کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال | پیمان ابراهیم پور: مهمان گریه هستم شبهای بینوایی خونست در گلویم از دست اشنایی دل میرود
S3 : 22:30:12 | com/org
مهمان گریه هستم شبهای بینوایی
خونست در گلویم از دست اشنایی
دل میرود ز دستم شاید دگر نیاید
ای کاش باز گردد با دست آشنایی
من با تو با نوایم از دیگران جدایم
در شهر غم غریبم دلشادم از نگاهی
در شهر تو گرفتار در حسرت رهایی
آواره و پریشان دیوانه و هوایی
هر لحظه در قرارم ترسیم بیقراریست
مدهوشم از فراغت بیمارم از جدایی
درود برشما.عالی بود..
۰۲ فروردین ۱۳۹۴
پیمان جان بسیار زیبا بود... و غم انگیز!
۰۳ فروردین ۱۳۹۴
واقعأ شعرهاتون به دل میشینه :)
۰۴ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید