آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش تنهایی پرهیاهو
S3 : 16:30:41 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۲۲ آبان تا ۲۴ آذر ۱۳۹۶
۲۰:۳۰
۱ ساعت
بها: ۳۰,۰۰۰ تومان  |  جزییات
بخش خارج از ظرفیت: ۲۰،۰۰۰ تومان
آنجا که کتاب می سوزانند، کارش به سوزاندن انسان ها هم خواهد رسید... "هانریش هاین"

یاداشت کارگردان:

گروه تیاتر سولو متشکل از جوانان مستعد و متعهد آکادمی هنرهای نمایشی سولو است که راه ناهموار و تو در توی این حرفه هنر را برای پیمودن و آزمودن در عصر وارونه های فرهنگی انتخاب کرده اند. تنهایی پرهیاهو پس از نمایش پربیننده دربارانداز دومین قدم استوار و حرفه ای این گروه خوش نفس و جوان است که این بار در کنار بازیگران حرفه ای و کار آزموده کسب تجربه و معرفت می کنند. سولو تلاش دارد تا چه در انتخاب مضامین و دغدغه های انسان امروز و چه در شیوه ی اجرا دریچه های تازه و بدیعی را برای مخاطبان همدل و فرهیخته عرصه هنرهای نمایشی باز کند. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
امیرکاوه آهنین جان آبان ۹۶

 شماره تماس و تلگرام آکادمی هنرهای نمایشی سولو: ۰۹۳۵۴۴۹۹۳۴۰

 

 



- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۸ سال خودداری نمایید.
سبک
درام

گزارش تصویری تیوال از نمایش تنهایی پرهیاهو (سری دوم) / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نمایش تنهایی پرهیاهو (سری نخست) / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› پوستر نمایش «تنهایی پرهیاهو» در آستانه شروع اجرا در تماشاخانه ایرانشهر رونمایی شد

›› پوستر رسمی نمایش "تنهایی پرهیاهو" رونمایی شد.

›› امیرکاوه آهنین جان «تنهایی پرهیاهو» را بروی صحنه می برد‎

آواها

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
در ابتدا باید بگم که یه نمایشی با کلی فاکتورهای عالی و تئاتری ، خصوصا که در دوره ای هستیم که ماهیت اصلی تئاتر فراموش شده و به حاشیه ها بیشتر توجه میشود تا به بطن خوده کار تئاتر . نمایش تنهایی پرهیاهو یکی از اون نمایش هایی است که آدم رو به سالهایی میبرد که رنج و تلاش و زحمت رکن اصلی تئاتر بوده است . نمایشی که به حاشیه ها توجه نکرده و به تئاتر خوب فکر کرده است . به دور از ظواهر عوام فریب به متن و ارائه یک کار شرافتمندانه و تئاتری پرداخته است . امیر کاوه آهنین جان با گروه نمایشی جوان و تلاشگر نشان داده که میشود بدون چهره و حتی تبلیغات غلط و عوام فریبانه و به دور از دروغ ، تماشاگر را به سالن های تئاتر بیاورد . کاری که میتوان گفت مجموع اش زیباست و کسی یکه تازی نمیکند و همگی هم پای هم می درخشند و پیش میروند و در جهت مفهوم اصلی و تئاتر واقعی تلاش میکنند . نمایشی سراسر حرف و فکر که به مخاطب اجازه میدهد فکر کند ، تامل کند یک لقمه ی آماده را تحویل شما نمیدهد که بخورید و به تماشاگر اجازه میدهد فکر کند و خودش لقمه را بپیچد و نوش جان کند و برای لحظه لحظه اش فکر شده است . تنهایی پرهیاهو پر است از ایده های کارگردانی که متن نمایشی را از این رو به آن رو کرده و اینجاست که در می یابیم که یک کارگردان وظیفه اش چیست و کارش چه چیزی میتواند باشد و باید بگویم طراحی صحنه به جا و به دور از کلیشه های امروزی کمک بسزایی در این امر داشته . در روزهایی که تئاتر بی جان ، نفس های سختی میکشد ، تنهایی پر هیاهوی امیرکاوه آهنین جان و گروه سولو ، نفس تازه ای به صحنه داده است و به همگان نشان میدهد که فاکتورهای اصلی تئاتر جهان بینی است ، فکر است ، تلاش است و زحمت و میشود که کار خوب انجام داد . پیشنهاد میکنم حتما در این روزهای پایانی این نمایش رو ببینید و لذت ببرید ...
مریم راد و امیرمسعود فدائی این را خواندند
هاتف آزمونما و Sanaz Kaviani این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من به خاطر عدم شناخت لازم از کارگردان، نویسنده و بازیگر‌ها، برنامه‌ای برای تماشای این نمایش نداشتم. چند روز پیش برای تئاتر دیگه‌ای تماشاخانه ایرانشهر بودم که بعد از تمام اون، گفتم حالا که وقت دارم شاید بد نباشه تنهایی پرهیاهو رو هم ببینم. رفتم گیشه و آخرین بلیط باقی مونده رو گرفتم.
متاسفانه باید در یک کلمه بگم که این نمایش ضعیف بود، کاملا ضعیف و بزرگ‌ترین ایراد وارد بهش متن شلخته و بدون انسجام اون هست. در هر صحنه موضوعات مختلف زیادی مطرح میشه و در نهایت هم داستان طوری جلو میره که فقط باعث گیج شدن مخاطب میشه. استفاده از برخی تیکه‌ها و جملات مسخره وسط متن هم چیزی بود که من اصلا نپسندیدم. طراحی صحنه و بازی آقای شومون در نقش اصلی خوب بودن اما همه این‌ها به هیچ‌وجه ضعیف شدید نمایشنامه رو جبران نمی‌کنن. من که اصلا این همه تعریفی که از این نمایش میشه رو درک نمی‌کنم و پیشنهاد می‌کنم وقتتون رو صرف گزینه‌های بهتری بکنید.
در صورتیکه کتاب این نمایشو خونده بودین،متوجه میشدین چه شاهکاریو دارید تماشا میکنید!
ولی متاسفانه همینطوری که گفتید برای کسی که پیش زمینه ای از موضوع نمایش نداشته باشه ممکنه یکم گیج کننده بود باشه..
۱۹ آذر ۱۳۹۶
دوست گرامی ام به نظرم لازم بود قدری در مورد نمایشی که بدون اطلاع برای دیدنش میرید داشته باشین. از نظر من این نمایش به شدت خلاقانه و قابل تامل بود. فکر میکنم عدم اطلاع شما از مضمون باعث سردرگمی شما شده.
پیشنهاد میکنم بعد از خوندن رمان مجددا به دیدن این نمایش برید.
۲۰ آذر ۱۳۹۶
دوستان عزیز دقیقا منظورم من هم همین بود. اقتباس بود یعنی مخاطب وقتی بدون تماشا یا خواندن اثر اصلی به تماشای اثر می‌شینه، تئاتر براش گیج کننده نباشه و غیرمنسجم. شما خودتون هم فرمودید که بهتره بعد از خواندن رمان به تماشای اثر نشست. با این اوصاف به نظر من نمی‌توان نام «شاهکار» یا حتی «اقتباس خوب» را روی تنهایی پرهیاهو گذاشت.
۲۰ آذر ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اگر به نمایش، صرفاً به دید نمایشی فیزیکال نگاه کنیم که کارگردان و بازیگران قصد به رخ کشیدن هماهنگی در اجرا و آواز و حرکت ها داشتند، نمایش قابل قبولیست. اما اگر قراره دیالوگ وارد بشه، چرا انقدرررر فیزیکال؟؟ که ذهن مخاطب دائم از دیالوگ ها پرت شه و درگیر بازیِ بازیگران بشه؟! اصلا چرا متن انقدررر شلخته؟ انقدر تکه تکه؟ کتاب تنهایی پر هیاهو، با وجود اینکه کتاب نازکیه، اما به نظر من فربه است؛ از لحاظ محتوا و مفهوم فربه است. که خب این شلختگی متن و فرم گونه بودن نمایش، متاسفانه مفهوم متن رو از بین برده بود...توی یه صحنه، همزمان چندتا موضوع مطرح میشد که آدم نمیفهمید روی کدوم باید تمرکز کنه! (البته که تمرکز اصلی صرف فیزیکال بودن کار و حرکات بیش از حد بازیگران میشد)
جدا از تمام مطالب، صدای خانم فیروزآذر به شدت ضعیف بود!
به نظرم این هم نوعی دزدیه که ساعت اکران رو ۲۰:۳۰ اعلام کردین ولی بدون هیچ توضیحی بعد از خرید مشخص میشه ساعت اکران ۱۸ بوده!!! متاسفانه من چون انتظار همچین چیزی رو نداشتم داخل سالن متوجه شدم که در واقع بلیطم سوخته!!!!! مسئولین محترم سالن هم صرفا فرمودن که هیچ ربطی بهشون نداره و این مشکل خودمه با تیوال!!!! از یه سایت به اصطلاح فرهنگی و یه مجموعه فرهنگی انتظارم خیلی بیشتر از این بود. واقعا دوست داشتم این کار رو ببینم. ومشتری قدیمی تیوال هستم. خیلی نا امید شدم...
فاطیما م این را پاسخ داده‌است
ینی حتی sms که از دوساعت قبل از نمایش از طرف تیوال میاد برای شما نیومد؟ امروز تا اونجایی که من میدونم سانسش ویژه بود و ساعت 18 اجرا میرفتن.حیف شد، از دست دادین اجرا رو. :(
۱۸ آذر ۱۳۹۶
ااجراهای شنبه معمولا ویژه هستند و در ساعت دیگه ای که قبلا اعلان شده برگزار میشن
۱۹ آذر ۱۳۹۶
آقای ژیان متاسفانه آیتم دیروز از روی سایت حذف شده و من نمیتونم حرفم رو ثابت کنم... ولی چون باید با چند نفر از دوستانم برای این تاتر هماهنگ می کردم چندین بار (تاکید میکنم چندین بار) ساعت و روز کار رو چک کردم و با درصد خیلی بالایی مطمئنم که هیچ تاکید با رنگ قرمزی وجود نداشت و ساعتاجرا هم 20:30بود. نمیگم صد در صد چون به هر حال همیشه احتمال خطا وجود داره. من فکر میکنم شاید یه مشکل ساده UX در سایت بوده باشه و سایر دوستانی هم که به موقع تشریف آوردن احتمالاً به اس ام اس تیوال توجه بیشتری نشون دادن که من متاسفانه به هر دلیل خیلی دیر این اس ام اس ها به دستم رسید (بذارید پای بد شانسی خودم و همراهم) در واقع دیشب انقدر با شوق و ذوق خودم رو به اونجا رسونده بودم و البته از مسیر دور و در شرایط نا مساعد که به شدت شوکه شدم!! استفاده از عبارت دزدی قطعاً زیاده روی بود ولی من کم دقتی خودم رو پای دیگران نمی نویسم. به هر حال ممنون از توجه و توضیحتون. موفق باشید.
۱۹ آذر ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یک تئاتر با نمایشنامه سمبلیک، نمادگرایانه، جذاب، شلوغ و پر تحرک...

به نظرم یک تئاتر خوب بهتر از هر چیز دیگه ای میتونه به آدمی حس خوبی بده و مثله یه کتاب خوب تئاتری که ارزش دوبار دیدن نداشته باشه قطعا ارزش یک بار دیدن هم نخواهد داشت....پس این تئاتر را باید دو بار دید...

تنهایی پرهیاهو
یک تئاتر نمایشی و سمبلیک و پر مفهوم با نمایشنامه اقتباس شده از کتابی با همین اسم نوشته هرابال
کار کردن چنین اجراهایی با چنین مفهوم هایی توی این کشور خیلی کار راحتی نیست و امیرکاوه آهنین جان حرکتی کرده که در نوبه‌ خود ... دیدن ادامه ›› قابل تقدیره...
تئاتر متشکل از ده صحنه با ابتدای قوی و انتهایی قدرتمند تر و البته ضعف در بعضی صحنه های میانی ...
امیرکاوه آهنین جان فردی که بایستی صرف نظر از کیفیت خروجی اجرا به خاطر استفاده از یک تیم نیمه حرفه ای و تلاش برای معرفی نابازیگرهای جدید مورد تقدیر قرار بگیرد. یک تازه کارگردان باهوش با شم تبلیغاتی زیاد کسی که توانست با وجود تمامی ممیزی هایی که ممکن بود به کار وارد بشه به خوبی یک ماه از پس هر چیزی بر بیاد و این مهم تنها نشان دهنده هوش زیاد آهنین جان و شناخت کافی او از اتمسفر حاکم بر فضای تئاتر جامعه امروز است.

اولین نقطه قوت کار وجود نمایشنامه بسیار پر مفهوم پاکدل است. متن قدرتمند و عالی نوشته شده هر چند در بسیاری از موارد حذف یا تغییر دیالوگ ها در طول کار کاملا به چشم میخوره چرا که احتمالا این تغییرات بدون مشاوره با یک نویسنده انجام شده و تناقض های ادامه کار پوشیده نگردیده است که البته این موضوع از کیفیت کار خیلی نمی کاهد.
نظم در تئاتر آهنین جان به خوبی قابل لمس بود ولی ضعفِ نابازیگرها در درک صحنه ها، دیالوگ ها و اکت های بازی به هیچ‌وجه توجیه پذیر نیست...اتفاقی که در تنهایی پر هیاهو حادث شده، کپی و تقلید نابازیگر هایی بود که به هیچ‌وجه نه نسبت به کار خود توجیه شده بودند و نه تلاشی برای درک کردن موضوع از خود نشان داده بودند و تنها تقلید هایی دیده میشد ک از قضای کار به خوبی هم در آمده بود. البته این مورد نیز احتمالا به توانایی کارگردان و هوش او برمیگردد یعنی بدون اینکه بازیگر بداند چرا کارگردان از او بازی گرفته است ولی نبایست فراموش کنیم که غالب این نابازیگرها شاگردان خود اهنین جان بوده اند و آهنین جان شاید لازم بود کمی نسبت به آگاهی بازیگرانش از آنچه انجام میدهند حساسیت بیشتری به خرج بدهد.

السا فیروزفر و آناهیتا همتی نشان دادند میان بازیگر تئاتر و تلویزیون تفاوت های بسیاری هست...چنین انسان هایی تنها حامل این پیام هستند که در جامعه مریض این روزهای هنر افرادی تنها با زور عمه و خاله دایی میتوانند بازیگر شوند بدون آنکه درکی از بازیگری و بازی زنده داشته باشند... برای مثال تفاوت بین دختر کولی و دختر لات بسیار زیاد است و عجیب از قضای روزگار بازیگرهای چهره کار نتوانسته بودند این تفاوت را درک‌کنند.
(شاید بهترین راه برای نجات این جامعه پرهیز از انجام کاری است که نسبت به آن هیچ‌توانایی ای نداریم...)

بابک قادری تازه بازیگری که جدیدا به جامعه هنر معرفی شده و دارای توانایی بدنی و بازی بدن بسیار فوق العاده ایست. ولی آنچه از جانب بابک‌قادری به تماشاچی القا میشد یک بازی کاملا فانتزی و دور از مفهومیت داستان برای تماشاچی بود. لوده بازی شاید اصطلاح مناسبی نباشد ولی در واقعیت آنچه از بازی قادری به چشم میخورد تنها همین مورد است. دیالوگ ((عکس لخت لوکومویو )) بهترین جمله برای معرفی شخصیت دایی هانتا بود که قادری به هیچ‌وجه نتوانسته بود با استفاده از آن خودش را به تماشاچی معرفی کند...با همه این ها چیزی ک در اجرای بابک قادری نمایان بود توانایی بالای ایشان برای یک بازیگر قدرتمند تئاتری شدن بود....

بانیپال شومون به خوبی از پس کار برآمده بود. بازیگری که بخوبی از صدای خود استفاده میکرد، بازی داشت و در تمامی طول اجرا تماشاچی در عین شلوغی صحنه جذب خود میکرد، تجربه شاید پارامتر تاثیر گذاری در بازی بانیپال باشد ولی توانایی او برای درآوردن کار به خوبی قابل مشاهده بود. با همه این ها شاید لازم بود بانیپال بیش از یک بار متن کتاب را بخواند دیالوگ (سی و چند سال است کتاب میکوبم) بیانگر تمامیت مفهوم کار بود و بانیپال شاید اگر تنها می توانست این دیالوگ را بخوبی بیان کند برای کل کار وظیفه خود را انجام داده بود که البته نتوانست. از این موضوع بدتر آنچه در اجرا به چشم میخورد عدم درک صحنه آخر کار بود. بانیپال نسبت به صحنه آخر و مرگ هانتا هیچ درکی نداشته و نتوانسته بود یک مرگ سمبلیک را به نمایش در آورد. همه این ها البته تاثیر گذار بودن بانیپال در طول اجرا را زیر سوال نخواهد برد.

شاید تنها نقطه ضعف آهنین جان در طی این اجرا رودربایستی بوده که با بازیگران اصلی کار داشته و نتوانسته به خوبی آن ها را مدیریت کند. چرا که آنچه از بازی نابازیگرها مشهود است هوش سرشار آهنین جان و شناخت او نسبت به کار بوده که این دو پارامتر را نمیتوانیم به خوبی در بازی بازیگرهای اصلی ببینیم.

در میان همه چهره ها، تازه بازیگرها و نابازیگرهای تئاتر تنهایی پرهیاهو روزبه اختری درخشید. بازیگری ک برخلاف نقش بسیار کوتاه خود در مقایسه با سایر بازیگرهای اصلی، به خوبی از پس کار برآمده و به اصطلاح خودی نشان داد. بازیگری که به خوبی زنده بازی میکرد در لحظه حس خود را تغییر میداد و فوق العاده در مقابل بازیگر مقابل خود مسئولیت پذیر بود، دقیقا چیزی که در تمامی طول اجرای آهنین جان دیده نمی شد...
مقایسه اختری و فیروزفر به خوبی نشان میدهد تفاوت بازیگر با مطالعه و بی مطالعه چقدر است. کاملا مشخص میشود که توانایی بازیگری که خاک صحنه خورده با بازیگرانی ک هیچ‌وقت حتی رنگ صحنه تئاتر را ندیده است، چقدر میتواند باشد. روژبه اختری دقیقا همان کسی است که میتواند زنده بازی کند و درآن واحد چند حس متفاوت را به تماشاچی القا نماید افرادی که به آنها اصطلاحا تئاتری میگویند.... چنین افرادی بسیار قابل ستایش و احترام هستند و مستقل از حجم نقش می توانند به خوبی در هر اجرایی بدرخشند. دیدن یک تئاتری واقعی کسی ک اسم و رسم آنچنانی نداشته ولی نسبت به کار خود متعهد است بسیار ارزشمند و لذت بخش بود...

در انتها و به صورت کلی نمایش تنهایی پرهیاهو بسیار تجربه دلپذیری بود و تماشای آن خالی از لطف نخواهد بود. هرچند در بسیاری از موارد ضعف هایی در ارائه موضوع دیده میشد. بعضی از صحنه ها کاملا از مفهوم اجرا دور بود و شاید بسیاری مشکلات دیگر. اما همه این ها به هبچ وجه نمی تواند جسارت، هوش و جذابیت این کار را زیر سوال ببرد. تئاتری که در مقایسه با تئاترهای هم رده خود دارای بازی، کارگردانی، گردش و هزاران پارامتر مثبت دیگری است که حتی در تئاترهای معتبرتر هم خیلی دیده نمی شود.
در انتها به نظرم برای دیدن یه تئاتر خوب برای گرفتن یه حس مثبت دیدن این تئاتر خالی از لطف نخواهد بود ... و الزاما دوبار دیدن کار توصیه می شود.
در کل نمایش خوبی بود. انتخاب های موسیقی و متن های بین پرده ها از نکات قابل توجه بود. تنها به نظرم در کنار هم قرار گرفتن صحنه ها بر اساس تنظیمی که نویسنده از داستان انجام داده کمی ارتباط را با بیننده قطع میکند و دچار سردرگمی است.
امیرمسعود فدائی و علی ژیان این را خواندند
حمیدرضا آسوده این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
متوسط رو به پایین.
به نظرم نسبت به کتاب جذابیت کمتری داشت و مفهوم داستان رو به خاطر ایجاد جذابیت و جذب مخاطب خدشه دار کرده بود.
نمایش چندان به دلم ننشست. به نظرم اگه کسی کتاب رو نخوانده باشه خیلی متوجه داستان نمیشه و این ایراد کوچکی نیست. من کتاب رو خوانده بودم نسبت به بعضی جاهای کتاب تغییرات مهمی ایجاد شده بود که به نظر من نیاز نبود و سیر داستان رو تغییر داده بود.
اول از همه من اصلا آدم تئاتری نیستم و به خودم اجازه نقد نمیدم.
این نمایش به نظر من خیلی نمایش سنگینی از لحاظ دکور و حرکات بازیگران بود. و کاملا مشخص بود که کار نیاز به تمرین سنگین مخصوصا برای هماهنگی بین بازیگران برای حرکات جمعی داره و برای همین امر خسته نباشید ویژه و تبریک زیاد میگم به تیم اجرا.
ازطرفی هر پرده نمایش دکور متفاوتی داشت که باز اونم به بهترین شکل و با بیشترین سرعت عوض میشد.
ارتباط برقرار کردن بین پرده های نمایشن به نظرم یه مقدار کوچولو سخت بود. من حراقلسه پرده رو محو حرکات بازیگران و هماهنگی عالی اونا بودم. و از متن خوانی‌های بین هر پرده و انتخاب عالی موسیقی برای این گپ هم نباید به سادگی عبور کرد.
نمایش خوبی بود البته بزرگترین فایده اش برای من این بود که با بهومیل هرابال آشنا شدم. داستان تنهایی پرهیاهو عالیه و نبوغ نویسنده اش در همه جای اثر دیده میشه.
مریم زارعی، امیرمسعود فدائی، سمیه و علی ژیان این را خواندند
محمد رحمانی و فاطیما م این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با دیدن این نمایش خیلی خیلی مشتاق شدم که رمان تنهایی پر هیاهو رو حتما بخرم و بخونم. شاید تنها سودی که این نمایش برای من داشت همین بود. فکر می کنم رمانش باید خیلی جالب تر نوشته شده باشه تا متن این نمایشنامه که خیلی گنگ و مبهم بود. ولی با وجود مبهم بودن میشد به این نتیجه رسید که رمان تنهایی پرهیاهو خیلی بهتر خواهد بود.
خیلی جالبه روی من هم همین اثر رو داشت به محض این که نمایش تموم شد کتاب رو از اینترنت دانلود کردم و همون شب خوندم کتابش عالیه فوق العاده اس بهتون پیشنهاد می کنم حتما بخونین
۱۳ آذر ۱۳۹۶
ممنون از پیشنهادتون. حتما می خونمش. :)
۱۳ آذر ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش بدی نبود ولی به نظرم اگه کسی کتاب رو نخونده باشه براش سخته با نمایش ارتباط برقرار کنه و خیلی از بخش های مهم کتاب هم حذف شده بود
از یک طرف هم نمیدونم چرا خیلی از مجری های نمایش ها سعی دارند یه بخش کمدی به نمایش ها اضافه کنند بدون توجه به ساختار کلی داستان اصلی .شاید اضافه کردن کمدی به داستان سیاهی مثل تنهایی پرهیاهو زیاد قشنگ نباشه.
آره اونجاش که السا فیروزآذر گفت جونم ...
۱۲ آذر ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کار متوسطی بود.
در واقع رمان اصلی تنهایی پر هیاهو فوق العاده هست، در صورتی که از قبل رمان رو خونده باشید تا حدود قابل قبولی میشد با نمایش ارتباط برقرار کرد، ولی فکر میکنم اگه نخونده به دیدن نمایش برید دچار سردرگمی میشید.
به نظرم میتونست خیلی بهتر از اینها باشه.
خسته نباشید
معمولی بود کارو خسته کننده
لباس و نور کار و همچنین آقای شومون از نقاط قوت کار
به امید اجراهایی بهتر
مریم زارعی، امیرمسعود فدائی، رضا تهوری و علی ژیان این را خواندند
محمد رحمانی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حیف که کتاب بسیار خوب هرابال تبدیل به نمایش متوسط شده بود.
اگر کسی کتاب را نخوانده بود متوجه کل داستان و توالی ان نمیشد. در شخصیت پردازی به شدت اغراق شده بود. بازی هیچکدام از شخصیتها چنگی به دل نمیزد. متاسفم که کاراکتر هانتایی که با خوندن کتاب ساخته بودم فرو ریخت. بازی خانم فیروز آذر اصلا خوب نبود.
هنوز نمیفهمم چرا سعی بی ثمری جهت ایرنی کردن متن شده بود.
چه خوب که هرابال این اجرا را ندید
با شما موافقم دوست عزیز .چه خوب که هرابال این اجرا رو ندید
۱۱ آذر ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش زیبایی بود خسته نباشید میگم و اینکه چه قدر به آدم میتونه هم تنها باشه و اینکه تنهایش این همه پر از تنش و انسان باشه با کلی هیاهو واقعا معنی دقیق این نمایش یه اسمش بسیار ربط داشت یعد از نمایش و متوجه میشی که معنی دقیق اسم چی بوده و چرا اسمش این بوده ممنون از آقای آهنین جان و منتظر کارهای بعدیتون هستیم اونم بی صبرانه
اگر رمان تنهایی پرهیاهو قبل دیدن این تئاتر خونده شده باشه، میشه از این تئاتر لذت برد..
خسته نباشید به بچه های جوون و خسته نباشید به کاوه آهنین جان
داشتم نظرات رو میخوندم .خواستم نظر خودم رو هم بگم .به عنوان کسی که خیلی تیاتر میبینم و کم کم دارم متوجه سبک و سیاق کارگردانها میشم راستش اولین چیز به نظرم این اومد که خب متن به این زیبایی از بهومیل وهمینطور حسین ‍باکدل عزیر چطور اینطوری اجرا شد ....شلوغی عجیب و غریبی رو صحنه بود ...فریاد فریاد ....دکور نمایش بسیار آزار دهنده بود ..در یکی از نظرات خوندم که نوشته بودن از استانداردهای ایران بالاتر بود ...نظر دوست عزیزم محترم ولی بیشنهاد میکنم ایشون چند تا فیلم خارجی از نمایش های خارجی ببینن ..اولین چیز که صحنه اونها داره سادگی و تمیزیه ..البته بارم میگم نظر ایشون اینطور بوده و شلختگی رو دوست داشتن ...من خیلی جاها از فریاد بازیگران صدای نقش اصلی کار رو نمیشنیدم ...متاسفانه به غیر از خانم همتی سطح همه بازی ها مبتدی بود ....نور بردازی و موسیقی و لباس از نقاط مثبت کار بود ...خسته نباشید
ابتدا به بازیگران پر انرژی و با استعداد این نمایش خسته نباشید میگویم.
بعد از نمایش "در بارانداز" و کارگردانی و اجرای خوب کار، وقتی متوجه شدم آقای آهنین جان تیاتر دیگری روی صحنه آورده اند سریع پیگیری کردم، نظرات این برگه را خواندم و موضوع کار هم که یکی از پنج کتاب اول من در لیست علاقه ها بود!
به دوستانم اطلاع دادم و دومین بودجه ماهانه تیاترم را به اینکار اختصاص دادم.
تنهایی پر هیاهو برای من بیشتر یک معنا است تا یک کتاب، در این نمایش این معنا تا مرز نابودی رفت، شاید متن خوبی داشت، اگر موفق میشدم میان آن همه داد و بیداد و صداهای بشدت بلند چیزی بفهمم درمورد متن نمایش حتما نظرم را میگفتم..
متن و داستان کتاب را که تقریبا حفظ بودم، تلاش برای فهمیدن حرف بازیگرانی که در حال فریاد زدن از عمق جگر بودند را متوقف کردم و فقط تصاویر و بازی ها را دنبال کردم... اما باور کنید همان تصاویر و اکت ها هم مرا گیج میکرد و رشته داستانی که با آن زندگی کرده بودم را گاهی گم میکردم.
نه من و نه هیچکدام از سه نفر همراهانم در پایان نمایش از تماشای کاری که دیدیم کوچکترین ... دیدن ادامه ›› لذتی نبردیم.
شاید اگر حجم صداهای نمایش کمتر و حداقل تنالیته مناسبتری داشت و در یک سالن با فضای اجرای بزرگتری هم اجرا میشد و چند شاید دیگر که در ذهن من شکل گرفته، نمایش بهتری از کار در میامد.
هماهنگی و تلاش و انرژی بازیگران کار را ارج میگذارم اما کمترین امتیازی که تا بحال به یک تیاتر داده ام را به این نمایش میدهم.
کار بسیار پرمغزی بود و به نوبه خودم لذت بردم
در نظامهای توتالیتر(تمامیت خواه)،آگاهی به مثابه سمی می ماندکه نظم آن جامعه را مختل می کند.به همین علت در این نظامها،با هر نوع آگاهی و آزاداندیشی مبارزه می شود(دراین اجرا برای مقابله با آگاهی،کتابها نابود می شوند)
نظامهای توتالیتر به دنبال این هستند که جامعه راخرد و زبون کرده و تمامی جامعه را در یک چارچوب و قالب در آورند(جایی که متصدی از بین بردن کتابها،خود در دستگاه خرد کن قرار می گیرد)
درنظامهای توتالیتر انسانهای آگاه و ارزشمند در پستهای کم ارزش قرار می گیرند واین آدمهای پست و زبون و فرصت طلب هستند که پیشرفت می کنند و در واقع هیچ کس در جای خود نیست. حتی این نظامها،ظاهر انسانهای آگاه را برای بقیه جامعه غیر قابل تحمل می کنند(متصدی از بین بردن کتابها،که انسانی کتاب دوست و عاشق مطالعه است،دراین شغل گمارده شده و به علت زندگی در زیرزمین،از نظر بقیه بوی مشمئزکننده ای دارد.از طرفی زنی که نقش آن را خانم همتی بازی می کند با فرصت طلبی و سوئ استفاده از بقیه،توانسته به ثروت و مکنت برسد)
در نظامهای توتالیتر،چون جامعه در یک قالب قرار می گیرند و شرایط برای پیشرفت آدمهای پست مهیاست،کسانی که در این نظامها به ثروت و مکنت می رسند،خود به کسانی تبدیل می شوند که به دنبال قالب سازی مطابق با نظام کلی هستند.به عبارتی همان طور که خشونت ،خشونت می آفریند،استبدادنیز دوباره خود را بازتولید می کند(مجسمه سازی پیر مرد ... دیدن ادامه ›› برای زنی که خانم همتی نقش آن را بازی می کند)
نظام توتالیتر در یک جا بند نمی شود و هر چه بیشتر قدرت می گیرد،حتی در خصوصی ترین اجزائ زندگی جامعه نیز دخالت می کند(در چندین صحنه این اجرا این امر مشاهده می شد)
در نظامهای توتالیتر ..........
در خاتمه از میانگین سرانه مطالعه در کشورم،بسیار متاسفم