تیوال | امیر کوروش اعرابی: یه خاطره: دیشب که توی سالن تماشاخانه ایرانشهر نشسته
S2 : 08:47:12
یه خاطره:
دیشب که توی سالن تماشاخانه ایرانشهر نشسته بودم برای عکاسی از نمایش ریچارد سوم
داشتم با دوستی در مورد لوکس بودن بعضی تئاتر ها و عدم توان خیل عظیمی از مشتاقان تئاتر برای تماشای نمایش در ایرانشهر صحبت می کردیم که در این لحظه یه خانمی اومد و کنار ما نشست...
دوستانی که تو سالن استاد سمندریان نمایش دیده باشم می دونن که صندلی های این سالن تاشو هستش...
بله می گفتم...
این خانم که اومد و نشست، بدون اینکه صندلی تاشو رو باز کنه همونجوری نشست..
بنده هواسم بود...
اون دوست من گفت که خانم باید صندلی رو باز کنی و بشینی...
بعد که ما همچنان به بحث در مورد عدم توانایی به خصوص دانشجویان داشتیم حرف می زدیم به یکباره اون خانم وارد حرف ما شد و گفت :
نه آقا، من خودم دانشجو هستم و اکثر اجراهای ایرانشهر رو دارم میام...
------------
بعد ازش پرسیدم ببخشید بلیط این نمایش چند بود؟؟؟
گفت نمی دونم من بلیط میهمان دارم
(البته این سوال رو از کنجکاوی پرسیدم چون من خودم هم برای نمایش ها پول بلیط نمی دم)
----------------
تا ... دیدن ادامه » آخر نمایش به این فکر می کردم که آخه کلاس گذاشتن داشت>؟؟؟
کاملا معلوم بود که تا حالا نیومدی تو ایرانشهر و الانم که اومدی با بلیط میهمان اومدی...
که اگه پای ثابت تئاتر بودی اقلا می دونستی که این صندلی ها تاشوئه...
همین....
اما هنوزم معتقدم ایرانشهر مال تئاتر برو های حرفه ای نیست...
ایرانشهر برای افرادی با درآمد های میلیونیه که یهو خودشو و خونوادش یا دوستاشو میاره و ..... بماند..
یا حق

از: جز خودم کی می تونه این اراجیف رو بنویسه
خوبه من اونجا نبودم وگرنه جفت پا می رفتم تو حلق محترم اون خانوم محترم تا درس عبرتی بشه زیاد :)
۱۰ دی ۱۳۹۰
کاملاً باهاتون موافقم جناب اعرابی،جالب اینکه امروز ظهر با یکی از دوستان در مورد همین موضوع داشتیم صحبت می کردیم.
۱۰ دی ۱۳۹۰
امیر کوروش عزیز

منم با تو همکلامم ویک کلام

ایرانشهر مال تاتر مانیست ودارد لاف هنرهای نمایشی را میزند
۱۰ دی ۱۳۹۰
امیرکوروش جان
خدابگم چی کارت نکنه کلی خندیدم
موفق باشی
۱۰ دی ۱۳۹۰
منم به شدت موافقم و بارها هم در این زمینه با دوستام صحبت کردم...

به نظر می‌رسه سیاست‌گذاری‌های مدیریتی اون مجموعه یه جور خاصه...
یه جورایی تئاتر لوکس طبقه اشرافی با نمایش‌های عموما نه چندان دلچسب که هر از گاهی چند تا اثر خوب هم بینشون پیدا می‌شه.
۱۰ دی ۱۳۹۰
من تاحالا ایرانشهر نرفتم اما وقتی قیمت بلیط هاش رو نگاه میکنم بیخیال میشم و میگم همین تئاترشهر خودمون رو عشقه که اگه قیمت بلیط هم بالا باشه واسه ما بچه های دیوار تخفیف هم داره
۱۰ دی ۱۳۹۰
به جان مادرم که عزیزم باشه تا اخر پامو تو ایرانشهر نمیزارم

با بلیط مجانی و مفتی و مهمانم نمیرم

با خودم قول گذاشتم تحریمش کنم حتی اگه یه نفری

تئاتری رو که من با رفیقم نتونم برم اونم به خاطر قیمت زیاد دردی از کسی دوا نمیکنه
۱۰ دی ۱۳۹۰
عباس جان خوبه تو میتونی بر کنجکاویت غلبه کنی، من بعضی اوقات شده با این که میدونم گرونه و نمایش خوبی نیست ولی میریم...
از د ست رفتیم. این تئاتر با ما چه کرده...
۱۰ دی ۱۳۹۰
واقعا ایرانشهر فقط واسه گیشه ساخته شده
دوبار پا توش گذاشتم که هر دوبار بدش کلی اعصابم خرد شده
امیدوارم به هیچ عنوان دیگه راهم اون سمت کج نشه :|
۱۰ دی ۱۳۹۰
وای عباس تو چقدر مهربونی زیاد .. اما من پلیدم زیاد .. اگر بلیط مجانی و مهمان گیرت اومد بده من حتما میرم می بینم .. :)
۱۰ دی ۱۳۹۰
عباس جان چرا یک نفری . من هم با تو هم نظرم .
۱۰ دی ۱۳۹۰
محمد جان تو انسان متعهدی هستی

امیدوارم تو تئاتر و نمایش موفق باشی
۱۰ دی ۱۳۹۰
آخ که گفتی ...
۱۰ دی ۱۳۹۰
از همه این حرفها که بگذریم تئاتر شهر حسش هم یه جور دیگس...
با شما موافقم...ایرانشهر انگار واسه کلاس گذاشتنه.متاسفانه من برادرمو که 13 سالشه اشتباه کردم و اولین بار بردم اینجا. با اینکه هنرپیشه های خوبی داشت اما کار انقدر ضعیف بود که از تئاتر زده شده...
تو ... دیدن ادامه » تئاتر شهر رو زمین نشستم اما اونقد از کار لذت بردم که برام فرقی نداشت بلیط با صندلی دارم یا بدون آن.
خلاصه اینکه سرتونو درد نیارم، تئاتر شهر و این دیوارش با همه ی شخصیتاش که خودش مثل یه نمایش بزرگه به من انگیزه ای برای زنده موندن می ده...
خوشحالم که عضو این دیوارم و مطمئنم که چشمام هم اینو داد می زنه
۱۱ دی ۱۳۹۰
خانم مرجان@ شدیداً موافقم
۱۱ دی ۱۳۹۰
بجون خودم من جای دوستتون بودم بهش نمیگفتم..
والا ما هم دانشجوییم، خدا جیب داداشمونو از ما نگیره وگرنه که..
امیدوارم راهی پیدا شود یا پولی..

من هنوز فراموش نکردم عکسای بازار رو ندیدما..
۱۱ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید