تیوال تئاتر
S3 : 05:28:11
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
« 27 مارس روز جهانی تئاتر گرامی باد »

هفتم فروردین (27 مارس ) مصادف با روز جهانی تئاتر

در سال 1962 میلادی برای نخستین بار انیستیتوی جهانی تئاتر (ITI) در 'هلسینکی' فنلاند طرحی را برای بزرگداشت روز جهانی تئاتر ارائه داد. این طرح در نهمین کنگره جهانی ITI در شهر 'وین' پایتخت اتریش با پیشنهاد 'آروی کی وی ما' (Arvi Kivimaa) رئیس آن زمان (ITI) به صورت رسمی مورد پذیرش تمامی اعضای این انیستیتوی جهانی قرار گرفت و به عنوان یک طرح سالیانه و جهانی به تصویب رسید.


از آن تاریخ تا به امروز، همه ساله در تاریخ بیست و هفتم مارس میلادی برابر با هفتم فروردین ماه هجری شمسی، مراکز ملی انیستیتوی جهانی تئاتر که متشکل از بیش از 100 عضو هستند با برگزاری مراسم مختلفی، این روز را گرامی می دارند و متناسب با داشته های آیینی و نمایشی خود جشن هایی را برای معرفی و دعوت مخاطبان به دیدن نمایش های صحنه ای و میدانی برگزار می کنند.

نخستین پیام روز جهانی تئاتر توسط '" #ژان_کوکتو "(Jaean Cocteau) نمایشنامه نویس و کارگردان شهیر فرانسوی در سال 1962 میلادی ایراد شد و طی آن هرساله یکی از شخصیت های بزرگ هنر نمایش و یا صاحب نامان بین المللی عرصه فرهنگ وهنر پیام روز جهانی را منتشر می کنند.
ادوارد آلبی، آگوستو بوال، ژان کوکتو، آرتور میلر، پابلو نرودا و... از جمله افرادی بودند که پیام روز جهانی تئاتر را نوشته‌اند. پیام روز جهانی تئاتر در سال ۲۰۱۱ توسط جسیکا کاوا، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر نوشته شده‌است. شهرت وی در عرصه بین‌المللی نه به دلیل داشتن مدرک دکترا در رشته تئاتر و انجام پژوهش‌های بسیار در این زمینه، بلکه به دلیل فعالیت‌های بشر دوستانه او است.در سال ۲۰۱۳ این انستیتو با انتشار ویدئویی به زبان‌های مختلف این روز را گرامی داشت. پیام سال ۲۰۱۳ توسط داریو فو نوشته شده و توسط بازیگران و کارگردانان و نویسندگان مشهور کشورهای مختلف به زبان محلی شان خوانده شده‌است


«کارلوس سلدران» (Carlos Celdran) نمایشنامه نویس، کارگردان و‌ معلم تئاتر کوبایی از سوی اتحادیه جهانی تئاتر به عنوان نویسنده پیام روز جهانی هنرهای نمایشی (27 مارس) انتخاب شده است.
وی در این پیام آورده است: پیش از اینکه به عظمت تئاتر پی ببرم؛ آموزگارانم آن را شناخته و مساکن و رویکرد شاعرانه شان را با بقایای زندگی ساخته بودند. بسیاری ناشناس هستند یا به ندرت در اذهان زنده می شوند؛ در سکوت و اتاق های خالی تمرین و سالن های مملو از تماشاگر کار کردند و به تدریج و بعد از سال ها کار و دستاوردهای خارق العاده از سالن ها رخت بربستند، رفتند و محو شدند.
وقتی ... دیدن ادامه » دریافتم سرنوشتم، گام نهادن در راه آنهاست، همچنین دانستم این شور و عشق را نیز به ارث برده ام: سنت یکتای زندگی در لحظه اکنون، بدون هیچ استثنایی؛ مگر دست یافتن به شفافیت لحظه تکرارناپذیر، لحظه رویارویی با دیگری در تاریکی یک سالن نمایش، بدون هیچ حفاظی غیر از حقیقت یک حرکت یا بیان کلمه ای روشنگر.
وطن تئاتری من را لحظات ملاقات با تماشاگرانی که هر شب از گوشه و کنار شهر برای همراهی ما و سهیم شدن در ساعت یا دقیقه‌ای با ما به سالن نمایش می‌آیند، می‌سازد. زندگی من از این لحظات منحصربه فرد تشکیل شده است، زمانی که دیگر «خودم» را متوقف می کنم تا برای خودم رنج ببرم و دوباره زاده می شوم و معنی حرفه نمایش را درک می کنم؛ زندگی در لحظه حقیقت محض، زمانی که می دانیم آنچه می‌گوییم و آنچه عمل می‌کنیم، زیر نورهای صحنه حقیقت است و شخصی‌ترین و عمیق‌ترین بخش وجود ما را منعکس می‌کند.
سرزمین تئاتری من، مال من و همکاران بازیگر من، کشوری است تنیده شده از چنین لحظاتی که ماسک‌ها، لفاظی و ترس از آنچه هستیم را رها می کنیم و در تاریکی سالن نمایش دست‌های یکدیگر (بازیگران و تماشاگران) را می‌فشاریم.
سنت تئاتر همه جا وجود دارد، هیچ کس نمی تواند بگوید تئاتر در یک مرکز مشخص، یک شهر یا فقط یک بنای برتر زنده است. تئاتر آنطور که من درک کرده ام، در گستره جغرافیایی نامرئی گسترده است، پهنه ای که زندگی های بازیگران و هنر تئاتری را با حرکتی واحد و متحدکننده در هم می آمیزد.
همه اساتید تئاتر بعد از تجربه لحظات تکرارناپذیر زیبایی و نور و فقط با این لحظات دار فانی را ترک می کنند، همه به یک شکل از صحنه روزگار می روند؛ بدون هیچ برتری که از آنها محافظت یا آنها را نامیرا کند. آموزگاران نمایش این حقیقت را می دانند: هیچ بینشی معتبر نیست، وقتی با اطمینان قلبی ناشی از حرفه مان روبرو می شویم؛ خلق لحظه هایی از حقیقت، ایهام، آزادی و قدرت در بحبوحه تعلیق عمیق.
هیچ مفهومی باقی نمی ماند مگر خود نمایش، تصاویر ویدئویی و عکس های آن که تنها می تواند تصویری مختصر از بازی آنها را نشان دهد. آنچه همواره در تصاویر ویدئویی و عکس ها دیده نمی شود، واکنش ساکت تماشاگرانی است که می دانند آنچه در حال روی دادن است قابل تبدیل یا پیداشدن در بیرون سالن نیست، حقیقتی که در سالن نمایش تسهیم می شود؛ تجربه ای از زندگی برای چند ثانیه است که حتی از خود زندگی نیز شفاف تر و روشن تر است.
وقتی دریافتم تئاتر به خودی خود یک سرزمین است، سرزمینی بنیادین که کل جهان را در سیطره خود دارد، اراده ای در وجود من شکوفا شد که تحقق یک آزادی بود: نباید زیاد دور شد یا از جایی که هست حرکت کرد. نباید دوید یا خود را حرکت داد. مردم و تماشاگران جایی هستند که شما هستید. همکاران بازیگری که نیاز دارید کنار شما هستند، بیرون از خانه شما واقعیت روزمره مبهم و رسوخ ناپذیر آغوش گشوده و شما از این واقعیت در ظاهر نفوذناپذیر مهم ترین سفر را برای تکرار اودیسه و سفر آرگونوت ها (گروهی از پهلوانان در اسطوره های یونان) می سازید، شما مسافری ساکن هستید که برای تشدید شدت و تغلیظ دنیای واقعی تان، خود را متوقف نمی کند. سفر شما به سمت لحظه و رویارویی تکرارناپذیر همانندان تان است؛ به سوی آنها، به سوی قلب هایشان و ذهنیت آنها.
شما با آنها سفر می کنید، در احساسات شان، خاطرات شان که شما زنده می کنید و به حرکت در می آورید. سفر شما به قدری مهیج است که کسی نمی تواند آن را اندازه بگیرد یا متوقف کند. کسی اندازه واقعی آن را درک نمی کند، سفری در تخیل تماشاگران شماست، بذری که در دورترین اراضی کاشته می شود؛ شعور، اخلاق و مدنیت انسانی تماشاگران.
به همین دلیل من حرکت نمی کنم، در خانه و کنار نزدیکانم می مانم، در سکون ظاهری شب ها و روزها کار می کنم؛ زیرا راز سرعت را با خود دارم.


منبع :ایرنا و سایت ITI انیستیتوی بین المللی تئاتر
https://www.iti-worldwide.org/
محمدرضا این را خواند
ایمان قندی، مختار بایزیدی، مهدی حسین مردی و Ali این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۸۸.۶ درصد مردم ایران تاکنون به تئاتر نرفته‌اند

نتایج نظرسنجی ملی اسفندماه ایسپا درخصوص تئاتر رفتن مردم ایران نشان می‌دهد:

۶.۳ درصد پاسخگویان اعلام کرده اند که هرچند سال یک بار به تئاتر می روند.

۳.۱ درصد اعلام کرده اند سالی یک بار به تئاتر می روند.

۱.۳ درصد از پاسخگویان اعلام کرده اند هرچند ماه یک بار به تئاتر می روند.

۰.۵ درصد نیز اعلام کرده اند هر ماه یک بار می روند.

۰.۲ درصد نیز اعلام کرده اند هر ماه چند بار به تئاتر می روند. /ایسنا

asriran.com
@MyAsriran
تئاتر اعتیاد آور و نمیشه هر چند سال یکبار ببینی ،جذابیت صحنه آدم رو بی خیال نمیگذاره.
۲۵ اسفند ۱۳۹۷
بله حق با شماست اما ای کاش این اعتیاد فراگیر بود :)
۲۶ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

به گزارش تهران تئاتر نمایش آخرای زمستان به نویسندگی و کارگردانی عابد عبدی با هدف زنده نگه داشتن آئین نوروز و پاسداشت ژانر نمایشی روحوضی و سیاه بازی در شهرستان رباط کریم در حال اجرا ست.
بازیگران این نمایش:
عابد عبدی
هنگامه رضایی
رامین میر عسگری
عوامل اجرایی:
نور و صدا:خاطره باقری روابط عمومی : محمد عائدی
در مصاحبه ای با این کارگردان جوان عرصه ی نمایش اذهان دارد اولین هدف خود در این نمایش زنده کردن شخصیت حاجی فیروز و شناساندن این شخصیت کهن ایرانی و پررنگ کردن این ژانر نمایشی میباشد و اضافه کردند که در این قالب نمایشی به بررسی مشکلات و معضلات روز جامعه پرداختن که در کنار فضایی شاد و مفرح و نوید بخش ایام نوروز به حقایق جامعه روز هم تلنگری خواهند زد
مشاور پروژه : رامین میر عسگری و دستیار کارگردان هنگامه رضایی
گروه تلخند،نمایش آخرای زمستان از ... دیدن ادامه » 13اسفند ماه لغایت 29 اسفند ماه 1397 برای شهرواندان رباط کریم به اجرا در می آورد.
abed abdi این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نظر سنجی
بابک، مسعود جعفریان، رضا بولو و مختار بایزیدی این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

زنده یاد پرویز فنی‌زاده (زاده ۷ بهمن ۱۳۱۶ تهران– درگذشته ۵ اسفند ۱۳۵۸ تهران) بازیگر تآتر، سینما و تلویزیون ،
پیش از آن که فعالیت هنری را آغاز کند حروف‌چین و مُصحح ِ روزنامه اطلاعات بود.

وی در سال ۱۳۳۷ در کلاس‌های هنرهای دراماتیک شرکت نمود. او در سال ۱۳۳۷ «گروه تئاتر گل سرخ» را با همکاری چند تن از دوستانش تشکیل داد و بعدها به «گروه پاسارگاد» پیوست و فعالیت هنری‌اش را در تئاتر دنبال کرد.

در سال ۱۳۵۲ به خاطر بازی در فیلم رگبار جایزه بهترین نقش اول ِ مرد را از جشنواره سینمایی سپاس گرفت. وی در مدت ۲۰ سال کار هنری در بیش از ۱۹ فیلم سینمایی، از جمله تنگسیر، و ۷۰ نمایش، از جمله پهلوان اکبر می‌میرد، نقش بازی کرد. وی پس از بازی در دو سریال تلویزیونی سلطان صاحبقران و دایی‌جان ناپلئون، به محبوبیت زیادی دست یافت.

پرویز فنی‌زاده پدر دنیا ... دیدن ادامه » فنی‌زاده، هنرمند عروسک‌گردان می‌باشد.

یادش گرامی .
امیر مسعود و رضا یزدانی پدرام این را خواندند
مختار بایزیدی، رضا تهوری و بامداد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش Only Bones (فقط استخوان ها)
بی نظیر بود. همین یه نمایش به کل جشنواره، نمایش هاش و نحوه برگزاریش می ارزید. به عبارتی It was awesome.
پیشنهاد می کنم این نبوغ، خلاقیت و جذابیت رو از دست ندید.
بخشی از برگه معرفی نمایش (با اصلاح):
"فقط استخوان ها تولید جدید شرکت بین المللی تئاتر فیزیکال ...... و شرکت ..... بوده که برنده جوائز معتبری شده است.
....
فقط استخوان ها با رویکردی معاصر و بهره گیری از دستکاری بدن تلاش می کند تا در قالب دلقک بازی، تئاترِ فیزیکال نابی را خلق نماید.
....
خلاقیتی که در این شاهکار جاری شده فراتر از تصور است؛ دلربا، جذاب و مفتون کننده (Edinburgh Guide).
...."
با اجازه امیرخان لینک زیر هم درموردش نوشته
http://www.auroranova.org/only-bones
۳۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان اگر تئاتری با بازی ریما رامین فر تازگی قراره اجرا شه اعلام کنید ممنون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام عزیزان....
کسی جدول نمایش های خیابانی جشنواره فجر رو داره؟
یا نه، ساعت اجرا رو به بنده بگه؟
ممنونم
https://t.me/Fajrchannel37
جدول ها در تلگرام جشنواره کامل هست
و سایت فروش ایران نمایش
https://www.irannamayesh.com/
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
خواهش میکنم موفق باشید ..
۲۴ بهمن ۱۳۹۷
سپاس گزارم گرامی بانو
۲۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مردم دو دسته اند. اهل حیرت، دیگران.
اهل حیرت از آن چه می بینند در حیرت اند و از آن چه نمی بینند در باور.
برای دیگران آن چه می بینند نظر است. آنچه نمی بینند نظر است.
اهل حیرت در نظرند و دیگران ناظر.

به صدای زمین گوش کن_جلال تهرانی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زاد روز استاد دکتر علی رفیعی رو شاد باش میگم امیدوارم سایشون بر سر تئاتر مستدام باشه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. آیا راهی وجود دارد بدانیم از ابتدای حضورمان در تیوال، چه بلیت‌هایی تهیه کرده‌ایم؟
سید حامد حسینیان این را خواند
سلام
بله در قسمت خرید ها. روی گزینه ی "گذشته" کلیک کنید.
۱۷ دی ۱۳۹۷
درود بر شما
همان طور که سرکار خانم نوری گفتند، در بخش خریدها https://www.tiwall.com/store/receipts می توانید همه بلیت های خریداری شده خود را مشاهده بفرمایید.
با سپاس
۱۸ دی ۱۳۹۷
سلام حسین عزیز، تیوال را به خاطر حضور شماها دوست دارم
۱۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
تاتر بینوایان،یکشنبه ۱۶دی،ساعت ۱۹:۳۰، هتل اسپیناس پالاس.
ردیف ۳، صندلی۳۳
۱۸۵ هزارتومان(قیمت اصلی بلیط)
اگر کسی میخواد همینجا کامنت بگذاره.ممنون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به مناسبت سالگرد درگذشت عزیز تئاتر ایران اکبر رادی

انسان نشانم بده، انسانی گرم، زنده، معاصر، که من صدای جرجر استخوانم را در او بشنوم، انسانی سرشته به ایمان و رنج منتشر، که تمام اعتبار و درخشش پلاتوی تو بسته به جمال اوست؛ و بی او بدان که صحنه سیاه است. یک غار مدرن، بی نور، سرد، که اشباح سرگردانی در سجاف آن بیهوده راه می‌روند؛ و آیا نوبت به غارهای مدرن و تیره آغازیان رسیده است؟... خوب من! همیشه یکی هست که عاشقانه بخواند.

ارثیه ایرانی

من جز افرادی هستم که با اکبر رادی عاشق تئاتر و نمایشنامه شدم ♡ روحش شاد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به مناسب تولد استاد همگی ما بهرام بیضایی


چه کسی باد را در بند کرده است؟ هیچ کس ! پرنده اگر باشی باز پایبند دانه ای یا فریفته دامی ، کشته به تیر کمانداری یا لقمه ای در دهان جگر خواری . باد باش و پرنده مباش ! پرنده باش و آدمی مباش

دیباچه نوین شاهنامه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به یاد ساموئل بکت، در سالگرد مرگش

«من کجا هستم، نمی‌دانم، هیچ‌وقت هم نمی‌فهمم، در سکوت ندانستن باید حرکت کنی، من نمی‌توانم ادامه بدهم، ادامه می‌دهم.»

استراگون: مطمئنی که قراره امروز بیاد؟
ولادیمیر: گفت شنبه میاد… فکر کنم…
استراگون: ولی کدوم شنبه؟ تازه، از کجا معلوم امروز شنبه است؟ ممکن نیست یکشنبه باشه؟ یا دوشنبه؟ یا جمعه؟
ولادیمیر: ممکن نیست!
استراگون: یا سه شنبه؟

در انتظار گودو
همیاری گرامی، درود.
نمایش پرهیب ها چی شد؟ دود شد رفت هوا؟!!!
میترا، نفیسه نوری و رامین غفرانی این را خواندند
فرزاد جعفریان این را دوست دارد
دقیقن ! میگم تو خواسته هام یه چی کمه ها ..همین بوده پس
۲۹ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد
به دیدن نمایشی میرویم بر اساس سبکی که در زیر برگه تیوال اثر درج شده و معادل برگه را در سریان اجرا نمیبینیم گاهی هم پیش می آید که اصلا متوجه سبک اثر و یا نوع نمایش نمی شویم تصمیم گرفتم برای یادگیری خودم در مرحله اول و یاد آوری برای سروران تیوالی و قلیل دوستانی که شاید نمیدانند به صورت مفصل و در دفعات در یک روز مشخص در هفته مطلبی تحت همین بحث منتشر کنم باشد که با بالاتر رفتن اطلاعات این حیطه به تعالی تئاتر کمک کنیم از دوستان اساتید و دانایان مهربان خواهشمندم من رو در این راه یاری کنند

این مطالب با عنوان آقای سوبژه در تیوال منتشر خواهد شد



برای شروع مطلب کلی برداشت شده از صفحه تئاتر سپنج اکتفا کردم که اگر دوستان همراه تمایل داشتند به ریز مطالب بیشتری وارد شویم
انواع سبکهای نمایشی در تئاتر
هنر نمایش یا همان تئاتر دارای سبک و روشهای خاصی در دنیای هنرهای نمایشی میباشد که در ادامه به تعدادی از آنها میپردازم …

لازم به ذکر است که این سبکها مختص و منحصر به هنر نمایش نمیباشد و در اصل یک سبک و روش و تکنیکی است که تمامی هنرها را در بر میگیرد و هنر نمایش نیز چون سایر هنرها از این سبکها متاثر میباشد و در سراسر دنیا و کشور خودمان اجرا میشود … اما بسیار دیده ام که بسیاری که ادعای کارگردانی میکنناد حتی تفاوت بین رئالیسم و سورئالیسم را نمیدانند … و تاکیدم بر توضیح مختصر این سبکها در حوزه سبکهای نمایشی و انواع سبک تئاتر میباشد

علی اکبر خداشناس

سبکهای ... دیدن ادامه » هنری یا بهتر است بگویم سبکهای نمایش به شرح زیر میباشند :



اکسپرسیونیسم ( Expressionism)

تئاترپوچی (Absurd)

دادائیسم (Dadaism)

رومانتیسم (Romanticism)

رئالیسم (Realism)

سمبولیسم (Symbolim)

سورئالیسم (Surrealism)



حال به توضیح مختصر هر کدام میپردازیم

اکسپرسیونیسم ( Expressionism)

این اصطلاح نخستین بار در نقاشی و برای تمایز بین عده ای از نقاشان که از سبک امپرسیونیسم جدا شده بودند،به کاررفت. دلمشغولی اکسپرسیونیست ها بیان تصورات، احساسات و رویاهایشان بود. همین رویکردنیز در تئاتر آلمان سال های بلافصل پیش از جنگ جهانی اول رواج یافت. اکسپرسیونیستهای آلمان نیز تلاش داشتند تا حالات درونی، و ناخوداگاه انسان را به نمایش بگذراند. آنها قراردادهای منطقی، نظم، تناسب یا قاعده های متداول و رسوم رفتار و آداب سخن را که بر نمایش رئالیستی و ناتورالیستی سده ی نوزدهم چیره بود کنار نهادند. شیوه ها و مضمون هایی که این نوع نمایش ها اغلب تکان دهنده و پر تضاد بود. نمایشنامه نویسان اکسپرسیونیست ، که نظرگاهشان در درجه نخست ذهنی بود، غالبا فقط به شخصیت اصلی نمایش عمق روانشناسانه می دادند. و از طریق او مکنونات ذهنی و درونی خود را آشکار می ساختند. عمر اکسپرسینیسم ناب چندان طولانی نبود ولی تأثیر ژرفی برنمایشنامه نویسانی همچون شون اکیسی، ساموئل بکت، اوژن یونسکو، ژان رنه و کارهای آغازین یوجین اونیل نهاد.



تئاترپوچی (Absurd)

تئاتر پوچی هیچ گاه به عنوان مکتبی واحد به وجود نیامد، بلکه مرکب از گروهی نمایشنامه نویس بود که کم و بیش درزمان واحدی ظهور یافتند و تقریبا دیدگاه مشابهی نسبت به زندگی داشتند. آنچه به این گروه اهمیت می بخشای ید، نظر بدبینانه ی آنها نسبت به هستی نبود، چه این کار پیش از آنها در روزگار اوریپید شده بود. مهم این حقیقت بود که کوشیدند”شکل” نمایش را با مضمون یا محتوای آن تطبیق دهند. به بیان دیگر این گروه ظاهرا معتقد بودند که اگر زندگی بی معنا و پوچ است این پوچی را فقط می توان به کمک شکلی همانقدر پوچ و بی معنا بیان کرد. از این حیث آنها وارثان هنری مکتب دادائیسم بودند. مشهورترین نمایشنامه نویسان این سبک ساموئل بکت با نمایشنامه های معروفی همچون “در انتظار گودو” و “پایان بازی” و اوژن یونسکو با نمایشنامه هایی چون “آوازه خوان طاس” و “صندلی ها ” هستند. اصطلاح پوچی را – به معنی بیان هستی بی معنی و کوشش های بیهوده ی انسان – برای نخستین بار آلبر کامو درمقاله اش به نام “اسطوره ی سیزیف“برای شرح موقعیت انسان به کار برد. ( بنا به اساطیر یونان، سیزیف به سبب گناهی که مرتکب شده است، محکوم است تا ابد تخته سنگی را از دامنه ی کوهیبه طور دائم از پایین به بالا حمل کند، ام وقتی سنگ با زحمت زیاد به قله کوه برده می شود، دوباره به پایین می غلطد، و سیزیف ناگزیر است تا کار خود را دوباره تکرار کند. کار سیزیف نمادی از بیهودگی و بی حاصلی است.)



دادائیسم (Dadaism)

با وقوع جنگ جهانی اول و وقوع کشتار و ویرانی های بسیار، تکان عمیقی به نفسانیات اروپاییان وارد آمد. یکی از این واکنش ها مربوط به برخی از هنرمندان آلمانی به این آشفتگی، پی ریزی جنبش دادا بود. این جنبش به تمامی نهیلیستی بود و معتقد بود که چون جهان فاقد معنا است، فقط یک هنر بی معنا می تواند واکنش درستی نسبت به آن باشد. آنها می کوشیدند تا با از بین بردن تمام معیارهای سنتی هنر به بورژوازی بقبولانند که دنیایش تا چه اندازه کریه است . از این رو رونمایشنامه های آنها کاملا نامتعارف بود. نمایش های آنها در واقع چیزی نبود جز بازیهای خلق الساعه و بی معنا. این نمایش ها گاه با واکش تند تماشاچیان مواجه می شد.



رومانتیسم (Romanticism)

این جنبش که در اواخر سده ی هجدهم شکل گرفت، هموازه تأکید داشت که احساسات و تجارب ذهنی شخصی، واقعی تر و مهم تر از چیزهای منطقی و عقلانی است. رومانتیسم در واقع گریز از قاعده های کلاسیسم است. رومانتیکها طبیعت را نه آن گونه که هست، بل آن گونه که آرزو می کردند، به صف در می آوردند. اولین نمود رومانتیسم در نمایش به جنبش “شوروش و کوشش” در آلمان مربوط می شود که با نمایشنامه های اولیه ی شیلر و گوته شکل گرفت. سپس این سبک در انگلستان با نمایشنامه های کیتس ،شلی و لرد بایرون تداوم یافت. البته بسیاری بر این عقیده اند که عمر این جنبش هنوز به سر نیامده و هنوز آثار زیادی را می توان سراغ گرفت که متأثر از این سبک هستند.



رئالیسم (Realism)

هنرمندان رئالیست می کوشند تا زندگی را آن چنان که در واقع هست نمایش دهند. ساختمان نمایشنامه های رئالیستی بر قوانین طبیعت و جامعه استوار است و پدبده های روانی انسان را در پرتو موقعیت محیطی و ویژگی های فردی می جوید. هنرمند رئالیست اجتماع را چون موجودی زنده و پویا می نگرد و انسان را نیز نه از جنبه ی زیست شناسانه بل انسان تاریخی و اجتماعی می داند و به جستجوی آن چیزهایی است که زیر لایه های زندگی پنهان هستند. از هنریک ایبسن به عنوان پیشرو و نمایشنامه نویسان رئالیست نام می برند. از دیگر نمایشنامه نویسان می توان به ماکسیم گورکی،آنتوان چخوف،تنسی ویلیامز، و آرتور میلر اشاره کرد.



سمبولیسم (Symbolim)

اولین انحراف از رئالیسم محسوب می شود. ایبسن که خود از جرگه رئالیست ها بود، به تدریج در آخرین آثار خود به سمت سمبولیسم یا نمادگرایی گرایش یافت. هنرمندان سمبولیست معتقد بودند که تئاتر رئالیستی بر ماوراءالطبیعه چشم پوشیده و لذا نگرشی یک بعدی از انسان به دست می دهد. در نظر اینا واقعیت عینی خارجی چیز بی اهمیتی بود و واقعیت حقیقی تر و نابتر در چیزهای درونی، ذهنی و مرموز نهفته بود. ولی چنین واقعیتی را نمی توان مستقیما از راه گفتار عمل و صحنه پردازی ارائه داد، بلکه باید با استفاده از نماد، استعاره و اسطوره به آن اشاره کرد. هدف آنها برانگیختن احسا برای درک غیرمستقیم واقعیت بود. به گمان آنها هرچقدر نماد را کمتر بتوان با عبارات خاص تعریف کرد، موثرتر خواهد بود. این جنبش که در ربع آخر سده ی نوزدهم پدیدار شد، بیش از همه در آثار نمایشی موریس مترلینگ تجلی یافت. همچون نمایشنامه های “شاهدخت مادلن”،”مزاحم”، “کوران”،”اندرون خانه“.



سورئالیسم (Surrealism)

جنبش ادبی وهنری دهه های ۲۰ و ۳۰ سده بیستم در اروپا. هنرمندان این جنبش فرم را به عنوان کار خودانگیخته ذهنی ناب مطرح می کردهد که با ابزاری چون کلام ، نوشته و جز این جریان واقعی اندیشه را بیان می کند. لذا بیان اندیشه بی حضور نظارت عقلی وفارغ از تمام زیبایی شناسی یا شگفتی اخلاقی صورت می گیرد. از این جهت سورئالیست ها شباهت هایی با رومانتیست ها داشتند. با این تفاوت که سورئالیست ها حیطه و اختیار هنرمند را فراتر از حدود رومانتیسم بردند. هدف آنها کشف منظم و مدام حیطه ها و حوزه های غیر عقلانی بود. و اساس کار آن اندیشه ی ضمیر ناخودآگاه و کیفیات وهمی و رویا گونه و تداعی آزادمعانی بود. و از این رو به خلاقیت هنری جنبه ی خودانگیخته دادند. در نمایش سورئالیستی ، یا شاهد رویاها و تصورات غریب او هستیم. جنبش سورئالیسم دوام چندانی نیاورد و با ظهور فاشیسم در اروپا قدرت آن کم فروغ شد

هنرمند عزیزم مواردی که ذکر شد فقط تیتر وار بود تا شما اندکی با این سبکها آشنا شوید و گرنه هر کدام از این سبکها خود چند صد مقاله میطلبد … مثلا سبک سمبولیسم … یک کتاب دو جلدی چند صد صفحه ای دارد و همین طور سایر سبکها

امید است که آشنایی اندک شما با این سبکها … وادارتان سازد تا در هر مورد به مطالعه پرداخته و به دانش خود بیافزائید
محمدجان، "نشر مرکز" یه مجموعه خوب داره با عنوان "مکتب‌ها، سبک‌ها و اصطلاح‌های ادبی و هنری". تا کنون نزدیک به سی عنوان با ترجمه‌های مقبول ازش منتشر شده. حجم کم و مطالب سرراست و حالت جزوه‌مانند از مزایاش هستند.
گفتم در این جنبش‌ت اندازه یه ... دیدن ادامه » هل کوچیک سهیم شم.

http://uupload.ir/files/irbg_20181202_133415.jpg
۱۱ آذر ۱۳۹۷
خدمت از ماس آقای لهاک عزیز

آقای رزمجو بیان نظر بدن ببینیم چی میشه
۱۲ آذر ۱۳۹۷

⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۳ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این مقاله را عینا آوردم و بدون آدرس سایت درج میکنم
البته توضیحات بهتر و شاید کاملتری در این خصوص طی هفته های آتی بر اساس نقل قول و یا عینیت مقاله تقدیم حضور خواهم کرد باشد که دراماتورژی را بشناسیم و هر مقوله ای را به آن نسبت ندهیم



دراماتورژی چیست؟ دراماتورژ کیست؟



امروزه‌‌ ‌دراماتورژ نقش مهم و کلیدی‌ای در یک گروه نمایشی به عهده دارد‌. اما تعریف دقیق و درست از جایگاه‌، وظیفه و نقش دراماتورژ به شکل دقیق و روشن مشخص نیست‌. در مقاله پیش رو تلاش شده تادر حد امکان به این مهم پرداخته و به شکلی شفاف همه جوانب کاری وی‌(‌دراماتورژ) را بیان کنیم‌.‌

صبا رادمان:
کاربرد، اهمیت و نقش‌«دراماتورژ» در تئاتر ایران نامشخص و گنگ و حتی ناشناخته است. به طوری که متأسفانه هنوز برای ما، مرز بین فعالیت‌کارگردان و دراماتورژ روشن نیست. پس بی‌دلیل نیست که می‌بینیم در تئاتر ما‌«دراماتورژ» جایگاهی ندارد، در حالی که در تئاتر امروز جهان دراماتورژ جایگاه ویژه خود را یافته است و تمامی گروه‌های مطرح، دراماتورژ را به عنوان عنصری مهم و اساسی در گروه خود می‌شناسند.
اما دراماتورژ کیست؟ وظیفه او چیست؟ و در نهایت اصلاً واژه دراماتورژ چه معنایی دارد؟
دراماتورژ یعنی این که:«من یک درام می‌نویسم‌.‌»
دکتر ... دیدن ادامه » فرهاد ناظر زاده کرمانی در این باره می‌گوید‌:‌«‌اصطلاح‌"دراماتورجی" را می توان به "نمایشنامه کاری" و‌"نمایشنامه شناسی‌" برگرداند زیرا که او ممکن است نمایشنامه نویس باشد‌‌(‌گروه اول ) و هم نمایشنامه شناس ( گروه دوم ) و اغلب رویکرد نمایشنامه کار به تماشاگران‌"‌رویکردی ادبی‌" است‌.
به گفته‌"فرهنگ زبان وبستر" دراماتورژی از واژه یونانی«دراماتوروگییا» به معنای درام‌نویس آمده است.»
نویسنده درام ـ کمدی یا تراژدی ـ را در آغاز و به معنی سنتی«دراماتورژ» می‌گفتند.
«مارمونتل» می‌گوید:
«شکسپیر مهم‌ترین نمونه‌ یک دراماتورژ است. کارکرد مدرن این واژه، امروز اشاره به یک مشاور ادبی و تئاتری دارد که با یک گروه تئاتری کار می‌کند. با این مفهوم «لسینگ» اولین دراماتورژی است که ما می‌شناسیم.»
لسینگ در سال 1767 میلادی به عنوان دراماتورژ در«تئاتر ملی هامبورگ» مسئولیت جمع‌آوری نقد و بررسی و تئوری‌های تئاتری را به عهده می‌گیرد. او در همین سال کتابی تحت عنوان«دراماتورژی هامبورگ» می‌نویسد. این کتاب شامل یک مجموعه بحث انتقادی و استتیک درباره اندیشه‌های تئوریک در تئاتر است. اساساً اندیشه‌های مستتر در این کتاب از یک‌سو ریشه در سنت‌های تئوریک آلمان دارد و از سوی دیگر در تمامی کارهای عملی که تا قبل از این تاریخ در ارتباط با میزانسن ـ هنوز مفهوم کارگردانی در تئاتر به مفهوم امروز نبوده است ـ وجود دارد ، تحت‌الشعاع قرار می دهد . واژه آلمانی این لقب«Dramitker» است که معنایی متفاوت با همین واژه در زبان فرانسه به مفهوم کسی که نمایشنامه را برای اجرا بر روی صحنه آماده می‌کند، دارد.
در زبان فرانسه«Dramaturg» بیشتر معنای کارگردان را می‌رساند، در حالی که در واژه آلمانی، منظور نمایشنامه‌نویس است؛ اگرچه ـ نوشتن و کارگردانی ـ گاه توسط یک شخص انجام می‌شود. برتولت برشت نمونه بارز آن در آلمان است.
آلمانی‌ها از واژه «دراماتورژ» دو برداشت دارند:
«الف: به کسی که نویسنده درام است.
ب: به کسی که نقش محقق مرتبط با اثر نمایشی را دارد.»
«دراماتورژ» در دیدگاه برخی تئوریسین‌ها، منتقد درون گروه است. فعالیت او در یک اجرای صحنه‌ای قابل رویت است. حضور او در یک گروه و در کنار کارگردان ضروری است. کار او در کنار کارگردان قابل رویت و دریافت است . فعالیت او در همراهی با کارگردان است. دخالت او در فضای عمومی و اتمسفر نمایشنامه است. او حتی می‌تواند به صورت پیشنهاد در کار بازیگر هم دخالت کند، ولی حفظ معنای کلی درام را هرگز فراموش نمی‌کند.
البته همه در نقش«دراماتورژ» متفق‌القول نیستند. با این حال، کسی هم اهمیت نقش او را در کار نفی نمی‌کند. نقش او بین کارگردان و بازیگر، نقش ساده‌ای نیست و به سادگی نمی‌توان آن را هضم و درک کرد. هنگام شکل‌گیری نمایشنامه، فعالیت دراماتورژ از جهاتی با مسئولیت کارگردان، هم‌ارز است. به همین جهت گاه به غلط، او را برابر کارگردان می‌دانند، اما در نهایت هیچ‌کس نظر قاطع و دقیق و مشابه دیگران، در این باره نداده است و هیچ دو نظریه‌ای با یکدیگر تفاوت کامل ندارند.
در این راستا، «دیکشنری بریتانیکا» در پاسخ به پرسش «دراماتورورگ» چیست؟ چنین بیان می‌کند: «هنر یافتن ترکیب نمایشی» یا «نمایش تماشاخانه‌‌ای»
«براساس این مفهوم، واژه انگلیسی«دراماتور‌گی»، و واژه فرانسوی«دراماتورژی»، هر دو از واژه آلمانی«دراماتور‌گی» استخراج شده‌اند. این واژه آلمانی [اولین بار] توسط«دراماتیست» و منتقد آلمانی«گتهلدلسینگ» در یک مجموعه مقاله مهم با عنوان«دراماتورژی هامبورگی»که از سال 1767 تا 1769 منتشر شد، استفاده گردید.
این واژه، در اصل از ریشه یونانی«دراماتوروگیا» به معنی یک«ترکیب نمایشی» یا«کنش نمایشی» استخراج شده است».

پی‌نوشت:
1-‌ آناتومی ساختار درام ـ نصر الله قادری ـ انتشارات نیستان ـ 1380 ـ ص 220
2- litrary approac
3- webster’s third new international dictionary of English language unabridged-2002
4- Dramatorgia
5- درآمدی به نمایشنامه شناسی – دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی – انتشارات سمت – 1383 – ص 34
6- Marmontel
7- آناتومی ساختار درام ـ پیشین ـ ص 225
8- فن نمایشنامه‌نویسی ـ لاجوس اگری ـ م مهدی فروغ ـ چ دوم ـ نشر نگاه ـ 1374 ـ ص 85
9- Britanika Encyclopedia cd - 2004
10- Dramatic composition
11- Teatrical representation
12- ‌ Dramaturgy
13- Dramaturgie
14- Dramaturgie
15- Dramatist
16- - Gothold lessing
17- Hamburgisch dramaturgie
18- Dramataurgie
19- Oxford dictionary of origin words- Oxford university press – 2003-p120
20- Dramaturgy in American Theatre: A Source Book - Susan S. Jonas

دراماتورژی چیست‌؟ دراماتورژ کیست؟قسمت آخر
صبا رادمان:
چنانچه در شماره‌های پیشین این مقاله خواندیم، امروزه‌ دراماتورژ نقش مهم و کلیدی‌ای در یک گروه نمایشی به عهده دارد‌. در مقاله‌های‌مورد نظر تا حد امکان تلاش شد تا‌تعریفی دقیق و اصولی از واژه دراماتورژی‌، جایگاه، وظیفه و نقش دراماتورژ و هم چنین تاریخچه پیدایش این مهم به شکلی روشن بیان شود. این بحثی بسیار مهم و گسترده‌ای در جهان امروز و تئاتر دنیاست. در قسمت پایانی این مجموعه این مقاله برصددیم که به تحول معنی این واژه در جهان پس از برشت و در نهایت مفهوم دراماتورژی امروزی دنیا بپردازیم.‌
تحول معنی‌
این تحول به چند دسته تقسیم شده است.
"1- حوالی دوران برشت و معنای تئاتر اپیک، مفهوم دراماتورژی معنای گسترده‌تری پیدا می‌کند. در مفهوم برشتی، نقاطی عمده وجود دارد که باید به آن توجه شود. در حقیقت مسئله فرم و محتوا را باید مورد عنایت قرار داد.
در مفهوم برشتی، دو پارامتر بسیار مهم است:
الف ـ ساختمان ایدئولوژیک/ محتوا/ پیس
ب ـ ساختمان شکل/فرم/ پیس
با عنایت به این مفهوم، واژه دراماتورژ متحول‌تر می‌شود. در این تغییر و تحول، مفهوم دراماتورژی به بافت ایدئولوژیک اثر نیز توجه دارد.
2- ارتباط ویژه‌ای که شکل با محتوا دارد، به معنایی که " روست" (1) آن را مطرح می‌کند. او می‌گوید: "در هنر، فرم و محتوا در یک اتحاد یگانه هستند. در حقیقت اتحاد و یگانگی این جهان با هم، یک ساخت قابل دریافت و یک نگرش قابل فهم را از فرم و محتوا به دست می‌دهد." (2)
3- "مجموعه کار روی یک اثر ـ متن و میزانسن ـ به خاطر تأثیرگذاری بر مخاطب است. به همین جهت، دراماتورژی اپیک که برشت آن را مطرح می‌کند یک فرم تئاتری را پیشنهاد می‌کند که در آن با ایجاد یک نوع فاصله‌گذاری سعی می‌شود واقعیت اجتماعی به شکل قابل فهم‌تری برای تماشاگر ارایه شود. از این طریق شرکت تماشاگر در تغییر موقعیت اجتماعی را طلب می‌‌کند." (3)
"دراماتورژی برشتی، شامل متن و امکانات صحنه‌ای و میزانسن است. تئاتر اپیک، نمی‌تواند شکل بگیرد مگر این‌که اجرا شود. مطالعه دراماتورژی یک متن، شناخت و دریافت خطوط داستانی آن، فرم اجرایی آن برای به صحنه درآوردن اثر است." (4)
دراماتورژی امروزی
اما با گذر ایام و پیشرفت زمان، از مفهوم برشتی نیز گذشته و به مفهوم امروزی می‌رسیم. "یرژی گروتفسکی"، پژوهشگر توانای تئاتر لهستان در مقاله‌ای می‌نویسد:
"در دراماتورژی نوین، آن چه اهمیت دارد و مورد توجه قرار می‌گیرد از دو منبع نشأت می‌گیرد:
1- توهم: تلاش می‌کند برای کم کردن فاصله بین صحنه و زندگی در این نوع سعی می‌شود، صحنه عین زندگی خلق شود.
2- ضد توهم "وسایل بیانی و عمل ارتباطی را آشکار می‌سازد" (5)
" در زبان‌های اروپایی دراماتورژی ـ نمایشنامه کاری ـ سه معنا را می‌‌رساند:
هنر و تصنیف نمایشنامه (‌نمایشنامه‌نویسی‌)
2- شگرد‌ها، شیوه‌ها و سبک‌های نمایشنامه‌نویسی به نحوی که به میانجی و کاربرد آن‌ها نمایشنامه از سایر‌ گونه‌های ادبی ‌متمایز شود.
3- نمایشنامه پژوهی(6) " (7)
به عقیده قطب‌الدین صادقی در دراماتورژی مدرن راجع به این موارد بحث می‌شود:
"1- فضا: چطور فضای صحنه‌ای را به فضای دراماتیک تبدیل کنیم.
2- زمان: اصرار بر ارتباط پیوسته، تند، کند و …
3- خلق چهارچوب: نور، صدا، اشیاء
4- اعمال فیزیکی: غذا خوردن و …
5- شخصیت‌ها: ویژگی‌هایشان، لباس‌هایشان
6- شکل صدایی زبان، ریتم، موسیقی
7- واقع‌گرایی: عیناً نشان دادن واقعیت و شکل دیگر آن که تنها بخشی را نشان دهیم.
8- فاصله‌تاریخی، اجرای اثری از گذشته
9- معنا: وضوح و تفسیر اثر." (8)
تمام این‌هاست که مصالح دراماتورژی مدرن را می‌سازد. هدف نهایی تمام این موارد، تأثیر نهادن بر حس و اندیشه‌های تماشاگر است. این‌ها چیزهایی نیست که همگی در متن آمده باشند بلکه همه این موارد را در اجرا می‌بینیم.
در حقیقت "دراماتورژی" باید براساس "سمبولوژی" تمام نشانه‌ها را در متن بیابد.
به گفته صادقی؛ "دراماتورژ" حد فاصل نویسنده و اثر است و مهم ترین کارش بررسی ساختار است. وی حدفاصل کارگردان و اجراست.
ساختار درونی: عناصری که جوهره‌موضوع را می‌سازند.
ساختار بیرونی: به مفاهیم شکل می‌پردازد، شیوه‌اجرا "دراماتورژ" مغز متفکر گروه است؛ یک مشاور خبره است" (9)
محدوده کار دراماتورژ امروزی موارد زیر است:
"1- در جدول برنامه سالیانه، صاحب نظر و عقیده است.
2- پژوهش مدارکی درباره نویسنده و اثر
3- اقتباس یا تغییر دادن متن، حذف یا افزودن قطعات متن
4- استخراج نقاط عطف در جریان معنایی اثر
5- جا دادن معنای کلی اثر در یک طرح کل سیاسی، اجتماعی و وارد کردن اثر به یک جهان‌بینی جدید.
6- ناظری منتقد و منتقدی آگاه که نگاهی تازه دارد." (10)
در نهایت "دراماتورژ" در مفهوم نوین و امروزی وظیفه‌ای ندارد جز پرسیدن مداوم یک واژه از تمامی اعضای گروه؛ و آن واژه، چیزی نیست جز "چرا".
"چرا، این نمایش را اجرا می کنیم؟ چرا در این فصل آنرا اجرا می‌کنیم؟
چرا این‌جا؟……چرا گروه تئاتر ما وجود دارد؟ … چرا اصلاً ما وجود داریم؟ … چرا این نمایش را در گذشته، به روی صحنه نبرده‌ایم؟… چرا مخاطبان ما به دلیل این نمایش می‌‌آیند؟ … چرا نود تا نود و پنج درصد مردم به دیدن آن نیامده‌اند؟ …" (11) و هزاران هزار چرای دیگر که وظیفه اصلی "دراماتورژ" را معین کرده و متن غیر قابل استفاده‌ای را به یک شاهکار جهانی تبدیل می‌کند.
زیرا بی‌تردید همان‌گونه که در کتاب " برشت در تئاتر؛ گسترش یک زیبایی‌شناسی" آمده است: "آموختن کارکردهای بسیار متفاوتی از لایه‌های عمومی متن، به گروه، وظیفه‌ دراماتورژ است زیرا لایه‌هایی وجود دارند که هرگز نمی‌توان تصویر هیچ بهبود کیفیتی در شرایط آن‌ها را داشت. دراماتورژ‌ها، شرایط مناسبی برای آن‌ها می‌یابند.
هم‌چنین لایه‌هایی از متن وجود دارند که می‌توان برداشت‌های متفاوتی از آنها داشت. این "دراماتورژها" هستند که گروه را به سمت مناسب‌ترین و نزدیک‌ترین گزینه‌ها به جوهره متن، نزدیک می‌سازند" (12)
پس می‌بینیم که‌"دراماتورژ" در حال حاضر به عنوان یکی از اصلی‌ترین عناصر گروه‌های تئاتری محسوب می‌شود. او می‌تواند به واسطه بیرون کشیدن لایه‌های فراموش شده اثر، اثر جدیدی را حتی در یک شاهکار بیافریند. اثری که شاید هرگز در تصور نگارنده اولیه آن، نگنجد و یک آفرینش و خلاقیت شگفت‌انگیز، محسوب شود.
به همین دلیل است که در تئاتر امروز جهان، نقش "دراماتورژ" را هم‌اندازه کارگردان صحنه می‌دانند زیرا او کارگردان متن و تصویرگر متن است. کسی که اثر را برای به صحنه بردن می‌آفریند.

پی‌نوشت‌:
1- "Rousset"
2- Teater text book-opcit – p 87
3- همان، ص 386 و 387
4- What is Dramturg?- cardullo Bedrt–minapolis university poblicatins– 1995 – P. 103, 105

5- دراماتورژی چیست؟ گروتفسکی _ م .قطب‌الدین صادقی ـ فصلنامه تئاتر ـ سال سوم ـ ش 33 ـ ص 88
6-Study of drama
7- درآمدی به نمایشنامه شناسی ـ پیشین ـ ص 35
8- دراماتورژ و وظایفش ـ قطب‌الدین صادقی ـ فصلنامه هنرـ بهار1378 ـ ص 92
9- دراماتورژی ـ سخنرانی قطب‌الدین صادقی ـ فجر 1379 ـ مجله‌هنرهای نمایشی ـ دوره جدید ـ ش 82، ص 82
10- همان
11-Teater text book, opcit. P55
12 Brecht on Theatre: The Development of an Aesthetic - Bertolt Brecht- John Willett -Hill and Wang Reissue edition-1990- P. p. 67 & 70
:))))
محمدجان متوجه وجه کنایی این مطلبت هستم ولی اگه یه عکس از کتاب "دراماتورژ چیست؟ دراماتورژ کیست؟" هم می‌ذاشتی منظورت برآورده می‌شد، خیلی لازم نبود با تانک و کمباین و تراکتور از روشون رد بشی :))))))))))

البته شاید با این حرکتت عده‌ای ترغیب و علاقمند ... دیدن ادامه » بشن برن سمت این کتاب. چون با عکس خالی خیلی نمی‌شد مطمئن شد :)))))



http://uupload.ir/files/a60_20181127_134331.jpg
۰۶ آذر ۱۳۹۷
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️
قلبای قرمز طور، آتیشی :)
۰۶ آذر ۱۳۹۷
⁦:-)⁩
۰۶ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش اگزیت
گزارش و آمار اجراهای گروه تئاتر اگزیت نروژ در ایران از اسفندماه ۹۲ تا مرداد ماه ۱۳۹۷ (۹ اثر نمایشی-۱۵ اجرا)

گروه تئاتر اگزیت نروژ از سال ۲۰۰۵ میلادی به عنوان زیرمجموعه‌ای از کمپانی Khameneh Mulitmedia آغاز به کار کرد. مهرداد خامنه‌ای سرپرست این گروه پیش‌ از آن کمپانی Khameneh Mulitmedia را در سال ۲۰۰۳ در کشور نروژ در زمینه‌ی تولید فیلم، تئاتر، برنامه‌های آموزشی، انتشارات و اطلاع‌رسانی به ثبت رسانده بود. فعالیت این کمپانی تا ژانویه ۲۰۱۳ به شرح زیر است:
در بخش فیلم: ۶۹ فیلم مستند برای مراکز دولتی و خصوصی، سه فیلم داستانی نیمه‌بلند (دگما ۹۵)، ۱۲ تیزر تبلیغاتی، در بخش انتشارات: ۱۰ عنوان کتاب به زبان‌های آلمانی،‌ نروژی و انگلیسی شامل نمایشنامه، داستان کوتاه و آموزش اصول فیلم‌سازی، در بخش تئاتر (گروه تئاتر اگزیت): اجرای ۷ اثر به زبان‌های انگلیسی، آلمانی، نروژی و فارسی با مجموع ۲۴۰ اجرا در شهرهای مختلف آلمان و نروژ، در بخش آموزش: کلاس‌های آموزش فیلم‌سازی در کشور نروژ زیر نظر اداره‌ی کار این کشور، دوره‌های تئاتردرمانی برای موسسات دولتی و خصوصی به مدت ۷ سال. سرمایه‌ی ذخیره شده‌ی این کمپانی تا ژانویه‌ ۲۰۱۳ از مجموع درآمد بخش‌های مذکور پس از کسر ۳۴٪ مالیات دولت نروژ ۱،۱۷۰،۰۰۰ کرون نروژ برابر با ۱۲۰،۰۰۰ یورو بوده است. از ژانویه ۲۰۱۳ (زمستان ۱۳۹۲) فعالیت گروه تئاتر اگزیت در ایران به پشتیبانی این سرمایه‌ی کمپانی به عنوان تهیه‌کننده‌ آغاز شد و از آن زمان تعداد ۹ اثر نمایشی با ۱۵ اجرای صحنه‌ای تا مردادماه ۱۳۹۷ به روی صحنه رفته است. هزینه‌ی اجرای این نمایش‌ها به قرار زیر می‌باشد.
*لازم به ذکر است با هدف کمک به ارتقاء و رشد فرهنگی و پویایی تئاتر چنان که در پایان هر نمایش نیز به همراه گزارش مخاطبان و گیشه اعلام شده است، درآمد حاصل از این نمایش‌ها به بازیگران صحنه اختصاص یافته و هیچ مبلغی از عواید نمایش‌ها به تهیه‌کننده باز نگشته است.

آن‌سوی رنگ، اسفند ۹۲، آموزشگاه باران: ۸۰۰،۰۰۰ تومان
مهاجران، خرداد ۹۳، فرهنگسرای ارسباران: ۱،۰۰۰،۰۰۰ تومان
مهاجران، مهر ۹۳، اداره تئاتر: ۱،۰۰۰،۰۰۰ تومان
نردبان، آذر ۹۳، فرهنگسرای ارسباران: ۱،۲۰۰،۰۰۰ تومان
نمایش هملت در روستاى مردوش سفلى، خرداد ۹۴، باغ موزه قصر: ۱۱،۵۳۸،۰۰۰ تومان
مارکس در سوهو، خرداد ۹۴، خانه موزه استاد انتظامی: ۷،۷۰۰،۰۰۰ تومان
مترسک، مهر ۹۴، خانه موزه استاد انتظامی: ۶،۵۰۰،۰۰۰ تومان
ماهی سیاه کوچولو، بهمن ۹۴، خانه موزه استاد انتظامی: ۵،۳۵۰،۰۰۰ تومان
یک‌ ... دیدن ادامه » خاطره، یک مونولوگ، یک فریاد و یک نیایش، بهمن ۹۴، خانه موزه استاد انتظامی: ۵،۵۰۰،۰۰۰ تومان
نمایش هملت در روستاى مردوش سفلى، مرداد ۹۵، خانه موزه استاد انتظامی: ۱۷،۳۸۵،۰۰۰ تومان
شازده کوچولو، دی ۹۵، خانه موزه استاد انتظامی: ۱۸،۰۰۰،۰۰۰ تومان
مهاجران، مرداد ۹۶، خانه موزه استاد انتظامی: ۱۵،۸۶۹،۰۰۰ تومان
مارکس در سوهو، دی ۹۶، خانه موزه استاد انتظامی: ۴،۰۰۰،۰۰۰ تومان
من موجودی احساساتی هستم، دی ۹۶، خانه موزه استاد انتظامی: ۶،۰۰۰،۰۰۰ تومان
مترسک، مرداد ۹۷، خانه موزه استاد انتظامی: ۲۰،۳۲۳،۰۰۰ تومان

مجموعاً ۱۲۲،۱۶۵،۰۰۰ تومان

علاوه بر هزینه‌های فوق، گروه تئاتر اگزیت از دی‌ماه سال ۹۵ با راه‌اندازی بخش تحریریه تاکنون مبلغ ۱۸،۰۰۰،۰۰۰ تومان نیز صرف این بخش نموده که این هزینه نیز از محل صندوق کمپانی Khameneh Mulitmedia تامین گردیده است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلیل اینکه آدم‌ها به دشواری شاد می‌شوند این است که همواره گذشته را بهتر از آنچه بوده، حال را بدتر از آنچه هست و آینده را نامشخص‌تر از آنچه خواهد بود می‌بینند

مارسل پانیول
(۲۸ فوریه ۱۸۹۵–۱۸ آوریل ۱۹۷۴) نویسنده، نمایش‌نامه نویس و فیلم‌ساز قرن نوزدهم میلادی اهل فرانسه است. او در سال ۱۹۴۶ نخستین فیلم‌سازی بود که به عضویت آکادمی فرانسه درآمد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید