تیوال | امین شعف: _و تو را نیز . . باران که می بارد بی خواب می شوم. بی
S2 : 23:12:37
_و تو را نیز
.
.
باران که می بارد بی خواب می شوم.
بی تاب می شوم.
هوس می کنم دست خودم را بگیرم و بیرون بزنم.
در اعماق شب پا بر تن این خاک خیس می نهم.
سقف های دروغینی به اسم چتر
انسانهایی که از خیس شدن بی زارند
به تمامشان پوزخند می زنم.
حالا دیگر خیس خیسم.
چیزهایی هست که تو نمی دانی , هیچ کس نمی داند.
این که می بارد ابر نیست
دود سیگار من است.
دارد تمام غم و غصه های مرا می بارد.
این ... دیدن ادامه » که مرا خیس کرده باران نیست
اشک های من است.
با اشتیاق دست خودم را رها می کنم
زیر باران اشک هایم , همانند دیوانه ای می چرخم و می خندم و از خود بی خود می شوم.
تمامشان را می بینم که به من پوزخند می زنند.
دیوانگی را دوست دارم.
و تو را نیز.
.

91/5/1

از: ا م ی ن

باید به فکر تنهایی خودم باشم
دست خودم را می‌گیرم و
از خانه بیرون می‌زنیم .
در پارک
به جز درخت
هیچ‌کس نیست
روی تمام نیمکت‌های خالی می‌نشینیم
تا پارک
از ... دیدن ادامه » تنهایی رنج نبرد ..
دلم گرفته
یاد تنهایی اتاق خودمان می‌افتم
و از خودم خواهش می‌کنم
به خانه باز گردد ...
۰۱ مرداد ۱۳۹۱
خیلی حس خوبی رو القاء میکرد

دروود فراوان به امین عزیز به خاطر این یادگاریه بارانی




۰۱ مرداد ۱۳۹۱
سپاس فراوان از دوستان خوبم خانم ها:
راستی-حسن نژاد-صوفی و ناصری.
ممنون که خواندید. :)
۰۲ مرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید