آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش سبکی
S3 : 17:56:33 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۲۴ آذر تا ۱۳ دی ۱۳۹۸
۲۰:۳۰
۱ ساعت
بها: ۳۵,۰۰۰ تومان
از تولد تا مرگ چشم برهم زدنی از مقابل چشمانمان میگذرد،این نمایش با نگاهی کمدی به مرگ می نگرد،شاید نگاهی آرامتر و شیرین تر
سبک
کمدی

گزارش تصویری تیوال از نمایش سبکی / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس‌ها ››

آواها

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر، بام خانه هنرمندان
تلفن:  ۸۸۳۱۰۴۵۷، ۸۸۳۱۰۴۵۸

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
سلام
روز پنج شنبه دیدم و به تقاضای بازیگری خواستم در وصفش بنویسم و دیگران را تشویق به دیدن نمایش کنم اما ظاهرا نیازی نیست چرا که روز آخرش تعطیل گشت و مهمتر از آن سیل انبوه تاییدات تماشاگران در تیوال، اطمینان کافی برای بقیه ایجاد میکند. سالن استاد انتظامی قبلا هم نمایش های زیبایی مثل بهمن کوچیک ، پا و غیره به خود دیده که با وجود کوچکی و امکانات کم نمیتوان بسادگی از کنارش گذشت. ممنون از تمامی عزیزان که با نوشتن نظراتشان کمک بجایی در انتخابم کردند.
حیف از نمایشهاى خوبى که واقعا ارزش دارن که وقت بذارى براى دیدنشون، ولى فقط به خاطر اینکه اسم بزرگى پشتشون نیست،دیده نمیشن.
این نمایش فرداشب آخرین اجراشه و تازه داره دیده میشه، حیفه که تمدید نشه....
همین طور نمایش قلعه حیوانات که در همین سالن اجرا میشه ساعت ١٨.
سبکى نمایشیه که بیننده رو کاملا با خودش همراه میکنه، با کارکترهاش همراه میشى ، دوستشون دارى و برات مهم میشن...
پدربزرگ و پدر عالى بودن، مادر خوب، ولى من خیلى انتخاب بازیگر پسر رو نپسندیدم، به نظرم نقطه ضعفى بود،کلا فازش فرق میکرد...
از نقاط مثبت نمایش اشاره هاى مینیمال به اداب و رسوم ایرانیها بود در موقعیتهاى مختلف که خوب از آب در اومده بود،،،همین طور عواطف و ارتباطا که خیلى خیلى ایرانى بود و هممون تجربه هاى این چنینى داشتیم تو زندگیهامون...
به نظرم دکور خلوت و ساده خیلى کمک کرده بود به مفهوم نمایش، سبک سبک(توى نوشته ها خوندم که دکور رو ... دیدن ادامه ›› دوست نداشتن)
از وسطاى نمایش تو دلم میگفتم تو رو خدا آخرشو خراب نکن،،چقدر خوب و تاثیرگذار بود پایانش.
در کل خیلى لذت بردم از این کار، خندیدم، غصه خوردم، بغض کردم و آه کشیدم ،، از اون کارا که تا مدتها درگیرشى..
خسته نباشید همگى
یه نکته که خیلى اذیتم کرد کفشاى خاکى بازیگرها بود و جوراب سفید پسر،، نفهمیدم تعمدى بوده؟؟ اگر آره، چرا واقعا؟؟؟؟
چون حاصل آدمی در این شورستان
جز خوردن غصه نیست تا کندن جان
خرم‌دل آن که زین جهان زود برفت
و آسوده کسی که خود نیامد به جهان

توصیه می کنم اگه کار رو ندیدید فردا شب که آخرین اجراست تشریف ببرید.
من که کلی دوسِش داشتم ..
اگر فرصت کردید امروز جمعه ساعت ۷،اجرای پایانی نمایش لرز رو ازدست ندید،نمایش دیگری از کارگردان سبکی،ساعت ۷ سالن هامون
۱۳ دی ۱۳۹۸
ممنون جناب دشتی، چشم فردا فرصت بشه حتما میرم.
۱۳ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
// کمدی سبک //
چند روز پیش لرز را دیدم و خوب نبود، البته متنش..
این کار هم متن خوبی ندارد و شوخی های دم دستی..

این قسمت را الان اضافه کزدم یادم اومد گفتم ویرایش
کنم چون بامزه است در مورد شوخی کالباس
// از معدود شوخی های بامزه اش، کالباس در کتابخانه
است که تبلیغ مرسدس بنز است ، دختر زیبایی در کتابخانه
می رود و سئوالی می پرسد...، حتمن سرچ کنید ببینید
یکی از جالب ترین تبلیغ هایی است که می بینید ... دیدن ادامه ›› البته
به پای عالیس نمیرسه!!!! ///

می توانیم بگوییم داریوش علیزاده کارگردان خوبی هست
و نویسنده ای بد...
ژانر این اثر کمدی است...
شبیه ابزورد ( ابسورد) با شیوه اجرایی برولسک هست...
می گویم شبیه یا یاد آور چون دانشی ویکی پدیایی
در موردش دارم و در این زمینه مطالعه ای نداشتم..
یک مترجم با دانش تئاتر در راه رضای خدا و بندگان خدا
بیاد این مشکل ابزورد، ابزرد، ابسورد، ابسرد ما را حل کنه...
بالاخره چجوری نوشته می شود؟

کارگردانی:
کار یک چند دقیقه ای طولانی بود و تمهیدات کارگردان
برای جذابیت به خصوص فضاسازی کم بود...
بازی ها:
انتخاب بازیگر نقش پدربزرگ خیلی بامزه بود..
بازی خانم متوسط
پدر از همه بهتر..
اما بیان به شدت ضعیف..

فرق یک آدم معمولی و یک بازیگر جاهایی معلوم شد..
نمونه:
مثل انداختن قلاب ماهیگیری..
مشخصاً قلاب ماهیگیری در دست یک بازیگر قلاب است..
یا باید قلاب رها شود.. یا مشخصات قلاب در دست تغییر
نکند... پیچاندن قلاب هم همین مشکل را دارد...
در چندجای دیگر هم در مناسبات دیگر هم تکرار می شود.
بهرحال باید فرقی بین بازیگر و غیر بازیگر وجود داشته باشد..
..................................................

توصیه به عموم:
با خانواده ببینید..
توصیه به حرفه ای ها:
بد نیست، ولی متن خوبی نداره..
توصیه به تئاتر ببین ها:
کار ایرانی تو این مایه ها کم داریم
دیدنش بهتر از ندیدنش هست...
......................
جمعه 13 دی اجرای پایانی است..
امیدوارم ببینید و لذت ببرید.

براى نظر دادن راجع به بازیها پدر رو دوبار نوشتید، فکر کنم سومى پسره!
۱۳ دی ۱۳۹۸
نشد که بریم لغو شد
۱۳ دی ۱۳۹۸
Mahaya جان
خودتو لوس کردی نیامدی...
اینجوری شد...
۱۳ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
روایتی ساده، شیرین و دوست داشتنی از زندگی و گذر عمر...


فردا شب، شب آخر این نمایشه...ممکنه بگذره و فرصت تماشای اون رو از دست بدین:)
سلام اگر سبکی رو دوست داشتید پیشنهاد میکنم لرز رو هم بببنید،نمایش دیگری از کارگردان سبکی،امروز جمعه روز پایانی ست ساعت ۷ سالن هامون
۱۳ دی ۱۳۹۸
ممنون از پیشنهادتون.
۱۳ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یه ذره کار داشت که بترکونه.... یه مقدار ظرافت صحنه نداشت(حتی پیرهن بازیگر از جعبه درومده بود بدون اتو پوشیده بود) و بعضی کلمات و جمله های کلیشه داشت. طرح خوب بود. بازی ها خوب بود. موسیقی خوشمان آمد.
در کل قطعا ارزش دیدن داره. خوب و باحال بود.
و و و و
یه خانمی ردیف اول سمت چپ صندلی شماره 12 نشسته بود.... خریت کردم و کم رویی... لطفا بهش بگید بهم پیام بده... منتظرشم...
گالنا جان انقدر خته به مشماش نذار،عمق مطلب رو بچسب!!!!!
۱۳ دی ۱۳۹۸
گالنا جان عزیزی

۱۳ دی ۱۳۹۸
گالنا...گالنا...
۱۳ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سبکی
در عین حال احساسی و در عین حال کمدی واقعا خسته نباشید و خدا قوت باید گفت به این اجرای ساده و در عین حال دل انگیز.
باسلام
نمایش بسیار زیبا و با مفهومی بود. واقعا توصیه میکنم حتما برین ببینین و لذت ببرین. با طنز بسیار قوی ...
در روزگاری که از منجنیق فلک سنگ فتنه می بارد
سبک شدن از این روزگار کج مدار غنیمتی است حتی اگر به مدت ۶۰ دقیقه تماشای ان وقت ببرد ولی لذتش مدتها بعد از اون باقی بمونه
نمایشی در اجرای صحنه ای سبک و در حد دو نیمکت ولی پر محتوا و عمیق در نگاه به وضعیت انسانی و روزگاری که سنگینی خود را بر همه تحمیل می کند
چقدر ظرافت و طنازی میخواد به همه این احوال خندید و به هیچش نگرفت و گفته ان اندیشمند که وجه تمایز انسان از سایر جانداران خندیدن وان هم بر خود خندیدن شاید بهترین اسلحه انسان در بی اثر کردن نابهنجاریها و نامرادیها
نگاه جدید و سرخوش در نمایش حتی در اجرا به نحوی است که ماجرا از طریق فرزندی که قرار است بعدها بوجود اید حکایت می شود و چه حکایت چشم نواز همدلانه ای که تا پایان ادامه دارد و این بر عکس نقل کردن و طنازی
حکایت قدیمی رو بیاد میاره که یکی در زمان پیامبر رحمت بسیار شوخ خندان بود و رسول مهربانی به قصد مطایبه به ان شخص گفت که ادم شوخ رو در ان دنیا بر عکس اویزان میکننند و ان شخص گفت اون موقع چقدر خنده دار خواهد بود که همه ... دیدن ادامه ›› رو برعکس دید
همون کاری که نمایش با برعکس کردن سیر ماجرا نشان می دهد چگونه سرخوشانه به این اوضاع گرفته و عبوس میتوان خندید و سبکی رو در مقابل سنگینی غیر قابل تحمل روزگار بکار برد
و اگر سعدی شیرین سخن می گوید تن نخواه تا نخواهی پیرهن
این نمایش میگوید هم تن بخواه و هم پیراهن ولی هر دو سبک
لذت تماشا تا بعد از نمایش هم در وجودت باقیست و حتی سرمای جانسوز هم با دیدن حوض درب خانه هنرمندان دوباره گرمی نمایش بر سرما غلبه میکند
تماشای نمایس در کنار خانواده لطف و صفای خاصی دارد
سلام
پیشنهاد می‌کنم‌ چهار اجرای پایانی نمایش لرز رو هم ببینید،که این روزها در سالن هامون شب های پایانی اجراشه،از همین کارگردان،در فضایی‌متفاوت
۰۹ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در اتاق بی‌روزن انعکاسی سرگردان بود

و من در تاریکی خوابم برده بود.

در ته خوابم خودم را پیدا کردم

و این هشیاری خلوت خوابم را آلود.

آیا این هشیاری خطای تازه من بود؟


در تاریکی بی آغاز و پایان

فکری در پس در تنها مانده بودم.

پس من کجا بودم؟

حس کردم جایی به بیداری می‌رسم.

همه ... دیدن ادامه ›› وجودم را در روشنی این بیداری تماشا کردم:

آیا من سایه گمشده خطایی نبودم؟

سهراب "جان" سپهری
--------------------------------------------------------------
هر نمایشی که پشتش فکر باشه ارزش دیدن داره
هر وقت یک گروه دغدغه ای داشته باشن حاصلش ارزش دیدن داره
هر وقت سوالی ازلی و ابدی مطرح میشه جوابش حتما شنیدینی میشه

سیکل تولد و رشد و بلوغ و ازدواج و تولید مثل و مرگ نفرینی ابدی است که باید برایش گریست؟ یا میشه سبک و سبک با بودنش کنار آمد و به سیکی بهش خندید؟
واقعا شما میدونید ما بدنیا اومدیم که از بعدش و بعدش سر در بیاریم یا هدف همون مسیر بین تولد و ازدواج و .... غیره است؟
-----------------------------------------------
انگشت گذاشتن روی موضوع "آمدنم بهر چه بود" اونم بصورت هجو شجاعت میخواد که این گروه داشتند
بازیها خوب و صداها عالی بود و تغییر شخصیت به تیپ که در چند صحنه اتفاق افتاد نشان از تمرین زیاد و تسلط بر متن و میزانسن دقیق داشت
انتخاب موسیقی مناسب و طراحی لباس هم از جذابیتهای اجرا بود

گاهی یک لباس بسیار مرغوب و خوش دوخت و خوشرنگ می بینید اما متاسفانه سایز شما نیست , مثل این اجرا که فقط و فقط در سلیقه شخصی من جا نمی گرفت (بخاطر نوع شوخی های استفاده شده که از نوع بزن و بکوب سینمای کلاسیک بود) وگرنه کلیت کار و سبک اجرایی مناسب و دوستداشتنی بود.


درود و خسته نباشید به عوامل کار

کارآمد خان‌‌
من کار خوب را می پسندم...
۱۰ دی ۱۳۹۸
با توقع پایین بری بدت نمیاد شاید چندتا لبخندم زدی
۱۰ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اولش خیلی بی مزه شروع شد و داشت ناامیدم میکرد...
که رفته رفته بهتر شد و خنده دار بودن بعضی صحنه ها به دنبال کردن قصه کمک کرد...
و در نهایت تلخ تموم شد...
به وقت گذاشتن و دیدنش می ارزید...

پ.نوشت: شاید اگه با بَروبچه های تیوالی این نمایش رو نمیدیدم انقدر بهم نمی چسبید... بخصوص خنده های محمدرضا و سیدمهدی عالی بود...:)))
قربون شما
برای من هم خیلی لذتبخش بود نمایش دیدن کنار شما دوستان عزیزم
۰۷ دی ۱۳۹۸
ممنون از پیشنهاد شما...
خریدم بلیط نمایش رو...
۰۷ دی ۱۳۹۸
اولش تا حدی بیمزه بود که حتی سروشم نمیخندید
۰۷ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یک تلخیه بی پایان ، سوال بزرگ بشریت، یک واقعیت به وضوح کل تاریخ بشر
انقدر تلخ بود که باید با شوخی ها کمرنگش میکردن
کاری به ایرادات ندارم یعنی تو این نمایش دلم نمی خواد به ایرادات فکر کنم چون به قدر کافی تلخ بود اما خوب اجرا شد سبک خیلی سبک انگار که قصه مرگ رو با لالایی برات بگن یا دارویی تلخ رو با عسل قاطی کنن بهت بدن .
شب خوبی ساختید به دوستان پیشنهاد میدم حتما ببینن کار رو فکر میکنم این گروه بی ادعا ارزش دیده شدن دارند برای کارهایی خیلی بهتر در آینده .
دست گروه اجرایی درد نکنه زحمت کشیدند .
راستی اصلا دلم میخواد بهتون ۵ بدم حال کردم ۵ بدم حالا که چی-)))))❣
یک نمایش ساده و بی شیله پیله در سالن کوچیک و جمع و جور استاد انتظامی. من دوستش داشتم. بازیها به اندازه و خوب بود با اینکه بازیگرهای جوان و کم سن و سالی هستند ولی خوب از عهده ی نقششون برآمده بودند.
با اینکه دکور و طراحی صحنه ی خاصی نداشت و خلوت بود ولی بازیهای خوب و صمیمی بازیگرها آدم رو راضی میکنه. نحوه پرداختن به مسئله ی مرگ و زندگی و چرایی زندگی ( اینکه اصلا برای چی به دنیا میاییم و کلی خوشی و ناخوشی رو تحمل میکنیم و بعد میگذاریم میریم) جالب بود و بدون استفاده از جملات مبتذل از آدم خنده میگرفت.
موسیقی رو هم دوست داشتم.
عرض تشکر و خسته نباشید به کلیه ی عوامل اجرا
ممنون از نظرتون،پیشنهاد میکنم نمایش لرز رو هم ببینید،از کارگردان همین کار،نمایش دیگری از گروه ما،مثل سبکی راضی خواهید بود،در فضای متفاوت تر
۰۶ دی ۱۳۹۸
همون ور که نوتیفش هم میاد براتون دیگه:)))
۰۶ دی ۱۳۹۸
بله دقت نکردم عزیزم. الان میام اونور.
۰۶ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام.
دیشب این نمایش رو دیدم. اولا خسته نباشید میگم به گروه. هرچند زیاد خوشم نیومد از نمایش. ولی به هر حال خلق هر اثر هنری ارزشمنده.
من بازی بازیگرهای مرد رو دوست داشتم. همچنین استفاده از پانتومیم رو. اگه بازی‌ها و پانتومیم نبود، نمی‌دونم چطور تا آخر تحملش می‌کردم.
متن نمایشنامه رو دوست نداشتم. خیلی سردستی بود. اصلا با این جهانبینی که ما همه یک راه رو می‌ریم، مشکل دارم. چون زندگی هرکسی یکتاست و هر کسی تجربیات مختلفی داره. به غیر از این متن نمایشنامه مشکل اساسی داشت. انگار به یه کانال جک تلگرامی وارد شده بودن و تصویری‌ش کرده بودن.
طراحی دکور اصلا وجود نداشت. نورپردازی هم که کلا هیچ. ولی مشکل اساسی‌ش طراحی صدا بود. چند تا موسیقی سر دستی با صدای بلند.
ولی از خوبی‌های نمایش این‌که ترتیب سنی رو بهم ریخته بودند.
یه نکته‌ی دیگه این‌که خدا رو شکر مرز خنده در ایران گویا جابه‌جا شده. چون چند تا تماشاگر بودن، که به هر اشاره‌ای بلند بلند می‌خندیدن. شاهکارش اونجا بود که یه شخصیت گفت تا دو دقیقه دیگه می‌میرم. یک نفر بلند قهقهه زد. صدا این‌قدر زیاد بود که تمرکز رو بهم می‌زد. البته به لطف جک‌های تلگرامی، یکی دو صحنه‌ی خنده‌دار هم داشت ... دیدن ادامه ›› نمایش، بی‌مزه‌ی بی‌مزه نبود.
به هر حال برای گروه آرزوی موفقیت‌های زیاد می‌کنم.
چون یکی از بازیگرها آخر اجرا گفتند اگه خوش‌تون اومد، توی تیوال نظر بدید. خواستم نظرم رو بگم.
خسته نباشید
نمایش که شروع شد، به نظرم اومد قراره یک کمدی ببینم که فقط بخندونه. که البته خیلی هم خوب این کار رو میکرد. اما به تدریج عمق ماجرا رو احساس کردم. سلیقه من در نمایش رو کاملا ارضا کرد. به نظرم هر نمایشی باید اینجوری بخندونتت. اما بهش که فکر کنی ناراحت بشی. خسته نباشید میگم. بازیگر پدربزرگ خیلی بانمکه. دوستش داشتم. :))