تیوال نمایش زبان تمشک های وحشی
S2 : 02:50:01
  ۰۹ مرداد تا ۲۱ مهر ۱۳۹۶
  ۱۸:۴۵
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: نغمه ثمینی
: شیوا مسعودی
: (به ترتیب حروف الفبا) صابر ابر، علی شادمان، الهام کردا

: Mopstudio
: غزاله معتمد
: محمدرضا جدیدی
: صبا کسمایی
: صالح تسبیحی

: ایمان یزدی
: محمد قدس
: هادی شیخ الاسلامی، امیرسپهرتقی لو
: بهزاد اسحاقی

: تیام کریمایی
: سینا اکبری، مریم ضمیریان
: آلاله امیری، هانیه شجاع، حجت حسینی، سینا فراهانی

: مهرداد متجلی
: فرهاد نجداد

: قاسم غضنفری
: سپهر محمودی، رضا تحقیقی، گروه صحنه ایگو

: نیلوفر ساداتی
: بی تا نصر
: سمیه عبدالحسینی
: معصومه حسینی
: بهروز سیفی
: مصطفا مرادیان، عطیه حبیبی
: علیرضا حسینی، فرید حسینی
: امیر قالیچی ها
: آریان امیرخان (فیلم نیوز) و تیاتر بازها
زن و شوهری در راه شمال هستند تا مدارک خود را از مادر زن در شهری در شمال بگیرند و از هم جدا شوند. در طول مسیر آن ها در سالهای زندگی شان به عقب و جلو می روند گویی به دنبال واکاوی دلایل طلاق هستند. پسر عجیبی - که نمی دانیم‌کیست- در مقام راوی، داستان آن ها را برای ما روایت می کند و در تلاش است که آن ها به هیچ وجه در جاده نمانند و شب را در هتل بابل نگذرانند.

راه‌های ارتباطی با تماشاخانه پالیز: اینستاگرام / کانال تلگرام

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش زبان تمشک های وحشی / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش زبان تمشک های وحشی / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» تمدید «زبان تمشک هاى وحشى» تا مهر‌ماه

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹
تلفن:  ۸۶۰۳۷۵۱۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ناآمدگان اگر بدانند که ما از دهر چه میکشیم نایند دگر...(خیام)
کلمات همواره تناقض نما هستند(لا‍ئوتسه)

بیشتر از یک ماه است که نمایش را دیده ام اما آنقدر متن و اجرا در ذهنم زنده و تازه است که با وجود مشغله روزهای اخیر نتوانستم بر وسوسه نوشتن فائق بیایم و این چند خط را برای دل خودم نوشتم.
بدون شک از بهترین کارهای نمایشی است که در چند سال اخیر دیده ام.نمایشی که هم از متنی فوق العاده قدرتمند با جریانی سیال بین زمان های مختلف و زبانی استعاری و تمثیلی بهره برده است هم کارگردانی و بازیگری هوشمند به مدد طراحی صحنه جذاب عیار بالایی به کار بخشیده است.اما به راستی زبان تمشک های وحشی چیست؟
۱) زبان:
شاید کلید ورود به این واژه عامیانه و پرکاربرد روزانه ولی به غایت پیچیده و مفهومی را فردینان دوسوسور زبان شناس برجسته سوئیسی به ما بدهد "در زبان تنها تفاوت ها ... دیدن ادامه » وجود دارند" و این همان چیزی است که خدای زیگورات برای مردم نافرمان بابل اراده و تقدیر نمود.مردم به زبان های گوناگونی حرف زدند تا کمتر از قبل متوجه صحبت های هم شوند اما آیا داستان نمایش و استفاده نمادین از اسطوره تاریخی برج بابل در جغرافیایی با یک زبان مشترک هم معنا دارد؟
عدم درک و فهم مشترک بین داوود و دنیا( به جای این دو اسم هر دو اسم دیگری را جایگزین کنید) به ماهیت تفاوت زبان بازنمی گردد بلکه ریشه در تناقض همیشگی کلمات دارد.داوود و دنیا که هنگام صرف افعال مجهول عاشق و آشنای هم شده اند حال چگونه و چرا در صرف افعال استمراری دچار مشکل شده و مستاصل بین ده سال زندگی مشترکشان سرگردان شده اند؟
داوود درمانده از عدم ارتباط با جامعه خود که با زبان فکری او بیگانه اند در زندگی شخصی هم روز به روز از دنیای خود فاصله گرفته است.داوود یادآور نبی کتاب آور بنی اسرائیل در جستجوی این است که با زبانی دیگر با دنیای خود ارتباط برقرار کند.دنیای او هم معلم زبان است اما این ارتباط کلامی منعقد نمی شود و غامض ترین رابطه انسانی در دل ساده ترین ترکیب اجتماعی زبان را به عنوان عنصر کلیدی و ابتدایی ارتباط به چالش می کشد.
۲) تمشک های وحشی:
در فیلم توت فرنگی های وحشی شاهکار اینگمار برگمان که با تکنیک جریال سیال ذهن ساخته شده است شاهد یک پیرمرد سال خورده هستیم که همراه فرزند و همسر او عازم سفری شده اند.زوج فیلم در زندگی زناشویی خود مشکل داشته و دائم در کشمکش و کلنجار هستند و پیرمرد سالخورده با مرگ دست به گریبان.
حال تمشک جایگزین توت فرنگی شده است.دانیال که به دنیا نیامده جایگزین دکتر پیر در حال احتضار و تولد جایگزین مرگ.اما اصالت و ماهیت هردو مفهوم تولد و مرگ به طرز حیرت آوری با طبیعت و خوی وحشی و خودروی آدمی گره خورده است.
دانیال اینبار به جای تعبیر خواب به تغییر واقعیت دست می زند اما که می داند که چون خدای زیگورات اراده کند برج بابل و هتل بابل فرقی ندارد.هر دو به معنای تمرد از فرمان خدای جبار هستند و تاوان آن جدایی و دور افتادگی بیشتر نسل بشر است.حتی اگر زبان گمشده هم کشف شود مرهمی بر درد ازلی خیام نیست.نا آمدگان می دانند که ما از دهر چه میکشیم اما نمی توانند که نیایند! چون داوود در دنیای خود چنین می خواهد و دانیال حال باید تعبیر هستی ناخواسته را با کلمات تناقض نمای همیشگی که فقط بر تفاوت ها دلالت دارند بکند.
جناب علیخانی چه خوب کردید که نوشتید .. از متنتون بسیار لذت بردم. سپاس
۲۳ مهر ۱۳۹۶
چه متن زیبایی. بسیار تاثیر گذار و درخور این نمایش فاخر. ممنون که با قلم شیوا و رسا جان مطلب رو بیان کردین
۲۵ مهر ۱۳۹۶
سپاسگزارم از لطف و محبت شما خانم قاسمی
۲۶ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی متن رو دوست داشتم . خیلی ملموس بود خصوصا برای افرادی که تو رابطه های طولانی هستن . سبک اجرای کار رو هم دوست داشتم ، نور پردازی و صحنه هم بسیار خلاقانه بود .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با هر لحظه این نمایش زندگی خواهید کرد.عالی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم بسیار تئاتر خوب و مفهومی بود.......مسائل روز جامعه خودمون رو به بهترین شکل ممکن به نمایش درآورده بودن.....بازیگران عالی ایفای نقش کردن و بسیار زیبا...
Yahya k این را خواند
یاسمن پورمهران و مریم زارعی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من واقعا از این نمایش لذت بردم و تحت تاثیرش قرار گرفتم ، حتما توصیه میکنم ببینینش
الی، مریم زارعی و یاسمن پورمهران این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوب و قابل تاملی بود ، الحق که خانم ثمینی در جزیی شدن در مسایل نگاه ویژه ای دارن و خیلی خوب تونستن از دل یک مسأله روزمره این روزها ، نمایش نامه بسیار موثری رو قلم بزنن . بازی های نمایش هم که حرف نداشت هر سه عالی و بی نقص . دکور و موسیقی هم عالی بود . نکته ای که به عنوان نقد بخوام مطرح کنم گمشدگی بخشی از معانی و مفاهیم و اسطوره های بود که نمایشنامه بهش تکیه کرده بود و اگه تماشاچی از جنس مطالعه و تحقیق نباشه بخشی از نمایش رو خیلی گذرا ازش رد میشه .
نمایشی که ارزش دوبار دیدن داره
مریم زارعی و الی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و صد سلام به دوستان
موضوع نمایش بسیار اساسی و فوق العاده مهم و خطیر بود موضوعی بسیار بسیار زیر بنایی و عمیق که متاسفانه توجه بدان بسیار کم رنگ شده است چه در سطح خواص چه در سطح عوام انعقاد نطفه موضوعی بسیار پر اهمیت است که زیر بنای جوامع را می سازد ولی متاسفانه نه در مورد زمانش نه مکانش نه تغذیه و سلامت روح و جسم زوجین به هیچ عنوان اطلاع رسانی دقیق و علمی نمی شود و کاش کارگردانان و نمایش نویسان توانمند وارد این عرصه مهم شوند و بار سنگین این مسئولیت جدی را به درستی به دوش بگیرند واقعا آرزو می کنم شفاف بخواهم بگویم این نمایش این موضوع مهم را به نحوه پرداختن و بازی بسیار بد بازیگرانش به باد داده فقط تا حدی علی شادمان توانسته خواستن سعادت و خوشبختی که حداقل 60% راه رفته والدینش هست را با حرکاتش فریاد بکشد بقیه واقعا در ابراز همچین حسی ناکارآمد بودند ... دیدن ادامه » و نتوانستد به هیچ وجه این امر را به درستی ارائه کنند...و متن و دیالوگها هم به طرز وحشتناکی کار را ضعیف کرده و حتی تا حدود زیادی هدف و موضع بدین خطیری را گم و گنگ و مه آلود ساخته ...
دکور تقریبا متفاوتی در کار مشاهده می شود واینکه نوع ارتباط بی سیمی هم می تواند برای تماشا چیان و همچنین عوامل و بازیگران خطر آفرین باشد ...
تشکر از حوصله همه دوستان ارجمند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
لذت بخش بود تماشای این تئاتر!
بازی ها، دکور و متن و در نهایت کارگردانی نمایش! همه چیز به جا و خلاقانه بود. ممنونم!
تا ساعتها بعد از نمایش داشتم به زبان مشترک، خلاهای احساسی زندگی مشترک، فراموشی های غیر عامدانه و در نهایت بعضی تصمیم های غلط که ناشی از تمام این سوءبرداشتها در زندگی امروز آدم ها میشه، فکر می کردم...
کاش بعد از ازدواج، حواس جمع تر باشیم...
کاش تقدس این رابطه رو با کج فهمی های موقت که بعدا ممکنه دائمی بشن، منقص نکنیم...
بیشتر باید کتاب خوند و تئاتر دید...
اینها تجربه ی زندگی دیگرانه که میتونه هر خامی رو پخته تر کنه!
‌زهره و آدنا این را خواندند
یاسمن پورمهران، مریم زارعی، ساناز معرّب، شیوا الف و ...Amir... این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
من دو تا بلیط برای امروز (سه شنبه 4 مهر ) دارم
اگه کسی نیاز داره لطفا اطلاع بده

09198145108
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در مجموع نمایش خوبی بود اما توقع من رو چندان برآورده کرد. بخشهایی از اجرا کش دار و خسته کننده شده بود و حتی شاهد دیالوگ های تکراری بودیم. نمیدونم شاید یک دلیل افت نمایش خرابی پیش آمده برای پرده ها بود. من امتیاز متوسط رو به این اجرا میدم
زهره مقدم، شیوا الف و روشنک این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به شخصه از دیدن این نمایش بسیار زیاد لذت بردم و در وهله ی اول به تمامی عوامل کار خسته نباشید میگم. متن، دکور ، طراحی صحنه و بازی ها خیلی خیلی خوب بود. این نمایش برخلاف داستان روا و ساده ای که در ظاهر نشون میده حرف های بسیار زیادی برای گفتن داره و تا یکی دو ساعت بعد اجرا ذهن شما را کاملا درگیر میکنه. در درجه ی اول بحث زبان مشترک بین زوجین و اختلافات زیادی که میتونه به خاطر همین اختلاف تو زندگی ها به وجود بیاد. هر کسی که تجربه ی یک رابطه ی عمیق را داشته باشه این مساله را به خوبی متوجه میشه که زن و مرد به علت تفاوت باطنی و طبیعی که باهم دارند میتوانند از هر قضیه ای برداشتهای بسیار مختلفتی داشته باشند و این اختلاف اگر با عشق و محبت چشم پوشی نشه عاملی برای سردی و جدایی عاطفی میشه. چیزی که توی این تاتر خیلی بهش تاکید میشد. آدم ها اگر نتونن با هم حرف بزنن و نتونن ... دیدن ادامه » حرف همدیگر را بفهمن یواش یواش از هم فاصله میگیرند و تمام خاطرات خوبشون هم به نحوی کمرنگ میشه. به نظرم این نمایش روی چند تا اصل تاکید داشت: اول و مهم تر از همه ضرورت صحبت کردن ، گفتن و شنیدن و اهمیت دادن به احساسات طرف مقابل حتی اگه تو درک درستی ازش نداری (توجه به نیازها خیلی خیلی مهمه و ما توی نمایش میبینیم که داوود به زنش میگه من هنوز عاشقتم ولی دنیا از سردی داوود گله میکنه)، ضرورت شوخی و خنده و ساختن خاطره توی یک زندگی که شاید مهمترین زبان قابل درک هر دو طرف باشه و البته ضرورت داشتن رابطه ی جسمی رضایت بخش، نکته دوم بحث برج بابل بود و این که تمام این بدبختی آدم ها که الان حرف همدیگرو نمیفهمن به خاطر عقوبت و مجازات خداونده و انسانها دارن کیفر میشن تا اون گناه پاک شه و نکته ی آخر که به نظر من بحث تناسخ بود (تناسخ یعنی زندگی ها و تولدها و مرگهای پیاپی تا رسیدن به یک تکامل نسبی)، تو مفهوم تناسخ تو بر اساس کمالاتی که تو زندگی فعلیت به دست میاری حق داری زندگی آیندتو تعیین کنی و این مساله را ما تو نقش علی شادمان (یک کالبد ذهنی) دیدیم که بر خلاف عدم علاقه اش به این زندگی و تمام تلاشی که کرد که کار به اینجا نرسه ولی در نهایت انتخاب کرد که به دنیا بیاد تا پیوند دهنده ی مجدد زندگی دنیا و داوود باشه و نقشش تو این زندگی را این طوری رقم زد.
سلام دوست گرامی
یه مطلبی رو خواستم دقیق تر بهش توجه بشه چون بسیار در موردش دغدغه دارم و اون این این که در نمایش دانیال(علی شادمان) به طور خیلی روشن می گه که بسته شدن نطفه اش و به دنیا اومدنش یک انتخاب نبوده و به طور حتم شکست بوده. هر کاری کرد نتونست مانع ... دیدن ادامه » از به وجود آمدن خودش بشه. در برار تقدیر شکست خورد!! قربانی شد.
ممنون از توجهتون
۱۹ مهر ۱۳۹۶
سلام سلام. خوب دانیال زندگی را دوست نداشت و به همین خاطر به دنیا اومدنش به نظرش شکست بوده. در نهایت مجبور شد که بیاد اونم به خاطر نیتی که تو ذهنش بود و بهش بها داد. البته نظر من این بود.
ممنون از توجهت
۰۴ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در اسطوره برج بابل خدا به دلیل نافرمانی و مجازات بندگانش زبان واحد رو از انسان گرفت و مردم دیگه نتونستن با همدیگه صحبت کنند از اونجا بود که ریشه زبانهای مختلف شکل گرفت. توی این نمایش هم گویا نویسنده همین اسطوره رو به صورتی دستمایه قرار داده. دو شخصیت اصلی زبان همدیگه رو گم کردند. منظور از زبان بیانی نیست به نوعی انگار شخصیت های گناه نامعلومه مرتکب شدند که دیگه زبان همدیگه رو متوجه نمی شن.
با اینکه ایده نمایش خیلی ساده و تکراری به نظر می رسه ولی نمایش قابل قبولیه. انگار نویسنده خیلی با سرعت و عجله متن رو نوشته. نکته گنگ نمایش گناه اسطوره برج بابله. هیچ اشاره‌ای به این نمی‌شه که چرا و چه اتفاقی بین این زوج می‌افته که زبان مشترکشون رو از دست می‌دن. در یک صحنه و به صورت ناگهانی شخصیت زن اعتراض می‌کنه که من دیگه دیده نمی‌شم ولی هیچ دلیلی برای این اتفاق ... دیدن ادامه » گفته نمی‌شه. ارجاعات به بیرون نمایش خیلی خام و ناپخته است. از اسامی شخصیت‌های نمایش و دیدگاه نمادین گرفته تا ارجاعات به اتفاقات گذشته‌ی زندگی نویسنده همگی گویا با سرعت زیاد نوشته و اجرا شدند و مقداری سطحی به نظر می رسند. بازی بازیگرا به جز علی شادمان دلنشین و قابل باوره و طراحی صحنه متناسبی داره.
درکل نمایش خوبی بود ولی می تونست خیلی بهتر باشه.
عالیا این را خواند
نیلوفر ثانی، یاسمن پورمهران، هما زهدی و آدنا این را دوست دارند
من فکر می کنم دلیل گم شدن زبان مشترک این زوج به وضوح هم در اجرا بیان شد. درگیری های ناخواسته ای که داوود به خاطر تزش دچارشون شد و وقت و بی وقت مورد بازجویی قرار گرفتن هاش و از دست دادن شغل و انصراف ناخواسته ش از ادامه تحصیل و از دست رفتن امنیت روانی برای ... دیدن ادامه » هر دو شون و ناگزیر به انفعال تن دادنشون برای اینکه بتونن به زندگی شون ادامه بدن ... حتی یک جا به وضوح با طرح این سوال اشاره شد که " چرا در هشت سال اخیر انقدر آمار تلاق زیاد شده " ... که پاسخش در فشارهای بی حد و انفعالی که به ناچار از یک جایی به بعد انسان رو دچار می کنه و تبعات این انفعال در بقیه ابعاد زندگیش هم دیده میشه ...
۱۷ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز در اشک پایانی دانیال دیبایه، فرزند دنیا فروغی و داوود دیبایه خلاصه شد.خلاصه ای از واقعیت میلیون ها انسانی که امروز در دنیا وجود دارند و شاید حتی خود ما...فرزندانی که مرحم زبان بی زبانی و دلیلی برای نا گسستن ما از هم شده اند ..فرزندانی که جور این اتصال نخ نما وشکننده را میکشند بی هیچ گناهی..فرزندانی که جور واقعه ی برج بابل را میکشند..بی هیچ گناهی..اگر دانیال ها توان پیروز شدن در برابر تقدیر را داشتند،الان جمعیت جهان نیمی از نصف بود..ولی توان مبارزه با تقدیر هم ندارند، بی هیچ گناهی.
نمایش بسیار زیبا و تامل برانگیزی بود که در حضور بانو معتمداریا لذتش برای ما دوچندان شد، فقط ای کاش کسی فرهنگ تاتر رفتن و تاتر دیدنو هم آموزش بده... فردی که کنار ما بود در تمام طول نمایش با خوردن خوراکی و نوشیدنی به سبک سینما که البته اونجا هم باید مراعات بشه رو اعصاب ما راه که چه عرض کنم رژه رفت و تمرکز ما رو مدام به هم زد...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بدون اغراق یکی از بهترین کارهایی که توی چندسال اخیر دیدم زبان تمشک های وحشی هستش
البته از عوامل حرفه ای چون بانو ثمینی و الهام کردا و صابر جان ابر انتظار دیگه ای هم نمیرفت.
برای من احساسی که بازی های خانم کردا داره بسیار دلنشین و طبیعیه و برخلاف نظر بعضی دوستان بنده نه تنها هیچ تصنعی در بازی های ایشون حس نمیکنم بلکه کمتر بازیگر خانمی رو میتونم اینقدر خوب در نقش های ایشون تصور کنم!
علی شادمان هم به نظرم داره پله پله پیشرفت میکنه و توی رده سنی خودش قد علم میکنه.
با خانم مسعودی آشنایی نداشتم اما لذت وافری که از کارگردانی این کار بردم باعث شد که منتظر کارهای جدید ایشون هم باشم.
به نظرم متن نیز چند وجهی و بسیار قوی بود و همه چیزش به اندازه بود...یعنی از بخش های درام گرفته تا بعد اجتماعی فرهنگی کار و گریز های سیاسی ..و حتی این نمایش یه حالت mysterious برای ... دیدن ادامه » من داشت ولی نمیدونم اصطلاح تخصصی این کلمه توی تیاتر چیه :)
چندین نفر از دوستان و آشنایان رو برای دیدن این کار فوق العاده تشویق کردم و خوشبختانه با هر سلیقه ای تقریبا همگی راضی بودند و به نظرم حیفه خودتون رو از دیدن این کار کم نظیر محروم کنید.
پرند محمدی این را خواند
مریم زارعی و adelayd این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زبان..یک عنصر بی نظیر که کمتر در عرصه ی تئاتر و سینما به آن پرداخته شده.به راستی زبان چیست؟!آیا زبان محدود به انگلیسی و فرانسه و فارسی و.. میشود؟ یا هریک از ما در مواجهه با هریک از افراد زندگیمان، زبان خاصی داریم؟!
نه تنها مفهوم کنایی زبان، که مفهوم عام آن نیز در جای جای نمایش به چشم میخورد.داوود استاد درس زبانهای باستانی است و دنیا مدرس زبان انگلیسی...
داوود و دنیا در کلاس زبان انگلیسی که از قضا دنیا استاد این کلاس است، عاشق هم میشوند.به نظر میرسید این دو بیشتر عاشق ناشناخته های یکدیگر شده اند.چنانکه داوود در قسمتی از نمایش دنیا را "قاره ی بی انتها " خطاب میکند.
صحنه ابتدایی نمایش ماه عسل زوج جوان را به تصویر میکشد.شوری خیال انگیز و نغمه ای عاشقانه در صحنه ی تئاتر موج میزند و لبخند به لب تماشاگر تئاتر می آورد.
اما زمان به صورت بی رحمانه ای سپری ... دیدن ادامه » میشود.دهمین سالگرد ازدواج،داوود و دنیا درآستانه ی جدایی.سوالی که در ذهن مخاطب پدید می آید"اینها همان داوود و دنیای ده سال پیش هستند؟"
به راستی همانند؟یا تنها زبانشان عوض شده؟ و یا شعور هریک از آنها در فهم زبان طرف مقابل؟!
در کل نمایش در یک روز بخصوص هستیم:سالگرد ازدواج داوود و دنیا.تنها شماره ی سالهاست که دستخوش تغییر میشوند..
سومین سالگرد ازدواج..دنیا داوود را محکوم به بی توجهی به خود میکند..خودش را "مرد نامرئی" کتاب "هربرت جورج ولز" میخواند.داوود اما در پاسخ از توجه خودش به درون دنیا میگوید.شخصیت وجودی دنیا..چیزی که برای دنیا مفهوم چندانی ندارد..گفتگویی بی نتیجه..
در این میان پسر نوجوانی همچون "دانای کل"در قصه ها،در جای جای روایت ظاهر میشود..و تلاش در قتل داوود و دنیا دارد..این شخصیت عجیب و غریب به مخاطب مجال تخیل میدهد.در ذهن هرمخاطب چیستی و چرایی خاصی از این شخصیت شکل میگیرد.چنانکه شخصا برای من تا اواسط نمایش حکم خواست درونی دنیا و داوود را داشت که عاجز از به زبان اوردن آن بودند..تلاش برای جلوگیری از جدایی که در دیالوگهای داوود در لفافه پیچیده شده و دنیا آن را به تمسخر میگیرد.
اما داوود و دنیا علی رغم هدف اصلیشان که رسیدن به خانه مادر دنیا و گرفتن عقدنامه از آنجاست، مجبور میشوند شب را در هتل بابل اقامت کنند.ناامیدی پسر نوجوان از نقشه اش را با ورود داوود و دنیا به اتاق 27 میبینبم
و درنهایت بعد حیووانی انسانها پیشی میگیرد و همه ی دلایل و منطقهای دنیا و داوود برای طلاق را زیر سوال میبرد.
دنیا و داوود را در اتاق هتل نشسته در کنار هم میبینیم که بی خبر از بسته شدن نطفه پسرشان دانیال در همان شب، مشغول چیدن برنامه برای کارهای طلاق هستند.آنها از محکومیت خود به حبس ابد خبر ندارند.حبس در نافهمی و واژگونی واژگان..حبس در کنار یکدیگر تا آخر عمر بدون لذت همنشینی، همانند همان صحنه ای که در اتاق هتل آنهارا مایوس و نا امید میبینیم..
پرند محمدی و شاهین این را خواندند
Saara1، یاسمن پورمهران و adelayd این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیروز این نمایش رو دیدم، خوشم اومد و دیدنش رو به همه توصیه میکنم. مثل همیشه بازی الهام کردا و صابر ابر عالی بود. موضوع تئاتر جالب و دغدغه این روزهای جوونها بود.
یاسمن پورمهران این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
بنده به همراه همسرم دیروز دوشنبه در تاریخ 1396/06/27 این تأتر رو تماشا کردیم و از جای صندلی خیلی خوبی برخوردار بودیم. دیشب سالگرد ازدواجمون بود و من کاملا با تحقیق برای دیشب این تأتر رو گرفتم. شاید تک تک دیالوگ ها برای ما دیشب یه مفهوم ویژه داشت و خیلی خوشایند بود. در کل تکلیف ما که با صابر ابر عزیز و الهام کردا مشخصه همیشه تمام نمایش هاشون رو میریم و باهاشون زندگی میکنیم. تبریک ویژه من به علی شادمان هست که واقعا با بازی خوبش ما رو تحت تأثیر قرار داد به خصوص سکانس انتهاییش که بی نظیر بود. در کل از تمام دست اندر کاران این تأتر به خصوص نویسنده سرکار خانم ثمینی که در کنار ما حضور داشتن تبریک می گم. به کارگردان این کار سرکار خانم مسعودی به واسطه انجام یه کار نو و تابو شکنی در نمایش تبریک می گم و در نهایت حرف آخرم به صابر ابر هست که باید بگم بهترین ... دیدن ادامه » ها رو براش آرزو می کنم چون بهترین روزها رو توی زندگی برای ما ساخته.
با تشکر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش نامه بسیار جذاب و نو بود و چه خوش سعادت بودیم که با حضور خانم ثمینی اجرا رو تماشا کردیم
تکلیف صابر ابر و الهام کردا که مشخصه ، همیشه درخشان هستند.. تبریک به علی شادمان که بازی خیلی خوبی داشت
در مورد دکور و طراحی صحنه که برای دوستان نشسته در ردیف وسط بسیار جذاب و برای بقیه دوستان که در کناره ها میشینن کمی گنگ و گاهی غیر قابل فهمه !!
در مجموع کار خوبیه دیدنش پیشنهاد میشه تبریک به خانم مسعودی
شیوا الف این را خواند
امیرمسعود فدائی، مریم زارعی و میترا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهام کردا درخشانه. روی هر صحنه ای مثل نگین میدرخشه. متاسفانه برخلاف نظر خیلی از دوستان با چالش های زیادی در زمینه متن روبرو شدم. با اینکه به نظرم در نوشتن اطلاعات خانم ثمینی تبحر داره. در مجموع نمره قابل قبولی داشت این نمایش برای من. خسته نباشید ویژه به سرکار خانم مسعودی.
بهار و یاسمن پورمهران این را خواندند
امیرمسعود فدائی و مریم زارعی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید