تیوال | Marillion درباره نمایش آمستردام: من شاهد صحنه ای نادر بودم و بلاخره خندیدن مادر را دیدم
S2 : 00:47:09
Marillion
درباره نمایش آمستردام i
من شاهد صحنه ای نادر بودم و بلاخره خندیدن مادر را دیدم :) .. قضیه از این قرار بود که در پایان که مادر خونه رو ترک می کنه و در خیابون به سمت بالا میره من دم در ایستاده بودم و تا دور شدنشون همچنان نگاهش می کردم , بعد دیدم دو تا گربه با مزه , مشکی و یکی هم تقریبا دودی ! ایشونو در خیابون همراهی میکردن و حتی باهاشون برگشتن و معلوم بود مادر مهربون بهشون غذا میده .. اونجا به مادر گفتم این گربه ها هم جزو نمایش هستن ؟ گفتن فکر نکنم .. , و کلی خندیدن ... :)
ای آدمه زرنگ!ما که تا توی سانس اول اجرا تموم شد و مادر درو باز کرد!رومونو کردیم اینور که برو بچ صاحبش اومد(به دلیل شلوغی.گفتیم اومده دعوامون کنه :) )
۲۳ اسفند ۱۳۹۳
خواهش می کنم خانم مرضیه و خیلی خوشحال شدم که از نمایش دیدن کردین و به جمع دوستدارانش پیوستین :).. ضمن اینکه به دست آوردن آخرین بلیت یک نمایش آن هم آمستردام در روز آخر , یادش همیشه باقی میمونه :))
۲۵ فروردین ۱۳۹۴
ممنونم از لطفتون :)
بله!واقعا خاطره انگیز شد ^_^
۲۶ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید