تیوال | محمد کارآمد درباره نمایش اوستاد نوروز پینه‌دوز: اجرای این نمایش در سالن محترم قشقایی همون قدر بی ربط
S3 : 17:53:56
اجرای این نمایش در سالن محترم قشقایی همون قدر بی ربط و عجیبه که اجرای فرشته تاریخ رو ببریم سنگلج یا سالن گلریز یوسف آباد!!!
بعد از نمایش «خدایگان» وودی آلن، اینبار اجرایی متفاوت از نسل اول نمایشنامه‌های ایرانی که میتونه تا ابد شما رو از تئاتر دیدن متنفر کنه و همه اعتمادتون رو از یک کارگردان و گروه نمایشی در کل نیست و نابود کنه.
در ابتدای این مطلب میخوام به عنوان یک مرد از همسرم و همه زنانی که در این نمایش اینطور بهشون توهین شده عذرخواهی کنم و بگم از اول نمایش تا آخر من از شرم و خجالت نمیدونستم کدوم طرف رو نگاه کنم و دائما بخاطر شنیدن اراجیفی مثل سلیطه, پتیاره, پیر ,فرتوت, چاق , عشوه , رشوه , ضعیفه, صیغه و عجوزه و ستمدیده داشتم آب میشدم و خودمو لعن و نفرین میکردم که چرا باید اینجا باشم و اینارو بشنوم؟ مگه قشقایی نیست؟ مگه تئاتر شهر نیست؟
در ادامه میخوام به اون عزیزان ضد دلواپسمون سلام عرض کنم و یک مثال براشون بزنم:
سر کوچه ما یک آبمیوه گیری باز شده که دست بر قضا قیمتش خیلی ارزون و اقتصادی و به همین دلیل مشتریهای زیادی هم داره اما من میدونم که از میوه های فاسد و بدون رعایت بهداشت آبمیوه هاشو دست این ملت میده و مشتریانش رو مسموم میکنه . حالا دوست عزیز من آیا من وظیفه دارم جلوی این جنایت رو بگیرم و مجوزش رو باطل کنم؟ یا اجازه بدم به قیمت مسمومیت و بیماری عده ای آدم معمولی و کم درآمد که دلشون به همین پاتوق آبمیوه ای خوش است و نمیتونن پول بیشتری بپردازند به کارش ادامه بده؟
بله دوست عزیزم من با نظارت و سانسور و لغو مجوز چنین مفسده ای کاملا موافقم و ترجیح میدم ذهن مردم که مهمتر از جسم شونه از سر سودجویی و هوا و هوس یک تفکر بی اخلاق و ضد اجتماع و بدون مرز مسموم نشه و سطح سلیقه اشون پایین و پایین تر نیاد.
ابتذال شر چیست؟: ادوارد هرمن در توضیح این عبارت بر روی «طبیعی جلوه دادن غیرقابل اندیشیدنی‌ها» تأکید دارد. او می‌گوید «انجام کارهای هولناک به روشی منظم و سازمان یافته مبتنی بر عادی‌سازی است. این همان روندی است که طی آن اعمال زشت، تحقیر آمیز، جنایت‌بار و غیرقابل بیان به یک کار عادی تبدیل می‌شوند و تحت عنوان جوری که چیزها هستند تعبیر می‌شوند». ابتذال شر با حمایتهای من و شمای تماشاگر سازنده اجتماع از هر تفکر سطحی و فاسد ,اونو تبدیل به ارزش و عادت میکنه.
جناب کارگردانی که از اثر خوبی مثل خدایگان با استقبال زیاد تماشاگر به هجوی بی ارزش مثل پینه دوز رسیدی مشکلت چیه واقعا؟ اگر دنبال پول و گیشه ای خب دوباره خدایگان رو ببر اجرا ! کاری فاخر که هم برات اعتبار میاره و هم گیشه بدون سوزاندن فسفر اضافه برای طراحی و اجرای کاز جدید!!!
خانم های هنرپیشه محترمی که نام مقدس بانو بر شماست چطور ممکنه حاضر باشید در این نقشهای سخیف بی ارزش و ضد زن خودتون و همجنسانتون رو اینطور تحقیر و کوچک کنید و مورد مضحکه قرار دهید؟ گاهی انسان از خودش و مال و شخصیت و حتی جانش برای رساندن پیامی ارزشمند میگذره اما برای هیچ و پوچ! چرا؟

زمانی فیلمها و تئاترها پر بود از زنان ستم دیده هرجایی که همگی تلاش می کردند از اون شرایط رها شوند و لوتی و پهلوان و جوانمردی بود که این شرایط رو درک میکرد و با حفظ حرمت اون زن بهش پناه و جایگاه میداد و در باطن به جامعه یاد می داد که انسانها رو با انگ و ننگ و نام بد قضاوت نکنند و بدونن میشه ارزشهای انسانی هر کسی رو با عشق و رحم و فهم شکوفا کرد. حالا اقای کارگردان شما کجای داستانی ؟ سنت رو به سخره گرفتی یا از مدرنیته انتقاد داری؟ چرا هیچ پیام یا هدفی جز هرزگی یک بیمار جنسی هوس باز شهوتران توی کارتون دیده نمیشه؟ که اگر چیزی هم بوده اجرای بد و ضعیف شما مانع دیدنش شد! و آنچه ماند کاریکاتوری حقیر از جناب ظهوری فیلم فارسی بود که ایشان صد هزار بار بهتر و جذابتر هر نوع انتقادی در مورد این تیپ را بارها و بارها در گوش و حلق و چشم ما فرو کرده بودند و چه نیاز بود به تکرار آنچه نمی شناسیم و نمیدانیم؟
خنده گرفتن با لهجه ترکی یکم قدیمی شده برادر! حرکات موزون زن سالمند با واکر خیلی دمده شده ! صیغه کردن و هوو و زنبارگی دیگه حتی آنقدر جذابیت نداره که مهمانان ردیف اول نمایش هم که احتمالا از دوستان و آشنایان و همفکرانتون هستند بخندند و خوششون بیاد چه برسه به تماشاچی تئاتر شهر که در نگاه اکثرشون ناراحتی و معذب بودن دیده میشد. ورزش زنان و یوگا و ایروبیک چیزی نیست که خنده دار باشه و نشانه اندازه سطح فکر شماست و بس!

من بعنوان یک مرد از این قالب کثیف و زشت هیزی و شهوت رانی و بی بندو باری جنسی چندشم میشه و این نگاه رو توهین به خودم میدونم و فکر میکنم با تکرار نکردنش میتونیم این کراهت و زشتی رو از عادی بودن خارج کنیم و به مرد و زن بعنوان دو انسان کاملا برابر با خوبی ها وبدی های یکسان نگاه کنیم و بفهمیم همه مردان بی بندوبار و همه زنان هم پول پرست و حقیر نیستند.
در جواب دوستانی هم که میگن خب شما نباید اینطور نمایشها رو بری هم عرض میکنم منم این مطلب رو نوشتم تا دیگرانی مثل من هم آگاه بشن که با چه چیزی قراره روبرو بشن تا مثل بنده اشتباهی نمایششون رو انتخاب نکن.

دیشب ... دیدن ادامه » من برای تئاتر مملکتم متاسف شدم
امتیاز من منفی ده از ده امتیاز



اوه اوه !!
یعنی در این حد !؟
عجیبه واقعا !!
۲۱ تیر
میثم جان فقط بخاطر رعایت قوانین تیوال اینطور نوشتم در حقیقت هر چیزی میخونی رو ضرب در منفی ده کن تا واقعیت ماجرا دستت بیاد
۲۱ تیر
قلبم به درد اومد از خوندن این متن
کاش هشتگ داشت تیوال
میخواستم بگم
#با_افتخار_یک_دلواپسم
۲۱ تیر
من بعنوان یک مرد از این قالب کثیف و زشت هیزی و شهوت رانی و بی بندو باری جنسی چندشم میشه و این نگاه رو توهین به خودم میدونم و فکر میکنم با تکرار نکردنش میتونیم این کراهت و زشتی رو از عادی بودن خارج کنیم و به مرد و زن بعنوان دو انسان کاملا برابر با خوبی ها ... دیدن ادامه » وبدی های یکسان نگاه کنیم و بفهمیم همه مردان بی بندوبار و همه زنان هم پول پرست و حقیر نیستند.
۲۱ تیر
اوووووف.. محمد جان پس چه حرصی خوردی.. :((
۲۱ تیر
سلام خدمت جناب کارآمد و دیگر دوستان
جناب کارآمد تشکر میکنم که نمایش رو تماشا کردید. اول خدمت دوستان دیگه عرض میکنم، شما نقد روشنفکرانه دوست عزیزمون رو در مورد مقوله‌‌ای که در حیطه روشنفکری جای میگیره میخونید و نظر مدید، پس در فرآیندی روشنفکرانه سهیم ... دیدن ادامه » شدید، اصل اول روشنفکر بودن و قضاوت درست درباب یک اثر هنری اینه که اول اون اثر رو ببینیم. با یک جستجوی ساده در نظرات دیگر تماشاگران این نمایش متوجه منظورم میشید. من از شما دعوت میکنم قبل از همراهی با نظرات دوست عزیزمون، اول از کار دیدن بفرمایید. شاید نظر مستقل شما کمی متفاوت باشد.
۲۱ تیر
بسیار بسیار معقول فرمودید امیدوارم بزودی نظرات دیگر دوستان رو هم روی تیوال ببینیم و منصفانه قضاوت کنیم
۲۱ تیر
مرسی عباس جان که وقت گذاشتی برای این دلنوشته
۲۱ تیر
اره نیلوفر خانم بدجور اذیت شدم
۲۱ تیر
مجلل جان میدونی که خیلی نظرم به نظرت نزدیکه
۲۱ تیر
محمد جان کارآمد نازنین
موضع من رو نسبت به حقوق زنان میدونید برادر

اجازه بده تمام قد با نظرت مخالفت کنم
اتفاقا ما زن رو از نگاه یکصد سال پیش میبینیم و بعد به زن قوی امروز که حتی امکان تقابل رو داره میرسیم
البته هیچ نمیتونم بگم بخاطر اینکه اسپویل میشه ... دیدن ادامه »
ولی پیشنهاد میکنم یک قرار گروهی بگذاریم و اجرا رو ببینیم بعد به همراه گروه نمایشی نقطه نظرهامون رو بگیم
شاید گروه تخفیف هم برای دیدن اجرا به تیوالیون بدهند
۲۱ تیر
محمدجان کارآمد متاسفانه سانسور همه چیز رو می‌بلعه. سانسور عیار رو نابود می‌کنه و معیار رو از بین می‌بره...
طنز تلخ روزگار اینه که خود کارگردان مدت‌ها سمت سانسورچی داشته و به پندار خودشون و بالادستی‌هاشون "نظارت" و "ارزشیابی" می‌کردند!! ... دیدن ادامه » بفرما اینم میوه درخت هندوانه!! الله اکبر.


در باقی فرمایشاتت شک یا مخالفتی ندارم.
۲۲ تیر
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این؟
حافظ
۲۲ تیر
سلام
جناب لهاک، جناب کارآمد و دوستان عزیز
با سپاس دوباره ازینکه به تماشای این نمایش نشستید و قابل دونسته و نظراتتون رو به ما انتقال میدید. در ادامه صحبت‌های جناب لهاک، اتفاقا در روز دوشنبه ۲۴تیر بعد از اجرای نمایش جلسه نقد و بررسی کار در تئاترشهر برگزار ... دیدن ادامه » میشه، حضور شما بزرگواران باعث خوشحالی و قوت‌قلب ما خواهد بود، همچنین فرصت مناسبی خواهد بود برای بحث و تبادل نظر...
دوستان، نظرات شما در هر شرایطی و با هر نوع نگاهی، برای گروه اجرایی دری‌ است گران‌بها...
چه‌بسا همین نظرات راه‌گشای ماست برای ارتباط بهتر با شما عزیزان در کارهای بعدی گروه.منتظر دیدارتان هستیم.
جناب لهاک عزیز، تمام سعیمان را خواهیم کرد که با تئاترشهر هماهنگ کنیم، برای دوستانی که تمایل به شرکت در جلسه نقد و بررسی دارند، حداکثر تخفیف جایز در قوانین این مجموعه، در نظر گرفته شود.
با سپاس فراوان
۲۲ تیر
محمد جان مرسی از تو که نوشتی
۲۲ تیر
جناب لهاک عزیز

خود من هم با شناختی که از ارزشها و کمالات شما دارم کمی از این پارادوکس متعجب شدم برادربه این علت که با افتخار شما رو پرچمدار مردان در دفاع از حقوق زنان میدونم و چون فرمودید تمام قد بنده هم جسارتا عرض میکنم شترسواری دولادولا نمیشه و یا رومی روم یا زنگی زنگ.
شما حتما بهتر از من داستان پادشاه لخت رو میدونید و اگاهید که میتوان مثل همه بنا بر مصلحتی بر تن پادشاه رخت فاخر دید و یا چون کودکی صادق و بی ریا فریاد زد و پرسید : چرا پادشاه لخت است؟؟
اسپویل :
پیرمردی ناتوان فقیر بی برو رو و بی اخلاق فقط و فقط بواسطه شهوترانی بیش از حدش برای خود این حق را قایل است که هر وقت هوس کرد زن بگیرد و تا الان پنج زن گرفته است اما ابتذال داستان اینجاست که مرد داستان ادم معقولی بنظر میرسد و زنان داستان یا جادوگر یا بیوه طماع یا مادر پیر شیاد شارلاتان یا فالگیر دغل باز یا دلال محبت و رشوه گیر و کارچاق کن و یا هوو و یا فضول و خاله زنک هستند و برای تغییر این شرایط همسر اول پینه دوز که با چهار پنج هوو ساخته و با اخری رفاقتی هم به همزده بجای ترک مرد و ایستادن روی پای خودش سراغ رمال و فالگیر میرود و دنبال لعن و نفرین زن تازه است و .... در اخر هم کارگردان به این نتیجه میرسد که اگر زن رسمی و صیغه ای حاج اقا در کنار هم بستر حاج اقا رو گرمتر کنن و توی خونه بیشتر بهش برسن اون نا اهل فعلا به همونا اکتفا میکنه و خطر هووی تازه از سرشون دور میشه تا هوسهای بعدی هم خدا بزرگ است؟! و تصویر زن بعنوان موجودی کوچک بدون شعور که حتما حتما باید زیر سایه مرد باشه حالا هر مردی حتی پینه دوز فقیر و زشت و چند زنه و چند بچه که از تنهایی بهتره؟!
لهاک جان من مطمئنم نه به اندازه شما نمایش دیدم و نه قلمم به زیبایی شما مینویسه و نه اشرافم بر ادبیات و هنر چون شماست اما از ان جایکه ذهن ساده ای دارم و مسائل را پیچیده نمیبینم هرگز سیاه بنظرم سپید نیست و همیشه یخ سرد است و آتش داغ , مگر به اعجاز سفسطه !
تبلت و کارتخوان و یوگا و ایروبیک و کتونی آل استار و تتو و سیگاری و عینک دودی و ... همه نمادهایی هستند که میگویند این داستان صد سال پیش نیست بلکه آش همان آش و کاسه همان کاسه است و من نمیدانم شما زن قوی امروز را از کجای خل وضعی و حقارت همسران جناب پینه دوز یافتید؟
ایا در آخر کار , صحنه اویزانی دو همسر استادنوروز به ان غول تشن کلاه به سر ژیگولو نمادی از طغیان و رهایی این زنان بود یا این معنی زشت را ساطع میکرد که "تو نباشی دوستات هستن"؟! آیا از نظر شما استقلال یافتن و اعلام بی نیازی از نرینه ای بی شرف رستگاری زن امروز است؟ یا از چاله حرمسرای خانگی در آمدن و در چاه هرزگی عمومی افتادن؟ چرا حتی یک زن در داستان از حداقل شعور برخوردار نیست؟ چرا یکی از ایشان مودب و اگاه و دانا تصویر نمی شود؟
لهاک ... دیدن ادامه » جان شما شاید با جذابیت ذاتی و مهربانی بی بدیلتون و علاقه ای که در من ایجاد کردید بتونید ثابت کنید زغال سفید است اما حقیقت آن سیاه سیاه است


پ ن : الان که بیشتر فکر میکنم در خدایگان هم زن اصلی ماجرا (شخصیت دلوریس) کمی خل وضع و خنگ بود و نقشی تزیینی در کلیت داستان داشت و شاید و شاید این نگاه کارگردان به جامعه نسوان باشد که البته امیدوارم من در اشتباه باشم.
۲۲ تیر
سلام
دوستان عزیز متاسفانه با تقاضای مدیریت تئاتر شهر جلسه نقد و بررسی دوشنبه کنسل و به هفته آینده و روزی که متعاقباً اعلام خواهد شد موکول شد.
سپاس
۲۲ تیر
محمد جان نازنین کارامد
اول که مومنم به سواد بیش و جهان بینی بینظیر و مهر ذاتی شما چنان شیفته به دیدارت بعد از دیدار قبلی که یقین به انرژی بیبدیلت به خاطر ذات پر مهر و پر گوهرت
نازنین برادر
در پرچم دار بودن شاید کمی اغراق کردی اما حقیقتا به زعم من و در ... دیدن ادامه » باورم با ارزش ترین موجود خلقت زن است اوست که میزاید و میپروراند اوست که مهر میبخشد و مهر میآفریند اوست که رنگ میدهد و امید را معنا میکند
نگاه همه ادیان و اقشار در تمامی ممالک دنیا از یکصد سال قبل تا به امروز در مورد زن تغییر کرده
زمانی که در بازار برده فروشان زن را میفروختند و زمانی که با شیر بها ی بیشتر ما زن میخریدیم
امروز نگاه جهان به زن شاید هنوز نگاه شهوانی و لذت بخش به مفهوم ابزاری باشد اما در ظاهر بسیاری از ممالک دنیا به این رویکرد انسانی و والا رسیده اند که زن نه دستاویز است و نه دست آموز
چند سوال از شما دارم
در برخورد نخست نگرشت به مرد پینه دوز چیست ؟
آیا او را ناتوان شهوت ران مغضوبی ظالم منحرفی ذلیل موجودی حقیر نمیبینید
۲۲ تیر
ایا مرد پینه دوز برای شما نشانه مرد موفق و سمبل مردان جامعه است
مردی که نه در گفتار و نه در اقتصاد موفق است
مردی که نه تصمیم درست میگیرد و نه توانایی انتخاب دارد
در مقابل با جامعه کوچکی از زنان روبرو هستیم که مهر ورزانه همسری میکنند و مادری
تمام تلاششان ... دیدن ادامه » حفظ حریم خانه ای است که بارها شکسته شده
آیا امروز مابه ازاء این مردان و زنان را نداریم
چه بسیار میشناسم مردانی را که زنانشان از خیانت مر آگاه است اما سکوت را برای حفظ حرمت اختیار میکنند
چه بسیار مردانی را میشناسم که زنانشان جواهرند اما در هرزگی مرد هر چه بگویم باز گفتنی هست
۲۲ تیر
ما اثری را میبینیم که یک سده پیش در صدد تقبیح این رفتار حیوانی بوده و در بازنویسی با نوازش اصل اثر ، نسخه بروزرسانی شده اش را دوره میکند
محمد عزیزم با همه وجود آرزو میکنم روزی برسد که زنان جهان به خود باوری برسند تا ریشه تجاوز به جسم و روح و نام شریف زن ... دیدن ادامه » از ذات زمین پاک شود
۲۲ تیر
محمد جان چه زیبا نقد میکنید و چقدر قشنگ پازل را جفت و جور میکنید اما ای کاش شما در مقام مشاور یا همراه کارگردان بودید و این نگاه زیبا و این کمال غایب رو به متن نمایشنامه تزریق میکردید که صد حیف که هرگز چنین هدف و چنین برداشتی در هیچ کجای این نمایش احساس ... دیدن ادامه » نشد و حس ششم شما انچه دوست داشت و ای کاشها را بجای انچه باید میبود نشانده است.
۲۲ تیر
جان دلی برادر ای کاش بشود همای سعادت دوباره بر شانه ام بنشیند و همراه با شما به مصاحبت فارغ از احتیاط بپردازیم
از لطف و محبت و نوازشی که به من داری کمال امتنان رو دارم
جان دل دنیای نمایش برای من با پیام معنا پیدا میکند
هر نمایشی پر از مورس است که فقط ... دیدن ادامه » آنها برای من جذابیت دارند هرچند بازی و دکور و لباس و نور هم به چشمانم سیری میبخشد اما طعم نمایش پیام نمایش است برایم
من خیلی دفاع نمیکنم از کارگردان محترم اثر که خدای ناکرده رفتار باقی رفقا گارد نشود اما با شناخت حداقلی من از دکتر امینی به نگرش انسانی و آگاه دکتر مومنم
از همان قلب ها تقدیم شما و رفقا
سایه ات مستدام
بازهم از مهرت ممنونم
۲۲ تیر
لهاک جان من عاشق مباحثه با اهلشم و ببخشید که شما رو اذیت کردم
پرگویی و اصرار هم اثر گفتگوی سازنده رو به مخرب تبدیل میکنه پس میبندیم این بحث رو
و فقط میتونم بگم برداشت افراد از هر پدیده ای به هزاران متغیر بستگی داره و در این مورد پیش فرض ها و کدهای ما با ... دیدن ادامه » هم همخوان نیست
۲۲ تیر
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۲۲ تیر
یعنی که شما اهلش نیستید آقای لهاک
۲۲ تیر
دلداه جانم
محمد کارآمد از مهربان ترین هاست
حتما با توجه به لطفی که داره گمان کرده که ادامه بحث شاید جذاب نباشه
من به دانشش و بینشش ایمان دارم
سلیقه و شاید نوع نگاه ما متفاوته
شما نگران دوستی ما نباش ارادت من ذره ای کم نمیشه به جناب کارآمد
۲۲ تیر
دلداده ی عزیز
تفاهم نداشتن طبیعتِ اندیشه ورزی و گفتگوست . گرنه هرگز هیچیک از نحله های فکری و مکاتب فلسفی و تئوریها و... شکل نمیگرفت . دقیقن چراییِ شکل گیریِ اونها مبتنی بر همین عدم تفاهمه . اینکه من طورِ متفاوتی از تو به موضوع نگاه کرده و فکر میکنم .
پس تفاهم ... دیدن ادامه » نداشتن دقیقن عینِ اندیشندگی و دانایی ست چراکه نشان دهنده ی صاحب نظر بودنِ هر یک از طرفین است .
خصوصن در این مورد که هر دو طرف در کمال احترام و متانت نظر خود رو به تفصیل بیان کردن .
اما فضولی مطلقن نشان دهنده ی نادانی ست .
۲۲ تیر
لعنت به پیامهای نوشتاری و سو تفاهماتش
دلداده عزیز اتفاقا برعکس اقای لهاک همون سوژه مورد نظر بنده است و خودشون شاهدن که تو اولین دیدار بیشتر از یکی دو ساعت از زمین و زمان گفتیم و شنیدیم , منظور من دقیقا این بود که از مصاحبت با ایشون لذت بردم اما برای جلوگیری ... دیدن ادامه » از خستگی و خدای ناکرده حس اشمئزاز در دیگران بحث را کوتاه میکنم
۲۲ تیر
بامداد جان دقت کردی منو شما به فاصله دو روز تیوالی شدیم برادر؟
ممنونم از کامنت متینت
۲۲ تیر
کارآمد جانم
شما عزیز دلی برادر ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
و برای من بسیار مهم و جذاب
ایموجی تاج
۲۲ تیر
بامداد جانم
⁦(⁦◕✷◕)⁩ در واقع ماچ
۲۲ تیر
چه خجسته ماهی بود خرداد ۹۴
چه ۱۱ و چه ۱۳
⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۲ تیر
قربونتون برم جناب کارامد بزرگوار و جناب لهاک نازنین :) یه عالم ماچ طلب طرفین :))

آخ جناب کارامد اتفاقن دیشب همین موضوعِ تیوالی شدنها کلی از وقتمو به خودش اختصاص داد :)) تقریبن تمام اکانتهایی که میدیدم رو چک میکردم ببینم کدومها با هم و در یک روز تیوالی شدن ... دیدن ادامه » که البته به نتیجه ای نرسیدم . برای خودم خیالبافی میکردم که اون روز دقیقن به چی فکر میکردن که یهو تصمیم گرفتن بیان و عضو بشن .. حتا خواستم مژدگانی اختصاص بدم براش تا دوستانی که در یک روز عضو شدن برنده ش بشن :))
خلاصه یه دو سه ساعتی دیشب مشغولِ این خیالبافی بودم
و چقدددددددر جالب که الان شما بهش اشاره کردین . این نشون از شهودِ فوق العاده بالاتون داره که خدا رو شکر براش .
چقدر کیف کردم با این یادآوریتون .. مررررسی :))

۲۲ تیر
چقدر جالب که تقریبا همزمان مطالب مشخصی رو خوندیم و نظر دادیم و همزمان به موضوعی مثل تیوالی شدن فکر کردیم!! نمیدونم اسمش چیه؟ یا تاثیر چه چیزیه؟ اما مطمئنم برای اینگونه اتفاقات حتما توجیه و تفسیر منطقی وجود داره
۲۲ تیر
در کتابِ همزاد فیودور داستایوفسکی میگه
زیر سقفِ دوست، خواب روی زمین لخت هم شیرین است


بامداد ⁦❤️⁩ کارآمد⁦❤️⁩

۲۲ تیر
چرا دعوام میکنید خوب اینجوری فکر کردم
ببخشید اصلا
۲۲ تیر
چرا دعوا ❤️⁩❤️⁩❤️⁩
۲۲ تیر
دوستان با " دلداده" دوست باشید..دوستمونه.. کلا با هر کاربری که با " دال " شروع میشه اسمش،دوست باشین :))))))
۲۲ تیر
آقای کارآمد، همین که تو این زمونه ی «جاج نکن» احساس خشم و انزجارتونو بی پرده نوشتید؛ تو این زمونه ی «جوش نیار» که آب به آسیاب ابتذال شر میریزه که چقدر خوب توصیف کردید- بخش ناخوشایندی از واقعیت رو چنان بزرگ و بدیهی نشون میده که القا کنه جز این نمیتونه باشه- ... دیدن ادامه » قابل تقدیره.
از خوندن کامنتتون لذت بردم، چه دید سازندگان نمایش این بوده باشه و چه نه.
۱۲ مرداد
خیلی خوشحال شدم که نظرتون رو نوشتید و هدف من از این یادداشت چیزی جز همین که فرمودید نبود و ممنون از اینکه درکش کردید.
امیدوارم نظر خودتون رو هم درباره این نمایش بنویسید تا استفاده کنیم
۱۲ مرداد
نمایشو ندیدم.
اسم و لوگوی نمایش، صدساله بودن نمایشنامه و سالن قشقایی باعث شد برای دیدنش کنجکاو شم، اما حالا، بعد از خوندن خلاصه داستان و کامنت ها بعیده برم؛ چون به احتمال زیاد و با شناختی که از خودم دارم اذیت خواهم شد- چه زنها رو پست نشون داده باشه، چه ... دیدن ادامه » فداکار (با توجه به داستان، شما بخونید ذلیل)؛ و این که داستان های حرمسرایی جذابیتی برام ندارن.
۱۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید