تیوال آرش رستمی | دیوار
S3 : 18:39:24
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
رسالت اصلی هنر نمایش و تئاتر دغدغه مندی و واکاوی حقایق هستی ست.
کاری که کهبد تاراج با نمایش غلامرضا لبخندی به خوبی انجام می دهد.
از همان لحظه ی آغاز نمایش می توان عمق فاجعه را درک کرد.
نگاه متوازن و به دور از هر تندروی تاراج نویسنده و کارگردان کار بسیار ارزشمند است،
نگاهی که شاید در زمان وقوع این حوادث یعنی سال ۷۵،۷۶ به دلیل برخی ملاحظات امنیتی نبود!

موسیقی و طراحی صحنه کار به شدت به اندازه و در خدمت نمایش است،
بازی بازیگران کنترل شده و متعادل است،
بازی بهروز پناهنده در نقش غلامرضا خوشرو یا همان خفاش شب با کارگردانی خوب تاراج
بسیار عالی از کار درآمده و بسیار باور پذیر و رئال است
البته از گریم خوب و درجه یک ماریا حاجیها نمی شود گذشت.
بازی الهام شعبانی در نقش توران درجه یک است
همچنین حمید ملاحسینی که یکی دو صحنه عالی با الهام شعبانی را خلق کردند.

خیلی وقت است که دیگر در تیاتر طراحی صحنه ای که در خدمت کار و متن نمایش باشد نمیبینیم،
چیزی ... دیدن ادامه » که در این نمایش به خوبی وجود دارد، و پیکان معروف خفاش شب بعنوان یک شخصیت کارکرد خود را نشان میدهد و خیلی خوب به انتقال حس و فضا کمک می‌کند.

این نمایش را باید دید در این وانفسای کارهای تکراری و پوچ تئاتر این روزها!

تبریک به همه ی عوامل این نمایش خوب و درجه یک
اختر میگه اینا چقدر بامزه ن!

نمایش عبدل میمون لات پاکوتاه نوشته خوب و درجه یکی از محمد چرمشیر است که سال‌های پیش نوشته شده ولی این قدر کار دشوار و پرریسکی ست که تا به حال کسی جرات دست و پنجه نرم کردن با این متن دیوانه وار و ابزورد را نداشته و بعد سال ها کهبد تاراج آن را به صحنه برد.

یک کار پربازیگر، نفس گیر ، سخت، با میزانسن های دشوار و همهمه و یک هذبان گویی بی بدیل که باید در صحنه شکل بگیرد که الحق و الانصاف به خوبی شکل گرفت.

این نمایش با اینکه فضای شلوغ و شادی دارد ولی به هیچ وجه یک کار برای خنده و شادی صفر نیست، برای کسانی که تیاتر و هنر نمایش را دوست دارند دیدن این نمایش لذت بخش است.

عبدل میمون لات پاکوتاه یک ملغمه ی دیوانه وار و ابزورد درجه یکی است
سرشار از تیاتر، سینما، ورزش و ...

کارگردانی عالی و فضای سیالی که کهبد تاراج خلق کرده است لحظات ناب و مریض گونه ای دارد که بکر و جذاب است.
بازی های کنترل شده و خوب...

از لحاظ جهان بینی و ایدئولوژی نمایش این نمایش در واقع تئوری هیچ در نمایش است
حدود ... دیدن ادامه » نود دقیقه صد دقیقه درگیر نمایش می شوی و آخرش دنبال عبدل میمونی میگردی که نمی فهمی کیست، چیست ؟!!! ولی جای نگرانی ندارد چون خود نویسنده هم نمی داند او کیست!!!
مهم این است که :
اختر امروز مرد و دیگه نیست!



حرف برای گفتن زیاد است
اما زیاده گویی نمی کنم
این کار را در سنگلج سالن خاطره ساز ببینید و لذت ببرید.

سوگواری قبل از مصیبت یک نمایش کاملا ایرانی ایرانی ست که در این ازدحام و وانفسای اجراهای تکراری تیاترهای خارجی { که این روزها مد شده است و گروه های نمایشی حاضر نیستند به خود زحمت نوشتن نمایشنامه ی متناسب با فرهنگ خودمان را بدهند }
یک غنیمت است که یک گروه جوان و پرتلاش اما بدون ادعا این روزها بر روی صحنه اجرا می روند...

کهبد تاراج که چندی پیش یا نمایش جوادیه توانست تماشاگران نسبتا زیادی را به تالار فراموش شده ی محراب بکشاند و علاوه بر احیا کردن این تالار نمایشی قدیمی و مهجور افتاده تماشاگران را هم راضی به خانه هایشان بازگرداند ... هم اکنون با یک نمایش دیگر به نام سوگواری قبل از مصیبت که حتی نام انتخابی نمایش هم جالب است دوباره با گروه جوانش بر روی صحنه هستند...

تاراج یک جوان آینده دار تیاتر این مملکت است که تحقیق زیادی در باب نمایشنامه های ایران و بومی از جمله اکبر رادی غلامحسین ساعدی عباس نعلبندیان و سایر قدمای نمایشنامه نویسی ایرانی این مرز و بوم داشته است
به خوبی با نمایش ایرانی و هنر تیاتر آشناست و در عین جوانی متن های پخته و چفت و بست داری را می نویسد که بی شک سوگواری هم یکی از آنهاست...

بازیهای خوب و یکدست بازیگران جوان و ناشناخته ی این نمایش از مزیت های کار است...
یک دکور عالی و نوستالژیک دارد که از همان لحظه ی ورود به سالن نمایش شما را با خود همراه می کند و مجذوب صحنه و طراحی اش می شوید...

امیر عدل پرور بازیگر نقش اصی یک بازیگر توانمند و آینده دار است که به زودی بدون شک از او بیشتر خواهید شنید و بیشتر بر صحنه های تیاتر او را خواهید دید که واقعا خوب است همچون بازی فوق العاده اش در نمایش جوادیه...


در پایان شما دوستان عزیز و علاقمندان به تیاتر را به دیدن این نمایش جمع و جور و خوب دعوت میکنم

حتما ... دیدن ادامه » به دیدن کار بروید و لذت ببرید از دیدن یک نمایش ایرانی و خوب...


نمایشی بدون ادا و اطوارهای این روزهای تیاتر...

یک گروه جوان و علاقمند و عاشق تیاتر که آمده اند برای یک اجرای خوب ...

قطعا تنها با دیده شدن توسط علاقمندان تیاتر و تماشاگران تشویق می شوند برای ادامه ی راه...


از این نمایش خوب و این گروه جوان حمایت کنید.
دوست نداشتم
۳۰ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش رستمی
درباره نمایش جوادیه i
جوادیه را در گرمای جشنواره فجر ببینید...


جوادیه برشی کوتاه و دقیق اما تأمل برانگیز و زیبا
از جامعه ی امروز ماست با روایتی ملموس و روان.
بازیهای روان و حساب شده
نمایشنامه قوی و سنجیده
کارگردان هوشمندانه
از مزایای این نمایش است که هرکسی را ترغیب به دیدنش میکند.


این گروه جوان و.عاشق و کاربلد را در اجراهای جشنواره تنها نگذارید

آرش رستمی
درباره نمایش جوادیه i
اینجا جوادیه اس مردمش اعتقاد دارن ناموس واری به همه چی

اگه دم خلاف لای دندونشون باشه اذون که میزنه خلاف تعطیل...



این روزها در تالار محراب که سالهاست مهجور افتاده نمایش جوادیه به نویسندگی و کارگردانی کهبد تاراج روی صحنه می رود.

نمایشی پر از دیالوگهای بکر و خوب و بازیهای یکدست و عالی چند جوان بی ادعا و کاربلد که تنها دغدغه شان تیاتر اصیل ایرانی ست.

جوادیه شما را می برد به سالهای نه چندان دور دهه 60 و فضای نمایش احساسات شما را برمی انگیزد.

ریتم کار بسیار خوب و مناسب است و تماشاگر را خسته نمی کند
متن نمایش نقطه قوت کار می باشد که با تیزهوشی نوشته شده است
که حتی با توجه یه اعمال ممیزی های بی رحمانه باز هم حرف خودش را می زند و پا پس نمی کشد.


اگر ... دیدن ادامه » تماشاگر دلسوز و واقعی تیاتر هستید حتما این نمایش را ببینید و این گروه جوان و کاربلد را حمایت کنید و بگذارید تیاتر ایرانی نفس بکشد و سالن های نمایش قدیمی احیا شوند.



دیالوگی از جوادیه

سیف الله

قلی پشگل یه چسه مغز داشت ولی یه جمله داشت که باید با طلای ناب قاب کرد زد به دیوار یه ابسرد کن هم زد زیرش که هرکی خوند صلوات بفرسته به روحش.
می گفت چندسال بعد یعنی زمان شما یه کسی که حلال درمیاره نمیگن حلال خور
هرچی فکر میکنم میبنم حلال گفته حرومزاده...
در کل نمایش خوبی بود هم به لحاظ کارگردانی و هم بازیگری، اما با شخصیت اپیزود اول ارتباط گرفتن قدری سخت ولی با ورود بازیگر دوم به بعد کار بهتر شد و خنده خوبی از تماشاگر گرفته میشد،البته قدری نحوه ایستادن بازیگر به مدت طولانی باعث انتقال خستگی و آزردگی مخاطب ... دیدن ادامه » میشد
۱۹ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
* مردی که سالهاست در انتظار آمدن مرد دیگری ست، گاهی دلش برای خودش تنگ می شود...!*




آرام ترین

روزهای عمرم

را می گذراندم :

روزهایی

که

دلم

برای

"هیچ ... دیدن ادامه » کس"

تنگ

نمی شود...!


حالا شبیه ٍ

آرامش ٍ

قبل از

طوفان

شده ام


بــه گمـــانــم ،

دلم

برای

"خودم"

تـنـــگ

شده است ...!





( اینها یادداشتهای یک دیوانه است ...! )

http://arash-rostami.blogfa.com/
بسیار عااالی


دروود

۱۰ اسفند ۱۳۹۱
چه زیبا و دلنشین
.
.
قلمتان نویسا باد
.
.
.
سپاس
۲۵ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش رستمی
درباره نمایش مرده ریگ i



*** مرده ریگ یک نمایش تمام عیار، زنانه ی مردانه ...! ***


جالب بود دیدن نمایشی با محوریت زندگی سه زن (سه خواهر) که با مشکلات زندگی به مثال مردان دست و پنجه نرم می کنند.درامی تلخ که حتی خنده هایی را هم که در حین کار ناگهان بر لبهایتان می نشیند تلخ تر از مفهوم واژه گریه است...!

طراحی صحنه و نور خیلی خوب و بی نقص کار یکی از مهمترین نقاط مثبت کار بود. مخصوصا صحنه ی ابتدایی نمایش که استفاده از نور برای حرکت قطار ایده خیلی دلچسب و بکری بود و البته در چند صحنه هم تلفیق صدا و نور حرکت قطار و منطقه زندگی اشخاص نمایش را به خوبی نمایان می کرد.

بازیهای خوب هرسه بازیگر زن : نسیم ادبی که نقش را انگار برای او نوشته بودند و حتی در پایان نمایش هم از نقش بیرون نیامده بود و تلخی و دردمندی نقش در چهره ی گریانش دیده می شد...!

و نقش های فهیمه امن زاده و بهناز جعفری هم خوب از آب درآمده بودند

و مهدی صباغی نازنین هم که با سبک خاص گفتن دیالوگهایش بازی خوبی ارائه داد.


نکته ... دیدن ادامه » جالب توجه که نباید فراموش کنیم این بود که نویسنده و کارگردان این نمایش زن بودند و وقتی نتیجه کار را می بینیم متوجه می شویم که کارشان را خوب انجام دادند و به چشم آمد.

البته کار نقاط ضعف هم داشت ولی آن قدر چشمگیر نبود که تماشاگر را اذیت کند البته شاید برای تماشاگر عام... در کل یک اجرای خوب و شسته و رفته را دیدیم.


اگر این روزها می خواهید نمایش خوبی را باز هم در " کارگاه نمایش " ببینید تردید نکنید...



به همه ی عوامل این نمایش خسته نباشید می گویم.
وای امروز چه روز خوبیه
آرش جان تو هم چه خوب که به خونه برگشتی
اینجا بدون بعضیها انگار چیزی کم داره
۰۸ اسفند ۱۳۹۱
به به آرش عزیز. خیلی مخلصیم.
۰۸ اسفند ۱۳۹۱
من هم با آرش هم سویم.
انقدر نشینید پای تیوال. پاشید برید یه تاتر خوب ببینید.
آره با شما هستم...
۰۸ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پسرک آوازه خوان

با صدای بلند آواز می خواند

تا همرزمانش صدای خمپاره ها را نشنوند ...



*****************


علیرضا نادری را با نمایشنامه بسیار خوب و مهم " سعادت لرزان مردمان تیره روز" می شناسیم و

البته به نظرم نمایشنامه خوب " دیوار " که مضحکه تمام عیاری ست...

همچنین ... دیدن ادامه » از این نویسنده ارزنده فیلمنامه های "کیفر" و " در مسیر زاینده رود " را می شناسیم...

و اما " پچ پچه های پشت خط نبرد " روایتی بسیار ملموس و تاثیر گذار و تاثر برانگیز از جنگ است که

علیرضا نادری با درایت و سیطره کامل به جنگ این نمایشنامه را نوشته است.

نمایشی سراسر اشک و لبخندهای تلخ! که بعد از اتمام نمایش احساس خوبی از تماشای یک تئاتر

به معنای واقعی خواهید داشت...

و اما در مورد کارگردان جوان و خوب این نمایش " اشکان خیل نژاد" که با کار قبلی اش (بالاخره این

زندگی مال کیه؟!) نشان داد که در انتخاب نمایشنامه های خوب و کارگردانی اثرهای انتخاب شده

خوب عمل میکند.

کارگردانی کار به نظرم زیرکانه بود طوریکه در ابتدای نمایش به اندازه 10 الی 15 دقیقه یک صحنه

تاریک و کسل کننده را می بینیم که با تغییر نور صحنه می بینیم که این کار لازم بوده و در راستای

اهداف نمایشنامه صورت گرفته است...

نورپردازی و طراحی صحنه ساده کار خیلی دلچسب و زیبا و تاثیرگذار بود مخصوصا صحنه ای که با

دوربین عکس می گیرند و البته خلاقیت خوب و بجا در صحنه عبور منور...

موسیقی خوب این اثر هم حال و هوای خاصی داشت و با کار گره خورده بود.


بازیهای خوبی در این نمایش می بینیم همه خوب و در جای خود قرار داشتند محمد هادی عطایی و

نوید محمدزاده هم مانند کار قبلی این کارگردان خیلی خوب بودند...

حتما این کار را ببینید و لذت ببرید...


**********************


پسرک را در شهر

با رفقایش می بینید

که احوالپرسی می کنند


اگر از شر مین ها

جان سالم به در برده باشند...!
ممنون آرش جان بابت نقد جالبت.
۱۵ آذر ۱۳۹۱
مرسی آقای رستمی از بابت نقد زیباتون.:) مشتاق شدم برم ببینم. ولی فقط حیف که خیلی ساعت شروع و پایانش دیر وقته. کاش زودتر بود. من مشکلِ تایم دارم:(
۱۶ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانه ی ما


آخرین خانه


در غربی ترین نقطه ی دنیاست ;


دوری درد آور است ...


ما را

با سنجاق

به ... دیدن ادامه » نقشه

اضافه کردند...!








( اینها یادداشت های یک دیوانه است ...! )

http://arash-rostami.blogfa.com
ما را

با سنجاق

به نقشه

اضافه کردند...!


جالب بود آقای رستمی...ممنون
۲۰ آذر ۱۳۹۱
ولی مارو هی با تف می چسبونن هی کنده میشیم!!!! :)))
۲۲ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب این کار رو دیدم و به نظرم کار بسیار خوب و قابل بحثی بود...

البته این نکته رو متذکر میشم که این کار یک نمایش عامه پسند نیست و شاید خیلی ها دوست نداشته

باشند اما دیدنش خالی از لطف نیست...

این نمایش نقاط قوت بسیاری داره این ارزش دیدنش رو چندین برابر میکنه.

نمایشنامه خوب و قوی که البته میشه در اون رد پای جلال تهرانی رو مشاهده کرد

بازی خوب سه بازیگر اصلی و ایده های خوب بکار رفته در نمایش بعنوان مثال صحنه شروع و پایان

نمایش...

استفاده خوب از نور،فضا و موسیقی خوب کار همه و همه بر زیبایی کار می افزود.

در ... دیدن ادامه » پایان به نظرم کسانی که میخوان یک تئاتر خوب ببینند که بعد از اجرا کمی حرف برای بحث داشته

باشه این نمایش رو پیشنهاد میکنم...
نمایش جالب و پر محتوایی بود. تشکر می‏کنم.
۲۰ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید میگم به همه عوامل کار بخصوص به دوستان عزیز خودم محمد مهدی نداف و سحرعبدالله

زاده و بقیه عوامل...

اجرای اولیه این نمایش رو در جشنواره شمسه سال پیش دیده بودم و خوب بود،یعنی بعنوان یک کار دانشجویی و برای اولین کار این گروه خوب و قابل دفاع بود.

در اجرای ارسباران هم این نمایش رو دیدم و در کل به نظرم خوب بود کار کرده بودند و زحمت کشیدند اما من اجرای جشنواره رو بیشتر دوست داشتم...

در اجرای جدید به نظرم زمان کار بی دلیل زیاد شده و یک کاری که باید در زمان 45 و نهایت 50 دقیقه بسته می شد بی دلیل و بدون کمک به پیشبرد متن و اجرا کشدار و خسته کننده شده و در جاهایی از نمایش باعث خستگی و کسالت مخاطب میشه.

یکی دیگه از مشکلات کار یکنواخت شدن تغییر صحنه ها و البته تعداد زیاد رفت و برگشت نور و صحنه های اضافه بود که میشد با خلاقیت هایی از صحنه ها بهتر استفاده کرد و دچار تکرار و یکنواختی نشد.

هرچند بازی حسین عزیز خوب بود و البته یک جاهایی دیگه دیالوگ های اضافه زیاد و صحنه های اضافی داشت ولی باید برای نقش های دیگر هم دیالوگهایی در متن گنجانده میشد تا هم سیر روایی داستان بهتر و ملموس تر میشد و هم از یکنواختی کار کاسته میشد...


در ... دیدن ادامه » انتها به همه گروه اجرایی خسته نباشید میگم و برای شروع یک کار و یک گروه خوب بود...

موفق باشید دوستان عزیز
آرش جان اجرایی که شما اون شب از کار دیدی نمایشی بود که خود من هم دوست نداشتم. گاها این اتفاق در تئاتری که بصورت عموم و هر شب اجرا می ره میفته. در مورد جزئیاتی که خوب بهش پرداختی در اولین فرصت با هم صحبت می کنیم. ممنون عزیز که تا ارسباران اومدی و کار رو دیدی ... دیدن ادامه » و سپاس فراوان بابت نگاشت نظر و نقدت.
در پناه حق شاداب تر باشی..
۱۶ آبان ۱۳۹۱
عطیه، بانوی عزیز، ممنون که نظرتون رو نوشتید.
۲۰ آبان ۱۳۹۱
ممنونم از اینکه کار رو دیدین:)
۲۰ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی نمایشنامه ها به نظرم باید اجراشون رو ببینی تا دوستشون داشته باشی یا نسبت به نمایشنامه ش جذب بشی.

آوازخوان طاس برای من از اون دست نمایشنامه هایی بود که نمایشنامه رو اصلا دوست نداشتم با اینکه

یکی از اولین نمایشنامه های مهم و مطرح سبک ابزورد نوشته اوژن یونسکو ست.

دیشب این اجرا رو دیدم و خوشم اومد.بازیهای خوب و کارگردانی و طراحی صحنه خوب یک نمایش جذاب رو

فراهم کرد.

موقعی که این نمایشنامه رو خوندم با خودم گفتم یعنی کدوم آدم عاقلی پیدا میشه که یه همچین

نمایشنامه ای رو روش وقت صرف کنه ولی دیشب واقعا نظرم عوض شد و مهارت کارگردان رو در میشه

گفت دراماتورژی کار دیدم و برام جالب بود با اینکه به متن اصلی کاملا پایبند و متعهد بود ولی نکات و

صحنه ... دیدن ادامه » های ظریفی رو در اجرا دیدم که به نظرم خیلی خوب بود.

بازی همه بازیگران خوب بود ولی هومن برق نورد و هوتن شکیبا خیلی خوب بودند.

***** خاطره ای که هنوز اتفاق نیفتاده و من دلم برایش تنگ می شود...!!! *****



می خواهم از این پس

" تــــو " را برای همیشه داشته باشم

و این گونه

گذشته های پوچ

را به دست فراموشی می سپارم...

و به رویاهای حقیقی مردی می اندیشم

که ... دیدن ادامه » " نــوسـتــــالـــژی "هایش را

در " آیــنــــده "جستجو می کند...!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*** باران نمی آید اما تو چترت را همراه ببر...! ***






همراه ٍ بادهای ٍ دلگیر ٍ پاییزی

همرنگ ٍ برگ های ٍ خزان زده

تنهاترین مرد ٍ شب پرسه های کوچه های آشنا

از شهــر ٍتو

با ... دیدن ادامه » قطاری به سوی نمی دانم کجا سفر می کند...

در پرسه های شبانه ات

چترت را همراه خودت ببر...!

من برای تنهایی ٍ هردومان بسیار گریسته ام.

این اشکهای لعنتی!

سخت عافیت سوزند،

از بادهای موزیانه ی پاییزی می ترسم

.

.

.

.

سرمایت ندهند...!؟
آفرین پسرم خوب بود
۰۴ آبان ۱۳۹۱
@ سمیه جان : ممنون مادر جان :-)


@ حامد جان : سپاس دوست عزیز

@ شروین عزیز : به به به خودت عزیز دل
۱۰ آبان ۱۳۹۱
سلام امیر جان

خوبی داداش؟کجایی؟

منم دلم برات تنگ شده...دسترسی هم بهت نداریم که شعراتو بخونیم

فکر کنم تنها راهش اینه که شب شعر بذاریم
۱۰ آبان ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*** قرارمان فصل انگور بود، یادت که هست ...؟! ***






دنیا ما را به بازی گرفته است

ما زندگی را چرا این قدر جدی گرفته ایم...؟!

وقتی شعر گفتن،فعلی ست حرام

همین می شود دیگر ...

تو ... دیدن ادامه » مجبور می شوی

چند سطر پائین تر،منتظرم بمانی

با خوشه های انگور ٍ هفت ساله در دست

و من ...

از سطوری بالاتر از مطلع این شعر

با سبویی دردست به سوی تو سرازیر ...

تازه به هم که می رسیم می فهمیم

فصل انگور تمام شده

و دستان تو

بوی غوره می دهند ...!!!





( اینها یادداشتهای یک دیوانه است ...! )

http://arash-rostami.blogfa.com
HAV
نگو برادر شما عاقل تریتی..
آفرین بو تو و قلمت
۲۱ مهر ۱۳۹۱
ممنون شروین عزیز



۲۵ مهر ۱۳۹۱
شادی جان لطف داری

ولی قبلا هم گفتم من "علی " نیستم :-)
۲۵ مهر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
******** با ابزوردی به میزان لازم به صدای زمین گوش کن *********



به صدای زمین گوش کن نمایشی است از جلال تهرانی که این روزها بر صحنه تالار مولوی جولان می دهد.

نمایشی پر از مونولوگ و دیالوگهایی از جنس جلال تهرانی با بازی هایی به شدت خیره کننده و خوب.

بعد از چندی با تماشای این اجرا حس تماشای یک تئاتر (نمایش به معنی واقعی کلمه) لذت بخش بود.

میزانسن های حساب شده،نور خوب و موسیقی زنده در خدمت متن ما را متوجه میکند که با یک تئاتر

روبه رو هستیم ،

پس لازم است بدون حرکت سر جای مان بنشینیم و حدود دو ساعت و اندی نمایش را با لذت و بدون

... دیدن ادامه » خستگی تماشا کنیم...

متنی که جلال تهرانی نوشته و آنرا کارگردانی میکند به شدت حس و حالی شاعرانه دارد و بسیار قابل

لمس است و یاد آور خاطرات خوبی برای تماشاگر می باشد استفاده بجا و صحیح از نور ،موسیقی و تم

اصلی کار که یه استودیوی رادیویی می باشد فضایی دوست داشتنی را برای ارائه این نمایش خلق میکند.

هرچند با توجه به خصلت نوشته های جلال تهرانی شما مطمئنا شاهد دیالوگها و مونولوگهایی با ضرب

آهنگ تند و سریع خواهید بود که مختص شخصی بنام جلال تهرانی است.

به تمامی دوستانی که این نمایش را تا بحال ندیده اند پیشنهاد میکنم این کار را از دست ندهید...

در پایان باید به این نکته مهم و عمیق اعتراف کنیم که :


جای جلال تهرانی در تئاتر شهر خالی ست ...
دلم گرفته است

همچون

تفاله ی ٍغلیظ ٍ چای ٍ

پس از

یک عصر ٍ دلگیر ٍ جمعه ...

می دانم تو هم که عاشق نوشیدن چای

در عصرهای غم انگیزی

تنهایی مرا سر نمی کشی...!

اما ... دیدن ادامه » من همیشه و هنوز

عاشق حلاوتٍ نگاه تو می مانم...

تلخی تنهایی ٍ غم انگیزم

به شیرینی ٍ چشمانت در

...

..

.
ممنون شعرت زیبا بود آرش جان
با تشکر
۱۰ مهر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*** مانی حقیقی و ترانه علیدوستی برای اکران اروپایی " پذیرایی ساده " عازم سوئیس شدند ***




به گزارش (ایسنا) جدیدیترین ساخته مانی حقیقی اکران خود را در سینماهای سوئیس و شهرای آن آغاز کرده است.

"پذیرایی ساده" قرار است در ادامه در کشورهای آلمان و اتریش هم به نمایش درآید.

قرار است در مدت چهار روزه ی مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در چلسلت پرسش و پاسخ فیلم حضور پیدا کنند.

پخش کننده ی فیلم پذیرایی ساده (( تری گون فیلم)) یک پخش کننده ی سوئیسی است.

به گفتهی مانی حقیقی این فیلم به تازگی در ایران مجوز گرفته است و پخش کنندهی آن ((هدایت فیلم)) فرار است در پائیز آن را اکران کند.


بازیگران ... دیدن ادامه » این فیلم عبارتند از : مانی حقیقی،ترانه علیدوستی،سعید چنگیزیان،محمد عاقبتی، اسماعیل خلج،قربان نجفی ،صابر ابر و ...

در حالی نمایش پذیرایی ساده در اروپا آغاز شده ایت که این روزها فیلم " درباره الی" هم با بازی مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در سینماهای انگلستان روی پرده رفته است.

درودبرتو آرش کماندارقدیم دیوار
فوق العاده خبرت مسرت بخش بود مشعوف شدم
ممنون:)))
۲۷ شهریور ۱۳۹۱
مرسی سحر جان


علی ژیان دقت کن پسر و فیلم های خوب رو تشخیص بده :-)
۰۴ مهر ۱۳۹۱
مخلصیم علی جان

حتما با هم میریم می بینیم
۰۴ مهر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*** ??!!!! H2 - O2 = H2O ***



جــهــــان خــفـــه است

آسـمــــان خـفـــه است

و در این بی هوایی ٍ مطلق

من در عجبم !

که چگونه

این

... دیدن ادامه » " هیدروژن ها "

به تنهایی

اشک ٍ تو را درآوردند ...؟!!!





( اینها یادداشت های یک دیوانه است ...! )

http://arash-rostami.blogfa.com
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیمه ای تاریک

نیمه ای خالی

نیمه ای تنها

نیمه ای یخ زده

...

..

.

به قرن انسانهای مدرن

خوش ... دیدن ادامه » آمدید ;

لطفا

.
.
.
.
.


هـــ

بــــــ

و

طـــ


را رعایت کنید...!

خالی ام چون باغ بودا ، خالی از نیلوفرانش
خالی ام چون آسمان یخ زده بی اخترانش

خلق ، بی جان ، شهر گورستان و ما در غار پنهان
یأس و تنهایی و من ، مانند لوط و دخترانش

پاره پاره مغربم. با من نه خورشیدی ، نه صبحی
نیمی از آفاقم اما ، نیمه ی بی خاورانش

۱۵ شهریور ۱۳۹۱
مهرداد جان

منم دلم برای حضور تو تنگ شده بود...

کجایی پسر؟
۲۰ شهریور ۱۳۹۱
امیر جان

مرسی که خوندی

آره می بینی چه پایان غم انگیزی داره :)
۲۰ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید