تیوال اعظم م | دیوار
S3 : 18:39:02
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اعظم م
درباره نمایش او i
درود
عزیزان خیلی زحمت کشیده بودید، بازی های خوب، مسیر متفاوت ورود و ...
توقع زیادیه ولی کاش ما هم می فهمیدیم کی به کی بود و لذت معمول از دیدن یک کار جنایی-پلیسی نصیبمون می شد ... اگر قصدتون با گوگیجه فرستادن مخاطبین به بیرون از سالن بود، تبریک میگم موفق شدید... علاوه بر اون دادن این حس به مخاطب که حتمن جزییات ، کدها و روابطی بین این کدها بوده که من دقت نکردم که نفهمیدم ....
معمولن این قدر ریتم کار تنده که آدم جا میمونه که چی شد، کی بود، چی شد که این جوری شد ... اما در این نمایش با یک ریتم کند ( که هرچه جلوتر میره هیچ چیزی تو رو به وجد نمیاره، کسل کننده هم میشه) به پایان هدایت میشی ،حل معما هم توضیح داده میشه ولی چیزی که می شنوی ربطی به چیزی که دیدی نداره. اون حیرت اون شگفتی که از حل شدن معما باید برای ببیننده حاصل بشه نمیشه ...
آوازها نقطه ی روشن و رنگی نمایش ... دیدن ادامه » ، دلنشین بودند.

من هی به این رئالیسم جادویی فرصت میدم خودش رو به عنوان یک ژانر جذاب نشون بده و هی فرصت رو از دست میده ... :|

سپاس از نظرتان
۰۹ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعظم م
درباره نمایش ماراساد i
درود
این نمایش در صحنه هایی که شارلوت حضور داشت برای من زیبا و درخشان بود، شاید چون مدل نقش آفرینی شارلوت بر موسیقی و بقیه عناصر نمایش می چربید ...شاید هم چون من کارهای قصه گو رو ترجیح میدم و شارلوت تنها قصه ی این صحنه ی خشن و سادیستیک بود... و البته مارا! باورپذیر ، درست و به اندازه ... نگاهها، انقباض عضلات و رنجی که میکشید. ... ( جایزه رو دادین به ساد؟! :| )
برای طراحی لباس و گریم زحمت زیادی کشیده شده بود، بازی های دیگر قابل قبول بودند ... و همآوایی رو هم دوست داشتم ... افکتهای صدا خیلی خوب بودند منهای صدای شلیک ، این قدر بلند بود که قلبم اومد توی دهنم! در کل نمایش، صدای زیاد موسیقی و تصاویری که روی دیوار پخش می شد تمرکزم رو از دیالوگها بهم میزد. ... شاید هم هدف نمایش همین بود...
باتوجه به اینکه بازیگرها یکسره به شرق و غرب سن در رفت و آمد و بالا و پایین رفتن هستند ... دیدن ادامه » و تمام مدت خودشون رو به درو دیوار میکوبن نشستن در صندلی ردیف های بالایی رو بهتون توصیه میکنم.
با آرزوی موفقیت برای تمام عوامل نمایش و تبریک به کسانی که از این اجرا لذت بردند...
مطلوب من نبود.
سپاس از اینکه نمایش ماراساد را انتخاب کردید
و
ممنون براى اشتراک گذارى نظرتان با ما
:)
۲۹ بهمن ۱۳۹۶
D-1-1
سلیقه ها متفاوته دوستان. به نظر خودم شاید اگه ردیف سوم یا چهارم نشسته بودم ، تسلط بیشتری داشتم و گیج نمیزدم که کی الان داره چی میگه، این موزیک زیاد چی میگه این وسط.

... کلن محتوا یک حفره هایی داشت و گسسته بود ...
اکثر کسانی هم که رضایت داشتن از کلیت ... دیدن ادامه » کار اذعان داشتن که بوده بخشی که نفهمیده باشن ... خب این یعنی یک اشکالی هست ...شاید اشکال اصلی متن بود ... البته این نمایش نقاط قوت بسیاری داشت که غیرقابل انکارن و بهشون اشاره کردم ...
۰۴ اسفند ۱۳۹۶
دقیقن همینطوره
۰۴ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و درود
خلاقانه، متفاوت و غافلگیرکننده بود. موقع رورانس یه "وایسیم؟ بریم؟ یه راهنمایی بکن اقلن" خاصی تو نگاه همه بود. دکور فوق العاده ... چه قدر برای همه چیز فکر شده بود .آفرین.
اول نمایش یاد "ذهن زیبا" و وسطاش یاد "دیگران" افتادم ولی نمایش راه دیگه ای رو پیش گرفته بود.
... فکرم پیش جان موند. بقیه بی خیال بودند ولی اون داشت خل می شد ... چه خوب که این بودن در عین نبودن به فیلم و نمایش محدود میشه :|
بروشور هم بامزه است و گرافیک خوبی داره... به ریز مشخصات بازیگرها درج شده. (55کیلو با اون استخون بندی درشت و استایلِ پُر؟!)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعظم م
درباره نمایش فعل i
درود
طراحی صحنه ی خیلی خوب ، نورپردازی خوب و در خدمت نمایش، حضور مِلوی موسیقی و بازیهای خوب نقش هایِ فرهاد کاتب و لیلا آرش. محتوا و رفت و آمدهایِ زمانیِ خوب، ریتم داستانیِ مناسب ... تعویض صحنه ها خیلی سریع و جذاب .
ولی مدت نمایش طولانیییی! چقدر پرمکث با سکوت های کششششدار...
ماکزیمم حد تحمل برای یک نمایش یک ساعت ونیم ، نه، دو ساعت! اینکه نتونی حرفت رو توی این مدت زمانی بزنی به نظر من یک ایراده... یا داری زیاد حرف میزنی یا زیادی کشش میدی.
با آرزوی موفقیت برای عوامل .
درود
اجرای شهریورماه این نمایش رو دیدم. در واقع بخاطر دیدن کار گروه "ول شدگان" بلیط گرفتم :) ولی نمایش هم بامزه بود ....بخش محبوبم آواز خانمهای بازیگر هست، علیرغم اینکه نمایش کمدیه ولی اشکم درومد در اون قسمت .... بازی بانو گلاب آدینه زیباست.... نمایش تکه های گل درشتی به جامعه و سیاستمداران میندازه ... بعنوان نمایش کمدی به نظر من نمره ی قبولی میگیره ... اگر کمدی موزیکال دوست دارید به دیدنش برید.
قیمتش گرون شده ... شهرزادجان شوخی شوخی قیمت ها رو می بری بالا از پاییز!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعظم م
درباره نمایش داخائو i
درود
چیزی که به دلم نِشست بازی مهدی بود ، خودش بود و چندبار من رو خندوند ... دو نفر پشت سر ی من زیاد خندیدند برعکس ما چهار ردیف جلویی...
. شکیب و حمید(؟) هم بد نبودند... من اجرای سوم رو دیدم احتمالن روزهای بعد بازیها قوی تر میشن.
این نمایش هشت جایزه ی جشنواره ی دانشجویی برده و من با توقع زیاد به دیدن نمایش رفتم... بعدن دیدم در جشنواره ی پانزده سال پیش این جوایز رو برده. نمیدونم چقدر تغییرات داشته و اگر الان هم وارد رقابت بشه باز این جوایز رو می بره ؟
به مولفه های مختلف نمایش فکر میکنم ، متن ، موسیقی، صحنه، نور، بازیها، کارگردانی .. خسته نباشید.
.. چه خوب که بودی مهدی.

پ.ن: تیزر!! پنج تا! همه تکرار اسم نمایش به شکل تونل وحشت!
! الله!الله!
ممنون که تشریف آوردین بانو و مرسی که نظر خودتون رو نوشتید.
یک دنیا تشکر بابت انرژی خوبتون
۱۵ دی ۱۳۹۶
جناب بهرامی موفق باشید.
جناب دانش درود.
۱۵ دی ۱۳۹۶
آقای دانش عزیز سلام
ممنونم از دلسوزی و راهنمایی شما عزیز، حتما و حتما این اتفاق خواهد افتاد به زودی زود، یک دنیا تشکر...
۱۶ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود
نمایش خوبی بود، ساده و بی ادعا. بازی های درخشان و متن قابل قبول ..... صحنه و نورپردازی ساده .... موسیقی توجه ام را جلب نکرد، فقط بود ، خیلی حسی در من برنی انگیخت ... گریم ساده ... صورت مرد سیاه با ذغال سیاه شده بود؟ نه یکدست ....
نمایش صادقانه حرفش را می زند و تماشاگر را اسیر بازی های پیچیده ی عجیب و غریب نمی کند. موضوع نمایش چالش برانگیز است اما مانند بیشتر بحث های وجود یا عدم وجود خدا ، هدف و غایت زندگی و ... فقط سوالات خوبی مطرح می شوند ...به جواب که می رسد هیچکدام قادر به قانع کردن دیگری (و شاید تماشاگر) نیستند ... و هر طرف بر موضع خود پا می فشارد ...
از بازی آقای بجستانی لذت بیشتری بردم ...طبیعی تر و باورپذیرتر بود...
...
وقتی نمایش های خوب ، فروش خوبی را تجربه نمی کنند، عوامل نمایش سوزنی هم به خود بزنند و به این فکر کنند چه چیزی اگر متفاوت بود استقبال بیشتری ... دیدن ادامه » داشتیم ....
با آرزوی موفقیت برای عزیزان زحمتکش این تئاتر.
اعظم م
درباره نمایش لش زدایی i
سه شنبه ، سومین روز اجرا، این نمایش رو دیدم. تاثیر گذار، پراحساس و بسیار مسلط و ما که میخکوب شده بودیم سر جامون که رشته ی ماجرا رو از دست ندیم. خط سیر قصه رو دوست داشتم.
دلم میخواست اجرا پنج دقیقه طولانی تر بود اما کلام با اون ادبیات متفاوت کوچه ، کمی شمرده تر ادا میشد که توی فهم جملات جا نمونم.
صدا، نگاه و گویش بازیگر توانمند نمایش من رو یاد نیما شعبان نژاد می انداخت، وقتی با صدای دورگه ی طلبکار می گفت: "مگه غیرِ اینه؟!"

چقدر غصه داشت چشماش قبل از اینکه چراغ ها خاموش بشن ...

پ. ن: از اینکه نمایش های خوب و ارزشمند توسط چهره ها حمایت بشن، رونق بگیرن و فروششون زیاد شه، استقبال میکنم. نظر شما هم که طور دیگه ای فکر میکنید، محترمه.
منم دقیقا مشکلم در تمام طول نمایش سرعت بالای دیالوگی بود که به خاطر ادبیات متفاوتش باعث شد از فهم نصفش جا بمونم
۱۶ دی ۱۳۹۶
احتمالن گفتن این حجم دیالوگ با اون ادبیات با سرعت بالا بدون تپق یه جور قدرت نماییه در عالم تئاتر :) نمیخوان ازش کوتاه بیان.
۱۶ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
خسته نباشید.
دوست نداشت.
بروشور هم که ندادید ببینیم سلیقه نوشتاری تون چه جوریه.
تبریک برای تمدید نمایش ... تمدید اتفاق مبارکی ست حتی اگر نپسندیده باشیم هم را. من و نمایش.
امیرمسعود فدائی، رضا تهوری، نیلوفر و مریم زارعی این را خواندند
Amin این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعظم م
درباره نمایش من ... i
نمایش را در روز یکشنبه بیست و ششم آذر دیدم ، بلیطش را روز قبل در حالی خریدم که تا آخر هفته هیچ بلیطی از این نمایش فروخته نشده بود و در تمام روزها دو ردیف اول رزو بودند برای مهمانان احتمالی. فکر کردم چه حیف، نمایشی که این قدر از آن تعریف شده ، چرا استقبالی از طرف تماشاگران ندارد... نمایش ساعت نه و نیم تمام شد، کارگردان یک ربع سخنرانی کردند، از استاد مدعو و دو نفر از تماشاگران نظر خواستند و ساعت ده بالاخره موفق به خروج از سالن شدیم در حالیکه کِیفم از نمایش زایل شده بود ... از موضوعاتی که کارگردان در صحبتهایش به آن اشاره کرد عدم استقبال از نمایش های این چنینی (نمایشی با حضور آماتورها و بدون بازیگر حرفه ای یا سلبریتی) ، ما و منی در اتفاق پلاسکو، زلزله و ... بود.
جناب تجویدی بزرگوار! به شخصه فکر میکنم نمایش خوب، خودش را تبلیغ میکند و توضیح و تفسیر بعد از اجرا ... دیدن ادامه » ضدتبلیغ است و از حرفه ای گری بدور... چه لزومی دارد کار قشنگ و پر زحمت بازیگران را با اشاره به اینکه همه ی این افراد بار اول است روی سن می آیند، زیر سوال برده و به مخاطب یادآوری کنید اینها همه آماتورند... یا یک "معلول مغزی" در بین آنهاست، این فرد از محدودیتش عبور کرده و از فعالیتش لذت می برد چه لزومی دارد او را انگشت نما کنید؟... کسی که چهار هفته پاک است و از اعتیاد به دل نمایش پناه آورده باید هرشب بشنود از اشتباه او برای نمایش خود تشویق می گیرید؟ بیان مشکلات شخصی بازیگران (از راه دور می آیند، نزدیکانشان فوت شده اما شما را میخندانند و ...) کارکتری که هفتاد دقیقه برای من ساخته بودند را از بین میبرد... البته نگاه و قصد شما حتما تشویق این افراد است اما باور بفرمایید تمام این صحبتها اضافه است... شاید پرسیدن نظر تماشاگران درباره ی نمایش ، از نظر بعضی دوستان ایجاد جو صمیمیت و شبی خوش باشد اما به نظر من فشار غیرضروریست، چه بگوید؟ "خوب بود، عالی بود" اگر کار را دوست نداشت چه؟ رعایت بازیگران جوان و مهمانان پرشمار شما را بکند یا نکند؟... البته طبیعیست که از نقطه نظرات ارزشمند استاد مدعو در پشت صحنه استفاده کنید و درسی گرانبها برای شاگردان باشد اما برای تماشاگر معمولی که من باشم در ساعت ده شب ،طفره رفتن استاد از دادن نظر و گریزی زدن به نظرات برشت و هگل و کی و کی ، خارج از حوصله است ...
اگر در تمام شب های اجرا به همین رویه عمل شده شاید بد نباشد اتمام حرفه ای نمایش را هم به شاگردانتان بیاموزید و به چهار پنج دقیقه صحبت ضروری اکتفا کنید... تا تماشاگران معمولی یا حرفه ای با طیب خاطر و نه صرفا بخاطر رعایت ادب یا حمایت از آماتورها، بلکه بعنوان یک نمایش قوی با استانداردهای لازم ،کار را به دیگران توصیه کنند.
ما و "من" را بیشتر زندگی میکردید اگر بعنوان یکی از عوامل نمایش در کنار بازیگران می ماندید ، نه بعنوان استاد در جمع نوبازیگران ...
کمی تلخ شد امیدوارم کسی نرنجد بخصوص استاد تجویدی ارجمند ...

پ. ن : سالن نمایش شانو، ضمن تشکر از شما، با توجه به حضور مهمانان متعدد در تمام اجراهای این نمایش، تذکر رعایت اصول تماشای تئاتر ، پیش از شروع اجرا خالی از لطف نیست. سپاس.
من کار رو خیلی دوست داشتم ولی واقعا با اون تعبیر زایل‌شدن کیف موافقم. بار دوم تماشا، بلافاصله بعد از رورانس از جناب تجویدی اجازه گرفته و از سالن خارج شدیم.
۲۸ آذر ۱۳۹۶
نمایش نسبتا خوبی بود که به نظر من هم سخنرانی اخر بیمورد و زایل کننده حظ و کیف نمایش بود .
۲۸ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعظم م
درباره نمایش من ... i
یک نمایش خوب که ارزش دیدن دارد، با بازیگرانی پر انرژی و متنی روان ... گرچه در بعضی لحظات از ریتم اصلی خود فاصله می گیرد و مخاطب را از خود دور میکند. بازی کارگردان را دوست نداشتم با احترام به جناب تجویدی.
میلاد با لهجه ی بابلی ش و آقای موطلایی و آقای ورزشکار، و شاگرد قهوه خانه، خوش درخشیدند ...
تمام نقدهای نوشته شده بسیار رویایی و اغراق آمیزند اما در روزی که من نمایش را دیدم فقط پنج بلیط خریداری شده بود و بقیه همه مهمان بودند ... نوشتن اشکالات وارده به نمایش به پیشرفت و شناخت تیم از خود کمک میکند ...
با آرزوی موفقیت و اعتماد به نفس بیشتر برای تیم و فروش خوب در نمایش های بعدی.
مریم زارعی و محمد شفائی این را خواندند
رضا تهوری و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
سلام دوست عزیز
بدون شک درست می فرمایید نمایش من یک نمایش دوست داشتنی و شیرین است که بازیگران آن یک عده بازیگرانی هستند که به هیچ عنوان ادعای حرفه ای بودن ندارند... بازیگرانی هستند که خالصانه و صادقانه روی صحنه حرکت می کنند، بازی می کنند، دیالوگ می گویند ... دیدن ادامه » و....
این دوستان در شرایطی که تعریف ما از تئاتر تغییر کرده و احساس می کنیم اگر بازیگر چهره و شناخته شده ای روی صحنه نباشند آن اثر ارزش دیدن ندارند بیش از یک ساعت مخاطب را در سالن نگه می دارند مخاطب هم بدون اینکه خسته شود و یا اعتراضی داشته باشد تا پایان با گروه همراه می ماند و حتی کسانی که می خواهند بعد از اجرا هم در گفت و گو با گروه اجرایی همراهی می کنند...
در مورد بازی آقای تجویدی هم باید یادآوری کنم که اصلا... تاکید می کنم ایشان همان ابتدا که در سالن حضور دارند بازی نمی کنند تنها یک شروع را برای گروه و مخاطبان رقم می زنند...
در مورد رویایی بودن نقدها هم دوست دارم به شما یادآوری کنم که هرکس یک دریافتی دارد از دیدن یک اثر نمایشی و... حال اینکه بخواهد در مورد نوشتن آن از چه کلمات و چه ادبیاتی استفاده کند با خودش است... اما اینکه می گویید اغزاق آمیز بهتر است توجه کنید که دریافت این دوستان عزیز اینگونه بوده یعنی این اثر موفق نمایشی توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند و بر روی آن ها تاثیر بگذارد حال اگر این دوستان دوست داشتن به هر شکلی از این کار تعریف کنند و در مورد آن نظر بدهند که نباید نظر آن ها را اغراق آمیز خطاب کرد همان طور که شما مفید و مختصر فرمودید "یک نمایش خوب که ارزش دیدن دارد" کسی نمی گوید چرا اینگونه گقتید و ...
از طرفی دوست عزیز توجه داشته باشید که اگر در تیوال می بینید 5 بلیت و یا حتی 50 بلیت فروخته شده آن را ملاک قرار ندهید زیرا اگر پیش از اجرا به دوستان کنار گیشه نگاه می کردید متوجه می شدید که یک عده از مخاطبان به صورت حضوری بلیت خود را تهیه کردند ... و اینکه هر اجرایی با توجه به فضا و سالنی که در اختیار دارد روزانه نمی تواند باز هم تاکید می کنم نمی تواند بیش از 5 الی 15 مهمان داشته باشد... پس مطمئنا همه حاضران در سالن به جز 5 آن پنج نفر که فرمودید بلیت خریدند مهمان نبودند...

۰۵ دی ۱۳۹۶
بانوی ارجمند
ضمن تشکر از اختصاص وقت برای پاسخگویی، عارضم به حضور انورتون که متن شما کمی دچار تناقض است ... اگر شما از عوامل نمایش یا سالن یا به هر طریقی به این نمایش مرتبط هستید، بد نیست کمی سعه ی صدر داشته باشید و در کنار مدیحه سرایی های متعدد نگاشته شده که به سبب کلمات و جملات زیبا روح هر انسانی را سبک میکنند و درود به قلمشان، این را هم در نظر داشته باشید که شاید اگر باورپذیر بودند و مطابقت داشتند با جان نمایش و اگرهای دیگر...، جای سوزن انداختن در شبهای اجرا نبود ... درصد کمی هم احتمال بدهید شاید ایرادی به کار وارد باشد ... کسانی کل کار یا بخشی از آن را نپسندند... اتفاقا به نظرم نقطه قوت نمایش بازیگران بودند و نقدی اگر هست به عناصر حرفه ای نمایش است که مانع از فروش خوب این کار شدند ....
عزیز من . شما که نمی توانید برای کس دیگر تعیین تکلیف کنید فلان لغت را در نقدت بکار ببر یا نبر ...

می فرمایید کارگردان بازی نداشت ، به زعم من کاری که در تمام شبهای اجرا توسط آن فرد محترم تکرار می شود بخشی از نمایش است ... من نه آن شروع دلچسبم بود و نه آن صدای وسط نمایش که به بازیگر کم سن میگفت " بازیت راتکرار کن ، نه این خوب نشد دوباره بگو ..." من رو از درخشش بازیگرها جدا کرد ...

الحمدلله که برداشت من و کارگردان مبنی بر خالی ماندن بخش عمده ی سالن و فروش بد، اشتباه بود ... و اکثریت مشتریان این تئاتر خرید از تیوال را دوست ندارند و از باجه سالن خرید میکنند.
:)
دل و جانتان در آرامش

۰۵ دی ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعظم م
درباره نمایش فرق ا وسط i
درود
یک نمایش متفاوت که نقطه ی قوتش را بازی های خوب و روان آن میدانم بخصوص سه بازیگر اول ... ابتکار کارگردان در بکارگیری بازیگر در نقشی متفاوت از جنسیت خود قابل تامل بود ... فضاسازی و استفاده از تخیل تماشاگر هم موفق و پر از حس خوب پاییزانه ...اما دلیل این همه آزمون صبوری مخاطب با تکرار و تکرار چند صحنه ، تیک ها و سیلی های پایان ناپذیر(!) را نفهمیدم ... حرف حساب نمایش را هم......و نهایتا اینکه، شاید کنار زدن کلیشه ها جذاب باشد اما نه تا حدی که در دقایق پایانی چند شخصیت جدید وارد شوند و داستان را به پایان برسانند بدون دادن اطلاعات کافی....
با آرزوی موفقیت برای عوامل در کارهای آینده.
امیرمسعود فدائی، الیسا مظاهری و مریم زارعی این را خواندند
الناز زالی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و درود
این نمایش را چهارشنبه هشتم اذر در حالیکه چیزی حدود 40-50 بلیط خارج از ظرفیت فروخته شده بود که نشان از استقبال فوق العاده از این نمایش داشت دیدم... یک نمایش بسیار پرتحرک، پردیالوگ و سرعت گفتگوی بالا... مشخصا بسیار زحمت کشیده شده بود برای این کار و همه چیز بهترین خودش بود. ..بازیها بسیارخوب...برای بیان،حرکات،اواز و لهجه ها مربی در کنار بازیگر بوده که نشانگر دقت عمل کارگردان است. .. بروشور بسیار زیبا و پر از اشارات به متن... و متن که سخت بود و پر. هرچقدر نمایشی که در سالن روبرو این شبها اجرا می رود -گم و گور- از متن و محتوا کم دارد، پسران تاریخ اما زیاد، گاه پیچیده و پر اشاره صحبت میکند... تعجبی نیست اگر علیرغم استقبال زیاد از اجرا، نقد و نظرات کمی برای این نمایش نوشته شده است. من نیمه ی دوم نمایش را بیشتر فهمیدم و بیشتر پسندیدم.
در بخشی از نمایش ... دیدن ادامه » پسرها یک سیگار روشن نشده را بین خود دست به دست کرده، پک محکم میزنند و صحبت میکنند.... چه این، بخشی از نمایشنامه باشد چه خلاقیت کارگردان که سیگار روشن نباشد... اتفاق مبارکی ست برای مخاطبین غیرسیگاری نمایش.