر دهد.

همه را در تئاتر "پرده برداری" خواهید دید...
باز ... دیدن ادامه » هم میگویم این تجربه حضور و دریافت احساسات ناب را از دست ندهید ....

.
لینک عکس :
http://s5.picofile.com/file/8131766500/Pier.jpg

.
.
.

خیلی دوست دارم یک بار دیگه این کارو ببینم. امیدوارم فردا بتونم برم.
۰۲ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی علاقه مندان می رسانیم این نمایش تا تاریخ ۶ مرداد تمدید شده است و همینک امکان خرید بلیت برروی تیوال فعال می باشد.
شاید اجراهایی ، بازیگرانی، گروهایی بعد از چندین اجرا چند سال بعدش از خاطر بروند.
اما وقتی هدف،بازیگر،مجری ِ اجرا منحصر به فرد باشد، یادت نمیرود که دستی بر روی زانوی خویشتن گذاشتند و صاف کردند کمری که سالها با حرف و نگاه دیگران به درون خم شده بود.
اما جناب رحیمی گفتید:
اجرا تموم میشه و نه تنها کسی این جریان رو نمیبینه . . .

به زبانی خودمانی تر :
یادتون باشه ، یک باغبون وقتی یه راه آب برای سیراب کردن یک باغ که قرار پر از میوه باشه رو باز میکنه برای زنده موندن درختها ،آب به اولین درخت که میرسه ، درخت با سیراب شدن دستاش رو میگیره به طرف بالا و میگه : خدایا شکرت..

حالا شما باعث شدید شنو و مهران خدا را شکر کنند از بودنتان ...

ما هم خیلی خدا رو شکر میکنیم ، افرادی از جنس ِ پهلوان در تئاتر هست که با علم به اینکه میداند ریسک است اجرایی ناشناخته را سراپا نگه دارد حتی با تماشاچی کم ، کم نیاوردی و ادامه دادی...

شاید از این حرفها گوشتان پر باشد و بگویید چه فایده...

فایده همین کافیست که دوستان شنو و مهران بارها و هزاران بار خوشحال و خدا را شکر میکنند از حضور شما کنارشان...

همیشه ... دیدن ادامه » به یاد اجرای "پرده برداری" خواهیم بود.
و منتظر اجراهای دیگر از عاشقانه های بین شما و گروه پاپیون ....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم برای این صفحه و بچه های باصفاش تنگ شده بود، مجالی شد که بیام و یه خداقوت اساسی عرض کنم؛ درود به همه بچه های هنرمند استثنایی در هر کجای دنیا و حامیان پرمهرشون...
شکیبا، مریم عظیمی، Farzaneh و فرناز نوروزی این را دوست دارند
درود بر بانی این راه آقای رحیمی.
درود بر شما که با نخستین سخنانی که در این صفحه نوشتید، باعث شدید نظری منعطف به چشمه نورانی هنر ِ شنو و مهران شود...
سلامتی ثمر ِ لحظه لحظه ء دم و بازدم ِ نفس ِ گیرای شما...که با قلم خود دلی را روشن کردید جناب سلیمان زاده
پاینده ... دیدن ادامه » باشید.
۱۱ مرداد ۱۳۹۳
درود شکیبای گرامی
در این چند هفته روحمان را گرم کردی با نفس حقت؛ چه خاطره ای شد این صفحه، جناب رحیمی، شنو، مهران، شما و همه دوستان نادیده اهل معرفتی که قدمی در این صفحه نهادند؛ می دانم همه شان را دلی است به وسعت آسمان بالای سر شنو که همه سهمش را از آسمان ... دیدن ادامه » توی چتری خلاصه کرده بود.
به امید روزی که دلها همه آسمانی باشد
دمت گرم ودلت خوش باد...
۱۱ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان عزیز نمایش پرده برداری از تاریخ 31 تیر تا 6 مرداد تمدید شد . با سپاس
====================================
(یادداشت آقای شهرام کرمی پس از دیدن نمایش پرده برداری )
====================================

این روزها در خانه نمایش اداره تئاتر یک نمایش بسیار ستایش‌انگیز در حال اجرا می‌باشد. نمایشی که با دیدن آن ممکن نیست بازیگر و عوامل آن را ستایش نکنید. با دیدن این نمایش تاثیر گذار قدرت و عظمت و شگفتی هنر تئاتر برای لحظاتی در وجودم شکل گرفت. با خودم فکر کردم چقدر یک هنر می‌تواند تاثیر گذار و دگرگون کننده باشد.

نمایش پرده برداری نوشته روسودی سان سکوندو به کارگردانی حسین رحیمی که با حضور دو بازیگر استثنایی اجرا می‌شود. نمایش زیبا و تاثیر گذار است نه به خاطر اینکه دو استثنایی در آن بازی می کنند و ما را دچار احساس و ترحم می کنند. نمایش جذاب و تاثیر گذار و اجرایی حرفه‌ای است برای اینکه بازیگران آن با شعور و شوق و بسیار هنرمندانه عمل می‌کنند. وقتی نمایش شروع شد خالی از ذهن و به توقع یک نمایش معمولی در سالن نشسته بودم. بازیگر استثنایی کار شنو قادری که گاهی بیان او هم به تناسب کاراکتر نمایش قابل فهم نبود مرا جذب خود کرد. لحظات متنوع از خنده و گریه و احساس در بازیگری او دیدم که برای لحظه به لحظه آن یک بازیگر موثر را احساس کردم که با شعور خود بازی می‌کرد. حرکت دست و پاهای کج این دختر مرا جذب کرد که چقدر این دختر باور پذیر بازی می‌کند. چقدر خوب......
بازیگر مقابل او اما نقش یک مجسمه را داشت. مهران قندهاری که در چند صحنه حرکت می‌کرد و موقعیت‌های بسیار موثری در کار او وجود دارد. به نظرم کارگردانی این کار از یک متن معمولی عالی بود. بخصوص در هدایت بازیگر. کار این کارگردان جوان حسین رحیمی را نباید فراموش کرد.
اما جادوی این نمایش وقتی بود که از نیمه نمایش حس کردم که این بازیگران استثنایی هستند. وقتی نمایش تمام شد برای خلق لحظات تاثیر گذار این اثر با تمام وجودم دست زدم. آنجا که دیدم بازیگران نمایش حتی قدرت حرف و ارتباط ندارند ولی در نمایش بسیار درخشان بازی کردند فقط برای معجزه زندگی و نمایش خدا را یاد کردم. خدای بزرگ!.... چقدر هنر تئاتر معجزه بزرگی است!
شنو قادری در کودکی در اثر بمباران در پاوه نیمه بدن او فلج شده و دچار فلج مغزی است. باید با جسارت بگویم بازی ستایش انگیز و باور پذیر این بازیگر که با تمام حس و وجودش بازی می کرد بسیار موفق‌تر از بسیاری از بازیگران پرادعا و مغروری است که فقط فخرفروشی آنها در سالن خودنمایی می‌کند!
بدون اینکه بخواهم با احساسات خودم در دیدن یک نمایش با حضور دو استثنایی نظر بدهم به خاطر بازی هنرمندانه این نمایش بخصوص شنو قادری این نمایش را اثری ستایش‌‌آمیز و شریف و موثر می‌دانم.
این نشانه قدرت هنر است. نشانه عظمت و معجزه هنر تئاتر است. باید هنر تئاتر را به خاطر خلق چنین آثاری ستایش نمود. تئاتر هنری است که می تواند دنیا و ما را تغییر دهد.
دوستان برای دیدن یک تئاتر خوب این نمایش را از دست ندهید. کمتر پیش می‌آید که بتوان چنین آثاری را دید.

.
.
.
.
.

.

==============================
با ... دیدن ادامه » پوزش از جناب کرمی که دو سه کلمه را تغیر داده ام .
تشکر فراوان از جناب خیابانی ، با گریم خوبی که این چند شب ، بی وقفه انجام داده اند.
سلام دوستان عزیز. با توجه به اینکه فردا دو سانس اجرا خواهیم رفت و متاسفانه تمام بلیط های اجرای فردا به فروش رسیده وظیفه خودم میدونم پوزش بخوام. امیدوارم شما رو در روزهای آینده اجرا که احتمالا" در مدت باقی مانده هر روز دو سانس اجرا خواهیم داشت زیارتتون کنم. یا حق
سلام دوستان عزیز. با توجه به اینکه فردا دو سانس اجرا خواهیم رفت و متاسفانه تمام بلیط های اجرای فردا به فروش رسیده وظیفه خودم میدونم پوزش بخوام. امیدوارم شما رو در روزهای آینده اجرا که احتمالا" در مدت باقی مانده هر روز دو سانس اجرا خواهیم داشت زیارتتون کنم. یا حق
چـــه عــالـــــــــی
هیچی به اندازه ی خوندن این پست نمی تونست انقدررر شوق در من به وجود بیاره... :-)
۱۹ تیر ۱۳۹۳
چقدر عالی که هنر ارجمند عزیزان گروه پاپیون و خانواده های گرامیشون داره دیده می شه
۱۹ تیر ۱۳۹۳
ممنون دوستان نازنینم شکیبای عزیز خانم نوروزی گرامی و جناب سلیمان زاده عالیقدر
۱۹ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یعنی یه دونه بلیطم واسه فردا نیست که من برم؟؟
فرناز نوروزی، شکیبا و مرضیه این را دوست دارند
سلام د.ست عزیز. بسیار عذر میخوام که فردا در هر دو سانس بلیط ها به فروش رسیده
۱۹ تیر ۱۳۹۳
ساعت 5/45 - و ساعت 6/30 دو سانس اجرای ما هستند. یکشنبه هم ساعت 6/30 و 7 اجرا خواهیم رفت
۱۹ تیر ۱۳۹۳
روز یکشنبه ساعت 18/30 بلیط هست
۱۹ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
کار گروهی ِ ، گروه پاپیون
من را یاد این مصرع از مولانا می اندازد :

" خم خم خم کمند او ، می کشدم که عاشقی"

واقعا عاشقی را میشود از چهره تک تک گروه دید...

یک پوستر دیگر تقدیم به تمام گروه ،
الاخص حسین رحیمی که عاشقی کرده است...

http://s5.picofile.com/file/8129477426/Kham_Kham_Kham.jpg
.
.
.
.


این پوستر عالی شده آقای شکیبا...خیلیییی خوبــــه
۱۹ تیر ۱۳۹۳
متشکرم خانم نوروزی
:)
۱۹ تیر ۱۳۹۳
خدا قوت شکیبای جان:)
۲۰ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

میخواهم تجربه ء دیداری خود از گروه پاپیون را با داستانی معروف مقایسه کنم ،
پس دوباره منت بگذارید ،
داستانی که قبلا خوانده ایید را بخوانید تا چند خط بعد من سختی بگویم :

=================
پدر کودک اصرار داشت استاد ازفرزندش یک قهرمان جودو بسازد استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می‌تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه‌ها ببیند !!!


در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد !

بعد از شش ماه خبررسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می‌شود.

استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد.

سر ... دیدن ادامه » انجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد!

سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاه‌ها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات کشوری، آن کودک یک دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری کشور انتخاب گردد.

وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد رازپیروزی‌اش را پرسید.

استاد گفت: "دلیل پیروزی تو این بود که اولاً به همان یک فن به خوبی مسلط بودی، ثانیاً تنها امیدت همان یک فن بود، و سوم اینکه راه شناخته شده مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود که تو چنین دستی نداشتی!!!

یاد بگیر که در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده کنی.

راز موفقیت در زندگی، داشتن امکانات نیست، بلکه استفاده از "بی امکانی" به عنوان نقطه قوت است .
==========================

من بدون شناخت قبلی از حسین رحیمی و گروهش به تماشای این میدان نبرد با آنچیز که آدمیان از "نتوانستن " از آن یاد میکنند رفتم ...
به راستی که حسین رحیمی هر آنچه که شنو و مهران داشته اند را دیده است ،
آنها را شناخته ، و به صورت باغبانی از جنس عاشقانی بی منت ، توانمندی های شنو و مهران را از خیالها و انرژی های منفی اطراف هرس و به نقاط قوتشان بال و پر داده است.
بی امکانی روزگار ، باعث نشده بود در توانمندی هایی که "شنو" و مهران با تلاش مستمر
، آنها را بازسازی کرده اند خللی ایجاد کند.

وقتی میگویم : "همه، عشق دیدم"

بی راه نگفته ام ، بحث استاد و شاگرد نیست ، حرف از رفاقتی تنگاتنگ بین حسین و شنو و مهران است آن را میدیدی که همه اش به لطف ایمان ِ حسین به شنو و مهران بود و باوری که شنو و مهران به عملکرد حسین داشته اند.
شاید اساعه ادب باشد با اسم کوچک خطاب کردم این عزیزان را ....
هر بار خسته شوی و حسین به تو میگوید : "تو میتوانی" مسکنی بر درد خستگی می یابی.
پس فراتر از اسم کوچک ، شراکت دنیاهایی متفاوت برای کشف اشتراکات از هم است.
که نتیجه اش ، اجرای توانمند "شنو" عزیز ، در این اجرا بود.
باز میگویم ، نتیجه حضور مهران در کنار "شنو" و قدرت بیان این عزیز با حمایت و یادآوری تلاش و یادگیری از جانب مادرانشان و همراهی گروه به موازاتش، بی شک ، معجزه ایمان حسین رحیمی به هنر برای تبلور توانمندی های منحصر به فرد در آدمیست برای ابراز وجودی موثر....




روزهای باقیمانده یکشنبه دوشنبه سه شنبه که انشالاه از طرف تیوال اعلام میشه مگر اینکه تصمیم بگیریم روزی دو یا سه سانس اجرا داشته باشیم که بتونیم در خدمت تماشاگران خودمون باشیم.
بسیار خوشحالم ، درخت صبر شما به ثمر می نشیند ، میوه های خاص به بار آورده است.....
دیدن این پست ها از جانب شما، حس رضایتی به من میدهد که خدا میداند.
جناب رحیمی شاید بیش از صدها بار و شاید بیشتر....دیالوگ های شنو را شنیدم ، و هر بار بیشتر دوست داشتم ....
خوش به حال کسانی که هر بار نمایش شما را میبینند که به راستی نمایش نمیبینند ، مجموعه ایی از صبر، تلاش، عشق، ایثار و ثبات قدم میبینند.

روز اولی که نمایشتان را دیدم ، یاد آن مربی جودو افتادم که شاگردش که از لحاظ ظاهری متفاوت با باقی بود را با علم به توانمندیهایش قهرمان میکند...
حتما داستانش را میدانید....
(زیر همین پست میگذارمش تا دوستان بدانند ایمان یک مربی خوب مثل آقای رحیمی و شناخت و اعتماد به توانمندی های گروهش میتواند نقطه عطف موفقیقت های روز افزون باشد)
شما مربی خوب و شنو و مهران ، آموزنده های بی نظیری بودند که چنین اثری را به اجرا در آوردید...
همیشه ... دیدن ادامه » آرزوی اجراهای موفق برای گروهتان دارم.
منتظر کارهای دیگرتان هستیم .
۱۸ تیر ۱۳۹۳
صبوری و استقامت شما داره جواب میده, خیلی خوشحالیم ازین بابت.
۱۸ تیر ۱۳۹۳
خانم نوروزی و شکیبای گرانقدر ممنون. روزی زحماتم نتیجه خواهد داد که تمام بچه های معلول کشورم از ایزوله خارج شن نقش پذیر اجتماعی شن و هویت اجتماعی پیدا کنن. فعلا کاری نکردم
۱۹ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیزم با توجه به پیش فروش بلیط های اجرای نمایش پرده برداری احتمال تمدید اجرا از 30 تیر تا 6 تیر وجود داره. ممنون از همراهیتون
مرداد
۱۷ تیر ۱۳۹۳
چقدر عالی. اینطوری فرصت میشه من دوستام هم بیارم ببینن نمایشو:)
۱۷ تیر ۱۳۹۳
ممنون از اصلاح اشتباه من شکیبای عزیز
۱۸ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
نمایشنامه ایی به نام " Inaugurazione" از نویسنده و نمایشنامه نویس ، روزنامه نگار ایتالیایی
به اسم Pier Maria Rosso di San Secondo که زمان حیاتش سالهای 1887 تا 1956 بوده است.
نوشته های او بیشتر حول محور انسان و جامعه و اغلب به طور انفرادی به روابطی از قبیل عشق و عقلانیت پرداخته است.
او اجراهایی از قبیل تئاترهای عروسکی و خیمه شب بازی نیز داشته است.

اجرای نمایشنامه ایی که جناب حسین رحیمی کار کرده است خصیصه ایی متفاوت در مقایسه با بعضی از اجراهای قبلی این نمایشنامه که به طور مونو دیالوگ برگزار شده است دارد و آن هم جان بخشیدن به "مجسمه" نویسنده است.
کنش و واکنش کلمات "همسر نویسنده" در برابر یک جسم بی جان ، تماشاگررا مجبور میکرد خود را جای جسمی بی جان نیز بگذارد و از جانب او عکس العملی را در ذهنش، خطاب به همسر ، تصور کند.
که حسین رحیمی با انتخاب آقای قندهاری آن را متفاوت کرده است.
عکس العمل های خاص مهران قندهاری در عین معصومیت شخصیت خودش که ابراز میکند ، بیان گر این است که نویسنده اکنون دیگر حتی نمیتواند ، زن را با حرفهایش آزرده خاطر کند و فقط میتواند ببیند و حالت صورتش که همان عکس العمل ِ "هستی" در قبال شکوایه و بازخورد گفته های همسر است را نشان دهد.

دو عکس از اجراهایی که که عرض کردم .

http://s5.picofile.com/file/8129205518/F05.jpg

http://s5.picofile.com/file/8129206250/San_Secondo.jpg


rokan10 و فرناز نوروزی این را خواندند
محسن قربانی، حسین رحیمی، احمد قهرمانی و ذوق زده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
این بار از نمایش خبری نیست، واقعیتی ارزشیست.
به ارزش ِ یک نفس که اگر نباشد ، هیچ نعمتی دیگر دیده نمیشود
آنها ایثار و مهر را در تک تک لحظه های یک فرشته به نام مادر صرف میکنند .
اوست که زندگی را بدون فرزندش نخواسته و نمی خواهد.
بحث شکایت از کارگردان عالم نیست ، از مجری ِ عاشق حرف میزنم ...

از واقعیت امری مستمر ، از عشقی که فقط واژه نیست می گویم ،
حمایت همه جانبه ء یک مادر....
حمایت نیست ، حسی جدا نشدنی ....
سپر فولادی در برابر تمام نگاه های سنگین بی هویت ، به فرزند ِ با هویتش ....
فرزندی که سالهاست ، تمام هویتش شده است.
بی او ، دور از او ، گمشده ایی دارد...

مهران الان چطور است؟ شنو آرام است؟مشکلی برایش پیش نیاید؟
غذایی ... دیدن ادامه » که ضرر بهش برسونه ، نخوره!
چه شخصی وقتی آدمها ، آدم نیستند ، به او بگوید قوی باش،آدما که تقصیر ندارند، از ما چیزی نمیدانند.
وقتی میگه :آخه من مادرشم ، مگه میتونم بی او نفس بکشم.
میفهمی همه ء عالم ، فرزندش است.
بی او ، بعد او ، صفر میشود، با او ، در کنار او بی نهایت ....

خواب و خوراکش این بار با مادرهای دیگر متفاوت شده است.
نگران میخوابد ، نگران زندگی میکند و نگران بیدار میشود.

از امیدهای لحظه به لحظه برای تغییر شرایط استفاده میکند ، گاهی چنگ میزند به کلامی که آرامش را برای فرزندش به ارمغان می آورد.

وقتی دو پرده دار ِ بهشت می نشینند به تماشای اجرای دو عزیزشان، نگاهشان که میکنی،حس نمیکنی که این بار هزارم است که این اجرا را میبیند.
دقت میکند، اخم میکند،جا میخورد ، نگاه میکند، همه ء اجرا برایش دوباره تازه است، از ضرب آهنگ
خنده ، سکوت ، حرکت و هر آنچه که از فرزندش میبیند ، سایه خدا را بالای سرشان حس میکند.
سایه ایی که علمدارش خود اوست ، ظهور پروردگار در مقیاسی زمینی....
او مادر است...
نه یک مادر به اندازه یک لفظ ،مادری که هدیه را خام از خدا تحویل گرفته است ، حالا رو به تکامل او جان به میان میدان گذاشته است....

او جان به آرامش فرزندش میدهد...
و من لحظه ایی از سالها ، ساعت، لحظه های عشقش را دیده ام ....

عاشقانه های این مادران را فقط خدا میداند و بس......

به قول خواجوی کرمانی : جان فدا بادت که جامی خوشگوار آورده‌ئی....

مست حضور دو مادر شده بودیم ....


وقت خوش بادت که وقت دوستان خوش کرده‌ای با این متن زیبات آقای شکیبا :-)
مرسی مرسـی
۱۶ تیر ۱۳۹۳
و من در مقابل اینهمه بلندنظری این مادران، و اینهمه زیبانویسی شما سکوت می‌کنم فقط.
۱۷ تیر ۱۳۹۳
من شرمنده ام از دایره لغت کم، در برابر بزرگواری این دو عزیز
خانم نوروزی لطف دارید،وقت خوش را هر دو چشیدیم در کنار عزیزانی چون مهران و شنو و مادرانشان.مطمئنم شما هم همین ها را خواهید گفت.
خانم فرزانه پاکی همه از آن مادران بود.

جناب اژدری باز جلوی شما عزیزان سر به زیرم که کاش توانمندی قلمی چون شما بزرگواران را داشتم تا یک خط را با حروف درست انتخاب کنم تا حق مطلب ادا شود.

و اما جناب رحیمی...

قدم برداشتی استواریش نصیب ادامه راهتان.

باز ... دیدن ادامه » از صمیم قلب میگویم ، خدا قوت "مــــــــَـــــــرد"
۱۷ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی... عالی...عالی
چقدر احساس تو این نمایش واقعی بود.از سه شنبه که این اجرا رو دیدم ذهنم درگیره ،یکی از بهترین اجراهاییه که امسال تماشاگرش بودم همه تلاشم و برای دوباره دیدن این کار تا 25 خواهم کرد.
سپاس خانم شنوی عزیز
سپاس آقا مهران نازنین
و سپاس جناب رحیمی گرامی بخاطر این تجربه فراموش‌ نشدنی.
به امید اجرای نمایش جدید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی علاقه مندان این نمایش خاص که با هنرمندان عزیز استثنایی اجرا می شود می رسد خوشبختانه اجرا تا 25 تیرماه که قرار آغازین دوره اجرا بوده است ادامه می یابد.
خسته نباشید و متشکر از پیگیری...
موفق باشید
۱۳ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
با این که میدانم اساعه ادب میکنم ، برای دوستداران تئاتر که میدانند ، خانه نمایش دقیقا کجاست.
محل را توضیح دهم
اما
با این حال نقشه و مکان خانه نمایش را میگذارم...
که به دو مترو ، یعنی ایستگاه فردوسی و دروازه دولت نزدیک است....
خیابان موسوی (فرصت) به میدان فردوسی نزدیک است....

لینک محل تئاتر پرده برداری (خانه نمایش)

http://s5.picofile.com/file/8128761400/Namyesh.jpg

.
.
.
.
.
.
صفحه ... دیدن ادامه » ء
Event
اجرا در فیسبوک

https://www.facebook.com/events/492841750850238

جهت اطلاع دوستان خود، بعد از
Join
شدن به صفحه ، آنها را نیز دعوت کنید.

سپاس




سعید زادمهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید