آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش یه گاز کوچولو
S3 : 22:33:19 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۱۰ تا ۲۷ تیر
۱۹:۳۰
۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
بها: ۳۵,۰۰۰ تومان
سه دوست قدیمی طی اتفاقی که در یک شب برای ایشان افتاده بعد از سالها یکدیگر را یافته و تصمیم میگیرند آخرین شب زندگی خود را در اتاق مجلل یک هتل گذرانده و پیش از نیمه شب و قبل از تبدیل شدن به خوناشام برای در امان ماندن دیگران ، به زندگی خود خاتمه دهند ...

اخبار

›› مدیر کل هنرهای نمایشی مهمان تالار سایه تئاتر شهر شد

›› بازگشت دراکولا به تیاتر شهر

›› تالار سایه میزبان اولین نمایش تئاتر شهر در سال ۹۹ می شود

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر (عج)، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
ماسک بر صورت و دستکش در دست . لباس هایمان ضد عفونی می شود ، تب سنجی می شویم و با فاصله ای مطمئن روی صندلی های سالن سایه تئاتر شهر می نشینیم ، کارگردان از تماشاگرانی که در این روزهای کرونایی گروه را تنها نگذاشته اند تشکر کرده و می خواهد تا انتهای کار ماسک را از صورت برنداریم و نمایش شروع می شود لایه گاز کوچولو » داستان سه دوست قدیمی ، آنا ، هلن و ماریا است که می خواهند در کنار هم به زندگی پایان دهند . آنها به هتل مجلل رفته و تصمیم دارند خود را از بین ببرند . با دیدن نمایش « یه گاز کوچولو » به خوبی می توان ضرورت اجرای آن در این روزهای کرونایی را درک کرد . این نمایش از معدود اجراهایی است که در این روزها به صحنه رفتند . بسیاری از تماشاخانه های کشور هنوز هم اجرایی روی صحنه نبردهاند زیرا گروههای تئاتری ایمنی لازم را برای روی صحنه رفتن ندیده اند اما « فقیهه سلطانی » در روزهایی که بسیاری از صحنه های تئاتر خالی است با جدیت نمایشش را روی صحنه برده است صحنه ای که در بهترین حالت ۵۰ درصد سالتش پر خواهد بود اما چرا باید یه گاز کوچولو » روی صحنه می رفت ؟ داستان با وجود پیش رفتن به سوی مرگ ، فضایی شاد و فانتزی دارد . این سه دوست هر کدام در یک شب به دراکولایی برخورد کرده و دراکولا یک گاز کوچولو از آنها گرفته است و این سه زن به بیماری خون آشامی مبتلا شده اند ، بیماری ای که می تواند دیگران را نیز مبتلا کند . آنها برای امنیت و حفظ جان مردم دیگر تصمیم گرفته اند خود را از بین ببرند تا زندگی در خانه های دیگر جریان داشته باشد . آری ! این نمایش به همین میزان مرتبط با روزهای کرونایی است . در این روزها که هر فرد خواسته یا ناخواسته می تواند منتقل کننده ویروس مرگبار کرونا باشد و در صورت ابتلا به این بیماری یا ناقل بودن باید خود را قرنطینه کند ، زنان این نمایش نیز همین کار را می کنند . آنها که می دانند خون آشام شدنشان را درمان نیست تصمیم به از بین بردن خود می گیرند . نمایش با وجود صحبت دائمی اش از مرگ و پایان دادن خود خواسته به زندگی ، قضایی شاد دارد . مخاطب از همان شروع در جریان چرایی حضور این زنان در اتاق زیبای هتل قرار می گیرد و با آنها همر این میان بازی بازیگران نقش بسزایی در این همراهی دارد . آتا ، هنرپیشهای محبوب و پرطرفدار ، مغرور و درون گرا ۔ برای شناخته نشدن خود را پشت عینک آفتابی پنهانم هلن زنی نقاش و هنرمند که به جایگاهی که می خواسته ترسیده . او در یک پار کار می کند و به تعداد موهای سرش شکست عشقی خورده . وی زنی برون گرا ، طناز و شوخ طبع است و به راحتی دوستانش را سر کار می گذارد . او عاشقی خسته دارد که جایی در بار او ندارد زیرا هلن ورود هنرمند ورشکسته را ممنوع کرده است . دیگری ماریا است ، زنی باردار ، متفاوت و سرزنده که با وجود اینکه از بارداری پول می آورد اما به آخرین فرزندی که در بطنش بزرگ می شود دل بسته است . شخصیت پردازی این سه کاراکتر با ... دیدن ادامه ›› بازی درست و اصولی بازیگرانش در پیشبرد درست قصه نقش مهمی دارد د کار کوچولو » داستان یک لحظه غفلت است که می تواند تمام مردم دنیا را به خون آشام تبدیل کنند ، همچون و پروسی کوچک که تا امروز بسیاری از مردم دنیا را درگیر خود کرده ت . هلن ، ماریا و آنا تصمیم می گیرند خود را از بین ببرند تا دیگران را مبتلا نکنند ؛ هر چند دو تن از آنها موفق نمی شوند اما برای مقابله با گرونای مرگبار لازم به از بین بردن خود نیست تنها رعایت پروتکل های بهداشتی کفایت می کند . کاری که اگر همه مردم انجام دهند ، در تمام سالن های تئاتر گشوده خواهد شد و هنرمندانی که ماه ها بیکار بوده در تأمین نیازهایشان به مشکل خورده اند . از ورشکستگی در خواهند آمد تا دیگر هیچ علتی نتواند مانع ورودشان به جایی شود.
سمانه استاد
روزنامه صبح نو
آقامیلاد طیبی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«انتحاری در ابتذال»

«یک گاز کوچولو » متنی با موضوع زنان و ناکامی‌های آنان است که در قالب طنز، و سویه‌های سورئال و آمیختگی ‌تمی سینمایی، در سالن سایه، تیرماه سال جاری با اولین اجرا پس از وقفه‌ی چندماه بیماری اپیدمی کرونا، در مجموعه تئاترشهر به صحنه آمد.
داستان از دیدار سه دوست قدیمی در اتاق هتلی آغاز می‌شود که تصمیم دارند ساعت ۱۲ نیمه‌شب و پیش از آنکه به خون‌آشام تبدیل شوند، به زندگی خود پایان دهند. در چند ساعت باقیمانده هرکدام داستان ناکامی‌ها و سرگذشتش را تعریف می‌کند از جمله اتفاقی را که موجب گازگرفته‌شدن‌شان توسط دراکولا شده و آنان را نیز تبدیل به خون‌آشام خواهدکرد. و این مرگ خودخواسته راهی برای حفاظت از دیگران و جلوگیری از مکیدن خون آنان‌ست.
متن اگرچه تصمیم دارد به معضلاتی از گروه زنان بپردازد که از طبقات متفاوت جامعه هستند اما دچار نقائص و لکنت‌های بسیار می‌شود و آنقدر پر ایراد جلو می‌رود که اساسا دلیل تصمیم به مرگ این زنان، محو شده و بیشتر به نوعی پایان‌دادن به ضعف‌هایشان توجیه می‌شود.
ساختار دراماتیکی متن، تا بخش اول و پرداخت کاراکترها اگرچه با ضعف‌هایی همراه است اما، منطقی پیش می‌رود. ولی دقیقا از جایی که یک سوژه‌ی نخ‌نما و نامتجانس ... دیدن ادامه ›› درکولایی، وارد جریان درام‌ شده تا بار جذابیت و سینمایی و رمانس به آن بیافزاید، دچار فروپاشی کامل می‌شود. حتی در اجرا و وجه نمایشی، ریتم کار از یک اثر صحنه‌ای به یک کمدی مبتذل تغییر می‌کند و کلیت اثر را تحت تاثیر قرارداده و از وجاهت اولیه می‌اندازد.
در یک اثر نمایشی، الویت بار درام با ساختاری منسجم و پرداخت مناسب و مورد نیاز پرسوناژها و وجوه دراماتیک آنان در کلیت درام و روایت است بطوری که شرح و تفسیر وقایع، در همین چهارچوب و با حفظ خط روایی با دیالوگ‌هایی مرتبط و متنوع، پیش برود و قادر باشد سامان خود را در زمان مورد نظر، حفظ کند. وقتی هر بخش دچار ضعف باشد تاثیر کلی بر تمام ابعاد آن اثر، دارد و آنرا را به معرض دید می‌گذارد.
متن در بین سه کاراکتر تمرکز و پرداخت کافی تنها بر زن بازیگر و مشهور دارد و از دو کاراکتر دیگر به ویژه هلن، دم دستی و کلیشه‌ای گذرمی‌کند. هرچند ناکامی و پرسوناژ زن بازیگر سینما نیز، همان نسخه‌ی هزارباره‌‌ی مصرف‌شده از شهرت و معروفیت هنرپیشگی‌ست، که دست آخر هم به بیماری صعب‌العلاجی مبتلا‌شده و ترجیح می‌دهد در اوج شهرت بمیرد. با این حال نه چندان بر دوکاراکتر دیگر پرداخت درستی وجود دارد و نه از چگونگی حضور و موقعیت دراکولایی که از قضا هر سه دوست قدیمی را همزمان شکار می‌کند، چیزی به دست می‌آید .. چه بسا اگر چنین رویدادی، در آن شهر طبیعی‌ست، احتمالا باید اغلب مردم آن، زامبی‌ها و خون‌آشام باشند. و اگر شخصیت دراکولا را به طور کل، زاییده ذهن و تخیل آنان بدانیم، باز هم ربط و منطق درستی با وجود تصمیم آنان به خودکشی، نخواهیم‌داشت.
وقتی درام، متمرکز بر شخصیت‌محوری‌ست، و با این ویژگی می‌خواهد پیش‌رفته و به نقطه‌ی پایانی برسد، نیازست جزئیات مناسب و دقیقی لحاظ شده و به تماشاگر عرضه شود تا بتواند از شخصیت هر کاراکتر و تصمیم آنان به چنین فرجامی آگاهی لازم را بدست بیاورد اما همانطور که پیش‌تر اشاره شد، متن از جایی همه چیز را بر باد می‌دهد و آنقدر به حواشی و زیاده‌گویی‌های نامرتبط تن می‌دهد که از جریان اصلی و قدرت ساختاری درام فاصله می‌گیرد و دست آخر هم با بازی‌های دو‌به‌دوی هر کاراکتر درمواجه با دراکولایی که با ترفندهای عاشقانه و هجوگونه می‌خواهد آنان را ” یک گاز کوچولو” بگیرد، هویت یک نمایش کمدیِ میانمایه را پیدامی‌کند و دیگر از طرح اولیه زنان و مسائل آنان، خبری نیست و نه تنها نمی‌تواند تاثیرگذاری مناسبی برای چنین طرح مهمی ایجادکند بلکه در حد یک فریب‌خوردگی احساسی، آنان را دچار سرکوبی از عقلانیت کرده و شمایلِ جلفی از بلاهت زنانی عاشق‌‌پیشه ترسیم می‌کند که نگاه برساخته‌ی فرهنگ مسلط، همواره از زنان، ساخته و رواج داده‌است. هرچند کاراکتر ماریا مقاومتی در برابر این سرکوب دارد اما درنهایت اوهم با نقطه ضعفی از احساس مادرانه، به این بلاهت تن می‌دهد.
« یک گاز کوچولو » که از قضا نویسنده و کارگردان آن هردو از زنان هنرمند و فعال جامعه هستند قرارست چه تصویری از زن را به مخاطبانشان ارائه دهند؟ چه واگویه‌ی دردمندانه و یا چه شجاعتِ نادیده‌انگارانه‌ای از زنان امروز در اثر آنها مورد طرح و توجه قرار می‌گیرد؟ یا اساسا قرارست “زن” و احساسات او، تنها دستاویزی برای شکلی از سرگرمی و مضحکه‌ی نمایشی، مورد کاربرد باشد؟ بستر و فضای فرنگی و غیرآشنای ایرانی آنهم با نویسنده‎ای داخلی، تنها گریزگاهی برای ممیزی‌هاست و یا منطق بوسه و گاز و رقص با درکولا قرارست با فرهنگ ایرانی منطبق شود؟
خانم سلطانی در اولین تجربه رسمی کارگردانی خود با داستانی از سه زن که قرارست شب پایانی زندگی خود را باهم سپری کنند، آنهم به دلیل آنکه توسط یک دراکولای مرد که از احساسات عاطفی آنان سوءاستفاده کرده و با فریبکاری عاشقانه، مبتلا به خونآشام‌شان کرده است، قصد دارد چه تصویری از زنان و چه دستاوردی از این موضع را به مخاطبان هنر والای تئاتر و اندیشه‌ورز، ارائه دهد؟ زنانی ضعیف، بی‌بندوبار و ذلیل احساسات که حتی قدرت مقاومت و کنش در برابر موقعیت‌های عاطفی ندارند، اما شجاعتی جعلی به آنان تحمیل‌می‌شود که تاوان این ضعف و روابط عاطفی‌ پرمخاطره‌اشان را، با مرگ نشان بدهند؟
چه تناسبی بین کاراکترها و ماجرای موجود می‌توان پیداکرد؟ بجز آنکه نویسنده متن بدون آنکه توجهی به مسئله و گروه مورد نظرش در درام داشته‌باشد، مجذوب چند ایده‌ برای یک اثر دراماتیک صحنه‌ای شده که لااقل به عنوان زنی از گروه کاراکتراهایش، قادر باشد تاثیرگذاری اجتماعی نیز داشته باشد؟
طبق اشاره خانم سلطانی، ایده‌ی اولیه و طرح داستان متن مربوط به ایشان‌ست که به فرزانه سهیلی سفارش نگارش آن را داده‌اند با این وصف به نظر می‌رسد سویه‌های بسیاری از این متن مشترک، مورد تغافلی قرارگرفته که لااقل از زنان هنرمند و فعال در تئاتر، انتظار نمی‌رود.
اجرای نمایش « یک گاز کوچولو » در اجرا نیز دچار ضعف‌های شدیدست و کارگردانی آماتوری را منتقل می‌کند. چه در هدایت بازیگری که نورا هاشمی، مرتبا از همگنی با دو کاراکتر دیگر خارج می‌شود و برای خوشمزگی بیشتر، نقشش را به باد می‌دهد، و شهروز دل افگار نیز با ضعف زیاد در ارائه کاراکتری لوده و هجو معدلات اجرا را به ابتذال می‌کشاند، و چه در میزانس‌ها که بی‌هدف و گویا تنها برای پرکردن فضاهای خالی طراحی شده‌اند، در نهایت، نه تنها تاثیرگذاری و جریان‌سازی برای وضعیت زنان و موقعیت‌های زیستی آنان‌ به شمار نمی‌آید، بلکه حتی یک اثر نمایشی موفق و قابل‌قبول و سرگرم‌کننده، نیز نیست و به عنوان اجرایی پرایراد، قابل نقدست ..

نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت
۲۶ تیر
منتشر شده در سایت هنرنت

https://www.honarnet.com/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d8%b0%d8%a7%d9%84-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%a6%d8%a7%d8%aa%d8%b1-%db%8c%da%a9-%da%af%d8%a7/
مرسی از نقد خوبت. 👏🏼
لیلا صالحی
کار رو نفهمیدی منتقد عزیز 😅 ... بهتره یه جور دیگه و از یه راه دیگه خودت رو مطرح کنی ، این ره که تو میروی به ترکستان است 👍

خیال‌ِ عقاب‌ از هَر بابَت‌ آسوده‌ است‌
پَلَنگ‌ِ سیاه‌
عذاب‌ِ وجدان‌ را نمی‌شناسَد
ماهی‌ِ آدم‌ خوار شَکی‌ در رفتارِ خود ندارَد
مارِ زَنگی‌ خود را بی‌عیب‌ می‌دانَد
هیچ‌ کفتاری‌ انتقاد را نمی‌پذیرَد
مَلَخ‌ ... دیدن ادامه ›› ، سوسمار ، خوک‌ و خرمَگَس‌
از زندگی‌ِ خود راضی‌اَند
قَلب‌ِ نهنگ‌ صَد کیلو وزن‌ دارَد
اما سَبُک‌ است‌
چیزی‌ حیوانی‌تَر از وجدان‌ِ پاک‌
در سیاره‌ی‌ سوّم‌ِ منظومه‌ی‌ شَمسی‌ وجود ندارد

ویسلاوا_شیمبورسکا
< نظر مورد پاسخ، در دسترس نیست >
به همین دلیل نوشته های خودتون رو لایک می کنید!
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

نورپردازی مناسب، موسیقی خوب، لباسهای جذاب، گریم درست،داستان خوب وجذاب بازیهای عالیی.
همه و همه خسته نباشید.
آرزوی موفقیت
پویا فلاح این را خواند
لیلا صالحی این را دوست دارد
چقدر نظر من با شما متفاوته
کاش یکم واضح تر و با دلیل نظر بدید !!!
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
موضوع خوب اما اجرا بسیار خسته کننده.
مهندسی زمان دراکولا هم تا پایان داستان مبهم باقی ماند و چیزی نبود که خود تماشاگر حدس بزند. نقایض مهمی جلوی هر حدس قرار دارد که اثر، پاسخی به آنها نداده.
در هر حال برای بازیگران و کارگردان محترم آرزوی موفقیت می کنم.
در این دوران کرونا هرچند سخت اما تصمیم شجاعانه ای بود برای ما تماشاگران و هنرمندان ... نمایش خوبی بود و من هم دوست داشتم . فضای سرزنده و پرشوری داشت , هر چند که کاراکترها در داستان نمایش به سمت مردن پیش می رفتند . در کل لذت بردم بعد از مدت ها ...
بسیار زیبا و دلنشین بود
انتقادی بخوام بکنم اینه که تغییر دکور حین نمایش برای عوض کردن فضا خیلی تغییری ایجاد نمیکرد
موسیقی و آواز حین نمایش بی نظیر و رویایی بود
پیام مقیمی
درباره نمایش یه گاز کوچولو (برگه وابسته) i
سلام
عالی بود.
نورپردازی متناسب، موسیقی گیرا، لباسهای جذاب، گریم درست، بازیهای قوی هر پنج نفر و نوشته ای هوشمندانه همگی نمایشی مفرح و دلچسب را فراهم کرده بود. ممنون از همه.