تیوال نمایش تابستان
S3 : 06:11:35
امکان خرید پایان یافته
  ۲۵ دی تا ۱۸ بهمن ۱۳۹۷
  ۲۰:۰۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: سعدی محمدی عبد
: حجت زینالی، سعدی محمدی عبد

: سعدی محمدی عبد
: حمید نادری
: آرمین فرقانی، پرنیان امیر انتخابی
: شایان حبیبی
: شایان حبیبی، حسین خزائی

برنده تندیس بهترین کارگردانی
تندیس بهترین طراحی صحنه
تندیس بهترین بازیگر مرد
اثر برگزیده از بیستمین جشنواره تئاتر دانشگاهی ایران

شهر:
تهران

اخبار وابسته

» پنج شنبه ساعت ۱۵ ، نمایش «تابستان» در یک سانس ویژه به صحنه خواهد رفت

» اجرای ویژه نمایش «تابستان» در تئاتر مولوی

» اثر برگزیده جشنواره تئاتر دانشگاهی اجرای عمومی خود را آغاز کرد

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایشی که دوستش نداشتم اما از دیدنش پشیمان نیستم. سوالهای زیادی در ذهن کاگردان پرسیده شد و جواب داده‌ شد اما فقط در ذهن کارگردان لااقل بنده و همراهم که سوالهای بی جواب زیادی داشتیم....... شاید اگه همان دم در وارد سالن نمیشدیم و یکی از عوامل داستان را تعریف میکرد چیزی را از دست نمیدادیم.... شایدم میدادیم نه حرف آخر را نشنیده بگیرید چیزهایی برای دیدن وجود داشت اما نه به اندازه ای که من را ارضا کند و تماشگران خواب در سالن پر را بیدار.
رضا غیوری، حمیدرضا مرادی و امیر مسعود این را خواندند
رضا تهوری و آذرمهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستانی که نمایش تابستان رو دوست داشتند، به اطلاع میرسانم که نمایش مقدس، کار دیگری از سعدی محمدی در جشنواره فجر شرکت کرده که در 30 بهمن ماه 97 در تالار حافظ در دو ساعت 17 و 20:30 اجرا میشه.
خوشحال میشیم شما رو ببینیم
.https://instagram.com/moghadas.theatre?utm_source=ig_profile_share&igshid=15ubd40s8ebg9
به به به روی چشم .
۲۷ بهمن ۱۳۹۷
دیروز دیدم ایران نمایش رو..ولی نبود نمایش مقدس..میشه اگه دسترسی دارید لینک خرید بلیط رو بزارید.سپاس
۲۸ بهمن ۱۳۹۷
https://www.irannamayesh.com/theater/9806/مقدس%20%20%20ن%20و%20ک%20%20%20سعدی%20محمدی%20عبد

لینک خرید است اما فکر میکنم خرید اینترنتی به اتمام رسیده در سایت.
۲۸ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش "تابستان" به کارگردانی سعدی محمدی عبد، را روز سه شنبه 16 بهمن بعد از تماشای دو نمایش دیگر "اقلیت" و "زاویه" دیدم. و البته روز چهارشنبه برای دومین بار.
روز اول در اواسط کار یاد قسمتی از کتاب "هنر چیست؟" تولستوی افتادم که میگفت (خلاصه و کلیتش را مینویسم): "روزی برای دیدن تمرین بازیگران اپرا رفته بودم. سر تمرین بنا به دلایلی بارها و بارها کار متوقف میشد و از ابتدا از سر گرفته میشد. کارگردان با عصبانیت تمام گروه را به باد ناسزا میگرفت، بازیگران باید روی کار خود تمرکز میکردند و آن طور که مد نظر کارگردان بود عمل میکردند. تمامی عوامل کار سخت و طاقت فرسایی انجام میدادند. اما همه اینها برای چه؟ این هنر چیست که این همه عشاق را وادار به تحمل چنین کارهای سختی میکند؟ در این کار، هنر، چه عشقی، چه رمزی، چه چیزی وجود دارد که با وجود این ... دیدن ادامه » همه مرارت آدم های بیشماری هستند که این رنج را تحمل میکنند؟..." جایی که شخصیت اصلی را (پیمان، اگر درست متوجه شده باشم) در تمنای برقراری ارتباط با دیگری یا خودش یا اصلا رنج بشری که متحمل میشود دیدم، ناخداگاه به فکر فرو رفتم که این چه هنری ست این همه عاشق بعد از روزها تمرین و تفکر از رویدادهای جهانی، داخلی و انسانی با هر سختی که هست سخن میگویند و شاهکارش هم این باشد که فردی مجبور میشود به گوشه ای از اتاق خود در ناکجا آبادی در انزوا باشد و بعد، از رنجی که میبرد، از درگیری خود با خود، از دگرگونی، از تولد، انزوا، دیگران، میل، رنج، رنج، رنج، بدون کلمه ای حرف، اینگونه زیبا سخن بگوید. و مانند بکت که سوال "انسان بودن به چه معناست؟" را مطرح میکند، سوال "این رنج تا به کی و کجا؟"را میپرسد و احتمالا پاسخش نقل کلود شوماخر باشد که میگوید:" انسان با دریافت نهایت بی معنایی زندگی، برای وضوح بیشتر و زندگی کاملتر در جهت ضرورتی اخلاقی تلاش میکند، چون زندگی، در هر صورت، تنها واقعیت ملموس انسان است."

پایان
و چقدر من باید خوشبخت باشم که تماشای این نمایش عالی همزمان شد با خواندن کتاب "مسخ" کافکا
ای بابا این روزا من هی نظرات تابستان رو به نیت بی تابستان میخونم و برعکس...یعنی مثلا الان نوشته ی شما رو داشتم میخوندم و به بی تابستان فکر میکردم که هنوز ندیدمش...بعد آخرش هی فکر میکردم مسخ چه ربطی میتونه داشته باشه به چیزایی که من شنیدم از بی تابستان... بعد ... دیدن ادامه » یهو دیدم که ای بابااااا...موضوع تابستان عزیزمونه که...
به هرحال بسیار دلنشین بود انتخابتون.ممنون:)
۲۱ بهمن ۱۳۹۷
و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد

ونخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون

و بدانیم اگر کرم نبود زندگی چیزی کم داشت.

:)))شاد باشید.
۲۱ بهمن ۱۳۹۷
موافقم ، زندگی اگر کرم نداشت چیزی کم داشت.
۲۱ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی درباره بیداری (20 دقیقه نخست) و کابوس (تاپایان) آدمی بی‌کاره یا تنبل یا افسرده یا ناامید یا ...
بی‌معنا، بی‌فرجام و بی‌ارزش
تنها ویژگی خوب کار، دکورش بود
امیر و حمیدرضا مرادی این را خواندند
آذرمهر، مهدی (آرش) رزمجو و omid omidian این را دوست دارند
میشه گفت نمایش خوبیه فقط به درد یکبار دیدن وشنیدن می خوره!
۱۸ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صیف است و وقت جوشش و غلیان
این قصه دارد راوی پنهان
تُنبان به پا در رخوت و غفلت ، زمین می گشت
امیال سرکش با کولر آبی ، خُنک می گشت
لیل و النهار معرفت ، لامپ ادیسون بود
ولتاژ استاندارد حول خواب و خور می بود
خودکامه قیدِ لالِ استمرار ، سیب جویده باز تف می کرد
نهضت گران بانی اخلال ، اوهام شورشگر به راه انداخت
اصلاح گر ، با دعوی تعمیر ، تخریب را گسترده تر می ساخت
تخریبچی ، دیرآشنای ما ،زاییده سرریز احساس است
از بستر تنهایی افسرده یک نسل ، افسوس های نیمه جان ، یکباره بالا زد
افسوس را شستند و جان دادند،
افسانه دامن فشان سرخ رعنا گشت
این لعبت رقصان چه دلها بُرد ، ایمان ترسان را به یغما بُرد
باور کنی یا نه ولی یکروز ،ما عاشق سرکوبگر بودیم
از ... دیدن ادامه » بس که اینجا روزها ، شب بود
ما عاشق قصاب ها بودیم
این عامل ارعاب و استیصال ،
یک روز در تخت خودش گم شد
از زور حیرانی و نادانی
ماندیم ما ، چشم انتظار ناجی و منجی
:)))))))))
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
سپااااااااااااس
۱۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تابستان؛
ورطه تنهایی،
سمفونی سکوت.


"زمانه" دوخت
لبم را به
ریسمان "سکوت"
که عهد، عهد
غم است و
زمان، زمان"سکوت"...


#شهریار
می‌تونست زمانه زمانه سکوت هم باشه نه؟ :) همینطوری براش اصلاحش کردم من
۱۷ بهمن ۱۳۹۷
وزن شعر آقااا وزن شعر :)))
۱۷ بهمن ۱۳۹۷
صد در صد صد در صد :))
مفهومی برای این نمایش به طور خاص گفتم حرص نخور :))
۱۸ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به قول یکی از دوستان فرهیخته آنیما آنیموس با یک نگاه پرسونایی داره روایت میکنه ، خیلی ساده و بی ادعا ،ایده ی اولیه قویه و الکی بزک دوزکش نکرده ،اون سکوت آزار دهنده سکوت و سکونیه که تو تنهایی انسان معاصر داره موج میزنه
اما من واقعا از سکوتی که مداوم بود اذیت شدم و بیشتر از اون از صداهای ایجاد شده از سمت صندلی ها آزرده خاطرم کرد،چقدر دیگه بگیییییم؟؟؟من از اون زمان که نمایش مفیستو رو در سالن اصلی مولوی دیدم دارم میگم که تورو خدا به تماشاچی و حداقل های اون احترام بگذارید،یعنی حق ما نیست که چه کار ۴ساعته رو و چه کار ۵۰ دقیقه ای رو در ارامش و سکون درست و استاندارد نگاه کنیم؟؟؟
در مورد این اجرا میتون بگم که برام لذت بخش نبود و شاید بخاطر اینه که: حقیقت تلخه و این نمایش کاملا حقیقت خودمون رو توی صورتمون میزد،طراحی صحنه رو بینهایت دوست داشتم و ای کاش این ... دیدن ادامه » نمایش جایی غیر از مولوی اجرا میشد
تنهایی پرهیاهو
تنهایی و ویرانه های یک زندگی
تنهایی و واکاوی یک زندگی
تنهایی و سکوت و انتظار
تنهایی و رویارویی با خویش
تنهایی و روزمرگی
تنهایی و مرگ
تنهایی و گرما و صدای کولر
تنهایی و سقفی در حال ریزش
تنهایی و تخت ۲ نفره
تنهایی و خاموشی
سکوت سکوت سکوت
سکوتی مرگبار که انسان رو به درون خود میکشاند ، سکوتی که انسان رو با خودش روبه رو میکند، سکوتی که آینه ای است تمام قد تا خود را ببینی، سکوتی که باعث برگشت تو به عقب میشه ، سکوتی که باعث میشه دنبال چراهای زندگیت بری ، دنبال انتخاب ها و تصمیم ها و عطف های زندگیت بری ، لحظه های که میتونستی تصمیم دیگری بگیری و راه دیگه ای انتخاب کنی
همه چی خوب ، درست و به اندازه
صحنه جذاب ، ایده جذاب و پایان درست
خسته ... دیدن ادامه » نباشید به اینهمه فکر و نبوغ











( بهترین دیالوگ‌ این نمایش )
دیالوگ نداره اما حرف زیاد داره.
موقع تماشای این نمایش نسبت به احساساتی که درونتون ایجاد میشه آگاه باشید.

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
خرقه، جایی گرو و باده و دفتر، جایی

دل که آیینه‌ی صافی‌ست، غباری دارد
از خدا می‌طلبم صحبتِ روشن‌رایی

کرده‌ام توبه به دست صنم باده‌فروش
که دگر می نخورم بی رخِ بزم‌آرایی

نرگس ار لاف زد از شیوه‌ی چشم تو مرنج
نروند اهلِ نظر از پیِ نابینایی

شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان
ورنه، پروانه ندارد به سخن پروایی


حافظ

دلم ... دیدن ادامه » میخواست تا ابد بازی کنید و من سکوتِ کَرکننده‌ی شما را بشنوم
ندارد به سخن پروایی
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
متشکر از حضورتون و خوشحالم که تاثیرگذار بودیم
۱۶ بهمن ۱۳۹۷
آقای زینالی درود بر شما..راهتون پر از موفقیت :)
۱۷ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از مدتها یک اجرای خوب دیدم، واقعا خسته نباشید، بی نظیر بود.
مریم و صدف اسمعیل پور این را خواندند
نفیسه نوری، آذرمهر و صبازاد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت دو اجرای پایانی این نمایش، چهارشنبه ۱۷ و پنجشنبه ۱۸ بهمن، به کارگردانی سعدی محمدی عبد و با بازی حجت زینالی، سعدی محمدی عبد، آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تابستان نمایش مرگ پرسوناست ، در زیر فشار سایه های سرکوب شده ،
انگار خودمانیم که در هیاهوی امروز زیر کولر خنک خوابیدیم ، احساس خوشبختی و شادی میکنیم ، صدای کولر و آسایش باد خنک آن نمی گذارد که خود را بشنویم ، و بعد ناگهان دیواره سقف فرو میریزد ، حالا دیگر هم سکوت بیشتر است و هم خنکی باد کولر در تابستان را مثل یک مخدر بی حس کننده نداریم ،
صدای نجواهای درون را میشنویم و سایه به آرامی بالا می آید با تمام غرایز و پیام های سرکوب شده است ، درونی زخم خورده و البته در ابتدا ناتوان ،
فایده ای ندارد بیش از آن قدرت دارد که بتوانیم ساکتش کنیم، پس در سرکوب دوباره اون راه به جایی نمی بریم
و بعد آرام آرام همه چیز را می بلعد ، و مرگ پرسونا فرا میرسد ، گویی دیگر آنچه در نمایش می بینیم به تمامی فقط سایه است

نمایش را ببینید دوستان
خدا را شکر بعد از دو سال دوباره یک تآتر خیلی خوب دیدم!...
خیلی از گفتنی‌ها را دوستان گفتند و من چیزی برای اضافه کردن ندارم. جز اینکه، وسط نمایش خودم را پیدا کردم. اول ترس داشتم؛ که نکند قرار است فقط به تماشای یکسری نماد و فرم محض بنشینم و بعد از دیدن باید شروع کنم کنکاش در نظریه‌های مختلف. اما خب، نه. برای من اینطور نشد.
من خیلی راحت خودم را پیدا کردم. خودم را دیدم. نمایش به طور اتفاقی از یک احساس سرکوب‌شده‌ی مشترک‌مان می‌گفت، که من از یکجایی به بعد، جای روی صندلی بودن، وسط سن بودم!... بعد از نمایش هم، با بغض در آغوش کارگردانش.

شد سومین تآتر زندگیم که وسط سالن و حین اجرا گریه‌ام گرفت!...
بخروشیدم گفت خموشت خواهم

خاموش شدم گفت خروشت خواهم
.
.
.
به جای گپ بیشتر در باب نمایشی که البته خوب بود و دوستان لطف کردند و پیشتر با حوصله نوشتند میخوام کمی گله کنم از مسئولین سالن با صندلی های بسیار بد که جدا از سر و صدای ناشی از تکان تماشاچی خسته به شدت موجب درد کمر می شد و نشستن طولانی را سخت می نمود و دوم از ینکه شاید برای چنین نمایشی نیاز بود به تماشاچی ها نکاتی را در باب سر و صدا پیش از نمایش گوشزد می کردند. و همینطور شکوه ای که از تماشاگر های این روزهای تئاتر و سینما دارم و برام عجیب و زجر آوره و اون خنده های بی دلیل در تراژیک ترین صحنه های ممکن و یا چک کردن های مدام گوشی و بی توجهی به حقوق سایر عزیزانی که بلیط تهیه کردند و انتظار کمترین آلودگی صوتی و نوری، کمینه در سالن های تئاتر، رو دارند.
کاملا موافقم،در اون سکوت مطلق صدای عجیب غریب صندلی ها واقعا آزاردهنده بود
۱۷ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
با این پیش فرض میتوانید حس بهتری از اجرا را درک و تفسیر کنید


بر اساس نظریه‌ی زیگموند فروید، شخصیت انسان پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و تک جزئی نیست. وی در نظریه‌ی روانکاوی معروف خود، شخصیت انسان را شامل سه عنصر نهاد (ID)، خود یا ایگو (Ego) و فراخود یا سوپرایگو (Superego) می‌داند. ترکیب این سه عنصر شخصیتی باعث ایجاد رفتارهای پیچیده‌ی انسان‌ها می‌شود.
طبیعی است که هر کدام از این اجزا نقش منحصر به فردی در شخصیت فرد دارد. بنا به تئوری فروید، جنبه‌های خاصی از شخصیت شما بسیار قدیمی‌تر هستند و ممکن است بعضی از عملکردهای شما تحت فشارهای ذاتی باشد. از طرفی، دیگر بخش‌ها در حال مقابله با غرایز شما هستند و تلاش می‌کنند که با توجه به واقعیت موجود به خواسته‌های خود برسید.
در ادامه نگاه دقیق‌تری به این بخش‌های کلیدی شخصیت می‌اندازیم و اثر هریک را به صورت جداگانه و ترکیبی بررسی می‌کنیم.
نهاد
• نهاد تنها جزئی از شخصیت است که از زمان تولد حی و حاضر است.
• این جنبه از شخصیت کاملا ناخودآگاه است و شامل رفتارهای غریزی و ابتدایی می‌شود.
• به گفته‌ی فروید، نهاد منبع تمام انرژی‌های روانی است و آن را جزو اصلی شخصیت می‌داند.
• نهاد افراد بر اساس ارضای فوری خواسته‌ها است. به این ترتیب که فرد می‌خواهد سریعا به همه‌ی نیازها و خواسته‌هایش پاسخ داده شود. به طوری که اگر به آن خواسته نرسد دچار حالت اضطراب و تنش خواهد شد.
• رفع گرسنگی و تشنگی از جمله اقداماتی است که بر اساس نهاد صورت می‌گیرد.
نهاد در اوایل زندگی نقش بسیار مهمی دارد؛ چرا که باعث برآورده کردن نیازهای نوزاد می‌شود. به این ترتیب، نوزاد گرسنه در مواقعی که نیاز به غذا دارد یا احساس ناراحتی می‌کند با گریه کردن به خواسته‌اش می‌رسد.
با این حال، ارضای فوری نیاز همیشه واقعی یا حتی ممکن نیست. اگر زندگی ما تحت سلطه‌ی لذت‌هایمان باشد، ممکن است برای رسیدن به خواسته‌ها و هوس‌هایمان به حریم دیگران تجاوز کنیم که البته این نوع رفتار مخرب بوده و از نظر اجتماعی غیر قابل قبول است. به گفته‌ی فروید، نهاد انسان‌ها تلاش می‌کند تا با پیروی از اصل لذت و با استفاده از امور اولیه نیازهای او را رفع کند.
ایگو
• ایگو ... دیدن ادامه » جزئی از شخصیت است که مسئول برخورد با واقعیت‌ها محسوب می‌شود.
ا بنا به گفته‌ی فروید، ایگو در واقع به دنبال توسعه‌ی نهاد شکل می‌گیرد و بر اساس آن فرد روش‌هایی را انتخاب می‌کند که در دنیای واقعی قابل قبول باشد.
• توابع خود شامل مواردی چون آگاه، پیش اگاه و ناخودآگاه هستند.
ایگو بر اساس واقعیت عمل می‌کند و به دنبال راهکارهای واقع‌بینانه و اجتماعی مناسب برای رسیدن به خواسته‌ها است. در واقع‌گرایی، هزینه‌ها و مزایای یک عمل قبل از تصمیم گیری به انجام آن برآورد می‌شود. در بسیاری از موارد، نهاد انگیزه و میلی را در ما ایجاد می‌کند و ایگو اجازه می‌دهد که این میل در زمان و مکان مناسب برآورده شود.
علاوه بر این، ایگو تنش‌های ناشی از اتفاقات برآورد نشده را تخلیه می‌کند و تلاش می‌کند تا تا تصاویر ذهنی ایجاد شده توسط نهاد را در جهان واقعی عملی کند.
سوپرایگو
• آخرین جزء توسعه یافته در شخصیت انسان‌ها، سوپرایگو است.
ن سوپرایگو جنبه‌ای از شخصیت است که تمام استانداردهای اخلاقی و آرمانی که از والدین و جامعه به دست آورده‌ایم را در بر می‌گیرد. در واقع احساس ما نسبت به درست و غلط از این قسمت ناشی می‌شود.
• سوپرایگو دستورالعمل‌هایی برای قضاوت فراهم می‌کند.
• به گفته‌ی فروید، سوپرایگو در سن پنج سالگی در افراد ایجاد می‌شود.
سوپرایگو دارای دو بخش است:
۱. خود ایده آل: خود ایده آل شامل قوانین و استاندارهایی برای رفتارهای خوب است. این رفتارها، رفتارهایی هستند که از سوی والدین و نظام ارزشی حاکم تایید شده هستند. رعایت این قوانین منجر به احساس غرور، ارزش و دستاورد خواهد شد.
۲. وجدان: وجدان شامل مواردی است که از نظر والدین و جامعه بد تلقی می‌شود.این گونه رفتارها معمولا ممنوع است و عواقبی چون احساس گناه و مجازات را به دنبال خود دارند.
سوپرایگو کمک می‌کند که عملکرد ما متمدنانه باشد. از این رو بر این اساس کار می‌کند که تمام امیال غیر قابل قبول نهاد را سرکوب کند و به جای اقدام بر اساس اصول واقع گرایانه‌ی ایگو بر مبنای استانداردهای آرمانی عمل کند. سوپرایگو در ضمایر آگاه، پیش آگاه و ناخودآگاه جای دارد.
تعامل نهاد، ایگو و سوپرایگو
با توجه به تضاد زیادی که بین این عناصر درونی وجود دارد، می‌توان تصور کرد که درگیری‌هایی بین آن‌ها به وجود می‌آیند. در اینجا فروید از اصطلاح «قدرت ایگو» استفاده می‌کند که به توانایی‌های ایگو فارغ از نیروهای دیگر اشاره دارد. فردی که قدرت ایگوی مناسبی دارد می‌تواند فشارهای ناشی از دو نیروی دیگر را مدیریت کند. در حالی که قدرت ایگوی خیلی کم یا خیلی زیاد می‌تواند باعث اخلال شود.
به گفته‌ی فروید، کلید یک شخصیت سالم، تعادل بین هر سه عنصر نهاد، ایگو و سوپرایگو است.
متن فوق با کمی اصلاح از نظریه های فروید کپی شده .
یک اجرا باریتمی کند کسالت بار و چرتی دلچسب
ممنونم از گروه که سکوت رو رعایت کردند تا عده ای بتونند راحت استراحت کنند
امتیاز من به کار ۴/۱۰
ارزش بلیط بها ۵ هزار تومن
۵هزارتا تک تومنی؟؟؟؟؟؟!!!!!!
۱۲ بهمن ۱۳۹۷
عالی ممنون
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
جناب خورشیدی نازنین
اول اینکه ممنون برای خواندن احساس من چون نقد تا این فرم چند کلمه ای بی ربط فاصله اش بسیاره
چند وقت پیش مبحثی تحت عنوان لذت حین اجرا و اثر پسا اجرا رو با چند نفر از دوستان صحبت کردیم ممکن سر یک اجرا به هر دلیلی لذت نبرید و بعدش اثر شگرفی در شما بجا گذاشته باشه
ممکنه حین اجرا کیفور باشید به هزار دلیل و بعدش به کار که فکر کنید با یک اجرا ضعیف به لحاظ ذهنی روبرو بشید
که البته به لحاظ اصول موجود بی معنی است پس مثل دلنوشته ها دلی است
اما بلیط بها چون هیچ مرجع و مجموعه ای به صورت قانونی بر قیمت‌گذاری ها نظارت نمی‌کنند فلذا در این آشوب بهای مثلاً فلان نمایش نامه خوانی ۳۵هزار اعلام میشه یک کار تک پرسوناژ
بدون دکور بدون ...
خوب طبیعی است که ما میتونیم بر اساس لذتی که بردیم دکوری که دیدیم بازیگران و.... بگیم برای این کار واقعاً چقدر پرداخت میکردیم راضی بودیم یا چقدر ارزش بلیط بها به ذهن ما بود
سالن دولتی یا خصوصی تعداد بازیگران دکور زمان موسیقی لباس و.... این رو هم در پست های قبلی قرار بود بین من چند نفر از دوستان که فقط دو سه نفر انجامش میدیم
تاثیرش ... دیدن ادامه » هم بهر حال برای گروه خواهد بود اینکه میفهمند چقدر کم فروشی کردند
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از کمترین اتفاقات در تیاتر سکوت است و البته سخت ترین
خیلی سخته بشه تیاتری کار کرد به صورت صامت که تبدیل به پانتومیم نشه
اگر به آثار سینمایی کیم کی دوک کره ای علاقه دارید ایشان فیلمهای در خور ستایشی تو این سبک کار کرده
اما تابستان بیشتر در طراحی صحنه صورت پذیرفته متیازی 100 درصدی خودش رو در نگاه اول مخاطب کسب می کند . و شاید در ابتدا با مقدمه شروع داستان مخاطب را با خود همراه می کند اما به تدریج ارتباط مخاطب با داستان ، شخصیت یا شخصیت ها و همچنین دکور قطع میشه تا اینکه به یک پایان بندی خوب ختم میشه . پس میشه گفت ستون فقرات کار کمی به مشکل بر میخوره که البته این فضای صامت با وجود قرچ و قروچ صندلی های خسته ، ناراحت و پر عذاب مولوی بزرگ کمی مخاطبان را به دنبال صدایی که شبیه باز شدن صدای زیپ یه ساک دستی بزرگ است ، با خود همراه میکند .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما آدم ها، خودمون رو سرکوب می کنیم. براساس دیدگاه فرویدی، تمایلات و سائق هامون رو در روند یک مکانیسم روانشناختی به ناخودآگاه مون منتقل می کنیم. چون «فشار تمدن»، مرزهای اخلاقی قراردادی و من درآری جامعه، قوانین ضد انسانی و والد سرکوبگر و خشن درون مون، اجازه نمیده حتی درباره شون حرف بزنیم، چه برسه که بیان کنیم؛ و این میشه سکوت دردناک، ملال انگیز و هولناکی که در زندگی ما برپاست. نمایش «تابستان» بازنمایی این سکوته.
اغلب چنین به نظر می رسه که نمایش خوش ریتم (از اون اصطلاح های گشاد و بی در و پیکر در ایران) به کاری گفته میشه که ضرباهنگش تند باشه و سیر وقایع و دیالوگ ها با سرعت بالا طی و گفته بشه. اما «رابرت ویلسون» بزرگ به ما آموخت که در ریتم کُند هم زیباشناسی وجود داره؛ چنان که در آثار تارکوفسکی، آنجلوپولوس و کیارستمی میشه چنین ریتم زیبای آرامی رو دید. ... دیدن ادامه » ریتم کند این نمایش، نمایانگر ملال و سرکوب روح ما آدم هاست.
بسیار عالی بسیار عالی آقای سعدی خسته نباشید
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را خواند
صبازاد و شاهین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید