تیوال | سید محمد عابدی نسب درباره نمایش خاموشی دریا: " نیما دهقان و تئاتر سفارشی " یا " بررسی رویداد دراماتیک
S3 : 04:30:02
" نیما دهقان و تئاتر سفارشی " یا " بررسی رویداد دراماتیک در تئاتر "

دیر هنگام اما برای ثبت در تاریخ
با دستان خالی ، تقدیم به فرشید مجدآبادی نازنین

نیما دهقان بعد از فاصله ی یک ساله ای که از تئاتر حوزه ی مقاوت ( با تئاتر " آنفولانزای خوکی " ) گرفته بود بار دیگر با " خاموشی دریا " به این عرصه برگشت ، اما با رویکردی کاملا متفاوت . او این بار ، سکوت ِ " خاموشی دریا " را که اقتباسی ست از یک رمان مشهور فرانسوی با همین نام ، جایگزین فریاد ِ " خنکای ختم خاطره " - که شاهکار ِ تئاتر ایران است در حوزه ی دفاع مقدس - می کند .
نکته ی جالب این است که هر دو اثر سفارشی هستند . " خاموشی دریا " به سفارش حسین پارسایی دبیر جشنواره مقاومت و با حمایت مالی جشنواره تولید ، و " خنکای ختم خاطره " محصول بنیاد روایت فتح است . اما سفارشی بودن ، هیچ چیز از ارزش های هنری و فنی این دو اثر نکاسته است و ما با دو اثر مستقل و قابل تأمل روبروییم .
خود نیما دهقان در نشست خبری " خاموشی دریا " می گوید : « همان طور که نمایش "خنکای ختم خاطره" نمایشی سفارشی بود نمایش"خاموشی دریا" هم سفارشی است . متاسفانه مفهوم سفارشی بودن در مملکت ما بد جا افتاده است . اما من و همه گروهم تمام تلاش‌مان را می‌کنیم تا در حد توان‌مان هر کار سفارشی را به بهترین نحو اجرا کنیم . موفقیت "خاموشی دریا" به خاطر علاقمندی همه اعضای گروه به اجرای این نمایش بوده است . به ما اجرای این کار را سفارش داند و ما عاشقانه کار کردیم . »

اما برویم سر اصل مطلب و " خاموشی دریا " ؛

قصه در زمان جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد. فرانسه به راحتی تسلیم آلمان می‌شود و قوای اشغالگر برای تسلط ِ فرهنگی و نظامی بیشتر ، در هر خانه ی فرانسوی یک افسر آلمانی را می‌گمارد تا به این طریق فرهنگ نازیسم ترویج پیدا کند . در خانه ی یک زوج جوان فرانسوی هم افسر آلمانی جوانی گماشته می شود که که علی رغم خصوصیات عمومی یک افسر آلمانی اشغالگر ، روحیات و افکار جالب و البته منحصر بفردی نیز دارد . زوج فرانسوی برای مقابله با این تجاوز آشکار که حتی به خصوصی ترین حریم آنها نیز راه می یابد از سلاح سکوت استفاده می کنند و ...

به نظر من اولین و مهمترین مؤلفه ای که در برخورد با این اثر با آن روبرو می شویم " رویداد دراماتیک " آن است که به شدت و قوت ، سایر اجزای آن را تحت تأثیر قرار می دهد . بنابراین سعی دارم پیش و بیش از هر چیز دیگری به بررسی رویداد داماتیک به صورت کلی و سپس به طور اخص در نمایش " خاموش دریا " بپردازم ؛

رویداد ... دیدن ادامه » دراماتیک که از آن با عنوان کنش دراماتیک نیز یاد می شود ؛
برخورد نیروهای درون نمایشنامه است . کشمکش مداوم بین اشخاص بازی ست . محتوای عاطفی ای است که تماشاگر را تکان می دهد . عنصری است که روح زندگی را در نمایشنامه می دمد و موجب رشد سایر عناصر نمایشنامه می شود . اشخاص ِ بازی یا بر رویداد دراماتیک تأثیر می گذارند ، یا از آن تأثیر می گیرند و به این ترتیب مجبور به خلق رویدادی از جانب خود می شوند . هسته ی مرکزی نمایشنامه رویداد دراماتیک و اشخاص بازی اند . رویداد و اشخاص ِ بازی به نحوی ناگسستنی در هم گره خورده اند .
باید توجه داشته باشیم که همه ی رویداد ها به شکل متقابل عمل می کنند . جاده ی یک طرفه ای وجود ندارد ، بلکه هر رویداد موجب ظهور رویداد دیگری می شود . در نتیجه بخش مهمی از آنچه که هر شخصیت انجام می دهد در دریافت نیرویی ست که از طرف مقابل به او وارد شده و در تصمیمی که برای چگونگی واکنش ( وارد کردن نیرو به طرف مقابل ) می گیرد ، نهفته است . یعنی دایره به این شکل ادامه می یابد :
1) شخص A عملی انجام می دهد که بر روی شخص B تأثیر می گذارد
2) شخص B نیرویی را که از طرف شخص A به او وارد شده حس می کند و در پاسخ او عملی انجام می دهد
3) A نیرویی را که از جانب B به او وارد شده را حس می کند و تصمیم می گیرد که به آن پاسخ دهد
به این ترتیب ، این دایره وارد دوری تازه ، اما این بار در سطحی متفاوت می شود . این روند متقابل تا آنجا ادامه می یابد که یا یکی از دو شخص A و B از بین می روند ، یا نیرویی خارجی بر چرخه ی رویداد تأثیر بگذارد ( ممکن است حتی پیشرفت آن را متوقف کند ) ، و یا نمایشنامه نویس به طور قراردادی به رویداد پایان دهد .
اما در هر صورت این رویداد های متقابل و این کنش و واکنش ها ، یا بهتر بگویم کنش های دوجانبه هستند که به طور مداوم داستان را جلو می برند و علاوه بر آن موجب ایجاد هیجان در تماشاگر می شوند .
در مورد کنش باید به چند نکته توجه داشته باشیم : نخست اینکه شدت نیرویی که هر یک از طرفین بر دیگری وارد می کند می تواند درجات بسیار متفاوتی داشته باشد . در نتیجه در بعضی از صحنه ها این طور به نظر می آید که یکی از اشخاص بازی کاملا بر دیگری مسلط است و صحنه به صورت جاده ای یک طرفه در آمده است ( مانند همین "خاموشی دریا " که در ادامه به آن می پردازم )
دوم اینکه بین کنش دراماتیک و فعالیت های بازیگر بر روی صحنه تفاوتی اساسی وجود دارد . در واقع فعالیت های بازیگر ، برای به تصویر کشیدن ِ کنش است . بنابراین اعمالی مثل نشستن روی صندلی ، طی کردن صحنه ، حرف زدن و ... برای به تصویر کشیدن کنش دراماتیک است و می توانند در شکل های متفاوتی انجام شوند ، ولی نفس ِ رویداد دراماتیک در محدوده ی معینی محصور است .
دیگر اینکه کنش ها در طول نمایش با اندازه های مختلف و فاصله های متفاوتی نسبت به هم چیده شده اند . بنابراین مهمترین لحظات نمایش و به عبارتی نقاط اوج یک نمایش آنهایی هستند که در آن فاصله ی کنش ها کم تر و اندازه ی آنها بزرگ تر است . یعنی کنش هایی که بهم نزدیک ترند قابلیت تأثیر گذاری بیشتری هم دارند .
ضمن اینکه کنش ها طبق یک نظمی در طول نمایشنامه چیده شده اند و با یکدیگر در ارتباطند . یعنی اگر هر کدام از آنها بخواهد ساز خود را بزند ، نمی توانند تشکیل یک حرکت مداوم را بدهند و حرکت قطع می شود ، در واقع در این حالت است که ارتباط تماشاگر با صحنه قطع می شود .
البته مبحث کنش و رویداد دراماتیک بحث بسیار طولانی ، سنگین و زمان بری ست ( بخصوص اگر بخواهیم بصورت کاربردی و در مورد تحلیل متن و خوانش فنی نمایشنامه به آن بپردازیم ) که من سعی کردم کلیت و چکیده ای از آن که برای نقد " خاموشی دریا "مفید است بیان کنم آن هم به اندازه ی دانش خودم . البته منبع قسمتی از این مبحث ، کتاب " اصول کارگردانی تئاتر " نوشته ی احمد دامود است .

حالا به نظر من مرز ِ بین دوست داشتن یا نداشتن " خاموشی دریا " ، در ارتباط برقرار کردن یا نکردن با موقعیت و رویداد ِ دراماتیک ِ آن ، در مــدیــوم ِ تــئــاتــر است . چرا که به تصویر کشیدن و زنده کردن چنین موقعیت بکر و حساسی که بیشترین جذابیت آن در پرداخت به جزئیات آن است ( جزئیاتی که من از آن با تعبیر ظرافت های مینیاتوری یاد می کنم ) با توجه به محدودیت های تئاتر - بخصوص در دیده شدن ظرافت ها توسط مخاطب - بسیار سخت ، محدود و به نظر من ناممکن است .
یعنی اگر این موقعیت به وسیله ی سینما با بکارگیری زوایای مختلف و مناسب ، و استفاده از نماهای متفاوت و بجا ی دوربین ، ریتم مناسب و یک تدوین حساب شده ، باضافه ی یک موسیقی تأثیر گذار و رنگ پردازی درست ، با این فاکتور های موجود یعنی بازیگر و دکور بسیار خوب همراه شود آنوقت چه شاهکاری بوجود می آید و چه درجه از تأثیر گذاری حاصل می شود .
با این حال تئاتر " خاموشی دریا " در همین اندازه هم کار خوبی بود که در مدت کم اجرای خود با استقبال و اقبال تماشاگران تئاتر روبرو شد . پس اجازه بدهید فعلا به همین محصول موجود بسنده کنیم و در مورد آن حرف بزنیم ؛
در " خاموشی دریا " ، لذت درگیر شدن با درام از همان ابتدا و با ورود افسر آلمانی شروع می شود و با نخستین سکوت حرکت اش را آغاز می کند . اینجاست که اولین بارقه ھای کنش دراماتیک ، در چالش تقابل دو نیروی مخالف با سطح تأثیر گذاری متفاوت جلوه گر می شود. سکوت زوج فرانسوی ، قاطعیت و تسلط افسر آلمانی را به چالش می کشد و هرچه جلوتر می رویم این چالش عمیق تر می شود . در واقع لذت مواجه شدن مخاطب با رویداد ، ھنگامی به اوج می رسد که افسر آلمانی تقاضای پیاده روی و حتی رقص با زن فرانسوی میکند . تقاضایی که هیچ فرقی با دستور ندارد و چاره ای جز اطاعت برای زوج فرانسوی باقی نمی گذارد ( که البته به نظر من موقعیت قابل پیش بینی ی بود )
اما همان طور که پیشتر اشاره شد در " خاموشی دریا " به علت جنس موقعیت بنظر می رسد که شدت نیرویی که طرفین بر یکدیگر وارد می کنند وضعیت کاملا نابرابری دارد و صحنه به صورت جاده ای یک طرفه در آمده است . ولی اتفاقا چنین نیست . در حقیقت یکی از طرفین که زوج فرانسوی باشد به دلیل نوع موقعیت ، ظاهرا در موضع ضعف قرار دارند ، در پاسخ نیرویی که از طرف افسر آلمانی به آنها وارد می شود ، واکنش خفیف تری نشان می دهند . اما همین نیروی به ظاهر خفیف ( سکوت ) است که در پایان دلیل اصلی تسلیم شدن و از پا درآمدن افسر آلمانی می شود و باعث می شود کشمکش به نفع آنان به پایان برسد .
این تقابل درون خانه و در مقیاس بزرگتر جنگ بین دو کشور و دو جبهه را نویسنده و کارگردان به صورت نمادین و در قالب بازی شطرنج نیز در درون داستان گنجانده اند که در آن نیز افسر آلمانی به خاطر عصبانیت ناشی از سکوت زوج فرانسوی با بهم ریختن بازی و مهره ها شکست می خورد و به نوعی به پیشواز شکست انتهایی و اصلی پایان نمایش و شکست آلمان در جنگ جهانی می رود .
اما این موقعیت منحصر بفرد ، خصوصیاتی در ذات خود دارد که می توان از آن به عنوان نقاط ضعفش یاد کرد . یعنی وقتی ما این موقعیت را قبول کردیم ، باید قبول کنیم که از ابتدا تا انتهای نمایش فقط یک نفر ، که افسر آلمانی است حرف بزند . در این صورت هر چقدر هم سعی شود که این باصطلاح مونولوگ متنوع اجرا شود باز هم در لحظات زیادی به شکل یک خطابه و یکنواخت در می آید . برای مثال میتوانم از صحنه ی سر میز صبحانه و صحنه ای که افسر آلمانی ، نصف شب صندلی خود را روی میز غذاخوری گذاشته و در یک فضای نیمه تاریک مشغول صحبت کردن است نام ببرم .
دوم اینکه ما ناگزیریم بیشتر شخصیت پردازی و خصوصیات افسر آلمانی را از زبان خود او در حالی که مشغول سخنرانی است بشنویم نه در جریان کنش و واکنش . مثل اینکه می گوید ما آلمانی ها صبرمون زیاده ، یا آدمای منظمی هستیم . و یا صحبت هایی که از علایق و خاطراتش می کند .

افسر آلمانی شخصیتی عجیب ، روحیاتی متناقض و آرزوها و علایق منحصر بفردی دارد . به شدت از درونش با جزئیات زیبای زندگی درگیر است . به شعر و موسیقی و فلسقه علاقه و تسلط دارد . در عین حال روحیه ی طبیعی ِ جنگ طلبی و سلطه جویی یک افسر آلمانی را داراست . اما در سر هم آرزوی جالب و عجیب پیوند و خواهر خواندگی کشورش با فرانسه را می پروراند ، درست برخلاف هدف کشورش و هیتلر که صرفا به تسلط بر تمام جهان می اندیشد . به همین خاطر هم در جلسه ی شورای افسران حزب نازی این پیشنهاد را مطرح می کند و با تمسخر و تحقیر آنان مواجه می شود . این مسئله و سکوت زوج فرانسوی باعث می شود پس از بازگشت و در پایان نمایش دست به خودکشی بزند !

اما در حین دیدن این اثر یاد نمایش " ولپن " افتادم و نکته ی ظریفی توجهم را جلب کرد . در نمایشنامه ی اصلی" ولپن " < سلیا > همسر < کروینو > ست که در اجرا به علت ممیزی به دختر او تغییر یافت . اما در رمان " خاموشی دریا " ما با یک پیرمرد و دختر برادر فرانسوی مواجهیم که در نمایشنامه ی اقتباسی به یک زوج جوان تغییر می یابند که اتفاقا باعث دراماتیک تر شدن ماجرا شده است . همین :)

اگر بخواهم به دو لحظه ی ماندگار این نمایش اشاره کنم ؛ اول اشک های شهرام حقیقت دوست در لحظه ای که از غرور له شده و احساسات به تمسخر گرفته اش سخن می گوید و دوم تصویر پایانی نمایش ؛ لحظه ای که مرد فرانسوی به تنهایی پشت میز نشسته و به صفحه ی شطرنجش نگاه می کند ( صفحه ی شطرنجی که در آن مهره های سیاه و سفید روبروی هم صف آرایی کرده اند و فقط یک مهره ی سیاه بیرون گذاشته شده است . گویی نمایش می خواهد تأکید کند که گیرم یک نفر و یک جنگ تمام شد ، اما این داستان ِ جنگ و ظلم و اشغال همچنان ادامه دارد ) و نور های صحنه در حال محو شدن هستند و فقط یک نور ، روی تابلوی نقاشی ِ نصب شده روی دیوار انتهایی صحنه ، که تصویر دختری است زیبا با پیراهنی صورتی ، متمرکز میشود و نورهایی از سوراخ های روی دیوار همچون ستاره های درخشان ِ درون ِ آسمان ، به بیرون پرتاب می شوند .

بازی های بسیار خوب ، طراحی صحنه ، طراحی لباس ، نور پردازی و موسیقی همه خوب و قابل قبول و در خدمت اثر و به طور اخص ، موقعیت و رویداد دراماتیک هستند .

در این نقد سعی کردم برخلاف گذشته که به همه ی عرصه ها سرک می کشیدم ، تا جایی که امکان دارد فقط به یک عنصر ِ فنی بپردازم . در پایان عرض می کنم که نیما دهقان روز به روز و تئار به تئاتر پیشرفت می کند . برای او و تئاتر مقاومت آرزوی روزهای بهتر و بهتر دارم .
قسمتی از دیباچه ی رمان خاموشی دریا
تا چند هفته ی دیگر سه سال خواهد شد ...
سه سال خواهد شد که فرانسه در خاموشی به سر می برد ؛ خاموشی مردم ، خاموشی خانه ها ، خاموشی برای اینکه در میان روز سربازان آلمانی در شانزلیزه عبور می کنند ، خاموشی از این جهت که افسر ... دیدن ادامه » ِ دشمن در خانه ی همسایه سکنی گزیده است ، خاموشی از این روی که کارکنان گشتاپو برای استماع مذاکرات مردم در زیر تختخواب های مهمانخانه ، گوشی ِ خودکار نصب نموده اند ، خاموشی برای اینکه طفل گرسنه جرأت اظهار گرسنگی ندارد ، برای اینکه اجساد گروگان هایی که هر شب کشته می شوند هر فردایی را به یک روز عزای ملی ِ جدید تبدیل می کند و ...
خاموشی ِ فکر ، خاموشی نویسندگانی که از حق ابراز عقاید خود محروم گردیده اند ، خاموشی در برابر دنیا .
مللی که در پشت این دیوار زندگی ننموده اند ، دیواری که آلمان گرداگرد روح و ذوق و هوش اروپا بنا کرده است ، سختی این مجازات را درک نمی کنند و اندازه ی آن را در نمی یابند . فقط بدانند که مردانی می میرند تا در این دیوار شکافی بوجود آید .

ای جانم . عاشقتم . مرسی :)
۳۰ تیر ۱۳۹۱
فکر می کنم که چند روز ِ پیش در دشت های ما ، غلطک های چدنی ِ سنگینی روی گندم ِ بهاره کشیده اند . کسانی که به رموز کار رزاعت واقف نیستند شاید خیال می کردند که جوانه های تازه ی گندم در آن میان خرد شده و در آینده خرمنی نخواهد داد .
ولی مثل هر سال ، روستاییان ولایت ... دیدن ادامه » ما ، قطعا به خود گفته اند : « با این عمل ریشه ها در خاکی عمیق تر جای می گیرد و سبزه محکم تر می روید »
زنجیره های ارابه های جنگی از روی فرانسه گذشت ...
پس از فشار ِ خاموشی و بدبختی ، خوشه های آینده بلند تر خواهد شد .
۳۰ تیر ۱۳۹۱

گروه راهبری و همیاری محترم ، در صورت صلاحدید ، تقاضای پــررنــگــی دارم . مرسی

و طبق معمول عذر خواهی از دوستان همراه به خاطر تأخیر
۳۰ تیر ۱۳۹۱
درود بر شما

عالی بود.

به نکات خیلی خوبی اشاره کردید.بسیار مفید بود.

سپاس
۳۰ تیر ۱۳۹۱
من با خوندن این نقد یه تصمیم بزرگ گرفتم! اینکه هیچ تئاتری رو نبینم و فقط منتظر این باشم که نقد شما رو بخونم! با اینکه من فقط چندتا عکس از این تئاتر دیدم ، با خوندن این نقد احساس کردم که واقعا این تئاتر رو تماشا کردم!

موفق باشی ;)
۳۰ تیر ۱۳۹۱
ممنون از این همه سواد تئاتری و فروتنی مردانه


اگر رنگ زرد تمام شود

با چه نان بپزیم



پابلو ... دیدن ادامه » نرودا

۳۰ تیر ۱۳۹۱
مرسی مرسی مرسی
خیلی خوب بود.بازهم حسرت دیرینه ام برای ندیدن این تئاتر در دلم روشن شد : ( ولی خوشحال شدم که با خوندن نقد شما اندکی آرام گرفت : )
راستی خودتونو بابت تآخیر ناراحت نکنید,من که دیگه یک هفته درمیون منتظرم! خــــلــــــــاص ; )
باز هم سپاس از شما ... دیدن ادامه » که وقت میذارید و مارو بهره مند میکنید
۳۰ تیر ۱۳۹۱
من که کلا عاشق این نمایش بودم خودتم میدونی سید:)

هم بازیها هم کارگردانی خوب بود

البته هرچند با نحوه و اقتباس های " رضا گوران" مشکل دارم...!

ولی یکی از بهترین نمایش هایی بود که تا به حال دیدم

بازی شهرام حقیقت دوست،فرزین صابونی و الهام کردا عالی بو...

مرسی ... دیدن ادامه » سید محمد عزیز از این پست خوب
۳۱ تیر ۱۳۹۱
خب اول از همه سلام:)
مبازره منفی کنشی که ستمگران در وهله ی اول برای به زانو درآوردن فرد مبارز تلاش در خونسردی خویش و به بازی گرفتن جان و ناموس و کشتن عزت نفس طرف مقابل میپردازند چنانچه در شکنجه های ساواک به نقل از کتاب ساواک و شکنجه های زندان ابوغریب و ... دیدن ادامه » نیروهای بریتانیای کبیر در زمان اشغال هند میدانیم و مثال هایی از این دست!
اما در مقابل اگر فرد توان و یارای نگهداری نفس خویش را داشته باشد جایگاه آن دو (فرد مبارز با ستمگر) عوض خواهد شد و این ذهن اشغالگر است که مشوش میشود و تاب مبارزه ی منفی را نخواد داشت چنانچه در نوع رفتار شهرام حقیقت دوست در لباس سرباز آلمانی میبینیم به بازی گرفتن غیرت فرزین صابونی به عنوان همسر الهام کردا که ایشان را به رقص دعوت میکند و مرد فرانسوی باز هم سکوت و مبازره ی منفی را در پیش میگیرد و در نهایت داد و بیداد سرباز آلمانی را شاهد هستیم که دال بر پیروزی زوج فرانسوی دارد
اما در مورد بازی ها کاملا با شما موافق نیستم چنانچه ذهن ناقص من یاری ام میدهد به یاد دارم که واکنش های آقای صابونی گه گاه مناسب کنش افسر آلمانی نبود!مثلا موقع خوردن ماکارانی که فریاد میزند پس از چندین ثانیه سکوت معنا داری را میبینیم و یا کوبیدن دستش روی میز که تمام تماشاگران چون برای بار اول است که میبینند خواه ، ناخواه یکه میخورند و یا حداقل پلکی میزنند اما فرزین صابونی گویی این را میداند!
در مورد صحنه:تقریبا همه چی متقارن است که نشان از توازن دارد حتی وقتی که افسر آلمانی وارد میشود در وسط میز مینشیند و زوج در طرفین که باز هم متقارن است که این ثبات بهم نمیخورد تا آنکه افسر آلمانی به زانو درآید
آفرین...صدآفرین محمد جان گل
بازم از خوندن نقدت لذتی وافر بوردم دوستم:)
۳۱ تیر ۱۳۹۱
@ مریم حسن نژاد ؛ درود بر تو مریم عزیز . خوشحالم اگه اینطور بوده . ممنون که میخونی منو . زنده باشی
@ محمد تاجیک ؛ نکن این کارو محمد :))
تو لطف داری محمد جان . دیگه اینطوریا هم نیست . قربونت برم . ممنون که هستی . تو هم همینطور رفیق
@ عباس حکیم قدس ؛ درود بر عباس ... دیدن ادامه » عزیزم . مرسی که خوندی منو . من مخلصتم . کمال همنشینی با شما در ما اثر کرده . مرسی از شعر خوب و همراهی خوب ترت
۳۱ تیر ۱۳۹۱
@ فرناز نوروزی ؛ مرسی از شما و همراهی همیشگیتون . حیف شد که این کارو ندیدید . خوشحالم اگر این تأثیرو داشته . لطف دارید . امیدوارم از دو هفته دیگه دیرتر نشه که بازم شرمنده شما و دوستان دیگه نشیم؛)
بازم مرسی
@ آرش رستمی ؛ به به آرش عزیز . خوشحال شدم بعد مدت ها ... دیدن ادامه » کامنتت رو دیدم رفیق . بعله که می دونم ، یادم هم نمیره ، بخصوص نظرت در مورد بازی ِ شهرام . مرسی که میخونی منو . زنده ترین باشی مرد و پسر نیک دیوار :)
۳۱ تیر ۱۳۹۱
@ حسام خالقی : اول از همه سلام و درود بر تو حسام نازنین
بعدشم خداییش تو مشمول ژمه ای که در مورد تئاترا نمی نویسی . بابا تو که این قدر نظرات خوبن نباید دریغ کنی . باید به طور مستقل در مورد تئاتر هایی که میبینی بنویسی . جدا استفاده کردم . آره در مورد بازی فرزین ... دیدن ادامه » صحبت کرده بودیم .
هزار آفرین به تو داداش گلم . منم از خوندن نظر های فنی و پربارت استفاده می کنم و لذت می برم هر بار . خدا حفظت کنه واسه ماها
۳۱ تیر ۱۳۹۱
به دلیل طولانی بودن
بعد باید خوند اما بعضی چیزها را هم باید با دقت خوند
۳۱ تیر ۱۳۹۱
سپاس محمد جان
۳۱ تیر ۱۳۹۱
یک نقد تمام. عالی بود...
۳۱ تیر ۱۳۹۱
بسیااااار خوووب! ممنونم.آقای عابدی نسب .....واقعا ممنونم:) مشتاقانه منتظر نقد بعدی شما هستم:)
۳۱ تیر ۱۳۹۱
درود بر محمد عابدی‌نسب
وجود تو و نوشته‌هات شاید یکی از دلایلی باشه که هنوزم سر میزنم به دیوار
جلا میدی دیوار رو اون‌طوری که من دوس دارم
حرف تئاتر و نقدش
موشکافانه...
دقیق، هنرمندانه، زیبا و اصولی!
خاموشی دریا !
خوندمش و ثبت شد تک تک کلمه‌ها‌ت جایی ... دیدن ادامه » که تا ابد باید ثبت میشد!
جون میدی به دیوار " تئـــــــــــــــــــاتر" شهر !!!
۰۱ مرداد ۱۳۹۱
@ کامبیز علیزاده ؛ مرسی کامبیز جان از همراهی همیشگیت . هر وقت بخونیش ، خوندنت سر چشم :)
@ پیمان یاحقی ؛ ممنون پیمان جان از همراهی و حمایتت . لطف می کنی که میخونی منو . موفق تر باشی
@ مسعود محمدی ؛ به به مسعود عزیز . خوشحال شدم اسمت رو دیدم مسعود جان . منت گذاشتی ... دیدن ادامه » که خوندی منو
۰۱ مرداد ۱۳۹۱
@ سحر عبداله زاده ؛ درود بر تو سحر عزیز . ممنون که وقت گذاشتی و خوندی . جدا خوشحال شدم اسمت رو دیدم ، هم زیر این پست و بخصوص زیر پست نقد های قبلی . باعث افتخاره . لطف داری . بازم ممنون
۰۱ مرداد ۱۳۹۱
@ فرشید مجدآبادی ؛ هزاران درود بر فرشید عزیزم
تو لطف داری فرشید جان خیلی زیاد . بی نهایت خوشحال شدم که زیر دو پست نقد قبلی اسمت رو دیدم
تو جواهری . انسانی ، به معنای واقعی کلمه
خدا میدونه که به دوستیت افتخار میکنم
همین که تو جواب سلام منو میدی واسه من ... دیدن ادامه » یه دنیاست . بی تعارف میگم
ممنون که میخونی منو . ممنون از همراهی و حمایتت
۰۱ مرداد ۱۳۹۱
درود
بسیار نقد جالب و کاملی بود
بسیار از خواندنش لذت بردم:)
پیشنهاد میکنم در برنامه"مجله تئاتر"از شما به عنوان منتقد دعوت کنند.
(بدون تعارف نوشته شده است)
چرا روی دیوار کلاس چگونه نقد کردن نمیذارین؟
باز هم سپاس بیکران
۰۱ مرداد ۱۳۹۱
عزیزی محمد جان
باز هم ممنون از نگاهت با همه بی‌مهری‌ها...
۰۱ مرداد ۱۳۹۱
@ معصومه حسن نژاد ؛ درود بر تو معصومه عزیز . ممنون که وقت گذاشتی و خوندی . منت گذاشتی . خوشحالم اگر این طور بوده
واییییی ، نگو تو رو خدا :) ، حسابی حجلت زده شدم . تو خیلی لطف داری . سپاس بیکران از شما که همراهی میکنید

@ فرشید مجدآبادی ؛ فدای تو فرشید جان . خیلی ... دیدن ادامه » مخلصم به مولا ...
۰۲ مرداد ۱۳۹۱
سلام مهدی جان . خواهش میشه ...
۰۸ مرداد ۱۳۹۱
سلام سید محمد عزیز برای نقد و بررسی کامل خاموشی دریا ممنون و سپاس


۱۰ مرداد ۱۳۹۱
سلام هومن عزیز
خواهش می کنم . مرسی از تو که لطف کردی و خوندی
۱۱ مرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید