کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال | سعیده: داستانک --------------------------- با گوشیم داشتم آهنگ گوش می داد
S3 : 01:54:11 | com/org
داستانک
---------------------------

با گوشیم داشتم آهنگ گوش می دادم "وایسا دنیا, وایسا دنیا من می خوام پیاده شم" سوار مترو شدم.
پنج شنبه ساعت حدود ٢ بعد از ظهر بود.
صدای موزیک بالا بود. سر مردم به طرفی برگشت و همه با نگاه جستجوگر و خواهان به سمتی خیره شدند. نگاه کردم، زنی که لباس بافت سیاه پوشیده بود و با لب های رنگ پریده مثل کلاغ دهنش رو باز و بسته می کرد نزدیک می شد.
لبخند زدم و صدای گوشیم رو قطع کردم :"من می خوام ... دیدن ادامه ›› پیاده شَ..."
_ خانومای گلم، رژ لب دارم ٣ تومن، ریمل استخری دارم فقط ۵ تومن، ساق دست، ساق پا، پد لاک پاک کن...
کسی گفت:خانم سوهانتون رو ببینم...
بلندگو: ایستگاه انقلاب اسلامی، ایستگاه بعد توحید
_ اینا چنده؟
_ فقط ٢ تومن گلم
_ بفرمایین...
_ مبارک باشه عزیزم، قابل نداشت

زن با صدای شادتر و آهنگین تر: خانومای گلم کس دیگه چیزی نخواست؟
صدا داشت دورتر می شد، می رفت سمت چند نفر که گردنشون رو دراز کرده بودند.
بلندگو: ایستگاه توحید، ایستگاه بعد آزادی
...

سر و صدا، چشم های درشت شده ء مردم و بعد صدای زمخت مردی توجه منو جلب کرد.
_ بیا بیرون، بهت می گم بیا بیرون...
خانم فروشنده درمانده و رنگ پریده با دهان باز تقلا می کرد و ساک جنس هاش رو می کشید.
_ نمیای؟ بده من بینم اینا رو...
اومدم جلو که شاید کاری بتونم بکنم که زن خودش رو عقب کشید.
در بسته شد...
مرد قد بلند با لباس و کلاه سبز، ساک بزرگ به دست، رفتن مترو را نگاه می کرد.
چشم های غمگین و لب های بی رنگ زن...
بلندگو: ایستگاه بعد، آزادی.
ساک دورتر و دورتر می شد.
دردناکه . . خیلی دردناک . .
حماقت کسی که خودش سرکاره و دیگری رو از کاری که از انجامش ناگزیره به زورمنع میکنه.
متاسفم برای این موجودات حقیر.
۲۷ خرداد ۱۳۹۳
سعیده دستت درد نکنه

فضای آهنگ another day in paradise

ازخواننده محبوب Phil Collins رو داره

خیلی این آهنگ رو دوست دارم

کلیپش هم مثل همین ماجراست

خیلی از این (کار) شما خوشم امد
دستت درد نکنه
۲۷ خرداد ۱۳۹۳
ایستگاه بعد، آزادی!

کی به ایستگاه بعد می رسیم؟! :(
۲۷ خرداد ۱۳۹۳
درد اینه که عادتمون شده درد کشیدن و دیدنِ دردِ دیگران
و فقط دیدن..
و مثلأ دیدن!!


حالم بهم می خوره دیگه..
بیشتر از همه از خودم.
۲۷ خرداد ۱۳۹۳
ممنونم که میخوانید و ممنونم که با درد جامعه درد می کشید.
به قول قیصر امین پور:
دردهای من
دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
۲۷ خرداد ۱۳۹۳
دردِ من
مردمِ زمانه است!!
۲۷ خرداد ۱۳۹۳
گوش اگر گوش تو و ناله اگر نالهء من
آنچه البتّه به جایی نرسد فریاد است...
مجتبی عزیز مشکل اینجاست که سواره از حال پیاده بی خبره...
۲۷ خرداد ۱۳۹۳
کلام حق دم شمشیر میشود، گاهی..
نه!!
اینروزها همیشه!!


اگر سواره ها اینهان و اینهاییم
همون بهتر که پیاده باشی و..


سعیده عزیز..
۲۷ خرداد ۱۳۹۳
سلام...
ممنون از نوشته ات، ولی:
ـ این نوشته داستانک نبود، چون کمی بلند بود. داستانک کوتاه و ضرباهنگ خاصی داره
ـ نوشته ی خوبی بود، اما جز آخرش، بیشتر شبیه گزارش بود. می تونستی از شخصیت پردازی استفاده کنی؛ مثل زن فروشنده قد بلند بود و لاغر و همین که خواست حرف بزند، لب و لوچه اش آویزان می شد و ...( البته در صورت داستان ... دیدن ادامه ›› بودن کارت)
ـ حیفه این نوشته توی همین داستان کوتاه بمونه، جا داره طولانی بشه، مثلاً از چند مسافر مترو به عنوان شخصیت های محوری استفاده کن،درست مثل داستان عدل اثرصادق چوبک که یه اسب توی آب افتاده و عده ای هم ایستادند و راجعش حرف میزنند
خلاصه این که قلم خوبی داری
موفق باشی
۲۷ خرداد ۱۳۹۳
ممنون جناب خوردچشم که با موشکافی نوشته ام را خواندی و نظرات ارزشمند برام گذاشتی.
نکته ای که به نظرم می رسه اینه که داستانک انواعی داره که تا ٢٠٠٠ کلمه یا یک صفحه هم می تونه سقف داشته باشه که موقعیت آنی رو به نمایش می ذاره... که البته کوتاه تر و ضرباهنگی تر باشه بهتره.
نکته بعدی اینکه نمی خواستم خیلی به توصیف آلوده ش کنم. می خواستم یه داستان رئال باشه که عریان بیان میشه و نویسنده هیچ ارزش گذاری نمی کنه و باید تأثیرش رو خود داستان بذاره نه هنرنمایی نویسنده و ... ایجاز هم برام اولویت داشت. بخصوص اینکه این موقعیت برام اتفاق افتاده بود و به قول خودت بیشتر مثل ... دیدن ادامه ›› گزارش بود.
سپاس از پیشنهادت. تا جایی که مجال تیوال بود کوتاه نوشتم شاید روزی با توصیف و شخصیت پردازی و ... داستان کوتاهی ازش بپرورونم.
شما هم موفق باشی
۲۸ خرداد ۱۳۹۳
خانم سعیده
زیبا بود و دوست داشتنی
برخورد مشابه این رو من دیده بودم : دختری فروشنده،اما مرد سبز پوش دقیقا" بر عکس عمل کرد به اون دختر یاد داد که چه جوری از گزند در امان باشه همون لحظه در ذهنم گذشت : این آقا ... قلابیه ! فقط لباسش این شکلیه ! خودش جزی اون دسته نیست
۰۱ تیر ۱۳۹۳
ممنون که می خوانید آقا محمود
خوبه که این موارد خوب هم وجود داره...
۰۲ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید