کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال | سعیده: کاش می دانستی با من چه می کنند وقتی دلم می گیرد طرح قالی نقش پارچ
S3 : 03:17:35 | com/org
کاش می دانستی با من چه می کنند
وقتی دلم می گیرد

طرح قالی
نقش پارچه های رومیزی
گل های خشک شده
خطوط کف دستم
کوه های دوردست
به من دهن کجی می کنند
ابرها حتی

کاش بیایی و
انتقام مرا از تمامشان بگیری...
خیلی خوب بود :)))
۱۹ تیر ۱۳۹۳
ممنون نگاهت :-)
۱۹ تیر ۱۳۹۳
دلم را تابوتی می بایست تاریک و بی هیچ
دلم را
آری دلم
و تو چه می دانی وقتی مردی دلش را دفن کند چقدر دلتنگ است..
و تو چه می دانی مردی که دلش دفن شود چقدر حرف برای گفتن و اشک برای ریختن دارد
ولی سکوت می کند
سکوت می کند
و تو چه می دانی
تو چه می دانی که مرد درد را در امتداد دور شدنت آوازی سر می دهد که
برگرد
که برگرد
و تو هیچوقت بر نمی گردی..
بر نمیگردی و مرد میمیرد
مرد میمیرد.
۲۰ تیر ۱۳۹۳
تنها کسی که رفتن را قورت می دهد میداند
که چه پرخون و نفرین و بی رنگست راّه
مثل کودک الماس چشمی که دلش به سفر نیست
دلش در پس کوچه های سادگی جامانده
۲۰ تیر ۱۳۹۳
کاش رفتم را قورت میداد
کاش در کوچه های سادگی به سادگی جا نمیگذاشت مرا
چرا که
او
تنها کسی بود که میدانست من چقدر تنهایم
و چقدر دوستش دارم..
اما نه!!
نه..
او هم ندانست که..

پر خون و نفرین و بی رنگست راه
و من مردی تنها و تلخ
۲۰ تیر ۱۳۹۳
شما دلتون دریایی بوده و هستا... اما با نفرین و کینه،کِدِر نکنید ذات و دلِ خوبتون رو...گذر روزها همه چیو به مرور نشون میده و همه چیزو واگذار کنید به پروردگار یا هر اسمی میخواین بذارید:همون نیروی یکتای مافوق بشر....:)

تلخیتون امیدوارم به شیرینیِ لایت تبدیل بشه:) قطعا ورق یهو برمیگرده و خوبیها شیرینیها مجدد به سمتتون میاد....:)

سپاس ... دیدن ادامه ›› از شعر غمنااااک زیباتون:)مثل همیشه خوب و وزین:) اینها رو به صورت مجموعه اشعار در بیارید و کتاب شعر کنید اگر البته تا به حال این اقدامو نکردید:)
موفق باشید:)
۲۱ تیر ۱۳۹۳
چقدر مو شکافانه چقدر زیباو ظریف


این تاثیر گذارترین شعری بود که از شما خوندم
۲۱ تیر ۱۳۹۳
سپاس از دوستای خوبم
آنا جان نمی دونم مخاطبت من هستم یا آقای تاج میری, با این حال سپاسگزارم که نظرت رو اینجا نگاشتی عزیزم. :-)

افشین عزیز ممنونم که می خوانی. محبت داری هم تیوالی :-)
۲۲ تیر ۱۳۹۳
سعیده جان سلام من عذر میخوام مخاطبم جناب میری بودند عجیبه من اون شب امتیاز دادم به شعر شما چون دوستش داشتم الان دیدم نیست اسمم گویا اون لحظه یا ایراد موقت نت بوده یا من بی جون کلیک کردم:)) به خاطر همینم نوشته های دوستانو خوندم و از اونجایی که اشعار دوست گرامی تیوالی آقای تاج میری رو دنبال می کنم نظر هم دادم در مورد شعرشون عذر می خوام بازم:)
ولی عجیبه چرا امتیاز و دوست داشتنم درمورد شعر شما دوست خوب تازه الان ثبت شد ممنون سعیده جان دوستِ تیوالیِ هنرمندم:)موفق باشی:)

((کاش می دانستی با من چه می کنند
وقتی دلم می گیرد
......
کوه های دوردست
به من دهن کجی می کنند
ابرها حتی
) این قسمتهاشو خیلی دوست داشتم همون شبم که خوندم:) آفرین
۲۲ تیر ۱۳۹۳
آنای عزیز خوشحالم از حضور شما.
مانا باشید...
۲۲ تیر ۱۳۹۳
ممنون همچنین:)
۲۲ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید