تیوال نمایش زهرماری
S3 : 16:07:07
کاری از گروه تیاتر بداهه
  ۱۹ فروردین تا ۲۴ خرداد ۱۳۹۷
  ۲۱:۳۰
  ۱ ساعت و ۵ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: رضا بهاروند، احمد سلگی
: علی احمدی
: (به ترتیب ورود) تینو صالحی، هستی مهدوی، علی شادمان، نادر فلاح و خسرو احمدی
: خسرو احمدی

: نورالدین حیدری ماهر
: امیر سرافرازیان
: نسیم تقی پور
: وحید میثاقی
: مرتضی احمدی
: امیر دلفانی
: علی احمدی
: سارا حدادی
: آریان امیرخان
: مونا جعفری
: امیر کردی، امیرحسین رییس دانایی
: فرشید عسگری (استودیو کلاکت)
: محسن کرمانی
: امیرحسین علیپور
: مریم پور احمدی

» نمایش های پیشین از همین کارگردان
 - شب بخیر کیارستمی| فرهنگسرای نیاوران، سالن گوشه
- شازده فیل هوا میکند| تماشاخانه استاد جمشید مشایخی
- شازده فیل هوا میکند| خانه هنرمندان - سالن استاد انتظامی
- خشم اژدها| تالار حافظ
- پپرونی برای دیکتاتور| تماشاخانه پالیز
- پپرونی برای دیکتاتور| ایرانشهر - سالن استاد ناظرزاده کرمانی| کارگردان: خسرو احمدی

زهرماری‌ها رو چی کار کنیم؟ بخوریم؟ بریزیم دور؟

راه‌های ارتباطی با تماشاخانه پالیز: اینستاگرام / کانال تلگرام

اخبار وابسته

» یک «زهرمارى» نفس‌گیر و دلچسب

» پیشنهادی برای دیدن نمایش «زهرماری» / چند گام به جلو

» نمایش «زهر مارى» پنجشنبه۱۳ اردیبهشت، در دو سانس به روی صحنه می‌رود

» رونمایی از پوستر «زهرمارى»

» "زهر مارى" از فروردین در پالیز

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹
تلفن:  ۸۶۰۳۷۵۱۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

همین امشب نمایش رو دیدم.

یه نمایش خوب در اصل یه نمایش خیلی خوب.

اوله اول باید از تماشاگرای تئاتر تشکر کرد که از تئاترای خوب حمایت میکنن و باعث میشن این نمایش ها دیده بشه.

از جارو برقی و پنکه و کتاب و روزنامه های رو هم انباشته شده گرفته تا یه تخته ی بزرگ که دوز بازی ابی و اسماعیل رو اون گوشه صحنه نشون میداد که مربوط به دکور انباری یه خونه ی فقیر نشین بود تا بازی استادانه ی تینو صالحی و نادر فلاح خیلی خوب ساخته و پرداخته شده بود.البته نفهمیدم اسماعیل کی بود که اسمش کنار دوز بازی کنار اسم ابی بود.
نادر فلاح واقعاً زیبا و دوست داشتنی بازی کرد.
اگر کاراکترش در فیلم لانتوری و کاراکتر مختصرش در فیلم خط ویژه رو باهم مخلوط کنیم میشه نقش ابراهیم در زهر ماری.
آقای صالحی در نقش یونس و جناب خسرو احمدی در نقش اسد هم واقعاً هر موقع که اراده میکردن میتونستن مخاطب رو بخندونن و کاملا مسلط بازی کردن ، علی شادمان و هستی مهدوی جان هم روان و زیبا بازی کردن،
اما یجورایی انگار محاسبات دینامیکشون(مبحث صدا)اشکال داشت، بازیگرها وقتی حسی بازی میکردن و مجبور بودن صداشون رو پایین تر بیارن در بعضی صحنه ها تو ردیف ششم اصلا صداشون نمیومد ولی در کل خیلی خوب بود.

و اما علی احمدی...
همون میزان کمی که بازی کرد کلاس صحنه رو ده پله برد بالاتر ، تو نمایش خشم اژدها هم وقتی به عنوان آخرین بازیگر اومد تو صحنه، صحنه رو کاملا ماله خودش کرد،بخاطر شرایط سالن حافظ اونجا میزان سن هایی که خیلی به دکور مربوط نبود رو تنظیم کرده بود اما اینجا کارگردانیش از این جهت قشنگ تر بود که روی صحنه پر بود از بطری های زهر ماری...و حالت راه رفتن بازیگرا روی صحنه باعث خنده میشد و این یه کارگردانی هوشمندانه بود که در میزانسن بازیگرا خودشو نشون میداد.

خیلی ... دیدن ادامه » نمایش خوبی بود،انرژی تماشاگرا هم واقعا بهشون کمک کرد. انصافاً وقتی کار شروع میشه و تینو صالحی به بطری ها نگاه میکنه و میگ ((شده)) اصلا خنده نداشت اما به محض اینکه میگفت ((شده)) کل سالن پر میشد از خنده. بنظرم انرژیِ مخاطبا خیلی روی انرژی بازیگر ها تاثیر داشت.

البته صحنه حسی هستی مهدوی، صحنه یکی مونده به آخر اصلا خوب نبود.

محتوای کار خیلی خوب بود.اینکه فقط کاراکتر ابراهیم، بت شکنی میکرد و با همشون مخالف بود ( به هر دلیلی ) خیلی برام با ارزش بود و یجورایی کیف کردم وقتی لوشون داد،نمایش خیلی خیلی خوب تموم شد.

وسط نمایش ناخواسته آدم یاد فیلم ابد و یه روز میوفتاد، بخصوص نحوه بازی علی شادمان که حالتی از نوید محمدزاده بود.

در کل دمشون گرم.هم خشم اژدها از این کارگردان خیلی خیلی خوب بود هم این نمایش خیلی خوب بود.
دست همه عوامل درد نکنه یک گروه عالی و بی سرو صدا و بدون تبلیغات با اجرایی فاخر و درخشان.به همه دوستان دیدن ان را توصیه میکنم.
عاطفه گندم آبادی این را خواند
امیرمسعود فدائی و عطا سلطانیون این را دوست دارند
براووو
۱۳ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار عالی و با بازی برتر خانوم هستی مهدوی و آقای تینو صالحی
این روز های پایانی هست اصلا از دست ندید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول یه انتقاد تکراری به تماشاگران محترم، بمحض اینکه ما میبینیم سبک نمایش رو زدن کمدی، فکر میکنیم از اولین دیالوگ باید قهقه خنده رو سر بدیم تا پایان نمایش، و اگه خدای نکرده به یه صحنه نخندیم یا صدای خندمون پایین تر از بغل دستیمون باشه زشته، این نمایش به سبک اغلب نمایشها کمدی اجتماعی با دیالوگ های و بازیهای طنز و بامزه شروع میشه واسه جذب و آماده کردن تماشاچی، که پیام اصلیش رو برسونه که اون پیام هم فوق العاده تلخ و غم انگیز بود، اما متاسفانه در تلخ ترین صحنه ها هم خنده بعضی حضار قطع نمیشه که این موضوع بشدت آزار دهنده است که چرا عده ای این مرز رو متوجه نمیشن. مثل صحنه ای که میلاد خبر بارداری حلیمه(ماریا) رو میده، من واقعاً درک نکردم توی اون شرایط که حلیمه داره کتک میخوره چه چیز این خبر خنده دار بود؟؟؟؟؟؟
اما راجع به خود نمایش، بازیهای تحسین برانگیز ... دیدن ادامه » تک تک نقش آفرینان (بخصوص هم نداره، یکی از یکی درخشان تر بودن)، نمایشنامه جذذذاب و پر مغز، کارگردانی ستودنی و صحنه زیبا مجموعه ای بودن که باعث شدن شب دلپذیر، مفرح و در پایان غم انگیز (اگه یکم فکر کنیم راجع به نمایش) رو برامون رقم زدن.
ممنون از همه کسانی که زحمت کشیدن برای این نمایش.
زهر ماری توی اون بشکه ها نیست، زهرمار توی ذهن جماعتی رفته که حتی از خانواده خودشونم واسه رسیدن به قدرت نمیگذرن، هرجی زمان میگذره هم تعدادشون بیشتر میشه هم درصدش بالاتر میره.
بدتر از همه این بود که رووزی که ما به تماشای کار رفتیم ؛ عده ای خانم محترم پشت سرما قرار گرفته بودند که اولا علی رغم درخواست خاوش کردن موبایل ، گوشیها روشن و یکسره سلفی میگرفتند و برای همیدگر در حین نمایش ارسال میکردند(حدود ده دقیقه ابتدایی کار) و علاوه ... دیدن ادامه » بر اون همین خنده های بی موقع شون موجب میشد هم ما به سختی متوجه دیالوگ ها بشیم و هم خودشون و باز بدتر از همه اینها یکی از اون خانم های محترم چون بقیه متوجه نشده بودن داستان چی بود، همون دیالوگ ها رو تکرار میکردن .....
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
تو فیلم عصبانی نیستم این قدر می خندیدن من دچار سرگردانی شده بودم احساس میکردم ی مشکلی دارم که من خنده ام نمیگره ..یا کجاش خنده داره که من نمی فهمم
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ببین اگه بچه ت پسر شد، بندازش که نشه یکی مثل ما بی غیرت...
ولی اگه دختر شد، نگهش دار اسمشو بذار یاقوت.
ALNIA
چقدر قشنگ گفت شادمان این جمله رو ❤
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همون اول که وارد سالن شدم و تابلوی فوت خانوم فریده سپاه منصور رو دیدم جا خوردم و اون صدای دعا و عزاداری که تو سالن میپیچید منو به شک انداخت که نکنه فوت شدن(که از هوشمندی علی احمدی بوده آفرین!)
و بعد که نمایش شروع شد صدای نادر فلاح میومد که داره روضه میخونهکه خواهیم رسید بهش
چراغا که روشن شد دکور و صحنه رو که دیدم کیف کردم خیلی زیبا بود حتی روی وسیله های انباری خاک نشسته بود آفرین!
موقعیتی که شکل گرفت و ایده و متن که فکر میکنم ثمره ی ذهن رضا بهاروند باشه که آفرین!
نااااااااادر فلاح چقدررررررر زیبا چقدرررر قشنگ بازی کردن، حتی جزئیاتی که توی نقششون اورده بودن خنده میگرفت، نگاه هاشون، و تک تک بازیگرا عالی بودن واقعا دست مریزاد

هر چند دیقه یک بار خط داستانی عوض میشد و ایده ی جدید میومد وسط و ما تماشاگران رو میخکوب کرده بود

در کل انقدررر خندیدم که ... دیدن ادامه » فکم درد گرفت، خارج از ظرفیت اون جلو هم نشسته بودم زیاد نمیتونستم بلند بخندم که مزاحمتی ایجاد نشه ولی واقعا بعضی جاها نمیشد و از ته دل میخندیدم
در کل علی احمدی یه جوری کار میسازی که ادم دوست داره جای شخصیتات بازی کنه و بهتر بگم تو کارات بازی کنه دست مریزاد
مقدمه اول:

حضرت حافظ در یکی از ابیات خود برایدریاکاران پیامی دارد:

باده نوشی که در آن روی و ریایی نبود/بهتر از زهد فروشی که در او روی و ریاست

زهرماری شاید ناخواسته این پیام حضرت حافظ را با خود به همراه داشته باشد.با دسته ریاکارانی مواجهیم که بر همه چیز چنبره زده اند و علی رغم این وضعیت برای حفظ موقعیت آن نیستند که هستند و البته مسبب حسرت دیگران می شوند.آنها دایره ای تنگ را برای حفظ موقعیت خود بر دیگران تحمیل کرده اند در آن دایره حتی حاضر هستند نزدیکان خود را به محاق بفرستند و تبلیغ کنند که کار درست را انجام داده اند.
مقدمه دوم:

کلاس درس مایکل سندل، استاد فلسفه دانشگاه هاروارد،در خصوص عدالت با سوال هایی در مورد این مسئله،در هر جلسه، آغاز می شود که اگر شما در یک موقعیت خیالی و سخت قرار گرفته بودید برای برون رفت از آن شرایط چه می کردید؟کدام عمل مسئله ای اخلاقی تر برای انجام دادن است؟و کار درست کدام است؟کاری که احتمالا در شرایط عادی ممکن است لزوما اخلاقی نباشد اما در آن شرایط کاری درست است.

تئاتر زهرماری شما را با همین سئوالات مواجه میکند و تماشاگر را با این مسئله مواجه میکند که «کار درست» و نه لزوما «اخلاقی» و حتی «قانونی» در آن شرایط کدام است.داستان خانواده ای که مادر خود را از دست داده است و میراث او اعضای خانواده را با یک تصمیم مواجه کرده است آنها هرکدام از یک زاویه به مسئله ی رخداده نگاه میکنند.دسته موافقان(دو برادر و یک خواهر) و دسته مخالف(برادر بزرگ) و هیچ میانه ای وجود ندارد.شما باید با یک دسته همدلی کنید.شاید شرایط جامعه به نحوی باشد که با انتهای داستان و علی رغم اینکه با سوال میلاد(برادر کوچک) به پایان می رسد.او می پرسد:چه باید کنم؟

سوالی از همان سنخ سوالاتی که مایکل سندل در کلاس های درسش در مورد عدالت می پرسد، است!میلاد برای نجات خانواده مجبور میشود برای مقابله با برادر بزرگش دست به کاری بزند که عواقبی سنگین برای او دارد!او این کار را انجام میدهد و سپس در مورد عواقب آنچه انجام داده است فکر میکند!اگر ما در آن شرایط بودیم چه می کردیم؟نویسنده گان تئاتر را در اینجا به پایان میبرد و این سوال را از تماشاگر می پرسد که در آن شرایط چه می کرد؟اما رضا بهاروند و احمد سلگی به نحوی پیش از این تماشاگر را به همدردی با دسته موافقان سوق داده اند،البته شاید این وضعیت جامعه امروز ما باشد که نویسنده به نحوی هوشمندانه از آن بهره گرفته است و تماشاگر را وادار میکند که از یک طرف قضیه حمایت کند.

بحث:

زهرماری ... دیدن ادامه » بار تلخی عجیبی علی رغم طنز نیش دار و هوشمندانه دارد.در موقعیت های گوناگون شاهد حاضرجوابی درست و به جای شخصیت های داستان هستیم و در دو یا سه موقعیت نمایشنامه علی رغم پیش بینی تماشاگر(حداقل در مورد خودم میتوانم بگویم) شما با یک موقعیتی خلاف انتظارتان روبرو خواهید شد.طنز شخصیت های داستان به علاوه بر گفتگوی میان آنها با حرکات آنها هم منتقل میشود.شما میتوانید بدون اینکه گفتاری از یک شخصیت داشته باشید با حرکت او لبخند را بر لبان خود داشته باشید.

علی رغم اینکه شاید این نقد را وارد کنید که شما شاهد نمایی از فیلم «ابد و یک روز» هستید،اما باید گفت که زهر ماری روایت خود را از موقعیتی دیگر دارد.همانطور که در مورد «مغزهای کوچک زنگ زده» هم این روایت مردود گفته می شد که شبیه فیلمهایی نظیر « شهر خدا» و « ابد و یک روز» و « دار و دسته نیویورکی ها»ست.با این وجود اگر چنین مقایسه ای را در ذهن داشته باشیم تمام فیلم ها و تئاتر های تاریخی،جنایی،طنز و و و همه از یک ساخت و یک پیش فرض پیروی میکنند و همه ی آنها شبیه به هم هستند اما شما در زهرماری با یک روایتی نو از موقعیتی دیگر روبرو هستید.

زهرماری میتواند به سادگی از تماشاگرش خنده بگیرد،بغض بگیرد و البته مهمتر از آن از آنها همدردی بگیرد که کلید اصلی نمایشنامه است،نویسنده گان این نیاز را ندیده اند که خود را درگیر مسئله ای عمیق کنند تا تماشاگرش را به خنده وا دارد،نویسنده گان به سطحی نزدیک ذهنیت تماشاگر رفته اند که به نظرم در این مورد بسیار موفق عمل کرده اند.طنز آنها لودگی نیست و در مکان و زمان درست به کار گرفته شده است و ضمنا تکراری هم نمی شود که ذهنیت شما را مخدوش کند.

شاید تنها جایی در نمایشنامه را که می توان به آن نقد منفی وارد کرد مسئله وجود و پیداکردن «مخمر» باشد. به نظر می رسد شاید نویسنده گان نتوانسته باشند وضعیت خواهر خانواده را به نحوی وارد داستان کنند، که البته مسئله ای بسیار جدی در نمایشنامه است،چرا که خط سیر داستان را تغییر می دهد و نویسنده گان برای ایجاد یک فراز اساسی در نمایشنامه از آن بهره گرفته اند.با این وجود آنچه در پی این اتفاق خارج شده است می توانست با کمی تیزهوشی بیشتر به شکلی دیگر رخ بدهد.
ALNIA
با تمام نظر هاتون موافقم.
۱۹ خرداد ۱۳۹۷
به شدت موافقم و عالی بود
۲۱ خرداد ۱۳۹۷
به نظر منم قسمتی که مخمر پیدا میکنن قابل قبول نبود
۲۶ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گره نمایش از جایی شروع می شود که خانواده ای که درگیر معضلات اجتماعی امروز هستند تصمیم به اجام کار خلاف میگیرند خانواده ای که بنا به جبر زمانه درگیر ریاکاری-دروغ_دعوا و زندان شده اند .
زهر ماری طنز خوبی دارد که خنده پی در پی تماشاگرها گواه این مدعاست .تا نیمه نمایش شما شاهد نمایشی هستید که ایده ای نو و خلاقانه دارد .بازی و اکت خوب بازیگران به خصوص اقای صالحی و نادر فلاح شما را شگفت زده خواهد کرد .اما از نیمه دوم کار گویی ورق بر میگردد از نیمه دوم برای من یک ابد و یک روز تکراری و به سبک تیاتر شول میگیر د که علی شادمان به سبک نوید محمد زاده در عین بدبختی حامی خواهر است و یک هستی مهدوی به سلک پریناز ایزد یار به دنبال فداکاری برای خانواده است .در نهایت مخاطب خود را در شرایطی میبیند که گرفتار یک نمایش تکرای .کلیشه ای و شعارزده شده است و متاسفانه شاید بنا ... دیدن ادامه » به جبر شرایط موجود کاگردان محدود به انتخاب پایان بندی بوده است که نهایتا این کار خلاف صورت نگیرد که متاسفانه کارگردان بدترین پایان بندی را انتخاب میکند و نمایشی که در ابتدا در ذهن مخاطب ی نمایش خوب بوده جای خود را به یک نمایش بی سر و ته و شعار زده میدهد .بع هر حال من بابت لحظه هایی که خندیدم و بازی خوب بازیگران سالن را راضی ترک کردم .من نمره 5.5 از 10 به نمایش زهره ماری میدم
درود بر شما خانم رستمی

بسیار عالی و کامل نوشتید . فقط نمره من کمی بالاتر از شماس ، چون فکر میکنم تا وقتی مواردی مثل فقر و ریا و جبر و نون به نرخ روز خوری و ... تو مملکت هست متن های به قولی ابد و یک روزی میتونه تازگی و به روزی خودشو حفظ کنه
راجع به پایان بندی ... دیدن ادامه » هم‌موافقم که کاش مثه خود ایده اصلی خلاقانه تر میشد ولی در کل به برآیند کار با توجه سوژه و طنازی متن و بازیها هشت از ده میدم :))
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
درود اقای جعفریان
باشما موافقم تا این شرایط هست پرداختن به این موضوعات واجبه اما ایکاش به شیوه نو تر و خلاقانه تر .
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا نیمه‌ی نمایش خیلی لذت بردم، موقعیت طنز بسیار جالبی به ذهنشون رسیده بود که بسیار خلاقانه ازش استفاده شده بود؛ از نیمه‌ی نمایش به بعد اسیر کلیشه‌ی نخ نمایی شد که تو فیلم‌های سینمایی خیلی باب شده و در نمایش‌های دریبل و یک زندگی بهتر دیده بودم، به طور مشخص ایده‌ی دختر و پسری که عقد کردن ولی عروسی خیر و دختر حامله‌است رو حدوداً بار پنجمه که میبینم، و دیالوگ موتور هزار و موتور آقام به نظرم خیلی سخیف بود تا این که بخواد جنبه‌ی اعتراضی داشته باشه و یک خانواده‌ای که یک مشکلی بینشون پیش میاد و شروع میکنن به افشاگری و تخریب همدیگه دیگه اصلاً به وجدم نمیاره چون به تکرر دیدمش تو انواع و اقسام هنرهای نمایشی طی این چند سال.
دقیقا
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
کاملا موافقمممم ...
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
ابد و یک روز به سبک تیاتر
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در بدو ورودم به سالن شماره یک پالیز به شدت تو ذوقم خورد . اصلاا برام خوشایند نبود دیدن اون میز و قاب عکس و صدای قران ... و بسیار متاثر شدم از یادآوری روزی که مامانبزرگمو از دست دادم ...
اما نمایش خیلی خوب شروع شد ... تا نیم ساعت ابتدای نمایش همه چیز خیلی خوب بود اما ازون به بعد دلم میخواست فقط زودتر نمایش تموم بشه ... اصلا دوست نداشتم ...
ای کاش به مهمانان عزیزتان که در ردیف یک مینشانیدشان ، آداب تاتر دیدن رو متذکر بشین ...در طول نمایش یا باهم پچ پچ میکردن یا سه نفری بر میگشتن عقب ری اکشن دوستشان که گویا در ردیفهای کناری بودند رو ببینند . تکلیف منی که علاوه بر صرف هزینه ، زمان گذاشته بودم برای دیدن اون نمایش و تمرکزم در اون شب کاملا بهم خورد چیه ....
این معضل مهمانها هم از اونهاست که بشدت تماشاگرا رو آزار میده و گروهها اگر میان مدت و بلند مدت براشون مهم بود براش راه حل پیدا میکردن
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. دیشب این نمایش رو دیدم ، کار با ارزشی بود (بر خلاف تئاترهای کاملا تجاری یا سفارشی که اواخر سال 96 دیده بودم).
متن سنجیده و پرمحتوایی داشت و به نظر من در قالب این داستان میتونستیم خودِ منفعت طلبمون رو ببینیم در جامعه امروز؛ به شکلی که منفعت جمع رو قربانی منفعت خودمون میکنیم البته با لباس و ظاهر متفاوت و حتی متضاد. این ویژگی در دو شخصیت ابی و یونس به وضوح دیده میشد. و میلاد، میلاد کوچولو، شخصیتی که هنوز آلوده پا گذاشتن روی ارزشهای انسانی نشده. ولی میلاد در آینده هم همینطور میمونه؟

تیوال امیدوارم مثل دفه قبل که راجب "قدم زدن با اسب" نوشتم نظرم رو سانسور نکنی.
نمایش خیلی خوبی بود خسته نباشید و موفق باشید بازی ها عالی به دوستانم پیشنهاد کردم که حتما ببینند. احسنت بر شما کارگردان جوان موفق باشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید