تیوال | دیوار
S3 : 00:43:08
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

سلام خرید بلیت کی باز میشه؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازیگری و کارگردانی قوی ای داشت، تمام اجزا دکور دلیل داشت و ازشون استفاده میشد، به جزئیات دقت شده بود و خلاق بود
رضا بهرامی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین چیزی که نظر من رو جلب کرد، هنگ درام بود که واقعا دوست داشتم. کلیت داستان به نظر من، کلیشه ای بود ولی بازی افشین سنگچاپ رو خیلی دوس داشتم. به نظرم، اگر کمی تایم کار طولانی تر بود، نمایش جذاب تر میشد.
میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الان که دارم اینو مینویسم نمی دونم هنوز داغم و غرق تو فضای کار :) یا دارم نوشته و نقد درستی مینویسم .
این نمایش هر چی که بود :) همون چیزی بود که منِ مخاطب از تئاتر میخواستم .
یه اجرای تمیز ، فوق تمیز ! یه متن جذاب ، فضاسازی بی نظیر و صحنه و موسیقی و لباس همه خوب و همه ی بازیها درجه یک
( فاطیما بهارمست و سعید زارعی ) که تقریبا همش رو صحنه بودن به نظرم واقعا عالی بودن و سیر تغییر کاراکترشون خیلی دقیق و به اندازه و درست بود .خیلی :)
کار همیشه یه پله از مخاطب جلوتر بود و نمیشد هیچ جوره دستش و خوند و دائم مخاطب رو شگفت زده میکرد.
عجب دیالوگ نویسی ای آقا !
من کار دیده بودم که وحید متنتظری بازیگرش بوده و بازیشو خیلی دوست داشتم . اما الان با دیدن اجرایی با نویسندگی و کارگردانیش شدیدا فن نوشته هاش شدم
ما که لذت بردیم :)
خسته نباشید .
میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا پر انرژی همه بازی کردن و فوق العاده بود. حتما پیشنهاد میکنم که این نمایش ببینید. آهنگهای انتخاب شده عالی بودن
میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لیلا مظاهری
درباره نمایش رگ i
نمایش جذابی بود. دکور بسیار زیبا با اون فانوسهای زیباش، بازی مردها همه خیلی خوب که نشون میداد تمرین زیاد کردند، بازی خانمی که آذری صحبت میکردن هم خوب بود و برزو ارجمند نقش متفاوتی از نقشهایی همیشگیش داشت. موضوع نمایش خوب و غم انگیز: فداکاری سربازان بی ادعای وطن خصوصا مرزبانان ما. راوی و یا سرباز امروزی صدای زیبایی داشت و خوب روایت میکرد.
عرض خسته نباشید و تشکر به کلیه ی عوامل اجرا.
میترا و نیلوفر ثانی این را خواندند
فرزاد جعفریان این را دوست دارد
سلام
ممنون از اینکه حستون رو با ما به اشتراک گذاشتین.
۶ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم باید بار دوم رو ببینم تا بتونم نظری بدم.
لیلا مظاهری، فرزاد جعفریان و سپهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صاحبه
درباره نمایش ستاره شناس i
اوه شانزلیزه ... اوه شانزلیزه... ( و در حالیکه لبخند میزند از پله های سالن سایه بالا می آید)
وصف حال من بعد از دیدن نمایش :)
نمایش سرگرم کننده ای بود و قابل تامل
بازی خانم صالحی در نقش خانم خانه دار خیلی بهتر و باورپذیر تر بود، و تمام حسشونو انتقال میدادن، بازیشونو دوس داشتم ، در مقابل بازی خانم رشیدی که به نظرم اومد که فقط اکت دارن و نقش براشون جا نیفتاده
دکور صحنه ساده و در عین حال خووب، نورپردازی عالی و لباس بازیگران هم زیبا بود
خسته نباشید میگم به کارگردان، بازیگران و باقی عوامل نمایش
میترا، فرزاد جعفریان و اصغر نوری این را خواندند
صبا صالحیان و سیدمهدی این را دوست دارند
خیلی ممنون دوست عزیز
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه مبینی
درباره نمایش لانچر ۵ i
بعد از لانچر و کیف و حال اساسی باید چی دید این روزا هم تیوالی ها ی عزیزم ؟
میترا و شاهین این را خواندند
الهه جان من مشق شب رو پیشنهاد میدم.
۲ ساعت پیش
قطعا مشق شب
۴۷ دقیقه پیش
مشق شب :))
۱ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"ستاره‌شناس" ایده، متن و داستانِ خوبی داشت. البته از طریق نظراتِ همین صفحه متوجه شدم یکی از شخصیت‌های داستان به دلیل اتفاقی ناگهانی حذف شده و شاید تا حدی باعثِ گنگ شدنِ پایان‌بندیِ نمایش شده باشه. کنجاوم که نمایشنامه رو هم بخونم تا بتونم مقایسه‌ای داشته باشم بین متنِ اصلی و متنی که در این اجرا دیدم.
بازیِ جناب ساعتچیان خوب و دوست‌داشتنی بود. مدتی بود ازشون اجرایی که اینجوری به دلم بشینه ندیده بودم. اما بازیِ هر دو بازیگرِ خانم از نظرِ من اغراق داشت. بازیِ خانمِ خانه‌دار رو بیشتر دوست داشتم اما گاهی به نظرم مصنوعی بود. و بازیگرِ نقشِ "مور" (اگر درست در خاطرم مونده باشه) جوری دیالوگ می‌گفتن که انگار خیلی در اون نقش و حس و حالِش جا نیفتادن و فقط سعی میکنن متن رو درست اجرا کنن. البته شاید این حسِ خنثی چیزی بوده که کارگردان ازشون خواسته ... دیدن ادامه » و ایرادی هم بهش وارد نباشه.
در کل از دیدنِ این نمایش راضی هستم.و اگر بازیِ بهتری از بازیگران خانم میدیدم، خیلی راضی‌تر هم بودم!
(در مورد طراحی صحنه هم با خانم میناوند که همین پایین نظر نوشتن، موافق هستم.)
میترا و اصغر نوری این را خواندند
سیدمهدی، صاحبه و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
خیلی ممنون خانم صالحیان عزیز
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز به غیر از نمایشنامه عالی بود.
میترا این را خواند
چیش دقیقا؟؟!!
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ea_ornament
درباره نمایش شک i
#شَک
بی شک تئاتر شک برای من افتخاریه تو کارنامه طراحی اکسسوار
نه چون مهدی کوشکی بهم اجازه هرجور دلم میخواد دیوونه بازی هام رو پیاده کنم
چون بی نظیره
شاید شک کنین که این نوشته به خاطر این باشه که من جز عوامل کارم
ولی شک یک دنیای جدیدی از تئاتر بود برای من
بازی بی نظیر مهدی کوشکی
متن با گویشی قدیمی
موسیقی
تضاد رنگ های سیاه و سفید آغشته به خون
طراحی صحنه بی نظیر
من از تکرار فراریم
معمولاً یک باربیشتر تو سالن کارهای خودم نمیشینم
اما با وجود اینکه هر روز روزی چند بار متن رو شنیدم و کلی تمرین جنرال دیدم
امروز من ١ ساعت میخکوب به صندلی هر لحظه با هر صحنه دلم لرزید
خندیدم
گریه ... دیدن ادامه » کردم
ترسیدم
دلم شور زد
و شک کردم
شک نداشتم
بی شک مخاطب برای کوشکی حرمت داره
و تیم دوست داشتنیِ من
میترا این را خواند
فرزاد جعفریان و سید حامد حسینیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زمان
در اعماق من یخ می زند
از کنار سیلِ نور پنجره
عبور می کنم
مثال نسیم و رقص های باد

از کنار کوه های آن
سوی شهر عبور می کنم
از کنار دنیای اسباب بازی های مان‌
از کنار شوخی های سیاستمدارانه
از کنار یک بازیگر کارکشته

از کنار کسی که دوستش داشتم
از کنار قبر نلسون ماندلا
از کنار انیشتین ِ زنده
از ... دیدن ادامه » کنار آن لحظه که آژیر کشید
دزدگیر یک بانک در ونیز

از کنار چند ستاره
از کنار جنگل انبوه سوخته
از کنار یک گربه وحشی
به خودم هم که می رسم
از کنار آن هم عبور میکنم

میدانم که جهان،خود من هستم
تک تک ماه هایی
که در آسمان پیدا و ناپیداست
من خودِ بهشت روی زمین هستم
طبقات تبعیدیِ برزخم

من همه چیزم و این بار
که زمان در من یخ می زند
در مردمک چشمان من می شکند
این بار و برای آخرین بار
خودم را ترک می کنم
به مقصد چیزهایی که نمی دانم

از کنار خودم عبور می کنم‌
به آسانی
دنیا را می بافم
و پشت گوشهایم می اندازم
نیمکت های دو نفره را حیف می کنم.


#مجتبی
نیما علوی و Sima این را خواندند
میترا و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولا ممنونم از بروشور و نطم شروع و پایان.
موزیک زنده خیلی باحالی داشت که اگر اشتباه نکنم اسم ساز هنگ گرام است، موضوع اما جدید و جالب نبود. البته بازی ها استاندارد و قابل قبول است و مخصوصا افشین سنگ چاپ عزیز را خیلی دوست داشتم روی صحنه ببینم، شخصیت ها در سطح مانده اند تا حدی و شاید تیپ هستند به نطرم، پرداخت به موضوعات تبعات پس از جنگ به ارزش کار افزوده و نقطه ای از کار که دوست داشتم بود. از نور تقریبا هیچ استفاده ای نشده هرچه موزیک عالی است...
میترا این را خواند
نیل عباسی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روبروی آینه بایست! نقابت را بردار!
در این جهان فانی، تو تنها یک نظاره گر هستی که مدام به این سو و آن سو می روی، می ایستی، نگاه می کنی و باز می روی... تا آنجا که به بن بست می رسی!... و باز بر می گردی...
باز می روی... و باز همان تکرار... و نمی دانم در اندیشه ات چیست؟! اینکه باید راهی ساخت و طرحی نو درانداخت یا باید راهی را سد کرد و همرنگ جماعت در زمان خود شد؟! اصلاً در این زمانه می توان یک جماعت همرنگ و همسو ساخت یا ناگزیر باید از هم نوع و همزاد خویش عبور کرد و فکر نجات و منفعت خود بود؟...
باز شتابان به کجا می روی؟!... صبر کن! خودت را در آینه بنگر! بی نقاب و بی آلایش، فارغ از آلاینده های این عصر پیچیده! به آنچه می بینی، دقت کن! ببین آیا تو همچون او هستی؟!
او؟... همان که سد راهش شدی و عبور کردی از تار و پود وجودش، و روح و روان خسته اش را مجروح کردی... تا خودت بمانی!
روبروی ... دیدن ادامه » آینه بایست! صبر کن! اندیشه ات را رها کن در مقابل چهره بی نقابی که می بینی! پایان همه سرگردانی ها و سرگشتگی های تو اینجاست... خود تو!... آری! تو، همچون او هستی، همان که عبور کردی از وجود و بودنش تا بمانی!
آری! آنکه از بودنش برای ماندنت گذشتی، خود تو بودی! خودِ تو هستی،... تو!
میترا این را خواند
فرزاد جعفریان و سوگند صدیقی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"هر کس از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من"
میدان جونان سابق، روایت جوانی پر التهاب تنها مینا اکبری نیست؛ چه بسیارند آنها که در آن دوران "طلایی" مطبوعات، سرنوشت زندگیشان به نحوی رقم زده شد. داشنجویانی که به خاطر باز و بسته شدن روزنامه ها مسیر زندگیشان تغییر کرد. جوانانی که طلیعه ی آزادی می دیدند و هر روز صبح، چشم به پیشخوان مطبوعات داشتند. حالا بیست سال گذشته و نگاه غم بار کارگردان، ماشاالله شمس الواعظین را در مزرعه ای، به کشاورزی دور از تهران نشان می دهد.
میدان جوانان سابق، نوستالژی روزنامه نگاری است ...
میترا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام تیوالی‌های عزیز
میشه خواهش کنم اگه کسی نمایش افرای ژاپنی رو دیده، نظرش رو بگه؟
ممنون میشم :-)
میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیدمهدی
درباره نمایش مشق شب i
مشق شب کار بسیار خوبیه. حتمن توصیه میکنم برید ببینید
نمایشی شریف و استاندارد که تمام ارکان و عوامل یه تئاتر با کیفیت و خوب رو داره.
نمایشنامه ای پرمحتوا و جذاب که در عین حال شمارو مدام به فکر کردن وا میداره
با پایان نمایش، متن هنوز برای شما ادامه داره و شما میتونی ساعتها بهش فکر کنی و لذت ببری از کشف نشانه هایی که تو صحنه صحنه نمایش به درستی جاگذاری شده، نکته جالبش اینه که هرکسی میتونه تفسیر خودشو بکنه از اتفاقاتی که داره رو صحنه رخ میده و برداشت خودشو بکنه و این یکی از محاسن بزرگ این نمایشنامه و این نمایشه.
دکوری زیبا و طراحی صحنه ای چشم نواز با جزییاتی دقیق و در عین حال ساده و مینی مال که کاملا در خدمت روند داستانه
بازیهایی به شدت یکدست و روان، بدون هیچ گونه شوآف و ادا اطوار اضافی، واقعا این مقدار تسلط بازیگرا روی نقششون اونم تازه روز دوم نمایش ... دیدن ادامه » برای من خیلی جالب و ویژه بود و این هم نشون دهنده تمرین زیاد و مستمر، هم نشون دهنده رفاقت و همدلی بین گروه و مهمتر از همه نشون دهنده کارگردانی کاربلده، کارگردانی که مشخصه برای تک تک صحنه های به ظاهر ساده این کار ساعتها وقت گذاشته.
من مطمئنم در طی روزهای پیش رو سالن این نمایش هم مثل نمایشهای دریم لند و لانچر مملو از جمعیت خواهد شد.
خوشحالم از دیدن نمایش، واقعا من بعد از دیدن یه نمایش خوب مدتها حالم خوبه و لذت میبرم از یادآوریش.
دمتون گرم، کارتون خیلی خوب بود، خسته نباشید.
....نمی بخشمت می تونستم جور دیگه زندگی کنم.........حالا دیگه تورو داشتن خیال ه...........چه زیبا و لطیف دل تماشاچی را بردید...تبریک به شما گروه حرفه ای و کاربلد..همه چیز بی نظیر بود نور ..صحنه ..موسیقی..از همه مهم تر انتخاب به جا و درست و هوشمندانه بازیگران بودکه با حضور اقای چرمشیروهنرخانم خالقی تکمیل شده بود...بازی وصدای خانم کامکارنازنین که ادم را به اوج می بردو البته سادگی بازی خانم حجار عزیز ....وبازی بی نظیر ترلان پروانه بسیار قابل توجه بودساده ..روان ..با بیان عالی ودلنشینن نشان داد که در تاتر هم می تواند بدرخشد .... همگی خسته نباشید در اخر دیدن این کار ارزشمند رو توصیه می کنم ........غبارروی شیشه می گه رفتی.......کاش امشب می امدی.......که اذر نمی رفت و مینو بی تاب نمی شد.....و........رها از هم نمی پاشید....
میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Soodabeh Salehi
درباره نمایش عمل i
سلام ...دیشب به همراه دوستانم برای تماشای عمل به عمارت نوفل لوشاتو رفتم ...به دلیل نقص فنی نمایش با تاخیر نیم ساعته شروع شد .....ولی

کار عالی بود .دیدگاهی با ترس و عشق به مرگ ..بازی دوستان .‌‌متن جالب و ریتم شیرین داستان ..و فلش بک های ظریف و زیبا که واقعا حال خوبی به تماشاچی میداد....نور ،..انتخاب موسیقی هنگام خودکشی ،تغییر صحنه در حال اجرای بازیگران...همه و همه دست به دست هم دادند تا کار عالی و ببنظیر بشه...
به دلیل نقص فنی نمایش با تاخیر نیم ساعته شروع شد.‌ولی انقدر کار رو دوست داشتم و عالی و قوی بود که ارزش دیدن حتی با تاخیرهم داشت......دیدن اینکارو بهتون پیشنهاد میکنم

میترا، نوید آغاز، Soodabeh Salehi و ش.طاهری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید