کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال | دیوار
S3 : 17:31:01 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
H.B
درباره فیلم‌تئاتر شرقی غمگین i
سلام یه آهنگ از شجریان حدودا اولا پخش میشه،اسمش چیه؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازیگر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


وقتی می گفتم وطن
رودخانه به رودخانه
مسیر مهاجرت ماهی های آزادش را از بر بودم
-مثل آب خوردن-


وقتی می گویم رودخانه
منظور شفافی دارم
یاد کودکی می افتم از دبستان میهن
که یعد از امتحانات خرداد
آب،تعلیمات دینی اش را با خود برد


گفتم دبستانُ
یاد ... دیدن ادامه ›› پسری افتادم 
که پرچم سرزمین اش را 
در حیاط مدرسه دوست داشت
نه روی تابوت عمویش


عمو که می گویم
سرباز وظیفه ای که رفته به جنگ
به مرخصی می آید
تا ما را ببرد فوتبال
با تیمی که هنوز
نامش را شهید نکرده اند
یا ببرد به ماهیگیری


وقتی می گویم سرباز
تف می کنم
به صورت ورق بازهایی که
سربازها را با سر به زمین کوبیدند

زمین که می گویم
یاد کره ای می افتم
که بر روی آن
دنبال وطن جدیدی گشته ام

وقتی می گویم وطن
منظورم جائیست که در حیاط زندان هایش
دستور پخت ماهی های آزاد
از بلندگوها پخش نمی شود
به وقت هواخوری زندانیان

وقتی می گویم زندان...
ساده گیر آورده اید ها
چیزی هم شما بگوئید



حسن_آذری
ابرشیر و علی عبدالرحیم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اندیشیدن به ماهیتِ ناپدید-۶
تئاتر و خودآگاهیِ نقد 

محمّد اوحدی حائری
m.ohadihaery@modares.ac.ir
روزنامه شرق، یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۳۷۳۲، صفحه ۱۰.

تصور عام بر این است که برای رسیدن به نگاهی درست به یک مسئله... اندیشیدن به ماهیتِ ناپدید-۶
تئاتر و خودآگاهیِ نقد 

محمّد اوحدی حائری
m.ohadihaery@modares.ac.ir
روزنامه شرق، یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۳۷۳۲، صفحه ۱۰.

تصور عام بر این است که برای رسیدن به نگاهی درست به یک مسئله... اندیشیدن به ماهیتِ ناپدید-۶
تئاتر و خودآگاهیِ نقد 

محمّد اوحدی حائری
m.ohadihaery@modares.ac.ir
روزنامه شرق، یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۳۷۳۲، صفحه ۱۰.

تصور عام بر این است که برای رسیدن به نگاهی درست به یک مسئله... اندیشیدن به ماهیتِ ناپدید-۶
تئاتر و خودآگاهیِ نقد 

محمّد اوحدی حائری
m.ohadihaery@modares.ac.ir
روزنامه شرق، یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۳۷۳۲، صفحه ۱۰.

تصور عام بر این است که برای رسیدن به نگاهی درست به یک مسئله...
اندیشیدن به ماهیتِ ناپدید-۶
تئاتر و خودآگاهیِ نقد

محمّد اوحدی حائری
m.ohadihaery@modares.ac.ir
روزنامه شرق، یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۳۷۳۲، صفحه ۱۰.

تصور عام بر این است که برای رسیدن به نگاهی درست به یک مسئله، نیازمند تعریفی شامل و کامل از آن هستیم. به طور مثال آرتور دانتو هدف منتقدان را جست‌وجو برای ... دیدن ادامه ›› درک «ماهیت هنر» تلقی می‌کند. از نظر او حتی همین هم ادعای گزافه‌ای است و سریع اضافه می‌کند که در تعبیری«متواضعانه‌تر»، منتقدان به دنبالِ درک «تعریفی بسنده و فلسفی از هنر» هستند.(1) این قابل درک است که آدمی به دنبال دیواری محکم برای تکیه‌دادن باشد و تعریف در هر امری اینچنین کارکردی را دارد. پس‌زمینه‌ی خاصِ فکریِ ما نیز این امر را تشدید می‌کند. در خاستگاه‌های یونانیِ اندیشه می‌توان اختلاف بر سر اطلاق دو واژه‌ی «تخنه»(2) به معنای صنعت و «آرِتِه»(3) به معنای فضیلت را به آنچه امروزه هنر می‌نامیم مشاهده کرد. این اختلافِ مفهومی که هنوز ادامه دارد، پس‌زمینه‌ای برای طلبیدنِ دائمِ «تعریف» واقع شده است. اما در دوران معاصر کسانی مانند لودویگ ویتگنشتاین(4) و ژاک دریدا(5) تلاش برای تعریف را به عنوان هدفی فلسفی زیر سوال بردند و به این ترتیب، زنجیره‌ی تاریخیِ گرایش به تعریف که قدمتِ آن به یونان باستان بر می‌گشت و هدف آن تعریفِ فعل خاصِ انسانی بود که امروزه با عنوان امر هنری می‌شناسیم، پاره شد. علی‌رغم این اتفاق هنوز نظریه‌پردازی با عناوینی چون «کاربردی» و یا «تاریخی» ادامه دارد و حتی نظریاتِ دریدا و ویتگنشتاین نیز در بافت تاریخیِ مفهومِ «ضد تعریف» تعریف می‌شوند! این میل سرسام‌آور، یک شبه از بین نخواهد رفت ولی عادت‌های تکرارشونده‌ی تاریخی که در بررسیِ قدمتِ آن هم به هزاران سال تکرار بر می‌خوریم لزوماً دیواری محکم برای اتکا نیستند. در واقع نقد خنثی‌کننده‌ی همین تصور عام است. اگر در میل به جست‌وجوی تعریف، نوعی ایجاب از نوع نظامِ سوژه و ابژه وجود دارد که سوژه را به عنوان «تعریف‌کننده» بر ابژه‌ای با عنوان «تعریف‌شونده» مسلط می‌کند. اما در نقد به معنای «نقد ساختن» و امری در مقابل نظریه، عملاً فهمِ ما از امر هنری به معنای تعریف و تسلط بر آن نیست. به این ترتیب در ادامه‌ی تعلیقِ تعریف در میانِ اندیشمندان معاصر، به نظر می‌رسد که نقدی که شامل تلاش برای تعریف امر هنری به منظورِ احاطه و تسلط بر موضوع است همان مسیرِ تقلیل یک اثر به یک رسانه را در عین ناآگاهی به رسانه انجام می‌دهد. با تعلیق تعریف، حتی ادعای گزافه از نظر دانتو نیز در حال تعلیق است. زیرا حداقل در تئاتر، با ماهیتی مواجه هستیم که ناپدید است و از اینرو نمی‌توان درک ماهیت را به معنای تعریفِ آن تلقی کرد. نقد با این رویکرد در تلاش برای خودآگاهیِ دائمی است. خودآگاهی به اینکه تعریف نمی‌تواند برای فهم یک امر، بسنده باشد و مواجهه با یک اثر هنری باید خارج از تعاریف و حدود و دسته‌بندی‌های مختلف قرار بگیرد و فقط باید تاکید خود را بر «دیدن» قرار دهد. نقد به معنای تفسیر نیست. اما دیدن، می‌تواند موجب تغییر شود. این مسئله البته در دو ساحت تحقق می‌پذیرد. ساحت اول در مواجهه است و ارتباط بین‌الاذهانی میانِ ما و اثر؛ و ساحت دوم تلاش برای بیان ساحت اول است که با عنوان فرآیند «نقد ساختن» از آن نام می‌بریم. تاکنون تلاش برای فهم ساحت اول داشتیم که سر آخر هم باید اذعان کرد که بخش اعظمی از آن شهودی است و تلاش بیش از حد برای بیانِ آن، ممکن است به دام تعریف‌گرایی بیافتد. در ادامه با بررسیِ چند نقد، ساحت دوم را مورد نظر قرار می‌دهیم تا ببینیم که «خودآگاهیِ نقد» به چه میزان در این نمونه‌ها جلوه دارد. در اینجا نقدِ یک اثر هنری، خود به مثابه‌ی یک اثر، نقد می‌شود تا خودش سنتزی باشد برای مواجهه با اثر هنری و نقد آن.

تئاتر و نقدهای بارت بر آن
ملاحظات رولان بارت(6) در حوزه‌های مختلف همیشه مورد توجه بوده است. او به طور پیوسته نمایش‌های زمان خود را دنبال می‌کرد و خاصه آثار برشت و ویلار را مورد توجه خود قرار می‌داد. نوشته‌های او در حوزه‌ی تئاتر چند دسته می‌شوند. برخی به مانند «تئاتر مردمی امروز» و «یادداشتی بر امروز» به تعریف نظری مفاهیم تئاتر اقدام می‌کند. برخی به مانند «جنگ پرده» بررسی تاریخ‌نگارانه در تئاتر است. در «بیماری‌های لباس تئاتر» با همین نگاه تاریخی به آسیب‌شناسی می‌پردازد و برخی دیگر از آثارش همچون «اوینیون، زمستان» تک‌نگاری‌هایی احساسی هستند از فضای تئاتری همچون حضور اتفاقیِ او در اوینیون و توصیفِ فضای افرادی که در آنجا یا به کار مشغولند یا به مشاهده. اما در عمده‌ی نقدهای او به مانند اکثر منتقدان تئاتر شاهد تحلیل متن نمایشنامه هستیم. این حیرت‌انگیز است که در عصر کارگردان‌ها این نوع نگاه از منتقدین ادامه داشته و حتی امروز که دیگر نمی‌توان عنوان عصر کارگردان‌ها را با قطعیت اَدا کرد هم این مسئله در نوشته‌های منتقدان دیده می‌شود. اما در میان این انبوهه، سه نقد از بارت به سه نمایش قابل توجه است.

1. شاهزاده‌ی هامبورگ: مکانِ آزاد و تفکر آینده
بارت در سال 1952 در اوینیون، «شاهزاده‌ی هامبورگ» به کارگردانی ژان ویلار(7) را می‌بیند و مطلبی با عنوان «شاهزاده‌ی هامبورگ در تئاتر ملی مردمی» در نشریه ادبیات نو منتشر می‌کند. شاهزاده(فون) هامبورگ(8) نمایشنامه‌ای است نوشته نویسنده آلمانی، هاینریش فون کلایست(9)، به سال 1821. ماجرای نمایشنامه در مورد فرمانده‌ای نظامی(شاهزاده فردریش فون هامبورگ) است که با تمرّد از فرمان مافوقش حاضر به عقب‌نشینی نمی‌شود و در جنگ پیروز می‌گردد. اما بدون توجه به پیروزی و به خاطر سرپیچی از قانون، دستگیر و محکوم به اعدام می‌شود. شاهزاده تقاضای عفو می‌کند ولی پیش‌شرطِ مافوقش مبنی بر اعلام علنیِ پشیمانی از سرپیچی، او را به تامل وا می‌دارد و میان ذلیل شدن و مرگ افتخارآمیز، مرگ را بر می‌گزیند. این نمایشنامه اساساً برای مقابله با حمله‌ی ناپلئون به پروس نوشته شده است و بسیار زود به نمادی از ملی‌گرایی در ادبیات نمایشیِ اروپا تبدیل شد و بارها به روی صحنه رفت.
اجرای ویلار از این نمایش‌نامه بسیار مشهور است و زمینه‌ساز تشکیل تئاتر ملی مردمی در فرانسه شد. در واقع ویلار با این اجرا توانست شور ملی پس از جنگ جهانی دوم را همراه با موج چپ‌گرایی در مردم برانگیزد و با فاصله گرفتن از مرکزیت پاریس و در اوینیون، نگاه‌ها را به خود خیره کند. فضای تئاتر ملی مردمی، بارت را هم بسیار تحت تاثیر قرار داد. بارت در مواجهه با این اثر ابتدا به سراغ بورژوازی و استفاده‌ی آنها از تئاتر می‌رود. با توصیف صحنه‌ی عظیمِ نمایش، جذابیت و زرق و برق بورژوازی را عیب می‌شمارد و در مسیر انحراف نگاه توده‌ها از خود می‌داند. او از این مطلب صحبت می‌کند که مخاطب هیچ‌گاه در فضای این تئاترها نمی‌تواند به خلسه‌ای که در تئاتر قدیم ایجاد می‌شد و در انبوهه‌ی افراد در استادیوم‌ها رقم می‌خورد، دست یابد. این امر امروزه در ورزش تحقق می‌پذیرد. زیرا هدف بورژوازی همان پرده‌ی سرخ سنگین است که چشم‌های مخاطب را از حقیقت بپوشاند و انسان را به مثابه رازی برملا شده نشان دهد و یا از نوعی امر فهم‌ناپذیر سخن بگوید که با نشانه‌های ساختگی همه چیز را به سمت ماشینیسم سوق دهد و ما را ناچار از این امر فهم‌ناپذیر و پذیرنده‌ی ماشینیسم کند. اما نمایش ویلار امیدی است برای بازگشت تئاتر به فضای باز و همه‌گیریِ مجدد آن.(10) تا اینجای نقد، بارت کاملاً از نمایش بیرون است و درست است که خود بر علیه پذیرندگیِ تئاتر توسط بورژوازی تاکید می‌کند اما نوشته‌ی او خود به رسانه بودنش خودآگاه نیست و عملاً به جای رابطه‌ی مخاطب با اثر، بیانگر آن‌چیزی است که فیلسوف از تئاتر طبقاتی فهم می‌کند. این نوشته‌ی استثنایی البته مملو از امید و ناامیدی است و بر خلاف نوشته‌های دیگر بارت که با متر بورژوازی به نقد آثار می‌رود، اما در فرازهایی از این مطلب، بر روی اثر متمرکز می‌شود و میانجیِ مناسبی برای فهمِ ما از اجرای ویلار در سال 1952 می‌گردد. در این فرازها از سر باز بودنِ اجرا(به تعبیر بارت: تکنیک هوای باز) راهی به سوی فهمِ مکان در نمایش می‌یابد. اگر در اجراهای پیشین از این نمایشنامه، صحنه‌های دادگاه و حیات شاهزاده در زندان با تمهیداتی چون دهلیزهای عریض و راهروهای مرموز به نمایش در می‌آمد. اما در نمایش ویلار، صحنه بسیار ساده و لخت است. کمترین اشیا در صحنه وجود دارد و از باد و درخت به عنوان عناصر طبیعی استفاده‌ای دراماتیک صورت می‌پذیرد. برای بارت این تکنیک دو کارکرد دارد. اول آنکه نشانه‌ای از عزیمت از مکان صحنه به فراسوی مکان ایفا می‌کند. از نظر او تنها یک مکانِ آزاد می‌تواند حاملِ آینده باشد. به این معنا که ذهنِ ما را از جسمِ صرف به آینده رهنمون کند و در واقع این تعبیر بارت همان اندیشیدن به ماهیتِ ناپدیدی است که تا کنون از آن صحبت کرده‌ایم. دوم آنکه بارت معتقد است که ویلار با استفاده‌ی حداقلی از اشیا، آنها را قابل فهم می‌کند. این تعبیر بارت نیز به «امر ویژه» باز می‌گردد. در واقع ویلار با این تکنیک باعث می‌شود که امورِ ویژه به چشم بیایند و رابطه‌ی مخاطب از دریافت‌کننده‌ی صرف، فراتر برود. به این ترتیب وقتی عناصر طبیعی به این عوامل اضافه می‌شوند و مخاطب نیز حضوری فعال در نمایش دارد، پس همه چیز برای یک رابطه‌ی بین‌الاذهانی برای تفکر آینده فراهم است و محصول شکل‌گیریِ این رابطه، این سطرهایی از بارت است که به آن اشاره کردیم. در انتهای متن، بارت با اشاره به فرعی بودنِ صحنه در نمایش بورژوایی، صحنه‌ی ساده‌ی ویلار را می‌ستاید و مردمی می‌نامد و سپس صحنه‌ی بورژوایی را حاوی یک چیستان می‌داند که فهم امور غیرقابل فهم را به ما واگذار می‌کند، اما بار دیگر ارزش را به نمایش ویلار می‌دهد با این اشاره که تراژدی تهدید و انذار به مخاطب می‌دهد و ما به عنوان مخاطب در هنگام تماشای تراژدی، به حادثه آگاهیم و مسائل غیرقابل فهم برایمان قابل فهم می‌گردد و نمایش ویلار نیز از این جهت خلاف مسیرِ عامه در تئاتر بوده و پیشرو است. با همه‌ی نکاتی که بارت ذکر می‌کند اما با توصیفی که آوردیم، ارزش نمایش ویلار نه در ضدیت با بورژوازی بلکه به خاطر آن تعاملی است که با مخاطب برقرار می‌کند و امورِ ویژه‌ی متعددی را جلوه‌گر می‌کند که به چشم کسی همچون بارت می‌آید. بنابراین به غیر از فرازهایی که ذکر شد، بقیه‌ی نقد بارت، فاقد خودآگاهیِ نقد است و به ناخودآگاه رسانه را پذیرفته و رسانه‌ای برای نظریه می‌شود که در ضدیت با نقد است.

2. باغ آلبالو: بازیگر، مسئولیت و اعتماد سلب شده‌ی تماشاگر
بارت در سال 1954 اجرای باغ آلبالو به کارگردانی ژان لوئی بارو(11) را می‌بیند و در نوامبر همان سال مطلبی با عنوان «حرف‌هایی درباره‌ی باغ آلبالو» می‌نگارد. در این مطلب بارت بی‌پروا به نوع بازی در تئاتر آن زمان و «محشر» خواندن بازی‌ها حمله می‌کند. اهمیت این متن در پرسش‌گریِ آن است. بارت، بازیگر و مسئولیتِ او را به پرسش می‌گیرد. او دو تقسیم‌بندی در بازی ارائه می‌کند: بازیگری که نقش و نمایش را حرکت می‌دهد و در کلیتِ نمایش معنا می‌پذیرد و بازیگری که با نشان دادنِ خود، صرفاً کاراکتر را عرضه می‌کند و به جلوه‌گری می‌پردازد. بارت معتقد است که در این نمایش، بازیگران به جای پیش بردنِ نقش و نمایش، صرفاً کاراکترها را پیش می‌برند و با خشمی که از درون کلمات به بیرون می‌پرد این مسیر را در ادامه‌ی رسم منسوخ زیبایی‌شناسی سنتی بر می‌شمارد که بر بازیگر تکیه داشت. او تاکید می‌کند که بازیگرانِ این نمایش همچون پیر برتن، نقشِ گایفِ باغ آلبالو را بازی نمی‌کند بلکه نقشِ «پیر برتنِ بازیگرِ نقش گایف» را بازی می کند. در دنیای امروز که نوع بازی‌ها پیچیده‌تر شده و پروسه‌ی ساخته شدنِ تئاتر نیز به روی صحنه می‌آید، شاید این نقد بارت عجیب به نظر برسد اما آنچه بارت مدنظر دارد همچنان نیز مصداق دارد. زیرا جلوه‌گری و مسئولیت‌ناپذیریِ بازیگر نسبت به مخاطب، در هر ساختاری نمی‌تواند به کلیت اثر هنری یاری برساند و هنوز هم خشم مخاطب را بر می‌انگیزد. فراموش نکنیم که بارت به عنوان یک مخاطب سخن می‌گوید و این نوع بازی بر روی صحنه باعث موج منفی شده که به مخاطبی چون او منتقل شده است. بارت در ادامه، نظام آموزشی تئاتر را مورد هدف قرار می‌دهد و نیمی از مسئولیت‌ناپذیری بازیگران و عوامل نمایش نسبت به مخاطب را متوجه نهادهای آموزشی می‌داند. او نتیجه می‌گیرد که بازیِ بازیگران به صورتی است که به شعور مخاطب توهین می‌کند، گویی با فردی کم حافظه روبرو باشند. در حالیکه مخاطب فقط یک «لحظه» می‌خواهد و طالب «امر ویژه» برای توقف و تامل است. اینجا بارت از مفهوم «دیرند»(12) استفاده می‌کند و مسئولیت بازیگر را در قِبالِ تماشاگر، مرتبط با زمان تلقی می‌کند. به این معنا که بازیگر باید به دنبال ایفای «فشردگی نقش» باشد تا خلایی زمانی را ایجاد کند. این امر با ارائه‌ی گفتاری تمیز و تربیت یافته که تابع ضرباهنگِ تنفسِ فردیِ بازیگر باشد رقم خواهد خورد. به نظر می‌رسد که هنوز منظور بارت کمی مبهم است. بارت در ادامه از بازی‌های بد در مقابل این نوع بازی سخن می‌گوید. در آن نوع بازیِ منسوخ که به تعبیر بارت حاصل از توطئه‌ی آموزشگاه‌هاست، ضرباهنگِ بازیگر تابعِ تاثیر است و در جهت تاثیرگذاریِ بیشتر گام بر می‌دارد. این نوع بازیگران که امروزه هم کم نیستند به جای ایجاد فضا، به دنبال پرتاب دیالوگ هستند. بارت این امر را حاصل از نگرشی کودکانه تلقی می‌کند که به تماشاگر اعتماد ندارد و بازیگر، تماشاگر را همچون موجوداتی فاقد شعور می‌داند که باید امری را به آنها تفهیم کند.(13) بنابراین از این منظر، بازیگر مسئول است تا تئاتر را درونِ خود بپرورد و مطابق با ضرباهنگِ درونیِ خود و بدونِ توجه به تاثیرگذاری و با تلاش برای ایجاد «امر ویژه» که مبتنی بر خلسه‌ی زمانی است پیش برود. این امر چگونه تحقق می‌پذیرد؟ به این صورت که بازیگر هیچ کاری نکند! سعی نکند که خودش را نشان دهد و فقط به درونِ خود مراجعه کند و مطابق با کلیتِ اثر به پیش برود. اینگونه است که نقش و نمایش را به پیش خواهد برد و مخاطب با آن ارتباط می‌گیرد. بارت در این نقد به مثابه تماشاگری است که بازیِ نامناسب او را از نمایش به بیرون انداخته است و مسئولیت‌ناپذیریِ بازیگر و گروه نمایش در قبال تماشاگر، او را در هنگام تماشا معذّب کرده است. به این ترتیب از این متن می‌توان لزومِ پیوستگی اثر را دریافت. اجرای ژان لوئی بارو نتوانسته به این مهم دست یابد و شامل دست‌اندازهایی است که مخاطب را از باغ آلبالویی که مورد «دیدن» واقع می‌شود به امری بیرونی از اثر نمایشی همچون «باغ آلبالو نوشته آنتوان چخوف»، «باغ آلبالو به کارگردانی ژان لوئی بارو»، «باغ آلبالو با بازیِ پیر برتن» و از این دست تعابیر، پرتاب می‌کند و دائماً پیوستگی اثر نقض می‌شود تا جاییکه چیزی از خودش باقی نمی‌ماند. «پرتاب‌شدگی تماشاگر» امری است که همه‌ی ما در هنگام تماشا به آن دچار می‌شویم و معدود آثاری هستند که می‌توانند ما را با خود نگاه دارند. در واقع هنر، کشاکشِ پرتاب شدن و پرتاب نشدنِ مخاطب است و جدالِ آن در لحظه‌ لحظه‌ی اثر نمایشی وجود دارد. جالب است که برخی همین پرتاب‌شدگی را زمینه‌ای برای بررسی و نقد اثر می‌کنند و نام تفسیر را بر روی آن قرار می‌دهند! به طور مثال بارت در همین متن وقتی از دیرند نام می‌برد ناگهان به حاشیه رفته و چخوف را خالقِ تئاترِ دیرند معرفی می‌کند و تنها کسی که به این موضوع توجه کرده را گابریل مارسل(14) معرفی می‌کند. در حالیکه مارسل فیلسوف اگزیستانسیالیست است و اصلاً چخوف را از حیث هنری بررسی نکرده است! اطلاق عنوان پرطمطراق خالق تئاتر دیرند نیز بیشتر از آنکه در راهِ قابل فهم کردنِ چخوف گام بردارد، بی‌سبب همه چیز را پیچیده می‌کند. اینجاست که بارت خود در مسیری گام بر می‌دارد که منتقد آن است: غیرقابل فهم کردنِ مسائل برای توجیه ماشینیسمِ بورژوایی.
بنابراین آنچه که از این نوشتار بارت مهم است، ویژه شدن امر زمان در این نمایش است. توجه به فاصله‌های بین دو نقطه‌ی زمانی که با اتفاقی ساده، ویژه می‌شوند، لازم به نظر می‌رسد. همچون صحنه‌ی ریختن یک فنجان قهوه. بنابراین عدم توجه به رابطه بازیگر و تماشاگر ممکن است به راحتی، موجب پرتاب شدگی تماشاگر در همین صحنه‌ی ساده گردد به مانند بارت که در هنگام دیدنِ اجرای برونو در این نمایش، این اتفاق را تجربه می‌کند.

3. مکبث: بازیگرِ خودآگاه/ارائه‌ی عصاره‌ی زمانه‌
بارت ابتدا از نمایش‌های ویلار حمایت می‌کرد. اما در جایی دیگر سرخورده شد و با دیدن اجراهای برشت، به سمتِ او چرخش کرد. نقطه‌ی چرخش او نوشته ای است با عنوان «مکبث در تئاتر ملی مردمی» در مورد اجرای ویلار از نمایشنامه شکسپیر به سال 1955 که او را ناامید کرده است. در این نقد بارت ابتدا سیر بازیگریِ ویلار را می‌ستاید و او را راهی میانه در روش استانیسلاوسکی و برشت تلقی می‌کند و به بازیگریِ او عنوان «هنر خودآگاهی» را می‌بخشد. گویی عنوان‌بخشی‌های بارت پایانی ندارد! این عنوان نیز سیرِ فهم را با دشواری همراه می‌کند. منظور بارت آن است که بر خلاف منتقدان سنتی که هنر و آگاهی را در مقابل یکدیگر می‌دیدند و اثری را ارج می‌گذاشتند که در آن بازیگر بتواند به خوبی بازنماییِ دیگری باشد، اما ویلار با بازیِ خود، آگاهیِ مخاطب را بر می‌انگیزد. آگاهی نسبت به چه چیزی؟ او با فاصله‌ای که از نقش نگاه می‌دارد، مخاطب را به خودش آگاه می‌کند. بنابراین اتفاقی که رخ می‌دهد آن است که او عصاره‌ی متحرکِ زمانه‌ی شکسپیر نمی‌شود بلکه روحِ زمانه‌ی خود را عرضه می‌کند. بارت البته کاملاً از ویلار دل بریده و در فرازی از متن، تلاش ویلار در آگاهیِ مخاطب را در نسبت با برشت ناکام می‌داند و می‌گوید که درست است که ویلار توانسته نوعی آگاهی را روی صحنه خلق کند اما فاصله‌گذاریِ برشت بسیار عمیق‌تر و ریشه‌ای‌تر است. زیرا ویلار هنوز تصویر‌کننده‌ی کشمکش‌های تاریخیِ دوگانه‌ی نظم و بی‌نظمی و یا دوگانه‌ی مشروعیت و غصب در دورانِ شکسپیر است.(15) اما از متن بارت می‌توان فهم کرد که مکبث ویلار مکبثی تجسد یافته در مقابل تماشاگر بوده و این بسیار تکان‌دهنده است. بارت اشاره می‌کند که ویلار چه در نقش مکبث، چه هنری چهارم، ریچارد دوم و یا دون ژوان، همیشه گرایش به نوعی خودآگاهی و فاصله از نقش داشته است. متن بارت در واقع دارد از برشت جانبداری می‌کند اما در جهان امروز وقتی آن را می‌خوانیم پی به این نکته می‌بریم که ویلار توانسته بود خود را به صورتی عریان بر روی صحنه حاضر کند و تاثیری عمیق‌تر بر روی مخاطب بگذارد. به این ترتیب، متنِ بارت معکوسِ ایده‌ی او عمل می‌کند. این آگاهیِ عمیق، از نگاه ویلار از مسئله‌ی شناخت بر می‌خیزد. ویلار بر قوه‌ی شناخت در میانِ بازیگر و تماشاگر تاکید می‌کند و اینجاست که مخاطب در دوگانه‌ای گیر می‌افتد که می‌داند که مکبث بر روی صحنه نیست ولی از قبول ژان ویلار در نقش مکبث نیز پرهیز می‌کند. به این ترتیب فضا شکل می‌گیرد و تماشاگر امرِ ویژه‌ی خود را می‌یابد. ویلار نقش را همچون عروسکی خیمه‌شب‌بازی ترسیم می‌کند. گویی خودش در سایه ایستاده و آن را هدایت می‌کند. این فاصله‌ی اندک از نقش اما دیدنی، ما را به آنچه آگاهی از ساحتِ تئاتر است رهنمون می‌کند. ما دیگر با قصه پیش نمی‌رویم بلکه تئاتر از روایت به ایجاد فضا گام برداشته و آگاهی، ما را جلو خواهد برد. این نوع از بازی ویلار با نوع صحنه‌پردازیِ ساده‌ی او که تا آخرین کارش حفظ شد، شاید مکمل همان تفکر آینده باشد که بارت در هنگام دیدن شاهزاده‌ی هامبورگ بیان کرده بود. بنابراین در این نقد از بارت، ارتباط بین مخاطب و اثر ایجاد شده است ولی خودِ مخاطب از پذیرش این امر دوری می‌کند. البته دلیل قانع‌کننده‌ای هم برای آن دارد. چون بازیگرانِ دیگرِ نمایش به کیفیت ویلار نیستند و عملاً ویلار بر روی صحنه تنها می‌ماند. عبارت آخر بارت این است که ناراحتیِ خود را از مکبث، به خاطر انعکاس آگاهی در بازیگری نمی‌داند، بلکه به خاطر تنهاییِ ویلار بر روی صحنه در کنار بازیگرانی است که نوع بازیِ کاملاً مخالف با او را در پیش گرفته‌اند. بنابراین بارت معتقد است که ویلار نتوانسته نوع و روش خود را به دیگران تعمیم دهد و در واقع کنایه‌ای است به اینکه ایده‌ی تئاتر ملی مردمی نیز در جذب عمومی مردم ناکام مانده است و خود به عاملی برای اهداف دولت تبدیل شده است.
نوع نگاه بارت امری درهم تنیده میانِ شرایط سیاسی-اجتماعیِ زمانه‌ی او و برداشتِ فنی مبتنی بر انعکاس امور ویژه در اثر نمایشی است. به این ترتیب می‌توان مسیرهایی از این جهت پیدا کرد که نقد با خودآگاهی می‌تواند از درونِ اثر نمایشی به جامعه نقب بزند و نه آنکه از جامعه و سیاست و ایدئولوژی و تئوری‌های فلسفی اثری را تفسیر کند. بارت در نقدهایش وضعیتی سرگردان در میانِ دوگانه «تلاش برای تعریف» و «تلاش برای دیدن» دارد. مفهوم‌سازی‌هایش تلاش برای نوعی تعریف داشت که راه به جایی نمی‌برد اما امروزه آنچه که از متن‌های بارت برای ما مانده است، بخشی است که مربوط به دیدن‌های اوست. فرازهایی که خودآگاهیِ نقد، میانجیِ مناسبی برای فهم ما از تئاترِ زمانه‌ی او می‌گردد.

ادامه دارد...

پانوشت‌ها:
1. Danto, Arthur C. (1998) After The End Of Art. Princeton University Press. Page 197.
2. τέχνη - Techne
3. ἀρετή – Arete
4. Ludwig Wittgenstein(1889-1951)
5. Jacques Derrida (1930-2004)
6. Roland Barthes (1915-1980)
7. Jean Vilar (1912-1971)
8. Der Prinz von Homburg
9. Heinrich von Kleist (1777-1811)
10. Barthes, Roland (1953) Le Prince de Hombourg au TNP. Les Lettres Nouvelles. OC I, page 248-249.
11. Jean-Louis Barrault (1910-1994)
12. Durée، منظور بارت همان «دیرند خالص» از نظر برگسون است. دیرند جایی است که فرد در بُعدی ورای فضا قرار می‌گیرد. به این ترتیب، فضا در واقع زمانِ کمّی است و زمان اعم از فضاست. دیرند به عنوانِ حرکت زنده‌ی زمانمند، فاقد کمّیت است. به صورت مفصل در «اندیشیدن به ماهیت ناپدید 2: تئاتر و تاملات نظری در چگونگی تحقق اندیشه در آن» روزنامه شرق، 31 فروردین 1399، به این موضوع پرداخته شده است.
13. Barthes, Roland (1954) Propos sur La Cerisaie. Theätre populaire, n° 10, November/December 1954, page 85-92.
14. Gabriel Marcel (1889-1973)
15. Barthes, Roland (1955) Macbeth au TNP. Théâtre populaire. n° 11, janvier-février. Page 89.

- لینک مطلب در روزنامه شرق:
http://sharghdaily.com/fa/main/page/6166/10/%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%8a
- لینک مطلب در مگ ایران:
https://www.magiran.com/article/4048205

* قسمت های قبل:

اندیشیدن به ماهیت ناپدید ۱: تئاتر و تاملات نظری در چگونگی تحقق اندیشه در آن(۱):
https://www.tiwall.com/wall/post/229136

اندیشیدن به ماهیت ناپدید ۲: تئاتر و تاملات نظری در چگونگی تحقق اندیشه در آن(۲):
https://www.tiwall.com/wall/post/229167

اندیشیدن به ماهیت ناپدید ۳: تئاتر و رویاروییِ نظریه و نقد:
https://www.tiwall.com/wall/post/229221

اندیشیدن به ماهیتِ ناپدید ۴: تئاتر و تمایزِ کار هنری و اثر هنری:
https://www.tiwall.com/wall/post/229518

اندیشیدن به ماهیتِ ناپدید ۵: تئاتر و مسئله‌ی پذیرندگی یا عدم پذیرندگیِ رسانه:
https://www.tiwall.com/wall/post/229599
علی عبدالرحیم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زمین از دلبران خالیست یا من چشم و دل سیرم؟
میم سردلی و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فراخوان بیست‌و‌سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران تا تاریخ بیستم خرداد تمدید شد. | عکس
مهلت ارسال آثار بخش مناطق، صحنه، تجربه‌های اجرا و رادیو‌تئاتر جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی تمدید شد
فراخوان بیست‌و‌سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران تا تاریخ بیستم خرداد تمدید شد.
مهلت ارسال آثار بخش مناطق، صحنه، تجربه‌های اجرا و رادیو‌تئاتر جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی تمدید شدفراخوان بیست‌و‌سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران ...
دیدن ادامه ››

مهلت ارسال آثار بخش مناطق، صحنه، تجربه‌های اجرا و رادیو‌تئاتر جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی تمدید شد

فراخوان بیست‌و‌سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران تا تاریخ بیستم خرداد تمدید شد.

به گزارش روابط‌عمومی بیست‌و‌سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران، به‌دلیل تقاضای مکرر دانشجویان و طی بررسی‌های انجام شده و مشورت با دبیران کانون‌های تئاتر دانشگاه‌های مختلف کشور، مهلت ثبت‌نام و ارائه‌ آثار به دبیرخانه جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران به مدت هشت روز و تا 20 خردادماه سال ۱۳۹۹ تمدید شد.

بیست‌و‌‌سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران در آبان ماه سال ۱۳۹۹، به همت اداره کل فرهنگی وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری در بخش های مختلف الف: مناطق «تئاتر صحنه» و ب: سراسری و بین‌المللی «تئاتر صحنه»، «تجربه های اجرا»، «نمایشنامه نویسی (جایزه استاد اکبررادی)، «پژوهش (جایزه فرهاد ناظر زاده کرمانی)»، «ترجمه»، «رادیو تئاتر»، «ماکت صحنه، عکس، پوستر»، و در بخش غیر رقابتی «کارگاه ها و درس گفتارها»، «اساتید»، «بین الملل»، «جشنواره جشنواره ها» و «پایان نامه های برگزیده» ویژه دانشجویان و فارغ التحصیلان برگزار خواهد شد.
فراخوان و اطلاعات تکمیلی در سایت اختصاصی جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی به آدرس اینترنتی  www.iiutf.ir قابل دسترسی است.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کوهی به کوه  دیگری خیره مانده بود
به سنگ ریزه ایی در دور دست
سکوت تو
کسی را به اینجا نیاورده است
و گندمی که سا‌ل‌هاست در سیلو مانده
روح فرسوده اش در دشت
به یال اسبی چسبیده است  وُ
از ملخ ها و موش ها می گریزد.
شیر...
کوهی به کوه دیگری خیره مانده بود
به سنگ ریزه ایی در دور دست
سکوت تو
کسی را به اینجا نیاورده است
و گندمی که سا‌ل‌هاست در سیلو مانده
روح فرسوده اش در دشت
به یال اسبی چسبیده است وُ
از ملخ ها و موش ها می گریزد.
شیر سنگی به پای شکسته اش نگاه می کند
و از بلوط ها سه چیز مانده است:
سنجاب بی بلوط
زاگرس بی بلوط
و من
که صدای گنجشک ... دیدن ادامه ›› در می آورم
برای خاکستر شاخه ها
صدای رود برای خاک.
اندوه را
با پوکه های خالی اندازه گرفتم
با انگشتانم اندیشید‌م
با لب‌هایم اندیشیدم
بر دیوار فرو ریخته‌ی تاریخ
نام چه کسی را بنویسم؟
آب‌ها را کنار زدم
ماهی‌های رودخانه را کنار زدم
مزرعه را کنار زدم
سنگریزه‌ها و استخوان‌ها را کنار زدم
تو،زیر کدام جنازه پنهان شده‌ای سرزمین من؟


زاگرس_بی_گوزن
جعفر میراحمدی و ابرشیر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نهنگ تنها، نخستین نمایش‌نامه‌ی دارای نشان اکبر رادی منتشر شد | عکس
نمایش‌نامه‌ی نهنگ تنها نوشته‌ی مهدی میرباقری:
نهنگ تنها، نخستین نمایش‌نامه‌ی دارای نشان اکبر رادی منتشر شد
نمایش‌نامه‌ی نهنگ تنها نوشته‌ی مهدی میرباقری نخستین نمایش‌نامه‌ی دارای نشان اکبر رادی توسط انتشارات مروارید منتشر شد. به گزارش روابط عمومی بنیاد اکبر رادی، نمایش‌نامه‌ی ...
دیدن ادامه ››

نمایش‌نامه‌ی نهنگ تنها نوشته‌ی مهدی میرباقری نخستین نمایش‌نامه‌ی دارای نشان اکبر رادی توسط انتشارات مروارید منتشر شد.


به گزارش روابط عمومی بنیاد اکبر رادی، نمایش‌نامه‌ی نهنگ تنها نوشته‌ی مهدی میرباقری که در بخش مسابقه‌ی نمایش‌نامه‌نویسی دومین دوره‌ی جشنواره‌ی تئاتر اکبر رادی به عنوان نمایش‌نامه‌ی برتر انتخاب شده و از سوی هیئت داوران این بخش از جشنواره شایسته‌ی دریافت نشان اکبر رادی شده بود، به تازگی توسط انتشارات مروارید به بازار کتاب و نشر راه یافت.


نمایش‌نامه‌ی نهنگ تنها توسط محمد چرم‌شیر، علی عابدی و مهدی کوشکی به عنوان هیئت داوران بخش مسابقه‌ی نمایش‌نامه‌نویسی دومین دوره‌ی جشنواره‌ی تئاتر اکبر رادی مورد ارزیابی و داوری قرار گرفته بود که در آیین پایانی این جشنواره در سوم اسفندماه ۱۳۹۸ به عنوان اثر برتر این بخش انتخاب و معرفی شد.


براساس این گزارش، این نمایش‌نامه با شش شخصیت و به صورت بی‌زمان و بی‌مکان نوشته شده و‌ در ۷۴ صفحه‌ی قطع جیبی به قیمت ۱۳۰۰۰ تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته‌ است.
مهدی میرباقری، نویسنده‌ی نمایش‌نامه‌ی نهنگ تنها پیش از این نیز از چهارمین و پنجمین دوره‌ی همایش ملی رادی‌شناسی، بیست‌وششمین و سی‌اُمین جشنواره‌ی بین‌المللی تئاتر فجر، دومین و ششمین دوره‌ی جشنواره‌ی تئاتر شهر،  نخستین جشنواره‌ی نمایش‌نامه‌نویسی انتشارات افراز ، ششمین جشن انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران، هجدهمین جشنواره‌ی تئاتر دانشگاهی ایران و نخستین جشنواره‌ی ملی نمایش‌نامه‌نویسی بنیاد ادبیات نمایشی ایران به عنوان نمایش‌نامه‌نویس برگزیده انتخاب شده بود و تا کنون هجده نمایش‌نامه نوشته و منتشر کرده است که همه‌ی این آثار توسط ناشرانی هم‌چون انتشارات افراز، ورا، بوتیمار، نمایش، چلچله، کیان‌افراز، کانون نمایش‌نامه‌نویسان خانه‌ی تئاتر و مروارید به زیور طبع آراسته شده است. از مهدی میرباقری هم‌چنین یک رمان با نام ایستادن روبه‌روی عقربه‌های کج توسط انتشارات مروارید و یک مجموعه داستان با عنوان خیانت و داستان‌های دیگر توسط انتشارات افراز منتشر شده است.


روابط عمومی بنیاد اکبر رادی

جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یونان ورود برخی گردشگران را ممنوع کرد | عکس
یونان ورود برخی گردشگران را ممنوع کرد
کشور یونان فهرستی شامل ۲۹ کشور منتشر کرد که گردشگران آنها می‌توانند برای سفر به این کشور اقدام کنند. به گزارش  رویترز، با از سرگیری تدریجی فعالیت‌های گردشگری در برخی کشورها، ...
دیدن ادامه ››

کشور یونان فهرستی شامل ۲۹ کشور منتشر کرد که گردشگران آنها می‌توانند برای سفر به این کشور اقدام کنند.

به گزارش  رویترز، با از سرگیری تدریجی فعالیت‌های گردشگری در برخی کشورها، یونان نیز فهرستی از ۲۹ کشور منتشر کرد که گردشگران آن‌ها می‌توانند از تاریخ ۱۵ ژوئن (۲۶ خرداد) به این کشور سفر کنند. 

آلمان، اتریش، دانمارک، نروژ، سوئیس،ژاپن، چین، کرواسی، نیوزلند، استونی، مجارستان، کره‌ جنوبی، جمهوری چک و فنلاند از جمله این کشورها هستند که بر اساس اعلام دولت یونان مجاز به ورود به این کشور هستند. 

نکته جالب ممنوعیت ورود گردشگران بریتانیایی و اسپانیایی به یونان تا اطلاع ثانوی است. اسپانیا و انگلیس از جمله کشورهایی هستند که بیشترین آمار ابتلا به ویروس کرونا در چند مدت اخیر به ثبت رسانده‌اند. 

نامی از کشور ایران نیز در میان ۲۹ کشور واجد شرایط سفر به یونان دیده نمی‌شود. 

یونان با اتخاذ به موقع تدابیر قرنطینه‌ای تنها ۳ هزار مورد ابتلا به ویروس کرونا را به ثبت رسانده که عددی کم نسبت به دیگر کشورهای اتحادیه اروپا محسوب می‌شود. سال گذشته ۳۳ میلیون گردشگر به یونان سفر کردند و درآمد ۱۹ میلیارد یورویی را برای این کشور به ارمغان آوردند.

منبع: ایسنا

میم سردلی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همکاری خانه نمایش دا با گروه تئاتر سه گانه | عکس
تولید آثار نمایشی در برنامه برترین تماشاخانه جشنواره تئاتر فجر
همکاری خانه نمایش دا با گروه تئاتر سه گانه
به گزارش روابط عمومی خانه نمایش دا، این مرکز هنری پس گذار از دوران قرنطینه کرونایی و تعطیلی طولانی مدت تماشاخانه‌های تئاتر، با رویکردی تازه در عرصه تولید آثار نمایشی سال جدید تئاتر را همزمان ...
دیدن ادامه ››

به گزارش روابط عمومی خانه نمایش دا، این مرکز هنری پس گذار از دوران قرنطینه کرونایی و تعطیلی طولانی مدت تماشاخانه‌های تئاتر، با رویکردی تازه در عرصه تولید آثار نمایشی سال جدید تئاتر را همزمان با بازگشایی سالن‌های نمایش آغاز می نماید.

خانه نمایش دا پس از موفقیت دو سالانه خود در جشنواره بین المللی تئاتر فجر و دریافت نشان بهترین تماشاخانه خصوصی به واسطه تولید آثار هنری و پژوهش محور، رسالت سنگین‌تری بر دوش خود احساس کرده و حال با تغییراتی عمده در بخش مدیریت و اجرا در جهت حمایت از گروه‌های جوان و مستعد تئاتر و تمرکز بر تولید و تهیه تئاتر گام بر‌می‌دارد.

کسری شاهینی ریاست خانه نمایش دا با اشاره به رویکرد تولیدمحور این نهاد هنری از شروع فصلی تازه در روند فعالیت‌های خانه نمایش دا خبر داده است، وی با اشاره به دورنمای ایجاد یک کمپانی بین المللی تئاتر ازگروه های جوان و مستعد عرصه هنر نمایش دعوت به همکاری نموده است.

خانه نمایش دا سال جدید کاری خود را با همکاری با گروه تئاتر سه گانه به سرپرستی رها حاجی زینل و علی صفری آغاز کرده و قصد دارد پس از بازگشایی تماشاخانه های تئاتر با تایید ستاد ملی مبارزه با کرونا در جهت تولید آثار نمایشی در سبک‌های متفاوت قدم برداشته و از اجرامحور صرف این مرکز فاصله بگیرد.

خانه نمایش دا با رویکرد تولید محور و در جهت ایجاد آثاری فرامتنی و فرامرزی با ایده های خلاقانه و بدعت گذاری در سبک‌های نمایشی پا در عرصه تهیه آثار نمایشی گذاشته و از گروه های جوان و مستعد تئاتر دعوت می کند تا در این مسیر به اعتلای هرچه بیشتر این هدف یاری کنند.

این مرکز نمایشی سال جدید تئاتر پس از بازگشایی را با تغییراتی عمده در ساختار فیزیکی خود آغاز خواهد کرد، شاید دوران قرنطینه کرونا به تعطیلی اکثریت مراکز هنری ختم شده اما خانه نمایش دا فرصت را مغتنم شمرده تا با ایجاد فضایی متفاوت نسبت به گذشته از لحاظ مدیریت و امکانات اجرایی میزبان هنردوستان باشد.

علاقمندان به همکاری با این مجموعه هنری می توانند علاوه بر حضور در مجموعه از طریق سایت خانه نمایش نیز برای همکاری در سال جدید تئاتر اعلام آمادگی نمایند

پویا فلاح این را خواند
علی صفری و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طبیعت بهاری دشت مغان
شهرستان «گرمی» با طبیعتی بکر و چشم‌نواز و آثار متعدد تاریخی از جمله مناطق گردشگری کمتر شناخته شده استان اردبیل است.بخش زیادی از مناطق شهرستان گرمی به ویژه در بخش مرزی موران را ...
دیدن ادامه ››

شهرستان «گرمی» با طبیعتی بکر و چشم‌نواز و آثار متعدد تاریخی از جمله مناطق گردشگری کمتر شناخته شده استان اردبیل است.
بخش زیادی از مناطق شهرستان گرمی به ویژه در بخش مرزی موران را طبیعت سرسبزی تشکیل می‌دهد که به سرزمینی دو بهار معروف است. منطقه‌ای که در فروردین، اردیبهشت و شهریور ماه دشت‌هایش مملو از گل‌های بهاری و رنگارنگ می‌شود.
بخش مرزی و زیبای موران در شهرستان گرمی با ۶۳ روستا سرسبزترین نوار مرزی شمال غرب کشور محسوب می‌شود.

عکس: محمد دشتی / مهر



طبیعت بهاری دشت مغان | عکس طبیعت بهاری دشت مغان | عکس طبیعت بهاری دشت مغان | عکس طبیعت بهاری دشت مغان | عکس ... دیدن همه عکس‌ها ››
حالا هی بگید نباید عکاسی بشه من در مقابلتان میایستم و میگم باید با صدایی بلند تر از قبل شاترها بنوازند و نعره بزنند😂.
و عکسایی که از اجرای حمیدرضا مرادی گرفتم ارائه میدهم تا دلتنگتر از قبل برای تاتر بشید😂... حالا هی بگید نباید عکاسی بشه من در مقابلتان میایستم و میگم باید با صدایی بلند تر از قبل شاترها بنوازند و نعره بزنند😂.
و عکسایی که از اجرای حمیدرضا مرادی گرفتم ارائه میدهم تا دلتنگتر از قبل برای تاتر بشید😂...
حالا هی بگید نباید عکاسی بشه من در مقابلتان میایستم و میگم باید با صدایی بلند تر از قبل شاترها بنوازند و نعره بزنند😂.
و عکسایی که از اجرای حمیدرضا مرادی گرفتم ارائه میدهم تا دلتنگتر از قبل برای تاتر بشید😂
فقط خواستم عکس گذاشتن و تست کنم 😉
خوب البته به عکاس اش بستگی داره رویا جان....چون شمایید و الان‌کرونایی است اشکال نداره 😊
۹ ساعت پیش
ابرشیر
خوب البته به عکاس اش بستگی داره رویا جان....چون شمایید و الان‌کرونایی است اشکال نداره 😊
لطفتون مستدام نسبت به من😂
شانس و اقبال منم دوربینم صداش کمه
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپهر
درباره کتاب بیدارخوابی i


ما که خودمان را پنهان می کنیم
در تابستان
در چمدان های نقره ای
در سفرهایی به شمال
در عکس های دسته جمعی
در باران
در شادی مرطوب دریایی در رامسر

رنج
چگونه آدرس ها را پیدا می کند؟



« محسن بیدوازی »
از کتاب بیدارخوابی
نشر مایا
نمایشنامه «مربع» توسط انتشارات آماره راهی بازار نشر می‌شود. | عکس
نمایشنامه «مربع» توسط انتشارات آماره راهی بازار نشر می‌شود.
نمایشنامه «مربع» به نویسندگی «علی صفری» توسط انتشارات آماره تابستان امسال در دو قالب فیزیکی و دیجیتال راهی بازار نشر خواهد شد.«مربع» با مقدمه‌ای از دکتر ...
دیدن ادامه ››


نمایشنامه «مربع» به نویسندگی «علی صفری» توسط انتشارات آماره تابستان امسال در دو قالب فیزیکی و دیجیتال راهی بازار نشر خواهد شد.

«مربع» با مقدمه‌ای از دکتر حامد سلیمان‌زاده، برداشتی آزاد از رمان میرا نوشته «کریستوفر فرانک» است که برای اولین بار به صورت نمایشنامه در کشور در دسترس اهالی تئاتر قرار می‌گیرد. آشویتس زنان، کرونوس، آخرین نبرد، برلین ساعت ده و ده دقیقه، جایزه، فرمالیته از دیگر آثار نمایشی هستند که تاکنون صفری به نگارش در آورده است.

نمایشنامه مربع در دومین جشنواره فرهاد ناظرزاده کرمانی نشان برترین اثر را از آن خود کرده است. طراحی جلد کتاب این نمایشنامه توسط امین قنبری طراح و گرافیست برتر جشنواره تئاتر فجر انجام شده است. نمایشنامه مربع تابستان امسال به صورت کاغذی و همچنین به صورت دیجیتال راهی بازار نشر می‌شود.

نمایشنامه آشویتس زنان به نویسندگی علی صفری سال گذشته توسط انتشارات آماره به چاپ رسید و توانست با رونمایی در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران مورد استقبال علاقمندان ادبیات قرار گیرد.

علی صفری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گنبد سلطانیه

آدرس: استان زنجان، شهر سلطانیه، میدان علامه حلی، بلوار علامه حلی، خیابان گنبد
مسیردسترسی: اتوبان تهران- زنجان بعد از ابهر، خروجی شهر سلطانیه. بلافاصله بعد از خروج از اتوبان، گنبد فیروزه ای رنگ سلطانیه از... گنبد سلطانیه

آدرس: استان زنجان، شهر سلطانیه، میدان علامه حلی، بلوار علامه حلی، خیابان گنبد
مسیردسترسی: اتوبان تهران- زنجان بعد از ابهر، خروجی شهر سلطانیه. بلافاصله بعد از خروج از اتوبان، گنبد فیروزه ای رنگ سلطانیه از...
گنبد سلطانیه

آدرس: استان زنجان، شهر سلطانیه، میدان علامه حلی، بلوار علامه حلی، خیابان گنبد
مسیردسترسی: اتوبان تهران- زنجان بعد از ابهر، خروجی شهر سلطانیه. بلافاصله بعد از خروج از اتوبان، گنبد فیروزه ای رنگ سلطانیه از دور دست به چشم می خورد.
از مرکز تهران تا محل گنبد با خودرو سواری حدود 300 کیلومتر مسیر است که تقریبا بدون توقف سه ساعت و پانزده دقیقه زمان لازم دارد.
هزینه ورودی: 3000 تومان
تلفن تماس:
02435823205
02435823277
بازدید همه روزه به جز ایام سوگواری

این گنبد با ارتفاع 48 متر سومین گنبد مرتفع جهان بعد از گنبد کلیسای سانتاماریا دلفیوره ... دیدن ادامه ›› ایتالیا و مسجد ایاصوفیه استانبول است. بزرگترین گنبد در ایران و آسیا محسوب می شود. در بیشتر متون به عنوان بزرگترین گنبد آجری جهان از آن یاد می شود که صحیح نیست. بلکه ظاهرا دومین گنبد بزرگ آجری جهان است. اما اولین گنبد در جهان است که به صورت دو پوسته ساخته شده. این گنبد با وزن حدود 1600 تن بیش از 700 سال است که پابرجاست.
این بنا به دستور سلطان محمد خدابنده یا الجایتو از ایلخانان مغول ساخته شد تا به عنوان آرامگاه خودش مورد استفاده قرار گیرد. هر چند محل دفن او به درستی مشخص نیست. این بنا در سه طبقه ساخته شده و در آن قسمت های تربت خانه و سردابه دیده می شود. در ساخت تربت خانه از خاک نجف و کربلا استفاده شده. این بنا با ارتفاع 48 متر در مدت 10 سال (703 تا 713 قمری) ساخته شده و در ساخت آن 3000 نفر مشارکت داشته اند.
- این بنا در سال 1384 به عنوان هفتمین اثر ایرانی به عنوان میراث جهانی یونسکو ثبت شده است
- در میان بنا های باستانی ایران، منحصرا در این بنا از رنگ قرمز (اخرایی) در گچبری های استفاده شده است.
- نکته مهم نقش عدد هشت در ساخت این بناست. گنبد 48 متری سلطانیه دارای هشت ایوان بر روی نقشه ای هشت ضلعی با هشت مناره و در ابتدای قرن هشتم و توسط هشتمین ایلخان مغول ساخته شده است.
- خوشبختانه راهنما در محل حضور دارد که در صورت درخواست توضیحات کافی ارائه می دهد. همچنین بروشور مجموعه از محل بلیط فروشی قابل تهیه است.


- جاذبه های گردشگری اطراف
خانقاه چپلی اوغلو (منسوب به نوه مولانا) ضلع جنوبی مجموعه گنبد سلطانیه
مقبره ملا حسن کاشی 2 کیلومتر
معبد اژدها به عنوان تنها معبد بودایی در ایران 17 کیلومتر
آرامگاه قیدار نبی در شهر قیدار 42 کیلومتر

- همچنین با ادامه مسیری 100 کیلومتری (حدود یک ساعت و چهل وپنج دقیقه) و بعد از عبور از شهر قیدار می توانید از غار زیبای کتله خور هم بازدید کنید. در یک برنامه یک روزه و فشرده میتوان از گنبد سلطانیه، آرامگاه قیدار نبی و غار کتله خور بازدید کرد.

خیلی دلم سفر میخواد ولی همش فکر میکنم این تعطیلی پیش رو همه جا خیلی شلوغ بشه :(
خیلی خیلی جای دیدنیه با یک حس خوب و عالی مخصصوصا که چند درجه ای هم از تهران خنک تره اون منطقه و الان از قزوین تا زنجان هم جاده بسیار زیبا و سبز و دیدنیه ... اگر کرونا بذاره البته! میشه با غار کتله خور هم در یک روز برنامه گذاشت.
زهره مقدم
خیلی دلم سفر میخواد ولی همش فکر میکنم این تعطیلی پیش رو همه جا خیلی شلوغ بشه :(
البته این مسیر خیلی ترافیک نداره.اما مسیر برگشت، روز جمعه حوالی کرج ترافیک سنگین میشه. گنبد سلطانیه روزهای سوگواری تعطیل هست. از باز بودن غار و گنبد ( با توجه به محدودیت های مربوط به کرونا) مطمئن بشین.
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جیاچینو در ساخت موسیقی از صدای سازهای ابداعی و نا متعارفی چون نواختن بر قطعات آویزان مخزن سوخت هواپیما استفاده کرده‌است.
Ali
درباره کتاب استبداد در ایران i
با تشکر از نیلوفر خانم که برگه کتاب را ساختند .

کتاب استبداد در ایران نوشته حسن قاضی مرادی چاپ سوم 1387

به جای مقدمه :
انسان به عنوان ذهن شناسنده [ = سوژه ] در گذار دایمی از نادانستگی به دانستگی متحقق می شود .گذاری که بر امده ی پرسشگری انسان و پاسخهای او به این پرسش ها و نیز باز تولید این پرسش ها و پاسخ ها در روند بی پایان پرسشگری ... دیدن ادامه ›› است ...

پزسشگری مستلزم دو احساس انسانی حیرت و تردید است...

آگاهی از نادانستگی، نقطه آغاز فلسفه بود . پرسشگری عمدتا بر محور حیرت ممکن شد . افلاطون از زبان سقراط گفته است که حیرت آغاز فلسفه است...

با ارسطو تبین فلسفه جهان مادی اهمیت عمده ای یافت و همین تبیین ، در تلفیق با غایت مداری کلام مسیحی ، فلسفه ای را بر بنیان پاسخهای دینی برای دوران قرون وسطی رقم زد . در این دوران فلسفه با محور قرار دادن پاسخ های کلامی ، با موجودیت خود که پرسشگری بود در تضاد قرارگرفت...

دکارت به نفی این فلسفه از طریق به پرسش در آوردن آن ، مبتنی بر شک و تردید اقدام کرد . در این نفی او قطعیتی جز این نیافت که : من می اندیشم پس هستم ...

شک کردن در همه چیز و به پرسش در آوردن هر موضوعی ، بنیان پیشرفت و تعالی انسان است.

حیرت به پرسش در آمده، اغاز شناخت است . پرسش آشنایی زداست و انسان را به شناخت واقعی رهنمون می گردد.

ادامه خواهد داشت...

پ .ن : سعی کردم خلاصه به گونه ای باشد که انسجام مطالب حفظ شود بلکه اگر علاقه مندی شرایط خواندن کتاب را نداشت ، بهره ای از این خلاصه ببرد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این روزا خیلی به روزایی که میگفتیم روزای بهتر میان فکر میکنم چون همون روزا روزای بهتر مون بودن
پوریا صادقی، زهره مقدم، جعفر میراحمدی و bahar این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدیران نخستین جشنواره بین المللی مجازی تئاتر عروسکی دانشجویان معرفی شدند  | عکس
مدیران نخستین جشنواره بین المللی مجازی تئاتر عروسکی دانشجویان معرفی شدند
مدیران نخستین جشنواره جشنواره بین المللی مجازی تئاتر عروسکی دانشجویان که با رویکرد تئاتر عروسکی ایده محور و با همکاری و حمایت انجمن نمایشگران عروسکی خانه تئاتر، خانه عروسک، دانشکده هنرهای نمایشی ...
دیدن ادامه ››

مدیران نخستین جشنواره جشنواره بین المللی مجازی تئاتر عروسکی دانشجویان که با رویکرد تئاتر عروسکی ایده محور و با همکاری و حمایت انجمن نمایشگران عروسکی خانه تئاتر، خانه عروسک، دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران و موسسه فرهنگی هنری تماشاگان برگزار میشود ، معرفی شدند.

 پوپک عظیم پور پژوهشگر و استاد دانشگاه به عنوان مسئول شورای سیاست گزاری، بهرام بهبهانی کارگردان و استاد دانشگاه به عنوان استاد مشاور جشنواره و پیشنهاد دهنده جشنواره، سلما محسنی اردهالی پژوهشگر وکارگردان تئاتر و استاد دانشگاه و مرجان پورغلامحسین کارگردان تئاتر به عنوان مسئولان امور بین الملل و امور کارگاه ها، زینب لک کارگردان و پژوهشگر تئاتر و رسانه به عنوان مدیر رسانه و مهشید موسوی دانشجوی تئاتر عروسکی به عنوان دبیر جشنواره معرفی شدند.

از اعضا همراه کننده این جشنواره می توان به فریما رضاییان مدیر اجرایی، درنا رشیدزاده مدیر مالی، ملیحه جعفری مسئول روابط عمومی ،کیانا شهروزی و حدیث تشنیزی به عنوان همکاران روابط عمومی و الیکا شفیعی به عنوان دستیار اجرایی می توان اشاره کرد.

گفتنی است، با توجه به استقبال از این جشنواره شورای سیاست گذاری تصمیم گرفت بخش غیر دانشجویی (اساتید ،پیشکسوتان و غیردانشجویان ) را به این جشنواره اضافه کند و دراین بخش از ۳ کارگردان بدون اولویت تقدیر خواهند شد .



برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ﺗﻘﺎﺭﻥ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩِ ﻣﺎ ﻭ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﻣیﺟﯽِ ﮊﺍﭘﻦ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺭﻓﺘﻨﺪ؛ ﺍﺭﻭﭘﺎﯼِ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺻﻨﻌﺘﯽ. 

ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮ، ﻧﮕﺮﺷﯽ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻣﺎﻣﺪﺍﺭﺍﻥ ﺩﻭ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻪﻭﺟﻮﺩ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ. ﻣِﯽﺟﯽ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ، ﺳﻪ ﻫﯿﺎﺕ ﺑﺎ ﺳﻪ ﻣﺎ...
ﺗﻘﺎﺭﻥ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩِ ﻣﺎ ﻭ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﻣیﺟﯽِ ﮊﺍﭘﻦ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺭﻓﺘﻨﺪ؛ ﺍﺭﻭﭘﺎﯼِ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺻﻨﻌﺘﯽ.

ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮ، ﻧﮕﺮﺷﯽ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻣﺎﻣﺪﺍﺭﺍﻥ ﺩﻭ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻪﻭﺟﻮﺩ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ. ﻣِﯽﺟﯽ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ، ﺳﻪ ﻫﯿﺎﺕ ﺑﺎ ﺳﻪ ﻣﺎﻣﻮﺭﯾﺖ ﻭﯾﮋﻩ ﺑﻪ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ . ﯾﮏ ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﮐﻨﮑﺎﺵ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﭼﻨﺪ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺜﻞ ﺑﻠﮋﯾﮏ ﻫﻠﻨﺪ، ﺁﻟﻤﺎﻥ، ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺷﺪ.

ﮔﺮﻭﻩ ﺩﻭﻡ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎ ﻭ ﻧﺤﻮﮤ ﺍﺟﺮﺍﯾﯽ ﺷﺪﻥ ﺁﻥ ﺷﺪ ﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺳﻮﻡ ﻫﻢ ﻣﺎﻣﻮﺭﯾﺖ ﯾﺎﻓﺖ ﺗﺎ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﻣﺘﺪﺍﻭﻝ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﯿﺮﻧﺪ. ﺑﻪﻫﺮ ﺳﻪ ﮔﺮﻭﻩ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﺎﻣﻮﺭﯾﺖ ﻭﯾﮋﻩ ‏«ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻧﻈﺎﻡ ﺣﮑﻮﻣﺘﺪﺍﺭﯼ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎ ‏» ﻧﯿﺰ ﻣﺤﻮﻝ ﺷﺪ.

ﺍﻣﺎ ﺭﻫﺎﻭﺭﺩ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦﺷﺎﻩ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﺍﺭﻭﭘﺎ، ﺳﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﻮﺩ. ﺍﻭ ﺳﺎﻟﻦ ﻧﻤﺎﯾﺶ ‏«ﺁﻟﺒﺮﺕ ﻫﺎﻝ ‏» ﺭﺍ ﺩﺭ ﻟﻨﺪﻥ ﺩﯾﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﻮ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺍﻟﮕﻮﺑﺮﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ، ‏« ﺗﮑﯿﻪ ﺩﻭﻟﺖ ... دیدن ادامه ›› ‏» ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺍﺣﺪﺍﺙ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﮔﺮﻭﻩﻫﺎﯼ ﺗﻌﺰﯾﻪ ﻫﻨﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪﻧﻤﺎﯾﺶ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ

ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﻭﻣﺶ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪﺭﺳﻢ ﺭﻗﺼﻨﺪﻩﻫﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ، ﺯﻧﺎﻥ ﺣﺮﻣﺴﺮﺍ، ﺩﺍﻣﻦﻫﺎﯼ ﭼﯿﻦﺩﺍﺭ ﺑﭙﻮﺷﻨﺪ. ﻭ ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ‏«ﺳﺮﺳﺮﻩ‏» ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺸﻮﺭ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﺯﻧﺎﻥ ﺣﺮﻣﺴﺮﺍ ﺑﯿﻔﺘﺪ

ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﻣِیﺟﯽ ﺑﺎ ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ ﮔﺰﺍﺭﺵﻫﺎﯼ ﺳﻪﻫﯿﺎﺕ، ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻗﺪﻡ ﮊﺍﭘﻦ ﺭﺍ ﺑﻪﻫﺸﺖ ﻗﺴﻤ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺮﺩ، ﺩﺭ ﻫﺮ ﻗﺴﻤﺖ ۲۰۰ﻣﺪﺭﺳﻪ، ۳۰ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﺎﺳﯿﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻋﺠﯿﺐ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥﺳﺎﻝﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺣﺴﻦ ﺭﺷﺪﯾﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺎﺳﯿﺲ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﻪ ﻓﻼﮐﺖ ﻭ ﺑﯿﭽﺎﺭﮔﯽ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺪﺍﺭﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ، ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﺑﻪﺷﻬﺮ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯽﺑﺮﺩ ﻭ ﻧﻬﺎﯾﺘﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﻌﻘﯿﺐ ﻭ ﮔﺮﯾﺰﻫﺎ ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺪ ۱۵ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺴﺎﺯﺩ .
کانال دیپلماسی
جعفر میراحمدی و میم سردلی این را خواندند
Samira، نیکا، امیرمسعود فدائی و صبا صالحیان این را دوست دارند
با این تاریخ درخشان توقمون از این مملکت زیاده :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعلام اسامی چکیده‌های منتخب سمینار «مطالعات تاریخی تئاتر و درام ایران» | عکس
کانون تئاتر دانشگاهی اداره‌کل هنرهای نمایشی منتشر کرد
اعلام اسامی چکیده‌های منتخب سمینار «مطالعات تاریخی تئاتر و درام ایران»
اسامی چکیده‌های منتخب در بخش مقالات ارائه‌شده به «سمینار مطالعات تاریخی تئاتر و درام ایران» اعلام شد.به گزارش روابط‌عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، طبق اعلام کانون ...
دیدن ادامه ››

اسامی چکیده‌های منتخب در بخش مقالات ارائه‌شده به «سمینار مطالعات تاریخی تئاتر و درام ایران» اعلام شد.

به گزارش روابط‌عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، طبق اعلام کانون تئاتر دانشگاهی این اداره‌کل، «سمینار مطالعات تاریخی تئاتر و درام ایران» بعد از برقراری شرایط عادی و بازگشایی تالارهای تئاتری برگزار خواهد شد. برگزارکنندگان این سمینار که به دلیل شرایط متاثر از شیوع بیماری کرونا در اسفند سال ۹۸ برگزاری آن را معلق کردند در انتظار رفع محدودیت‌ها در برگزاری اجتماعات‌اند.
از این رو هیات‌علمی سمینار، مهدی نصرالله‌زاده و علی تدیّن در بخش مقالات ارائه‌شده، چکیده‌های منتخب را بدون اولویت به شرح زیر اعلام کردند:

- آمفی‌تئاترهای سلوکی و فرضیه‌ میراث هلنی نمایش در ایران/ آرمان قنبری
-بررسی هویت‌یابی تاریخی تئاتر در ایران با ظهور تاریخ‌نگاری کتب تاریخ نمایش/ هدی کرمی
-پیوند تئاتر و شعر نوی فارسی در زبان دراماتیک یا مسیر شعر در تئاتر ایران: دراماتیک‌کردن زبان فارسی/ فرحان سنبل‌دل
-تکوین زیرمیدان مستقل تئاتر در ایران در دوره‌ ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷/ پویا جدیدی
-جایگاه و نقش تغییرات اجتماعی و اقتصادی (خصوصی‌سازی) در شکل‌گیری میدان پویای تئاتر در ایران/ فرشته رازقی
-زنان اندرونی قاجار و نمایش‌های انتقادی شادی‌آور/ سپیده شمس
-ساخت پست‌دراماتیک متن نمایشی و ارتباط آن با فرایند تکرار تاریخی: مطالعه‌ نمایشنامه‌های بهمن فرسی به‌مثابه‌ مطالعه‌ یک تاریخ‌نگاری گسست‌محور/ مهسا شیدانی
-شیوه‌های تنبیه وشخصیت‌های مطرود در ادبیات نمایشی دهه‌ پنجاه ایران/ احسان شادمانی
-مطالعه‌ تطبیقی بدن سیاسی در نمایش‌نامه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده و میرزاآقا تبریزی با تکیه بر مفهوم زیست‌ـ سیاست/ مهین بهزادی‌مهرداد
-نقاشان، رهبران جریان پرفورمنس در ایران پیش از انقلاب/ غزاله بداقی


مولفان چکیده‌های منتخب می‌بایست تا تاریخ جمعه ۶ تیرماه ۱۳۹۹ فایل word متن سخنرانی خود را به ایمیل کانون تئاتر دانشگاهی به نشانی Universitycenter@theater.ir  ارسال کنند.

به محض تغییر در شرایط محدودیت‌های مذکور، چگونگی برگزاری سمینار اعلام خواهد شد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آکادمی علوم و هنرهای سینما که به اختصار با نام اسکار شناخته می‌شود، اعلام کرد که نود و چهارمین دوره جوایز سالانه آکادمی، در تاریخ 27 فوریه 2022 (8 اسفند 1400) برگزار خواهد شد.


پیش از این آکادمی اعلام کرده بود اسکار سال 2021 نیز در تاریخ 28 فوریه (9 اسفند 1399) برگزار می‌شود. اسکار سال آینده هم در 9 فوریه 2020 (20 بهمن) برگزار خواهد شد.


در کنفرانس خبری که برگزار شد آکادمی و شبکه ABC اعلام کردند که به دلیل برگزاری المپیک 2020، برگزاری مسابقات سالانه فوتبال آمریکایی و همچنین تعطیلات ملی اسکار 2021 و 2022 در آخرین یکشنبه فوریه برگزار خواهد شد.تاریخ‌های مراسم سال‌های آینده نیز در حال ارزیابی است.

گفتنی است؛ رئیس کمپانی ABC اینترتینمنت، کاری بروک، ... دیدن ادامه ›› ماه گذشته اعلام کرده بود که مراسم امسال می‌تواند همانند دوره گذشته بدون مجری برگزار شود :(

این آکادمی همچین روسای خود در بخش‌های مختلف را اعلام کرد که از جمله آن‌ها می‌توان به انتخاب مجدد اسپیلبرگ در بخش کارگردانی اشاره کرد.

بخش‌های دیگر نیز عبارتند از: الن کوراس در بخش تصویربرداری، روت الین کارتر بخش طراح لباس، دونا گیگ لیوتی در بخش تهیه کننده اجرایی، هاوارد برگر در بخش گریم و آرایش مو، جنیفر یو نلسون در بخش فیلم کوتاه و انیمیشن بلند، اریک راث در بخش نویسندگان، لورا درن در بخش بازیگران، راجر راس برای بخش مستند. تنها بخشی که انتخابات آن انجام شد ولی به نتیجه نرسید، بخش تدوین بود که دوباره در تاریخ‌های 17 و 18 (27 و 28 خرداد) انتخابات آن انجام می‌شود.
خبر آنلاین
celine، رویا کاظمی، پویا فلاح و علی عبدالرحیم این را خواندند
فرزاد جعفریان و پوریا صادقی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قصه چنارهای تهران
با گسترش و رشد تهران خیلی از آثار گذشته این شهر یا از بین رفته‌اند و یا به کلی تغییر کرده‌‌اند، اما یکی از شاخص‌هایی که بتوان آن را بخشی از هویت تهران نامید درختان «چنار» ...
دیدن اطلاعات ››

با گسترش و رشد تهران خیلی از آثار گذشته این شهر یا از بین رفته‌اند و یا به کلی تغییر کرده‌‌اند، اما یکی از شاخص‌هایی که بتوان آن را بخشی از هویت تهران نامید درختان «چنار» در سطح شهر هستند. این درختان سالیان زیادی است که در این شهر رشد کرده‌اند و زیبایی دو چندانی به آن بخشیده‌اند.

سید حامد حسینیان، زهره مقدم، رویا کاظمی و بهزاد هندی این را دوست دارند
حیف و صد حیف که سرهای بریده این چنارها رو بی جرم و بی جنایتشون در خیابونهای مختلف به خصوص ولی عصر می بینیم.
فیلم مستند «چنارستان» به کارگردانی هادی آفریده هم درمورد آثار و چنارهای خیابون ولی عصر هست و خیلی جالبه.
درخت چنار بومی تهران است. اما متاسفانه به دلیل کاهش سطح آب های زیر زمینی، حفر مترو و ساخت و ساز ها بسیاری از آنها خشک شده اند.
بهزاد هندی
درخت چنار بومی تهران است. اما متاسفانه به دلیل کاهش سطح آب های زیر زمینی، حفر مترو و ساخت و ساز ها بسیاری از آنها خشک شده اند.
و البته بالاتر از همه اینها اونچه که در این مملکت رایجه: بلد نبودن مدیریت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بودن یا نبودن مسئله این نیست!
از امروز صبح تئاتر درد فیزیکی دیدم....
کبد و نارسایی کبد...
خونریزی داخلی و کلافگی یک مرد..
آنژیوکد و یک واحد خون را پاره کرد..
اختلال حواس و ..... هذیان و....
و غیره و غیره..
و درد و ناله..
با باند دستش را به لبه تخت بستند که سرم
داروها را پاره نکنه و دست من تو دستهاش
گه اجازه ندهم باندهایی که ۳ بار درآورده دوباره
در ... دیدن ادامه ›› بیاره....
محمد مجللی به یاد توام...
متاسفانه پدرم زنده می مونه و کابوس های یکسال
اخیر بطرز بدتری داره محقق میشه...
بودن یا نبودن مسئله این نیست...
سالم زیستن مساله این است...
تنها یک امید دارم برای خودم اُتانازی ...
چقد ناراحت شدم...نه از سر تعارف...

یاد دو سه سال آخر مادربزرگم افتادم...که چقد همه اذیت شدیم و خودش...

امیدوارم آرامشت رو زود به دست بیاری کیانی جان...
محمد جان تسلیت و ابراز همدردی ، حیف که پام تو گچه وگرنه باید خدمت میرسیدم ، عذر منو پذیرا باش
۵۲ دقیقه پیش
محمد کارآمد
محمد جان تسلیت و ابراز همدردی ، حیف که پام تو گچه وگرنه باید خدمت میرسیدم ، عذر منو پذیرا باش
ای بابا..
امیدوارم زودتر بهتر شدی..
۲۸ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(احیانا برای دوستانی که مطلع نشدن) این اجرا رو میشه از لینک زیر (برای چند روز) رایگان دید:
https://www.youtube.com/watch?v=RpWCGkOe1ig
دم گروه تئاتر 84 گرم :)
ممنون محمد جان
سپهر
ممنون محمد جان
قربانت سپهر جان.
البت ببخشید پا تو کفشت کردم :)))))
محمد ونائی
قربانت سپهر جان. البت ببخشید پا تو کفشت کردم :)))))
نفرمایید قربان
قبلی رو که نشد ببینم اینو ایشالا فردا می بینم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و زمین های پوشیده با برف
می آیند از پی هم
که در آنها می رویند هر لحظه
گلهایی آبی رنگ

و سپیدی به آبی می گراید اندک اندک
چون آسمانی آبی
که در خود دارد لکه هایی بیشمار از ابر
و هر لحظه در حرکتند آرام
ابرها نه!
لیک خطوط آسمان، بر ابرهای ساکن حیران!
که تنگ تر می کنند فضای ابرها را

و هر لحظه بیش از پیش ابرها رو به زوالند
چون برف در حال آب شدن
از قدم های مدام خودکار

سال 1397✍🏻
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مضرات دخانیات
نویسنده: آنتون چخوف
بازیگر: رحمان عزیزی
گروه تئاتر کوچک  بوکان
به زبان کوردی 

بزودی 
...
مضرات دخانیات
نویسنده: آنتون چخوف
بازیگر: رحمان عزیزی
گروه تئاتر کوچک بوکان
به زبان کوردی

بزودی
پوریا صادقی این را دوست دارد
درود بر شما
شما می توانید برای بهره برداری از امکانات در نظر گرفته شده تیوال برگه نمایش خود را به سادگی در تیوال ساخته و به شکل کامل تر و با امکانات بیشتر در اختیار علاقمندان قرار دهید. لطفا از گزینه ساختن در بالای همین صفحه بر روی نوار آبی رنگ استفاده نمایید.
جناب عزیزی،
این بصورت فیلم تیاتره یا نمایش روی صحنه اجرا میره؟
اگر فیلم تیاتره، لطفا براش زیرنویس بذارید که ما هم استفاده ی کامل ببریم.

سپاس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فاطمه تیرگر
درباره فیلم‌تئاتر رینارد روباهه i
کیفیت فیلمبرداری خیلی ضعیف بود دخترم حوصلش سر رفت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرثیه‌ای برای مهدی کوشکی و رویای کودکی که به باد رفت!
۱۲-۱۳ ساله بودم که تو را، ساکت و مغموم در گوشه‌ی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهر خرم‌آباد پیدا کردم. آن زمان جوانی بودی -لابد شبیه امروز من- پر از آرزو و فکر و -لابد شبیه امروز من- غمگین از اینکه برای شندرغاز پول معلمی باید وقتت را به گل‌بازی و نقاشی با ما بگذرانی.
آخ! مهدی! با آقای کوشکی آن زمان من چه کردی که حالا در پی این همه سال شرم دارم بگویم که چه کسی بود که من، گمگشته بی‌پناه را، راه زندگی کردن آموخت و من، و هر آنچه امروز من است مدیون اوست؟!
غم آنچه که تو امروز شده‌ای -که به خودت مربوط است- بر دل من مضاعف شده. غم تغییر تو از "کاسیت در زنجیر" و "ولپن" به این "لاله‌زاری" های "مستقل" و "شهرزاد" ی ات! مهدی! این ۱۶ سال با تو چه کرده است؟
بر تو چه رفته که هشتگ نامت با این همه ابتذال عجین شده؟
دیگران ترسواند! محافظه کارانی چون من که به رویت می‌خندد و در پشت سر ریشخندات می‌کنند. اما من با دل آن پسرک ۱۲ ساله که قلبش از شور عشق به هنر تو به تپیدن افتاد چه کنم؟
مهدی کوشکی! خدا را شکر می‌کنم که همان روزهای اول که تو را در قالب جدیدت باز شناختم، تمام رشته‌های میان خودم و خودت را گسستم. نه! تو دیگر اولین معلم من نیستی!
و این نه مرثیه‌سرایی برای من، که تبری جستن من از تو و آنچه تو هستی است. و اگر مرثیه‌ای برای سرودن باشد برای توست و آنچه که تو با خود کردی.
۹۹٫۲٫۲۹