تیوال نمایش شاه آباس، مکتب تبریز
S2 : 00:27:30
  ۳۰ دی تا ۱۹ بهمن ۱۳۹۷
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: حسین نوشیر
: کتایون سالکی، احسان بهلولی، هدیه اصفهانی، امیر عباسیان، هومان محمدحسینی، طه ولیزاده، سمانه زارعی، مرتضی یوسفی، حسین سپهرنژاد

: مهناز مهدیزاده
: امیراعلا مصدقی، یاسمن عدل

گروه تئاتر کاتاتونیا  پروژه تئاتر عبّاسی

تئاتر عبّاسی: بدعتی مستخرج از آمیزشِ تئاتر استایلایزد و نگارگری ایرانی
این نمایش بر اساس نگارگری (مینیاتور) ایرانی در مکتب تبریز طراحی و کارگردانی شده است.
این اجرا اولین اجرای رسمی از پروژه تئاتر عبّاسی در ایران است و پروژه تئاتر عباسی اولین سیستم تئاتری ابداعی ایرانی‌ست.

به شاه عباس صفوی خبر میرسد که فرزندش، محمدباقر میخواهد او را بکشد تا به تخت شاهی برسد. محمد باقر نزد پدر رفته و به او میگوید این خبر دروغ است. شاه عباس حرف او را باور نمیکند و شبها از ترس کشته شدن به دست محمد باقر سه بار جای خواب خود را تغییر میدهد. در این مدت شاه بیخواب است و کشور در آشوب. تنها کل عنایت، دلقک محبوب شاه از جای خواب شاه عباس باخبر است، دسته ی آدمخواران در انتظار امر شاه عباس هستند.
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش شاه آباس، مکتب تبریز / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش شاه آباس، مکتب تبریز / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» ساعت آخرین اجرای شاه آباس، مکتب تبریز تغییر کرد

آواهای وابسته

مکان

پایین تر از میدان حسن آباد، ضلع جنوبی پارک شهر، خیابان بهشت، تماشاخانه سنگلج
تلفن:  ۵۵۶۳۰۸۷۱، ۵۵۶۲۵۴۴۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچکس نبود؛
پادشاهی بود که بچه اش رو کشت نوه اش رو کرد ولیعهد
شب شده حضرت آقا.
زاینده رود اگه یه روز خشک بشه؛ افغان ها دندون تیز میکنن براش.
صدای هق هق زاینده رود، اصفهان رو بی خواب کرده؛
زاینده رود شبا فریاد میزنه.
شاه بی خوابه؛ از ترس مرگ بی خوابه.
قابله راست میگفت، آدم نمیدونه کدومشون قراره بشه پادشاه؛ که بزرگترین نفرین پادشاه شدنه.
پادشاهی که تختش رو کنیز نمیتونه گرم کنه، عاقبتش همینه که از ترس مرگ به دست اولاد، شبا تو طویله بخوابه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند روز پیش این نمایش رو دیدم ولی متاسفانه به دلیل مشغله ی زیاد نتونستم نظرم رو بنویسم.
اولین چیزی که توی شروع نمایش خیلی نظرم رو جلب کرد استفاده ی خیلی خیلی رو و نمایان از میکروفن دستی توی صحنه ی اول بود که اول منو گیج کرد ولی به نظرم خیلی جذاب اومد که بازیگر و به طبع کارگردان خیلی علنی از میکروفن استفاده کرد و میکروفن رو به ما نشون داد و برای من تداعی چاقو و این بود که خیلی علنی و بی پروا شخصیت داره کارشو میکنه و سایر کاراکتر ها هم دارن ازش حمایت میکنن! ولی متاسفانه کیفیت بد باندهای سالن (تقریبا تمام سالن های ما از وحدت تا همین سنگلج دیگه بانداشون جون کار کردن نداره گویا و دوستان به جای تعویض باندهای سالن ها دستشویی هارو باز سازی میکنن فقط!!!) خلاصه کیفیت باندها حسابی حالمو بد کرد که خوشبختانه موسیقیی که از بانها پخش میشد فقط صحنه ی اول و آخر بود ... دیدن ادامه » ! با شروع نمایش اولین چیزی که خیلی برای من جذاب بود لباس ها بود که باز هم به جای کلیشه ای که جدیدن توی تیاتر ما مد شده و استفاده از پارچه های فوق بی کیفیت و در نتیجه لباس های خشک و خراب و سیاه سفید هستش ، لباس های این نمایش بسیار خوش رنگ و حداقل به چشم با کیفیت بود و خود لباس هم نقش کاملی داشت و جای بازی زیادی به بازیگران میداد که انصافا بازیگران هم خیلی خوب این موضوع رو درک کرده بودن و خیلی جالب از این لباس ها استفاده میکردن ، موضوع بعدی فرم حرکات بازیگران بود که ابتدا خیلی منو سر ذوق آورد چون خیلی خیلی شبیه نقاشی های ایرانی بود و این موضوع اول منو خیلی تحت تاثیر قرار داد (البته بعد که پشت بروشور رو خوندم فهمیدم کارگردان خیلی روی این موضوع تحقیق کرده و خود این موضوع که بدون دونستن و شناخت کارگردان تونست این حس رو القا کنه بسیار جذاب بود)موضوع بعدی که نظرم رو جلب کرد استفاده ی درست از امکانات سنگلج بود و صحنه ای که در عین خالی بودن بسیار کاربردی و پویا طراحی شده بود و میزانسنهای خطی که از همون ابتدا این نکته رو روشن کرد که ما قرارِ یک کار مدرن شده ی ایرانی و ارجینال رو ببینیم ، مثلا ابتدای نمایش وقتی بازیگرا از پرده ها خارج میشدن از نقششون درمیومدن و دوباره که وارد پرده ها میشدن همون پز و نقش رو دوباره حفظ میکردن که من اول فک کردم بازیگر نمیدونه ما میبینیمش ولی وقتی یه مقدار گذشت خود این حرکت برای من تبدیل شد به یه حرکت جذاب و حتی یه جور فاصله ی فکر شده ! خلاصه این کار برای منی تیاتر کم هم نمیبینم چندتا چیز خیلی باحال داشت اولش این که قناعت یه کار ایرانی رو بهم نشون داد و بعد این فکر رو تو سرم انداخت که شاید واقعا تیاتر ما اینه و مدرن شده ی تیاتر های ما باید از این نقطه ها شروع شه نه از اجرای ایرانیزه شده ی بکت و مکبث که معمولا کارای بی هویتی هم از آب درمیان ، خلاصه کار بسیار استوار و با هویت بود ولی از این ها گذشته نباید نقش بازیگرارو نا دیده گرفت به نظرم ، چون انصافا تو کل اجرا انقدر غرق در لحظات کار بودم که واقعا یادم رفته بود این یه تیاتر و بازیگرا دارن بازی میکنن ! برای مثال کاراکتر تمبک زن با لباس زورخانه و عینک آفتابی حسابی منو یاد پاپ آرتهای خسرو حسن زاده انداخت و به قدری تمیز روی حرکات و ضرب های کار کرده بود که یکی از جذابیت های کار شده بود ! بازیگر کچلک به نظر من شاهکار نمایش بود ، در حدی کاراکتر قوی ساخته بود که توی تمام صحنه ها حضورش نقطه ی عطف صحنه ها شده بود انقدر روی ریزه کاریهای شخصیت کار کرده بود حتی یک ثانیه هم مخاطب رو رها نمیکرد واقعا (نمیخوام بیشتر توضیح بدم چون نمایش هنوز در حال اجراست و فکر میکنم باید دید این اجرارو) کاراکتر بعدی کاراکتر همه کاره ی کاخ بود ،با بازی فکر میکنم کتایون سالکی، که لهجه و بازیه خیلی خیلی مسلطی داشت مخصوصا توی صحنه هایی که باید شاه رو نگه میداشت که نیوفته ، واقعا هماهنگی عالی بود و ریتمایی که ساخته میشد هم بسیار جالب درومده بود ، شیرین زبونیه شاه هم به نوبه ی خودش خیلی به صحنه ها کمک میکرد ، همه میزانسن ها به نظرم یه جور نقاشیه ایرانی بود با مفاهیم ساده ی ایرانی مثل امضا کردن نامه ی قتل بعد نماز با اشک ... البته که ۵دقیقه ی آخر اجرا سیستم های گرمایشی سالن خاموش شد و تازه ما فهمیدیم چه نویز وحشتناکی رو داشتیم تا اینجای کار میشنیدیم ، من واقعا نمیدونم مسولین سالن ها سالی چندتا اجرا تو سالنشون میبینن ویا چیزی راجع به صدا میدونن یا نه ولی قطعا اگر میدونستن سیستم گرمایش حافظ و سنگلج اینها نبود بانها و اسپیکرها هم بهترکار میکرد! خلاصه که ببخشید اگر زیاد و بد نوشتم بذارید رو این حساب که من نه نویسنده و نه منتقد هستم و صرفا بعد از دیدن کار انقدر خوشم اومد و ذوق کردم که اولا حیفم اومد تو صفحه ای مثل این که حالا حالاها میمونه نگم کار چقدر خوب بود و این که امیدوار هنرمندای واقعیمون و هنرمندای جوونمون و گروه های نوپا یه مقدار بحث تبلیغات و مارکتینگشون رو جدیتر بگیرن تا کاراهای خیلی خیلی خوبی مثل این پروپیمون تر برن چون به نظر من وقتی یه هنری خلق میشه میتونه تو هر سطحی روی یکسری آدم ها تاثیراتی بذاره که با دیده نشدنش در حق اون آدما خیانت کرده! امیدوارم پرچونگی و قلم غیرجذاب منو ببخشید و واقعا خسته نباشید !
مهرداد کیا، امیر و رضا غیوری این را خواندند
محمدرضا این را دوست دارد
دیدن این نمایش منو یاد حرف یکی از اساتیدم انداخت که میگفت اگه همیشه طبق ارزشهات رفتار کنی همیشه حالت خوبه.
۱۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طراحی لباس و بخش بندی صحنه ی نمایش توسط تور بدیع و خلاقانه بود!
طراحی حرکات جذاب و جالب از کار در آمده بود!
نورپردازی نمره ی قبولی را میگرفت! و متن که انتخاب خوبی بود از منظر سوژه ولی پرداخت کم رنگ ان را از درخشش بازداشت!دیالوگها در شأن محتوی نبود!
و کاش این امتیازات کار با ریتم کند و جا نیافتادن شخصیت های نمایش در هم نمی آمیخت!
ضمن اینکه سکونی و لختی ای ملموس در بازی بازی پیشگان حس میشد که گویی در انتقال حس شخصیت مورد ایفای خود ناتوان بودند! و تماشاچی را از از دنبال کردن کار دلزده میکرد!
روایت داستان همونطور که دوستان اشاره کردند با کندی بیش از حد همراه بود!
کار در دو سوم ابتدایی نمایش از ریتم افتاد و با سردرگمی وقایع همراه شد!و تماشای کار را از حذابیت انداخت!
لهجه ی شاه عباس به نظر من جای کار بیشتری داشت تا باور پذیر تر باشد!
در محموع برای کار ... دیدن ادامه » زحمت زیادی کشیده شده بود ا و به خاطر خلاقیت پر واضح در طراحی حرکات،نوع نگاه به اجرا،و نو آواری در طراحی صحنه و لباس میتوان از ضعف های موجود چشم پوشی کرد!
ارزش دیدن را دارد
ممنونم از گروه احرایی خسته نباشید
اجرا زیباست اما حوصله می‌خواهد،شلختگی در متن زیاد است اما می‌شود با نورها و رنگ‌ها از آن چشم پوشید،ساده تر اگر بگویم کار دیدنی است نه شنیدنی،فضا از لحاظ صوتی لخت است جایی هم که صدا می‌آید آشفتگی با خود می‌آورد اما باز هم تصاویر و فرم‌ها نجات دهنده هستند،طراحی لباس ‌ها زیباست و به اجرای بازیگران کمک زیادی می‌کند،بازی‌ها چند پاره‌است بعضی‌ها ساز خودشان را می‌زنند و بعضی‌ها در خدمت اجرا هستند،بازیگر نقش شاه عباس آرام و پخته بازی می‌کند ریتم و فضای اجرا را نگه می‌دارد تا به عنوان شخصیت اصلی با او همراه شوی و فضای داستان و آدم‌های داستان را از دریچه چشم او ‌ببینی و بر هیچ چیز اصرار نمی‌کند ، بازیگر نقش انار کوتاه است اما در ذهن مخاطب ماندگار می‌شود،نقش قابله هم بسیار شیرین و روان کاراکترش را اجرا می‌کند.
با همه کاستی‌ها و قوت‌های ... دیدن ادامه » این کار راضی از سالن بیرون اومدم و احساس وقت تلف کردن از دیدن اجرا نداشتم چون کارگردان جوان کار با جرات سراغ اتفاق جدیدی رفته است و این از هر چیزی در تاتر تکراری ما بهتر است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار با شروع بسیار گیرا و به همراه پرده های لایه لایه ی تیره، فضای دهشتناک و مرگ زده رو بخوبی منتقل میکرد. اما در ادامه ریتم کندش پس زننده بود و عملا روایت پیش رونده ای نداشت.

بطورکلی غیر از شروع خوب، برای من ارتباط با ساختار کلی سخت بود، ولی با پشتکار، شکیبایی و پایمردی ِ یک ساعته!!! بالاخره تونستم تو نیم ساعت پایانی درگیرش بشم و لذت ببرم.

خیلی دوست داشتم مونولوگ ابتدایی رو یک بار دیگه بشنوم، به نوعی در پایان نمایش چیز زیادی از خطابه اول رو بیاد نمی آوردم.

نورهای جانبی تعبیه شده در صحنه و اینکه بازیگرها قبل از ترک کامل صحنه حالت بازی خودشون رو از دست میدادن، صورت خوشی نداشت. هرچند یکی از دوستان نظرش بر این بود که هر دو مورد اخیرالذکر بعلاوه چهره امروزی نوازنده و استفاده از میکروفون در آغاز کار، تاکیدی بودند بر نمایش در نمایش بودن.

به دلیل ... دیدن ادامه » ضعف متن، یا طراحی بازی غلط کارگردان یا بازی نچسب خود بازیگر، شخصیت دلقک بی مزه ترین شخصیت داستان بود و بازی خود "آباس میرزا" بهترین بازی ارائه شده.

امتیاز کلی : سه و نیم از ده
(97/11/07)
درود ، علت حضور اون عزیز تمبک زن با اون شمایل و لباس خاص و عینک رو هم من متوجه نشدم ، مثلن قرار بوده نقبی به حال بزنه ؟ از نظر من صحنه ی خالی هم تو ذوق زن بود هرچند شاید اون پرده ها تفکیک مکانی رو بخوبی مشخص میکردن
در ضمن برای اولین بار نمره من به یک کار کمتر ... دیدن ادامه » از نمره شما دراومده ، فکر کنم فردا تعطیل اعلام شه :)))))
البت نمره ی همراهی با دوستانش بالا صد بوده ها :))
۰۹ بهمن ۱۳۹۷
درود.
کمابیش با شما موافقم، گرچه گیرایی کار بد نبود. من از ارتباط کار با مکتب نگارگری تبریز و اصفهان، سردرنیاوردم؛ آیا طراحی ژست، حرکت و لباس بازیگران بر پایه نگارگری‌های هنرمندان تبریزی و اصفهانی انجام شده (برای نمونه یکوری حرکت کردن بازیگران) ؟ "طراحی ... دیدن ادامه » کارگردانی ... بر اساس استقراء مکتب تبریز و اصفهان در نگارگری ایرانی" یعنی چه؟!!!
۱۰ بهمن ۱۳۹۷
متاسفانه من هم سررشته ای تو این زمینه ندارم.
شاید اگه این مکاتب رو میشناختم، درک بهتری از کار نصیبم میشد.
۱۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید