تیوال تئاتر
S2 : 21:00:30
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بچه ها ریچارد سوم رو کی دیده نظرتون رو لطفا بگین آیا ارزش جایزه ویژه (5 هزار دلار) رو داشت؟
نداشت

اما مجبورش کردن که داشته باشه
۲۴ بهمن ۱۳۹۰
ما کع یک ماه پیش دیدیم چیز خاصی نداشت
بازی صابر ابر خوب بود اما نه در این حد...
خود نمایش هم واقعا چیز خاصی نداشت
بد نبود...
نمی دونم ، شاید تو جشنواره یه نمایش دیگه اجرا شده!!!
۲۴ بهمن ۱۳۹۰
اصلاً و ابداً
۲۵ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره امسال هم تموم شد و من با دوستان بیشتری از دیوار آشنا شدم...
و خوشحالم که با دوست خوبم آرزو آشنا شدم و منتظریم که اسم خودش رو روی دیوار ماندگار کنه...
1- نظرات دوستان در گفتمان جشنواره دنبال میکنم، با همه ی مشکلات این جشنواره هم تموم شد اما میخواستم یه تشکر کوچیک به سهم خودم از برگزار کننده ها بکنم، اصولن هم دیواریا میدونن که من خیلی وقتا هی شکایت میکنم و نق میزنم که احترام مخاطب تئاتر این نیست، واسه زمین بلیط فروشی نکنین و و و...اما خوب از طرفی فکر کنید هماهنگی اینجور برنامه ها کمی سخته، اونم تو ایران که خوب خیلی فضا پیچیدس، این جشنواره فرصتی بود برای امثال من برای دیدن گروههایی مثل Dazzle، bpzoom، au cul du loup و چهره های قابل احترامی مثل مایکل وگل، اِوا گیاتتی، فلیپ بویی و...و البته چهره هایی مثل ژاک لاسال در تئاتر و نوری بیلگه جیلان در سینما که خیلی دوست داشتم ملاقاتشون کنم اما اومدنشون کنسل شد، اما با این همه بازم ممنون، منم لای همهمه ی جمعیت موندم، منم درگیر خیلی مسائل تماشای اجراها بودم، و اونطور ... دیدن ادامه » که باید نتونستم بعضی اجراها رو با آرامش دنبال کنم اما جشنواره ی فجر؛ جشنواره ی کن، برلین، جشنواره تئاتر کلمبیا، تمپیر و...نیست، و اینجا فرانسه، آلمان، فلاند و...نیست، به هر حال با تموم نقصایی که خصوصیت دیکته های نوشته شدس، میخوام به سهم خودم یه خسته نباشد کوچولو بگم به همه ی کسایی که درگیر برگزاری این جشنواره بودن.
2- چند وقت پیش آقای فراستی در جواب جیرانی درباره ی گلدن گلوب فیلم فرهادی افاضه فرمودن که بعله اساسا گلدن گلوب و اسکار و این جشنواره های اراجیف سیاسی هستن و...ایشون کلی آسمون ریسمون بافتن و یه تبریک خشک و خالی به آقای فرهادی نگفتن، اما اساسا ماها با اونا فرق میکنیم، من به آقای پسیانی و ابر به خاطر موفقیتشون تبریک میگم. اما این به این معنی نیست که "ریچارد سوم" یه شاهکار و هیچ حرفی در انتخاب هیات محترم داوران نیست. از دوستانی که هم اجرای پیش از جشنواره و هم اجرای جشنواره ی این کارو دیدن میخواستم بپرسم تفاوتی در دو اجرا وجود داشت و تغییراتی داده شده بود یا نه؟ چون من فقط اجرای پیش از جشنواره رو دیدم...
درود بر مسعود عزیز . لایک برا شماره ی یک
۱۰ اسفند ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام این چند روز سه کار رو دیدم جنوب از شمالغربی که اصلا جالب نبود یک داستان معمولی که آخرش هم معلوم نشد که کی بچه کیه کی پدر کی مادر فقط اپیزود اول که بازی پیام دهکردی و افسانه ماهیان بود بد نبود که اون هم در کل کار زیاد به چشم نیومد از اقای ایوب آقاخانی انتظار بیشتری داشتم. کار مومیا هادی مرزبان هم که در سه اپیزوده بود می خواست یه جورایی به هم ربط بده ولی زیاد جالب نبود فقط اپیزود سوم با بازی سیروس همتی کمی جالب بود. خود اقای مرزبان که خیلی تپق داشتن. فقط صحنه آخر با موسیقی زیبای محلی و رقص در سایه خیلی جالب و قشنگ بود و من لذت بردم. ولی برسیم به کار اقای حسین پاکدل عشق و عالیجناب عالی بود. بسیار خوب کار شده بود و تمرین خوبی هم داشتن چون هیچ تپقی در کل کار ندیدم و خیلی خوب همه با هم مچ شده بودن یک داستان با روایت زیبا از جوانی تا پیری محسن عالیجناب که ... دیدن ادامه » خیلی قشنگ جوانی و پیری را در کنار هم نشون داده بود همه چی خوب بود. به خصوص بازی سیامک صفری و بابک حمیدیان که بسیار عالی بود.
اقای ایوب اقاخانی اگر نمیتوانید داستان پر کشش و زیبایی رو طرح کنید

خب بروید نمایش نامه های خارجی رو کار کنید

مولف بودن به قیمت ناراضی و گنگ بودن تماشاگر

۲۳ بهمن ۱۳۹۰
در مورد اجرای مومیا با شما موافقم.اولا کار با تاخیر زیاد اجرا شد.انگار با دکور تمرین نکرده بودن...
تپق های آقای کارگردانم که چندباری تو ذوقمون زد...
فقط پرده آخر خوب بود.باز خوب صبا کمالی و سیروس همتی.
۲۳ بهمن ۱۳۹۰
در مورد جنوب از شمالغربی کاملا موافقم اپیزود سوم که کاملا گنگ و نامفهوم بود ولی انصافا بازی آقای دهکردی زیبا و تاثیرگذار بود
۱۰ اسفند ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برگزیدگان بخش «مسابقه ایران» سی امین جشنواره تئاتر فجر اعلام شد

داوران: هما روستا، مهدی هاشمی، دکتر مسعود دلخواه، امین تارخ و دکتر محمدباقر قهرمانی

*طراحی صحنه*
... تقدیر: «رضا عباسی و امین سالاری» طراحان صحنه نمایش «رویای تفتیده» از بیرجند

برگزیده بخش طراحی صحنه: «شیما میرحمیدی» طراح صحنه نمایش «به مراسم مرگ داداش خوش آمدید»

*موسیقی*
هیأت داوران در این بخش هیچ انتخابی نداشت

*بازیگری مرد*
تقدیر:
1- گروه بازیگران نمایش «پری»
2- ... دیدن ادامه » «حسین امیدی» بازیگر نمایش «به مراسم مرگ داداش خوش آمدید»

برگزیده بازیگری مرد:
«حمیدرضا آذرنگ» بازیگر نمایش «خون رقصه»

*بازیگری زن*
تقدیر:
1- «گیتی قاسمی» بازیگر نمایش «خون رقصه»
2- «نسیم ادبی» بازیگر نمایش «خون رقصه»

برگزیده بازیگری زن:
«ثریا شیرزادی» بازیگر نمایش «مرگ کسب و کار من است» از کرمانشاه

*نمایشنامه نویسی*
تقدیر:
1- خیرالله تقیانی پور نویسنده نمایشنامه «پری»
2-«صحرا رمضانیان» نویسنده نمایشنامه «مرگ کسب و کار من است» از کرمانشاه

برگزیده بخش نمایشنامه نویسی:
«سلما رفیعی» نویسنده نمایشنامه «به مراسم مرگ داداش خوش آمدید»

*کارگردانی*
تقدیر:
1- «حسین پاکدل» کارگردان نمایش «عشق و عالیجناب»
2- «آرش دادگر» کارگردان نمایش «بازگشت افتخار آمیز مردان جنگی»

برگزیده بخش کارگردانی:
«سمانه زندی نژاد» کارگردان نمایش «به مراسم مرگ داداش خوش آمدید»

*اثر منتخب دانشجویی در بخش نگاه ویژه*
نمایش «ویران» به کارگردانی «یوسف باپیری»

*اثر منتخب از منظر معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه*
نمایش «آدمکش» به کارگردانی «محمد زوار بی ریا»
سلام جناب هاشمی عزیز ممنون از زحمتی که با حوصله وصرف وقت گرانقدرتان بجای مسئولین پر تلاش تیاتر کشیدید. تیاترمهجورتر از همیشه ایران
۲۳ بهمن ۱۳۹۰
سلام من که زحمتی نکشیدم. خبرنگار هم که نیستم دیدم نتایج اومده در سایتها گفتم بد نیست اینجا هم اطلاع رسانی بشه:) به امید روزهای بهتر...
۲۳ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برگزیدگان بخش «بین الملل» سی امین جشنواره تئاتر فجر اعلام شد

داوران: گلاب آدینه، دیتر تاپ، کن کامرون، سعید کشن فلاح و دومینیک کمپل

*موسیقی
«مسعود سخاوت دوست» آهنگساز نمایش «دو لیتر در دو لیتر صلح» از ایران

*طراحی صحنه
«یوشیکاتسو ایتو» طراح صحنه نمایش «قصر مه آلود» از ژاپن

*بازیگری مرد
«صابر ابر» بازیگر نمایش «ریچارد سوم» از ایران

*بازیگری زن
«ناتالی منتا» بازیگر نمایش «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» از ایتالیا

*نمایشنامه ... دیدن ادامه » نویسی
«حمیدرضا آذرنگ» نویسنده نمایشنامه «دو لیتر در دو لیتر صلح» از ایران

*کارگردانی
«آتیلا پسیانی» کارگردان نمایش «ریچارد سوم» از ایران

*جایزه ویژه
نمایش «قصر مه آلود» محصول «شرکت Dazzel» از ژاپن

*برگزیده جایزه بزرگ
گروه نمایش «ریچارد سوم» به کارگردانی «آتیلا پسیانی» از ایران
الان از اختتامیه اومدم

حمید رضا آذرنگ بهترین بازیگر مرد هم شد برای بازی در نمایش خون رقصه
۲۲ بهمن ۱۳۹۰
برای مهدی شارعی عزیز ؛ میشه گفت تو این چند سال پنج شش تا از کار های آتیلا پسیانی رو دیدم و نقد کردم ریچارد سوم رو هم تو اجرای عموم اش دیدم. این کارش رو فقط میخوام با کارهایی خودش مقایسه کنم و باید بگم که بهترین کاری بود که از آتیلا دیدم . اغلب کارهاش گنگ ، ... دیدن ادامه » بدون پیرنگ و صرفا روایتی تجربی از یک ایده بوده که عمدتا نمیتونست با مخاطبش چه خاص و چه عام ارتباط برقرار کنه . ایراد کارش نه بخاطر فهم نشدن یا تجربی بودن کار بلکه بخاطر استفاده از مضمونی که صرفا ذهنی بوده و نمایش ضعیف و ناقص اون مضمون بوده اما ریچارد سوم که اقتباسی از فرمانروا ریچارد مکبث بود و بر اساس این اقتباس ریچارد تو این نمایش فرمانروای یک زباله دونی شده بود و جدال بر کسب قدرت و حفظ قدرت و ترفند هایی که برای این منظور زده میشد با ااون شیوه اجرایی ، و البته قاب بندی زیبا و کمپوزیسیون ها و طراحی صحنه که از نظر من ستودنی بود باعث شد که اعتراف کنم بهترین کاری بود که از آتیلا پسیانی دیده بودم اما بی شک این مقایسه صرفا با کارهای خودش بود و هیچ مقایسه ای با آثار اجراشده در جشنواره نکردم .
۲۳ بهمن ۱۳۹۰
برای آقای فرنیان
هر ایده و کار بکری صرفا خوب یا بد نمی تواند باشد.با تحلیل و نقد است
که می توان یک ایده را پخت و معایب آنرا کشف کرد و در جهت بهبودی آن حرکت کرد.
من نمی توانم نظر دوستانی را که بدون تحلیل نمایشی را رد می کنند بپذیرم
حتی ممکن است نمایشی واقعا ... دیدن ادامه » خوب نباشد ولی چه زیباست که این خوب نبودن با تحلیل و نقد همرا باشد تا خواننده قانع شود.
برای کارهای آقای پسیانی نیز نقد بنویسیم تا نواقص آن (که شاید کم هم نباشد)مشخص شوند.
۲۳ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لئو اجرایی پر از خلاقیت و نو آوری دیدن دو تصویر همزمان از دو زاویه مختلف که بازیگر رو در دو حالت کاملا متفاوت از نظر موقعیت قرار گرفتن داخل صحنه نشون میداد که این کار رو خیلی جالب کرده بود قرار گرفتن داخل یک جعبه شاید هم میشه گفت گیر افتادن تلاش برای سرگرم کردن خودش و پیدا کردن همدم و دوست با کشیدن نقاشی روی دیوار یه گربه یه پنجره که یه پرنده نشسته کنارش و یه میز با دو تا صندلی... بدن آماده بازیگر و موسیقی خوب نور و طراحی صحنه. کار خیلی فوقالعاده ای بود که آدم واقعا حیرت زده میشد از ایده. و اجرا خیلی جالبه که تو پاندورا هم در آخر از بالای جعبه راه رهاییشون رو پیدا کردن وتو لئو هم از یه محفظه که از داخل چمدونش که به دیوا ر وصل شده بود.
اپیزود 3 تالار مولوی

دخترک دارد به آقایی که شماره صندلی می‌دهد التماس می‌کند که شماره‌ی 6 و 7 را بدهد به او. آقای شماره صندلی دهنده اما می‌گوید نمی‌شود خانوم، برای VIP‌ست! دختر یک ربعی هی التماس می‌کند، ولی همان جواب را می‌شنود. دلش برای خودش و التماس کردنش می‌سوزد، این را از چهره‌اش می‌شود فهمید.
جمعیت ایستاده‌اند بروند داخل سالن، همه تا مرز له شدن رفته‌اند. جمعیتی که زمان زیادیست منتظرند. آقایی که جمعیت را می‌فرستد داخل سالن داد می‌زند VIPها بیایند داخل! جمعیتِ در حال له شدن باید راه را باز کنند تا آقایان و خانم‌های VIP بروند داخل، لابد از دفعه‌ی بعد فرش قرمز هم باید برایشان پهن کنیم وسط این ازدحام!
با هزار بیچارگی وارد سالن شده‌ایم. پی شماره‌مان می‌گردیم. نشسته‌اند روی صندلی ما! می‌گوییم آقا و خانم، این‌جا صندلی ماست. با وقاحت تمام ... دیدن ادامه » زل می‌زنند توی چشمانان و می‌گویند: ما VIP هستیم! می‌گوییم ما بابت این صندلی‌ها پول داده‌ایم، ککشان نمی‌گزد، دلشان گرم است به اینکه VIP هستند. مسئولین سالن را می‌خواهیم، کسی پاسخگو نیست چون ایشان VIP هستند!!! تصورش را بکنید که VIP گرامی بچه‌ی یک ساله به بغل آمده تئاتر ببیند و تصورش را بکنید که وسط تئاتر بچه ونگ ونگ کند! شاکی می‌شویم و جایمان را می‌خواهیم همچنان. طلبکارند انگار! VIPها همه پشت هم، به ما می‌توپند و ما را محکوم می‌کنند! دست آخر جای خودمان را با ترحم می‌خواهند به ما بدهند! هر چند این هم نمایش مظلوم نماییشان است، چون در نهایت این ماییم که با چهره‌های گر گرفته روی زمین می‌نشینیم و بعد بی تمرکز و عصبی، تئاتر را می‎بینیم و وقتی بعد از 100 دقیقه اجرا می‎خواهیم از سالن خارج شویم با کمر له شده و پاهای خواب رفته افلیج شده‌ایم و پایمان خشک شده! جالبش این است که به آقا و خانم نگاه می‌کنیم، انگار ارث پدرشان را از ما می‌خواهند همچنان!!! حتی یک ذره هم وجدانشان ناراحت نیست! دلمان به حال فرهنگ این سرزمین می‌سوزد اگر این قشر با فرهنگش باشند! آه از این فرهنگ غنی!
آقای ایکس نیامده بود و به دلیل انتظار برای آمدن ایشان تئاتر با 45 دقیقه تاخیر آغاز می‌شود!!! تاخیری که جدای از این همه وقت سوزی، باعث می‌شود بلیت‌های تئاتر ساعت بعدمان نیز بسوزد! زمان خرید و ارنج کردن نمایش‌ها حواسمان نبوده به اینکه اینجا ایران است و تاخیر پایه‌ی اصلی هر برنامه‌ایست! چرا! حواسمان بود، ولی برای 20 دقیقه تأخیر، حساب 45 دقیقه را نکرده بودیم. بلیت‌ها سوخته و هیچ‌کس پاسخگوی این تاخیر نیست!
مسئول سالن یادت می‌اندازد که "جشنواره‌است آقا! همینه..."

اپیزود 4 تماشاخانه ایرانشهر

این‌جا تماشاخانه ایرانشهر است و به احترام به مخاطب معروف. به دنبال مسئولی می‌گردی که شماره صندلی بدهد... «متوجه نمی‌شم آقا... یعنی چی شماره صندلی نمی‌دین؟!» «سالن 5 تا ردیف بیشتر نیست، راهنماییتون می‌کنن داخل»
نیم ساعتی همچنان منتظریم...
با جمعیت داخل می‌رویم...
شوک برانگیزترین صحنه جشنواره امسال را روبروی خود می‌بینی. تمامی 5 ردیف توسط همان VIPها پر شده! و به آن اضافه می‌شود 6 ردیف مردمی که روی زمین می‌نشینند.
و در تمام طول این مدت این سوال را از خود می‌پرسیم که چرا اصولا بلیط پیش فروش می‌شود؟!؟!
اپیزود 1 تماشاخانه سنگلج
اپیزود 2 سالن قشقائی
۲۲ بهمن ۱۳۹۰
به علت ازدحام بیش از حد و منتظر موندن خیلی زیاد مردم تو ایرانشهر تا عزیزان vip تموم بشن و بالاخره نوبت اونایی بشه که از قبل بلیط خریدن گاهی اوقات همیگرو هل میدادن که یکی از مسئولین داد میزد که هل ندید اینجا استادیوم نیست!!من فکر نمیکنم که استادیوم هم اینقدر ... دیدن ادامه » vip داشته باشه با این همه vip باید نمایش تو یه سالن بزرگتر برگزار میشد یا یه فکر دیگه میکردن.
۲۲ بهمن ۱۳۹۰
تنها چیزی که می تونم بگم اینه که واقعا متاسفم
۲۳ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باسلام
یک اعتراف
نقل قول از دبیر محترم جشنواره درخصوص نحوه پذیرش دبیری جشنواره سیم تاتر :
انتخاب امسالم عاشقانه بود ولی برای سال بعد عاقلانه خواهد بود
پاسخ دبیر محترم جشنواره به زبان ساده :
بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد!
۲۱ بهمن ۱۳۹۰
سخت نگیرید
۲۱ بهمن ۱۳۹۰
متاسفم
۲۳ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود
آخرین نمایشی که در جشنواره ی ضعیف فجر دیدم نمایش "اعترافاتی در مورد زنان" بود که امروز در تالار هنر به روی صحنه رفت.
کار قابل قبولی از استان سیستان و بلوچستان بود.
این نمایش با اجرای خلاقانه در گونه کمدی با ضوابط رئالیستی صحیح، با بازی های خوب همراه بود.
این نمایش قصه روزنامه نگاری که مدافع حقوق زنان می باشد را روایت می کند و همین طور زندگی های متفاوتی را که از سنتی تا مدرن تجربه می کند را نشان می دهد و به نقد می کشد.

این آخرین مطلب من درباره جشنواره است و دوست دارم بگویم: «جشنواره ی دلچسبی نبود».

بدرود
سلام،من امشب نمایش لیو رو می خوام برم ولی بلیطم شماره صندلی نداره!ساعت 8 اجراست.چطوریه داستان؟ساعت چند اونجا باشم که جا گیرم بیاد؟کسی تماشاخانه ایرانشهر اجرا رفته ببینه چطوریه؟ممنون میشم راهنمایی کنین.
طهورا کریم خانی و علی اسدالهی این را خواندند
مهسا خانم تالار وحدت که نه بلیط خواست نه شماره صندلی ولی ایرانشهر رو نمیدونم...
۲۱ بهمن ۱۳۹۰
سلام سال قبل که یک اجرا رفته بودم مسئولین سالن حضور داشتند وهر کسی زودتر میرسید شماره ای که بهش میدادند جلوتر بود
۲۱ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود
دیروز روز خوبی برای جشنواره بود(حداقل برای من)
دو کارخوب مثل آدمکش و عشق و عالیجناب امید های من به جشنواره را باز گرداند.
نمایش آدمکش که در تالار قشقایی به روی صحنه رفت قصه ای از یک قهوه خانه در شمال کشور را روایت می کرد که شایعه شده بود قاتلی به این منطقه آمده است.
این نمایش به گویش شمالی اجرا شد و بسیار هم خوب بود.
هر چند از دوستانم شنیدم که تقریبا این نمایش جزء ضعیف ترین کارهای این گروه بود ولی کاملا در سطح جشنواره بود و خیلی هم خوب اجرا شد.
بازیها به شدت خوب بود و دیالوگ های قوی داشت. فقط می توان کمی به نمایشنامه نقد وارد کرد که از گفتنش صرف نظر می کنم.

نمایش عشق و عالیجناب
میزان سن های به شدت قوی، طراحی نور بسیار زیبا و بازیهای بسیار خوب خصوصا آقای سیامک صفری خصوصیات این نمایش قدرتمند بود.
قصه این نمایش درباره محسن عالیجناب که در زمان ... دیدن ادامه » پهلوی همراه دکتر امینی و فاطمی در دولت آن زمان بودند، روایت می شد.
از طرفی محسن عاشق دختری به نام ملک التاج بود که این نمایش درگیریهای عشق محسن و کار سیاسی اش را نشان می داد.
من نمایشنامه را دوست نداشتم و به نظرم تنها ضعف این کار بود.
شایان ذکر است دیروز خیلی خوب و بدون هیچ دغدغه ای بر روی صندلی از قبل رزرو شده ام نشستم.
بدرود
ممنون. امشب عشق و عالیجناب رو مبینم :)
۲۱ بهمن ۱۳۹۰
ممنونم آقای اسدالهی...
۲۱ بهمن ۱۳۹۰
نمایش عشق و عالیجناب خوب بود. بازی آقای صفری و بابک حمبدبان عالی بود.... فقط چند تا مشکل داشت . اول اینکه صدای بعضی از بازیگرها به گوش نمی رسید مخصوصا وقتی که موسیقی نواخته میشد. .... و اینکه داستان برای من جذاب نبود.
۲۱ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ظاهراه این نمایش خیابانی سوارکاران خیلی جنجالی شده ظاهراً 3 تا اسب تو نمایش بودند که اسم یکی یابو بوده و اسم یکی دیگه سیب زمینی و یکی دیگه هم علی دایی که خوب همین باعث شده خیلی ها واکنش نشون بدن که چرا اسم علی دایی روی اسب گذاشته شده و اون دوتای دیگه یابو و سیب زمینی........
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش ((قصر مه آلود))

نمایش ژاپنی جالبی بود...

حرکات فرم ، نورپردازی ، دکور ، موسیقی بسیار جذابی داشت....

بعضی جاهای نمایش تماشاچی خسته میشد اما با یک حرکت زیبا و موسیقی جذاب تماشاچی رو جذب میکردند...

من از 10 نمره به این کار 8 میدم...

چون واقعا برای این کار زحمت کشیده بودند و تمرین کرده بودند...
واقعا نمایش خوبی بود.
بعد از دیدن چند نمایش ایرانی بد این کار واقعا راضیم کرد. هر چند میشد به قرابت موسیقی و مضمون اثر خرده گرفت؛ ولی نسبت به موارد مشابه خوب بود.
۲۰ بهمن ۱۳۹۰
من هم این نمایش رو دیدم و خیلی دوستش داشتم. ترکیب حرکات، موسیقی، دکور و داستانش واقعا جذاب بود (هر چند معنای خیلی از حرکتها رو نفهمیدم). مضمون داستانش هم به نظرم بسیار زیبا بود و کاملا متناسب با روحیه شرقی و قابل درک و برقراری ارتباط برای ما ایرانیها. برای ... دیدن ادامه » من این نمایش از هتل پارادایزو هم جذابتر بود.
حیف که حتی رویای به وجود اومدن فضایی مناسب برای ترکیب فوق (خصوصا حرکات موزون/رقص و موسیقی) در کارهای ایرانی برای ما قابل تصور نیست...
۲۰ بهمن ۱۳۹۰
با فرمایش آقای تاجیک موافقم کی نمایشهای ما هم با دنیا همراه میشه امسالم که به یمن وجود دبیر محترم پوشش خبری جشنواره صفر بود وتاتر مهجورتر از همیشه
۲۱ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به دهکده جهانی خوش آمدی پینوکیو:
این کار واقعا افتضاح بود.هیچ نقطه قوتی نداشت.بیشترین نفراتی که سالن را ترک کردند مهمانان vipبود.
استاد خوبم آقای موسوی چرا؟؟؟

چه رک!
۱۹ بهمن ۱۳۹۰
نه اتفاقن!vip ها بودن ب نظرم،یه سری دیگه که جای مناسبی نداشتند رفتند(یا خیلی عقب یا رو پله بودن).ولی در کل بـــــــــــی نهایت مسخره بود :(
۲۰ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بچه ها کسی بوده که از کارهای ایرانی بلیط و شماره صندلی داشته ولی نتونسته کار رو ببینه یعنی ظرفیت سالن تکمیل شده باشه؟
متاسفانه بسیار
۱۹ بهمن ۱۳۹۰
خانم بوذری پیامی از شما نگرفتم، آقای تاجیک پیام داد اونو دیدم
به حدی ناراحتم که اون 2 تا بلیط باقی مانده هم اگه قولش رو به کسی نداده بودم، تقدیم شما می‎کردم
۱۹ بهمن ۱۳۹۰
منظورم همون پیام اقای تاجیک بود..چقدر ناراحتین...
۱۹ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود

نمایش " ریچارد سوم "

بازهم تجربه ای حرفه ای (تئاتر آوانگارد) از آتیلا پسیانی با اقتباس محمد چرمشیر از نمایشنامه شکسپیر.

کارهای آقای پسیانی را می توان متفاوت ترین اجراها در تئاتر کشور دانست.

ساختار شکنی در فرم و محتوا در راستای هدفی خاص.

هر کار نو و بکری طبیعتا دارای نواقصی می باشد که کارهای آقای پسیانی هم از این قاعده مستثنا نیستند ولی

ایده ، نوآوری و خلاقیت در این کارها به وفور یافت می شود.

نمره : 8 از 10

بدرود
ای کاش هر تئاتر "تجاری‌ای" با نقاب تئاتر آوانگارد و تجربی به مخاطب خورانده نشه !
۱۹ بهمن ۱۳۹۰
با نظر فرشید عزیز به شدت موافقم
۱۹ بهمن ۱۳۹۰
و همین طور من. فرشید و مرتضی باهاتون موافقم.

۱۹ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود

" دوران تیرگی "

تئاتر هنری است والا که مخاطبان خاصی نسبت به هنر های دیگر مثلا سینما دارد.اصطلاحا می گویند که سینما هنر بی سوادی است بدین معنی که مخاطبان آنرا تمامی افراد یک جامعه از بی سواد تا با سواد می تواند تشکیل دهد.

تئاتر اجزای مختلفی مثل نمایشنامه ، کارگردان ، بازیگر ، طراح صحنه و نور و . . . دارد که تئاترهای کلاسیک تقریبا شامل تمامی این اجزا می شوند.

ولی در تئاتر مدرن و آوانگارد شما می توانید با ساختار شکنی در فرم و محتوا تئاتری متفاوت را به مخاطب ارائه دهید.

نمایش دوران تیرگی نه یک تئاتر کلاسیک و نه یک تئاتر مدرن ، که اساسا تئاتر نبود و واقعا جای تاسف و تامل دارد که چنین نمایشی در سالن اصلی تئاتر شهر (اصلی ترین سالن حرفه ای کشور برای تئاتر) اجرا می شود.

این نمایش بسیار ضعیف و ناچیز که واقعا نمی توان اسمش را تئاتر گذاشت جایش سالن تئاتر نیست (با ابراز تاسف برای مسئولین)

اگر از روی این نمایش فیلم تهیه می شد حتی برای مخاطبان سینما که عامتر هستند نیز کار ضعیفی به شمار
... دیدن ادامه » می رفت.

نمره : ---

بدرود
این برداشت شخصی شماست

لطفا بجای همه تصمیم گیری نکنید
۱۹ بهمن ۱۳۹۰
آقای حکیم قدس اگر اشتباه نکنم این مکان هم جایی برای بیان برداشت‌های شخصی افراد هست!
۱۹ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز نمایش خیال رو دیدم و فضای کلیش رو دوست داشتم. نمایشی بود که واقعا روش کار شده بود.
سلام امروز دوران تیرگی کار ایتالیا را دیدم متاسفم برای دبیر محترم جشنواره ؛ عجب اسم مناسبی داشت این کار برای جشنواره امسال ؛ شرمنده ام از توهینی هایی که نمایش برروی پرده به نمایش گذاشت دوستان مسئول بروند و پذیرایی شوند