آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال آرام نیک بین | دیوار
S3 : 04:06:22 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
تاریخ مجموعه وقایعی است که اتفاق می افتدتا ما عبرت بگیریم لیکن هر بار در این دور تسلسل و ورطه تکرار ما همان می کنیم که نباید...
شمشیر ها را با برگ های کتاب از خون می زداییم
اندیشه را می سوزانیم و برای سلسله ظلم شجره نامه از بحر می کنیم و می شویم طلایه دار اغیار
.
حسین کیانی که از زمره درام نویسان وفادار به فرهنگ و لغت پارسی است در پاره ای آثارش، به نقش و حضور زن در تاریخ ایران زمین می پردازد و فارغ از نگاههای کلیشه ای و نخ نمای فمینیستی و مد روز، با رویکردی منصفانه، سعی در بسط نگر جدیدی به زنان دارد. ویژگی مهم آثار او در این حیطه، زنان ضد زن، یا زنانگی به عزلت خزیده زنان در طول تاریخ است.
پنهان خانه پنج در با متنی سربلند و جذاب و کشش دراماتیک، سرنوشت فرهنگ و اندیشه مملکت را در بازی زنانه ای ، چنان ظریف به چالش می کشد و موازی با آن نقش زن را در تضعیف یا تقویت اندیشه و هویت مام میهن را آشکار می سازد ، که در وهله اول می پنداری که خود متن یارای همراهی مخاطب ... دیدن ادامه ›› را دارد.
اما تصویر بی بدیل و غیر تکراری از یک متن ایرانی که در رگ و پی تاریخ پاره پاره این ملک ، به دنبال تبرها و قصه درختهاست ، با ظرافتی تمام و بی تکلف توسط آرش فلاحت پیشه بر صحنه جان یافته و نگاه مخاطب را دو چندان در پی خویش، می کشاند.
مینیمال بودن فضا و طراحی دکور چنان جان در پیکره بازیگران دمیده بود که گویی حتی نیاز به آن اکسسوار اندک نیز نبود، بازی های سخاوتمند و درست و نشسته بر فرم کار نشان از هدایت منطقی و عالمانه آنان دارد، آنچه در این اجرا میبینیم فراتر از وفاداری صرف به متن است و گویی همگی به تماشای عقاید و افکار کارگردان نشسته ایم و در بحر تخیلات او، یک نقاشی امپرسیون متحرک را به نظاره نشسته ایم.
.
سوای هر نقد و نظر دیگر، امشب بعد از تماشای این اثر، دوباره آتشفشان احساس در من جوشیدن گرفت تا بنویسم و بیاد این روز های سخت که چشمم به در سالن های تئاتر خشک شده بود ، حلاوت تماشای اثری در خور تحسین را به خودم بچشانم.
ریتم!تمپو!ریتم!
من به شخصه علاقه مند به کارهایی با تمپوی بالا هستم.چه برای انتخاب در اجرا و چه برای تماشا، لیکن تجربه حسی ASMRنگرشی بسیار متفاوت را در زمینه ریتم و تمپو در مقابل ما می گشاید، که به نوبه خود، اگر در چارچوبی درست و در خدمت متن باشد می تواند چشم نواز به نظر برسد.
"صدای آهسته برف" یک سری تابلوی نقاشی را در مقابل چشمان ما به نمایش می گذارد ، که اسلایدوار از پی هم می گذرند.و در نهایت هم انگار به پایان نرسیده است.
بازی ها بسیار خوب بود و حرکات همه هماهنگی بسیار خوبی داشت.
در شبی که من به اجرای نمایش نشستم بهناز جعفری در نقش سایریش بسیار درخشید و باز هم برای من بازیگر کلاسی آموزشی از درخشش وی بر صحنه بود.سایر بازیگران نیز بسیار درخشان بر صحنه حضور داشتند بویژه مریم نورمحمدی که در مقابل بازیگران حرفه ای تر بسیار با اعتماد بنفس و بجا ظاهر شد.
دکور کار اوج هنرنمایی آن بود که به تنهایی وسوسه تماشای کار را بر می انگیزد.
لیکن استفاده از هاشف خیلی جذاب نبود
کاش با تمحیدی دکور کار جلوتر بسته میشد تا صدای بازیگران واضحتر بدون استفده از هاشف به گوشمی رسید..
و در پایان
خسته نباشید به همه عوامل کار.
امیدوارم دوباره در هنگام بازی مسیح جان کاظمی هم به تماشای کار بنشینم و لذت ببرم.
من
زنی را می شناسم
که از از لانچر 5، زنده بیرون آمد
و تنش گورستان تباهی هایی ست که اورا چروک می کند
آه
که چه سخت است، اورا با زنان دیگر ،قیاس کردن!!!!!!
زنی که نمی زاید.... اما هرروز حماقت دیگران را قی می کند.
...
لانچر5 یک حگایت مردانه نیست؟ حکایت مغزهای کوچک زنگ زده همه ماست، که در آلت هامان فریاد می کشد.
حکایت تن هایی که به یغما رفتند و چشم هایی که همیشه، ... دیدن ادامه ›› فقط، می نگرند.
.....
به عنوان یک بازیگر ، سر تعطیم فرور می آورم به همه بازیگران بی نهایت درجه یک کار.
هرسخنی بیش از این گزافه است که: یک شاهکار بی بدیل در سبک رئال، که با نهایت شرافت، برصحنه دلبری می کند.
خسته نباشید بچه های لانچر 5
همیشه بدترین اتفاقا،تو بی دفاع ترین لحظه ها پیش میاد!
احمد بیگی و علیرضا اسفندیاری این را خواندند
وحید هوبخت این را دوست دارد
این که دیالوگ آبی مایل به صورتی بود ...
۰۹ آبان ۱۳۹۸
جملات خوب، تکرار پذیرند
۱۰ آبان ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اول خسته نباشید.به همه عوامل گروه.
و تحسین بازی جناب یحیوی که بسیار به نقش نزدیک و قابل باور بود. و حضور موثر سعید داخ عزیز.
تئاتتر را پسندیدم و توصیه می کنم.
پیروز و موفق باشید.
پوریا این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
باتقدیر از همه عوامل این تئاتر آبرومند و شریف
و تحسین بازی نسا یوسفی، محمد نادری، مرتضی حسینی، هادی شیخ الاسلامی و سایر بازیگران عزیز.
دیدم پسندیدم و آرزوی موفیت دارم.
پوریا، شاهین، پویا فلاح، محمد ناجی و وحید این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سیامک صفری یک بازیگر صاحب سبک تئاتر است.ازآنها که تنها آمدن نامش در پوستر یک کار،به شما این نوید را می دهد که حتما یک اجرای خوب خواهید دید.حتی اگر متن یا کارگردانی چندان چنگی به دل نزند.! نسیم ادبی هم این روزها به یک برند تبدیل شده، یک برند بازیگری مرغوب و مطلوب که می تواند شما را با هر ارایه جدیدی غافلگیر کند.او که سالها ست در تئاتر رد درخشانی از خود بجای گذاشته، هم اکنون در تلویزیون و سینما هم حضوری موثر پیدا کرده و به نظرم، می رود که عنقریب حداقل سیمرغی بر شانه هایش بنشیند.حال گردهمایی این دو و حضور صفری در غایت کارگردان، مسلما یک اثر تماشایی و پرمخاطب را نوید می دهد.کر با منولوگی ضبط شده آغاز می شود از ترانه های موزیسین نوگرای دوران قبل از انقلاب فرهاد مهراد که به نوعی در طول کار با ارایه آثار دیگر او به نوعی ادای دینی به وی و سبک موسیقاییش می شود.بازی ها خوب است. لیکن خطی و ییکنواخت.بیان هردو بازیگر حس اعتماد به نفس آنها را در صحنه متبلور می کند.کار به لحاظ بازیگری تقریبا بی نقص است.اما یک شوک کم دارد.شوکی که مخاطب را از نیمه راه از کسالت درآورد و لختی ناشی از دیالوگ ها را بکاهد.شاید این ضعف متن باشد یا میزانسنی که صفری چیده جوابگوی خوانش آن نبوده. در هر رو کار استاندارد است. اما آنطور که انتظار می رود، درخشان نیست.دکور به گونه ای ساده اما کارا و دلپذیر ؛در طول کار رخ می نماید. و اندک افکتهای ساده نوری، کاملا در اختیار کار هستند.اما باید دید ایا این سادگی براساس یک ضرورت ایجاد شده یا منطق روایی کارگردان اینچنین بوده؟! چون ناخودآگاه این تفکر برای من مخاطب بوجود می آید که بیان یک سلسله معضلات اجتماعی در بازه یک ساعته، حداقل نیازمند بهره گیری از اکسسوار و میزانسنی پیچیده تر است.تا حس همدات پنداری یا اندکی ژرف اندیشی را بوجود آورد.
به هر صورت تماشای این تئاتر با حضور دو بازیگر توانمند و البته سوژه جدید و نوستالژی عاشانه اش، حتما توصیه می شود.
به همه عوامل این کار صمیمانه تبریک و خسته نباشید می گویم.
H_A این را پاسخ داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام و خسته نباشید به گروه جوان و با استعداد اکوان دیو.
اینکه در تئاتر ما، چالش های فانتزی در پردازش متون داخلی بسیار کم اتفاق می افتد، بحثی علی حده است که در این مقال نمی گنجد، لیکن تلاش برای بیان روایتی عاشقانه با رگه های کمیک، آن هم بنا نهاده شده بر داستان های اسطوره ای کشورمان- که متاسفانه مهجور و مورد بی مهری است- به خودی خود و سوا از غنای کار قابل تحسین و ستایش است. روایتی شاهنامه ای با بیان محاوره ای و البته با ایجاد پاری فضاهای نقالی، و گنجاندن طنز -چه پیش بینی شده ، چه بداهه- بسیار خوشتر از هر نوع دیگر روایی، بر جان می نشیند. تقریبا تمام کار فرمال است و در عین بی نظمی، به طرز چشمگیری منظم و خط کشی شده است. بازیها گاه آنقدر مخاطب را درگیر می کند که از حال خود بی خود می شود و گاها صدای خنده های بی اختیار در سالن شنیده می شود.با تمام رک گویی و طنز اجتماعی نهفته در لایه های پی رنگ آن ،به ورطه کلیشه و شعار نمی افتد و بی ادعا کار خودش را می کند. با وجود فضای کمدی و پر شر و شور کار- که با حرکات فرم درست و حساب شده زیبایی بصری دو چندانی به نمایش داده- در نهایت، ماجرای عشق بیژن و منیژه ما را به سوگ عاشقانه های ازدست رفته تمام دوران ها می نشاند و برای شکوفه ای که سالهاست گویی زمین را فراموش کرده، بر گونه هامان نم می زند. باشد که شاهد اینگونه متن های ساده اما درخشان و فاخر در عرصه تئاتر بی ادعای کشورمان باشیم.
شادکام باشید و پیروز
اره بخدا مخصوصا بعضی ها
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید