تیوال | ابرشیر درباره نمایش آقا محمدخان: " آقامحمدخان"، اجرای چند رسانه ای،بی کلام
S2 : 19:48:23

" آقامحمدخان"، اجرای چند رسانه ای،بی کلام و آبستره ای است از زندگی بنیان گذار دودمان قاجاریه.. نوید معمار، کارگردان نمایش گفته؛اثرش بر اساس فضاسازی و تصویرسازی در قالب شیوه ای از تئاتر پست دراماتیک، اجرا می شود.
در دورانی که نمایش های داستان گوی کلام محور، در فضای تئاتری ما چیرگی دارند، نمایش آقامحمد خان، به¬طور جسورانه ای فاقد زبان گفتاری و درام معمول است و با به کارگیری زیبایی-شناختی عناصری مانند نور، موسیقی، تصاویر ویدئو پروجکشن و...در تلاش برای خلق زبان متفاوت در روایت برمی آید.
اجرای آقامحمدخان، متشکل از تابلوهایی است که هر کدام از ترکیب متفاوت از حضور و سکوت اجراگران، لوازم اندک جابه جا شونده صحنه، انواع طراحی¬های صوتی و نوری، موسیقی ها، تصاویر ویدئو پروجکشن و... روی صحنه ساخته می¬شوند تا احتمالا تعبیر یک خواب تاریخی پر از روایت ... دیدن ادامه » های خونین و رنجور باشند. این کلاژهای دیداری-شنیداری آمیخته با حضور زنده اجراگران، لزوما قصد ایجاد نظام نشانه ی دلالتمندی را ندارد یا اگر این نیت را دارد، چندان موفق به نظر نمی رسند. از ویژگی های این شکل و فرم اجرایی، تفسیرپذیری است و بخشی از مفاهیم(احتمالی) دریافتی، موکول به ذهنیت و خوانش تماشاگران می¬شود. همکاری تماشاگران در تئاتر پست دراماتیک در قیاس با درام، شکل جدیدی به خود می گیرد. تماشاگر تبدیل به نویسنده وقایعی می شود که خود در مواجه با نمایش تجربه کرده است.
در بخش هایی از نمایش که از نمادهای آشناتری استفاده شده، البته میزان لذت درک، صرفا به زیبایی بصری اثر تقلیل نمی یابد. مشخصا در صحنه نیایش در کنار خنجر و نور سبز سیال و جملاتی با حروف صورت دار، فضا بیشتر از آنکه معنوی باشد رعب انگیز می نماید و محرابی که به چشمه خون بدل می شود یا تصویر شاعرانگی هولناک تابلوی ویدیویی پر از چشم هایی با مردمک ها متحرک و لرزان، که تداعی مجازات سبوعانه آقامحمدخان از مردم کرمان به دلیل پشتیبانی شان از لطفعلی خان زند بود...
نقش موسیقی و طراحی صدایی نمایش واجد اهمیت ساختاری است و همانند طراحی تصویرساز نوری در نمایش منظره شنیداری ایجاد می کند. از تداعی موسیقی محلی استرآباد گرگان، زادگاه بنیان گذار سلسله قاجاریه تا دفورمه و محوکردن صوتی و موسیقیایی، برای انتقال حس رنج، درد، ددخویی و ناکامی و .
4اجرا گر روی صحنه در ارتباط هماهنگی با نور ها و تصاویر و اصوات هستند ، آقامحمدخان (در دوران مختلف زندگی اش)، مادر مقتدرش جیران خانم ، همسرش (احتمالا آسیه ) و مباشرش یا ملازمش که می تواند حاج ابراهیم کلانتر وزیرش هم(البته نه به طور کامل و ثابت) باشد.
اما برخلاف سبک اجرایی خلاق و غیرمحافظه کارانه نمایش، شیوه ارائه و پرداخت به زنان (به ویژه آسیه) یکی از همسران آقامحمدخان، تکرار محدودیت ها و ناگفته هایی است که در روش اجرایی دراماتیک و داستان محور نیز در مورد این مقوله، با آن دست به گریبان است. حتی تصاویر سورئالیستی ویدئو پروجکشن¬ها هم نشانه های کم رنگی از مختصات آشفتگی و آسیب روحی و روانی و جسمی زنان تحت انقیاد شاه خواجه ی صاحب حرم سرا دارند و هیچ نشانه ی ملموسی از ابراز خواست و نیاز و حرف های شان به شکلی غیر از صبوری مغموم و استیصال در پرده نشینی، دریافت نمی شود. به عبارت دیگر از امکانات ابرازی آزادانه تر این شیوه اجرایی برای طرح مقولاتی با محدودیت های حاکم، استفاده نشده است. در صحنه ای که اجراگر آقامحمدخان روی زمین خون آلود ایستاده، صدای قمرالملوک وزیری به گوش می رسد و با حضور آسیه، صدای قمر کم کم محوتر و گنگ تر شنیده می شود. آیا قرار است این طراحی شنیداری به حضور تراژیک و ناکام آسیه و سایر زنان حرم سرای پادشاهی عنین، معترض باشد یا حذف صدای زنان را نقد می کند؟ یا اینکه جمله ی درج شده در بروشور نمایش « پادشاهی که صدایش نفی مردانگی بود » را به زبان شنیداری، تکرار می نماید؟
آقامحمدخان، در خردسالی قربانی نزاع و کین خواهی سردمدارن شد. او را اخته کردند تا مقطوع النسل شود. طراحی لکه بزرگ خون بر میانه جلوی لباس سپید اجراگر آقامحمدخان، تاکید زیبایی شناسی موثری بر این عمل غیرانسانی دارد. او اخته بود اما در تاریخ نوشته شده؛ حرمسرایی داشت و درباریان و اطرافیانش طوری وانمود می کردند که نمی¬دانند شهریار قاجار خواجه است. ازدواج¬هایش مصلحتی و برای امور سیاسی بودند. او ناتوان از کام جویی به آزار سادیستیک زنان حرم اش مشغول می شد. صدای این زنان از تاریخ حذف شده است.
هرچند که مسائل و شرایط روانی آقامحمدخان به عنوان قربانی یک عمل غیرانسانی(اختگی)، در کیفیت و کمیت جنایاتی که در تاریخ انجام داده، بی تاثیر نیست. اما مگر زندگی و روش پادشاهان سلسله های ادوار مختلف تاریخی، عاری از خون،جنایت و آلودگی و کشورگشایی و جنگ بوده است؟ آیا آقامحمدخان، بین شاهان ظالم مذکر ناقص-نشده در تاریخ به دلیل اختگی اش، یک اشتباه و انتزاع تاریخی تلقی می شود؟
اختگان جزء سرکوب شده ترین قربانیان طبقات انسانی در تاریخ قلمداد می شوند. اخته کردن عملی بوده برای تنبیه، تعذیب و تحقیر افراد و استثمار آنها از سوی فرادستان... عمده آنها در مرتبه فرودست جامعه بودند. اگر آقامحمدخان واجد خصایل و رذایل رعب آوری شده، علت را نه در عقده گشایی های روانی او که در جدال تصاحب صندلی قدرت تام، باید جست که پایه هایش بر خون و جنایت فرو رفته است. دال قدرت تام، از زن و مرد، پدران و فرزندان و خواجه گان و... بر مسندش هیولاهای مخوفی می سازد.
تولید بیشتر این فرم های نوین نمایشی که واجد ظرفیت های قابل توجه اجرایی و سیاسی هستند نیازمند درک لزوم پرداختن به این شیوه ها و ضرورت پشتیبانی منسجم تر از آنها است.
به امید اجرا شدن نمایش های بیشتری از کارگردان با استعداد آقای معمار و آثاری با شیوه های اجرایی نوین که نگاه، محتوی و مضامین پیشرویی را نمایشی می نماید.
درود بر شما اردشیر عزیز
ممنون از نقد خوب و دقیق شما دوست اندیشمند
مثل همیشه استفاده کردم
سپاس
۱۹ تیر ۱۳۹۷
من فیلم استنفورد را دیدم به طرز خشونت باری درداور است مطلب شما کاملا صحیح است اما قسمتی از ان قابل بحث که چون طولانی خواهد شد از حوصله خوانندگان خارج است به هر روی بسیار از نوشتار شما و برخی از دوستان در این گذار عبور دانش هنر استفاده می برم سپاس از وقت ... دیدن ادامه » سپری شما در این گفتگو موفق باشید
۲۴ تیر ۱۳۹۷
سپاس از همراهی و ارایه نظرات مفید و آموزنده تان... گفتگو و بحث پیرامون مباحث مختلف همیشه سازنده است شخصا استفاده می کنم.درود بر شما
۲۴ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید