تیوال | الهه الف درباره نمایش زندگی در تیاتر: کار با نیم ساعت تاخیر شروع شد و هفت و بیست دقیقه هم
S2 : 06:42:21
کار با نیم ساعت تاخیر شروع شد و هفت و بیست دقیقه هم تموم شد. بازیگران بسیار انرژی گذاشتند و بسیار زحمت کشیدند. سالن اجرا بزرگ با صندلی های شیب دار که دید ردیف آخر رو هم به صحنه راحت می کرد و تهویه عالی. دو ردیف بیرون از ظرفیت جلوی ردیف اول نشسته بودند که با توجه به بزرگی سالن و تهویه خوب مشکلی نبود. ولی..
موقع ورود و تا پایان راهنمایی مخاطبان خارج از ظرفیت و نشستن آنها روی زمین موسیقی با صدایی بسیاااااار بلند در حال پخش بود که واقعا اواسط پخش گوش های من شروع کرد به سوت کشیدن و مجبور شدم با دست گوشهام رو بگیرم و تا مدتی هم به همین صورت باقی موند که همون ابتدا خیلی اذیتم کرد.
کاراکترها بارها سیگار کشیدند... شاید کسی مشکل تنفسی یا حساسیت داشته باشه... فکر نمی کنم اگر با سیگار خاموش هم کاری اجرا بشه چیزی از زیبایی و اهمیت اون اجرا کم کنه. کاراکترها مدام دیالوگ ... دیدن ادامه » ها رو فریاد می زدند و از اونجایی که 90 درصد کار به همین حالت جلو رفت باعث سردرد شد.
اکثر مخاطبان نشسته در یک باکسی مدام به هر دیالوگی می خندیدند و دیگه وسطای کار خیلی ها به اونها نگاه می کردند ببینند به چی می خندن که اونا خندشون نمی گیره!

شخصا از قسمت تعدیل کتاب به شددددت لذت بردم و اون قسمت که رابرت یک قسمتی رو به عنوان جایگاه منتقدان تصور کرده بود و باهاشون حرف می زد و بهشون فحش می داد.
علی رغم تعاریف دوستان خیلی با کار ارتباط برقرار نکردم. که البته شاید آزارهایی که قسمت اول نوشته ام ذکر کردم بی تاثیر نبود.
خسته نباشید به بازیگران پرانرژی و تیم اجرایی... خدا قوت
با نظرتون در مورد سیگار موافقم.
البته با سیگار خاموش نمیشد اجرا کنند چون سیگار خاموش کشیدن حتما در اینکار معنای خاصی پیدا می کرد و ای بسا که مدنظر اجرا نبود.
اما میشد محدودش کنند .

من خودم به دود سیگار حساسیت دارم و اواسط نمایش سرفه‌هام شروع شد که خدا ... دیدن ادامه » رو شکر خفیف بود و تونستم کنترلش کنم.
فکر می‌کنم در اجراها بخصوص در سالن‌هایی از این دست سیگار کشیدن رو بهتره محدود کنند و به فکر تماشاچیانی که مشکل قلبی و تنفسی دارند باشند.

با احترام
۲۴ آذر ۱۳۹۷
جناب بهزادی عزیز
با احترام ، کمی اغراق میفرمایید و هیچ بازیگری این کار را ( فوت تو صورت تماشاگر) انجام نمیدهد. و غیر یک مورد نمایشی که قبلا دیدم ، پیرو فرمایش جنابعالی و درست است، بازیگر سیگار روشن میکند و کامی از ان نمیگیرد ! من واقعا نمیدونم ، و دلیل این هم هیچ ربطی به بنده ندارد. شاید انقدر به فکر فرو رفته که یادش رفته کامی از سیگار روشنش بگیره، و انقدر سخت نمیگیرم.

توی نمایش سیزده ، پرده اول ظرف اب لبو افتاد، پاچید به سمت من ، هم دست و صورت و لباسم کاملا لک شد ، رنگ لبو هم که میدونید پاک شدنش کار حضرت خرسه
خارج از ظرفیت هم نبودم.
اما حس خوبی داشت الان اگر بگردم به عقب میرم جای دیگه میشینم و لطف به همینه ، و خوشحالم کار خودشو کرد و نگران این نبود من چیکار میکنم.
اون باید اون ظرفو میداخت ، حالا من بگم اگر توش اب لبو نبود ال میشد بل میشد ...

کارگردان و بازیگر وفادار به متن نویسنده هستند و اینکه بهتره سیگار روشن نکنن تا اینکه مثل فرشته مهربون چوب دستی سفید در بیاره ادای سیگار کشیدنو در بیاره ...
کشیدن ... دیدن ادامه » سیگار در نمایش زندگی در تئاتر بیان استرس لحظه ای که کارکتر باهاش مواجه است. و بدون اون میشد یک ادای مصنوعی جناب بهزادی !

اینو من نمیگم ، نویسنده میخاد ، حالا بنظرم لازم نیست این قدر سخت بگیریم.
۲۵ آذر ۱۳۹۷
جناب جعفریان عزیز و دوست داشتنی صد در صد با شما موافقم
به این اضافه بفرمایید فضای مستقل رو که اصلا دود و بوی سیگار در اون حجم هوا گم میشه با توجه به ارتفاع سقف و عمق صحنه
۲۵ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید