تیوال نمایش شربت سینه
S3 : 17:55:20
امکان خرید پایان یافته
  ۱۷ اردیبهشت تا ۱۷ خرداد
  ۱۹:۰۰ و ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: رسول کاهانی
: (به ترتیب حروف الفبا)نیلوفر امامی، سرور پیروانی، بهنام چاشی، ساقی حاجی پور، سعید حشمتی، دنیا حشمت، سپیده سروری، لعیا عسلی نژاد
: رضا دوستی، باربد طولابی

: آکادمی هنرهای اجرایی افرا
: آرمان خوزستانی
: یاسر صادقی
: پژمان فرمانی
: رسول کاهانی
: رسول کاهانی، رها عسگری
: سجاد پیروانی، رها عسگری
: تهران تماشا
هرچی که همراهت داری و بده به نفر بعدی ، بعد برو یه جا قایم شو .
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش شربت سینه / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
در آغاز سخن سلام
نمی تونم بگم دوستش داشتم اما می تونم بگم که دیدن پشت صحنه ی به نسبت واقعی از یک فیلم - نه فقط اتفاق های جذاب ( که البته اون هم جزوی از آن پشت صحنه است اما نه تمام آن) برام جالب بود. و البته صدای خنده های تماشگرهای کناریم هم خیلی شیرین بود که من هم از خنده و شادی اونها می خندیدم. :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جسارت شکست خورده
نگاهی به نمایش «شربت سینه» به کارگردانی رسول کاهانی

نویسنده: سید حسین رسولی

این روزها نمایش «شربت سینه» به نویسندگی و کارگردانی رسول کاهانی در عمارت نوفل لوشاتو روی صحنه رفته است. رویکرد کارگردان در این نمایش توجه ویژه به «روایت» و عناصر «روایتگری» است. نمایش، ورود یک کاشیکار برای تعمیرات حمام یک شخص عادی را روایت می کند. در این میان، گوشی همراه صاحبخانه و پاکت سیگار کاشیکار گم می شود. نکته مهم این است که چندین بازیگر زن و مرد با صداها و قد و هیکل های متفاوت نقش این دو کاراکتر را بازی می کنند. حتی گاهی این دو مرد تبدیل به دو زن می شوند. گاهی یک زن و یک مرد در برابر هم می شوند. چهار دوربین زنده هم روی صحنه وجود دارد. این دوربین ها تمام اتفاقات پشت صحنه را نشان می دهند. حتی گاهی بازیگران رو به دوربین صحبت می کنند. در انتهای نمایش ... دیدن ادامه » هم شاهد هستیم تمام بازیگرانی که نقش دو کاراکتر اصلی را بازی می کنند، جلوی صحنه می آیند و در برابر دیدگان مخاطب، فضای پشت صحنه را می سازند. داستان هم مدام تکرار می شود. ولی به یکباره تکرارها هر کدام مسیر متفاوتی را در پیش می گیرند. با این تفاسیر کارگردان تلاش کرده است به مخاطب بگوید که شاهد «نمایش» است. از سوی دیگر، می خواهد با جنسیت و هویت و نوع روایت «بازی» کند. این بازیگوشی و تلاش برای نمایشی بودن در هنر «پست مدرن» مشهود است. با این حال، گروه اجرایی زحمت فراوانی کشیده است ولی نتیجه آنچنان مثبت نیست. گیج شدن و بازی روایت در روایت، باعث خسته شدن و تکرار مکررات می شود. بعد از

20 دقیقه، هیچ چیز جدیدی برای گفتن و دیدن وجود ندارد. تنها منتظر پایان هستیم؛ پایانی بر این تکرار سنگین و ملال آور و کسالت بار. رمان «اضطراب دروازه بان در ضربه پنالتی» به نویسندگی «پیتر هانتکه» با روایت متفاوت و زبانی عجیب پیش می رود. یکی از کارکردهای این انتخاب نویسنده، غافلگیری مخاطب است. این رمان هم دیگر قدیمی شده است. در سینما هم شاهد روایت های پیچیده ای هستیم. شاهکار سینمای ژاپن به نام «راشومون» (1950) به کارگردانی «آکیرا کوروساوا» و فیلم «بخت کور» (1987) به کارگردانی «کریشتوف کیشلوفسکی» لهستانی از جمله چنین آثاری هستند. فیلم هایی مانند «پالپ فیکش» و «لبوفسکی بزرگ» هم روایت های جالبی دارند. اما در تئاتر به جای تصویر بیشتر با دیالوگ فراوان مواجه هستیم. نمایشنامه هایی مانند «گلن گری گلن راس»، «مرگ فروشنده» و «دشمن مردم» با گفت وگو پیش می روند؛ بنابراین دست نویسنده برای شگردهای روایتی بسیار بسته است. البته شاهد نمایشنامه های عجیبی از سوی پیتر هانتکه و نویسندگان «ابزورد» هستیم. اما آیا تماشاگر می تواند چنین آثاری را به راحتی تحمل کند و تا پایان نمایش بنشیند؟ بنابراین شاید کارگردان نمایش «شربت سینه» راه اشتباهی را در پیش گرفته باشد. با این حال کار او در زمره آثار پست مدرنی جای می گیرد که دوست دارند با همه چیز «بازی» کنند. از این منظر جسارت دارد؛ جسارتی شکست خورده.



روزنامه اعتماد، شماره 4365 به تاریخ 23/2/98، صفحه 8 (هنر و ادبیات)
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3902507
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
این نمایش دیدم یک نمایش مفید و مختصر و جذاب
شاید بعضی از حرکات و قسمتها اضافه بود ولی قسمت پشت صحنه خیلی جالب بود روی هم رفته نمایش جالبی بود
فرزاد جعفریان، حمیدرضا مرادی، رضا غیوری و امیر مسعود این را خواندند
سعید حشمتی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای آخر رو دیدم، نمایش کاملا به دو قسمت تقسیم میشد و به نیمه اول صفر از پنج و به نیمه دوم پنج از پنج میدم چون خیلی بهتر از نیمه اول میشد تست بازیگری رو به نمایش گذاشت و مقدمه ی نیمه دوم رو فراهم کرد بدون اینکه لطمه ای به غافلگیری داستان وارد بشه... البته بعضی ایده ها تکراری بودن که احتمالا از نمایش تحت تأثیر به این اجرا رسیده بود.
من از دیشب که اجرا رو دیدم همش دارم به تیکه اول نمایش فکر میکنم که چی میگفتن .... به خاطر همون قسمت اول مجبور شدم به باقی نمایش توجه کنم ببینم چه اتفاقی افتاده ..
اقای کاهانی همیشه ادم رو غافلگیر میکنه مخصوصا قسمت اخر نمایش...
طراحی صحنه عالی بود...
نور خوب بود ... موزیک ورود خیلی خوب و جذاب بود
کلا لذت بردم از نمایش ممنون.و خسته نباشید ...
فرزاد جعفریان، NetHunter، حمیدرضا مرادی و ali sobhani این را خواندند
سعید حشمتی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب این نمایش رو دیدم به نظرم خیلی جالب بود دوربین ها جالب بود نمیدونستم باید بازیگر رو ببینم یا چهرشو توی دوربینا
ریتم نمایش خوب بود یعنی مجبورم میکرد که حتما اجرا رو ببینم ایده های جالبی توی نمایش به کار رفته بود که از تماشا کردنش لذت بردم البته متن رو درست متوجه نشدم ولی در کل از ایده ی این نمایش خوشم اومد
خسته نباشید میگم به عوامل این کار
دیشب نمایش رو به همراه تعدادی از دوستان دیدم و به جز چند دیالوگ که مرتبا به شیوه‌ای مبتدیانه توسط بازیگرها گفته می‌شد چیز دیگه‌ای متوجه نشدیم..اصلا هدف وجود دوربین‌ها یا خزیدن بازیگرها روی ‌زمین چی بود؟ سکوت طولانی ابتدای اجرا و خیلی موارد دیگه حداقل برای من و دوستانی که همراه بودن بدون جواب موند و از اون‌جایی که حتی بازی چشم‌گیری رو هم ندیدیم به شخصه یک ستاره هم برای کار زیاد میدونم.
با توجه به امتیاز تیوال و کامنت‌ها این نمایش رو انتخاب کردم برای دیدن و واقعا از دیدنش پشیمون هستم...بازی‌های نا هماهنگ و متن ضعیف بود به شدت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"Transition"
رفتن از حالتی به حالت دیگر، تغییر...
ایده ترنزیشن که دراین نمایش با فرم اجرا، طراحی صحنه و نورپردازی تعریف شده، ذهن را به وجد میاره، انگار جرقه نوری تو سرت روشن شده باشه؛
ایده و فرم اجرا اونقدر قویه که به نظر من متن رو در سیطره خودش قرار داده، اینکه متن نمایش چقدر با ایده اجرا کار میکنه موضوعی که هنوز بهش فکر میکنم؛
در طراحی صحنه، دو پنجره ترنزیشن عالی کار میکردن، اما نمایشگرهایی که هرآنچه صحنه از نظر دور میکرد رو آشکارا نشون میداد، نمیدونم... صحنه آخر که بازیگران روبروی صحنه طراحی شده قرار میگرفتن و تغییرها رو مستقیم میدیدی (که تاثیرگذاری خیلی زیادی داشت) فکر میکردم کاش به جای نمایشگرها و چهار قاب مجازی، صحنه با یک سکانس نیمه شفاف طراحی میشد که گاهی وضوح بیشتری پیدا میکنه و حضور آدمها رو پشت خودش نشون میده، هرچند که نمایش مجازی ... دیدن ادامه » هم ممکنه ایده تعمدی طراح بوده باشه...
در اجرای دیشب حدود سه بار نقص در اجرا وجود داشت، در نمایشی که ایده خیلی قوی پشت اجرا وجود داره، این نقصها جان نمایش رو میگیره، آدم دوست داره مجموع این فکرهای عالی رو با یه اجرای خیلی قوی روی صحنه ببینه...

. جمع بندی کوتاه:
نمایشی که فضای فکر کردن و لذت بردن از فکر کردن ایجاد می کنه...
واقعا باورم نمیشه این متن رو شما در مورد نمایشی که من امشب دیدم نوشتین. قضاوت نمیکنم اما امیدوارم جانب انصاف رو رعایت کرده باشید
۲۳ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی نمایش جذاب و بامزه ای بود تاکید می کنم بامزه بود چون تا به حال نمایشی با چند پایان بندی با ریتم های متفاوت ندیده بودم
پیشنهاد میکنم ببینید این کار رو و لحظه به لحظه غافلگیر بشید
البته که کار یکسری نقص های کوچک در جزییات داشت ولی ریتم و تکرار مانع از این میشد که بهش فکر کنیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شربت سینه؛ اثری قابل تأمل که مطمئنا هرچه از اجراها بگذرد پخته‌تر خواهد شد، رسول کاهانیِ خلاق، سرور پیروانیِ کامل و ... چه بهتر که از ایده‌های جدید استقبال کنیم تا اینکه «تحت تأثیر» اثر قبلی کارگردان باشیم.