تیوال نمایش تروما
S3 : 07:23:10
  از آبان ۱۳۹۷
 بها: ۳۰,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰، ۵۰,۰۰۰ و ۶۰,۰۰۰ تومان

: افسانه ماهیان
: طناز طباطبایی، کاظم سیاحی، شقایق دهقان

: منوچهر شجاع
: محمد رضا جدیدی
: اوژن سید اشرفی
: امیرسپهر تقی‌لو
: روژان کردنژاد
: مصطفی قاهری
: سارا حدادی (youstudio)

» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یک موضوع خوب که به بدترین شکل ممکن ارائه شده بود. بازی های ضعیف، دیالوگ های کلیشه ای و...
با سلام و احترام
امشب به تماشای نمایش محترم تروما در کنار هنرمندان عزیز مهمان و اجراکننده نشستم.
نمایش بسیار انسانی و تامل برانگیز و قابل احترام بود ولی متن و ذات عمیق و پرعمقی نداشت .
بازیها متوسط بود که از این هنرمندان انتظار بیشتری داشتم.
ولی در مجموع خسته نباشید.
ارادتمند
متاسفانه اصلا شبیه نمایش نبود! بیشتر شبیه یه مصاحبه بود! در حدی که مجبور شدم وسط کار بیام بیرون!
خانم صیدی گرامی
با سلام
ظاهرا نمایش های مونولوگ چندان باب پسند سرکار نیست.
۰۲ آذر ۱۳۹۷
جناب آقای جعفریان
اتفاقا من از نمایش مونولوگ بدم نمیاد، خیلی وقت ها می تونه خیلی هم هنرمندانه تر باشه!
اما مشکل من با این نمایش این بود که کار هنری ای توش ندیدم! انگار کارگردان صرفا یه سری دغدغه شو تحت عنوان یه سری دیالوگ از طریق چنتا سلبریتی به مخاطب ... دیدن ادامه » می خواست منتقل کنه که به نظر من چندان هم موفق نبود! چون خیلی وقتا مخاطب احساس می کرد یه نفر داره براش lecture میده نه اینکه بازی میکنه ! البته من به عنوان مخاطب عام تیاتر دارم نظر میدم. واقعا تو ذوقم خورد
۰۲ آذر ۱۳۹۷
با احترام
اولا خیلی خوشحالم که این نمایش را دیدید و متاسف شدم به دلیل اینکه نپسنیدید.
دوما صرفاً مواردی که عرض میکنم نظر شخصی بنده است و حمل بر گذاره خاصی نیست. از این رو پوزش میطلبم.
اگر بخواهیم جز به جز این نمایش را بررسی کنیم.
در ابتدا میتوانیم بگوییم، نمایش از سه مونولوگ تشکیل شده، مونولوگ ها در دو بخش مونولوگ ساده یا راوی و مونولوگ نمایشی تقسیم شدند.
برای مثال آقای سیاحی هم بعنوان راوی خود و هم بعنوان شخصیت به بازی پرداختن .
این بخش نمایش که هر کدام از بازیگران حدود یک ربع به اجرا پرداختن بعنوان نقطه اوج نمایش و بخش انتقال نتیجه به مخاطب دیده میشود.
مثال بازی آقای سیاحی برای این عنوان کردم که بگویم در باب اجرا و بازی نقش ایشان بقدری خوب و زیرپوستی بود که واقعا متحر شدم .
استفاده از دیالوگ های خوب و اجرا بی نقص از نکات خوب هر سه بازیگر بود.
اینکه ... دیدن ادامه » اجرایی بدون توپوق و مشکل فنی باشد اصلا حسن نیست چون باید این گونه باشد.
خانم دهقان و خانم طباطبایی نیز در این قسمت بنحو قابل قبولی ظاهر شدند. مخصوصا خانم طباطبایی که یخ نمایش را شکست.
این نمایش بیشتر بدنبال موضوع خاصی بود که محوریت آن مربوط به انسان های استثنایی است. و بواسطه آنها مواردی را به مخاطبین متذکر میشود، ترس، فوبیا، شکستن تابوها، پارادوکس ها، قضاوت و موارد دیگر.
ایده دوچرخه ها که خودش نیاز به بحث جداگانه دارد که در بخش پارادوکسیکال نمایش میگنجد. دوچرخه که کار میکند ولی حتی یک سانتیمتر به جلو نمیرود، دست پا میزند، ولی حرکتی صورت نمی گردد، این موضوع را میتوان به تمام نمایش تعمیم داد. اصولا ما در مونولوگ ها هیچ میزانسن و یا جلو بصری نمیبینیم حتی ماتریوشکا هم این چنین بود اما نمایش تروکا سمبلی از بین دیالوگ های خود استخراج میکند و آن همین دوچرخه است.
بنظرم نمایش تروما هم از لحاظ فنی و بازی و متن بهترین مونولوگ امسال در حال حاضر قرار میگیرد.
ترس و لرز، ال اس دی، از خط زرد فاصله بگیرد تماماً مونولوگ هایی بودند که ایرادات فنی در کار داشتند
تا قبل تروما فقط شلوار جین آبی بود در بین تمام مونولوگ های امسال بهتر درخشید.
البته جا دراد از نمایش پس از برخورد جسم سخت به سر هم نام ببرم.

باتشکر و احترام
۰۳ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۳ تا بازی خوب و یک متن زیبا. کار با سلیقه م خیلی جور بود و ازش یادگرفتم.
بازیها خوب بود بخصوص جناب سیاحی.کارگردانی کار هم خوب بود.
اما مشکل من با اینگونه نمایش ها مفهوم قربانی است.
یک ربع اول نمایش به خوبی در باب مفهوم تروما صحبت و بازی شد اما در ادامه نمایش،مفهوم تروما در قالب یک قربانی به نمایش درامد.
انسانهایی که به دلیل یک علت خارجی دچار معلولیت شدند،نیازمند ترحم و دلسوزی نیستند،بلکه نیازمند برخورد صحیح و به دور از ترحم نسبت به خود هستند.اما اینگونه نمایشها با پرداختن به این موضوعات و قراردادن این افراد در جایگاه یک قربانی فقط با اشک و احساسات تماشاگر مواجه میشوند.
نظر من به نظر شما خیییییلی نزدیکه!:)
۰۲ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آسیب روحی

نگاه دغدغه مند افسانه ماهیان به معضلات اجتماعی و بیان آن با استفاده از زبان تئاتر قابل تقدیر است. افسانه ماهیان با نمایش "هم هوائی" که در آن به موازات زیست غریبانه سه زن مطرح گردید، به خوبی توانست احساسات تماشاگر را برانگیزاند. ولیکن در نمایش "از زیر زمین تا پشت بام" تماشاگر احساس قرابتی با مشکلات کارکترهای نمایش ( گروه موسیقی زیر زمینی ) پیدا نمیکند و در نمایش "تروما" که آخرین ساخته افسانه ماهیان محسوب میگردد، فاصله مخاطب با اثر به اوج می رسد. نمایشی که متنواره است و اتفاق ویژه ای در شکل و بیان صحنه ای نسبت به آثار قبلی این کارگردان رخ نمی دهد.
تروما نمایشی است که طراحی صحنه آن با توجه به قاب های مشاهده شده در طول اجرا، بسیار کپی برداری شده از نمایش هم هوایی است. سه بازیگر که مشخصه همه آن بیماری های مختلف است که از برخورد ... دیدن ادامه » جامعه با نقصان آنها دچار تروما (ضربه روحی) شده اند، درست به مانند نمایش "هم هوایی" و البته ساده انگارانه تر روایتگر شرح حال خود میشوند. این عدم تغییر در زبان صحنه نسبت به هم هوایی و البته طراحی حرکات بازیگران ( موازی گویی ) در قیاس با آن نمایش، متاسفانه قواعد زیبا شناختی بودن منحصر به فرد بودن هر نمایش را به دلیل تکراری بودن و عدم ابداع هر گونه میزانسن جدید زیر سئوال میبرد. سه زن هم هوائی که مشغول روزمرگی های خود ( آشپزی و ... ) بودند، اینبار در "تروما" جای خود را به سه کاکتر که در حال رکاب زدن درجا هستند داده اند. رکاب زدن هایی که بعد از مدتی در انتقال مفهوم در یک حال باقی ماندن این کارکترها با رکاب زدن های پیاپی و شناور شدن در ابرها و رسیدن به نور ماه، درجا میزند و نمیتواند به عنوان جنبه ای از معنای صحنه ای به تقویت تئاتر کمک شایانی کند.
وجه تمایز هم هوائی با نمایش "تروما" در شناخته شدن کارکترهایش و ایجاد همذات پنداری در تماشاگر است. تروما به عنوانی تئاتری که بر کلام استوار شده است، هیچگاه نمیتواند از حصار متن خارج شود و در این وادی، اجرا مغلوب آن میشود. کارکترهای گنگ و ناشناخته به صرف داشتن ابتلا به اختلالی مادرزادی و بالاخص حواس، بر خلاف پرسوناژهای آشنای نمایش "هم هوائی" نتوانستند نقش واسطه گریی مولف با تماشاگر را از میان بردارند و نمایش بعد از مدتی تبدیل به برنامه علمی مستند شبکه چهار میگردد و به طور کل جریان سازی تئاتریکالی زیر سایه فرم گرایی محتوایی کارگردان قرار میگیرد.
نمایش "تروما" برخلاف اسمی که دارد و تلاشی که در تاثیر گذاری غافلگیرانه بر مخاطب دارد، هیچگاه نمیتواند تماشاگر را مبتلا به شوک روحی کند. در نتیجه هیچگونه حس سمپاتی در تماشاگر ایجاد نمیشود و میتوان این پیام های علمی که در راستای رفتار با مبتلایان بیماری های مادرزادی عنوان میشود را با چشمان بسته، شنید. درست مثل انتخاب دنیای نقل شده از زبان هلن کلر!

http://www.armandaily.ir/fa/news/main/239429/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
۲تا بلیط روز سه شنبه ردیف ۳ دارم. خواستین بگین لطفا
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش رو به دو دلیل از لیست نمایش هایی که در نظر دارم ببینم، حذف کردم. یکی به خاطر اینکه گویا صرفا با حفظ فرم نمایش هم‌هوای، قرار نیست تجربه برتری از اون بهم منتقل بشه. (من هم هوایی رو اگر اشتباه نکنم تو سالن شمس تو منطقه اقدسیه دیدم و الان دلم برای اون سالن عجیب، تنگ شد).
نکته دوم بلیط فروشی عجیب این نمایش هست. از نظر من فروش بلیط خارج از ظرفیت سالن توهین مستقیم به مخاطب با به خطر انداختن سلامت تماشاگر در هنگام حوادث اونم تنها به نفع مجموعه هستش. از طرفی سالن استاد ناظر زاده سالن معروفی هست. سه نرخی کردن صندلی های این سالن مثل قیمت گذاری متفاوت بر روی بیسکوئیت های یکسان یک بستنه بندی مشخص هست و از قرار معلوم عده ای احساس موفقیت هاشون رو با خودشون تو سالن نمایش بیارن و روی این صندلی ها بچسبونن، این اتفاق اصلا قابل قبول نیست.
ضمن احترام به تیم ... دیدن ادامه » دست اندرکار، براشون آرزوی موفقیت در روزهای پایانی این نمایش می کنم.
و اما نمایش "تروما"...
در مورد انتخاب این نمایش از میان این همه آثار موجود حاضر، بیش از نام بازیگران، نام "افسانه ماهیان" به عنوان کارگردان این اثر برای من مطرح بود. پیش از این، مشاهده ی نمایش "هم هوایی" از ایشان و ارتباطی که با من مخاطب برقرار کرده بود کافی بود تا تماشای این اثر را برای یک غروب جمعه ی پاییز برگزینم...
تروما از نظر عرف تئاترهای امروزی شاید اثر قابل توجهی نباشد، مشابه هم هوایی سه شخصیت به طور موازی روایتی از احوالاتشان دارند، اگر در هم هوایی سه داستان در جریان است، در تروما سه شخصیت فقط جمله گو هستند، دیالوگ خاصی بین آنها برقرار نمی شود، و داستان ویژه ای قرار نیست اتفاق بیفتد!
" میگویند نقطه طلایی یا نسبت طلایی در بسیاری از ساختار هستی وجود دارد ، از مارپیچ های دی ان ای ، تا مارپیچ گوش ، تا حلزون و پرهای طاووس ، مارپیچ ... دیدن ادامه » آفتابگردان و مارپیچ کهکشان ها و تمام زیبایی های طبیعت... اما به گمانم زیباترین مارپیچ در عالم هستی ، مغز انسان است..." اما وای از زمانی که این مارپیچ های زیبا لنگ بزنند!!!
"تروما" اما فراتر از یک تئاتر است، این را نه به جهت ارزش هنری اثر که از باب تلنگری که برای مخاطب دارد می گویم!
در نمایش جملاتی پی در پی که با "من دلم میخواد..." شروع شده است تکرار می شود، که همه ی این سه نقطه ها، عادی و روزمره ی ما هستند: من دلم میخواد داد بزنم، من دلم میخواد کفش پاشنه ده سانتی بپوشم، من دلم قایق موتوری میخواد، من دلم میخواد تو اتوبانا لایی بکشم، من دلم میخواد آسمون رو ببینم، من دلم میخواد یه پاکت تخمه بشکنم.. و.. و... اما واقعا فکر کردیم که آدم هایی هستند که این "من دلم میخواد" ها هرگز برایشان میسر نمی شود... آدم هایی که مادرزادی یا در اثر یک اتفاق یکی از توانایی هایشان را از دست داده اند...
چشم هایتان را ببندید و یک لحظه فکر کنید چشم هایتان نمی بیند، یا گوش هایتان نمی شنود، یا با پاهایتان نمی توانید راه بروید... یا... اینجاست که مادرتان راصدا می کنید و یک سوال بی پاسخ که "چرا من رو به این دنیا آوردی؟"
"تروما" حکایت دردناکی است که با بازی های بسیار خوب بازیگرانش به خوبی بر دل می نشیند ومخاطب را حداقل برای چند ساعتی به فکر فرو می برد! فکر داشته هایمان، فکر قدرنشناسی هایمان، فکر آنان که نادیده انگاشته شدند، و فکر سوال بی پاسخی که چرا به این دنیا آمده اند...؟ بازیگران این اثر سوار بر دوچرخه هایشان فقط رکاب می زنند، دوچرخه ها حرکت نمی کنند، اما گردش چرخ ها ادامه دارد، و جایی آن چنان سرعت می گیرد که دورانش را در مغزت احساس می کنی!
اگر به دنبال یک اثر داستانی هستید "تروما"گزینه ی مناسبی برای تماشا نیست، اما اگر فارغ از نمایش های همیشه، فکر می کنید لازم است یکی داشته هایتان را به یادتان بیاورد، و به شما بفهماند که همینکه می بینید و می شنوید و دست و پا دارید و.. جقدر خوشبختید، دیدن "تروما" را از دست ندهید!
ممنونم از متن زیبا و مفیدتون
۱۹ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اینکار رو دیدم و نمره متوسطی به کل کار می دم.. کارگردانی کار به نظرم خوب و اجرای دو تن از بازیگران جناب آقای سیاحی و سر کار خانم طباطبایی قشنگ بود اما با متن کار خیلی ارتباط برقرار نکردم.. به نظر من متن اصلا منسجم نبود و روند مشخصی رو دنبال نمیکرد .. اطلاعات بسیار زیادی به صورت پراکنده و کلی گفته میشد که باعث میشد اجرا از حالت روایی و داستان در بیاد و انتقال مفاهیم رو سخت کنه .طراحی صحنه و نورپردازی به نظرم کمی خسته کننده بود چون در کل اجرا نور خیلی کم و جاهایی که بازیگران مونولوگ طولانی می گفتن روی هر کدوم به تنهایی زوم می شد، استفاده از میکروفون هم که جدیدا در بازیها دیده میشه به نظر من از قشنگی کار کم می کنه.. در کل با توجه به کارهای قبلی سر خانم ماهیان به نظر من کار کاملا متوسطی بود. خسته نباشید می گم به همه عوامل اجرایی این تئاتر.
آزاد و ‌رها ، درگیرنشدن با طبیعت و شرور گزاف آن، اما شور و نشاط ابتدایی مغلوب سایه گسترده غم
بازیها بهتر از نوشته بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با احترام به دست اندرکاران نمایش تروما و قدردانی از زحمات هنرپیشه های این نمایش اما...
1.شروع بدون نورپردازی مناسب و ناهماهنگ با دیالوگ های در حال پخش درحالی که از کیفیت پخش مطلوبی هم برخوردار نیست که چشمان تماشاچی رو به صحنه اجرا متمرکز کنه.
2.استفاده بدون هدف از دکور و مبهم بودن هدف از رکاب زدن دوچرخه
3.دیالوگ هایی که دست کم من رو یاد کتابهای زیست شناسی می اندازه.
4.روایت داستانی که فی نفسه ؛پر از احساساته اما احساس قربانی دیالوگ های آناتومی بدن انسان شده.
5.تقارنی که بین شخصیت های نابینا و ناشنوا و ناتوان جسمی وجود نداره چراکه شخصیت نابینا از شروع تا پایان نمایش مانند یک نابینا رفتار میکنه اما دو شخصیت دیگر گاهی برای معرفی اینکه من کی هستم و ویژگی بارز من چیست(البته ویژگی و نقص عضو از دیدگاه بشری ؛ نه از دیدگاه الهی)
6.تناقض بین بیان جمله " جیغ ... دیدن ادامه » می کشید " با شخصیت یک انسان ناشنوا؛منظورم اینه که شدت بیان این جمله به حدی زیاده که فقط کسی که درک کاملی از جیغ داره میتونه اینطور بیانش کنه و نه یک فرد ناشنوا.
7.با توجه به محتوای نمایش شاید بهتر بود از گریم و آرایش خنثی استفاده می شد در صورتی حتی لاک قرمز رنگ ناخن های دست خانم دهقان هم اثر نامطلوبی روی اجرای ایشون داشت.
دوباره یادآور میشم با احترام به همه دست اندرکاران این نمایش اما به دیدگاه کاملا غیر حرفه ای من ؛ این متن دارای شماره های 8 و 9 و 10 و...بود اما...
از بازی خوب خانم طباطبایی در بسیاری از کارهای ایشون و حتی نمایش تروما نمیشه چشم پوشی کرد و در برخی موارد به بازی آقای سیاحی.
امیدوارم باعث رنجش خاطر هنرمندان گرامی نشده باشم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بدی نبود، هم بازی بازیگران این نمایش آقای سیاحی و خانم طباطبایی و دهقان خوب بود و هم تایم کار برخلاف اثر قبلی خانم ماهیان مناسب بود. نمایش روایت آدمهایی است که از کودکی دچار بیماری و نقص جسمانی شدند و قصه زندگی و بزرگ شدن ، عاشق شدن و مشکلات این افراد رو از زبان شخصیت ها نشان
می دهد.
در کل نمایشی که ممکنه در یک عصر پاییزی زیبا شما رو به فکر فرو ببره، هر چند من منتظر کاری هستم از خانم ماهیان شبیه هم هوایی یا حتی سه جلسه ی تراپی که حالم رو خوب کنه.
شاید بدترین تئاتری بود که دیدم...مونولوگ پزشکی کاملا انگار شبکه سلامت بود.
مالی سویینی هم به یه نقص یه ادم اشاره میکرد ولی خیلی بهتر جوری که واقعا باهاش ارتباط برقرار میکردی اما اصلا نمیتونم درک کنم که چطور ۸۰ دقیقه درد رو به خوردمون دادن...درسته که موضوع قابل تاملیه اما واقعا به اندازه کافی سنگین و سهمگین و تراژیک هست این مساله...
موضوع خوب و قابل تاملی بود. مخصوصا این که چند ماهی میشه با آسایشگاه کهریزک همکاری می کنم و خیلی برام ملموس بود. اما نوع روایت ها می توانست داستانی تر باشد. گاهی اوقات حس می کردم توی یک سیمنار آموزشی پزشکی نشستم. به علاوه قسمت عمده ای از نمایش فقط حالت نقل قول داشت تا اجرا. از بازی آقای سیاحی هم واقعا لذت بردم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعنوان یک مخاطب عادی که البته نمایش هم زیاد میبینه ، موضوع و اجرای کار رو دوست داشتم خصوصا که شخصیت دختر نابینا رو یکجورایی تجربه کرده بودم و بسیار برام ملموس و قابل درک بود در واقع پسر منهم در 4 سالگی در پی حادثه و بعد قصور پزشکی دچار نابینایی از یک چشم شد و ترومایی از همین جنس به ما وارد شد . دو مورد رو بعنوان نظر شخصی میتونم بیان کنم:
اولی بنظرم اجرای ضعیف شقایق دهقان بود خصوصا اون بخشی که میبایست با زبان اشاره یا علامتی نقش دختر ناشنوا را بازی میکرد،من اجرای دیگری از ایشون ندیده ام برای همین تصورم در حد سریالهای تلویزیونی است اما در مجموع بازی ایشون رو اصلا دوست نداشتم اجرای کاظم سیاحی وطناز طباطبایی برای من مثل همیشه بسیار جذاب بود
نکته دوم هم چراغهای روی دوچرخه بود که میبایست توسط بازیگرها روشن وخاموش میشد ، متاسفانه بدلیل عدم هماهنگی ... دیدن ادامه » واحتمالا عدم تمرین ، چراغها به اشتباه روشن و دوباره خاموش میشد و این اشتباه بدجوری توی ذوق میزدکه احتمالا با اجراها وهماهنگی بیشتر این مشکل حل خواهد شد اما خودم به این فکر میکردم کاش اینکار توسط طراح نورپردازی مدیریت میشد
با سپاس
موضوع نمایش چیزی است که همیشه در جلوی چشم ماست و همواره از خوب دیدن آن پرهیز می کنیم . خوشحالم که در عرصه تاتر کم کم به موضوعات نو داره توجه نشون داده میشه . بازیگران نیز بسیار خوب و گیرا هستند . حتما ببینید تا دید انسانی تری نسبت به تروماهای زندگی داشته باشید .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید