تیوال تئاتر
S3 : 21:08:56
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بخش گفتمان، تکه‌‌هایی از تیوال برای گفتگو و بحث درباره موضوع‌های مشخص می‌باشد که هدفمند و جهت‌دار پیش می‌روند. در دوره‌های‌ زمانی، یک موضوع برای گفتمان ارایه شده و همه دیوارنوشته‌ها و نظر‌های این دسته‌بندی به آن پیوسته و در آینده نیز قابل بازیابی و مرور خواهد بود.
دقت فرمایید که برای شرکت در گفتمان، نوشته خود را تنها در همین دسته‌بندی بنگارید.
سلام لطفا با خانم آزاده زارعی عزیز بازیگر نقش پری در نمایش پری که در حال اجراست مصاحبه کنیییییددددد سپاسگزارم..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه دوستان
به اطلاع می رسانم که چند تا از کارهای خانم پری صابری به صورت نمایش خانگی در آمده و قابل تهیه می باشد.کارهایی که تا حالا حاضر شدن

فروغ فرخ زاد به کارگردانی پری صابری
لیلی و مجنون به کارگردانی پری صابری
رستم و اسفندیار به کارگردانی پری صابری

این نوشته فقط جهت ازلاع دوستداران تئاتر و فرهنگ ایران و ایرانیان است و هیچ سود و منفعتی در پی آن برای من نیست

زندگی تون پر آرامش
ماه، نیلوفر ثانی و مهدی حسین مردی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
* کسی میدونه سینمایی سینما نیمکت استاد رحمانیان چه زمانی اکران میشه؟
آخه علی عمرانی هم بازی کرده:)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام لطفا بفرمایید چرا مصاحبه ی استاد رضا عمرانی رو بلاک (مسدود)کردید ؟؟!!! موفق باشید....
مجتبی مهدی زاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام .لطفا با خانم آزاده زارعی عزیز بازیگر نمایش کمدی شام آخر مصاحبه کنید .سپاسگذارم.
مجتبی مهدی زاده این را خواند
چه پیشنهاد خوبی فکر می کنم از جذاب ترین و شنیده ترین گفتگو ها شود !!!!
۲۰ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام .لطفا با خانم آزاده زارعی عزیز بازیگر نمایش کمدی شام آخر مصاحبه کنید .سپاسگذارم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستای عزیز


امکانش هست با کسانی که سیمرغ گرفتند یه گفتگویی داشته باشید؟!

مخصوصا بخش نگاه نو و هنر و تجربه...

یا مثلا با آقای جلیلوند و برادرشون...

خیلی ممنون میشم اگه این کار انجام بشه...
:)
اگه امکانش هست با بهرام توکلی.باران کوثری.هومن سیدی و سحر دولتشاهی به واسطه سیمرغ گرفتن و هم چنین با الهام کردا به عنوان بهترین بازیگر زن جشنواره تاتر گفت و گو کنید.
۲۳ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سوال داشتم؟؟ ×× کیست مرا یاری دهد!!!

اینجا فقط مختص بیان سوالات هست ؟؟

امکان معرفی افراد خارج از نمایش ها برای گفتگو وجود داره ؟؟

فقط باید عواملی که نمایش در حال اجرا دارند و برای گفتگو معرفی کرد ؟؟
وحید هوبخت این را دوست دارد
درود بر شما
بله
میتوانید پرسش های خود را درباره هنرمند مورد نظرتان در این بخش بنویسید
نه الزاما پرسش شما در گفتگویی به فراخور زمان مربوطه مطرح خواهد شد
سپاس از توجه شما
۳۰ دی ۱۳۹۳
خیلـــــــــی ممنون آقای عسگری!!!
۳۰ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در باب نمایش جمعه کشی

درود و سلام خدمت شما نازنینان
مصاحبه و موسیقی ای که در این فایل صوتی می شنوید
مربوط می باشد به گفت و گوی من با آقای "کامبیز بنان"
کارگردان نمایش "جمعه کشی"
که در حال حاضر ، در سالن گوشه، فرهنگسرای نیاوران
در خال اجراست ،
به علاوه موسیقی این نمایش که توسط "مهرداد بهزاد اول"
و گروه شرنگ ساخته شده.
.......................................................................................................
لینک دانلود فایل با کیفیت بالا:

http://s5.picofile.com/file/8144790342/gome_koshi.mp3.html

لینک ... دیدن ادامه » دانلود فایل با کیفیت پایین:

http://s5.picofile.com/file/8144790642/gome_koshi02.mp3.html
....................................................................................................
دوستتون دارم
و
ماااااااااااااااااااااااااااه باشید
محمد رحمانی این را دوست دارد
سپاسگزارم جناب بهنام

مرسی از رادیوی موفقت
۱۶ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام وعرض خسته نباشید. در صورت امکان با خانم الهام نامی بازیگر ترانه های محلی هم مصاحبه ای ترتیب دهید.
باسپاس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام وعرض ادب
موفق به خرید بلیط نمی شوم بااینکه چند روز زودتر اقدام میکنم
الان مدت مدیدی است بلیط تئاتر ننه دلاور وننه دلاور پشت دررا جویا هستم
راهنمایی بفرمایید
گیشه تئاتر شهر هر روز ساعت 4 بلیط می‌فروشد
۲۹ مرداد ۱۳۹۳
چرا در بخش آوای تیوال نوشتید
در صفحه نمایش بنویسید یا دیوار
۳۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با تشکر از همه ی دوستان مصاحبه گر... در این اواخر در اکثر مصاحبه ها شاهد سئوالات یکنواخت و شبیه به هم هستیم. مصاحبه هایی که شبیه به آن در انواع خبرگزاریها و روزنامه ها دیده می شود. درخواست دارم با نیم نگاهی به صفحه ی هر نمایش، سئوالات مصاحبه ها تنظیم بشن، دوستان تیوالی نظراتشون رو درباره ی نمایشها می نویسن، بیایید سئوالات را در راستای نظرات این دوستان از هنرمندان عزیز طراحی کنید. اینجوری شاهد یکنواختی کمتری در مصاحبه ها خواهیم بود. یا حداقل مصاحبه ها متفاوت می شن... شما می توانید نماینده ی صداهای ما باشد... ممنون از همه ی مصاحبه کنندگان عزیز
عبدالرحمن عزیزی این را خواند
نیلوفر و محمد عسگری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و درود ..ممنون میشم اگه با اقای احمد مهرانفر مصاحبه داشته باشید به بهانه اجرای تاتر خشکسالی و دروغ
نوید اشرفی، محمد عسگری و آی سان این را دوست دارند
حتما
ممنونم از توجهتون
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مقاله ای انتقادی از فرزین صابونی که در مجله چاپ شد.

http://sowt.ir/guestbook/item/663-این-روستا-هنوز-اینترنت-ندارد؛-مودم-بی‌سیم-آورده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
تشکر از همه دوستانی که مطلب نوشتند و بحث ها را دنبال کردند.
امروز سالنامه صنعت و توسعه منتشر شد و خوشبختانه بدون افزایش قیمت و با همان قیمت همیشگی یعنی 3500 تومان در دسترس است.
مطلب برگزیده تیوال هم با کمی تغییرات که آقای سعید د انجام دادند، در کنار مقاله ای از فرزین صابونی و میزگردی مفصل به چاپ رسید.
خیلی از بحث های تیوال برای طرح سوال به ما کمک کرد و سعی کردیم در کنار ریشه یابی ها به برخی
مسائل روز هم بپردازیم.
خوشحالمان می کنید اگر هر انتقاد یا نظری داشتید در همین صفحه مطرح کنید.
برقرار باشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سپاس از همه کاربران ارزشمند و اندیشمندی که به نگارش مقاله یا مطالعه در این گفتمان پرداختند به آگاهی می رسد نوشته آقای "سعید د" با شناسه زیربنای "ripifigi" از سوی مجله صنعت و توسعه برای چاپ در سالنامه این مجله برگزیده شد و هماهنگی های لازم با ایشان در این باره انجام شد.

شادباش به این کاربر خوبمون.
انتظار یک آفت بزرگ در تمامی عرصه هاست.

واضح است که در جامعه ای متعالی بالاترین جایگاه ازآن هنرمندان است و هیچ هنرمندی دغدغه ی نان ندارد. اما متاسفانه اصولا جوامع بسیار با آنچه باید باشند فاصله دارند و انتظار اینکه روزی برسد که هنرمند را حلوا حلوا کنند بسیار ساده انگارانه است.

من نجات هنرمندان را در قطع طمع(به لحاظ مادی و حتی معنوی) از هنرشان میدانم. تا زمانی که هنرمندان ما منتظرند که دولت گوشه ی چشمی به آنها نشان دهد تا بتوانند از هنرشان معیشتشان را تأمین نمایند هیچ گشایشی حاصل نخواهد شد.

هنرمند ما باید بداند هنر برای او جز دردسر چیزی ندارد و از این نمد نمیتواند کلاهی برای خود بدوزد. هر گاه هنرمند ما با این دید سراغ هنر برود پیروز خواهد بود. آن روزی که هنرمند ما بگوید از دولت هیچ انتظاری ندارد و دولت هر گلی بزند به سر خودش زده و هنرمند ما نیازی ... دیدن ادامه » به تفقدش ندارد و بدون حمایت دولت نیز خوشبخت است هنر در مملکت ما شکوفا خواهد شد.

حمایت از هنر و هنرمند باید خواستی مردمی باشد. باید روزی بیاید که اولین خواست مردم از رئیس جمهورشان حمایت از هنرمندانشان باشد. اگر هنرمندان ما از دولت اظهار بینیازی کنند صدای مردم در حمایت از هنرمندان بلند خواهد شد.

طمع حتی در معنویات آفتی بزرگ و موجب حرمان است.
ابرشیر این را خواند
سیامک قلی زاده، مجله صنعت و توسعه و کیمیا توکل نیا این را دوست دارند
راستش نفهمیدم که این نوشته، نظر واقعی شماست یا نوعی از "قهر کردن" ؟
۰۸ اسفند ۱۳۹۲
آره دیگه دقیقا منظور منم همین بود!
۰۹ اسفند ۱۳۹۲
یه چیزی تو مایه های سقراط نمایش سقراط مد نظرم بود. البته همان طور که اشاره کردید هنرمندی که بخواد هنر شیطانی ارائه بده دستش خوب بازه
۰۹ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اقتصاد ایرانی...تئاتر ایرانی

«برای ما ایرانیها همیشه این دو واژه دور از هم ایستاده اند. فاصله شان شاید اندازۀ فاصلۀ دو نیمکرۀ مغز باشد. هیچگاه نخواسته ایم وجه اقتصادی یک مقوله فرهنگی – هنری را باور کنیم و کمتر تعریف دقیقی برای آنچه "اقتصاد تئاتر" نامیده می شود ارائه داده ایم . نخواسته ایم باور کنیم که این دو با هم می توانند اتفاق بیافرینند. کنار یکدیگر می توانند هنرمند را بی نیاز و مخاطب را راضی و راغب نگهدارند. ما شیوه ای نو درانداخته ایم و این دو مفهوم وابسته و ناگزیر از یکدیگر را درعین ناباوری جدا کرده ایم.» اینها تلقی یک علاقه مند تئاتر از "اقتصاد تئاتر" است. کسی که مدام اخبار آن را پیگیری می کند و گلایه های دست اندرکاران این هنر از مسائل مادی آن را صادقانه می پندارد.
به نظر این تماشاچی، مخاطب در دوری این دو مفهوم از یکدیگر کمترین نقش را داشته ... دیدن ادامه » است. تماشاگر می داند، شرایط را درک می کند و میان این همه زرق و برق، تئاتر را برای تصفیه روح، لذت بردن و البته سرگرمی برگزیده است. او تمام درد و دلهای بازیگر مورد علاقه اش(که او را با چند حرکت جادو می کند) می داند و تمام گلایه های کارگردان اسطوره ایش را بارها شنیده است. او از دستمزد بازیگران و اجرا بهای سالنهای نمایش در آن طرف آبها هم خبر دارد. او هم دوست دارد اوضاع برای همه کمی بهتر باشد؛ اما از همه دستش کوتاهتر است. شاهد دعواهایی است که فقظ دود آنها در چشمش می رود. او می داند که کار ارزشمند هنری قیمت ندارد اما برای دیدن این کار ارزشمند لاجرم باید دست در جیب لاغرش بکند. پس کم کم نگران خودش می شود. دیگر حرفها و شکوایه های تکراری دلش را به درد نمی آورد. دوست ندارد اگر با بالا رفتن قیمتها از خرید چه و چه صرف نظر می کند، از تعداد مراجعه اش به سالنهای نمایش در ماه بکاهد...با این حال تماشاچی علاقه مند در این ملغمه و در این اوضاع "کی بود، کی بود، من نبودم" که همه فریاد "مردم فهیم" سر می دهند و تقصیرها را بر گردن یکدیگر می اندازند؛ از همه با وفاتر است. باز هم بلیت می خرد. خودش را جایی میان صندلیهای ناراحت تئاترشهر، کنج یکی از سالنهای ایرانشهر و یا روی تشکچه تالار شمس جا می کند و برای هنرمندش دست می زند.
پ.ن:در این نوشته به دنبال بحثهای کارشناسی نبودم زیرا طبیعتا خود را کارشناس نمی دانم. پس سعی کردم از دید یک تماشاچی به حاصل انچه میان مسئولان و هنرمندان این عرصه می گذرد نگاهی بیندازم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقای رحمانیان شما من را می ترسانید! / البته من هم پر از تناقضم.
تصویر آن روزتان از ذهنم پاک نمی شود. مطمئنم که شما یادتان نمی آید. 25 بهمن بود، سالش هم بماند. لابد شما و همسرتان هم مثل ما برای خرید کادوی ولنتاین به خیابان آمده بودید. بی نهایت از دیدنتان خوشحال شدم و به واسطه دوست مشترکمان کمی هم راحع به آن روز و احوال حرف زدیم. بعد از آن اتفاقات تلخی افتاد و شما هم مجبور شدید که مدتی غایب باشید. اما آقای رحمانیان چقدر عجیب بازگشتید! مشتاق دیدار دوبارتان بودم ولی افسوس که میسر نشد و نیست. ترانه های قدیمی را که از دست دادم ، آرش ساد و این "آخری" هم که نقلی دیگر دارد. آقای رحمانیان، من همیشه بدبین بودم و خواهم ماند، چراکه در این مملکت خوشبینی آدم را افسرده می کند، امیدها خیلی راحت به یاس تبدیل می شوند ولی اگر بدبین باشید اتفاقات کوچک هم به شما امید می دهد. ... دیدن ادامه » آقای رحمانیان دلایلتان برای قیمت بالای آرش ساد خیلی ها را قانع نکرد و کارتان را ندیدند، من را قانع کرد ولی باز هم کارتان را ندیدم! خب گاهی اوقات دست آدم تنگ است دیگر! آقای رحمانیان، چهره افرادی که مغرور یا از جنس مافیا می شوند در نظرم ترسناک می شود. البته این کاملاً شخصی و سلیقه من است. عجیب است چهره کسانی که اشتباهات بزرگ می کنند یا از عقیده و تفکرشان متنفرم برایم انقدر ترسناک نمی شود! (مثلا همین علیرضا افتخاری یا...). آقای رحمانیان نسل من درگیر قضاوت نکردن است و البته راحت هم این کار را می کند، من هم می کنم ولی باز برای خودم دلایل دیگری می آورم که قضاوت خودم را باطل کنم. فکر می کنم هر کاری کردید که بلیط ها را بفروشید، به اشکان خطیبی که عادت کردیم، نام بهروز صفاریان، جان لنون، یلو داگز و فرهاد مهراد را هم اضافه کردید. رضا یزدانی را داشت یادم می رفت، از تصویر او و مصاحبه آخرش با روزنامه اعتماد می گذرم که حالم را خراب می کند. این همه اسم را به صف کردید که 10 تا آهنگ خارجی کاور کنید؟ یا ادای دینی به یلو داگز و فرهاد مهراد؟. آقای رحمانیان با خودم فکر می کنم شاید مدتی که در فرنگستان بودید با چیزی به اسم کنسرت-تئاتر مواجه شدید و خواستید که این مدل از تئاتر را هم به ما نشان دهید و حس خوبتان را با مخاطبان در میان بگذارید. شاید چند کار مختلف را با هم کردید که جدا جدا پولش را از ما نگیرید. آقای رحمانیان من از درآمدهای پایین و هزینه های بالا با خبرم و قضاوتم هم به نتیجه نمی رسد اما چرا چهره شما هم در حال تغییر است؟ شاید شما هیچ کاری نکردید که قضاوت من به نفع شما تمام شود، شما هیچ تلاشی برای روشن کردن ابهامات نکردید. شما شاید در حال جدا شدن از بدنه مردم هستید!. آقای رحمانیان من به اقتصاد آزاد باور دارم و از شعارهای سوسیالیستی هم خوشم نمی آید. دوست دارم که هرکس هرچقدر که می تواند درآمد داشته باشد، دوست دارم شما هر چیزی که می خواهید و با هر قیمتی ارائه دهید. قرار نیست همه توانایی خرید هر نوع کالایی را داشته باشند، زمان حقانیت و ماندگاری شما را نشان خواهد داد. آقای رحمانیان، من اما از پوپولیسم بیزارم. اگر اندیشه و تفکر انتقادی در خون شما جریان دارد، اگر نسبت به آنچه در اطرافتان می گذرد بی تفاوت نیستید باید جوابگو باشید و همه چیز را روشن کنید. آقای رحمانیان من نطراتم را بر حق نمی دانم و از اینکه با خودم در تناقضم خوشحال نیستم، خوشحال نیستم که چهره کسانی مثل امیر جعفری به خاطر دوستی و مشاوره دادن به بابک زنجانی در ذهنم خراب می شود. خوشحال نیستم که ممکن است چهره شما هم به زودی برایم ترسناک شود.
کمی ترسناک بود! منظورم میزان گلایه شماست. با این شدت اعتراض مخالفم، اما بااصل حرفتان همدلم. رحمانیان این روزها شاید باید کمی بیشتر با مخاطبش بگوید و بشنود.
۰۵ اسفند ۱۳۹۲
...
عالی
۰۹ اسفند ۱۳۹۲
فوق العاده!
حرفی که از دل برآید بر دل نشیند!
۱۴ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره اقتصاد تئاتر دست کم از سه دیدگاه می توان سخن گفت: اقتصاددان و برنامه ریز، دست اندرکار تئاتر و تماشاگر. اولی و دومی را به اهلش می سپارم و در جایگاه تماشاگر سخن می گویم- که حضورش در سالن نمایش وخریدن بلیط ارتباط اصلی او با اقتصاد تئاتر است. تماشاگر را هم اجازه بدهید به دو گروه تقسیم کنیم: تماشاگر موردی و تماشاگر جدی و پیگیر. برای من و افرادی همانند من که فرهنگ جایی در سبد کالایشان دارد دیدن نمایش خوب با برنامه ریزی درست مهمترین نکته است، مهمتر از تبلیغات و بازاریابی. جور دیگری بگویم: کسی که کمتر با نمایش آشناست و به شکل موردی تئاتر می بیند باید به سوی سالن "جلب" شود که برای این کار نظراقتصاددانها و حرفه ایهای تئاترمهم است. گروه دوم یعنی مخاطب جدی وحرفه ای برای حضور در سالن نیازی به این نوع تبلیغات ندارد اما نیازهای خاص خود را دارد (فراموش نشود ... دیدن ادامه » تعداد این نوع مخاطب اصلا کم نیست و جلب نظرش تا حد زیادی مشکلات مالی تئاتررا کم می کند)، خواسته های او با این پیشنهادها شاید تا حدی تامین شود: 1- لازم است فضای باز و نگاه حرفه ای برای اختصاص سالن و مجوز وجود داشته باشد. شک نکنید کمتر کاری از بیضایی، مرادی ، معجونی، ثمینی... در یک سالن خوب جای خالی دارد. برای این کار دولت فقط باید یک قدم عقبتر بایستد و با حرفه ایها به شکل جدی مشورت کند. 2- وضعیت سالن، نظم خرید بلیط، وضع تهویه، پارکینگ... بسیار روی تصمیم گیری تماشاگر برای حضور تاثیر می گذارد. برای این کارسرمایه گزاری دولتی چندانی لازم نیست. بخش خصوصی مثل همیشه راه خودش را پیدا می کند فقط باید "اجازه های لازم" را به آن داد.3 – می توان ساز و کاری درنظرگرفت که بلیط ها با تخفیف پیش فروش شوند و بخشی از این پول به خود گروههای نمایشی اختصاص یابد که هم زودتر بخشی از سرمایه گزاریشان برگردد وبه قول معروف دستشان بازباشد وهم مخاطب شانس خرید ارزان با برنامه ریزی قبلی پیداکند. این جدا از تخفیف سایتهایی مثل تیوال است.4- تشویقهای خرید، بلیطهای اعضا، تخفیف دانشجویی... تاکنون اجرا شده و اثر مهمی داشته اند. پیشنهاد می کنم چیزی شبیه بن کارت برای مخاطبان (و نه فقط حرفه ای ها یا دانشجویان هنر) ایجادشده و با شرایط خاصی توزیع شود. حتی می توان اعتبار اولیه را با خرید بن کارت ازخود تماشاگر گرفت و گاهی او را با شارژ تشویقی خوشحال کرد! در ضمن می شود با سازمانها و ادارات و وزارتخانه های آموزش و پرورش و آموزش عالی و دانشگاه آزاد و... مذاکره کرد که برای کادرشان به مناسبتهای مختلف این بن کارت را در نظر بگیرند. از مجله برای طرح بحث سپاسگزارم. به امید پیشرفت هرچه بیشتر هنر و اقتصاد نمایش درایران.
پی نویس: به شخصه نمی دانم مجله در دکه ها موجود خواهد بود یا نه و در چه زمانی، چون مشتاقم همه نظرها را بدانم. امیدوارم بعد از چاپ شماره اقتصاد تئاتر مجله صنعت و توسعه پیگیری مطالب آن هم فراموش نشود. باز هم سپاسگزارم (به وِیژه که بر اساس تقاضایشان خیلی سعی ... دیدن ادامه » کردم تعداد واژه ها را رعایت کنم!)
۰۵ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه خوبی است ...مثلا در مورد ادارات و شرکتها که کلی نیروی درس خونده و به اصطلاح یقه سفید دارند برنامه ریزی برای اولا معرفی نگاه به تاتر جدی و ارایه خدمات برای تماشای این نمایش ها خیلی به اقتصاد تاتر و ارتقا فرهنگی کمک می کند....همانطور که همه ادارات و ... دیدن ادامه » شرکتها از برنامه ها و مراسم دعوت ازافراد بدل کار و تقلیدصدا و بذله گو برای انبساط خاطر نیروهایشان فراهم می کنند ....چرا تاتر جدی نه؟
۰۵ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید