تیوال | دیوار
S2 : 03:59:00
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

نیلوفر ثانی
درباره نمایش پسر i

"موقعیتی هدررفته"

"پسر" نمایشنامه‌ای از سه‌گانه‌ی خانوادگی فلوریان زلر بعد از پدر و مادرست که در سال97 ترجمه و منتشرشده است و علی مقدم برای اجرای نمایش خود به این متن زلر با تراژدی تکان‌دهنده‌اش روآورده و آنرا با بازی خود در نقش نیکلا، نوجوان مورد طرح، بر صحنه آورده‌است.
متن همان ویژگی‌های خاص، لایه‌دار و امروزی که در آثار زلر قابل دریافت‌ست، دارد و اینبار بر بحران‌های نوجوانی 17 ساله متمرکز شده که فرزند طلاق، و متاثر از وضعیت جدایی پدر ومادر خودست.
نوجوانی که دیگر قادر نیست شاد وسرحال باشد و نشانه‌های بارزی از افسردگی، و ناسازگاری دارد
او قادر نیست با رفتار پدرش که سه‌سال پیش آنها را ترک کرده تا با زن دیگری زندگی کند درک کند، با این حال تصمیم می‌گیرد، پس از کشمکشی با مادر، با پدرش زندگی کند.
داستان نمایش، بر وجهی از روابط پدر و پسری تمرکز دارد که هیچ قضاوتی را از پیش ارائه نمی‌دهد، او اطلاعات مورد نیازی را طرح کرده و مخاطب را در شرایطی قرار می‌دهد که بتواند در وضعیت موجود قرار بگیرد. نوجوانی که به نظر می‌رسد دارای مشکلات زیادی‌ست اما درباره آنها صحبت نمی‌کند. و چنان ناسازگار است که حتی احتمال می‌رود به خودش یا دیگری صدمه بزند .
پیر، پدر نیکلا با آنکه همسر و فرزند خود را ترک کرده وحالا با همسردوم و فرزند کوچکش زندگی می‌کند و وکیل موفقی‌ست اما نگران و دلسوزانه می‌خواهد از نیکلا نیز حمایت کند. او تلاش می‌کند روابط دوستانه‌ای با پسرش برقرار کند اما این تلاش موفقیت‌آمیز نیست و نیکلا که معلوم می‌شود به مدرسه نمی‌رود و حتی خودش را زخمی می‌کند، با رفتاری از سوی پدر مواجه می‌شود که برایش مطلوب نیست، او سرخورده رگ دستش را می‌زند و به نظر پزشکان، لازم‌ست مدتی در بیمارستان روانی بستری شود؛ پس از یک هفته با تعهد پدر و مادر مرخص‌شده و درحالیکه علائم بهبودی را نشان می‌دهد ، در نهایت، خودش را می‌کشد.
زلر داستان پسر را، چنان روایت می‌کند که هشدار قوی و مهمی‌ست از خانواده‌هایی که با وجود داشتن فرزند براحتی تصمیم به جدایی می‌گیرند و بی‌آنکه به عواقب و تاثیرات آن جدایی بر فرزندان، توجه کنند و تنها بدنبال میل و خواسته‌ی خود هستند؛ نه شرایط لازم را برای قبول این جدایی توسط فرزندان مهیا می‌کنند و نه از مشاوران خانوادگی کمک می‌گیرند. این همان نقد بر دنیای مدرن و امروزی‌ست که زلر با طرح سوژه‌ای از وضعیت یک نوجوان بحران‌زده از فروپاشی کانون خانواده‌اش، به انسان معاصر دارد. هراس و ضرباتی که به ویژه فرزندان شکننده‌ و حساس‌تر و تاثیرپذیرتر از این دست ماجراها پیدا می‌کنند آنقدر مخرب‌ست که می‌تواند تا مرز فروپاشی روانی خود آنها، و اقدام به خودکشی منجر شود.
زلر در متن خود، شخصیت‌پردازی موفقی دارد. او کاراکترها را به اندازه و به‌جا معرفی می‌کند و درام را بر موقعیت‌هایی پیش می‌برد که می‌تواند برای مخاطب براحتی ملموس و آشنا باشد.
چنین متن‌هایی با وجود سویه‌های قوی و عمیق روانشناسی و روانکاوی، نیازمند درک درستی از مسئله مورد طرح و سپس پرداخت دقیقی‌ست که اصل مطلب، هدر نرود و بتواند در همان اتمسفر موردطرح، ارائه شود. و از تمام امکانات یک اجرای نمایشی بهره ببرد تا قادر باشد موقعیت‌سازی قابل‌قبولی خلق کند.
"پسر" ، نکات خوبی دارد، انتخاب محسن بهرامی در نقش پدر، که بار اصلی نمایش را برعهده دارد، مناسب‌ست، هرچند اکت‌های او گاهی بیرون می‌زند که نیازست کنترل بیشتری اعمال شود. علی مقدم نیز در نقش پسر، تلاش کرده بتواند درونگرایی و اختلال رفتاری را بازتاب دهد، اما سایر عناصر اجرا در حداقل‌ترین و ابتدایی‌ترین سطح‌ست. و کارگردانی، دچار نقائص متعددی شده و عملا گم می‌شود.
گریم و طراحی لباس دم‌دستی‌ست، موسیقیِ جذابی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد که بخشی از فضاسازی را تکمیل کند، اما بیش از همه طراحی‌صحنه آنقدر بدست که اساسا شبیه کارهای دانشجویی با حداقل امکانات‌ست و برای نمایشی که دو تهیه‌کننده دارد، و از فضای خوبی در عمق و سطح صحنه برخوردارست، عملا نقصان بزرگی به حساب می‌آید که حتی تمام زحمات اجرا و فضاسازی را هدر می‌دهد. عملا چیزی به‌ عنوان طراحی هوشمندانه‌ صحنه وجود ندارد. دکور یک مبل است که با گذاشتن و برداشتن چند کوسن، موقعیت‌های مختلف داخلی را، نشان می‌دهد. برای محیط بیمارستان، یک پارچه یکدست آبی روی مبل انداخته ‌می‌شود تا محیط درمانی تداعی‌گر باشد. و دیوارها هم از چندستون کارتن تشکیل شده‌اند که هیچ مناسبتی با مفاهیم و طراحی اتاق‌های منزل ندارد.
طراحی صحنه با وجود تنها سه لوکیشن بسته در متن، می‌توانست آنقدر قوی و همراه با نورپردازی موفقی باشد که زیبایی‌شناسی بصری و تئاتریکالیته مورد لزوم را تأمین کند.
اما ... دیدن ادامه » به نظر می‌رسد دکور و اکسسوارهای صحنه، برای کارگردان محترم، چندان اهمیت و یا کاربردی نیستند که براحتی از صحنه و نمایش حذف شده‌اند. یا حداقل برای اجرا و تماشاگر خود چنین اعتبار و اهمیتی قائل‌نشده‌است که با نه چندان هزینه اضافی، بتواند کار تکمیل‌تری تولید کند.
نقدی که بر اجرای "پسر" واردست ناموزونی و سرسری‌انگاری بارزی‌ست که قابل مشاهده و دریافت‌ست. و مانند کتابی بی‌جلد و شیرازه‌ای‌ست که بی‌توجه به کمال و انسجام عناصر آن، به مثابه‌ی رفع تکلیف، عرضه شده است..

نیلوفرثانی
منتشر در سایت هنرنت.
https://www.honarnet.com/?p=6955
سپهر این را خواند
حمید خورشیدی این را دوست دارد
من خودم که پسر رو ندیدم نیلوفر جان ولی نگاه همیشه تیزبینانه شما خواندنی و جذابه.
و از همین تریبون باید دعوت کنم برای نمایش "پسر" خودمون که به امید خدا ده روز بعد اجراش شروع میشه و من همراه شدم برای این دوره اجرا با دوستان ...
البته فقط هم نامیم و در ... دیدن ادامه » دو مختصات کاملن جدا از هم ولی نگاه شما و نقد شما همیشه برای ما ارزشمند و منبع یادگیری و اصلاحه دیگه.
۲۰ دقیقه پیش
درود حمید جان عزیز به به چه خبر خوبی ... بمن لطف داری همیشه و حتما با کمال میل و افتخار عزیز ، دیدن شما دوستان خوبم بر صحنه و در تاتر همیشه احساس خوب و شعفی ست بی نظیر...
خوشحال شدم حمیدجان منتظر اجراتون هستم
۹ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر به معنای واقعی. به شدت لذت بردم از دیدن این اثر. بازی ها،میزانسن،نور،صدا،صحنه،.. عالی عالی عالی. وقتی بتونی به صورت صامت اینقدر خوب مفهوم رو بیان کنی و بدون ذره ای لوده گری مخاطب رو بخندونی ینی کار به شدت درست بوده و هست
منتهی چند تا نقد به این اثر داشتم
یک اینکه اول تئاتر خیلی سردرگم بودم و نگاهم نمیتونست متمرکز باشه
دوم اینکه بنظرم شکستن دیوار چهارم در این کار برای من اصلا دلنشین نبود
سوم نقش کشیش بود که بلاتکلیف بود
چهارم اینکه تئاتر در ایران داره اجرا میشه و بیننده ها ایرانی هستند، دلیل استفاده از زبان انگلیسی رو متوجه نشدم!
ممنون بابت این اجرای خوب و خسته نباشید به تمام عوامل عزیز
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر عجیب و تازه بود. زبونم بند اومد آخرش! عالی
عالی
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من و گروه همراه ام خیلی لذت بردیم. سالها بود اینقدر لذت نبرده بودم . خسته نباشبد...فوق العاده بود
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رفقا بین C-1-9 و A-1-1 کدوم رو انتخاب کنم؟!
گویا یک طرف اصلاً دید نداره!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتری خاص و جذاب با ایده ای جدید و بِکر.
من و همسرم که لذت بردیم.خیلی قشنگ و زیباست نگاه های متفاوتِ اینچُنینی...
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کوتاه نوشتی برای نمایش :
#ابر_شلوار_پوش
نویسنده / کارگردان و بازیگر #علیرضا_اخوان
مشاور کارگردان : #داریوش_مودبیان ....
..
...
....... عنوان نمایش وام گرفته از کتاب شعری است از شاعر پر آوازه روس #ولادیمیرمایاکوفسکی که شاعری فـوتـوریست و انقلابی بود...او این شعر نامه ی رمزگـونه را پس از شکست عشقی اش ( #ماریا_الکساندوردنا_دنیسووا ) در سال ۱۹۱۴ ودر هیجده ماه سروده است( مجالی بود حتمن بخوانید ...واقعن زیباست)
....
....
#مونولوگ علیرضا اخوان نیز / اساسن در مواجه با چندین زن شکل میگیرد ( خانم کارگردان / مادرش که مرده است / نینای نمایشنامه #مرغ_دریایی اثر #چخوف و زنی سرخ پوش که با کیفی پر از سنگ به باغ البالو آمده است)
نمایش / خواب واره ایست #شاعرانه / روایت غیر خطی ساده ای که پازل هایش در موقعیت های متفاوت و روایتی لایه لایه / شکل میگیرد … به نظر می رسد کارگردان روی اطلاعات تاتری مخاطبش حساب ویژه ای باز کرده / زیرا جهان نمایش را روی همین #پیش_فرض ها بنا می کند
بی شک /اجرا حاصل اتود های مختلفی است که در یک مدل و پروسه ی کارگاهی به شکل کنونی رسیده است (کیفیتی که متناسب با خواست و سلیقه ی کارگردان نهایی شده و می تواند همچنان کامل تر / منسجم تر و متغیر باشد )
بیان خوب و تربیت شده علیرضا اخوان/ راحتی خزیدن به کالبد نقش ها /میزانسن های سنجیده / #نورپردازی های متناسب با موقعیت های صحنه ای / و #ریتم پذیرفتنی اثر … قابل اعتنا و مناسب با #فرم اجراست
نمایش در واقع یک #تمرین_تاتری ست که سعی میکند به لحاظ موضوعی نسبتی مناسب با واقعیت های بیرونی و معاصر پیدا کند / ما به ازایی که به راحتی ملموس و در دسترس است و میتواند/ تا مدتها در اندیشه ی مخاطب جا گرفته و نهایتن در حافظه بصری اش رسوب می کند
حتم دارم / برای تک تک ِ صحنه های این نمایش / ساعت های متمادی...تمرین شده است....و آنچه روی صحنه میبینیم / اصلن / دم دستی و باری به هر جهت نیست
دیدار ... دیدن ادامه » و رخ به رخ شدن با این نمایش خوب / #بی_ادعا / #نجیب و تاثیر گذار را به همه ی دوستان/ به ویژه اهالی تاتر توصیه  می کنم و صمیمانه از عمق جان برای این گروه نمایشی / اجراهایی موفق و پر #مخاطب آرزومندم
... … .....
#سالن_کوچک_تالار_مولوی
بیست و پنجم بهمن ۹۸ ......
............................‌‌‌‌‌‌....کریم جوانشیر
میم سردلی و امیرمسعود فدائی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ببخشید احیانا این همون نمایش "قبس" نیست؟ با شاید یه مقدار تغییرات جزیی؟
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توی سرمای روستاهای اطراف اراک، استانی که تازه دارم کشفش میکنم،تو یه خونه کوچک و نیمه روستایی کنار بخاری ولو شدم. از پنجره به بیرون نگاه میکنم و تک و توک چراغهای گرد و بزرگ روستا رو می بینم. چراغهای سفید زرد..بدون سو سو. ثابت. ساکن. سرما سایه سنگینش رو انداخته. هاله ای دور و بر همه چیز تشکیل داده. انگار مثل بختک افتاده روی همه چیز. سکوتش به سکوت شب اضافه شده. دستم رو تا کردم زیر سرم .موزیک گوش میدم و توی تاریکی اتاق به شعله بخاری زل زدم. آرومم. نمیدونم تجربه کردین و می فهمین چی میگم رفقا. خیلی خیلی آرومم. اینقدر که فقط میخوام این موسیقی کوروش یغمایی همینجور پشت سرهم یک بند تکرار بشه و من مجبور نباشم هیچ کاری جز زل زدن بکنم. برم جلو تا چشمهام سنگین بشه و خواب من رو در بر بگیره. پلکام سنگین بشه و تصویر رویایی جلوم هی منقطع و منقطع بشه از این پلک زدن... بیشتر ... دیدن ادامه » و بیشتر . یهو انگار از خواب بپرم و ببینم شعله ها و این آرومی همچنان هست. سرجاشون هست.خدا رو شکر.موزیک هست. عاشقی هست . تا صفحه سیاه بشه. کامل ... و من خوابم ببره. تا دوباره جاده ها شروع بشه.
بلاهت، وقاحت، شقاوت، غرور
همین بود، آن آرمان‌شهرِ دور

به جز قصه‌های دروغِ دراز
نخواندیم در این کتابِ قطور

ندیدیم با وعده مردِ عمل
نتابید از نامِ خورشید، نور

نداریم بر میلِ خود اختیار
ارادت به جبر است و ایمان به زور

رهِ زنده ماندن یکی بیش نیست
روش‌های مُردن ولی چند‌ جور

زمانه ... دیدن ادامه » به کامِ کسانی رواست
که از شرّشان رفت باید به گور

دل از یادشان می‌شود ریش‌ریش
تن از شکلشان می‌شود مورمور

شده مدفنِ باده چاهِ وَحَل
شده مسکنِ بول، جامِ بلور

عجب نیست در گرگ و میشی چنین
بیفتد به تنبانمان مار و مور

"شرافت شرافت" کند دزدِ شهر
"بصیرت بصیرت" کند موشِ کور

در این روزهایی که از ترسِ مرگ
نشستیم ما ساکتانِ صبور،

دعا کن به لطفِ چنین محشری
بخیزند از جای اهلِ قبور...
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
سپهر جان اولاً هزار تا لایک به این شعری که انتخاب کردی، ثانیاً اشک من در اومد :((( حیف این مملکت، می‌تونستیم کشور آزاد و آباد و خوش و خرّمی باشیم...
۳ ساعت پیش
فدات امیر مسعود جان
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به جستجوی تو از شب ، از شب گذشته آمده ام
هزار بادیه را در نوشته آمده ام .

قدم قدم همه نام تو را ، به ناخن و خون
به شاخه های درختان ، نوشته آمده ام

به بو یه ی بر و بوم همیشه آبادت
ز هفت خانه خرابه گذشته آمده ام

هزار وادی را دره دره رد شدم
هزار بادیه را پشته پشته آمده ام

ملول دیو و ددم با چراغ دل در کف
به جستجوی تو ، انسان – فرشته آمده ام






https://sarimusic.net/91710/%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%B4-%DB%8C%D8%BA%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87/
چه آهنگ خوبی بود
چسبید
۳ ساعت پیش
گرفتیش رفیق
دیدی چه نرم و لطیف میشینه بر جانِ دل؟
۳ ساعت پیش
خیلی خوب بود
حیف که کوروش یغمایی این همه سال آهنگی نداده
سر آلبوم آخرش هم کلی اذیتش کردن و آخر مجوز ندادن
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش ویدیویی خسته کننده ،، هر چی بود تئاتر نبود ...
ای داد بیداد ..
۳ ساعت پیش
درود آقای حسین مردی عزیز نظرت رو قبول دارم دوست من .. مطئنم همیشه با طبعی بلند درباره تئاترها نظر می دی..
۲ ساعت پیش
والا ما که راضی بودیم و لذت بردیم..
خیلی وقت بود کار خاص و زیبای ایچنینی ندیده بودیم.
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره کنسرت جز بنفش i
یکی از بهترین کنسرت های همه زندگیم..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر دو اجرا رو دوست داشتم ، ولی سر بعضی از پارتهای این اجرا دیگه بلند میخندیدم زیادم میخندیدم،کار خوبی بود، یاد دوران بچه گی های خودم افتادم که دور هم جمع میشدیم با سادگی و امکانات کم واسه خودمون نمایش بازی میکردیم. دستت دردنکنه آقای خطیبی فضا سازی خوبی ایجاد کردید به کار با این نو جوانها ادامه بدید، و اگه جمع نخوام ببندم من به دیدن اجرا هاشون ادامه میدم بکر بودنشون و خیلی دوست داشتم و همچنین مهارت شما در اجرای کار را
یک فیلم دو ساعته که فیلم برداری مبتدی داشت،
متاسفانه مورد ناراحت کننده این بود، که به اسم تئاتر اجرا می شود.
توی هر ضرر باید/ استفاده ای باشه
باخت باید احساسِ/ فوق العاده ای باشه
هعععععی
چاوشی چی میخواد و الان چی می‌خونه
۳ ساعت پیش
و چقدر این آهنگ درگیرم کرد
قلبم رو تکه کرد
از عجیب ترین عاشقانه هایی که تا به حال شنیدم
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_hustle_2019
#کمدی_اجتماعی
#سینمای_آمریکا

فیلم hustle را باید در رده فیلم های صرفا سرگرم کننده جای داد و برای گذراندن وقت به آن رجوع کرد تا در آن میان شاید بتوان از استعداد بازیگرهای کمتر شناخته شده ای همچون "ربل ویلسون" نیز لذت برد اما باید گفت هیچ اتفاق خاصی در این فیلم رقم نمی خورد و صرفا گاهی مخاطب را به خنده وا می دارد.

نمره 4.5 از 10
امیرمسعود فدائی این را خواند
بامداد این را دوست دارد
من دوسش داشتم و برام فانی و سرگرم کننده بود
اما نقدها رو که میخوندم مثلن از برایان واینر یا جولیان لیتل یا کریس مکوی و ... تقریبن همگی معتقد بودن همه چیز خوب بوده ، زومهای تکنیکال برای تغییر زاویه دوربین ، رنگها و طراحی زیبای هر پلان که هم از نظر بصری ... دیدن ادامه » هم محتوایی نبوغ آمیز بوده و ...
اما ایراد رو در این گرفتن که با نسخه ی اصلی که گویا این بوده : dirty rotten scoundrels مقایسه اش کردن . و معتقدن بیشترین ضربه به فیلم در غافلگیریِ آخر زده میشه . که بر خلاف نسخه ی 30 سال پیش کارکردِ خیره کننده ای نداشته . و بازیها هم تلاش شده در همون فضای کلاسیک و دهه هشتادی انجام بشه .
معتقد بودن بهتر بود به قواعد کمدیهای دهه 80 وفادار میموند و تلاش نمیکرد که از تکنیکهای امروزی برای پیشبردِ قصه بهره بگیره و این دوگانگی در قصه و فرم به کار لطمه زده .

۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا نمیدونم چی بگم این چیزیکه به نمایش دراومد اصلا اسمش تئاتر نیست یه فیلمبرداری افتضاح
اصلا دیدنش رو توصیه نمیکنم
بهترین نمایش سال 98 بود که دیدم واقعا خسته نباشید... لذت بردم
از همخوانی فرم و محتوی
از بازی ها
از ایده های پشت سر هم که مدام سورپرایزم می‌کرد
از ایده ی اینتراکتیو شدن کار در چند جا
وای عالی عالی عالی
ممنونیم از شما و خوشحالیم که لذت بردین ❤️
۴ ساعت پیش
خانم نجاتی عزیز چقدر خوشحالم که این کار رو از دست ندادم واقعا بهتون خسته نباشید میگم، این اواخر دیگه داشتم نا امید می شدم از دیدن تئاتر های افتضاح روی صحنه ، تئاتر شما واقعا حالمو خوب کرد
۴ ساعت پیش
ممنون ازتون :) ✨
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان.
این مستند در مورد تاریخچه تئاتر اصفهان می‌باشد. بدون شناخت از خانم کارگردان یعنی مژگان خالقی وبا توجه به این مستند می توانم بگویم این خانم صد درصد باهوش، کوشا و عاشق تحقیق هستند. مملکت ما به مژگانهای زیادی نیاز دارد.
واما در مورد فیلم، ۱: فیلم نریشن بسیار عالی و مناسب دارد، ۲: اطلاعات و آگاهی زیادی در فیلم به بیننده انتقال داده می‌شود، از جمله تاثیر مسائل سیاسی، اجتماعی، طبقاتی و جنسیتی بر بازیگران تئاتر، که با بیان خود بازیگران عنوان می‌شود ۴: واضحا، بدون جهت و قضاوت، اطلاعات ارائه داده می‌شود ۴: عکسها و ویدیو های قدیمی و مصاحبه های ارزنده ای نیز در این فیلم ارائه می شود که بسیار ارزنده هستند. در کل، هر چه زمان بگذرد، این فیلم ارزشمندتر می‌شود.
در پایان باید بگویم، در سالن سینما، فقط من حضور داشتم و البته این چندان معنی خوبی ... دیدن ادامه » ندارد!
سپاسگزارم که نظر من را خواندید، روزتون قشنگ.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید