تیوال نمایش شرق دور شرق نزدیک
S3 : 07:04:24
امکان خرید پایان یافته
  ۰۵ مرداد تا ۱۰ شهریور ۱۳۹۶
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۵۰,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان

: حمیدرضا نعیمی
: حامد بهداد، بهناز نازی، کامبیز امینی، کتانه افشاری نژاد، محسن گودرزی، بهار نوحیان، مرجان فریقی

: مشاور کارگردان: شهاب مجدی
: نشاط پور فرهانی
: علی اسدی
: شیدا منوچهری نایینی
: محمد نژاد
: آیدا اورنگ
: امیر خدامی، شقایق جعفری جوزانی
: جواد تنها

: طراح صحنه: رضا مهدی زاده
: الهام شعبانی
: رضا حیدری
: محمدرضا جدیدی
: محسن گودرزی
: کامیار لبافان
: علیرضا عبدالکریمی

ردیف ۱ تا ۴: ۵۰.۰۰۰ تومان
ردیف ۵ تا ۱۴ (باکس وسط): ۵۰.۰۰۰ تومان
ردیف ۵ تا ۹ (باکس کناری): ۴۰.۰۰۰ تومان
ردیف ۱۰ تا ۱۴ (باکس کناری): ۳۰.۰۰۰ تومان
برای روزهای پنجشنبه و جمعه:
باکس وسط ۵۰.۰۰۰ تومان
باکس کناری ۲۵،۰۰۰ تومان
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش شرق دور شرق نزدیک / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش شرق دور شرق نزدیک / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» "شرق دور، شرق نزدیک" سه روز تمدید شد

» آغاز پیش فروش روزهای آخر هفته "شرق دور، شرق نزدیک"

» بهناز نازی با نقشی چندلایه در "شرق دور، شرق نزدیک"

آواهای وابسته

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایشنامه از فرط انباشت مفاهیم و لایه و زیرلایه و زیرمتن و نشانه و کنایه و نقب‌های تاریخی و طعنه‌های سیاسی و... شدیدا متورم شده و با پرگویی و اطناب تا مزر واپاشی "جلو رفته".
چند بخش‌ از متن ذاتا شایان توجه هستند مثل داستان دختری که از زمان حمله مغول‌ها (با اسم بامسمای بی‌نهایت) اومده با اون وجوه تمثیلی و استعاره‌ایش یا قسمت عمده‌ای از مونولوگ آغازین کامران (بهداد) که البته با کش دادن زیاد از تاثیرگذاریش کم می‌شه. اصولا "صَــرف" نمایشنامه خوبه ولی امان و بی‌داد از "نـحـو" اون. کنسرو کردن اون همه مونولوگ و دیالوگ و معنی و مفهوم همسو و ناهمسو کار ساده‌ای نیست و اصلا چه لزومی داره که بخواهیم تمام مفاهیم عالم رو تو هشتاد دقیقه تو حلق مخاطب بریزیم؟
به تجربه برام ثابت شده از هر کاری بشه کلی "دیالوگ ماندگار" استخراج کرد یه جای ... دیدن ادامه » اساسی کار می‌لنگه.
اگر بازی مقبول دوستان بازیگر نبود تحمل کار تا پایان چیزی بیش از صبر ایوب می‌خواست.
:::::
پ.ن: خانم فریقی بودند؟

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
اساسا با نمایشنامه های ایرانی خیلی ارتباطم قوی برقرار نمیشه و تا قبل از این نمایش و شنیدن نظر یک دوست نمیدونستم چرا ! ****

نمایش رو خیلی دوست داشتم ، چقد حرفای زیادی زده شد که هنوز به هضم اولی نرسیده ، دومی و سومی و ... میومد !!! مروری بر تاریخ گذشته ما و حال ما و احتمالا آینده ما ...
من عاشق دکور تاترم ولی این کار هیچ دکوری نداشت اماااااا نورپردازی فوق العاده بود ، چیزی که جای نبود دکور رو گرفت ...
بازی ها خوب بودن ، فقط خوب بنظرم !

**** دوست گفت نمایشنامه های ایرانی ، انسجام ندارن ، معلوم نیست حرف اصلی چیه ... بعد من دیدم آره واقعا ، ( البته در این حدی که من دیدم ) ی جورایی میخوان همه حرف هایی ک تو همه این سال ها دارن رو ی جا بزنن ، بطوریکه همانجور ک گفتم نمیرسی حرفارو هضم کنی ! من واقعا دلم میخواست ی بار دیگ برم و با خودم ی دفتر ببرم و کلی ار حرفایی ... دیدن ادامه » که گفته شد رو بنویسم !!!
رضا بولو این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش از لحاظ مفهومی خیلی سنگینه و ممکنه هر کسی نپسنده سالن خالی بدون دکور و فقط دیالوگ و نور پردازی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عاااااالییی بود اصلا مگه میشه حمیدرضا نعیمی در مقام نویسنده ظاهر بشه و متن بد باشه مخصوصا اینکه یه تلنگری هم به تاریخ داشته باشه
همه چیز عالی از بازی ها اکت ها، طراحی صحنه رضا مهدی زاده، طراحی نور رضا حیدری مخصوصا عمق هایی که تو صحنه با جا به جایی نور ها ایجاد میشد و دیدن این نمایش رو به همه پیشنهاد میکنم
الیسا میم، tayebe toodekesht و هانیه شکری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی کوتاه بر نمایش «شرق دور شرق نزدیک» از «حمیدرضا نعیمی»
تئاتری بی‌چیز درباره همه چیز!
اثری پر مفهوم و سرشار از اکت؛ با طراحی‌های هوشمندانه حرکات، دیالوگ‌ها، بازی‌ها، آوازها و ... که در آن همه چیز در نهایت خود، عالی و بی نظیر و «تمام‌عیار» است.
نمایشی درباره مفاهیم بسیار عمیق انسانی: دروغ، خیانت، بی‌تفاوتی، قساوت، حماقت، حذف و سانسور و چیزهای دیگر. آنقدر این مفاهیم بسیارند که تقریباً با هر دیالوگی بیشتر فکری می‌شویم؛ آنقدر فکری که از چشمخانه‌هامان بی‌محابا اشک سرریز می‌کند.
همه آنچه از یک تئاتر خوب انتظار دارید، در این نمایش به شما تقدیم خواهد شد.
«شرق دور شرق نزدیک» نمایشنامه‌ای است با ژرف‌ساختی فلسفی و روساختی اجتماعی، با چاشنی طعنه‌های طنزآلود تلخ سیاسی. با ارجاعات دقیق در جایی که باید. تئاتری که با نقب به تاریخ دردآلود وطن، با ارجاعات تاریخی، متعلق به امروز و فرزند زمانه خویشتن است. تئاتری از خدا تا پلاسکو از صعود تا نزول. تئاتری پر از حرف، سرشار از انرژی. اثری که فریاد می‌زند؛ هم شما را می‌گریاند و هم می‌خنداند. با تناقضی تاثیرگذار که در شخصیت‌های اصلی روایت هست: کامران و هانا. اثری فخیم، بلند و انسانی درباره «انسان». درامی تراژیک که شایسته چندبار دیدن است.
تنها می‌توانم سر تعظیم فرود آورم و نمی‌توانم که یاد این گفته از برتولت برشت نیفتم:
«به التماس از شما می خواهیم!
در برابر حوادث هر روزه نگویید:
"طبیعی است".
در عصری که آشفتگی فرمانروا و خون روان است!
در عصری که امر به آشوب می کنند!
در عصری که خودکامگی قدرت قانون به خود می گیرد!
در عصری که انسانیت ترک مردمی می گوید...
هرگز نگویید: "طبیعی است".
تا ... دیدن ادامه » هیچ چیز تغییر ناپذیر شمرده نشود.» (استثناء و قاعده/ برتولت برشت)
#زهرا_تقی_زاده
مینا &۱۲ و حامد عبدوی این را خواندند
Captain و الیسا میم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دروغگوها هنوز دروغگو هستند ولی راست گوها دیگه راست نمیگن...
شرق دور شرق نزدیک تلنگر و سیلی نرمی بود که حسابی حالت رو جا میاره
صدف اسمعیل پور و فاضله علیشاه این را خواندند
رضا تهوری و عاطفه حریریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شرق دور شرق نزدیک ، بشخصه شرق نزدیک را به شکل یک گربه لاغر و چرک و مریض دیدم ، گربه ای که حتی اکراه دارم از سر دلسوزی بهش غذا بدم چون میترسم پنجولم بکشه!!!!!
با احترام به همه عوامل اجرا ، شخصا کنجکاوانه برای دیدن بازی حامد بهداد دیدن این نمایش را انتخاب کرده بودم، 16 امرداد 96 در یک جای خوب و مسلط به صحنه نمایش ،صحنه آرایی فضای اجرا زحمتش با ذهن تماشاچی بود ، در ذهن خودم مکان بازیگر را تجسم میکردم گاهی اتاق گاهی هم روی هوا...!!! ، یک اجرای خوب از بازیگران، دیالوگهایی با حجم بالای انتقاد به فضا و زمان حال ، و یک اجرای عالی از حامد بهداد ،
امیدوارم روزی این فضای انتقاد باز و بازتر بشه ، از دیدگاه من هر چقدر فضا جهت انتقاد باز باشه ، جامعه ، ظرفیت انتقاد پذیری بالاتری کسب خواهد کرد و این یعنی یک قدم رو به جلو....
خدا قوت به همه عوامل اجرا....
lilibani، محمدامین، Mesterider، nahid jamshidi، مریم پوپلاوسکی و سپیده seyedan این را خواندند
amaj و کاوه این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تأملی درباب «شرق دور شرق نزدیک»

شرق دور شرق نزدیک، جایی است نه آنجایی و نه اینجایی؛ ناکجاآبادی است برزخ‌گونه میان تمام دو قطبی‌های هستی: از نزاع پیوسته سنت و مدرنیته گرفته تا جدال بی‌پایان عقل و عشق. از سقوط نهفته در هبوطِ آفرینش تا صعود برآمده از تکامل داروینی. از زایایی مادرانی مشرقی تا عقیمی پدرانی (به‌ظاهر) مغربی. از فعالان مدنی رهایی‌بخش زنان تا زنانی رها از فعالیت مدنی. آری، در شرق دور شرق نزدیک، فاصله میان دروغ و حقیقت تا بی‌نهایت است، آنچنان که از سوی بی‌نهایتش به یکدیگر می‌رسند.
شرق دور شرق نزدیک، از هر طرف به شرق می‌رسد و اِشراق. جهانش ناشناخته است و ناشناخته می‌ماند. مردمانِ شرق دور شرق نزدیک را عطش شناختِ جهان نیست، بلکه اِغواگری جهان‌شان را با اِشراق ادراک می‌کنند. جهان را به مثابه معبدی می‌پندارند میان یقین و تردید. معبدی ... دیدن ادامه » که سرگشتگان سنتی‌اَش، اَسرار هستی را از عرفان می‌جویند و سرگشتگان مدرنیته‌اَش، اَسرار گیتی را از داروین. تشابه میان این دو سرگشتگی، سرکَندگی ملّتی است در اَدوار تاریخ. «نهایت» نام دختری است با لهجه‌ای به گستردگی یک سرزمین که به‌دنبال سَر خود می‌گردد؛ سَری که در حمله مغول‌ها از تَن‌اش جدا شده است. و نهایت این بی‌‌سَری را ملّتی میراث‌دار است که تا قیام مشروطه، حتی پس از آن، و شاید تا امروز... در جست‌وجوی سَرِ خویش است. مردمان شرق دور شرق نزدیک از آن زمان، تنها و تنها قلبِ تَنِ بی‌سَرِ خود را مرکزِ ادراکِ جهان ساختند، ادراکی که آن را اشراق‌گونه و با مکاشفه پذیرایند.
شرق دور شرق نزدیک، روایت پرتاب‌شدگی ملّتی است، از زهدانِ تاریکِ تاریخ به جهانی ناشناخته. روایت ملّتی است با تاریخی دَرهم و بَرهم، چرا که اساسا این ملّتِ سَر از دست‌داده، حافظه‌ای برای سپردن تاریخ ندارد. سرزمینی، با تاریخی نانوشته که در آن قجرها همه ظالم بوده‌اند و دیگران همه مظلوم. غافل از اینکه قجرها به پشتوانة همان مظلوم‌نمایانِ تاریخ، قجری کرده‌اند؛ آری، در این سرزمین پیوندی رازگونه و ابدی است میان ظالم و مظلوم. پیوندی ناگسستنی که در طول تاریخِ این سرزمین سانسور شده است و شاید تنها صدای بوق، حساسیتِ تماشاگران را برانگیزد.
شرق دور شرق نزدیک، داستان کودکی است از مادری، خواسته و از پدری، ناخواسته. مادری که در شرق نزدیک نشسته است و تمنّای شرق دور را دارد، و پدری که دل از شرق (چه دور و چه نزدیک) بریده، اما همچنان بر لبه‌های مشرق، پریشان‌گونه تردّد می‌کند. و کودکی در میان جنگِ خواستن و ناخواستن، کودکی که شاید خواستن‌اَش حکمتی خداباورانه تلقی شود و نخواستن‌اَش شکّاکیتی خداناباورانه. کودکی برآمده از سرگشتگی‌های مادر و ناکامی‌های پدر. آری، زندگی و مرگِ کودک سرزمینِ شرق دور شرق نزدیک، وابسته به ایمان مادرانه و کفر پدرانه است؛ تجربة رازگونه‌ای که مردمانِ شرق دور شرق نزدیک، نه از کودکی، که از جنینی خود، در رحمِ مادرشان به آن خو می‌گیرند و تاریخِ نانوشته‌شان را این‌گونه تکرار می‌کنند.
شرق دور شرق نزدیک، حکایت‌کنندة ویرانیِ سرزمینی است، با صلابتی کهن و سستی امروزین، همچون ساختمان پلاسکو. پلاسکویی با قدمت تاریخی، اما بدون هویتی تاریخی. پلاسکویی که سرانجام از موقعیتی بحرانی عبور کرده و به فاجعه بدل می‌شود. پلاسکویی که بازیگران و تماشاگرانش، هر یک به‌قدر خویش در فاجعه‌اش مشارکت می‌جویند. مشارکتی که کسی را از این فاجعه مبرّا نمی‌کند. بازیگران و تماشاگرانی همبسته با یکدیگر که برای فرار از این فاجعه با هر صدایی به سویی می‌دوند، و تنها یک نفر به تقدیرِ تاریخی خود باور داشته و به‌خاطر بارداری‌اش از فرار می‌پرهیزد. مادری که آبستنِ تاریخِ سرزمینِ خود است و خود را جدای از این فرزند (تاریخ سرزمینش) نمی‌پندارد. آری، مادری که به قامت یک زن شرقی و با قدرت زایندگی خود، سرگشتگی‌هایش را به کناری می‌نهد و مؤمنانه بر فرازِ پلاسکویِ سرزمینش می‌ایستد تا آنچه فروریختنی است فرو بریزد.
فهمیدن این نوشته ی شما برای من از فهم نمایش هم مشکل تر بود.
۲۳ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شرق دور شرق نزدیک بیانگر نسبیت رابطه ها برای برهم زدن نوعی طبقه بندی ذهنی است. شرق دور می تواند کشورهای جنوب شرق آسیا باشد نسبت به جامعه ما، یا تاریخ دور ما نسبت به اکنون و الان. با این همه آنچه در نمایش برجسته است نقش تاریخمندی اعمال ما و خودآگاه جمعی در شکل گیری فرهنگ امروز ماست که با همه نقصان ها و کاستی هایی که دارد می تواند ادامه داشته باشد چرا که امکانهایی در آینده برای ما موجود است. کودک که نماد پاکی و دهش و صداقت است نقطه مقابل دروغ و ناراستی است و می تواند جانی تازه در رگ های بی جان روند تاریخی ایجاد کند و غیر از این کودک که نماد پاکی است، دیگران همه محکوم به مرگ خواهند بود...

همه ما بارداریم... باردار اندیشه ها و اعمال و احساساتی که می تواند شرق دیگری را رقم زند و مادام که در راه راستی و درستی باشیم بودنمان معنی دار است و هنگامی که اعمالمان ... دیدن ادامه » در ساختار معیوب حل گردد و نتوانیم اراده بر انجام راستی داشته باشیم بودنمان، بودنی اصیل نیست و مساوی با مرگ و نیستی است...
آیدا اورنگ و Mesterider این را خواندند
farhad riazi، Captain، عیسی سلمانی، آذین حجازی و سعید این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برشت میگه:
کسی که ندونسته اشتباهی انجام میده، مجرمه
و کسی که از اشتباه خودش مطلع، تبهکار

مونولوگ های استثنایی اونم با بازی حامد بهداد (مگه چیزی بهتر از این بهتر میشه؟؟)
نمایشی بود که به قول دوستان بیرون از سالن هنوز دنبالت بود.

مرگ همیشه مرگه، ولی زندگی همیشه زندگی نیست ......

همه چیز فوق العاده، فقط یک مشکل کوچیک بود. اونم وقتی به لهجه صحبت میشه؛ کاش تکیه روی کلمات بیشتر باشه، تا افرادی که آشنایی ندارن بتونن راحت دنبال کنن.(البته اینجا کلمات طوری نبود که کسی متوجه نشه)

در آخر هم یک خسته نباشید جانانه به همه ی عوامل باید گفت.


آیدا اورنگ و مریم زارعی این را خواندند
عیسی سلمانی و آذین حجازی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دنبال کردن تک تک دیالوگ ها ، آشفتگی ذهنی برای پیداکردن پاسخ به همه سوالاتی که با موضوع های متفاوت توی ذهن بیننده نقش میبنده ، اونقدر مشتاقت میکنه که یه لحظه سرت رو برنگردونی ....من این نمایش رو خیلی دوس داشتم فقط انقدر گفتنی هاش زباد بود که کمی انسجام محتوا رو برهم زده بود. با این حال صحنه نمایش اتاق ذهن کارگردانی است که پر از دغدغه های هر روزه ماست . گروه محترم شایا خسته نباشید!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی دور، خیلی نزدیک

نمایش "شرق دور، شرق نزدیک" به نویسندگی و کارگردانی "حمیدرضا نعیمی" بیشتر از آنکه به طرح مسئله ای اجتماعی بپردازد، یک معضل تاریخی را مورد مداقه قرار داده که البته عواقب اجتماعی به بار آورده است. در نتیجه نویسنده نگاه فرازمانی به موضوعیت مورد نقد خود داشته و روابط و مناسبات رخداده در عصر معاصر را بازتاب دهنده آینه واری از عینیتی تاریخی میداند. حمید رضا نعیمی در ابتدای نمایش در سفر به زمانی که به دودمان قاجار دارد با انتخاب یک ساختار کلامی مخیل میخواهد تصویری دیگر و ناشناس از این ایل که در نتیجه یورش مغول ،به ایران مهاجرت کرده اند را نمایان کند و تماشاگر را برای لحظاتی به یافته های متفاوت از این خاندان برساند. حمله مغول به ایران و پیامدهای چندین سال بعد آن در اثر تشکیل سلسله قاجار که منجر به ایرانی مدرن میشود به ... دیدن ادامه » عنوان موضوعی فرامتنی حافظه تاریخی تماشاگر از این سلسله را هدف قرار میدهد. در انکشاف تاریخی بر چیستی این مقوله مسترر در نمایش ( قاجاریه ) شاید تماشاگر لحظات حافظه احساسی خود را که اشتباها نام تاریخی به خود گرفته است را کنار بزند و حاصل پیوند شرق دور با شرق نزدیک را ملموس تر احساس کند. "شرق دوری" که خیلی وقت می باشد که سر "شرق نزدیک" (مام میهن) را بریده است و تبعات این سر ( نمادی از حافظه تاریخی ) گمشده در برهه ای از تاریخ، فراموشی و بی ذهنی و بیگانگی نسبت به خویشتن و سرزمین خویش است.
حمید رضا نعیمی با این نمایش میخواهد تاریخ را به عنوان نشانه ای از سر به اجتماع و جامعه هم دوره و هم عصر خود به عنوان نشانه ای از بدنه و بدن وصلت و جوش دهد. حافظه تاریخی شخصی و فردی که در سیر تحولات درونی باعث تاثیر گذاری بیرونی بر حافظه جمعی شده است شاید اصلی ترین مضمون این نمایش است. در این نمایش نه کارکتر کامران ( با بازی حامد بهداد ) که برآمده و معلول از یک اجتماع بی ارزش پرست در زمینه جعل تاریخ هستند می تواند به مثابه کد نام خود خوشگذران و عیاش باشد و نه هانا ( با بازی بهناز نازی ) می تواند فریادی برخاسته و هم قسم اسم خود از تولید مثل خود مختار زنانه باشد. وضعیت معیشتی هر دو در جامعه زیستی شان از آنها شخصیت هایی دروغین ساخته تا قلب راستی را پیشیه بگیرند. گوئی حقیقت برای این دو پرسوناژ بیشتر در تخیل آنها میگذرد تا در واقعیت و تولید لاشه ای دروغین جز، وظیفه لاینفک آنها شده است.
در این نمایش تماشاگر شاهد انواع جدال های مزدوج می باشد. جدال بین راستی و دروغ، بین سیاهی و سفیدی، بین وجدان بیدار و وجدان خاکستری، بین سواد عوام و بی سوادی خواص ( دکتر روانپزشک ) که لحظه ای بین آنها افتراق نیز نمی افتد. این جفت های نامتجانس، مدام در قواره های همگن با حرکت و کنش های روانی و جسمانی به هم می پرند و مدام از دالان تاریکی ها به روشنی ها عزیمت میکنند و همین دروغ های نهفته تا صداقت های مصلحتی و عذاب وجدان های خاکستری، روان های پریشان خاطر از دیگری و از خود را شکل میدهد روان های ناشناس اجتماع را به مبارزه می طلبد.
آدم های نمایش "شرق دور، شرق نزدیک" نه کاملا سفیدند، نه کاملا سیاه و نه کاملا خاکستری. شخصیت های تمثیل واری که بنا به موقعیت های مختلف هم میتوانند قهرمان ( پروتاگونیست مدرن ) باشند و هم ضد قهرمان (آنتاگونیست )، و در دنیای استعاره ای و بی چیز کارگردان جلوه ای از چیستی وارونه و سرخورده خود را رمزگشایی میکنند. دنیای که بدن بازیگر و ژست هایش به همراه واژه های کنایه آمیز او، تمام پیکره نمایش را تشکیل دهد و این شرق نزدیک بی سر را سر پا نگه میگدارد. کارگردان تماشاگر را به همراه جامعه تشکیل داده اش به تخیل وا میداردی که با بسیاری از واقعیت های هماره آشنا برای او مغایرت و سوال بر انگیز است. کارگردان می خواهد شبحی از یک صندلی، شبحی از یک قهوه و ... را برای اجتماع تماشاگران حاضر را در سالن به صورت واقعیت در آورد و از آن تاریخ سازی کند!
کارگردان با نگرش متفاوت جنین ( جعل ) را به عنوان نمادی از هر چیز پوشیده و البته مرده در گور می داند که با پرده برداری از این حرام نازاده دروغین ( نا مشروع بودن پدرانگی و مادرنگی اش )، آن را عاملی بر سقوط و هبوط انسانیت فرض میدارد. سقوطی که متقارن میشود با اضمحلال (collapse) ساختمان پلاسکو بر کالبد جامعه ای بی انصاف. جامعه ای که در تنگنای ظلمانی خود ساخته اش هیپونیزم وار به دنبال روزنه ی امید و کور سوی نوری میرود بی آنکه قدر عافیت روزگار رقص خلسه وار تفکر ( بین تاریکی و روشنایی بودن ) را بداند.

http://www.armandaily.ir/fa/news/main/193440/%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%DB%8C
ممنون از نقد جالبتون. چون من واقعا در تمام طول نمایش حتی پلک هم نمی زدم که منظور نمایش رو بفهمم ولی در آخر واقعا گیج و منگ سالن رو تر ک کردم که چی قرار بوده به من بگه. ولی خوندن نقدتون خیلی کمک کننده بود.
۱۴ مرداد ۱۳۹۶
اردشیر عزیز و بزرگوار، لطف شما همیشه شامل حالم شده و من قدر دان همیشگی مهرورزی ات بوده ام.
امیدوارم که این اشتراک، پنداره ای صحیح بوده باشد و همچنان شاگردی میکنم.
۱۸ مرداد ۱۳۹۶
اختیار داری رفیق اندیشه ورزم... اندیشه و تفکر در قلم ات متجلی است
۱۸ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شرق دور، شرق نزدیک نسبت به آثار گذشته‌ی آقای نعیمی، اثری شخصی‌ست و می‌توان گفت نقش آقای نعیمیِ نویسنده به آقای نعیمیِ کارگردان می‌چربد. زیرا برخلاف نمایش‌های سقراط و ترور که سرشار از خلاقیت‌های نمایشی و کارگردانی بودند، این اثر چنین تجربه‌ی شگرفی را به مخاطبش ارائه نمی‌دهد.
اگر چه با قصه‌ای چندلایه و مرموز مواجهیم که دیالوگ‌های اثرگذاری دارد، اما برقراری ارتباط با آنها دشوار است. چرا که با مجموعه‌ای از گفت و شنودها و اکت‌هایی مواجهیم که در نظر اول ارتباط چندانی با هم ندارند و خسته کننده و مغشوش به نظر می‌رسند. حس لامکانی و لازمانی که نمایش در صدد شکل‌گیری آن بود در ابتدا برایم نامحسوس بود و درک اتمسفر نمایش در لحظات انتهایی نمایش برایم میسر شد. بازی ها به جا و پخته به نظر می‌رسیدند که نشان از تمرینات طولانی مدت گروه هنروران است. بخصوص ... دیدن ادامه » آقای گودرزی و خانم نوحیان در ایفای نقش خود درخشیدند. علی رغم انتقاداتی که به این اثر وارد خواهد بود، پیچشِ داستانی و همچنین صحنه‌ی پایانی نمایش بسیار دیدنی و حائز اهمیت است.
پس از تماشای نمایش به این موضوع فکر می‌کردم که کاش آقای نعیمی در اجرا نشدن این اثر توسط سایر کاگردان‌ها ممارست نمی‌کردند تا در اجرای سایر هنرمندان، بازخوردهای عمومی را مدنظر می‌گرفتند و شاید در نوشتن برخی دیالوگ‌ها و فضاسازی‌ها تجدیدنظر می‌کردند تا مخاطبان بیشتری را با زبان فصیح‌تر با خود همراه می‌کردند.
پوریا، آیدا اورنگ و الیسا میم این را خواندند
باربد، رضا تهوری، Captain، عیسی سلمانی و آذین حجازی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن خوب، متن درگیر کننده، متن عالی

و بازی واقعا خوب
و چیدمان صحنه بسیارساده که خیلی هوشمندانه بود
چون بدون کوچکترین هیچ حواس پرتی غرق در متن گیرا حمیدرضا نعیمی می شوید.
و البته نورپردازی عالی و هوشمندانه
آیدا اورنگ و عیسی سلمانی این را خواندند
آذین حجازی و پانته‌آ کبریایی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مونولوگ ها، دیالوگ ها، نورپردازی، ارجاع ها، طعنه ها و شیطنت های آشکار و پنهان، همه ویژگی های نویسندگی و کارگردانی جناب حمیدرضا نعیمی است. کِیف می کنی از جملاتی که تا مدت ها، ذهنت رو درگیر می کنه.. سالن رو ترک می کنی، اما اونا دنبالت میان و مدام می زنن رو شونه ات ، بهت یادآوری می کنن: حواست هست؟! ای بابا تو هم که ...
اوایل اجرا، نورپردازی طوری طراحی و اجرا می شه که برای لحظاتی، نیمی از صورت هانا و نیمی از صورت کامران دیده می شه ... این ظن می ره که این دو سر و همسر، مکمل هم خواهند بود یا شاید همه ،نیمه ای تاریک داریم ... ؟
اما تمام وجود آتشنشان غرق در نوره... بعید می دونم این طراحی ها فکرنشده و اتفاقی باشه ...
روانشناسی که هیچ از هیچ نمی داند جز رشته ی خودش؛ چیزهای جسته گریخته ای هم که می داند، ناقصند و از "شنیده"هایش ... اهل کتاب و خواندن و جستن نیست ...

این ... دیدن ادامه » نمایش رو باید روی نگاتیو آورد ... حیفه در آرشیو تاریخ تئاتر ایران نباشه ...

متاسفانه، در اجرای دیشب (9 مرداد) خانم مرجان فریقی روی صحنه نبودند ... نمی دانم نقش مکمل در پشت صحنه داشتند یا غایب بودند.
خانم فریقی دیشب (۱۲مرداد) هم روی صحنه نبودند و توضیح ندادن در این مورد در آخر نمایش برخورنده، از خانم اورنگ مشاور رسانه ای گروه انتظار توضیح دارم. سپاسگزارم
۱۳ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش میشد مردم بیشتر به سینما و تئاتر میرفتند.همونطور که دوست داریم.اهنگ مورد علاقمنونو بار ها گوش بدیم منم دوست دارم این تئاتر بار ها ببینم.
عیسی سلمانی این را خواند
سمانه، Positron و آذین حجازی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمایش را روز جمعه دیدم
اثری متفاوت است. هنوز دارم به نمایش فکر می کنم. هیچ عامل فریبنده ای در نمایش نیست. من کارهای گروه تئاتر شایا را دنبال می کنم و مطمئن هستم این گروه نمایش خیلی با حساب و دقت کار می کنن. بازی ها خیلی خوب است و نور و فضاسازی. دیالوگ ها شما را به فکر وادار می کنند. کار عجیبی است که شما را به فکر وادار می کند و اگر دوست دارید نمایش عجیبی ببینید این اثر را از دست ندهید
رضا قاسم پور و عیسی سلمانی این را خواندند
آذین حجازی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فلسفه ، مرگ ، زندگی ، شرق دور ، شرق نزدیک و هزاران حرف در ۸۰ دقیقه عشق بازی
عیسی سلمانی این را خواند
آذین حجازی این را دوست دارد
:/
۰۷ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

شمااگردنبال یه چیزسرراست هستید میتونید بشینید توخونه تون پای تلویزیون وسریال های سرراست تلویزیون روببینید
چرامیرید تئاتر تماشامیکتید؟
خیلی جالبه شخصا"موضع گیری تونو درمقابل چهارتاتعریف درک نمیکنم .
دوستان اگرمدعی تئاتربینی هستید میدونید که روی صحنه بردن یک کارباچه زحمتی انجام میشه وتبلیغ جزو لاینفک جلب تماشاچیه
پس سم پاشی نکتید
اجازه بدید تویک فضای غیرمسموم نظرخودمونوبنویسیم
عیسی سلمانی این را خواند
نیلوفر و آذین حجازی این را دوست دارند
:))
۰۷ مرداد ۱۳۹۶
:)
۰۹ مرداد ۱۳۹۶
Nita
=)) امیدوارم منظور شما از فضای "غیر مسموم!" فضای چاپلوسی و روشنفکر نمایی نباشه
۱۳ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام خدمت دوستان ممنون میشم اگه یه نفر یه توضیح کوچیک که دقیقا این نمایش چی میخواست بگه رو برای من تشریح کنه.چون من دیدم و خیلی سعی کردم یه چیز سر راست از توش در بیارم ولی نتونستم و همین باعث شد نتونم درک کنم کل کار رو..ممنون میشم یکی بهم بگه.با تشکر
جناب شیر محمدی تا الان 32 نفر نمایش رو دوست داشتن یعنی ارتباط کامل برقرار شده امیدوارم از این 32 نفر 2 نفر جواب سوال شما رو با ارایه مستندات بدن!
۰۷ مرداد ۱۳۹۶
سلام امیدوارم قسمت شه ببینی...تو تیوال قسمت آواها خود کارگردان صحبت کردن در مورد نمایش..که اگه گوش کنین شاید دیگه خودتون رو شوربخت خطاب نکنین..موفق و پیروز باشین
۱۱ مرداد ۱۳۹۶
سلام
احتمالا تا الان نقد آقای "راقب کیانی" رو خونده باشید. در همین صفحه.
خواستم چند خطی از برداشت هام براتون بنویسم، ولی با خوندن نقد ایشون، ترجیح میدم همون مطلب رو معرفی کنم خدمتتون.
مبسوط و به دور از سلیقه شخصی، بهش پرداختند.
آرزوی شادکامی براتون ... دیدن ادامه » دارم.
۰۵ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید