تیوال نمایش سیستم گرون هلم
S3 : 23:21:23
امکان خرید پایان یافته
  ۱۴ بهمن تا ۲۵ اسفند ۱۳۹۳
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: جوردی گالچران
: علیرضا کوشک جلالی
: الهام پاوه نژاد، سینا رازانی، امیرحسین رستمی، رضا مولایی

: ایمان یزدی
: رها شیرازی
: امیر قالیچی (تیاتر بازها)
: مهرانگیز قهرمانی
: امیر خدامی

 این نمایش در تیرماه ۱۳۹۳ در سالن نیاوران اجرا شد و مورد استقبال تماشاگران جای گرفت
» برگه تیوال آن اجرا همراه با عکس، گفتگو و نظر تماشاگران

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش سیستم گرون هلم / عکاس: مهدی اسماعیلیان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش سیستم گرون هلم / عکاس: کیارش مسیبی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» اجرای خیریه نمایش «سیستم گرون هلم»

» «سیستم گرون هلم» میزبان حمید امجد و شبنم مقدمی شد

» داوود میرباقری نمایش «سیستم گرون هلم» را افتتاح می کند

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
(این نوشته شامل هیچگونه نقدی بر این اجرا نیست و خواندنش احتمالا سودی به حال شما ندارد. پس میتوانید وقت خود را صرف کار ارزشمندتری کنید! این را نوشتم چون حس کردم که باید می نوشتم. با تشکر)

به بهانه ی سیستم گرون هلم

و بعد از ماه ها من دوباره دارم مینویسم! سلام.
میگن عشق اگه واقعی باشه نمیتونی ازش فرار کنی! راست میگن! یه مدت همه چیز و همه کس رو ول کردم، خواستم تئاتر و نوشتن رو واسه همیشه بزارم کنار. نشد! نتونستم! آخه باید احمق باشی که خودتو داوطلبانه از بزرگترین لذت های زندگیت محروم کنی! و من شاید هرچی باشم ولی احمق ... نه!
چند وقتیه که خیلی آروم برگشتم سر تئاتر دیدن، شنبه هم نوبت سیستم گرون هلم بود. آخه واسه ی اجرای قبلی قرار بود برم، بلیطشم گرفته بودم ولی ... نشد! حس کردم اگه این دفعه هم نرم دیگه خیلی دلم میسوزه!
نمیخوام درباره ی خود نمایش حرف بزنم (راستش هنوز تو حال نقد نوشتن نیستم.) ولی همیشه اعتقاد داشتم که تئاتر دیدن یه پروسه است و چندین مرحله داره : قبل از تئاتر، خود تئاتر، بعد از تئاتر. خب بزارین بگم این پروسه ام چطور بود: :)

قبل از تئاتر:
با دوستم دوتایی قرار بود بریم، آخه خواهرم که همیشه همراهمه اجرای قبلی رو دیده بود (بلیط منو هم به دوستش داده بود و با هم رفته بودن.) در ضمن اون روز هم گرفتار بود و نتونست بیاد.
قرارمون تو مترو بود. دم خونه سوار تاکسی شدم واسه مترو. سرم به فکرای خودم گرم بود که شنیدم مرد مسن راننده داره به خانومی که کنارم نشسته میگه: "خانوم معلومه خیلی خسته ای ها!" آره. خانوم جوونی که کنارم نشسته بود خیلی خسته به نظر میومد. حتما از سر کار برمیگشت و با توجه به مانتوش که چندتا نوار روی آستیناش دوخته شده بود احتمالا توی یه شرکت هواپیمایی کار میکرد. از حرفاش با راننده هم میشد فهمید که از درآمد و اوضاع مالی و زندگیش خیلی راضی نیست و فهمیدم بجز جسمش روحشم خسته است!
برام سخته که آدما رو ناراحت ببینم اما من چیکار میتونستم بکنم؟ فقط یه راه به ذهنم رسید. وقتی رسیدیم به ایستگاه مترو و پیاده شدیم، رفتم کنارش و با نوک انگشت، زدم روی شونه اش، برگشت و گفت: "جانم؟" یه دونه آدامس از توی کیفم درآوردم و دادم بهش. تشکر کرد و منم دویدم و رفتم. همیشه باور داشتم که خوراکی آدما رو خوشحال میکنه! اینم تنها خوراکی ای بود که تو کیفم داشتم! در ضمن، محبت از سمت یه غریبه هم حس خوبی داره، مگه نه؟!
*
با مهسا (دوستم) توی راهروی تئاتر باران وایستادیم تا اجرا شروع بشه و دارم باهاش حرف میزنم که میبینم به کی پشت سرم سلام میکنه. عجیبه! اون که کسی رو اینجا نمیشناسه! قبل از اینکه برگردم، میشنوم که اون آدم جواب سلامشو میده و حس میکنم دیگه احتیاجی به دیدن چهره اش ندارم. نوید محمدزاده صدای مشخصی داره! داره از سالن خارج میشه که منم سلام میکنم. جوابمو میده و بعد تازه منو میبینه و دوباره سلام میکنه. این بار گرمتر! چه حس خوبیه که سلام تو یه کم لحن دوستانه تری نسبت به بقیه داشته باشه! فقط یه خسته نباشید میگم و خیلی زود میره. خدا حفظش کنه.

خود ... دیدن ادامه » تئاتر:
گفتم نقد نمیکنم پس بذار دلی بگم. دوستش داشتم! منو درگیر کرد. پیچیدگی داشت! معما داشت! (مگه چیزی بهتر از معماهای درگیر کننده هم توی دنیا هست؟!) بالا و پایین داشت، و همینطور، بازیهای خیلی خوب!
شوکه کننده هم بود! البته اون شب بیشتر از هرشب! چون همون اوایل اجرا، یکی از پروژکتورها ترکید! یعنی به معنی واقعی کلمه ترکید! یه صدای وحشتناکی داشت که ما که ردیف اول نشسته بودیم تا چند دقیقه منگ بودیم! بازیگرهای بنده خدا هم چند لحظه موندن! ولی خب خدا رو شکر خیلی زود یه پروژکتور دیگه رو روشن کردن و سمت راست صحنه هم دوباره روشن شد.
وای که جدیدا چقدر جذب بازی امیرحسین رستمی شدم!! البته میدونم چرا. آخه بعد از مدت ها من یه سریال ایرانی از تلویزیون دیدم به اسم "آخرین بازی" اونم به خاطر اینکه مهران ضیغمی عزیز دلم توش بازی میکرد. آخه مهران از همکلاسیامه که جدیدا به خاطر همین درگیریا کمتر دانشگاه میاد و خیلی وقت بود درست ندیده بودمش. و این پسر ماهه! یه دوست فوق العاده که لنگه نداره! هیچوقت یادم نمیرم سر یکی از متنام که میخواستم تو یه جشنواره ای اجرا برم بنده خدا چقدر کمکم کرد و آخرم کارم نشد که نشد!
به هرحال، داشتم میگفتم. آقا ما این سریال رو دیدیم، امیرحسین رستمی هم یه نقشی گرفته بود، دقیقا از همون کاراکترایی که من همیشه تو فیلما جذبشون میشم! یه آدم باهوش که کارای بد میکنه ولی خیلی هم آدم بدی نیست و توی ذاتش یه خوبی هایی داره! از اون کاراکترهایی که توی فیلم معمولا کسی دوستشون نداره ولی من حسابی ازشون خوشم میاد! معمولا خیلی از این مدل کاراکترها توی فیلم و سریال های ایرانی نداریم ولی خب سیاوش رستمی همچین آدمی بود (تقریبا!) و منم ازش خوشم اومد و توی این کاراکترهاست که بازیگر میتونه جولان بده و تازه میفهمی چقدر بازیگره! پس از اون به بعد شد که گفتم دم امیرحسین رستمی گرم!

بعد از تئاتر:
انقدر حس خوبی از اجرا داشتم که میخواستم جبرانش کنم! همیشه دوست دارم خوبی هایی که جهان (یا زندگی) بهم میکنه رو بهش برگردونم! پس خواستم یه جوری برای بازیگرها جبران کنم! ولی نمیدونستم چطوری؟ هیچی نداشتم تا بهشون هدیه بدم و آدامس هم این بار جواب نمیداد!
یادم افتاد که بغل سالن باران یه سوپریه! پس رفتم و چهارتا آب پرتقال خریدم! یادتونه که! خوراکی آدمها رو خوشحال میکنه! تازه، بعد از اجرا باید تشنه هم باشن!
با دوستم وایستادیم دم در و آبمیوه ها رو هرچند به شکل های مختلف، اما بالاخره بهشون دادم. امیرحسین رستمی که از همه زودتر اومد و انقدر عجله داشت که من فقط پریدم جلو و صداش زدم و آبمیوه رو زاارت(!) دادم دستش! بنده خدا تا چند ثانیه مات و متحیر مونده بود و تشکر کرد و رفت. (البته فکر نمیکنم جرات کرده باشه که بخوردش! احتمالا فکر کرده مسمومش کردم!!) :)))
یا الهام پاوه نژاد که آروم و ساکت فقط تشکر کرد.
یا سینا رازانی و رضا مولایی عزیز که خیلی خوشحال شدن و رضا مولایی حتی تو فکر این بود که کاش یه چیزی بود که میتونست یادگاری نگهش داره!!
خیلی حس خوبی بود! اینکه شده واسه چند ثانیه خوشحالشون کردم و باعث شدم لبخند بزنن!
آره، شاید کارم همونطور که خواهرم گفت کار خوبی اما بچگانه بود! ولی چرا محبت کردن ساده و بی منظور، از طریق یه کار بامزه و دوست داشتنی، فقط باید مختص بچه ها باشه؟!
به هرحال، اونا که حس خوبی داشتن، منم که هنوزم حس خوبش توی وجودم مونده! پس بقیه چیزا بی اهمیته!

*
چقدررررررررررررررر من حرف الکی زدم! نمیدونم کلا قصدم از نوشتن اینا چی بود؟! فکر کنم میخواستم شما احساس خوشحالی کنین که من این چند وقت نبودم! :)
کلا عمل نوشتن خوبه دیگه، نه؟! حتی اگه کسی نخونه! اصلا چرا باید کسی وقتشو سر این تلف کنه؟! این همه نوشتم، پس دلم نمیاد پاکش کنم ولی الان میرم اولش یه جمله میزنم که کسی وقتشو تلف نکنه!! آره!
ولی اگه همه ی اینا رو خوندی، لطفا یه نشانی از خودت به جا بزار که بفهمم از منم دیوونه تر پیدا میشه! :))
دوستتون دارم همه ی آدمای دنیا . لطفا شاد باشید، خب؟ :*
:)
۲۶ اسفند ۱۳۹۳
نیلوفر اندازه ی همون خوراکی‌هایی که آدما رو خوشحال میکنه، دیدن اسمت تو تیوال منو خوشحال کرد :)

بهار و سال خوبی داشته باشی عزیز جان با حال خوش :)
۲۰ فروردین ۱۳۹۴
@حمایت از حیوانات: ممنون عزیزم. تو هم موفق باشی :)

@بهار بانو: ممنون عزیز دلم :*
تو هم سالی خوب، سرشار از شادی و هیجان انگیز داشته باشی! )
۲۱ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی دوست داشتم این نمایش را ببینم. امیدوارم در فروردین۹۴ هم اجرا شود.
عمو فرهاد قصه ها این را خواند
مرتضی عبدی این را دوست دارد
سروناز جان من دیشب این نمایش را دیدم به نظر من قشنگ بود اگر دوباره اجرا شد حتما ببین عزیزم
۲۵ اسفند ۱۳۹۳
البته دی وی دی این تئاتر هم اومده می تونید از بتهوون یا بقیه فروشگاه های محصولات فرهنگی تهیه کنید
۲۵ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود
من نمایش رو دیدم. خیلی از داستان نمایش خوشم اومد. بازی بازیگران هم پر احساس و هم بسیار دلنشین بود. شاید میشه گفت همه ما به نوعی قربانی این سیستم کاری هستیم. به هر حال پیشنهاد می کنم دیدن این نمایش رو از دست ندید. چون هم شما رو می خندونه، هم به فکر فرو می بره و حتی گاهی دیدگاه خودتون در مورد افراد پیرامونتون به قضاوت میکشه. به نظر من همزمان با دیدن نمایش یک سری چالش هایی در درونتون به جریان میفتن که جای تامل دارن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بوود عاالی بازی ها فوق العاده حرفه ای بازی هیچ بازیگری نقص نداشت و موضوع اقتباس شده نو کار عوامل خیلی خوب بود نمایش بسیار زیبا حتما شانس تماشای سیستم گرون هلم رو از دست ندید
لایک به "حمایت از حیوانات".
۲۴ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من برای پنج شنبه ۲۱ اسفند اجرای ۲۱:۳۰ رو رزرو کرده بودم پرداختم هم نهایی شده بود و برام اس ام اسش هم اومد .امروز از اون سر تهران کوبیدیم با شرایط خیلی بدی که ازش میگذرم به نمایش رسیدیم اونوقت جلوی در به ما میگن امشب فقط اجرای ساعت ۲۰ رو داشتیم و اشتباه از تیوال بوده که خرید ۲۱:۳۰ رو توی سایت گذاشته! به ما هم ربطی نداره و مشکلتون رو به تیوال بگین ! یه شماره هم داد به اسم تیوال که با این تماس بگیریم که متاسفانه اون رو هم کسی جواب نداد!چند نفر دیگه هم مثه ما علاف شده بودن.
واقعا زبان قاصره از این همه ناهماهنگی و بی نظمی! نه واسه وقت مردم ارزش قائلین نه واسه پولشون!یعنی یه اس ام اس نمی تونستین بفرستین به اونایی که این سانس رو خرید اینترنتی کرده بودن؟!!!
حتما بعد از این هم باید کلی بدوییم و پیگیری کنیم که پولمونو پس بگیریم؟!!عجب بدبختی داریما!!!!
متاسفانه نمیدونم چرا بین عوامل این نمایش و تیوال اینقدرررر مشکل وجود داره
تعجب میکنم از اینکه عوامل ترجیح میدن دو ردیفشون رو اختصاص بدن به سایت دیگری که تقریبا هیشکی نمیشناسه و من خودم حتی ظهر اجرا هم چک کردم همش خالی بود تا اینکه به تیوال بدن و حتی مدتی ... دیدن ادامه » کلا فروش رو از تیوال برداشتن
دیگه اینی که شما گفتین شاهکار ماجراس
من شخصا به خاطر آشنایی که با عوامل داشتم از فروش غیر تیوال خبر داشتم و ظهر اجرا ازون سایت خرید کردم ولی دلم میسوزه برای کسایی که بخاطر مشکلات دو طرف نه تنها از اون دو ردیف خالی خبر ندارند بلکه از دیدن نمایش هم اینجوری محروم میشن
واقعا چرا؟!!!!!
۲۲ اسفند ۱۳۹۳
درود بر شما
سرکار خانم گوهری
ضمن عذرخواهی از بابت مشکلاتی که برای شما ایجاد شده و عدم اطلاع رسانی به شما بابت نبود اجرا در سانس دوم، این مورد حتما بررسی و پیگیری خواهد شد و روز شنبه با شما تماس گرفته خواهد شد.
با سپاس از شما
۲۲ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


اجرای نمایش کوشک‌جلالی از امروز دوباره آغاز می‌شود


نمایش «سیستم گرون هلم» به کارگردانی علیرضا کوشک‌جلالی اجراهای خود را از چهارشنبه 20 اسفندماه در تئاتر باران ادامه می‌دهد.

این نمایش که به دلیل فوت پدر الهام پاوه‌نژاد یکی از بازیگران اثر متوقف شده بود، به درخواست این بازیگر از چهارشنبه 20 اسفندماه در تئاتر باران مجددا آغاز خواهد شد.


الهام پاوه‌نژاد، سینا رازانی، امیرحسین رستمی و رضا مولایی بازیگران این نمایش‌اند.

نمایش «سیستم گرون هلم» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی تا 25 اسفند ماه سال جاری ساعت ۲۰ در تئا‌تر باران واقع در خیابان انقلاب، فلسطین جنوبی، پلاک ۲۹۲ به صحنه می‌رود. علاقمندان می‌توانند برای یپش فروش و رزرو بلیت این نمایش با شماره ۰۹۳۲۹۵۰۴۸۲۰ تماس بگیرند.
سیستم گرون هلم را پسندیدم. آشکار شدن زوایای پنهان و منفی انسانها بعد از نمایش اولیه ظاهر های آراسته شان ،زمانی که بخواهند به هر صورت ممکن به سیستمی وارد شوند،برای باقی ماندن در موقعیت به ظاهر مناسب فعلی، به هر کاری دست می زنند .... دیگر ظاهری آراسته وجود ... دیدن ادامه » ندارد
۲۴ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ادامه اجرای «سیستم گرون هلم» از 20 اسفندماه
نمایش «سیستم گرون هلم» به کارگردانی علیرضا کوشک‌جلالی اجراهای خود را از چهارشنبه 20 اسفندماه در تئاتر باران پی می‌گیرد.

این نمایش از چهارشنبه 20 اسفندماه در تئاتر باران مجددا آغاز خواهد شد.

این اثر، نوشته جوردى گالچران است که ترجمه آن را علیرضا کوشک‌جلالی بر عهده داشته است.

«سیستم گرون هلم» بر اساس یک اتفاق واقعی نوشته شده و بسیار دقیق مشکلات زمان را به تصویر می‌کشد و سیستم درنده خو و ضد انسانی بازار کار و به نوعی هم جامعه بشری را کالبد شکافی می‌کند.

الهام پاوه‌نژاد، سینا رازانی، امیرحسین رستمی و رضا مولایی بازیگران این نمایش‌ هستند.

نمایش «سیستم گرون هلم» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی تا 25 اسفند ماه سال جاری ساعت ۲۰ در تئا‌تر باران واقع در خیابان انقلاب، فلسطین جنوبی، پلاک ۲۹۲ به صحنه ... دیدن ادامه » می‌رود.
» تا ۲ پاسخ


روابط عمومی تیاتر باران این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای بانو الهام عزیز

گردونه را بگردان و معنای مرگ را ملامت کن .........
باشد که پلک هیچ پنجره ای حتی در مشایعت مرگ نیز گشوده نشود ........

روحشون شاد،یادشون سبز
برای همیشه
زهرا و عاطفه این را خواندند
آیدا طاهرزاده، روابط عمومی تیاتر باران و آیدا خمان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای این نمایش در در روزهای ۱۷ ، ۱۸ و ۱۹ اسفندماه لغو شده‌است.
دوستانی که درخواست جابجای بلیت خود را با روز دیگری دارند با شمار‌ه‌ی 02166030056 تماس بگیرند با ایمیلی به پشتیبانی تیوال به نشانی support@tiwall.com دربرگیرنده شماره پیگیری، شماره کارت و نام صاحب کارت، بلیت خود را لغو فرمایند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همینک آگاه شدیم با نهایت تاسف پدر بانو الهام پاوه‌نژاد در گذشتند.
تیوال این رویداد تلخ را به این هنرمند ارزنده و جامعه هنرمند و هنردوست تسلیت می گوید و برای روح ایشان آرزوی آرامش دارد.
در همین راستا این نمایش امروز اجرا نشد و در دو روز آینده نیز اجرا نخواهد شد و از روز چهارشنبه ۲۰ اسفندماه از سر گرفته خواهد شد.
همه خریداران این سه روز می توانند با تماس با شماره 66030056 خرید خود را جا به جا نموده و یا با فرستادن کد پیگیری / شماره کارت / نام صاحب کارت خود، هزینه بلیت خود را دریافت فرمایند.
روحشان شاد...
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
دیروز من رفتم که نمایش رو ببینم و اونجا متوجه شدم.تسلیت به خانم پاوه نژاد عزیز.بی صبرانه منتظرم این نمایش رو ببینم
۱۹ اسفند ۱۳۹۳
مرگ پدر بزرگوار خانم پاوه نژاد رو تسلیت عرض می کنم. روحشان شاد
۱۹ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«گرون هلم» نمایشی روانکاوانه است
گفت وگو با «الهام پاوه نژاد»، بازیگر نمایش «سیستم گرون هلم»

نویسنده: احمدرضا حجارزاده

«الهام پاوه نژاد» از آن دست بازیگرانی است که با وجود وسواس و گزیده کاری، همیشه پرکار و به همان نسبت محبوب بوده است. عموم مردم او را به عنوان بازیگر و به ویژه در آثار تلویزیونی می شناسند. حال آنکه پاوه نژاد در هر سه مدیوم تئاتر، سینما و تلویزیون فعالیت های موفقی داشته است. گرچه چند سالی است قدم از دنیای بازیگری فراتر گذاشته و برحسب علاقه اش به ادبیات و شعر معاصر، در این زمینه نیز تجربه هایی رقم زده است. از جمله انتشار آلبوم «کجاست خانه باد؟» که خوانش اشعار فروغ فرخ زاد با صدای پاوه نژاد است و آبان ماه امسال به بازار آمد. اما بهانه ما برای گفت وگو با او، اجرای مجدد نمایش «سیستم گرون هلم» به کارگردانی «علیرضا کوشک جلالی» است. این نمایش، ابتدا تابستان امسال در فرهنگسرای نیاوران اجرا شد و پس از آن نیز اجراهایی در شیراز و اصفهان داشت. اکنون تماشاخانه تازه تاسیس «باران»، با اجرای این نمایش خود را به دوستداران هنرهای نمایشی معرفی کرده است. در گپ وگفت با الهام پاوه نژاد، علاوه بر تجربه بازی در این نمایش، درباره علاقه اش به ادبیات، انتشار آلبوم اشعار فروغ و سروده های کوتاه خودش حرف زدیم.
شعرگویی امروز من ریشه در گذشته دارد. این ریشه برمی گردد به استاد نازنینم «محمدابراهیم جعفری» که آموزه های ایشان در کلاس های پیش و پس از کنکور نطفه نوشتن را در ذهن من کاشت. ایشان شاعر و نقاشی هستند که از پیش از ورود به دانشگاه تا امروز همچنان شاگرد ایشان بوده و هستم. خیلی از دریافت ها و داشته های هنری ام را مدیون نگاه شاعرانه ایشان هستم

بخشی از موفقیت نمایش «سیستم گرون هلم» مدیون نمایشنامه جذاب آن است. نظرتان نسبت به این نمایش چیست؟ فکر می کنید چه ضرورتی باعث می شود نمایشی چند ماه پس از اجرا در نیاوران در سالن دیگری روی صحنه برود؟
یکی از مهم ترین ویژگی های کار به عنوان بخش عظیمی از وظیفه کارگردانی اثر، انتخاب متن است. متن نمایش آنقدر قدرتمند و به روز است که می توان مدت های طولانی آن را اجرا کرد. در این اجرا با چهره ها و واکنش های مختلفی از سوی آدم ها روبه رو می شویم که نشان می دهد انسان معاصر برای تصاحب قدرت به هر راهی تمسک می جوید. واقعیت این است اگر از این جنس کار پشتیبانی و حمایت تبلیغاتی و تولیدی خوب بشود، می تواند یک سال اجرا برود. وقتی تابستان امسال برای بازی در این نمایش دعوت شدم و برای نخستین بار متن را خواندم، واقعا شگفت زده شدم.

پیش از این نمایشنامه را نخوانده بودید؟
خیر، نخوانده بودم. این یک متن اسپانیایی بود که تا به حال ترجمه نشده و آقای کوشک جلالی متن را از آلمانی ترجمه کردند. وقتی متن را خواندم، مانند تماشاگری که الان به دیدن کار می آید، جا خوردم. خب متن و نقش را خیلی دوست داشتم و پس از رضا مولایی، دومین بازیگری بودم که به گروه نمایش اضافه شدم. به مرور با شیوه و نگاهی که آقای جلالی داشتند، تیم خیلی خوبی کنار هم چیده شد. دیدگاه ایشان بیشتر بازیگرمحور است تا کارگردان محور و ترجیح می دهند حضور کارگردان کمتر حس بشود که ذهن را معطوف به کلام و هدف متن کند تا به قول معروف آویزه های جانبی. بنابراین در کارهای ایشان، طراحی صحنه نمایش خیلی ساده است، طراحی لباس رئالیستی و معمولی است.

یعنی همه چیز به عهده بازیگر است.
... دیدن ادامه » بله. دقیقا. این عناصر دست به دست هم داد تا نمایش خوبی آماده شود. در اجرای نیاوران، گروه خیلی خوب با هم هماهنگ شدند. دو سفر داخلی هم به شیراز و اصفهان داشتیم. وقتی از سفر برگشتیم، قرار بود دوباره سال آینده اجرا برویم اما وقتی پیشنهاد دادند افتتاح سالن باران با این نمایش باشد چون می خواستند سالن با یک گروه حرفه ای آغاز به کار کند، پذیرفتیم اجرا برویم. گرچه اجرا در روزهای برگزاری جشنواره و همین طور اسفند، شرایط کار را سخت تر می کند ولی تا الان که بازخورد خوبی دریافت کرده ایم، چون مخاطب دانشجوی این منطقه را داریم.

اجراهای شیراز و اصفهان چطور بودند؟ از کار استقبال شد؟
بله، خیلی خوب بود. باورتان نمی شود هنوز روی صفحه های مجازی ام پیام هایی دریافت می کنم که می نویسند «نمی شود دوباره در شیراز اجرا داشته باشید؟». در اصفهان که خیلی شگفت زده بودند چون پس از مدت های طولانی یک تئاتر حرفه ای از تهران به اصفهان رفته بود.

اشاره کردید به بازیگرمحوربودن شیوه کار آقای کوشک جلالی. در جریان تمرین ها چقدر به راهنمایی و هدایت ایشان متکی بودید و تا چه اندازه از تجربه های خودتان برای شکل گیری شخصیت «مرسدس» استفاده می کردید؟
این دومین بار بود که با آقای جلالی کار می کردم، زبان و سلیقه ایشان را می شناختم. شاید در تجربه قبلی به این راحتی نبود و همه ما فشار بیشتری را تحمل می کردیم اما در این نمایش، فشار کار بر اساس سیستم، آقای کوشک جلالی برای من عجیب نبود. ساعت تمرین بیشتر داشتیم، نه روزهای کاری. بنابراین فشار به لحاظ فیزیکی، جسمی و حتی روانی روی بازیگر زیاد است ولی به هر حال من سلیقه کوشک جلالی را می دانستم و این خیلی کمک می کند برای آنکه بازیگر به اصطلاح سریع تر روی غلتک بیفتد. از ویژگی های این کارگردان آن است که یکسری تقاضاهایی از بازیگر دارد یعنی می داند چه می خواهد اما جز مواردی که در ذهنش کلیدی است، دیکته نمی کند. این ویژگی باعث می شود بازیگر بیشتر فکر بکند و موارد تازه ای را در بازی اش به دست بیاورد. صادقانه بگویم نقش «مرسدس» برای من از سخت ترین نقش ها بود چون باید مرزی بین رئالیزم که تماشاگر باور کند یک مرسدس وجود دارد تا لحظه ای که می گوید «من ماریا کالدرون هستم» را رعایت می کردم. باید این مرز را طوری بازی می کردیم که هم تماشاگر با تک تک شخصیت ها همراه بشود و هم معمای قصه را تا پایان کشف نکند. اگر تماشاگری برای بار دوم و سوم نمایش را ببیند، متوجه ظرافت های بازی بین بازیگران بشود.

در اجرای «سیستم... » آیا موظف بودید به اجرای نمایشنامه وفادار باشید یا آقای کوشک جلالی اجازه استفاده از فضای بداهه را هم به شما می داد؟
در مورد نقش من، جای چندانی برای کار بداهه نبود چون یکی از جدی ترین نقش های متن است اما در مورد نقش «فونت» با بازی امیرحسین رستمی که شیرین تر است و گیجی هایی که به نقش اضافه کرده، شاید ممکن بود، یا در مورد نقش «کارلوس»- سینا رازانی- که خود متن برای آن در جاهایی طنازی گذاشته، می تواند این اتفاق بیفتد، ولی سخت ترین نقش نمایش مرسدس بود. تا روزهای پایانی تمرین، من گاهی وقت ها عصبی می شدم چون نمی دانستم باید چه کار کنم تا نقش را در برابر سه شخصیت دیگر نجات بدهم. به هر حال در این ماجرا، آقای جلالی دست بازیگر را باز می گذارد، به شرطی که احساس کند آسیب نمی زند. چیزی که ایشان خیلی به آن اعتقاد دارند، ریتم اثر است. اگر زیاد تن به بداهه می دادیم، ریتم کار از دست می رفت.

فارغ از موضوع ظرفیت انسان برای به دست آوردن مقام که در نمایش به آن پرداخته می شود، فکر می کنم این اثر می تواند یک تئاتر روانکاوانه هم باشد. موافقید؟
بله، اصلانمایش به نوعی روانکاوانه هم هست. اگر در مورد «گرون هلم» تحقیق کنید، می بینید یک سیستم واقعی است و در دوره ای کاربرد داشته است. هنوز هم در برخی هلدینگ ها و کنسرسیوم های بزرگ از این سیستم استفاده کنند و ریشه و ته مایه شخصیت افراد را کنکاش می کنند تا به آنها یک پست مهم بدهند. آقای جلالی تحقیقی کرده بود که ما مدام درباره اش حرف می زدیم، راجع به این بود که در جهان امروز تا چه حد اجازه هست وارد زندگی و حریم شخصی آدم ها بشوید. چقدر سیاست های اقتصادی و شغلی امروز بی رحمانه به خود این اجازه را می دهد که به حریم شخصی آدم ها وارد بشود؟

از آنجا که آقای کوشک جلالی ساکن آلمان هستند و بین آنجا و کشور خودشان در رفت وآمدند، به طور معمول در اغلب اجراها حاضر نیستند، یعنی به گروه اعتماد می کنند و اجرای نمایش آماده شده را بر عهده بازیگران می گذارند. آیا غیبت ایشان هنگام اجراها لطمه ای به نمایش نمی زند؟
صادقانه اعتراف بکنم اعتقادی به این کار ندارم، یعنی اگر کارگردان نمایش باشم، این کار را نمی کنم. به نظرم کارگردان باید حضور داشته باشد، چون از جذابیت های تئاتر این است که می توانید هر شب با نفس تماشاگر کار را رتوش بکنید. این سلیقه و دیدگاه من است. از این رو معتقدم حضور کارگردان در اجراها لازم است اما زندگی کوشک جلالی شرایط خاصی دارد و به خاطر سلامتی اش نمی تواند زیاد اینجا بماند. عشق به کارکردن و حضور داشتن برای او بسیار جذاب است. ضمن اینکه به ما اعتماد دارد. ارتباط او با ما به هیچ وجه قطع نمی شود و مدام از روند و کیفیت اجراها می پرسد. در این اجراها هم سه شب به تماشاخانه باران آمد و اجراها را دید. دورادور پیگیر نمایش است، ولی اعتقاد دارد کار تا زمانی که روی صحنه نرفته، کار کارگردان است. بعد دیگر متعلق به بازیگر است.

خانم پاوه نژاد، روزگاری در رسانه تلویزیون خیلی فعال بودید اما چند سالی است در آن مدیوم کم کار شده اید و بیشترین تمرکزتان روی تئاتر بوده. در عرصه کار تصویر، امسال فقط سریال خانگی «شاهگوش» را داشتید و در سینما هم که پس از «زندگی با چشمان بسته» دیگر بازی نداشته اید. چرا؟
البته سال گذشته من دو کار در عرصه تصویر داشتم: یکی شاهگوش کار آقای میرباقری که در رسانه خانگی عرض ه شد و دیگری سریال «هفت سنگ» کار علیرضا بذرافشان اما حقیقت آن است که ما مشکل فیلمنامه داریم. ضعف فیلمنامه از بزرگ ترین مشکل هایی است که در انتخاب کار تصویر و به خصوص در تلویزیون پیش می آید. من همیشه یک توازن را نگه داشته ام. اگر به نظر می آید در تئاتر فعال ترم که این گونه نیست فقط یک دلیل خاص دارد و آن اینکه همیشه سعی کرده ام سالی یک تئاتر را داشته باشم. به این دلیل که معتقدم تئاتر بازیگر را روی فرم نگه می دارد. اگر چند سالی است در تلویزیون تعدد کاری کمتر دارم، به این خاطر بوده که فیلمنامه های خوب یا نقش هایی که دوست داشته ام به من پیشنهاد نشده، ولی در تئاتر می توانیم به سمت متن های فرنگی و متنوع تری برویم که برای من جذابیت بیشتری دارد. ترجیح می دهم دو سال دیگر نقش مرسدس را بازی بکنم تا اینکه نقش یک مادر رختشو و آشپز را بازی بکنم که هیچ رنگ و هویت دراماتیکی ندارد.

بسیاری از همکاران شما در صنف بازیگران، طی سال های اخیر به سمت کارگردانی گرایش پیدا کرده اند. شما چرا تا امروز سراغ کارگردانی نرفته اید؟
دلیل این را که چرا دوستانم سراغ کارگردانی رفته اند، نمی دانم اما این را خوب می دانم که اگر من جایی احساس کردم دلم می خواهد کارگردانی بکنم با وجودی که تحصیلات کارگردانی هم دارم آنجاست که حس می کنم نقش های پیشنهادی به من دیگر راضی ام نمی کنند و همان کم کاری که شما اشاره کردید، اتفاق می افتد. بنابراین دوست دارم آن انرژی خلاقه را جای دیگری خرج بکنم. از قضا دو سه سالی هست برای کارگردانی نمایش دورخیز کرده ام و اگر خدا بخواهد، سال آینده سراغش می روم، ولی حقیقت آن است من از طریق آدم هایی دانش آموخته این حرفه شده ام که بیش از آنچه در ذات خودم وجود دارد، من را آرمان گرا بار آورده اند. فکر می کنم شرایط باید خیلی ایده آل و عالی باشد و هر چیزی درست سر جای خود قرار بگیرد. برای نمونه، آلبوم اشعار «فروغ فرخ زاد» با صدا و خوانش من، حدود ١٣ سال طول کشید تا روانه بازار شد. البته این زمان طولانی فقط بابت آرمانگرایی ام نبود. مشکلات دیگری هم وجود داشت اما از زمانی که با «پیمان خازنی» در مقام آهنگساز به صورت جدی کار را شروع کردیم تا زمانی که آلبوم وارد بازار شد، چهار سال طول کشید، چون دلم می خواست نتیجه نهایی در شان نام صاحب اثر باشد. وقتی اثری نام فروغ را به دوش می کشد، باید همه وجوه آن با دقت بیشتری رعایت شود. خب من بازیگری و تئاتر را در دورانی یاد گرفتم که سه ماه ونیم تمرین می کردیم برای رفتن روی صحنه، ولی امروز دغدغه معاش همه را به سمتی برده که مجبورند چند کار همزمان انجام بدهند یا ٢٠ روزه کار می بندند. برای مثال، روز جمعه هشتم اسفند مراسم رونمایی از کتابم برگزار می شود. زمانی که من کتاب را به ناشر تحویل دادم، ٨٤ هفته پیش بوده، یعنی یک سال و ٩ ماه قبل. بخشی از آن مربوط به پروسه مجوزگرفتن است اما بخش عمده اش همین وسواس هاست که من را وامی دارد اثرم را با کمترین نقص راهی بازار بکنم. هیچ وقت هیچ چیز کامل نیست. کارگردانی برای من پله خیلی بالاتری است. دوست دارم مجموعه ای از بهترین ها را برای کارم خرج کنم. صادقانه اش یعنی اینکه خیلی وقت ها بسیاری از کارها با کمترین هزینه ها شکل می گیرد. دور هم جمع می شوند و با «من بمیرم» و «تو بمیری» یا «بیا برای من طراحی صحنه بکن، من هم در کار بعدی جبران می کنم» و جلسات شتابزده تمرین کم و... کار را می بندند. من هرگز این کار را نمی کنم. ا

کتاب تان که جمعه گذشته رونمایی شد، چیست؟
مجموعه ای از دستنوشته های من است تحت عنوان شعر. البته چون ادعایی ندارم، در استفاده از عناوین و اسامی احتیاط می کنم اما در حقیقت شعرهای کوتاهی است. گرچه بعضی صاحبنظران معتقد هستند ما اینجا هایکو نداریم، با این حال به نوعی از این جنس شعر تبعیت می کند. دوست ندارم پشت سر هم کار کنم، طوری که انگار تولیدی دارم. زمانی که مجوز آلبوم شعرهای فروغ آمد، مجوز این مجموعه شعر هم پس از دو سال آمد که راستش را بخواهید، خودمان جلوی چاپش را گرفتیم. این مجموعه را آقای پژمان سلطانی در انتشارات ویراستار و نشر دریچه چاپ می کند. از ایشان خواهش کردم فعلاکتاب را نگه دارند، چون به نظرم خیلی بد بود این هفته آلبوم فروغ پخش شود و هفته بعد کتابم. هر دو آنها کار خلاقه است. فرقی ندارد. مثل بازیگری است که هر دقیقه روی صحنه باشد. من این را دوست ندارم. به عنوان تاکتیک دوست دارم مخاطب دنبالم باشد. به عبارتی دل تماشاگر برای من تنگ شود. با این حال چون نام کتاب «هشت صبح هشت اسفند» است، آن را به فال نیک گرفتیم و روز هشتم اسفند مراسم رونمایی را در کافه «نزدیک تئاتر» برگزار می کنیم.

می دانم که علاقه بسیاری به مطالعه و شعر دارید. آیا دنبال کردن جریان شعر پارسی معاصر باعث شد به سرودن شعر رو بیاورید یا این رویداد ریشه در گذشته ها دارد؟
بله، شعرگویی امروز من ریشه در گذشته دارد. این ریشه برمی گردد به استاد نازنینم «محمدابراهیم جعفری» که آموزه های ایشان در کلاس های پیش و پس از کنکور نطفه نوشتن را در ذهن من کاشت. ایشان شاعر و نقاشی هستند که از پیش از ورود به دانشگاه تا امروز همچنان شاگرد ایشان بوده و هستم. خیلی از دریافت ها و داشته های هنری ام را مدیون نگاه شاعرانه ایشان هستم. ایشان به من جرات دادند تا احساسم را تبدیل به کلمه بکنم. غیر از تاثیرگذاری ایشان، در چند سال اخیر، نوشتن برایم کمی جدی تر شد. صادقانه بگویم اگر کتابم قرار بود همین الان چاپ شود، ممکن بود نصفش را دور بریزم، چون هر چیزی تاریخ خودش را دارد. من مجموعه ای را که الان می نویسم خیلی بیشتر دوست دارم تا اشعار آن دوره را. طبیعی است نگاهم به مرور کامل تر می شود. به هر حال دریافت های تازه ام، ذهن را صیقل داده. مانند بازیگری می ماند. بی شک بازی امروزم با بازی ١٠ سال پیش من خیلی فرق دارد و این اتفاق بدی است، یعنی اگر الان کسی از فلان فیلم من ایراد بگیرد، شاید بگویم بله درست می گویید، چون خودم هم الان با آن موافق نیستم (می خندد) طولانی شدن زمان برای عرضه شدن کار، این لطمه را می زند.

قضیه انتشار آلبوم «کجاست خانه باد؟» با اشعار فروغ فرخزاد از کجا شروع شد؟ چه شد به فکر ضبط چنین اثری افتادید؟ چون خانم نیکی کریمی هم چند سال پیش آلبومی از اشعار فروغ را با صدای خودشان منتشر کردند.
ایده آلبوم فروغ من به یک تحقیق دانشگاهی برمی گردد. در کلاس هایی که با زنده یاد استاد «رضا سیدحسینی» می گذراندیم، واحدی داشتیم با عنوان «اصول نقد» که قرار شد هر کدام از ما روی یک شاعر کار بکنیم: اشعارش را بخوانیم، نقد و بررسی بکنیم. من فروغ را انتخاب کردم. از همان دوران وقتی آثار فروغ را خواندم، متوجه شدم شعرهای او به دلیل تجربه ای که در صحنه دارد، به شدت ویژگی نمایشی شدن دارند. شعرهای فروغ خیلی فرم مونولوگ و دیالوگ گویی دارد. برای نمونه، شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» یک مونولوگ بلند است.

در حقیقت شعرهای فروغ برای خوانش بازیگر مناسبند.
بله. می توان نگاه اجرایی به شعرهای او داشت و آنها را بیشتر تصویر کرد. من به این سمت رفتم که انگار داریم شعر را می بینیم. طوری که وقتی مخاطب شعرها را می شنود، احساس کند تصویرها را می بیند. پس از انقلاب، برای نخستین بار من توانستم مجوز شعرهای فروغ را بگیرم و با دوست آهنگسازی وارد مذاکره شدم که کمتر از یک سال روی آنها کار کردیم و بعد، به مشکل سلیقه ای خوردیم و کار متوقف شد. چند سالی وقفه افتاد بین این ماجرا تا آنکه در یک کار تئاتر با پیمان خازنی آشنا شدم و فهمیدم در مورد آثار برادر فروغ فرخزاد کارهایی کرده است. وقتی دیدیم چه نگاه نزدیکی به هم داریم، دوباره آن پروژه راه افتاد. در آن سال ها پس از اینکه خبر مجوزگرفتن آلبوم من پخش شد و کارم ناکام ماند و من هم حاضر نشدم به هر قیمتی با پیشنهادات شرکت های تولیدی این آلبوم را ارایه بدهم، دیگر فروغ از تابو درآمد و همکاران دیگرم این کار را انجام دادند. البته نگاه من در اجرا بسیار با شیوه خوانش آنها متفاوت بود و هست. به هر حال، من و آقای خازنی طی چهار سال گذشته روی آلبوم کار کردیم و از راهنمایی ها و کمک فکری دوست هنرمندم بهرام عظیم پور هم بهره گرفتیم و زمانی که اثر نهایی آماده شد، آقای اسفندیاری در انتشارات باربد نتیجه کار را دوست داشتند و نشر و پخش اثر را بر عهده گرفتند که دوم آبان ماه در عمارت مسعودیه رونمایی شد.


» تا ۲ پاسخ


مرتضا این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
چرا اینجا نوشته که اجرا تموم شده ولی توی سایت دیگه بیلیتش داره فروخته میشه؟
http://tik8.com/events/archive/event_type:theater
بهرنگ این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هدف، تئاتر مردمی
گفت‌و‌گو با علیرضا کوشک‌جلالی کارگردان نمایش سیستم «گرون هِلم»

«سیستم گرون‌هلم» نوشته جوردی گالچران و کار و طراحی علیرضا کوشک‌جلالی هرشب ساعت٢٠ در تالار باران اجرا می‌شود.
«سیستم گرون‌هلم» نوشته جوردی گالچران و کار و طراحی علیرضا کوشک‌جلالی هرشب ساعت٢٠ در تالار باران اجرا می‌شود. در این نمایش الهام پاوه‌نژاد، رضا مولایی، امیرحسین رستمی و سینا رازانی بازی می‌کنند. نمایش به‌ظاهر درباره استخدام یک مدیر برای یک شرکت بزرگ و بین‌المللی است که به نحوه‌ای متفاوت سعی بر آن دارد تا از بین چهار متقاضی نهایی، یک‌نفر را برای مدیریت این شرکت انتخاب کند اما آزمون و خطایی انسانی برای این گزینش در میان است که کار را برای همه بسیار دشوار می‌کند. با علیرضا جلالی که ساکن کلن آلمان و یکی از کارگردانان فعال در آنجاست، درباره اجرای اخیرش در تهران گفت‌وگو کرده‌ایم:
سیستم گرون‌هلم چقدر ملهم یا شبیه به آثار یاسمینا رضاست؛ به‌خصوص به «نمایشنامه خدای کشتار»؟
هر دواثر در ژانر «تئاتر مردمی» نوشته شده؛ ژانری که ستون فقرات تئاتر تمام کشورهایی است که در آنها، هنر نمایش با توده مردم ارتباط دارد و نه‌فقط با بخش «پست‌مدرن» آن. «رضا و گالچران» از اینکه اقشار مختلف و به‌خصوص سه‌نسل (پسر، مادر، پدربزرگ) را در حین اجرای کارشان در سالن ببینند، به وجد می‌آیند. اینگونه نمایش‌ها باعث می‌شوند هرشب ۵٠تا ۶٠ سالن نمایش در یک شهر یک‌میلیونی اروپایی با خیل تماشاچیان روبه‌رو شوند. داستان هر دونمایش ساده و مفرح است و با زبان طنز و بسیار دقیق، مشکلات زمان را به تصویر می‌کشد و سیستم درنده‌خو و ضدانسانی بازار کار، روابط‌اجتماعی و به‌نوعی هم، جامعه‌بشری را کالبدشکافی می‌کنند.
این نویسنده اسپانیایی آیا پیش از این هم نمونه آثاری مثل سیستم گرون‌هلم خلق کرده است؟
بله. کارناوال، اعتبار و…
چگونه است که استخدام اینگونه هولناک به بازی گرفته می‌شود؟
این پرسش را با قسمتی از مقاله دکتر عبدالحسین لاله، عضو هیات علمی فرهنگستان هنر که در مجله نمایش به چاپ رسیده، پاسخ می‌دهم: «… هرچه زمان پیش می‌رفت معایب سیستم بورژوازی نیز آشکارتر می‌شد. بسیاری از جامعه‌شناسان در درستی نظرات متعصبانه اداره جدید جامعه- از وبر تا آدام اسمیت- شک کرده بودند… به‌زعم منتقدانی چون مارکوزه، سیستم جدید داشت می‌رفت که انسان را از روح انسانی تهی کرده و تنها به‌عنوان ابزاری تنظیم‌دهنده سیستم جدید جهان به‌کار گیرد. با مرور زمان، انسان از ارزش‌های انسانی‌اش دور و به موجودی فاقد اراده تبدیل می‌شد. این مساله بحران‌های عمیق هویتی، روحی، رفتاری، اخلاقی و منش انسانی به بار می‌آورد، چراکه هدف اصلی سیستم جدید، رونق اقتصادی و گسترش مصرف‌گرایی بود و این مساله محقق نمی‌شد مگر با تهی‌کردن انسان از اراده معطوف به عاطفه خویش. برخلاف کشیشان قرون وسطا که عقلانیت را نفی می‌کردند، اربابان جدید، عاقل‌مسلک به‌نظر می‌رسیدند. اما تدبیر آنها تنها برای کسب قدرت مادی بیشتر بود؛ ولو به بهای نابودی طبیعت درونی انسان و مسخ او. اصلی‌ترین قربانی آنها نه اعتقاد انسان‌ها که تسخیر روح و جسم ایشان و تبدیل آنها به ماشین‌هایی بود که قرار بود وظیفه روشن و خاموش‌کردن کامپیوترها، ماشین‌ها و بقیه تکنولوژی‌های تولید را بر عهده گیرند.
در کنار پژوهشگران اجتماعی، هنرمندان بسیاری- از چارلی چاپلین تا الیاکازان و از برشت تا بکت- نسبت به پدیده‌هایی چون مسخ انسان، تنهایی غریب وی در عصر جدید و دورشدنش از ارزش‌های انسانی هشدار داده‌اند. از جمله آنها جوردی گالچران، نویسنده مشهور اسپانیایی است که با آثار خویش تنوع دیگری به این نوع هشدارها بخشیده است. نمایشنامه «سیستم گرون‌هلم» وی نیز جزو آثاری است که نسبت به تغییر موجودیت انسان هشدار می‌دهد.
جوردی گالچران، در نمایشنامه سیستم گرون‌هلم، چهارداوطلب استخدام را نشانمان می‌دهد که قرار است تنها یکی از آنها به استخدام یک شرکت بین‌المللی درآید. این چهارداوطلب باید ثابت کنند لیاقت کار در این شرکت بین‌المللی با حقوق و مزایای بالا را دارند. بنابر این تن به هرکاری که از آنها خواسته می‌شود می‌دهند. آنها به درجه‌ای از پستی می‌رسند که مایل می‌شوند حقوق بدیهی و انسانی خود را فراموش کرده و نه‌تنها همدیگر را حیله‌گرانه حذف کنند که حاضر می‌شوند تا حد یک دلقک هبوط کنند. در انتهای نمایش متوجه می‌شویم سه‌نفر از چهارنفری که در آنجا حاضر شده‌اند، خود گمارده همان شرکت هستند تا پی به پست‌فطرتی تنها داوطلب حاضر در آنجا ببرند. آنها می‌خواهند به این مساله برسند که این داوطلب تحت هرشرایطی حقوق فردی را بر سود شرکت ترجیح نخواهد داد.
اگر کافکا از مسخ انسان، یونسکو از بی‌هویتی‌اش و بکت از پوچی انسان در عصر جدید سخن می‌گویند، گالچران از سوءاستفاده اربابان قدرت از نیاز مردم سخن می‌گوید. به‌زعم او، اربابان قدرت چشم بر همه ارزش‌های انسانی بسته و وی را از جایگاه انسانی‌اش پایین کشیده و در حد دلقکی بی‌اراده قرار داده‌اند.»
هدف از این متن، پالایش وحشی‌گری آدم‌هاست؟
هدف ... دیدن ادامه » شاید نمایش وحشی‌گری انسان‌های به‌اصطلاح «متمدن» است؛ سوءاستفاده از قدرت و استثمار پست‌مدرن کارمندان!
این نمایش تا چه حد متکی بر واقعیت است و تخیل در آن چگونه دخالت کرده؟
در اصل هیچ فرقی نمی‌کند. اما این نمایشنامه براساس یک اتفاق واقعی نوشته شده.
در اروپا علت بی‌شمارشدن اجراهای این متن چه بوده؟
این نمایشنامه برای اولین‌بار در سال٢٠٠٣ به صحنه رفت و از آن به بعد صحنه‌های تئاتر جهان را تسخیر کرد. در چندسال اخیر این نمایشنامه رکورد‌دار بیشترین اجراها در کشورهای مختلف شد. به‌تصویرکشاندن جنبه‌های تراژیک روح و جامعه بشری به زبان طنز همیشه برای توده مردم لذت‌بخش بوده. «گودو» بکت، «تارتوف» مولیر، «دایی‌جان ناپلئون» پزشکزاد، «دیکتاتور بزرگ» چاپلین و هزاران‌نمونه دیگر که در ژانر «نمایش مردمی» می‌گنجند نیز دارای همین خصوصیتند. به علت امکانات وسیعی که در کشورهای اروپایی موجود است، هنگامی که نمایشی با اقبال عموم روبه‌رو می‌شود، ممکن است حتی ٢٠سال هم روی صحنه باشد. از خیل نمایشنامه‌هایی هم که من در آلمان کار کردم، چندتایی‌شان بین سه تا ١٨سال است که روی صحنه هستند («موسیو ابراهیم و گل‌های قران»، «با کاروان سوخته» و…) البته به شکل رپرتواری، ماهی یک تا سه‌اجرا.
خودتان با چه هدفی آن را مناسب برای اجرا در ایران دیدید؟
گالچران، نویسنده اسپانیایی، با این اثر که ترکیبی درام، کمدی و نمایش روانکاوانه جنایی است، مشکل روز بسیاری از کشورهای جهان (بیکاری) را با خشونت تمام و درعین‌حال بسیار مفرح، به تصویر می‌کشد. در ضمن باید یادآوری کنم متاسفانه به اینگونه روابط و افراد در جامعه خودمان زیاد برخورد داشتم. مساله قدرت، رقابت کور، طرز تفکر ماکیاولی «توجیه هر نوع وسیله برای رسیدن به قدرت» و… در جای‌جای جامعه و افکار ما رخنه کرده. امیدوارم «سیستم» آینه‌ای برای دیدن خودمان شده باشد!
آیا بازیگران بنابر شناخت و کارکردن قبلی مناسب برای ایفای نقش‌ها انتخاب شده‌اند؟
معمولا در ایران نمی‌توان برای یک اجرا به‌درستی برنامه‌ریزی کرد، چون به قدری عدم برنامه‌ریزی اینجا بالاست که گاهی غیرقابل تحمل می‌شود. شاید به این خاطر که نظمی در کل جامعه به چشم نمی‌خورد، مثلا یک بازیگر سر فیلمبرداری می‌رود و بعد تهیه‌کننده کفگیرش به ته دیگ می‌خورد، فیلمبرداری‌شان می‌خوابد و یک‌ماه کار تعطیل می‌شود. بازیگر به سر کار تئاتر می‌رود. پس از سه‌هفته تمرین، کفگیر تهیه‌کننده، بر اثر فوت عمه‌جان پولدارش و رسیدن ارث… به ته دیگ نمی‌خورد و سراغ بازیگرش را که با او قرارداد داشته می‌گیرد و دوست عزیزمان با اشک می‌گوید: «من که گفته بودم قرارداد دارم، فکرشو نمی‌کردم عمه‌جانش به این زودی بمیره… حالا هرچی شما بگید انجام می‌دم، روح من اینجا تو تئاتر پیش شماست… اما جسمم باید شیرخشک و کهنه بچه بخره… .» و می‌رود سر کار سینمایی‌اش.
شما باید قرارداد ثابتی با بازیگران ببندید که بمانند. اما چون «مرکز هنرهای نمایشی» مدتی است همان اندک «کمک‌هزینه»‌ای که می‌کرد را هم قطع کرده و دست کارگردان را برای بستن قرارداد بسته و نظر به اینکه «بازیگر و کلا هنرمند نیز آدم است» و «آدم» باید پول کرایه‌خانه و زن و بچه‌اش را بدهد و به پول احتیاج دارد، پس این «آدم» که «آدم است» (البته نه از نوع برشتی) هرجا که قرارداد محکمی را بو بکشد، به‌حق یا به‌ناحق، چه فرق می‌کند، به آن‌سو می‌رود. برایش هم فرق نمی‌کند که سه‌چهارم هفته با گروه تمرین کرده و… مهم این است که کرایه‌خانه‌اش را بدهد و سرراه یه‌شونه تخم‌مرغ بخرد. برای تمام کارگردان‌هایی که در ایران تئاتر کار می‌کنند، پروسه پیداکردن و حفظ بازیگر، پروسه دردناکی است. از طرف دیگر برای تمام بازیگرانی هم که تهیه‌کننده نمی‌تواند قرارداد ثابتی با آنها ببندد هم زندگی تلخ می‌شود.
هر موقعیت چه بخشی از هویت انسانی را زیر سوال می‌برد که انسان به‌ظاهر متمدن سرشار از خطاست؟
این به چالش‌کشیدن هویت انسانی در لحظه‌لحظه نمایش به چشم می‌خورد و ما شاهد سیاه‌ترین پرده‌هایی هستیم که روح این افراد را در خود پوشانده است. این قصه روشن که از نظر دراماتوگی بسیار منطقی پایه‌ریزی شده است، طوری طراحی شده که تماشاچیان را تا آخرین‌لحظه در هیجان غریبی غرق می‌کند.
قصه بسیار ساده است: چهارنفر متقاضی یک شغل بسیار مهم در یک کنسرن گردن‌کلفت جهانی چندملیتی هستند. ما شاهد آخرین مصاحبه مسوولان این کنسرن با این چهارنفر هستیم؛ مصاحبه‌ای کاملا غیرمتعارف با «سیستم گرون‌هلم» که با شیوه‌های روانکاوانه آبزورد و تحقیرکننده، پرده از تمام رازها، ضعف‌ها و به طور کلی زندگی شخصی کاندیداها برمی‌دارد.
در این نشست ما شاهد این هستیم که چهارانسان کاملا متفاوت برای رسیدن به هدف مادی‌شان حاضر به نابودی تمام ارزش‌های معنوی خود و دیگران هستند. به یکدیگر به شکل رقیبی سرسخت می‌نگرند و برای تصاحب این شغل پرزرق‌وبرق، تن به هرخفتی می‌دهند و به‌سان گرگ‌های وحشی، با زیر پانهادن تمام معیار‌های اخلاقی و انسانی به جان هم می‌افتند. جذابیت قصه زمانی بیشتر می‌شود که متوجه می‌شویم یکی از این چهارنفر، کارمند این کنسرن است و وظیفه سه‌نفر دیگر شناسایی این فرد است. اینکه آیا این مساله واقعیت دارد یا نه و اگر واقعیت دارد، کدام‌یک از این چهارنفر کارمند شرکت است، تقریبا تا به انتها روشن نمی‌شود. ما شاهد این جریانیم که چهارکاندیدا، این انسان‌های مدرن و متمدن، برای رسیدن به پست ریاست کنسرن جهانی، به‌مرور تبدیل به لاشخورهایی درنده‌خو می‌شوند.
ترکیب لحظات آبزورد، کمیک، گروتسک و تراژیک، باعث فرودوفرازهای بی‌شمار و خلق شرایط بی‌نظیری می‌شود که گاه از شدت خنده تماشاچیان را به گریه می‌اندازد.
چگونه است که این متن پیچیده در فضایی ساده به بازی گرفته شده است؟
به نکته بسیار مهمی اشاره کردید. این ویژگی ژانر «تئاتر مردمی» است؛ نمایش متون پیچیده، بغرنج، تراژیک و… در فضایی ساده و به زبانی همه‌فهم. برعکس، من در ایران شاهد رشد گونه‌ای از تئاتر هستم که تمام سعی‌اش در هرچه پیچیده‌تر نشان‌دادن مفاهیم ساده است تا تماشاچیان را به «سرگیجه هنری» بیندازد. شعار پنهان اینگونه نمایش‌ها این است: «هرچه کمتر بفهمند، هرچه بیشتر تماشاچیان را با کارهای عجیب‌وغریب سوسک کنیم، سوپرمدرن‌تر و پست‌مدرن‌تریم.»
مدت زیادی است که در ایران و اروپا کار می‌کنم و به‌وضوح کمبود تئاتر مردمی را در ایران حس می‌کنم. تئاتر مردمی، تئاتری است که با کل مردم ارتباط برقرار می‌کند؛ از روشنفکران گرفته تا مردم عادی. این نوع کارها در ایران متاسفانه خیلی کم و محدود است و شاید فقط بتوان گفت در دوران قدیم تئاتر روحوضی و تعزیه بوده که چنین خصوصیتی داشته و توده مردم را جذب می‌کرده، درحالی که تئاتر مدرن ما این خصوصیت را ندارد. «خدای کشتار» هم از این جنس است. وقتی آن را می‌خوانید، می‌بینید هم یک بچه کوچک و هم یک سوپرروشنفکر می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. نمایشنامه «سیستم گرون‌هلم» هم همین ویژگی را داراست. فکر می‌کنم کارگردان‌هایی در ایران هستند که به این نوع تئاتر توجه دارند اما تعدادشان اندک است. ایران مهد کارگردانان سوپرروشنفکر است.
دستگاه یا سیستم طرح پرسش از متن آمده یا ایده خودتان است؟
٩٠درصدش در متن است. من هم یکی، دوپرسش اضافه کردم.
این چندصندلی بیش از حد صحنه را به اختصار نشان می‌دهد. آیا این کار، عامدانه بوده؟
صحنه، زنده است و «دکور» مرده. برای زنده‌بودن صحنه باید از «دکوراسیون» پرهیز کرد. مرکز ثقل نمایش از دید من بازیگر است، هرچه بازیگر برای خلاقیتش احتیاج دارد باید در اختیارش گذاشت و تمام شاخ‌وبرگ‌های اضافه را هرس کرد تا بازیگر و تماشاچیان به اندازه کافی هوا برای تنفس داشته باشند. من عاشق «فضای خالی» پیتر بروک هستم.
چرا موسیقی حضورش کمرنگ است، دست‌کم خاطره نمی‌شود؟
موسیقی نیز مانند صحنه در اختیار فضاسازی، متن و در نهایت در خدمت بازیگر است. استفاده بیش از این به فضاسازی لطمه می‌زد و باری بر دوش بازیگر می‌شد.
سادگی نور تداعی‌گر چه حس و حالی است؟
در کل اجرا یک‌بار نور روشن و یک‌بار خاموش می‌شود. نه از دود خبری است، نه از پرواز هلیکوپتر در صحنه، نه از ویدئوپروجکشن، نه از لباس‌های عجیب‌وغریب… پس چرا تماشاچیان ٩٠دقیقه روی صندلی‌ها میخکوب شده‌اند؟ برای من این نشانه یک‌نمایش ناب است؛ نمایشی که تنها با متن، بازیگرانی پرشور و یک کارگردانی حساب‌شده، نمایش را به جلو می‌برد. اولین‌بار ما این نمایش را تابستان٩٣ در سالن نیاوران به صحنه بردیم؛ در ماه مبارک رمضان و بازی‌های فوتبال جام‌جهانی. ریسک بزرگی بود. اما رکورد فروش را در همان شرایط نامناسب شکاندیم. پس تماشاچیان توانسته بودند با متن، بازیگران و کارگردان ارتباط برقرار کنند.
بازتاب در تهران نسبت به اروپا چگونه بوده است؟
«سیستم گرون‌هلم» یکی از جذاب‌ترین نمایشنامه‌های جدید سال‌های اخیر جهان است. چون این نمایش بیشتر به کنکاش روح بشری می‌پردازد، تقریبا می‌توانم بگویم بازتاب‌ها شبیه بود. اما در کل ایرانیان همذات‌پنداری بیشتری با این نمایش داشتند.
آیا بازهم این نمایش را در جاهای دیگر اجرا می‌کنید؟
تاکنون در شیراز و اصفهان اجرا داشتیم. به‌زودی هم اجراهای متعددی در مشهد، شهرهای مختلف استان گیلان و… خواهیم داشت.
حضورتان در تهران و در سال آینده چگونه است؟
اجرای نمایش «دست‌نیافتنی‌ها» که آن را براساس فیلمی به همین نام در ایرانشهر در بهار٩۴ نوشته‌ام. دواجرا در شهرستان‌ها دارم که به‌زودی اعلام می‌کنم؛ چاپ چندکتاب و ترجمه سه‌‌نمایشنامه. چندی پیش هم نشر مهر نوروز سه‌کتاب از من را به چاپ رساند؛ دودفتر شعر («نیلوفری در قلب مرداب»، «آن گاه که درآمدی خورشید زانو زد») و یک قصه («سینما فیروزه»)
» تا ۲ پاسخ


beny، sadaf bahari و مریم رودبارانی این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

هفته نامه امیدجوان | شنبه 9 اسفند 93
فراغت | ارغوان دهقان

تئاتر سیستم گرون هلم
نمایشنامه «سیستم گرون هلم» که بر اساس داستانی واقعی نگاشته شده، مصاحبه چهار نفر متقاضی یک پُست مهم در یک کنسرن چندملیتی است. مصاحبه­ای غیرمتعارف بدون مصاحبه کننده. در همان ابتدای نمایش تماشاچی را با معمایی مواجه می­سازد و چهار متقاضی را در دام بازی خود گرفتار می­کند و تماشاچی را در این هیجان تا انتهای نمایش همراه می­سازد. هر بار با طرح معمایی جدید ، از بخش پنهانی از زندگی متقاضیان پرده برمی­دارد. در حین این مصاحبه و مسابقه، چهار متقاضی برای دستیابی به پُست مورد نظر همه چیز را زیرپا می­گذارند.
نمایش «سیستم گرون هلم» به شکل صحیحی دراماتورژی شده است، اما آنچه تماشاچی را انتهای نمایش به دنبال خود می­کشد داستان قوی نمایشنامه است که به شکل صحیحی نمایش را به جلو می­برد بی آنکه زمان را متوجه شوید. فراز و فرودهای داستان به خوبی تصویر شده و سیر تغییر چهار انسان متمدن را از اوج تا فرود و رسیدن به زیر مرز معیارهای انسانی و اخلاقی را نشان می­دهد. در عین حال که شما را می­خنداند، تراژدی­ بزرگی را نمایش می­دهد، بردگی انسان در برابر سیستم حاکم، که در این راه حاضر است تمام باورهای خود را فدا کند و این تنها به علت برتری طلبی­ای است که در نهاد تک تک افراد به صورت بالقوه وجود دارد و در شرایط خاص ظهور می­یابد.
نمایش «سیستم گرون هلم» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی و با بازی الهام پاوه نژاد، سینا رازانی، امیرحسین رستمی و رضا مولایی تا 14 اسفند 93 در سالن باران هر شب به جز شنبه­ها ساعت 20 به روی صحنه است.
تئاتر :
«پاییز»
نمایش «پاییز» که یک اثر بازتولیدی است جوایزی چون کارگردانی و متن را از بیستمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در سال 1381 برای برهانی مرند و جایزه بهترین بازیگر مرد را از همین جشنواره برای امیر جعفری به ارمغان آورد. امیر جعفری را می­توان ستون نمایش دانست که با اشراف کامل بر فراز و فرودهای متن و نقش خود، به تنهایی نمایش را با ضرب­آهنگ مناسب پیش می­برد و 80 دقیقه مدت زمان نمایش را از یاد تماشاچی می­برد. ناهید مسلمی نیز علیرغم حضور کمترش نسبت به سایر بازیگران، حضوری پررنگ و درخشانی از خود ارائه می­دهد. بهرام افشاری نیز در نقش دایی کهنسال در حاشیه داستان حضور دارد اما او نیز با بازی قابل تحسینی خود را در نمایش تثبیت کرده است.
برهانی‌مرند «پاییز» را با حضور امیر جعفری، ناهید مسلمی، احمد کاوری، ستاره پسیانی و بهرام افشاری به روی صحنه برده است. این نمایش به جز شنبه­ها، هر شب در خانه نمایش ایرانشهر ساعت 7.30 به روی صحنه است.
موسیقی :
کنسرت گروه نهفت
گروه موسیقی نهفت به سرپرستی جهانشاه صارمی در هجدهمین سال فعالیت خود در تالار وحدت کنسرت خود را در دو بخش موسیقی دستگاهی ایران و موسیقی دستگاهی آذربایجان ، درتجلیل از نیم قرن فعالیت هنری استاد محمد رضا لطفی برگزار می نماید.
کنسرت ... دیدن ادامه » گروه دنگ شو
گروه دنگ شو در شامگاه ۱۰ و ۱۱ اسفند در تالار وحدت بروی صحنه خواهد رفت تا با هواداران خود تجدید دیدار کند. حمید اسفندیاری مدیر شرکت آوای باربد و تهیه کننده این کنسرت گفت:«رپرتوار این برنامه هنوز بصورت دقیق مشخص نیست اما به احتمال زیاد گلچینی از قطعات قدیمی و جدید این گروه شبیه آنچه در جشنواره موسیقی فجر اجرا شد رپرتوار این کنسرت را تشکلی خواهد داد.

فیلم :
ملبورن
فیلم ملبورن به نویسندگی و کارگردانی نیما جاویدی، داستان زن و مرد جوانی است در آستانه سفر به ملبورن و در حالی که چند ساعت بیشتر به پروازشان باقی نمانده است، ناخواسته درگیر ماجرایی پیچیده می‌شوند. تمام اتفاقات داخل یک خانه است و تنها ارتباط با دنیای بیرون تصاویری است که از پنجره یا بالکن دیده می­شود. و شاید همین یکی از نقاط قوت فیلمی است با یک لوکیشن داخلی که تماشاچی را از ابتدا تا انتها درگیر خود می­کند و تمام تمرکز خود را روی شخصیت­های داستان می­گذارد. بازی خوب پیمان معادی تا حد زیادی به نجات فیلم از خسته­کننده­گی کمک می­کند. این فیلم با بازی پیمان معادی، نگار جواهریان، مانی حقیقی، شیرین یزدان بخش، الهام کردا، ویدا جوان، روشنک گرامی، علیرضا استادی، مارتین شمعون‌پور و پرستو مقدم برنده جایزه بهترین فیلم‌نامه از هشتمین جشنواره فیلم آسیا پاسیفیک، جایزه بهترین فیلم‌نامه از بیست و پنجمین جشنواره فیلم استکهلم، برنده هرم طلایی بعنوان بهترین فیلم از سی و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره، برنده جایزه بهترین فیلمنامه از پنجاه و دومین جشنواره گیخون اسپانیا، برنده جایزه بهترین کارگردانی از پنجاه و دومین جشنواره گیخون اسپانیا ، بهترین فیلم از دید داوران جوان در پنجاه و دومین جشنواره گیخون اسپانیا، برنده بهترین بازیگر زن در بیست و نهمین جشنواره ماردل پلاتا آرژانتین و همچنین در سی و دومین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی در بخش نگاه نو شده است.





‎'‎هفته نامه امیدجوان | شنبه 9 اسفند 93 فراغت | ارغوان دهقان تئاتر سیستم گرون هلم نمایشنامه «سیستم گرون هلم» که بر اساس داستانی واقعی نگاشته شده، مصاحبه چهار نفر متقاضی یک پُست مهم در یک کنسرن چندملیتی است. مصاحبه­ای غیرمتعارف بدون مصاحبه کننده. در همان ابتدای نمایش تماشاچی را با معمایی مواجه می­سازد و چهار متقاضی را در دام بازی خود گرفتار می­کند و تماشاچی را در این هیجان تا انتهای نمایش همراه می­سازد. هر بار با طرح معمایی جدید ، از بخش پنهانی از زندگی متقاضیان پرده برمی­دارد. در حین این مصاحبه و مسابقه، چهار متقاضی برای دستیابی به پُست مورد نظر همه چیز را زیرپا می­گذارند. نمایش «سیستم گرون هلم» به شکل صحیحی دراماتورژی شده است، اما آنچه تماشاچی را انتهای نمایش به دنبال خود می­کشد داستان قوی نمایشنامه است که به شکل صحیحی نمایش را به جلو می­برد بی آنکه زمان را متوجه شوید. فراز و فرودهای داستان به خوبی تصویر شده و سیر تغییر چهار انسان متمدن را از اوج تا فرود و رسیدن به زیر مرز معیارهای انسانی و اخلاقی را نشان می­دهد. در عین حال که شما را می­خنداند، تراژدی­ بزرگی را نمایش می­دهد، بردگی انسان در برابر سیستم حاکم، که در این راه حاضر است تمام باورهای خود را فدا کند و این تنها به علت برتری طلبی­ای است که در نهاد تک تک افراد به صورت بالقوه وجود دارد و در شرایط خاص ظهور می­یابد. نمایش «سیستم گرون هلم» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی و با بازی الهام پاوه نژاد، سینا رازانی، امیرحسین رستمی و رضا مولایی تا 14 اسفند 93 در سالن باران هر شب به جز شنبه­ها ساعت 20 به روی صحنه است. تئاتر : «پاییز» نمایش «پاییز» که یک اثر بازتولیدی است جوایزی چون کارگردانی و متن را از بیستمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در سال 1381 برای برهانی مرند و جایزه بهترین بازیگر مرد را از همین جشنواره برای امیر جعفری به ارمغان آورد. امیر جعفری را می­توان ستون نمایش دانست که با اشراف کامل بر فراز و فرودهای متن و نقش خود، به تنهایی نمایش را با ضرب­آهنگ مناسب پیش می­برد و 80 دقیقه مدت زمان نمایش را از یاد تماشاچی می­برد. ناهید مسلمی نیز علیرغم حضور کمترش نسبت به سایر بازیگران، حضوری پررنگ و درخشانی از خود ارائه می­دهد. بهرام افشاری نیز در نقش دایی کهنسال در حاشیه داستان حضور دارد اما او نیز با بازی قابل تحسینی خود را در نمایش تثبیت کرده است. برهانی‌مرند «پاییز» را با حضور امیر جعفری، ناهید مسلمی، احمد کاوری، ستاره پسیانی و بهرام افشاری به روی صحنه برده است. این نمایش به جز شنبه­ها، هر شب در خانه نمایش ایرانشهر ساعت 7.30 به روی صحنه است. موسیقی : کنسرت گروه نهفت گروه موسیقی نهفت به سرپرستی جهانشاه صارمی در هجدهمین سال فعالیت خود در تالار وحدت کنسرت خود را در دو بخش موسیقی دستگاهی ایران و موسیقی دستگاهی آذربایجان ، درتجلیل از نیم قرن فعالیت هنری استاد محمد رضا لطفی برگزار می نماید. کنسرت گروه دنگ شو گروه دنگ شو در شامگاه ۱۰ و ۱۱ اسفند در تالار وحدت بروی صحنه خواهد رفت تا با هواداران خود تجدید دیدار کند. حمید اسفندیاری مدیر شرکت آوای باربد و تهیه کننده این کنسرت گفت:«رپرتوار این برنامه هنوز بصورت دقیق مشخص نیست اما به احتمال زیاد گلچینی از قطعات قدیمی و جدید این گروه شبیه آنچه در جشنواره موسیقی فجر اجرا شد رپرتوار این کنسرت را تشکلی خواهد داد. فیلم : ملبورن فیلم ملبورن به نویسندگی و کارگردانی نیما جاویدی، داستان زن و مرد جوانی است در آستانه سفر به ملبورن و در حالی که چند ساعت بیشتر به پروازشان باقی نمانده است، ناخواسته درگیر ماجرایی پیچیده می‌شوند. تمام اتفاقات داخل یک خانه است و تنها ارتباط با دنیای بیرون تصاویری است که از پنجره یا بالکن دیده می­شود. و شاید همین یکی از نقاط قوت فیلمی است با یک لوکیشن داخلی که تماشاچی را از ابتدا تا انتها درگیر خود می­کند و تمام تمرکز خود را روی شخصیت­های داستان می­گذارد. بازی خوب پیمان معادی تا حد زیادی به نجات فیلم از خسته­کننده­گی کمک می­کند. این فیلم با بازی پیمان معادی، نگار جواهریان، مانی حقیقی، شیرین یزدان بخش، الهام کردا، ویدا جوان، روشنک گرامی، علیرضا استادی، مارتین شمعون‌پور و پرستو مقدم برنده جایزه بهترین فیلم‌نامه از هشتمین جشنواره فیلم آسیا پاسیفیک، جایزه بهترین فیلم‌نامه از بیست و پنجمین جشنواره فیلم استکهلم، برنده هرم طلایی بعنوان بهترین فیلم از سی و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره، برنده جایزه بهترین فیلمنامه از پنجاه و دومین جشنواره گیخون اسپانیا، برنده جایزه بهترین کارگردانی از پنجاه و دومین جشنواره گیخون اسپانیا ، بهترین فیلم از دید داوران جوان در پنجاه و دومین جشنواره گیخون اسپانیا، برنده بهترین بازیگر زن در بیست و نهمین جشنواره ماردل پلاتا آرژانتین و همچنین در سی و دومین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی در بخش نگاه نو شده است.‎'‎
مهدی صالح پور این را خواند
ایمان یزدی، علی عبدالرحیم و مصطفی رنجبر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فووووووق العااااده اس!
خودتون برید تا پی ببرید :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پشت صحنه داغ تی وی پلاس از تئاتر «سیستم گرون هلم»
http://www.ritmezendegi.com/1250-system-geronholm
مصطفی رنجبر این را خواند
سهند، ایمان یزدی و مهدی میزانی این را دوست دارند
توی این فیلم دیدم که ساعت 8 شب اجرا قرار بوده شروع بشه و بازیگر غیرتئاتری کار یعنی امیرحسین رستمی تازه 8.05 دقیقه می رسه به تماشاخانه.

تماشاگران، سه بازیگر حرفه ای کار و تهیه کننده و بقیه عوامل همینطوری منتظر

و جالب اینکه بازیگر غیرتئاتری توجیهی برای کار خودش داره

من سر دو تا سریال بودم

چی می شه گفت؟

... دیدن ادامه » زمانی تئاتر به سر وقت بودنش شناخته می شد.
۱۲ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا مولایی: تئاتر مردمی، راه رفتن بر لبه تیغ است/ در برابر متن «سیستم گرون هلم» کاملاً تسلیم بودم
http://theater.ir/fa/news.php?id=45008
آیدا طاهرزاده و مصطفی رنجبر این را خواندند
ایمان یزدی و علی عبدالرحیم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیر حسین رستمی: وقتی روی صحنه می‌روم یا مقابل دوربین قرار می‌گیرم، جهان برایم جدی می‌شود
http://theater.ir/fa/news.php?id=45247
آیدا طاهرزاده این را خواند
ایمان یزدی و علی عبدالرحیم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«الهام پاوه‌نژاد» در گفت‌وگو با اعتماد: «گرون ‌هلم» نمایشی روانکاوانه است
http://www.khorasannews.com/OnlineNews.aspx?category=All&newsid=1419014
آیدا طاهرزاده این را خواند
ایمان یزدی و مصطفی رنجبر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید