تیوال آرام نیک بین | دیوار
S2 : 02:55:09
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ریتم!تمپو!ریتم!
من به شخصه علاقه مند به کارهایی با تمپوی بالا هستم.چه برای انتخاب در اجرا و چه برای تماشا، لیکن تجربه حسی ASMRنگرشی بسیار متفاوت را در زمینه ریتم و تمپو در مقابل ما می گشاید، که به نوبه خود، اگر در چارچوبی درست و در خدمت متن باشد می تواند چشم نواز به نظر برسد.
"صدای آهسته برف" یک سری تابلوی نقاشی را در مقابل چشمان ما به نمایش می گذارد ، که اسلایدوار از پی هم می گذرند.و در نهایت هم انگار به پایان نرسیده است.
بازی ها بسیار خوب بود و حرکات همه هماهنگی بسیار خوبی داشت.
در شبی که من به اجرای نمایش نشستم بهناز جعفری در نقش سایریش بسیار درخشید و باز هم برای من بازیگر کلاسی آموزشی از درخشش وی بر صحنه بود.سایر بازیگران نیز بسیار درخشان بر صحنه حضور داشتند بویژه مریم نورمحمدی که در مقابل بازیگران حرفه ای تر بسیار با اعتماد بنفس و بجا ظاهر ... دیدن ادامه » شد.
دکور کار اوج هنرنمایی آن بود که به تنهایی وسوسه تماشای کار را بر می انگیزد.
لیکن استفاده از هاشف خیلی جذاب نبود
کاش با تمحیدی دکور کار جلوتر بسته میشد تا صدای بازیگران واضحتر بدون استفده از هاشف به گوشمی رسید..
و در پایان
خسته نباشید به همه عوامل کار.
امیدوارم دوباره در هنگام بازی مسیح جان کاظمی هم به تماشای کار بنشینم و لذت ببرم.
من
زنی را می شناسم
که از از لانچر 5، زنده بیرون آمد
و تنش گورستان تباهی هایی ست که اورا چروک می کند
آه
که چه سخت است، اورا با زنان دیگر ،قیاس کردن!!!!!!
زنی که نمی زاید.... اما هرروز حماقت دیگران را قی می کند.
...
لانچر5 یک حگایت مردانه نیست؟ حکایت مغزهای کوچک زنگ زده همه ماست، که در آلت هامان فریاد می کشد.
حکایت تن هایی که به یغما رفتند و چشم هایی که همیشه، فقط، می نگرند.
.....
به عنوان یک بازیگر ، سر تعطیم فرور می آورم به همه بازیگران بی نهایت درجه یک کار.
هرسخنی بیش از این گزافه است که: یک شاهکار بی بدیل در سبک رئال، که با نهایت شرافت، برصحنه دلبری می کند.
خسته نباشید بچه های لانچر 5
همیشه بدترین اتفاقا،تو بی دفاع ترین لحظه ها پیش میاد!
احمد بیگی و علیرضا اسفندیاری این را خواندند
وحید هوبخت این را دوست دارد
این که دیالوگ آبی مایل به صورتی بود ...
۰۹ آبان
جملات خوب، تکرار پذیرند
۱۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول خسته نباشید.به همه عوامل گروه.
و تحسین بازی جناب یحیوی که بسیار به نقش نزدیک و قابل باور بود. و حضور موثر سعید داخ عزیز.
تئاتتر را پسندیدم و توصیه می کنم.
پیروز و موفق باشید.
پوریا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باتقدیر از همه عوامل این تئاتر آبرومند و شریف
و تحسین بازی نسا یوسفی، محمد نادری، مرتضی حسینی، هادی شیخ الاسلامی و سایر بازیگران عزیز.
دیدم پسندیدم و آرزوی موفیت دارم.
پوریا، شاهین، پویا فلاح، محمد ناجی و وحید این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیامک صفری یک بازیگر صاحب سبک تئاتر است.ازآنها که تنها آمدن نامش در پوستر یک کار،به شما این نوید را می دهد که حتما یک اجرای خوب خواهید دید.حتی اگر متن یا کارگردانی چندان چنگی به دل نزند.! نسیم ادبی هم این روزها به یک برند تبدیل شده، یک برند بازیگری مرغوب و مطلوب که می تواند شما را با هر ارایه جدیدی غافلگیر کند.او که سالها ست در تئاتر رد درخشانی از خود بجای گذاشته، هم اکنون در تلویزیون و سینما هم حضوری موثر پیدا کرده و به نظرم، می رود که عنقریب حداقل سیمرغی بر شانه هایش بنشیند.حال گردهمایی این دو و حضور صفری در غایت کارگردان، مسلما یک اثر تماشایی و پرمخاطب را نوید می دهد.کر با منولوگی ضبط شده آغاز می شود از ترانه های موزیسین نوگرای دوران قبل از انقلاب فرهاد مهراد که به نوعی در طول کار با ارایه آثار دیگر او به نوعی ادای دینی به وی و سبک موسیقاییش می ... دیدن ادامه » شود.بازی ها خوب است. لیکن خطی و ییکنواخت.بیان هردو بازیگر حس اعتماد به نفس آنها را در صحنه متبلور می کند.کار به لحاظ بازیگری تقریبا بی نقص است.اما یک شوک کم دارد.شوکی که مخاطب را از نیمه راه از کسالت درآورد و لختی ناشی از دیالوگ ها را بکاهد.شاید این ضعف متن باشد یا میزانسنی که صفری چیده جوابگوی خوانش آن نبوده. در هر رو کار استاندارد است. اما آنطور که انتظار می رود، درخشان نیست.دکور به گونه ای ساده اما کارا و دلپذیر ؛در طول کار رخ می نماید. و اندک افکتهای ساده نوری، کاملا در اختیار کار هستند.اما باید دید ایا این سادگی براساس یک ضرورت ایجاد شده یا منطق روایی کارگردان اینچنین بوده؟! چون ناخودآگاه این تفکر برای من مخاطب بوجود می آید که بیان یک سلسله معضلات اجتماعی در بازه یک ساعته، حداقل نیازمند بهره گیری از اکسسوار و میزانسنی پیچیده تر است.تا حس همدات پنداری یا اندکی ژرف اندیشی را بوجود آورد.
به هر صورت تماشای این تئاتر با حضور دو بازیگر توانمند و البته سوژه جدید و نوستالژی عاشانه اش، حتما توصیه می شود.
به همه عوامل این کار صمیمانه تبریک و خسته نباشید می گویم.
H_A این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و خسته نباشید به گروه جوان و با استعداد اکوان دیو.
اینکه در تئاتر ما، چالش های فانتزی در پردازش متون داخلی بسیار کم اتفاق می افتد، بحثی علی حده است که در این مقال نمی گنجد، لیکن تلاش برای بیان روایتی عاشقانه با رگه های کمیک، آن هم بنا نهاده شده بر داستان های اسطوره ای کشورمان- که متاسفانه مهجور و مورد بی مهری است- به خودی خود و سوا از غنای کار قابل تحسین و ستایش است. روایتی شاهنامه ای با بیان محاوره ای و البته با ایجاد پاری فضاهای نقالی، و گنجاندن طنز -چه پیش بینی شده ، چه بداهه- بسیار خوشتر از هر نوع دیگر روایی، بر جان می نشیند. تقریبا تمام کار فرمال است و در عین بی نظمی، به طرز چشمگیری منظم و خط کشی شده است. بازیها گاه آنقدر مخاطب را درگیر می کند که از حال خود بی خود می شود و گاها صدای خنده های بی اختیار در سالن شنیده می شود.با تمام رک گویی و طنز ... دیدن ادامه » اجتماعی نهفته در لایه های پی رنگ آن ،به ورطه کلیشه و شعار نمی افتد و بی ادعا کار خودش را می کند. با وجود فضای کمدی و پر شر و شور کار- که با حرکات فرم درست و حساب شده زیبایی بصری دو چندانی به نمایش داده- در نهایت، ماجرای عشق بیژن و منیژه ما را به سوگ عاشقانه های ازدست رفته تمام دوران ها می نشاند و برای شکوفه ای که سالهاست گویی زمین را فراموش کرده، بر گونه هامان نم می زند. باشد که شاهد اینگونه متن های ساده اما درخشان و فاخر در عرصه تئاتر بی ادعای کشورمان باشیم.
شادکام باشید و پیروز
اره بخدا مخصوصا بعضی ها
۱۲ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید