آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال | دیوار
S3 : 23:31:18 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

آدم آرامی نیست. آرامش بقیه را هر جور شده به هم می زند، چون لذت می برد. آقای دکتر را می گویم... بین خودمان باشد دکتر قلابیست.
صاحب یک شرکت بزرگ تجاریست.خانه ی خیلی بزرگی دارد که تا چند وقتِ پیش سگ نگهبانی از نژاد دوبرمن داشت.
آقای دکتر یک روز صبح موقعِ رفتن از خانه می فهمد که سگ در لانه اش رفته و چرت می زند. او هم با لگدِ محکمی سگ را از خواب می پراند.
سگ از خواب می پرد و به بدترین شکل ممکن به دکتر حمله می کند و هر جا که دندان هایش می رسیده گاز می گیرد و می کَنَد. دکتر آش و لاش و زخمی، در بیمارستان بستری می شود. صاحبان خانه سگ را با غضب و فحش و نفرین می فروشند و سگ دیگری به نگهبانی خانه شان مفتخر. چرا که آن سگ مغضوب، لیاقت آن خانه و اهالی اش را نداشت. از همه مهمتر دیگر نه آن سگ، سگِ روزهای قبلی می شد و نه آن دکتر، همان صاحب قبلی...

وقتی بحث آزار است یا ما یا مثل دکتر لگد می زنیم، یا مثل آن سگ آزار می بینیم و هر جور شده تلافی می کنیم... که دیگر آن رابطه، آن قرار و آن حرمت نابود می شود و هرگز هیچ کس و هیچ رابطه ای مثل گذشته نخواهد بود.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نسیبهـ
درباره کتاب تماماً مخصوص i
"گاهی که خاکستری می‌شوی تکلیفت را با خودت نمی‌دانی، هیچ چیز خوشحالت نمی‌کند، از چیزی هم نمی‌رنجی، فرقی نمی‌کند که بعدش چی می‌شود.
گاهی بی آنکه هرگز به چیزی فکر کرده باشی خوابش را می‌بینی، و بعد هی از خودت می‌پرسی تعبیر این خواب چیست؟ حالت خوش نیست، بد هم نیست، ولی با یک کلمه یا یک تصویر شبت زیبا می‌شود، یا چنان از تلخی ِ روزت مکدری که دلت می‌خواهد دوباره بخوابی و به همان خواب برگردی …"

همیشه وقتی کتابامو یکی امانت می‌بره حرص ِ خوندنشون هی میاد . . .
سپهر این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بخشی از یادداشت درباره کتاب " قلب نارنجی فرشته " نوشته مرتضی برزگر

چاپ شده در روزنامه سازندگی در تاریخ 1399.06.20

نویسنده یادداشت : مریم تاواتاو

مجموعه داستانهای کوتاه در ایران ، اقبال بلندی ندارند ؛ نه ناشرها از چاپشان استقبال میکنند و نه بسیاری از خوانندگان ، آنها را جدی می‌گیرند ؛ این درحالی است که فضای اندکِ زمانی که در اختیار نویسنده برای بیان روایت در محیط داستان کوتاه قرار داده میشود ، امتحان دشواری برای آزمودن فن نویسندگی ... دیدن ادامه ›› اوست .

اگرچه عدم استقبال ناشران ، چاپ مجموعه داستانهای کوتاه را به مسیر دشواری تبدیل می‌کند اما در مواردی کیفیت پایین داستانها نیز در زده شدن مخاطب از مطالعه چنین کتاب‌هایی موثر است . اما ورق دیگر این ماجرا آن است که در میان همین چاپهای محدود ،گهگاه مجموعه داستان‌هایی به بازار عرضه میشود که نمایشی از درایت و هوشمندی نویسندگانشان در گنجاندن قصه و روایت در ظرف داستان کوتاه است . از بین کتابهای داستان کوتاه در چند سال اخیر ، " قلب نارنجی فرشته " نوشته " مرتضی برزگر " مجموعه ای متفاوت است که تنوع در ایده ها و البته نوع نگاه تازه اش به مفهوم قصه ، داستانهایی را خلق کرده که نمیتوان از کنار عمیق بودن موضوعاتش به راحتی عبور کرد. سوای زبان قصه گوی نویسنده ، ویژگی غالب و کمتر دیده شده در این مجموعه، پایانهای کتاب است ؛ پایانهایی شگرف و عجیب که برگ تازه ای را پیش روی خواننده میگذارد که نه قابل پیش بینی بوده و نه دم دستی و ساده انگارانه .

کتاب از ده داستان کوتاه تشکیل شده ؛ اتفاقات در زندگی مردم متوسط و ضعیف جامعه ، پیش میرود و چیدمان جملات و توالی حوادث با نگاه فرمی در کنار محتوای غنی ، داستان‌ها را به گونه‌ای پیش برده که در سطح رخ نمیدهد بلکه عمقی انسانی از حادثه را مطرح میکند .

داستان کوتاه نویسی ، کیفتی است که ایجاد آن نیاز به شناختی عمیق از فرم قصه گویی و همچنین محتوای میخکوب کننده دارد . مخاطب در همان چندخط اول این اجازه را به نویسنده میدهد که او را جذب داستانی کند که شروع کرده و یا این فرصت را در همان پاراگراف اول بسوزاند . این ویژگی داستان کوتاه است ؛ نه میتوان به آن خرده گرفت و نه میتوان آن را مزیتی خاص دانست . واقعیت این است که یافتن یک ایده برای تعریف داستانی که در مدتی کوتاه بخواهد ماجرا و حس را انتقال دهد و در عین حال تاثیر در خواننده بگذارد، فرایند آسانی نیست . از سوی دیگر فاکتوری که منجر به نگهداری مخاطب و ترغیب او به خواندن ادامه اثر میشود ، جذابیت و کشش داستان است ؛ عاملی زیرپوستی و حساس که نادیده انگاشتن آن میتواند منجر به نصفه رها کردن داستان توسط خواننده شود ؛ از طرفی پایانبندی ، نقطه ای است که میتواند مسیر اصلی تاثیرگذاری و ماندگاری داستان را در مرحله بعد از مطالعه تعیین کند . قلب نارنجی فرشته از حیث توجه به آغاز ، ادامه و پایان داستانها ، نشان داده که نبض مخاطب را در دست دارد . نویسنده از جایی شروع به تعریف داستان میکند که نزدیکترین نقطه به وقوع ماجرای اصلی بوده و مخاطب را در میانه طوفان یک اتفاق قرار میدهد و با توصیفات دقیق و فضاپردازی ، ساختمان و جغرافیای قصه را در ذهنش میسازد . همین هاست که خواننده میتواند حس ، بو و رنگ داستان را درک نموده و وقوع آن را باور کند .

البته در داستانهای این چنینی که حضور پررنگ مفاهیمی همچون فقدان و از دست دادن عزیزانی مثل مادر ، جنگ ، ترس و تنهایی به عنوان مسائل عمیقتر دیده میشود ، فضاپردازی عامل اصلی خواهد بود که میتواند در تعدیل سنگینی و تلخی این مفاهیم به کمک ذهن مخاطب بیاید و هضم داستان را ممکن سازد . این صحنه آرایی در درونمایه اصلی داستانهای قلب نارنجی فرشته ، متن را از لایه اغراق جدا کرده و با زبانی قصه گو در معرض دید خواننده قرار داده است .

مرتضی برزگر ، بیان کلماتش را به بازیهای متکلف زبانی و راههای میانبرِ غیرقابل فهم ، وابسته نکرده بلکه سعی کرده با شناخت فرمهای جهانی داستان نویسی و استفاده از موضوعات بومی‌ ، مفاهیم جهان شمولی را در جهان داستان وارد کند . بدین معنا که حتی در صورت ترجمه این داستانها ، به درونمایه اصلی آسیبی نخواهد رسید ؛ چرا که بدنه قصه از مصالحی محکم ساخته شده و عناصر داستان در جای خود قرار گرفته و اتفاقاتی را بیان میکند که برای انسانهای از ملل مختلف قابل درک است . بنابراین آنجا که لازم بوده حسهای مختلف همچون پریشانی ، پشیمانی و حسرت بیان شود به درستی استفاده شده وموجودیت داستان را ساخته و البته موفق شده که نوعی صدا را به بطن قصه بیفزاید ؛ این صدا ، بار اضافی ای نیست که نویسنده مستقیما به شخصیت اضافه کرده باشد بلکه ناشی از لحنی است که در نتیجه شخصیت پردازی عمیق در بطن فضاسازی قصه به وجود آمده و در منحصر به فرد کردن قصه ها نقش اصلی داشته است .

حقیقت آن است که قطار داستان کوتاه نویسی در جهان در مقایسه با ایران با سرعت بالاتر و البته رو به جلو در حرکت است . نگاه ادبیات جهان در دوره مدرن به مبحث داستان کوتاه ، نگاهی است ویژه و با اهمیت . تعدد نویسندگانی که در سطح جهانی در حال ورود و پیشرفت در این رشته هستند و مورد استقبال عمومی ناشران و البته فضای ادبیات قرار میگیرند رقم کمی نیست . ضمن اینکه نامهای بسیار جدیدی از نویسندگان تازهوارد در محافل ادبی به گوش میرسد که نشان از رو به رشد بودن این شاخه از ادبیات است . شاید دردناک آنجاست که برخی از این نامها با وجود شهرتشان ، در ایران چندان شناخته شده و یا مورد توجه نیستند . این بی اعتنایی به داستان کوتاه همانطور که اشاره شد درباره آثار شاخص داخلی هم به چشم میخورد . شاید قدم اول در پیشرفت و حرکت در مسیر بهتر شدن داستانها ، در کنار مطالعه کتابهای بهروز جهانی توجه به آثار نویسندگان داخلی است که سعی در ساخت داستان کوتاه باکیفیت نموده اند که البته اتفاق خوشایند ، وجود آثاری است که با استانداردهای جهانی قابل ارزیابی و بررسی است .

یقینا ترجمه تعدادی از داستانهای قلب نارنجی فرشته میتواند ارزشمندی این کتاب را در سطح جهانی هم به نمایش بگذارد ؛ اگرچه این اتفاق ، مبنا در نتیجه گیری پیرامون موفقیت یک اثر ادبی نیست اما قدمی رو به جلو و قابل دفاع از مجموعه ای است که میتواند زبان گویای بخشی از فرهنگ دوره معاصر ایران باشد ؛ جایی که جنگ ، فقر و بحرانهای اقتصادی به نوعی پا به مسائل روحی گذاشته و با تجربه های روانی همچون فقدان ، عشق و انتقام ترکیب شده و قصه سازی کرده است . جریان تخیل ، هدایتگر مسائل انسان مدرن به ادبیات است که اگرچه طی داستانی کوتاه و در یک نشست خوانده میشود اما میتواند تجسمی از حقیقت دغدغه های فردی یا اجتماعی زمانه بوده و جهان بینی تازه ای را به نمایش بگذارد و شاید این فشردگی در ارائه یک داستان ، نمادی از سرعت و هیجان دوره مدرن باشد ؛ جاییکه اهمیت زمان و در درون آن ، مفهوم شتاب زدگی در نظر گرفته میشود اما از همین محدودیت به عنوان یک فرصت برای تصویرسازی کوتاهتر حتی در حد فلش زدن جهت ترغیب مخاطب برای توجه به یک تفکر یا یک ماجرا از طریق گردآوری شخصیتها استفاده میشود .جایی که تاثیر کلمه به کلمۀ یک متن میتواند معجزه حضور روایت را در فضایی کم واژه تر ایجاد کند اما از ارزش داستانی آن نکاهد و مخاطب را به مرور مسیری که در مطالعه گذرانده تشویق کند . اتفاق واضح داستانهای قلب نارنجی فرشته ، درگیری ذهنی با جریان قصه هایی است که خواندنشان تجربۀ کوتاه در ورود به جهانی پر از هیجان ، احساس و تازگی در زمانه دغدغه های مدرنتر است.
بخشی از یادداشت درباره کتاب " قلب نارنجی فرشته " نوشته مرتضی برزگر

چاپ شده در روزنامه سازندگی در تاریخ 1399.06.20

نویسنده یادداشت : مریم تاواتاو

مجموعه داستانهای کوتاه در ایران ، اقبال بلندی ندارند ؛ نه ناشرها از چاپشان استقبال میکنند و نه بسیاری از خوانندگان ، آنها را جدی می‌گیرند ؛ این درحالی است که فضای اندکِ زمانی که در اختیار نویسنده برای بیان روایت در محیط داستان کوتاه قرار داده میشود ، امتحان دشواری برای آزمودن فن نویسندگی ... دیدن ادامه ›› اوست .

اگرچه عدم استقبال ناشران ، چاپ مجموعه داستانهای کوتاه را به مسیر دشواری تبدیل می‌کند اما در مواردی کیفیت پایین داستانها نیز در زده شدن مخاطب از مطالعه چنین کتاب‌هایی موثر است . اما ورق دیگر این ماجرا آن است که در میان همین چاپهای محدود ،گهگاه مجموعه داستان‌هایی به بازار عرضه میشود که نمایشی از درایت و هوشمندی نویسندگانشان در گنجاندن قصه و روایت در ظرف داستان کوتاه است . از بین کتابهای داستان کوتاه در چند سال اخیر ، " قلب نارنجی فرشته " نوشته " مرتضی برزگر " مجموعه ای متفاوت است که تنوع در ایده ها و البته نوع نگاه تازه اش به مفهوم قصه ، داستانهایی را خلق کرده که نمیتوان از کنار عمیق بودن موضوعاتش به راحتی عبور کرد. سوای زبان قصه گوی نویسنده ، ویژگی غالب و کمتر دیده شده در این مجموعه، پایانهای کتاب است ؛ پایانهایی شگرف و عجیب که برگ تازه ای را پیش روی خواننده میگذارد که نه قابل پیش بینی بوده و نه دم دستی و ساده انگارانه .

کتاب از ده داستان کوتاه تشکیل شده ؛ اتفاقات در زندگی مردم متوسط و ضعیف جامعه ، پیش میرود و چیدمان جملات و توالی حوادث با نگاه فرمی در کنار محتوای غنی ، داستان‌ها را به گونه‌ای پیش برده که در سطح رخ نمیدهد بلکه عمقی انسانی از حادثه را مطرح میکند .

داستان کوتاه نویسی ، کیفتی است که ایجاد آن نیاز به شناختی عمیق از فرم قصه گویی و همچنین محتوای میخکوب کننده دارد . مخاطب در همان چندخط اول این اجازه را به نویسنده میدهد که او را جذب داستانی کند که شروع کرده و یا این فرصت را در همان پاراگراف اول بسوزاند . این ویژگی داستان کوتاه است ؛ نه میتوان به آن خرده گرفت و نه میتوان آن را مزیتی خاص دانست . واقعیت این است که یافتن یک ایده برای تعریف داستانی که در مدتی کوتاه بخواهد ماجرا و حس را انتقال دهد و در عین حال تاثیر در خواننده بگذارد، فرایند آسانی نیست . از سوی دیگر فاکتوری که منجر به نگهداری مخاطب و ترغیب او به خواندن ادامه اثر میشود ، جذابیت و کشش داستان است ؛ عاملی زیرپوستی و حساس که نادیده انگاشتن آن میتواند منجر به نصفه رها کردن داستان توسط خواننده شود ؛ از طرفی پایانبندی ، نقطه ای است که میتواند مسیر اصلی تاثیرگذاری و ماندگاری داستان را در مرحله بعد از مطالعه تعیین کند . قلب نارنجی فرشته از حیث توجه به آغاز ، ادامه و پایان داستانها ، نشان داده که نبض مخاطب را در دست دارد . نویسنده از جایی شروع به تعریف داستان میکند که نزدیکترین نقطه به وقوع ماجرای اصلی بوده و مخاطب را در میانه طوفان یک اتفاق قرار میدهد و با توصیفات دقیق و فضاپردازی ، ساختمان و جغرافیای قصه را در ذهنش میسازد . همین هاست که خواننده میتواند حس ، بو و رنگ داستان را درک نموده و وقوع آن را باور کند .

البته در داستانهای این چنینی که حضور پررنگ مفاهیمی همچون فقدان و از دست دادن عزیزانی مثل مادر ، جنگ ، ترس و تنهایی به عنوان مسائل عمیقتر دیده میشود ، فضاپردازی عامل اصلی خواهد بود که میتواند در تعدیل سنگینی و تلخی این مفاهیم به کمک ذهن مخاطب بیاید و هضم داستان را ممکن سازد . این صحنه آرایی در درونمایه اصلی داستانهای قلب نارنجی فرشته ، متن را از لایه اغراق جدا کرده و با زبانی قصه گو در معرض دید خواننده قرار داده است .

مرتضی برزگر ، بیان کلماتش را به بازیهای متکلف زبانی و راههای میانبرِ غیرقابل فهم ، وابسته نکرده بلکه سعی کرده با شناخت فرمهای جهانی داستان نویسی و استفاده از موضوعات بومی‌ ، مفاهیم جهان شمولی را در جهان داستان وارد کند . بدین معنا که حتی در صورت ترجمه این داستانها ، به درونمایه اصلی آسیبی نخواهد رسید ؛ چرا که بدنه قصه از مصالحی محکم ساخته شده و عناصر داستان در جای خود قرار گرفته و اتفاقاتی را بیان میکند که برای انسانهای از ملل مختلف قابل درک است . بنابراین آنجا که لازم بوده حسهای مختلف همچون پریشانی ، پشیمانی و حسرت بیان شود به درستی استفاده شده وموجودیت داستان را ساخته و البته موفق شده که نوعی صدا را به بطن قصه بیفزاید ؛ این صدا ، بار اضافی ای نیست که نویسنده مستقیما به شخصیت اضافه کرده باشد بلکه ناشی از لحنی است که در نتیجه شخصیت پردازی عمیق در بطن فضاسازی قصه به وجود آمده و در منحصر به فرد کردن قصه ها نقش اصلی داشته است .

حقیقت آن است که قطار داستان کوتاه نویسی در جهان در مقایسه با ایران با سرعت بالاتر و البته رو به جلو در حرکت است . نگاه ادبیات جهان در دوره مدرن به مبحث داستان کوتاه ، نگاهی است ویژه و با اهمیت . تعدد نویسندگانی که در سطح جهانی در حال ورود و پیشرفت در این رشته هستند و مورد استقبال عمومی ناشران و البته فضای ادبیات قرار میگیرند رقم کمی نیست . ضمن اینکه نامهای بسیار جدیدی از نویسندگان تازهوارد در محافل ادبی به گوش میرسد که نشان از رو به رشد بودن این شاخه از ادبیات است . شاید دردناک آنجاست که برخی از این نامها با وجود شهرتشان ، در ایران چندان شناخته شده و یا مورد توجه نیستند . این بی اعتنایی به داستان کوتاه همانطور که اشاره شد درباره آثار شاخص داخلی هم به چشم میخورد . شاید قدم اول در پیشرفت و حرکت در مسیر بهتر شدن داستانها ، در کنار مطالعه کتابهای بهروز جهانی توجه به آثار نویسندگان داخلی است که سعی در ساخت داستان کوتاه باکیفیت نموده اند که البته اتفاق خوشایند ، وجود آثاری است که با استانداردهای جهانی قابل ارزیابی و بررسی است .

یقینا ترجمه تعدادی از داستانهای قلب نارنجی فرشته میتواند ارزشمندی این کتاب را در سطح جهانی هم به نمایش بگذارد ؛ اگرچه این اتفاق ، مبنا در نتیجه گیری پیرامون موفقیت یک اثر ادبی نیست اما قدمی رو به جلو و قابل دفاع از مجموعه ای است که میتواند زبان گویای بخشی از فرهنگ دوره معاصر ایران باشد ؛ جایی که جنگ ، فقر و بحرانهای اقتصادی به نوعی پا به مسائل روحی گذاشته و با تجربه های روانی همچون فقدان ، عشق و انتقام ترکیب شده و قصه سازی کرده است . جریان تخیل ، هدایتگر مسائل انسان مدرن به ادبیات است که اگرچه طی داستانی کوتاه و در یک نشست خوانده میشود اما میتواند تجسمی از حقیقت دغدغه های فردی یا اجتماعی زمانه بوده و جهان بینی تازه ای را به نمایش بگذارد و شاید این فشردگی در ارائه یک داستان ، نمادی از سرعت و هیجان دوره مدرن باشد ؛ جاییکه اهمیت زمان و در درون آن ، مفهوم شتاب زدگی در نظر گرفته میشود اما از همین محدودیت به عنوان یک فرصت برای تصویرسازی کوتاهتر حتی در حد فلش زدن جهت ترغیب مخاطب برای توجه به یک تفکر یا یک ماجرا از طریق گردآوری شخصیتها استفاده میشود .جایی که تاثیر کلمه به کلمۀ یک متن میتواند معجزه حضور روایت را در فضایی کم واژه تر ایجاد کند اما از ارزش داستانی آن نکاهد و مخاطب را به مرور مسیری که در مطالعه گذرانده تشویق کند . اتفاق واضح داستانهای قلب نارنجی فرشته ، درگیری ذهنی با جریان قصه هایی است که خواندنشان تجربۀ کوتاه در ورود به جهانی پر از هیجان ، احساس و تازگی در زمانه دغدغه های مدرنتر است.
دلم به بوی تو آغشته است و جانم مست
به روی تو نگرانم به کوی تو پابست

به چشم تو که همیشه پس از نگاهی گرم
به یاد آوردم عهدهای روز الست

دلم گوزن غریبی ست در مقابل شیر
که از کمین نگاهت نمی تواند جَست

تمام عمر دویدیم و عاقبت اکنون
به جز هوای رسیدن نمانده ام در دست

نمانده راه غریبی که طی نشد در عشق
نماند خشکی و دریا نماند قلّه و پست

و من کنارۀ رف مثل ماهی تنها
که باد آمد و افتاد تُنگ و شیشه شکست
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش هجوم i
«هجوم» کرونا به تئاتر از مرگ خطرناکتر است | عکس «هجوم» کرونا به تئاتر از مرگ خطرناکتر است
به گزارش تیوال به نقل از خبرگزاری میزان، شهاب شریفی در گفت‌وگو با این خبرگزاری پیرامون تعطیلی دوباره سالنهای تئاتر به دلیل شیوع بیماری کرونا گفت: از نظر من هم سلامتی جامعه در اولویت قرار دارد اما باید دید با بسته شدن سالنهای تئاتر که در سه ماهه بعد از بازگشایی هم تماشاگر چندانی نداشتند تا چه سلامتی را به جامعه بر می گرداند. وی در همین راستا ادامه داد: بدون شک هیچکدام از ما راضی نیستیم که هنرمندان و تماشاگران تئاتر به بیماری کرونا مبتلا شوند اما نکته آنجاست که آیا بیرون از محیط سالن نمایش همه چیز بهداشتی بوده و تمامی پروتکلها رعایت می شوند؟ طبیعتا آنچه مشخص است آن است که اگر با تعطیلی ...
دیدن ادامه ››

به گزارش تیوال به نقل از خبرگزاری میزان، شهاب شریفی در گفت‌وگو با این خبرگزاری پیرامون تعطیلی دوباره سالنهای تئاتر به دلیل شیوع بیماری کرونا گفت: از نظر من هم سلامتی جامعه در اولویت قرار دارد اما باید دید با بسته شدن سالنهای تئاتر که در سه ماهه بعد از بازگشایی هم تماشاگر چندانی نداشتند تا چه سلامتی را به جامعه بر می گرداند.

وی در همین راستا ادامه داد: بدون شک هیچکدام از ما راضی نیستیم که هنرمندان و تماشاگران تئاتر به بیماری کرونا مبتلا شوند اما نکته آنجاست که آیا بیرون از محیط سالن نمایش همه چیز بهداشتی بوده و تمامی پروتکلها رعایت می شوند؟ طبیعتا آنچه مشخص است آن است که اگر با تعطیلی مشکل کرونا حل می شود ما باید شاهد تعطیلی تمامی مراکز و مشاغل پرخطر باشیم.

طراح صحنه نمایش «جیرجیرک» با اشاره به لطمات فراوانی که تئاتر طی ماه‌های گذشته متحمل شده اضافه کرد: یکی از بزرگترین مشکلاتی که تعطیلی یکباره سالنهای تئاتر به قشر عرصه نمایش زده این است که ما هیچ برنامه ریزی درستی را در پیش نداریم. به فرض مثال قرار است از یکشنبه اجرایمان شروع شود و حتی برای آن بلیت هم می فروشیم اما شنبه صبح اعلام می کنند که یک هفته دیگر تعطیل شده است.

وی در همین رابطه اضافه کرد: تصور کنید که یک گروه جوان تئاتری با سختی تمام هزینه های تبلیغات را فراهم می کند و بنا به یک برنامه ریزی برای جذب مخاطب شروع به تبلیغ می کند اما به یکباره با سه هفته تعطیلی روبرو می شود، بدون شک تمامی آنچه تا آن زمان تبلیغ کرده نابود شده و دوباره باید وارد فاز تبلیغات شود که آن هم هزینه بردار است.

مجری طرح نمایش «عناصر خودسر» افزود: از نظر من اگر می خواهند تئاتر را تعطیل کنند کمی زودتر اطلاع دهند و یا بگویند تا تاریخی مشخص تئاتر تعطیل است، اینکه تعطیلات را هفتگی و در دقیقه نود اعلام می کند علنا سرمایه یک گروه تئاتری را نابود می کند، از سویی سالنها هم متضرر می شوند و تمامی برنامه ریزی هایشان به هم می ریزد.

وی با اشاره به نبود برنامه ریزی در تئاتر امروز اضافه کرد: شخصا در حال حاضر به صورت مستقیم و غیر مستقیم در بیشتر از پنچ پروژه مشارکت دارم، اما نکته آنجاست که برای هیچکدام از این پروژه نمی توانیم برنامه ریزی کنیم، آینده پیش روی ما برای اجرای آثار کاملا تیره و تار است و متاسفانه هیچ نهادی هم پاسخگوی ضرر ما نیست.

طراح صحنه نمایش «هجوم» در همین راستا تاکید کرد: به عنوان مثال یک گروه تئاتری برای ساخت دکور و یا سایر موارد صحنه ای برآوردی را در نظر می گیرد، اما با توجه به وضع اقتصادی موجود هر روز قیمت تمام شده آن برآورد افزایش می یابد، این در حالی است که با سالن نمایش وارد قرارداد شده و راهی جز اجرا بردن اثر ندارد، لذا باید در نهایت با چندین برابر قیمت اولیه اثر را اجرایی کند.

وی نبود حمایت از نسل جوان در وضعیت فعلی را ناگوار خواند و افزود: سال پیش در چنین زمانی سلبریتی ها و چهره های سینمایی سالنهای تئاتر را پر کرده بودند، حال که تئاتر اجرا کردن از لحاظ مالی و جسمی ریسک زیادی دارد همه این چهره ها زیر پای تئاتر را خالی کرده اند و تنها جوانان به راهشان ادامه می دهند. صحبت اینجاست که حالا که جوانان پای این هنر ایستاده و از جانشان مایه می گذارند باید از آنها حمایت کرد.

طراح صحنه و مجری طرح نمایش «حصار» ادامه داد: شخصا در پروژه ای حضور داشته ام که از اسفند ماه سال گذشته متوقف شده است، این اثر باید در یکی از تماشاخانه های خصوصی که تاکنون تعطیل بوده روی صحنه برود، ما تمامی هزینه ها را متقبل شده ایم اما ماه ها از زمان اجرایمان می گذرد و تئاتر همچنان تعطیل است، چه کسی به واقع می خواهد ضرر مالی و زمانی که بر کل گروه وارد شده را پرداخت کند؟.

وی تعطیلی یک جانبه تئاتر را ناعادلانه خواند و اظهار کرد: ما یا تئاتر را می خواهیم یا نه، اگر هر روز آن را تعطیل می کنیم باید برایش گزینه جایگزین داشته باشیم، چرا در میان تمامی مشاغل تعطیلات صرفا گریبان تئاتر و سینما را گرفته است، اگر در فهرست محدودیت ها برخی مشاغل قرار دارند چطور آنها می توانند به کارشان ادامه دهند؟. وضعیت تئاتر پیش از تعطیلات کرونایی هم چندان جالب نبود که حالا بخواهد شاهد تغییری اساسی شود.

شریفی با اشاره به تمرین گروه های جوان برای اجرای آثارشان در شرایط فعلی خاطرنشان کرد: شخصا در چند گروه هستم که مشغول تمرین هستند، همه این گروه ها قرار بود مهر و آبان اجرا بروند اما تعطیلات گریبان آنها را گرفته است، نکته آنجاست که تا کی باید تمرین کنند و چه کسی هزینه این تمرینات را متقبل می شود؟ اگر هم بخواهند تمرین را متوقف کنند شدنی نیست زیرا تئاتر هنری پویا و نیازمند تمرینات منسجم تا زمان اجراست. در این میان نکته جالب آنجاست که با وجود وضعیت اسفبار تئاتر مدیران فرهنگی بر برگزاری جشنواره تئاتر فجر اصرار دارند، چطور می شود جشنواره را برگزار کنیم وقتی که کلیت تئاتر تعطیل است، از نظر من برگزاری سمبلیک یک جشنواره برای هنری که ماه ها تعطیلی را پشت سر گذاشته اقدامی بیهوده است.

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امیر امین خاکی
درباره فیلم‌تئاتر سیزیف i
به به به این نمایش
پویا این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم سینمایی زد و بند کارگردان داود نوروزی رضا آزادمنش سال۹۸
بازیگران همایون ارشادی سید مهرداد ضیائی امین زندگانی
پویا این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اولین حضورش در مقابل دوربین
فیلم سینمائی جستجو در شهر بکارگردانی حجت الله سیفی در سال ۶۴ بود
و ۱۰سال بعدمجددا عروس کاغذی را در کنار همان کارگردان تجربه کرد
پویا این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم کوتاه چراغ بکارگردانی
ناصر صوفی با بازی ارسلان رنجبر و مهدی توکلی نیا را تجربه کرد
پویا این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اجرای نمایشنامه رادیوئی
آزمون اثر آلفرد هیچ کاک برای رادیو نمایش
کارگردان ارسلان رنجبر
بزرگترین تائتر میدانی کشور سال 98
بازیگر نقش عمر بن ختاب
در کنار علی نکته سنج ارسلان رنجبر محمد جوادی سجاد سهیلی مهدی توکلی نیا
120اجرای یک ساعته در 20 شب
پویا این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حیف وقتی که بندهٔ حقیر برای تماشا و بازیگران عزیز برای بازی در این فیلم هدر دادم و دادند!!!
من موقعه دیدن خوابم برد وقتم زیاد هدر نرفت😂
۱۰ ساعت پیش
بهار گراوندی
من توو راه خونه ساعت کوک می‌کردم که موقع پیاده شدن جا نمونم😅
وااای به خدا شما خیلی خوبین....من همیشه استرس گم شدن و راه گم کردن و اینا دارم...اصلا میترسم بهتون بخندم سرم بیاد😬😂
ولی خلاصه دمتون گرم انقد ریلکسین...👍👍😂😂
۷ دقیقه پیش
صبا صالحیان
😂😂😂 ایستگاه‌های بین راه واقعاً استرس داره که آدم خواب بمونه یهو بره برسه تهِ خط. ⁦🤦🏻⁩
من یادمه موقع دانشگاه با اتوبوس میرفتم و خیلی شلوغ بود..
مثلا سه تا ایستگاه مونده بود پیاده شم،نقشه راه می کشیدم که از کدوم لا خودمو بکشم جلو،بعد از دو ایستگاه مونده بود پا میشدم "ببخشید_ببخشید_گویان" میرفتم جلوی در ،همه فکر میکردن الان پیاده میشم..ولی تازه دو تا ایستگاه بعد میرفتم پایین...🙄🙄

وی از اضطراب شدید رنج میبرد 😬😂
۱۶ ثانیه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گروه همیاری
درباره نمایشنامه‌خوانی زندگی شیرین با مزه سگی i
خرید بلیت این نمایشنامه خوانی آنلاین، به نویسندگی حامد مکملی، کارگردانی شادی اسدپور و با بازی فرزین محدث، همراز عزتی، سعیده مصطفوی و ...آغاز شد.
بهار گراوندی و پویا این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش هجوم i
کرونا تیر خلاص را به تئاتر زد | عکس بابک بینش، بازیگر تئاتر:کرونا تیر خلاص را به تئاتر زد
بابک بینش بازیگر تئاتر درباره نمایش «هجوم»، به خبرنگار  حوزه تئاتر  گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، گفت: نمایش هجوم، یک نمایش بی زمان و مکان است که قصه آن در این دوران بیشتر قابل لمس است؛ اتفاقاتی که در این نمایش می‌افتد آیینه‌ تمام نمای زندگی ماست.او افزود: به قول علی صفری کارگردان «هجوم»، این نمایش داستان تنهایی انسان مدرن است. زمانی که همه آرزوی جاودانگی دارند این نمایش، شهری را توصیف می‌کند که در آن به مدت یک هفته این آرزو تحقق پیدا می‌کند. اما ناگهان به پوچی انسان پی برده می‌شود و تحمل این موضوع برای انسان دشوار است.بینش ...
دیدن ادامه ››

بابک بینش بازیگر تئاتر درباره نمایش «هجوم»، به خبرنگار  حوزه تئاتر  گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، گفت: نمایش هجوم، یک نمایش بی زمان و مکان است که قصه آن در این دوران بیشتر قابل لمس است؛ اتفاقاتی که در این نمایش می‌افتد آیینه‌ تمام نمای زندگی ماست.

او افزود: به قول علی صفری کارگردان «هجوم»، این نمایش داستان تنهایی انسان مدرن است. زمانی که همه آرزوی جاودانگی دارند این نمایش، شهری را توصیف می‌کند که در آن به مدت یک هفته این آرزو تحقق پیدا می‌کند. اما ناگهان به پوچی انسان پی برده می‌شود و تحمل این موضوع برای انسان دشوار است.

بینش ادامه داد: چند وقت بود که برای نمایش «هجوم» تمرین می‌کردم؛ تست گریم‌ها انجام شد و کاملاً آماده اجرا بودیم که تعطیلات کرونایی پیش آمد و کار متوقف شد. هر قدر پروسه تعطیلی طولانی‌تر شود، هزینه‌ها هم به مراتب بیشتر خواهد شد. از تمدید گریم‌ها و هزینه‌ دکور گرفته تا رفت و آمد‌ها که گا‌ه به چشم نمی‌آیند.
وی درباره ضرر کرونا به تئاتر گفت: قرار بود مرداد ماه اجرا را به نمایش بگذاریم که متأسفانه لطمه زیادی به دلیل شیوع ویروس کرونا و تعطیلات اخیر به گروهمان وارد شد. اگر این تعطیلات ادامه پیدا کند ممکن است نتوانیم اجرای خوبی که تماشاگر را به وجد می‌آورد؛ به نمایش بگذاریم و این آسیب فقط مالی نیست بلکه از لحاظ روحی هنرمندان را دلسرد می‌کند.
او ادامه داد: درآمد هنرمندان تئاتر در سال به ۲ یا ۳ میلیون می‌رسد که این مقدار درآمد فاجعه است و تهیه کنندگان رغبتی برای سرمایه گذاری روی تئاتر ندارند؛ زیرا در سالنی که ۱۲۰ نفر ظرفیت دارد با وضعیت الان فقط می‌توانیم از نصف ظرفیت استفاده کنیم که در این صورت پول سرمایه گذاری شده به تهیه کننده بر نمی‌گردد.

این بازیگر تئاتر درباره رعایت ضوابط بهداشتی در اجرای نمایش «هجوم» بیان کرد: همه دستورالعمل های بهداشتی را به طور کامل رعایت کرده ایم و همیشه با ماسک حاضر شدیم، چون هر فرد نسبت به کل گروه مسئول است.

بینش در پایان تصریح کرد: کرونا تیر خلاص را به تئاتر زد؛ جسدی از تئاتر باقی مانده است که کسی رغبتی برای دیدن آن ندارد. در درجه اول وضع اقتصادی باعث کم توجهی مخاطبان به تئاتر می‌شود. ما نمی‌توانیم از افراد با دغدغه‌های زیادشان بخواهیم که چند ساعت برای دیدن نمایش وقت بگذارند؛ فرد فقط استراحت در خانه را می‌خواهد تا مدتی از این وضعیت نامناسب درآمدی رهایی یابد و وقتی برای فرهنگ ندارد؛ در نتیجه جوامعی می‌توانند برای فرهنگ زمان بگذارند که از لحاظ اقتصادی تامین باشند

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رو به رویم دوست ، پشت سر دشمن
نارفیقانی به شکل اهریمن ...
وای بر شما که دوره ام کردید
نامردان زن تر از یک زن
اسب تان نانجیب می تازد
سگتان استخوان به دهن
شیر ، منم ، اگرچه درمانده
ریده اید به قبرتان به کفن
دوره دوره ی خر و یابوست
خرتان ، نگذشته از پل من
واقفم به حال و روز شما
به علوفه به کاه و چمن
لطفا از من نگاه بردارید
" تا نگفتم بیان تو رو بک..."
گه به فکر و به یاد شما
که ادب برده از غزل قطعا
با شمایم کمی بیاندیشید
وای دوستان بدتر از دشمن

{#}سجاد_صادقی
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من از این نمایش خیلی لذت بردم و امیدوارم دوباره این کار اجرا بره واقعا خاطره خوبی دارم ازش به خصوص در این شرایط که دارم خاطرات رو مرور می کنم. کاش درهای تاتر به زودی باز بشه و از این روزمرگی سخت دربیایم.
کاری در حد کارهای دبیرستان که خودم بازی می کردم و متاسفم که پول هزینه کردم.
پویا این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
لذت بردم.البته به نظرم از قسمت وسط سالن دید بهتری داره تا کناره های سالن و این که تلویزیون همیشه دروغ می گه در هر کجای دنیا.
پویا این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نیلوفر ثانی
درباره نمایشگاه نا-پیدا i

نوشته ای بر آثار علی گنجوی / ناپیدا / گالری اُ

«رهاشدگی اندام‌واره»

نمایشگاه ناپیدا، تابلوهایی با ابعاد بزرگی‌ست که زمینه‌ی تیره دارد و سوژه‌های آن نیز در همان طیف رنگی زمینه‌اند، چنانکه با خطوط و ترسیم مرزها و نوری موضعی می‌توان آن‌ها را تشخیص داد . دراین بین، و در میان هیاتِ بدن‌ها و اندام‌ها، گاه دست‌ها و پاها، با تابش نور، رنگ آبی درخشانی گرفته‌اند که متمایزکننده و نقطه‌ی ثقل و عطف هر تابلو است.
فیگور این اندام‌ها، در مجموعه ناپیدا حاوی مضامین مفهومی و رخدادی‌ست که تنها در سطح بوم و اثر باقی نمی‌ماند و بیننده را در ظرفی از ارتباط بصری و معنایی ... دیدن ادامه ›› بی‌آنکه نظمِ مسلط اندام‌وارگی شکسته شود، می‌گنجاند و از او به نوعی دیگر از مداخله گفتمانِ هنری و کنشگری دیداری و تخیل دعوت می‌کند.
بدنها در تاریکی‌اند و گویی رخوت و مسخ‌شدگی اشان با تلالویِ نور آبی، راه نجات را یافته است.
درخشندگی دست‌ها که با هر فیگور، عاطفه و تاثری را نیز عیان می‌کند، در حقیقت برهم زننده‌ی سکون تخت تصاویرِ به ظاهر معمول از آدم‌هایی‌ست که حاویِ جریانی متحرک می‌شود. آنها در هر اثر، وضعیتی دارند که در اندام‌های درخشان به حکم آینگی بازنمود و هویت یافته‌اند. این قسمت‌های رنگی، که به نظر می‌رسد به عمد گزینش شده، تبدیل به رفلکس‌های نوری شده‌اند؛ همان نقاط ربط و اتصال با مخاطبی‌ که گویی باید آن دست‌ها را لمس کند و یا بگیرد و در ضربانی مشترک، به بی‌مرز برسد؛ دست‌های آبی، مفّری برای رهایی، گاه در حالت تضرع، گاه پرواز، گاه در پیوند، گاه گره‌شده و گاه در ایستایی، با تمایز رنگی به گفتگویی دعوت‌کننده در صحن آمده‌اند و هربار از معنای تجریدی آن اندام به زبان و اندام‌های دیگر، قابل تعّین‌اند. پاهایی که از افتادگی و سکون، به حالتِ روی پنجه و پریدن تغییر کرده و معنادار شده‌اند.
دست‌ها در حالات خود و با برجستگی در زمینه، تولید میل را از طریق هویت‌بخشی به اندامی زنده، واجد معانی و انرژی جاری می‌کند که مدارهای اتصالی با انتقال آن به مخاطب مسیری نو می‌سازد. فضایی که بارِ شدتی متفاوتی را ایجاد کرده و توأمان در کورانی چندوجهی مخاطب را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
آثار علی گنجوی، انسان‌ها را محصور در فضایی تیره، تنها در انزوا و عمقی به تصویر می‌کشد که همواره راه روشنی برای برون رفت ازاین فضا را دارد. دریچه‌هایی از جنسِ خود، اندام‌هایی نجات‌دهنده، برای عبور از مرزهای تنانه و ایستایی، به مفاهیمی انتزاعی که بازنموده قلمروزداییِ مناطق بی‌اثر و ساختِ قلمروهای نو در کالبدست.
تابلوها درگیرکننده با ترکیب‌بندی هوشمندانه‌ای از رنگ‌ها، جزئیاتی از چین و شکن پارچه‌ها و لباس‌ها، و طراحیِ استادانه‌ای در غیابِ اضافه‌گویی‌ست که هنر را به مثابه‌ی مسیر گفتگویی برای مفاهیم مشترک انسانی و تاثراتِ عاطفی، انضمامی کرده است.

نیلوفرثانی
1 آبان 99
امیر مسعود و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یکسری آثار هست که وقتی اون لحظات پایانی رو داره طی میکنه ، بی تاب میشم. یه دایره عجیب میشه. تندتر میخونم اما دوست دارم ادامه داشته باشه. به تهش نرسه. تو فیلم " خوب ، بد ، زشت" از همون دوران کودکی که تو عیدها این فیلم رو نشون میداد تلویزیون تا حالا که هربار میخوام حالم خوب بشه اون سکانس دعوای توکو (زشت) با داداشِ کشیشش رو تو صومعه می بینم و اون سیگاری که بلوندی بهش تعارف میکنه و لبخند بعدش، هربار که طناب دار بریده میشه و بلوندی با تیر میزنتش و می تازه توی دشتها، دلم میخواد فیلم تموم نشه. یه سه ساعت دیگه ادامه داشته باشه. تا این شاهکار فیلمنامه نویسی و فضا سازی و داستان ادامه پیدا کنه.این دو نفر با این ترکیب دلنشینشون ادامه بدن و جهان پیرامونشون رو تحت تاثیر خودشون قرار بدن. همونطوری که اون کاپیتان مست و باحال و دوست داشتنی رو با انفجار پل دم مرگش خوشحال کردن و صدها نفر رو از مرگ نجات دادن.
توی زندگیم اگر بخوام سه نفر رو نام ببرم که واقعا شیفته سینما به مفهوم واقعی اون بودن یکیش کلینت ایستوود بود ، سرجیو لئونه و ژان پیر ملویل بزرگ و عزیز
البته که لیستم طولانی تر خواهد بود.اما این هیجان بعد از دیدن صدباره این شاهکار وسترن بود.
نیلوفر، Ali و پویا این را دوست دارند
اخ این حس که فیلمنامه نویس/ نویسنده تو رو خدا نقطه نذار...حالا حالاها داستانتو ادامه بده...
۲۲ ساعت پیش
کلینت ابستوود بینظیر ...
یه تیکه تو فیلم نابخشوده میره توی کافه ای که جنازه دوستش رو گذاشتن دمش می ایسته تفنگ به دست صحنه تاریکه چهره اش اصلا دیده نمیشه یعنی حالات صورت و جزئیات دیگه ر و اصلا نمیبینی اما امان از اون نوع ایستادن و تفنگ به دست گرفتن همون تیکه میارزه به بیست سی تا فیلم وسترن بعید میدونم کسی بتونه اون صحنه چنان بازی درخشانی داشته باشه البته کارگردانی عالی اون فیلم
۱۵ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همایون حاتمی
درباره اجرای آنلاین مرجان i
با درود و خسته نباشید، چند پیشنهاد و نکته جنبی به نظرم می رسه به خصوص در مورد جاهایی که خانم پاوه نژاد عزیز نظر مخاطب رو در مورد موضوعاتی می پرسن:

1- فکر می کنم بهتر باشه وقتی سوالی از مخاطب در مورد موضوعی پرسیده میشه که در چهار پنج جای اجرا این اتفاق می افته و کامنت ها باز میشه؛ یکی دو جمله در راستای اون پرسش و موضوع به متن اجراگر اضافه بشه تا مخاطب چند ثانیه فرصت فکر کردن و تایپ کردن داشته باشه و دو سه ثانیه خلأ بوجود نیاد (بخصوص بار آخر).
2- امشب صدا و تصویر لااقل برای من دو ثانیه دیلی داشت و سینک نبود؛ گرچه انرژی و حضور خانم پاوه نژاد بسیار جذاب و همراه کننده بود.

3- به نظرم اجراهای تعاملی لازمه که کمی طولانی تر باشه و پرسش ها کمی بیشتر در نیمه دوم اجرا جای بگیره که مخاطب از نظر ذهنی کاملا متمرکزه بر اونچه که داره اتفاق میفته در اون مقطع. دیگه اینکه شاید اگر قبل از اولین دیالوگ اجرا چند ثانیه موزیک، تصویر یا سکوت و اکت بدون دیالوگ باشه مخاطب خیلی متمرکزتر مواجهه رو شروع می کنه

4- اون جایی که به ماجرای قتل های ناموسی و خشونت خانگی اشاره میشه شاید بد نباشه پشت سر اجراگر مثلا تصویر روزنامه ها و تیترها و تصاویری مرتبط گذاشته بشه، ... دیدن ادامه ›› میشه از تکنولوژی بیش از این هم استفاده کرد

5- یک پرسش بنیادی چند ماهه در مورد بطور کلی تئاتر آنلاین با منه و اون اینه که اگر شیوه تعاملی رو از یک اجرای آنلاین جدا کنیم؛ چه عواملی اجرا رو همچنان یک تئاتر آنلاین(یک تئاتر) نگه خواهد داشت؟ چیزی فراتر از یک فیلم تئاتر یا به نوعی لایو اینستاگرام، آیا صرف زنده اجرا کردن جلوی دوربین به تئاتر می انجامه؟

باری، هر تجربه ی تازه ی تئاتری و هر خطر کردن رفتن به یک کلاس بالاتره برای مخاطب و تیم های اجرایی، پرفورمنسی که دیشب از آنتیگونه توسط آقای کیومرث مرادی دیدم هم در همین مقال می گنجه و از اون هم خیلی لذت بردم. فکر می کنم متن حرف اول رو در اجرای آنلاین می زنه

تر و تازه و سلامت باشید
علی مومنی این را خواند
پویا این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید