تیوال نمایش زندگی در تیاتر
S2 : 23:35:45
  ۰۵ تا ۲۵ آذر ۱۳۹۷
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: دیوید ممت
: داریوش مودبیان
: محمد برهمنی
: میرسعید مولویان، ایمان صیادبرهانی
: نوید محمدزاده

: روح اله زندی فرد

توجه: در صورت استفاده از تخفیف دانشجویی، لطفا حتما کارت دانشجویی معتبر خود را در هنگام ورود به سالن همراه داشته باشید. در صورت نداشتن کارت دانشجویی معتبر، مابقی بهای بلیت توسط گیشه دریافت خواهد شد.

گزارش تصویری تیوال از نمایش زندگی در تیاتر / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

مکان

تهران، ضلع شرقی چهار راه ولیعصر (تئاتر شهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زند وکیل پلاک ۵۰
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بی حرف اضافه ، بی شعار عاشقانه
این یعنی یک پایان ...
( رابرت )

بی حرف اضافه ، بی شعار عاشقانه
این یعنی یک آغاز ...
( من )
منی که نگاهم به تئاتر به دو بخش تقسیم شد
قبل از زندگی در تئاتر و بعد از زندگی در تئاتر ...
گفتم ابتدای سال یادی بکنم از یکی از لحظه ساز ترین و خاطره ساز ترین های سال قبل و آرزوی درخشش همیشگی کنم برای میر سعید مولویان عزیز ، ایمان جان صیاد برهانی و البته محمد برهمنی عزیز ❤️
گل نوشتی
برای من یه سری از روزای خوب و‌ پر از حس زندگی توی سال ۹۷ روزهایی بود که زندگی در تئاتر میدیدم
شوقی که داشتم برای دیدنش هر بار بیشتر
لذتی که در حین تماشا تجربه میکردم
حال و هوای عجیبی که بعد از اجرا داشتم
انرژی ای که از بازیگرا توی صورتم پرت میشد
فک نمیکنم اون روزها رو هیچوقت فراموش کنم
امیدوارم امسال باز هم شاهد درخشش این سوپر استارهای تئاتر باشیم
البته که موی سیاه خرس زخمی هم بد جور منو اسیر خودش کرد
خوبای ... دیدن ادامه » تئاترن
خدا همه ی خوبای تئاتر رو برای ما حفظ کنه که از قشنگیای این دنیا هستن
۰۱ فروردین
آقا باعث افتخار من بوده همراهی با شما
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۳ فروردین
آقای لهاک :)))
ارادت بیکران
۱۶ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حدیث تولدت مبارک!
:)))))))))))))))))))))))))))))))))))
عالی بود.


تولدت خیلی مبارک باشه "حدیثشون"
۰۳ اسفند ۱۳۹۷
زهره :)))
:-******
ممنونم یه عالمه
۰۵ اسفند ۱۳۹۷
ممنونم از همه ی دوستانم
کامنت گذاران و لایک کننده های عزیز
و رضا غیوری :)

:-******
۰۵ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متاسفانه در شروع اجرا شاهد بیش از 1 ساعت تاخیر بودیم و از طرفی بلیطی که خریداری کرده بودیم متصدی گیشه قبول نکرد و ما مجبور به خرید دوباره بلیط شدیم و الان نه تیوال هزینه را برمی گردونه(چون اجرا تموم شده) و نه تماشاخانه مستقل(پاسخگو نیستند)
زرشک ...!
۲۶ آذر ۱۳۹۷
مرسی *_*
تشکر بابت پیگیرتون...دمتون گرم.
۲۷ آذر ۱۳۹۷
سلام مرسی از پیگیری تیوال و برخورد مناسب :D
۰۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بازه‌ای (حدوداً) یازده ساله از رابطهٔ دو دوست بازیگر را از خلال ارتباطشان با صحنهٔ تئاتر به صحنه می‌آورَد. این «نمایش در نمایش»، از یک جهت فاقد گره‌افکنی، نقطهٔ عطف، یا گره‌گشایی خاصی است، بلکه تحول این رابطه و خودِ «زمان» را بازآفرینی می‌کند. این زمان، درون نمایش به دو بخشِ خارج از صحنه و درون صحنه تقسیم شده، که دو سوی رابطهٔ تئاتر و زندگی را نمایش می‌دهند: زندگی تئاتر و تئاترِ زندگی. نسبت نمایش با زمان اما پیچیده‌تر هم می‌شود، چرا که شخصیت‌ها درون نمایش از گذشته و حال و آینده سخن می‌گویند، و در گذر زمان، بر عُمر و تجربهٔ زیستهٔ آن‌ها افزوده می‌شود. در این رابطه، از کشمکش‌ها و درگیری‌های روایت‌های سنتی خبری نیست. نه جدال بر سر خواسته‌ای، نه برافتادن نقاب‌ها و برملاشدن راز هراس‌آوری... مسئله خودِ زمان است. چیزی که این‌جا هست، ... دیدن ادامه » زمانِ تئاتر زندگی است که می‌گذرد و بر صحنهٔ تئاتر به زمان زندگی تبدیل می‌شود.
 در این رابطه، از کشمکش‌ها و درگیری‌های روایت‌های سنتی خبری نیست. نه جدال بر سر خواسته‌ای، نه برافتادن نقاب‌ها و برملاشدن راز هراس‌آوری... مسئله خودِ زمان است. چیزی که این‌جا هست، زمانِ تئاتر زندگی است که می‌گذرد و بر صحنهٔ تئاتر به زمان زندگی تبدیل ... دیدن ادامه » می‌شود.


+چقدر خوب گفتید. کیف کردم... یکی دو هفته بود میخواستم این نکته رو برای یکی از دوستان توضیح بدم و نمیدونستم چجوری باید بگم.
الان همین نوشته ی شما رو فرستادم براش :)
۲۵ آذر ۱۳۹۷
لطف دارید. ممنونم.
۲۵ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش زندگی در تئاتر، در مرحله اول بیانگر شروع و پایان یا همان تولد و مرگ عناصر و موجوداتی است که در پیرامون ما به وفور دیده میشود.
میتواند طلوع و غروب خورشید باشد یا در ابعاد طولانی تر جوانه زدن برگ درخت تا خشکیده شدن آن، یا حتی دیدن یک نمایشی که شروع می شود و صد دقیقه ادامه پیدا میکند و در نهایت به اتمام میرسد.
در طول این شروع و پایان، در هر نقطه ای فرصتی وجود دارد و در مقابل، حسرت و تهدید دیگر که به ما یادآوری میکند زمان تنها به جلو میرود و یک روز به پایان کار خود خواهیم رسید و بعد از چرخه زندگی خارج میشویم، حقیقت چه زیبا باشد چه دردناک برای همه بوجود میآید و اینجا استثنایی وجود ندارد.
در مرحله بعد، بنظر میرسد این اثر دارای پیام اخلاقی خاصی است، نشان میدهد رسیدن به اوج و کمال هر عنصری قابل تحسین و تقدیر میباشد اما پایان آن میتواند پیامد های متفاوت و دردناکی را در بر داشته باشد، اما تنها زندگی انسان است که میتواند برخلاف طبیعت در پایان کار روی خوش به انسان نشان دهد و حتی به آن احترام گذارد، خاطرات آن باقی بماند و اسطوره ها شکل بگیرند و کتاب هایی نوشته شوند. قدردانی شاگرد به استاد یا فرزند به والدین، یکی از تفاوت تکامل انسان نسبت موجودات دیگراست. تجربه (استاد یا والدین ) خود را فراتر از غریزه به شروع (شاگرد یا فرزند) منتقل میسازد و روزی از چرخه زندگی خارج میشوند. بدین صورت تکامل صورت میگیرد.


زندگی گردید از قد دو تا پا در رکاب
برد از عالم بدون این اسب چوگانی مرا


مورد اضافی :
پیرو فرمایش دوستان گرامی، از لحاظ فنی نمایش زندگی در تئاتر ، دارای استاندارد بالایی بود. از بازی جناب آقای مولویان و صیاد برهانی گرفته تا میزانسن و صدا برداری و پرداخت اثر که هیچ شکی در خوب بودنش نیست.
از اینکه آقای مولویان و صیاد برهانی با تمام فشار کار هرشب، اینجا بین دوستان تیوالی هستند خیلی دلگرم کننده است و در اینجا و تشکر و خسته نباشید میگم.
نکته بعدی در مورد جناب آقای برهمنی گرامی است که در یک فصل دو نمایش موفق را پشت سر گذاشتند، اولا تبریک میگم چون این مورد بسیار کم سابقه و قابل تحسینه و اینکه همونطور که استحضار دارید در آینده توقع از نمایش های حضرتعالی بسیار بالا خواهد بود. و امیداوار باعث استرس و کم کاری جنابعالی نشود.
از الان استرس اینو دارم که دفعه بعد اون حروم زاده لعنتی به کدوم صندلی نسبت داده خواهد شد، احتمالا دیگه اون صندلی گوشه بالا و ردیف یک نخواهد بود)))


با ... دیدن ادامه » آرزوی موفقیت و خسته نباشید برای تک تک عوامل
یه فانتزی دارم که برهمنی این دو تا نمایش رو با هم تلفیق کنه سال دیگه اجرا بره! طرح پوسترشم از الان تو ذهنم دارم :)
۲۱ آذر ۱۳۹۷
شما فکر من اصلاً نیستی زهره جان ها!
من مزدور بی نوا چه جوری پوشش بدم این نمایش میکس آخه :)
۲۱ آذر ۱۳۹۷
یعنی رو کرد به صندلی من مستقیم به من گفت باور نکردنی بود ی لحظه خودمم شک کردم—))) دیگه گوشه بالا نمیشینم
۲۳ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داشتم بعد از این بار سوم که به تماشای «زندگی در تئاتر» نشستم، به این فکر می کردم که چه ضرورت دراماتیکی باعث شده که شخصیت «جان» واکنش هایی این قدر مناسب در برابر شخصیت «رابرت» داشته باشد، و شخصیت «رابرت» با همۀ تلخی و عمقی که دارد، چرا باید این چنین در حالت های رنگارنگی روی صحنه جان بگیرد. شاید چیزی که می نویسم خیلی شخصی باشد (از آن جنس نظرهای شخصی که رابرت مخالفشان است!)، اما احساس می کنم واژۀ «زندگی» در این نمایش واژه ای کلیدی است، حتی به اندازۀ واژۀ تئاتر. آن ضرورت شاید این باشد که نمایش، دربارۀ غنا و سرشاریِ زندگی است و احساسات متناقض و متنوع خود زندگی، که برای هر کس که زندگی می کند، حس می شوند؛ و تنها در تئاتر است که چنین پالوده جان می گیرند. نمایش با چنین شخصیت های پیراسته و بجایی که شاید یکی از ویژگی نمایشی شان این باشد که زندگی را در سرشاری ... دیدن ادامه » اش و بدون پالودن بخش هایی که زائد به نظر می رسند، زندگی می کنند، درست چنین بازی های پرانرژی و جذابی می طلبد..
حرف منو باور بدار که این یه نمایش فوق العاده س
با زندگی در تئاترتون زندگی کردم
تغییر کلاه جانی از یه کلاه ساده در ابتدای نمایش، به یه کلاه شیک در آخر نمایش یهویی اتفاق نیوفتاد. رابرت در این حین پیر و پیرتر شد و هر روز رشد و بهتر شدن همبازیش، و ضعیف و ضعیف تر شدن خودشو دید.
گور پدر نه، ولی آفرین بهتون
من سال پیش، تو شهرزاد دیدم این کار رو
و برای بار دوم چند شب پیش تو تئاتر مستقل

یه کوچولو احساس کردم یه جاهایی تغییر کرده اما درست متوجه نشدم

دوستانی که اجرای شهرزاد و این اجرا رو دیدن،اگه تغییرات رو بنویسن ،ممنون میشم

سپاسگزارم
سلام
اینطور که من متوجه شدم یک سری تفاوت های هر اجرا هست که من بسیار میپسندم و لذت میبرم ازشون. که ممکنه فلان دیالوگ رو یک شب بگن یک شب نگن.بسته به اون اجراست و برای شخص من خیلی لذت بخشه. حالا دوستان دیگه هم بگن که به نظرشون این برداشت درسته یا نه.

یک سری تغییر هم بود از جمله
-در صحنه ی جنگ انقدر صدای موزیک و گلوله بالاست که اصلا ما هیچی از داستان ماهونی متوجه نمیشیم.فقط میبینیم که رفتن تو میدون و یکیشون رفت اون بالا و تیر خورد و یکی خودکشی کرد. گنگ شده
-دلیل داد زدن جان سر رابرت. قبل از نمایشی که در دفتر کار هست. قبلا از بس رابرت حرف میزد جانی داد میزد که "میشه خفه شی؟" الان چون رابرت میزنه رو پاش و قلمو میره تو چشمش. که به نظرم خوبه این شفاف تر شدن دلیل دعوا.
-پایان نمایش. که قبلا حس دیگری داشت. و الان حتی کمی بامزه ست فضا و بعضی تماشاچی ها میخندن حتی .مثلا دست گذاشتن جانی روی سر رابرت وقتی که بغلش میکنه. و من به شدت ناراضیم از این تغییر.
-لباس جانی در صحنه ی آخر که شده چیزی شبیه به سبک لباس های رابرت...بارونی و کلاه و...
-استفاده ی بیشتر آقای صیادبرهانی از آمادگی بدنیشون:))))

*چیز ... دیدن ادامه » دیگه ای هم که بود منطق ورود و خروج از صحنه بود که به نظرم کمی قاطی شده بود.قبلا یک در داشتیم که وارد سمت چپ میشدیم و میرفتیم روی سن. و از یک جای مشخصی از پشت سر هم خارج میشدیم که خروج از اتاق گریم بود.الان تعداد راه های خروج از اتاق گریم زیاد شده بودن سمت راست پرده و وسطش و آخرش و درب خروج سالن. دلیل و منطق اینها رو متوجه نشدم به چشم من خوشایند نبود زیاد.

چیزایی که الان یادم میاد همینا بودن. احتمالا باز هم هست.چیزی یادم بیاد اضافه میکنم
۱۲ آذر ۱۳۹۷
همه تغییرات رو میشه به نوعی پذیرفت، ولی اون صحنه آخر یه چیز دیگست...
۱۳ آذر ۱۳۹۷
خانم نوری ممنونم بابت پاسخ

من هم با شکل جداسازی که تو شهرزاد اجرا شد،بیشتر موافقم
تغییرات دیگه خیلی مهم نبودن و توی ماهیت کار تفاوتی نداشت

اما نکته مهم اینه که من حسی که داشتم ظاهرا بیشتر برای پایان کار بوده و بعد توضیحات شما متوجه شدم

من پایان تو ... دیدن ادامه » شهرزاد رو بیشتر دوست داشتم.پایانی نه اینقدر شیرین.
با اقای علیزاده موافقم دقیقا
میدوارم اهمیت بدن و جلسه رو بذارن
۱۴ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زخم شدیم!
over rated به معنای واقعی کلمه