تیوال | جواد بیات: گفتم : "هنوز مستِ شبِ گذشته ام. تو عجب شرابی هستی" خیلی
S2 : 10:53:09
گفتم : "هنوز مستِ شبِ گذشته ام. تو عجب شرابی هستی"
خیلی دلم می خواست بدانم که چه احساسی دارد. وقتی مرا بوسید دیگر چشم هاش را نبست تا تاثیر بوسه را در صورتم نگاه کند. بدجنسی کرده بود. اگر از من می پرسید خودم می گفتم چه احساسی دارم.
گفت : " چه بویِ خوبی می دهی "
گفتم : "تویِ یقه ام گل یاس میریزم"
نفسش بویِ باد میداد ، بویِ باران. خنک بود و دهانش بویِ چوب می داد و من یکباره میانِ دست هاش شعله ور شدم

(سمفونی مردگان - عباس معروفی)
انتخابات روانیم می کنه! :|
۱۴ آذر ۱۳۹۳
هیچکس مثل عباس معروفی عزیز ترکیب عشق و سیاست رو تو آثارش به این زیبایی به تصویر نمیکشه....من جایی رو که سورمه برای اولین بار پا به اون زیر زمین میگذاره رو از خوندنش سیر نمیشم
۱۵ آذر ۱۳۹۳
در هنر نویسندگی عباس معروفی که شکی نیست ولی من "سمفونی مردگان" و "سال بلوا" رو به نوشته‌های اخیرش ترجیح می‌دم. یه شوری، یه حسی در تجربه خواندن این دو تا کتاب هست که سالیان سال با آدم می‌مونه. من این کتاب رو هجده سال پیش خوندم و هنوز برام تازه ... دیدن ادامه » است. هنوز کوچکترین اشاره‌ای من رو به حال و هواش برمی‌گردونه. تجربه دلپذیریه با آیدین و سورملینا همراه شدن...
۱۵ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید